مقایسه فراوانی پلی مورفیسم ژن rs1800682)Fas در زنان مبتلا به لیومیومای رحمی و گروه کنترل

Comparison of Fas(rs1800682) Gene Polymorphism between Uteine leiomayoma women and Control group


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: عباس محمدپور قره باغ

کلمات کلیدی:

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 7312
عنوان فارسی طرح مقایسه فراوانی پلی مورفیسم ژن rs1800682)Fas در زنان مبتلا به لیومیومای رحمی و گروه کنترل
عنوان لاتین طرح Comparison of Fas(rs1800682) Gene Polymorphism between Uteine leiomayoma women and Control group
نوع طرح کاربردی
محل اجرای طرح مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی
رسته مطالعاتی مورد شاهدی
دانشکده/مرکز دانشکده پزشکی زاهدان
زمان اجرا -روز 365

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
سعیده سلیمیاستاد راهنمای اول طرح دانشجوییمشاور طرحدکترای تخصصی sasalimi@yahoo.com
عباس محمدپور قره باغمجریاجراء طرحکارشناسی ارشدam.mohammadpoor@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی مقایسه فراوانی پلی مورفیسم ژن rs1800682)Fas در زنان مبتلا به لیومیومای رحمی و گروه کنترل
خلاصه طرح به لاتینComparison of Fas(rs1800682) Gene Polymorphism between Uteine leiomayoma women and Control group
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهشلیومیوم های رحمی شایع ترین تومورهای خوش خیم رحم هستند و در حقیقت نئوپلاسم های خوش خیم رحم هستند که از عضله صاف رحمی منشا می گیرند.شیوع آنها در زنان سفید پوست تقریبا 70 درصد می باشد(1).
میزان بروز لیومیوم در زنان سیاه پوست دو تا سه برابر زنان سفید پوست است و تعداد تومورها بیشتر و علائم بالینی آن بسیار شدیدتر می باشد(2).
لیومیوم ها در یک سوم موارد تشخیصی علامت دار می شوند و با توجه به اندازه تومور و محل آنها علایم بالینی مختلفی را نشان می دهند که می تواند به صورت فشار بر روی ارگان های مجاور، خون ریزی شدید رحمی، نازایی و مشکلات دوران بارداری باشد. این تومورهای خوش خیم، شایع ترین اندکاسیون برای جراحی های رحمی زنان به شمار می آیند(3-5).
هر سال در ایالات متحده بیش از 500000 مورد هیسترکتومی به علت علائم ناشی از لیومیوم صورت می گیرد(6, 7).
علی رغم شیوع بالای لیومیوم،آسیب شناسی آن به طور کامل مشخص نشده است(8). با توجه به مطالعات اپیدمیولوژیک انجام شده، بیماری هتروژنوس و دارای الگوی وراثت چند عاملی است(9).
مطالعات نشان داده است که عوامل ژنتیکی، هورمون های استروئیدی و فاکتور های رشد در شکل گیری و رشد میوم نقش دارند(10).
مطالعات نشان داده است که در تومورهای خوش خیم همانند لیومیوم پروتئین 2Bcl بیان می شود همچنین بیان بیش از حد پروتئین Bax و دیگر القا کننده های اپوپتوز رخ می دهد که منجر به سرعت گرفتن مرگ برنامه ریزی شده سلول می شود(11).

سیستم Fas ligand/Fas یک مسیر خارجی عمده برای شروع آپوپتوز در بسیاری از سلولها و بافت ها است
Fas یک پروتئین غشایی از ابر خانواده (Tumor necrosis factor)TNF می باشد و نقش مهمی در سیگنالینگ آپوپتوتیک یا مرگ سلولی در سلولهای مختلف ایفا می کند، این گیرنده فرایند آپوپتوز را از طریق اتصال به گیرنده های طبیعی آن القا می کند(12, 13).
Fas ligand یک ابر خانواده از TNF است وآبشار مرگ سلولی را شروع می کند که منجر به آپوپتوتیک یا مرگ سلولی می شود اگرچه Fas در اصل بر روی سطح سلولهایresting است ولی غالبا بر روی سطح سلولهای T فعال شده بیان می شود(12).
ژن های Fas و Fas ligand به ترتیب بر روی کروموزم های q24.110 و 1q 23 قرار دارند، چندین پلی مورفیسم بر روی ژنFas شناسایی شده است،جایگزینی نوکلئوتید G با نوکلئوتیدA در ناحیه1377-(Fas G-1377A،rs223 4767) در ناحیه Silencer، همچنین جایگزینی نوکلئوتید A با نوکلئوتید G در ناحیه670-(Fas A-670،rs1800682 ) در Enhancer بیشتر از سایرین مطالعه شده است(12, 14).
ژن Fas ligand(C-844T polymorphism ) در جایگاه اتصال فاکتور رونویسی CAAT پروتئینß واقع شده است(15).

