تعیین ارتباط بین تعداد پلاک های موجود در MRI با کنتراست مغز و نخاع در بیماران مراجعه کننده با عود MS و سطح سرمی ویتامین D به تفکیک فصول سال

Seasonal variation of MRI parameters& serum 25- Hydroxy vitamin D Levels in relapse of multiple sclerosis .


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان:

کلمات کلیدی:

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 5558
عنوان فارسی طرح تعیین ارتباط بین تعداد پلاک های موجود در MRI با کنتراست مغز و نخاع در بیماران مراجعه کننده با عود MS و سطح سرمی ویتامین D به تفکیک فصول سال
عنوان لاتین طرح Seasonal variation of MRI parameters& serum 25- Hydroxy vitamin D Levels in relapse of multiple sclerosis .
نوع طرح
محل اجرای طرح مدیریت توسعه فناوری سلامت
رسته مطالعاتی توصیفی- تحلیلی
دانشکده/مرکز دانشکده پزشکی زاهدان
زمان اجرا -روز

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
مریم غفار پورهمکار متخصصghafarpoor2020@gmail.com
شراره صانعی سیستانیمجری اول دکترای تخصصی sharareh.sanei@gmail.com
علی مقتدریمجری دوم فلوشیپamoghtaderi@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی تعیین ارتباط بین تعداد پلاک های موجود در MRI با کنتراست مغز و نخاع در بیماران مراجعه کننده با عود MS و سطح سرمی ویتامین D به تفکیک فصول سال
خلاصه طرح به لاتینSeasonal variation of MRI parameters& serum 25- Hydroxy vitamin D Levels in relapse of multiple sclerosis .
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهشمولتیپل اسکلروزیس یک مثال کلاسیک از بیماریهای دمیلینیزان اولیه است که با دیسفانکشن ایمنی در تولید ایمنو گلوبولین و سلولهای T- غیر طبیعی که بر علیه میلین فعالیت می کنند مشخص می شود . سن شروع بیماری بین 20 تا 40 سال است و فقط 10% موارد, بالای 50 سال سن دارند. بیماری به نسبت دو برابر در زنها شیوع بالاتری نسبت به مردها دارد .1 مولتیپل اسکلروزیس به صورت حاد ، مزمن یا عود کننده تظاهر می کند. علائم شایع نورولوژیک شامل نوریت اپتیک ، پارالیزی ، بی حسی ، آتاکسی و ترمور است .2 این بیماری یک اختلال دمیلینیزان می باشد که با التهاب و تخریب انتخابی میلین CNS مشخص می شود. سیستیم عصبی محیطی دست نخورده باقی می ماند و بیشتر بیماران شواهدی از بیماری سیستمیک (مربوط به PNS)را نشان نمی دهند . MS با یک تریاد شامل : التهاب ، و دمیلینیزاسیون و گلیوز ( ایجاد اسکار ) مشخص می شود . دوره بیماری می تواند پیشرونده (PROGRESSIVE) یا رفت و برگشتی (Relapsing-Remitting) باشد . ضایعات MS بطور تیپیک در محل های مختلفی ازCNSایجاد می شوند .3 دوره های MS ممکن است با توضیح دادن پدیده های بالینی بهتر در نظر بیاید: عود حاد نشانه های نورولوژیک که با یک رمیسیون نسبی یا کامل پایان می پذیرد (RR) و پروگرسیون و پیشرفت که به بدتر شدن پایدار و غیر قابل برگشت نشانه ها و علائم طی مدت 6 ماه اشاره دارد .4 عموماً عقیده بر آن است که MSیک اختلال وابسته به ایمنی است که در افراد با استعداد ژنتیکی رخ می دهد .