اثر بخشی گروه درمانی شناختی- وجود گرا در کاهش افسردگی و افزایش امیدواری و حرمت خود و بهبود کیفیت زندگی در معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون

The efficacy of cognitive-existential group therapy in reducing depression and increasing self-esteem and quality of life and hope in opiate addicts treated with methadone


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: محمدرضا سراوانی

کلمات کلیدی:

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 6333
عنوان فارسی طرح اثر بخشی گروه درمانی شناختی- وجود گرا در کاهش افسردگی و افزایش امیدواری و حرمت خود و بهبود کیفیت زندگی در معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون
عنوان لاتین طرح The efficacy of cognitive-existential group therapy in reducing depression and increasing self-esteem and quality of life and hope in opiate addicts treated with methadone
نوع طرح
محل اجرای طرح
رسته مطالعاتی مطالعه های اکولوژیک(Ecologic Studies)(مطالعه کمی)
دانشکده/مرکز بیمارستان بهاران زاهدان
زمان اجرا -روز

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
فاطمه اسلامی کارشناس ارشدf.eslami72@yahoo.com
محمدرضا سراوانیاستاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی دکترای تخصصیmrsaravani@yahoo.com
محسن کیانپوراستاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویی دکترای تخصصی m_kianpoor@yahoo.com
مهناز شهرکی پورمشاور کارشناسی ارشدmahnaz@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی اثر بخشی گروه درمانی شناختی- وجود گرا در کاهش افسردگی و افزایش امیدواری و حرمت خود و بهبود کیفیت زندگی در معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون
خلاصه طرح به لاتینThe efficacy of cognitive-existential group therapy in reducing depression and increasing self-esteem and quality of life and hope in opiate addicts treated with methadone
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش اعتیاد بیماری پیچیده ای است که با ویژگی هایی همچون رفتارهای اجباری، وسوسه های مقاومت ناپذیر، رفتارهای جستجوگرانه مواد و مصرف مداوم آن حتی در شرایطی که پیامدهای منفی بسیاری برای فرد به همراه دارد، مشخص می شود. تداوم مصرف مواد در طی زمان و تاثیرات سمی طولانی مدت مصرف آن بر عملکرد مغز، منجر به دامنه وسیعی از بدکارکردی های رفتاری، روانشناختی، اجتماعی و فیزولوژیکی شده که مانع از انجام رفتار و عملکرد طبیعی معتادان در خانواده، محیط کاری و در سطحی وسیعتر در جامعه می شود(1).
اعتیاد به مواد مخدر به عنوان یکی از مشکلات بهداشتی، روانی و اجتماعی قرن حاضر شناخته شده است. بر اساس گزارش سالانه سازمان ملل متحد، تعداد مصرف کنندگان مواد بین جمعیت 64-15 ساله سرار دنیا حدود 226 میلون نفر و شیوع آن بین 6/6 -4/3 درصد جمعیت کلی می باشد، از این تعداد حدود 17 میلیون نفر یا به عبارتی 4/0 درصد مصرف کننده مواد افیونی می باشند (2). در ایران مواد افیونی بیشترین مواد مصرفی می باشند(3).
حدود 90 درصد افراد وابسته به مواد افیونی یک تشخیص روانپزشکی دیگر هم دارند. شایع ترین تشخیص های روانپزشکی توام عبارتند از اختلال افسردگی اساسی، اختلالات وابسته به الکل، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، و اختلالات اضطرابی(4). اختلال افسردگی ماژور در میان افراد مبتلا به وابستگی به مواد مخدر رایج است، و اغلب با این اختلال همراه است. که ممکن است تلاشی برای بهبودی از وابستگی به مواد یا الکل باشد. چون افسردگی عمده اغلب با وابستگی به الکل یا مواد مخدر اتفاق می افتد در نتیجه در جهت درمان مصرف الکل یا وابستگی به مواد اهمیت بالینی دارد .(5)
امروزه علاوه بر پرهیز از مواد در معتادان به مواد مخدر، به پیامدهای انواع روش های درمانی اعتیاد نیز توجه شایانی می شود، و به مسائلی از جمله کیفیت زندگی و سطح امیدواری و هدفمندی افراد معتاد در حال بهبودی اهمیت داده می شود(6).