سوالات و / یا فرضیات پژوهش- فراوانی پلی مورفیسم ژن (rs1800682)Fas در زنان مبتلا به لیومیومای رحمی و گروه کنترل متفاوت است.
هدف کلی طرحمقایسه فراوانی پلی مورفیسم ژن rs1800682)Fas در زنان مبتلا به لیومیومای رحمی و گروه کنترل
اهداف اختصاصی- مقایسه فراوانی پلی مورفیسم ژن (rs1800682)Fas در زنان مبتلا به لیومیومای رحمی و گروه کنترل

سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح
تعریف واژه های تخصصی
نوع مطالعهموردی – شاهدی (case –contorol)
جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)کلیه زنان ایرانی و پره منوپوز مبتلا به لیومیوما، مراجعه کننده به کلینیک زنان بیمارستان علی ابن ابیطالب ،که بیماری آن ها توسط معاینه پزشکی تشخیص و بوسیله سونوگرافی تایید شده است و همچنین فاقد پاتولوژی دیگر در معاینه و سونوگرافی بوده اند به عنوان گروه بیمار انتخاب می شوند.
گروه کنترل : زنان ایرانی و پره منوپوز که در معاینه و سونوگرافی هیچ پاتولوژی ندارند
دو گروه از نظر سن و قومیت(فارس – بلوچ) همسان سازی می شوند. همچنین هیچیک از زنان گروه مورد و شاهد نباید سابقه تزریق خون داشته باشند.
حجم نمونه و روش محاسبه آنکلیه بیماران مبتلا به میوم در طول یک سال پس از تصویب طرح و به همان تعداد افراد کنترل که حداقل آن 150 نمونه می باشد.
روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)روش نمونه گیری آسان- دو گروه از نظر سن و قومیت (فارس – بلوچ) همسان سازی می شوند
روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)از طریق تشخیص بالینی و انجام آزمایشات واقدامات پاراکلنیک برای تشخیص بیماری و انجام PCR بر روی DNA خون افراد و شناسایی الل های موردنظر.
روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)پس از تصویب پروپوزال در شورای پژوهشی دانشگاه از تمامی بیماران حجم نمونه و افراد گروه شاهد،2 سی سی خون گرفته می شود(ادامه نمونه گیری طرح بررسی پلی مورفیسم p53 و XRCC1 در بیماران لیومیوم- پایان نامه دکتر نمازی) و در لوله های حاوی EDTA ریخته و در دمای-20 نگهداری می شود.استخراج DNA با استفاده از روش salting out گرفته است.
جهت بررسی پلی مورفیسم با استفاده از جفت پرایمرهای مناسب ابتدا قطعه مورد نظر به روش PCR تکثیر می گردد ( برای هر دو پلی مورفیسم فقط یک قطعه تکثیر می شود.و سپس جداگانه به وسیله آنزیم های حد ساز MvaI و BseMI جهت بررسی تغییر ژنتیکی مورد نظر برش داده می شوند(RFLP) و در آخر با استفاده از الکتروفورز بر روی آگاروز 2.5% به شناسایی قطعات برش یافته می پردازیم.
روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)جهت مقایسه فراوانی پلی مورفیسم بین دو گروه از ازمون دقیق فیشر و استفاده می گردد. برای تعیین اثر هر پلی مورفیسم بر ریسک ابتلا به لیومیوم از Logistic Regression استفاده می شود.
ملاحظات اخلاقی - کد 1: هدف اصلی هر پژوهشباید ارتقای سلامت انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد.
کد 2:در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنی‎ها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است.
کد 3:پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیهپذیر است که منافع بالقوهی آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد. در پژوهشهای دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار میگیرد نباید بیشتر از آنچه باشد که مردم عادی در زندگی روزمرهی خود با آن مواجه میشوند. حصول اطمینان از این امر برعهدهی طراحان، مجریان و همکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایشکنندهی پژوهش از جمله کمیتهی اخلاق در پژوهش است.
کد 4:مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینهی پایینتر و/ یا صرفاً عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود.
کد 5: قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی ، باید اقدامات اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنیها و تامین سلامت آنها انجام گیرد.
کد 7: اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود.
کد 13: کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود.
کد 14:اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد.
کد 15: پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، بهنحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است بهکار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروهمورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانی شود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این موارد باید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود.