علل تفاوت در شیوع و بروز مولتیپل اسکلروزیس در سطح دنیا نامشخص باقی مانده اما توجیه ژنتیکی و محیطی برای آن مطرح شده است . 5 در واقع MSیک بیماری دمیلینیزان التهابی مزمن سیستم اعصاب مرکزی میباشد که به دو فاکتور حساسیت ژنتیکی و محیطی وابسته است و عقیده بسیاری بر آن است که یک اتیولوژی اتوایمیون وابسته به T-cell دارد .6 شواهد چندی ، از این فرضیه که اتوایمونیسیته نقش مهمی را در پیشرفت MS بازی می کند حمایت می نماید . عموما این مساله پذیرفته شده که بیماریهای اتوایمیون از تداخل پیچیده ای بین حساسیت ژنیتیکی و عوامل محیطی ناشی می شوند . تفاوت های جغرافیائی در شیوع و بروز این بیماری مطرح شده است ، مثلا مطالعات در جمعیت های مهاجر از مناطق با شیوع پائین به مناطق با شیوع بالا ، مطرح کننده این است که محیط فاکتور کلیدی در پاتوژنز این بیماری است .7 عوامل محیطی در ایجاد و پیشرفت MS نقش دارند . منجمله : ویروسهایی مثل EBV ,سطح ویتامین D و سیگار کشیدن همچنین تغذیه ، چاقی ، حاملگی ، هورمونها و استرس . از میان این عوامل ویتامین Dو ویروسها مشخصا طرح فصلی (seasonality) دارند بطوریکه سطوح ویتامین D در مواجهه با اشعه ماوراء بنفش خورشید که طی فصول مختلف سال دچار تغییرات می شوند نوسان نشان می دهند .8 بطورکلی تشخیص MS به یک مسئله چالش برانگیز تبدیل شده است چون هیچ EXAMINATION اختصاصی ، تست آزمایشگاهی یا یافته فیزیکی به تنهائی تشخیصی و یا پاتوگنومونیک این بیماری نیست .در عین حال به علت وجود درمانهای مختلف برای این بیماری , تشخیص آن خیلی مهم است. از نظر هیستوپاتولوژی ضایعات فعال MS نواحی از تخریب انتخابی غلاف میلین و التهاب پره ونتریکولار را نشان می دهند . MRI حساس ترین اندیکاتور جهت پیدا کردن پلاک های MS است . تصویر برداری به تنهائی هرگز نباید دیاگنوستیک در نظر گرفته شود . در بیمارانی که MS تائید شده دارند MRI در 90 % موارد ضایعات را نشان می دهد که در مقایسه با CTکه 50% و تست های آزمایشگاهی که 80 – 70% ارزش دارند ، از ارزش بیشتری برخوردار است . پلاک های MS به طور تیپیک گرد یا بیضی شکل هستند که در منطقه پره ونتریکولار و یا سطح اپاندیمال خصوصاً در طول شاخ اکسی پیتال دیده می شوند . سکانس های استفاده شده در تعیین پلاک های MSشامل IMAGE T1WEIGHTED و T2 WEIGHTED IMAGES , FLAIR هستند . سایر تکنیک هایی که ممکن است کاربرد داشته باشند MAGNITIZATION TRANSFER و PW , DW است .به طور استاندارد در T2 پلاکهایMS به صورت ضایعات HIGH - INTENSITIYبه شکل بیضی – کشیده و یا گرد دیده می شود. FLAIR SCAN مفید است چون ضایعات HIGH – INTENSITIY مولتیپل اسکلروزیس درT2ممکن است توسطCSF که آن هم در T2 حالت HIGH - INTENSITIYپیدا می کند مخفی شوند .در T1 که حساسیت کمتری در تعیین پلاک ها دارد پلاک حالت LOW - INTENSITIY پیدا میکند که توسط یک HALO نازک احاطه شده است . MRI باکنتراست توسط گادولینیوم ,ضایعات حاد MS راکه همراه با آسیب به سد خونی – مغزی هستند, به خوبی نشان می دهد . روش استاندا رد T1 – WEIGHTED IMAGES میباشد.