اعتیاد عمدتا مثل یک بیماری مزمن، همراه با یک سبک زندگی مخرب است، این افراد اغلب فاقد معنا و هدف در زندگی خود هستند. این دو جنبه منفی زندگی اعتیاد با مفهوم تضعیف روحیه متناسب است. مشخصه آن احساسی از ضعف، کناره گیری و نومیدی است. عزت نفس شخص آسیب می بیند و فرد از جانب دیگران طرد می شود. احتمالا بیگانگی موجب حالتی از بی معنایی در زندگی می شود (7).
بلانچارد در سال 2000، 872 بیمار تحت درمان با متادون را مورد مطالعه قرار داد و وجود اختلالات محور اول و دوم را در آنها بررسی کرد. او نشان داد در صورتی که فرد معتاد به مواد افیونی به یکی از انواع اختلالات محور اول مبتلا باشد به درمان دارویی اختلال فوق و رواندرمانی توأم با درمان نگهدارنده با متادون نیازمند است (8).
با استفاده از تکنیک های شناختی مراجعان قادر می شوند که افکار منجر به مصرف مواد را شناسایی، افکار معیوب را تشخیص داده و بکوشند تا به جای آن افکار مناسبی را جایگزین کنند.با این فنون به مراجعه کنندگان آموزش داده می شود که روابط و موقعیت ها را با دید تازه ای بنگرند(8).
یکی از انتقادات وارد شده بر درمان شناختی این است که درمان شناختی هیجانها را دست کم می گیرد و ممکن است برای برخی از درمانجویان خیلی ساخت دار باشد. گرایش داشتن خیلی زیاد به فن و عدم استفاده از رابطه درمانی و کار کردن روی برطرف کردن نشانه ها اما بررسی نکردن علتها و مشکلات زیربنایی از انتقادات وارد شده به این رویکرد است(9).
تکنیک های درمانهای وجودی و انسانگرایی(شامل همدلی، ابراز احساسات، گوش دادن انعکاسی، و پذیرش تجارب ذهنی مراجع) در همه انواع درمانهای کوتاه مدت مفید هستند، خواه این درمان روانپویشی، نظام یافته، یا شناختی- رفتاری باشد. اینها به ایجاد ارتباط کمک می کند و زمینه ای برای تمام جنبه های فرایند درمان به صورت معنادار فراهم می کند(10).
این درمان عواملی را نشان می دهد که اختلالات مصرف مواد را شکل می دهند، مثل نداشتن معنی در زندگی، ترس از مرگ و شکست، بیگانگی از دیگران، و پوچی معنوی. درمانهای انسانگرایی و وجودی به سطوح عمیق مسائلی که به سوء مصرف مواد مربوط می شوند نفوذ می کند. این درمانها ابعادی از عزت نفس، خودانگیزی، و پیشرفت خود را به فرد می افزاید که فرایند درمان را تسهیل می کند. درمانهای انسانگرایی و وجودی برای درمانهای کوتاه مدت سوء مصرف مواد منحصر به فرد هستند زیرا تمایل دارند که گزارش درمانی را با افزایش خود آگاهی، توجه به منابع و پتانسیل های ذاتی و پرورش مراجع به عنوان فردی که مسئول جبران است، سامان دهند(10).
از آنجایی که این رویکردها روی عوامل اساسی اختلالات سوءمصرف مواد کار می کنند، معمولا به طور مستقیم با خود این اختلالات رو به رو نمی شوند. با توجه به اینکه سوءمصرف مواد یک مشکل مقدماتی است و ممکن است به صورت یک پیش زمینه باشد، این درمانها وقتی مؤثرتر هستند که ترکیب با درمانهای مرسوم برای اختلالات سوءمصرف مواد به کار روند (10).