کد 25 : پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد.
کد 28 :پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند.
کد 29:نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد
محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنهاعدم همکاری بیماران
کلمات کلیدیLeiomayoma . Fas , Fas ligand. polymorphism
فهرست منابع و مراجع1. Matuszewski W, Stojko R, Wieczorek J, Koza K, Luciak M. [The "Bizzare" leiomyoma in histopathological examination of the uterine myoma: dilemma of the range of operative treatment]. Ginekologia polska. 1998 May;69(5):269-72. PubMed PMID: 9695325. "Bizzare" leiomyoma w badaniu histopatologicznym miesniaka trzonu macicy--dylemat zakresu leczenia operacyjnego.
2. Cramer SF, Patel A. The frequency of uterine leiomyomas. American journal of clinical pathology. 1990 Oct;94(4):435-8. PubMed PMID: 2220671.
3. Falcone T, Walters MD. Hysterectomy for benign disease. Obstetrics and gynecology. 2008 Mar;111(3):753-67. PubMed PMID: 18310381.
4. Stewart EA, Morton CC. The genetics of uterine leiomyomata: what clinicians need to know. Obstetrics and gynecology. 2006 Apr;107(4):917-21. PubMed PMID: 16582132.
5. Evans P, Brunsell S. Uterine fibroid tumors: diagnosis and treatment. American family physician. 2007 May 15;75(10):1503-8. PubMed PMID: 17555142.
6. Wilcox LS, Koonin LM, Pokras R, Strauss LT, Xia Z, Peterson HB. Hysterectomy in the United States, 1988-1990. Obstetrics and gynecology. 1994 Apr;83(4):549-55. PubMed PMID: 8134065.
7. Lepine LA, Hillis SD, Marchbanks PA, Koonin LM, Morrow B, Kieke BA, et al. Hysterectomy surveillance--United States, 1980-1993. MMWR CDC surveillance summaries : Morbidity and mortality weekly report CDC surveillance summaries / Centers for Disease Control. 1997 Aug 8;46(4):1-15. PubMed PMID: 9259214.
8. Flake GP, Andersen J, Dixon D. Etiology and pathogenesis of uterine leiomyomas: a review. Environmental health perspectives. 2003 Jun;111(8):1037-54. PubMed PMID: 12826476. Pubmed Central PMCID: 1241553.
9. Peddada SD, Laughlin SK, Miner K, Guyon JP, Haneke K, Vahdat HL, et al. Growth of uterine leiomyomata among premenopausal black and white women. Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America. 2008 Dec 16;105(50):19887-92. PubMed PMID: 19047643. Pubmed Central PMCID: 2604959.
10. Stewart EA. Uterine fibroids. Lancet. 2001 Jan 27;357(9252):293-8. PubMed PMID: 11214143.
11. Dixon D, Flake GP, Moore AB, He H, Haseman JK, Risinger JI, et al. Cell proliferation and apoptosis in human uterine leiomyomas and myometria. Virchows Archiv : an international journal of pathology. 2002 Jul;441(1):53-62. PubMed PMID: 12111201.
12. Moudi B, Salimi S, Farajian Mashhadi F, Sandoughi M, Zakeri Z. Association of FAS and FAS ligand genes polymorphism and risk of systemic lupus erythematosus. TheScientificWorldJournal. 2013;2013:176741. PubMed PMID: 24348139. Pubmed Central PMCID: 3848338.
13. Lu G, Janjic BM, Janjic J, Whiteside TL, Storkus WJ, Vujanovic NL. Innate direct anticancer effector function of human immature dendritic cells. II. Role of TNF, lymphotoxin-alpha(1)beta(2), Fas ligand, and TNF-related apoptosis-inducing ligand. Journal of immunology. 2002 Feb 15;168(4):1831-9. PubMed PMID: 11823516.
14. Zhang Z, Qiu L, Wang M, Tong N, Li J, Zhang Z. The FAS ligand promoter polymorphism, rs763110 (-844C>T), contributes to cancer susceptibility: evidence from 19 case-control studies. European journal of human genetics : EJHG. 2009 Oct;17(10):1294-303. PubMed PMID: 19337311. Pubmed Central PMCID: 2986648.
15. Salimi S, Moudi B, Farajian Mashhadi F, Tavilani H, Hashemi M, Zand H, et al. Association of functional polymorphisms in FAS and FAS Ligand genes promoter with pre-eclampsia. The journal of obstetrics and gynaecology research. 2014 May;40(5):1167-73. PubMed PMID: 24690069.



پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود
555555555555555.doc1394/02/20347136دانلود