همچنین MAGNITIZATION TRANSFER ممکن است کمک بیشتری کند چون می تواند پیش زمینه را در ضایعات ساپرس کند . ضایعات حاد در MS به طور متوسط 6 تا 8 هفته کنتراست را جذب می کنند .2 . در ضایعات قدیمی تر بدون التهاب واکنشی باقیمانده سیگنال بالای غیر طبیعی در T2 WIS پایدار می ماند که مطرح کننده Scar باقیمانده است. در موارد شدیدMS فقدان کلی بافت نورونی، ممکن است رخ دهد و ضایعات ماده سفید ممکن است به طور کلی سیگنال تیره درسکانس های T1داشته باشند که اغلب (Dark Iesion) های MS را منعکس می کنند . در موارد مزمن MS فقدان منتشر(Diffuse)ماده سفید عمقی مغز و نازک شدن کورپوس کالوزوم و ونتریکولومگالی ex-vacuo بالقوه مرتبط با آن وجود دارد. 13 چنانکه گفته شد ویتامین D از جمله عوامل محیطی است که در ایجاد و پیشرفت MSدخیل می باشد. ویتامین D یک هورمون استروئیدی است که به طور موفقیت آمیزی در پوست ( توسط اشعه خورشید یا UR ) ، کبد ، کلیه ها متابولیزه و به متابولیت خود(1 و 25 دی هیدروکسی کله کلسیفرول)تبدیل می شود.این متابلیت توسط بافت های دارای رسپتورهای خاص ویتامین D که در قسمت های مختلف بدن ( پوست ، عضلات ، استخوان ، غدد ، روده ، CNS ، میکروگلیا ، لنفوسیت های T, B و منوسیت های فعال شده )قرار دارد تشخیص داده می شود . علاوه بر اثرات شناخته شده آن روی متابولیسم کلسیم و فسفر بنظر می رسد که ویتامین D تاثیرات مهم دیگری خصوصا اثرات ضد التهابی ، آنتی پرو لیفرایتو و نیز مدولاتوری روی نوروتروپین ها ، فاکتورهای رشد و نوروترانسمیتر های CNS در پستانداران داشته باشد. 9 هم در مطالعات تجربی و هم در مشاهدات بالینی شواهدی دال بر این وجود دارد که ویتامین D به عنوان یک مدولاتور هموستاز کلسیم شناخته شده و یکی از چندین عامل محیطی است که می تواند بر شیوع MS مؤثر باشد . نشان داده شده است که سطوح پائین ویتامین D با افزایش احتمال MS ومواجهه با تابش آفتاب واستفاده از مکمل های ویتامین D با کاهش احتمال MS همراه بوده است .این اثرات پروتکتیو (حفاظتی ) ویتامین D در MS می تواند به خصوصیات غیر مدولاتوری منتسب شود . همچنین شکل فعال ویتامین D (1 و 25 دی هیدروکسی کله کلسیفرول ) شیفتی را در سلولهای پرزانته کننده آنتی ژن (APC ) و سلولهای T (CD4+ ) در جهت ایجاد التهاب کمتر باعث می شود . این اثر حفاظتی که منجر به کاهش احتمال بیماری میشود با اثرات مثبت استفاده از مکمل های ویتامین D و مواجهه با نور خور شید حمایت می شود. همبستگی مولکولی بین فعالیت ضایعات و سطوح(25-OH-vit D ) حاکی از آن است که ویتامین D تغذیه ای ممکن است یک اثر ایمنومدولاتوری قابل توجه به التهاب CNS ایفا کند که این خود در مطالعات ایمنولوژیک و تجربی مطرح شده است .11 از طرفی در برخی مطالعات رابطه معکوس بین سطح ویتامین D و عود MS مشخص نشده است ,به طوری که میتوان گفت اثر ویتامین D بر عود MS یک کنتراورسی است. 12 در یک مطالعه که توسط Munger وهمکارانش جهت بررسی اثر حفاظتی ویتامین D براحتمالMSدر سالهای 1980 و1991 در پرسنل پرستاری در ایالات متحده انجام شده است نشان داده شد که مقادیر پایه ویتامین D رابطه معکوسی با احتمال MS دارد و البته