با توجه به مطالب گفته شده به نظر می رسد که ترکیبی از درمانهای شناختی و وجودی در رفع علایم روانشناختی افراد معتاد کمک کننده باشد. این تلفیق درمانی را کی سان و همکارانش، به منظور پاسخ به نیازهای خاص زنانی که از بیماری سرطان غیر منتشر سینه رنج می بردند، به کار بردند. آنهاکوشیدند تا روش مداخله جدیدی را که حاصل تلفیق عناصری از دو روی آورد مداخله شناخت درمانگری و رواندرمانگری های وجودگرا بود، تدوین و پیشنهاد کنند. روش مذکور تلفیقی از فنون ارزیابی مجدد شناختی و ارتقای مهارتهای مقابله است که با عناصری از راهبردهای وجودگرا و حمایتی / ابرازکننده ترکیب شد و در عین حال با هدف استفاده از مزایای حمایتی موجود در گروه ها کوشش به عمل آمد تا شکل مداخله در قالب مشاوره گروهی ارائه شود(11).
کی سان و همکارانش در پژوهشی که با استفاده از طرح کوششهای کنترل شده تصادفی انجام دادند، نتیجه گرفتند که شناخت درمانگری وجودگرا بر کاهش نشانه های کلی درماندگی روانشناختی زنان مبتلا به سرطان سینه غیر منتشر تأثیر مثبت دارد(12).
در پژوهشی که بهمنی و همکارانش در مقایسه دو گروه درمانی شناختی- رفتاری و شناخت درمانگری آموزش محور، روی بیماران مبتلا به سرطان سینه انجام دادند، نشان دادند که میانگین افسردگی در گروه درمانگری شناختی- وجودگرا کمتر و میانگین امیدواری آنها به گونه معناداری بیشتر از میانگین گروه شناخت درمانگری آموزش محور بو. همچنین میانگین امیدواری, حرمت خود و کیفیت زندگی در هر دو گروه آزمایشی تفاوت معنی داری با گروه گواه نشان داد(11).
این پژوهش ها در ارتباط با بیماران مبتلا به سرطان انجام شده است اما به نظر می رسد که بین افراد مبتلا به سرطان و افراد معتاد به مواد مخدر نشانه های روانشناختی مشابهی وجود دارد. در پژوهشی که دجونگ و همکارانش به منظور مقایسه استرس وجودی بیماران وابسته به مواد و بیماران سرطانی و یک گروه گواه بدون اختلال سوماتیک یا روانپزشکی انجام دادند؛ نشان دادند که گروه کنترل نمرات بسیار کمتری در همه زیرمقیاس های ضعف روحیه کسب کردند. این پژوهش نشان داد که بیماران وابسته به مواد افیونی به طور قابل توجهی تضعیف روحیه بیشتری از بیماران سرطانی داشتند(7).
باید توجه داشت که سوء مصرف مواد و وابستگی به آن، آسیب جدی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و بهداشتی بر جوامع وارد می سازد که از آن جمله می توان به مواردی همچون بیماری های جسمانی واگیرداری مثل هپاتیت، ایدز و بیماری های روانی- اجتماعی همچون ازیاد جرائم مرتبط با اعتیاد مثل سرقت، قتل، خودسوزی، بیکاری، خشونت خانوادگی،کودک آزاری، افزایش آمار طلاق و افت تحصیلی فرزندانی که والدین معتاد دارند اشاره نمود. با توجه به هزینه ها و آسیب های جدی فردی، اجتماعی و اقتصادی سوء مصرف مواد در سراسر دنیا، لازم است درمان مقرون به صرفه، مورد ارزیابی قرار گرفته در جهت درمان سوء مصرف مواد و اعتیاد به کار برده شود (8). از این رو پژوهش حاضر به بررسی اثر بخشی روش درمانی شناختی- وجودگرا در کاهش نشانه های افسردگی، ناامیدی و افزایش حرمت خود و بهبود کیفیت زندگی این افراد می پردازد.
سوالات و / یا فرضیات پژوهش
1- میانگین افسردگی در گروه درمانی شناختی- وجودگرا کمتر ازگروه گواه است.