بر عکس ; هیچگونه رابطه ای بین جذب ویتامین D از غذا و ریسک MS وجود ندارد. چنین رابطه غیر معنی داری پس از خروج زنانی که مکمل ویتامین D را دریافت کرده بودند نیز نشان داده شد. رابطه معکوسی بین جذب ویتامینِD توتال یا جذب ویتامین D از طریق مکمل ها نیز در آ نالیز آماری مشخص گردید. در مجموع نشان داده شد که جذب ویتامین D ممکن است برای زنانی که در مناطق با عرض جغرافیایی بالا یعنی جاییکه تابش نور آفتاب در زمستان ناکافی است زندگی می کنند مهم تر باشد. در این کوهورت عدم ارتباط بین استفاده از مکمل های مولتی ویتامین و احتمال MS پیدا شد.همچنین اثرات حفاظتی آنتی اکسیدان ها; روی و ویتامینهای B2وB6وB12 در احتمال پیشرفت MS مطرح گردید اما شواهد تجربی از آنچنان قدرتی که اثرات حفاظتی برای ویتامین ِD را نیز نشان دهد بر خوردار نبود. بر اساس این مطالعه از آنجا که بررسی جداگانه اثرات اجزا غذایی و ارتباط نور خورشید بر سطوح در گردش ویتامین D دشوار می باشد توصیه شده است که مطالعات آینده نگر بعدی باید با اندازه گیری مستقیم سطوح در گردش ویتامین D پیش از شروع MS انجام شود.14 لذا گروهی به سرپرستی Munger و همکارانش در یک مطالعه آینده نگر با 257 مورد و دو برابر آن گروه شاهد Match شده(514) نفر انجام شد که طی آن نشان داده شد که احتمال MS با افزایش سطح 25 هیدروکسی ویتامین D کاهش می یابد.15 از طرف دیگر در مطالعه دیگری که توسط Burton و همکارانش انجام شد اگر چه در گروههایی که مکمل ویتامین D را به صورت High Dose دریافت کردهاند در قیاس با کسانی که Low Dose دریافت کردهاند ریلاپس MS کمتر بوده ولی ارتباط آماری معنی داری پیدا نشده است لذا با توجه به نتایج متفاوت بدست آمده از مطالعات ارتباط علیتی خاصی بین سطوح سرمی ویتامین D و مولتیپل اسکلروزیس شناخته نشده واین مساله کنترا ورسی باقی مانده است.16 در مطالعه ای که توسط Auer وهمکارانش انجام گرفت یک ریتم سالیانه در فعالت (MRI Enhancing ) در بیماران PS-MS , RR-MS مشاهده شد که مطرح کننده نوسانات فصلی در فعالیت ساب کلینیکال بیماری می باشد .بر این اساس از آنجائی که تغییر فصل در پارامترهای MRIکه مشخص کننده فعالیت MSمیباشد,می تواند Bias ایجاد کند پیشنهاد شد در طراحی مطالعات بعدی که Imaging به عنوان عامل تعیین کننده برآیند بیماری بکار می رود تفاوت فصلی در فعالیت بیماری MS باید مدنظر باشد. 17 در یک مطالعه کوهورت که توسط James A. Koziol & Anne G. Feny انجام شد 24 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. طی این مطالعه به صورت ماهیانه یافته های بالینی وMRI بیماران طی یکسال بررسی شد. شواهدی حاکی از وجود تمایل به بروز دوره ای (Cyclic trend)و ارتباط آن با حد اکثر موارد شعله ور شدن بیماری در ماههای می , آگوست ,جولای , سپتامبر و حد اقل موارد شعله ور شدن در ماههای اکتبر تا مارس و فقدان موارد در ماه ژوئن مشاهده شده است.18 علیرغم این مشاهدات تمایل به بروز دوره ای از نظر آماری معنی دار نبوده است.