2- میانگین امیدواری در گروه درمانی شناختی- وجود گرا بیشتر از گروه گواه است.
3- میانگین حرمت خود در گروه درمانی شناختی- وجودگرا بیشتر از گروه گواه است.
4- میانگین کیفیت زندگی در گروه درمانی شناختی- وجودگرا بیشتر از گروه گواه است.
5- بین میزان نمرات افراد در افسردگی، امیدواری ، حرمت خود و کیفیت زندگی در گروه درمانی شناختی- وجودگرا وگروه گواه تفاوت وجود دارد.
هدف کلی طرحتعیین اثر بخشی گروه درمانی شناختی – وجود گرا در کاهش علایم افسردگی و افزایش امیدواری و حرمت خود و بهبود کیفیت زندگی در معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون در مقایسه با گروه کنترل .
اهداف اختصاصی1- تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- وجودگرا در بهبود نشانه های افسردگی افراد معتاد به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون در مقایسه با گروه کنترل.
2- تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- وجودگرا در افزایش امید واری افراد معتاد به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون در مقایسه با گروه کنترل.
3- تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- وجودگرا در افزایش حرمت خود افراد معتاد به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون در مقایسه با گروه کنترل.
4- تعیین اثربخشی گروه درمانی شناختی- وجودگرا در بهبود کیفیت زندگی درافراد معتاد به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون در مقایسه با گروه کنترل.
5- تعیین اثر بخشی گروه درمانی شناختی- وجودگرا در کاهش علایم افسردگی و افزایش امیدواری و حرمت خود و بهبود کیفیت زندگی در معتادان به مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون در مقایسه با گروه کنترل.
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح
تعریف واژه های تخصصیافسردگی: افسردگی اختلالی است که فرد مبتلا به آن دارای علایمی از قبیل تغییرات در اشتها و وزن، تغییر در خواب و فعالیت، فقدان نیرو، احساس گناه، مشکلات تفکر و تصمیم گیری و افکار عود کننده مرگ و خودکشی است.(13).
حرمت خود : حرمت خود به منزله مجموعه بازخورد ها و عقایدی است که افراد در روابط خویشتن با دنیای بیرون ابراز می کنند، به بیان ساده تر حرمت خود میزان ارزشی است که فرد برای خود قائل است(14).
کیفیت زندگی: کیفیت زندگی شامل سلامت فیزیکی، وضعیت روانشناختی، روابط اجتماعی، باورهای معنوی و شخصی می باشد که براساس تجارب ذهنی افراد ارزیابی می شود(6).
امیدواری: امیدواری به عنوان فرایند تفکر درباره اهداف شخص، همراه با انگیزه برای حرکت به سمت اهداف(تفکر عاملی ) و روش های دستیابی به اهداف ( تفکر گذرگاهی )، تعریف شده است(6).
نوع مطالعهمطالعه از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی می باشد، که به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه اجرا می شود.
جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)جامعه آماری پژوهش را کلیه مردان معتاد به مواد افیونی شهر سیرجان تشکیل می دادند که به منظور درمان نگهدارنده با متادون ، در سال 1392به مرکز ترک اعتیاد مراجعه نموده اند.
حجم نمونه و روش محاسبه آنبا توجه به تحقیقات نیمه آزمایشی و با در نظر گرفتن اینکه نمونه استاندارد برای گروه درمانی در درمانهای روانشناختی 12-8 نفر می باشد، ما به این منظور برای هر گروه تعداد 12 نفر را در نظر گرفتیم، که در مجموع حجم نمونه 24 نفر می شود. بنا براین نمونه های پژوهش شامل 24 نفر از معتادان به مواد افیونی مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد بوده که به منظور درمان نگهدارنده با متادون به این مرکز مراجعه کرده اند.
روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)از بین افراد معتاد به مواد افیونی که به منظور درمان نگهدارنده با متادون به مرکز ترک اعتیاد مراجعه نموده اند. به روش نمونه گیری تصادفی ساده 24 نفر انتخاب می شوند و به صورت تصادفی به دو گروه گواه و آزمایشی تقسیم می شوند.
روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)ضمیمه شد
روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)6 جلسه، 90 دقیقه ای برای گروه درمانی شناختی- وجودگرا که به صورت دو بار در هفته برگزار می شود.این درمان اقتباس شده از گروه درمانی شناختی – وجودگرا کی سان (16) می باشد.
جلسه اول: معرفی اعضا، بیان قواعد اصلی گروه درمانی شناختی- وجودگرا، خود افشاگری و بیان احساسات، بررسی تجربه اعتیادشان، چیره شدن بر حالتهای تنهایی، اجرای پیش آزمونها.
جلسه دوم: آگاهی از مسئولیت پذیری و نقش آن در به دست آوردن موفقیت، ابراز وجود بیشتر و چیره شدن بر اضطراب ناشی از ترس از عود و زندگی با بلاتکلیفی، فهم و درک درمان نگهدارنده با متادون.
جلسه سوم: بازسازی شناختی برای بررسی و کار روی افکار منفی، جست و جو برای تطابق بیشتر و آموزش حل مسئله.
جلسه چهارم: آموزش مدیریت خشم، القای امید و ارتقای سطح عزت نفس.
جلسه پنجم: نوع دوستی، حمایت متقابل، کمک به شرکت کنندگان برای کنار گذاشتن دلبستگی های روانرنجور و جایگزین کردن روابط سالم، جست و جو برای معنی و آفریدن معنای تازه.
جلسه ششم: کارهای ناتمام خود را دنبال می کنند، بررسی اینکه هر یک از اعضا چه تغییراتی کرده است و چه موفقیت هایی کسب کرده است، افراد به ارزیابی هدف هایشان می پردازند و نسبت به آینده احساس تعهد پیدا می کنند، اجرای پس آزمون.
در گروه گواه نیز پیش آزمون و پس آزمون همزمان با گروه آزمایش و با حفظ همان فاصله زمانی ارائه می شود. دراین مدت شرکت کنندگان در گروه گواه هیچگونه درمان روانشناختی فردی یا گروهی دریافت نمی کنند.در پایان نتایج بدست آمده از پیش آزمون و پس آزمونهای اجرا شده در هر دوگروه مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)به منظور توصیف و تحلیل داده ها برحسب نیاز از آمار توصیفی یا استنباطی استفاده می شود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده می شود. که بدین منظور از نرم افزار SPSS استفاده خواهد شد.
ملاحظات اخلاقی ضمیمه شد
محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنهادر حال حاضر محدودیتی پیش بینی نشده است.
کلمات کلیدیگروه درمانی شناختی وجود گرا,افسردگی, کیفیت زندگی, امیدواری, حرمت خود
فهرست منابع و مراجع1- حدادی روح ا...، رستمی رضا، رحیمی نژاد عباس، اکبری زردخانه سعید. اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری کنترل تکانه بر کاهش تکانشگری، ولع مصرف و شدت اعتیاد در معتادان مصرف کننده کراک. فصلنامه اعتیاد پژوهی، سال سوم، ش10 (تابستان 88 ): 51-29.
2. UNDODC. World Drug Report 2012. New York: United nations publication 2012.
3. Mokri A. B Rief overview of the status of drug abuse in iran . Arch Iranian Med. 2002; 5 (3): 184–190.
4- سادوک بنیامین، سادوک ویرجینیا. خلاصه روانپزشکی: علوم رفتاری- روانپزشکی بالینی. ترجمه نصرت الله پورافکاری. جلد 1، تهران، نشر شهرآب؛1382.
5- Samet S, Fenton M, Nunes E, Greenstein E, Aharonovich E, Hasin D. Effects of independent and substance-induced major depressive disorder on remission and relapse of alcohol, cocaine and heroin dependence. Addiction 2012; 108, 115–123
6- بیگی علی، فراهانی محمد نقی، محمدخانی شهرام، محمدی فر محمد علی. نقش تشخیصی کیفیت زندگی و امیدواری در معتادان گمنام و معتادان تحت درمان نگهداره با متادون. مجله روانشناسی بالینی، سال سوم، ش 3(پاییز 1390):84-75.