در بررسی MRI ماهیانه ای که از 24 بیمار مورد نظر به عمل آمده در ماههای ژانویه و فوریه افزایش فراوانی پلاک های جدید وجود داشته است و از نظر تعداد کلی پلاک های موجود حد اکثر از مارس تا ژوئن بوده است. در بررسی های آماری شواهد ناچیزی مبنی بر فراوانی پلاک های جدید در ماههای خاصی از سال وجود داشت.ریلاپس بیماری در اکتبر و نوامبر و طی ژانویه تا مارس نسبت به بهار و تابستان کمتر بوده است اما این مساله به صورتی که از یک طرح فصلی حمایت کند به صورت آماری معنی دار نبوده است.به طور مشابه , نسبتی که بین تغییراتMRI ماهیانه بیماران و تمایل بهدوره ای بودن آن وجود داشته به لحاظ آماری معنی دار نبود.18 درچندین گزارش از کشورهای اروپایی و آمریکائی تغییرات فصلی در حملات MS نشان داده شده است . بیشتر این مطالعات در عرضهای جغرافیایی بیشتر از 40 درجه انجام شده که شیوع MS در آنها بالاست. لذا مطالعه گذشته نگری توسط Ogawa وهمکارانش در ژاپن در عرض جغرافیایی زیر35 درجه انجام گرفته که در آن ماههای سال را به 6 زیرگروه براساس متوسط دما جهت بررسی تفاوت فصلی در شعله ور شدن MS تقسیم کرده اند .12 مرد و 22 زن وارد مطالعه شدند که در مجموع 172 حمله شامل 123 حمله اپتیکو اسپینال و 42 حمله مغزی تحت آنالیز آماری قرار گرفت. بر اساس این مطالعه تفاوت معنی داری در بروز بیشتر حملات در ماههای گرمتر یا سردتر سال وجود ندارد . به طوری که حملات MS در آگوست و جولای که بیشترین دما را داشتند و در ژانویه و فوریه که کمترین دما را داشتند از بیشترین مقدار برخوردار بود .19 با توجه به مطالعات انجام شده و نظریات مختلفی که در مورد احتمال تأثیر ویتامین D و سایر عوامل محیطی مثل دما و فصل بر تغییرات موجود در MRI بیماران مراجعه کننده با حملات MSوجود دارد, در این مطالعه مشاهده ای سعی بر این است که تفاوت های فصلی شیوع عود MS و نیز تأثیر سطوح خونی ویتامینD بر شیوع عود ها و تظاهرات MRI بیماران MS با تعیین تعداد پلاک های ماده سفید در MRI طی فصول مختلف سال بررسی شود . در یک مطالعه کوهورت که توسط Ruiz-Irastorzaوهمکارانش در بیماران مبتلا به لوپوس جهت تعیین پردیکتور های سطوح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D انجام گرفته و در آن عواملی نظیر سیگار ،داروهای ایمونوساپرسیو و پردنیزولون نیز بررسی شده است متغیرهای زیر به عنوان پردیکتورهای غیر وابسته سطوح بالاتر 25 هیدروکسی ویتامین D مطرح شدند: 1-جنس مونث 2-درمان با هیدروکسی کلروکین 3-درمان با کلسیم و ویتامین D همچنین در مطالعه مروری که توسط Davidson و همکارانش بین ژانویه 1970 تا آگوست 2011 با بررسی مقالات Medline و Cinhal database انجام گرفت نشان داده شد که سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D در استفاده کنندگان از گلوکوکورتیکوئیدهابه طور متوسط 5/0- نانوگرم در میلی لیتر پائینتر از کنترلهای سالم بود. همچنین سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامینD بین استفاده کنندگان از گلوکوکورتیکوئیدهاو کنترلهای بیمار هیچگونه تفاوتی نداشت. علیرغم یافته های فوق در این مطالعه تمامی بیمارانی که طی سه ماه گذشته تحت پالس تراپی کورتون قرار گرفته بودند از جمعیت مورد مطالعه حذف شدند.
سوالات و / یا فرضیات پژوهشالف- آیا در سطوح مختلف vit D سرمی بیمااران مراجعه کننده با عود MS تعداد پلاکها متفاوت است ب-آیا در بیماران مراجعه کننده با عود در فصول مختلف تعداد پلاکهای MRI مغزی و نخاع گردنی متفاوت است ج-آیا در فصول مختلف شیوع عود در بیماران MS متفاوت است
هدف کلی طرحتعیین تعداد پلاک در MRI با کنتراست مغزی و نخاع گردنی و سطح سرمی ویتامین D در بیماران MS مراجعه کننده با عود بیماری به مرکز نورولوژی بیمارستان علی بن ابی طالب (ع) زاهدان برحسب فصل .
اهداف اختصاصیالف: تعیین تعداد پلاک در MRI با کنتراست مغزی و نخاع گردنی در بیماران MS مراجعه کننده با عود بیماری به مرکز نورولوژی بیمارستان علی بن ابیطالب (ع) زاهدان بر حسب فصل ب: تعیین ارتباط بین پلاک در MRI با کنتراست مغزی و نخاع گردنی در بیماران مراجعه کننده با عود بیماری به مرکز نورولوژی بیمارستان علی بن ابیطالب (ع) زاهدان و مقادیر vit D بر حسب فصل ج: اندازه گیری سطح سرمی vit D در بیمارانMS مراجعه کننده با عود بیماری به مرکز نورولوژی بیمارستان علی بن ابیطالب (ع) زاهدان بر حسب فصل
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرحخیر
تعریف واژه های تخصصیالف: مولیتپل اسکلروزیس: یک بیماری دمیلینیزان اولیه سیستم اعصاب مرکزی است که براساس معیارهای مک دونالد تشخیص داده می شود و با دیسفانکشن ایمنی در تولید ایمنوگلوبولین و سلول های غیر طبیعی t که بر علیه میلین فعالیت می کنند مشخص می شود. ب:MRI: تصویر برادری توسط تشدید میدان مغناطیسی
نوع مطالعهمطالعه مشاهده ای توصیفی آینده نگر
جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)جامعه مورد مطالعه:بیماران شناخته شده MS مراجعه کننده با عود بالینی بیماری به مرکز نورولوژی بیمارستان علی بن ابیطالب زاهدان طی مدت دوسال شمسی معیار های ورود: بیمارانیکه طبق معیارهای مک دونالد تشخیص بیماری MS برای آنها گذاشته شده است و طی مدت مطالعه با عود مراجعه کنند. معیارهای خروج: بیماران مبتلا MS که با عود مراجعه کرده اند در صورت دریافت قبلی ویتامینD جهت پیشگیری یا درمان، از مطالعه خارج می شوند. بیماران شناخته شده MS که مبتلا به بیماری کلیوی یا کبدی باشند از جمعیت مورد مطالعه حذف میشوند. بیماران مبتلا به MS که طی سه ماه گذشته تحت پالس تراپی کورتون قرار گرفته اند ازجمعیت مورد مطالعه خارج میشوند.
حجم نمونه و روش محاسبه آنبیماران شناخته شده MS براساس کرایتریاهای McDonald که طی فاصله زمانی 2 سال با عود جهت دریافت پالس کورتون به مرکز نورولوژی بیمارستان علی ابن ابیطالب مراجعه کرده اند
روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)کلیه بیمارانی که با عود MS طی دو سال فرجه زمانی به مرکز درمانی بیمارستان علی بن ابیطالب مراجعه و جهت تشخیص تحت MRI مغزی و نخاع گردنی باکنتراست قرار بگیرند .
روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)از تمامی بیماران شناخته شده MS که با عود مراجعه کنند یک نمونه خون جهت سنجش سطح سرمی ویتامین D گرفته شده و تا زمان انجام آنالیز در دمای 70- درجه نگهداری خواهد شد . از تمامی بیماران در بدو مراجعه MRI باکنتراست انجام می شود در کلیشه های MRI مغزی و نخاع گردنی انجام شده تعداد پلاک های موجود حائز اهمیت می باشند
روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)از زمان اجرای طرح به مدت دو سال شمسی تمام بیمارانی که MS شناخته شده دارند و با عود MS به مرکز نورو لوژی بیمارستان علی بن ابیطالب زاهدان مراجعه کنند تحت تصویر برداری MRI باکنتراست مغزی نخاع گردنی قرار گرفته و همچنین یک نمونه خون جهت سنجش سطح ویتامین D سرم از آنها نهیه خواهد شد . بر این اساس بیماران شناخته شده MS مواردی خواهند بود که به لحاظ بالینی نشانه های MS _براساس کرایتریاهای مک دونالد, بازبینی شده توسط Polman و همکارانش در سال 2005_را داشته باشند منجمله Visual, somatosensory or motor potentials evoked وآنالیز CSF برای باندهای الیگوکلونال ، اندکس ایمنوگلوبولین G ووجود پروتئین BASIC میلین + باشد و توسط یک نورولوژیست تشخیص MS برای بیمار مطرح شده باشد یا تاریخچه ای از دو یا بیشتر حمله MRI, MS مطرح کننده MS و تشخیص نورولوژیست را داشته باشند . MRI بلافاصله بعد از تجویز گادولینیوم DTPA به مقدار (0/1 mmol/kg ) تهیه خواهد شد . MRI مغز و نخاع شامل T2WIS , T1WIS می باشد که در این مورد چون بررسی ضایعات حاد مدنظر است از T1-WIS با تزریق کنتراست گادولینیوم (MT ) استفاده می شود . در سه مقطع آگزیال ، ساژیتال و کرونال ( در هر کدام ) 18 کات به ضخامت تقریبی حدود 5mm از مغز زده می شود . با فلید veiw 240x450mm و ماتریکس Image 256x512mm و پیکسل 0/94mm2 همچنین در دو مقطع آگزیال و ساژیتال از نخاع 18 کات به ضخامت تقریبی حدود 5mm زده خواهد شد . تعیین مقادیر 325(OH )D در نمونه های سرمی با استفاده از RIA KIT می باشد. سرم نمونه های خون تهیه شده از بیماران پس از جداسازی در دمای oc 70- بدور از نور خورشید تا زمان آنالیز داده ها نگهداری می شوند . با استفاده از این روش ، مقادیر زیر 8mcg/l معادل 20mmol/l مطرح کننده هاپیوویتامینوز شدید (severe ) ، مقادیر 20-37mmol/l موید هایپوویتامینوز متوسط و مقادیر بیش از 37mmol/l معادل 15mcgl/l حاکی از ذخائر کافی ویتامین D خواهد بود .
روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)رابطه بین سطوح سرمی ویتامین D و تعداد پلاک های موجود در MRI بیماران با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون بررسی خواهد شد. رابطه بین فصول سال،تعداد پلاک های موجود در MRI وسطوح سرمی ویتامین D با استفاده از t-test بررسی خواهد شد. رابطه بین تعداد پلاک های موجود در MRI وفصول سال با استفاده از آزمون استیودنت T بررسی خواهد شد.
ملاحظات اخلاقی از بیماران برای گرفتن نمونه خون جهت تعیین سطح سرمی ویتامین D رضایت بعمل می آید. کلیه کد های اخلاقی (2،3،4،5،6،7،10،11،14،15،17،19،20)رعایت می گردد.
محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنهااز آنجائی که بیماران MS ممکن است دوز تراپیوتیک یا پیشگیرانه ویتامین D را دریافت کرده باشند بررسی تاثیر فصل و سطح سرمی ویتامین D در بیماران با عود و شیوع موارد عود و تعیین ارتباط بین آنها دچار Bias خواهد شد لذا این موارد وارد مطالعه نخواهند شد . علیرغم آنکه دریافت گلوکوکورتیکوئید پردیکتوری برای سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D نمی باشد بیمارانی که طی سه ماه گذشته پالس کورتون دریافت بودند از مطالعه خارج شدند.