7. De Jong C.A.J, Kissane D.W, Geessink R. J, Velden D. Demoralization in Opioid Dependent Patients: A Comparative Study with Cancer Patients and Community Subjects, the open addiction jornal 2008; 1,7-9.
8.Momeni M, Moshtagh N,purshahbaz A. Effectiveness of Cognitive-Behavioral Group Therapy on Craving, Depression& anxiety among the Opiate abusers under MMT. Iranian Rehabilitation Journal 2010; 19-23
9- کری جرالد، نظریه و کاربست مشاوره و روان درمانی. ترجمه یحیی سیدمحمدی، نشر ارسباران؛ 1388.
10. Lawton Barry,k. Brief Interventions and Brief Therapies for Substance Abuse, Treatment Improvement Protocol (TIP) Series 34, Substance Abuse and Mental Health Services Administration Center for Substance Abuse Treatment 1999 .
11- بهمنی بهمن، اعتمادی احمد، شفیع آبادی عبدالله، دلاور علی، قنبری مطلق علی.گروه درمانگری شناختی- هستی نگر و شناخت درمانگری آموزش محور در بیماران مبتلا به سرطان سینه.روانشناسی تحولی:روانشناسان ایرانی، سال 6، ش 23( بهار 1389): 214-201.
12. Kissane D. W, Bloch S, Smith G, Miach P, Clarke D, Ikin J , Love A, Ranieri N, & Mckenzie, D. Cognitive-existential group psychotherapy for women with primary breast cancer: A randomized controlled trial. Psycho-on-cancer with a structured multidisciplinary intervention: A randomized controlled trial. Journal of Clinical Oncology 2003; 24 (4), 635-642.
13. سادوک بنیامین، سادوک ویرجینیا. خلاصه روانپزشکی: علوم رفتاری- روانپزشکی بالینی. ترجمه نصرت الله پورافکاری. جلد 2، تهران، نشر شهرآب؛1382.
14. حیبی رحیم، صالح مقدم امیررضا، طلایی علی، ابراهیم زاده سعید، کریمی مونقی حسین. بررسی تاثیر آموزش حل مسئله تعدیل شده با رویکرد خانواده محور، برمیزان عزت نفس مددجویان وابسته به مواد مخدر. مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، سال 55، ش 1(بهار1391): 59-52.

15 . رجبی غلامرضا، بهلول نسرین. سنجش پایایی و روایی مقیاس عزت نفس روزنبرگ در دانشجویان سال اول دانشگاه شهید چمران. پژوهش های تربیتی و روانشناختی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه اصفهان، سال سوم، ش2( پاییز و زمستان 1386):48-33.
16. Kissane D. W, Bloch S, Miach P, Smith G. C, Seddon A, Keks N. Cognitive–existential group therapy for patients with primary breast cancer: Techniques and themes. Journal of Psychoncology 1997:6, 25-33.

پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود
1 002.jpg1392/08/27206860دانلود
3 002.jpg1392/08/27174324دانلود
rezayatname.doc1392/08/271106944دانلود
بک.doc1392/08/27798208دانلود
پرسشنامه کیفیت زندگی.docx1392/08/271305868دانلود
پرسشنامه امید به زندگی اشنایدر.doc1392/08/2738400دانلود
پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ.docx1392/08/271788539دانلود
1.pdf1392/09/11553957دانلود
2.pdf1392/09/11302966دانلود
3.PDF1392/09/1149571دانلود
123 001.jpg1392/09/12357892دانلود
12 001.jpg1392/09/20261433دانلود
134.doc1392/09/201976320دانلود
metodology[1].doc1392/09/261981440دانلود
nahaee.doc1392/10/231985536دانلود
propozal akhlagh.doc1393/03/181979904دانلود