کلمات کلیدیMRI – vitamin – season
فهرست منابع و مراجع Refrences 1- Barakos JA . White matter & neurodegenerative diseases . In : Brant WE, Helms CA . Editors . Fundamental of Diagnostic Radiology . Third edition . Lippincott Williams & wilkins ؛ 2007 . Chapter 7:184-212 2- Lan B. Leuko encephalopathies and demyelinating Disease. In :Haga JR et al . Editors . CT and MRI of the whole body . Fifth edition .Mosbey ;2009:429-467 3- Hauser S , Goodin DS .Multiple sclerosis and other demyelinating diseases . In: Kasper ، Braunwald ، Fauci ،Hauster et al . Editors . Harrison, s principles of internal medicine . 17th Edition . McGrowhill company ; 2008.chapter375. 4- Confaveux C. Vukusic S. Natural history of multiple sclerosis : A unifying concept . Brain 2006 ; 129 : 606-616 5- Msoilu – Hanninen , Mlaaksonen , Ilaitinen etal – A longitudinal study of serum 25- Hydroxy vitamin D and intact PTH levels indicate the importance of vitamin D and calcium homeostasis regulation in multiple sclerosis . J.neurology . Neuro surgery . psychiatry 2007 , 19 june. 6- Fukazawa T , Yabe I . Kukuchi S . Sasaki H et al . Association of vitamin D receptor gene ploymorphism with multiple sclerosis in Japanese . 1999 ; 166: 47-52. 7- Correale j , celicaysrraelit M, Inesgaitan M . Immunomodulatory effects of vitamin D in multiple sclerosis . Brain 2009;24 March : 1-15 8- Anne H . Cross , Jo parks B . The Four season of multiple sclerosis . journal of the American academy of neurology 2010;75 : 762-763. 9- Deseilligny pierrot =ch . Clinical implications of a poosible role of vitamin D in multiple sclerosis . journal 2009 ;256 : 1468-1479 10- Lysandropeulos A , Jaguiery E , Jifek S ، et al . Vitamin D has direct Immunomodulatony effect on CD8 Tcell of patients with early multiple sclerosis and healthy control subjects . journal of neuroimmunology 2011;233 : 240-244. 11- Embry A, Snowdon l and Vieth R . vitamin D and seasonal flactuation of Gadolinium enhancing MRI in multiple sclerosis . Annals of neurology 2000 ; Vol 48 No 2 : 271. 12- Simpson Jr ، Taylor B , Blizzardl , et al . Higher 25- Hydroxy vitamin D is associated with lower relapse risk in multiple sclerosis . Annals of neurology 2010 ; Vol 68 No 2 : 193- 203. 13- Miller D , McDonald I , Smith k . The diagnosis of multiple sclerosis In: Compston A. etal . Editors. McAlpine,s of multiple sclerosis . Forth Edition . Churchill livingstone ;2006: 347-388. 14- -Munger.K.etal.Vitamin D intake and incidence of multiple sclerosis. Neurology.2004;62:60-65. 15- Mungar.K.etal.serum 25-Hydroxy vitamin D levels and risk of multiple sclerosis.JAMA.2006;296:2832-2837. 16- Burton.J.M.etal.Aphase I/II dose escalation trial of vitamin D3 and calcium in multiple sclerosis.Neurology.2010;74:1852-1859. 17- Auer D , schumana E , kumpFel T , etal . seasonal flactuations of Gadolinium – enhancing MRI lesion in multiple sclerosis . Annals of nerology 2000 : Vol 47 No 2 : 276-277. 18- Koziol.J.A and Feng A.C.Seasonal variation in exacerbation and MRI parameters in relapsing-remitting MS. Neuroepidemiology.2004;23:217-223. 19- Ogawa G , Mochizuki H , kanzaki M , et al . seasonal variation of multiple sclerosis exacerbations in japan . Neurol Sci 2003; 24: 417-41 ,

پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود
.. 105.jpg1391/03/22126497دانلود
Full page photo.pdf1391/03/22552920دانلود
rezayatname-komite-akhlagh.doc1391/03/2386528دانلود
91.3.31.doc1391/07/0869120دانلود
nahaee.doc1391/07/08298496دانلود