
| کد طرح | 7429 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی مقایسه ای تاثیرتمرینات ثبات دهنده و تمرینات تسهیل عصبی عضلانی برسطح مقطع عضلات فلکسوری عمقی گردن بیماران گردن درد مزمن غیر اختصاصی |
| عنوان لاتین طرح | The comparison Effects of proprioceptive neuromuscular facilitation and stabilization exercises on cross sectional area of deep flexor muscles in patients with chronic non-specific neck pain |
| نوع طرح | کاربردی |
| محل اجرای طرح | دانشکده توانبخشی |
| رسته مطالعاتی | مداخله ای توصیفی |
| دانشکده/مرکز | دانشکده توانبخشی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 240 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| احمدرضا عسگری آشتیانی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | استاد راهنما | دکترای تخصصی | ahmadaskary@gmail.com |
| محمد حسینی فر | مشاور | مشاور طرح | دکترای تخصصی | fardash_s@yahoo.com |
| مهدی محمدی | مشاور | مشاور آمار | دکترای تخصصی | memohammadi@yahoo.com |
| پریسا قدیری هراتی | دانشجو | تدوین طرح | کارشناسی ارشد | ghadiri.pt93@gmail.com |

| عنوان | متن |
|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی مقایسه ای تاثیرتمرینات ثبات دهنده و تمرینات تسهیل عصبی عضلانی برسطح مقطع عضلات فلکسوری عمقی گردن بیماران گردن درد مزمن غیر اختصاصی |
| خلاصه طرح به لاتین | The comparison Effects of proprioceptive neuromuscular facilitation and stabilization exercises on cross sectional area of deep flexor muscles in patients with chronic non-specific neck pain |
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | گردن درد یکی از شایع ترین بیماریهای عضلانی- اسکلتی و یکی از عوامل عمده ناتوانی در عملکرد فردی، شغلی و اجتماعی بیماران در سراسر جهان می باشد (1-2). شیوع گردن درد تقریبا مشابه کمردرد می باشد و تعداد روزهای کاری از دست رفته به دلیل غیبت از کار به دلیل گردن درد تقریبا برابر موارد مربوط به کمردرد می باشد (3). علیرغم اینکه مطالعات همهگیرشناسی اندکی در مورد گردن درد در ایران انجام شده است، تحقیقات اخیر نشان می دهند که گردن درد از شیوع بالایی در جمعیت عمومی و در میان کارگران مراکز صنعتی در ایران برخوردار است (5-4). در مطالعه گسترده مبتنی بر جامعه ای (COPCORD study)که اخیرا بر روی 10291 مرد و زن ساکن تهران صورت گرفته است، شیوع هفت روزه گردن درد در مردان و زنان به ترتیب 8/8 درصد و 3/18 درصد و در کل 4/13 درصد گزارش شده است (4). مشابه همین مطالعه بر روی 1565 روستایی ساکن در پنج روستای شهرستان تویسرکان استان همدان صورت گرفته است. در این مطالعه شیوع هفت روزه گردن درد 9/17 درصد گزارش شده است (6). در مطالعه بزرگی که علیپور و همکاران در سال 2008 بر روی 11433 کارگر و کارمند ایران خودرو انجام دادند، شیوع یک ساله گردن درد به تنهایی در مردان و زنان به ترتیب 7/6 درصد و 8/13 درصد گزارش شد. همچنین در این مطالعه 6 درصد مردان و 1/8 درصد زنان،گردن درد به همراه شانه درد داشتند(5). گردن درد، بسیار شبیه کمردرد، مستعد مزمن شدن می باشد و غالبا منجر به ناتوانی طولانی مدت می شود. بعلاوه، هزینه های مراقبت از سلامت همراه با این ناتوانی طولانی مدت، بار اقتصادی محسوسی را به جامعه تحمیل می کند و چالشی مهم برای نظام مراقبت سلامت می باشد (4-2). ثبات ستون فقرات براساس نظر پنجابی (1992) در اثر عملکرد بهم وابسته سه ساب سیستم است . که شامل ساب سیستم پسیو (ساختار استخوانی لیگامانی)، ساب سیستم اکتیو (عضلات و تاندونهای احاطه کننده ستون فقرات) و ساب سیستم عصبی و فیدبکی (شامل ترنسدیوسرهای حرکتی که در لیگامانها و عضلات و مراکز کنترل عصبی جا گرفته اند و کنترل عضلات را انجام می دهند) می باشد (7 ). سیستم ثبات ستون فقرات به تغییرات نیازهای ستون فقرات در پاسچرهای مختلف و در اثر لودهای دینامیک و استاتیک ، حساس و پاسخگو می باشد. سیستم پاسیو، ثبات قابل توجهی را برای ستون فقرات در وضعیت نوترال فراهم نمی کند و در انتهای دامنه در برابر حرکت مقاومت می کند. سیستم اکتیو هم در تولید نیرو و هم در ثبات ستون فقرات نقش دارد. سیستم نورال با توجه به اطلاعاتی که از بخش های دیگر می گیرد به ستون فقرات ثبات می بخشد و باعث می شود سیستم اکتیو به هدف ثبات دهی خود برسد (7). با اختلال در سیستم ثباتی اکتیو در اثر دژنراسیون، بیماری یا آسیب، Disuse و .... ظرفیت ثبات دهی ستون فقرات کاهش یافته و با اعمال لودهای خارجی بزرگ و غیرطبیعی دینامیک که بیش از حد انتظارند ، ممکن است سیستم را وادار به استراتژیهای جبرانی توسط سیستم پاسیو کند(8). بی ثباتی ستون فقرات باعث حرکات غیرطبیعی بین مهره ای و فشاریا کشش عناصر عصبی ملتهب یا تغییر شکل غیر طبیعی لیگامانها، کپسول مفصلی، فیبرهای آنولار و End plate ها که بطور قابل ملاحظه ای گیرنده های درد دارند می شوند و حرکات بزرگ بین مهره ای ایجاد درد می کنند (9). از طرف دیگر انحراف از مقدار نرمال ( افزایش یا کاهش ) که کیفیت حرکات را تحت تاثیر قرار می دهد یکی دیگر از پارامترهای بی ثباتی است ( 8 و 9 ) . برگمارک ، دو سیستم عملکرد عضلات را مرتبط با ثبات ستون فقرات شامل سیستم عضلانی گلوبال و لوکال ذکر می کند.عضلات سیستم لوکال عمقی و نزدیک مهره ها هستند و قابلیت افزایش Stiffness سگمنتال ستون فقرات را دارند.عضلات سیستم گلوبال عضلاتی با بازوی گشتاور بزرگ از مفصل دورند ولی در راستای کنترل جهت گیری ستون فقرات و تعادل لود های خارجی مهم اند. هدف تمرینات ثباتی سگمنتال ستون فقرات، حل کردن مشکلاتکنترل حرکت در عضلات کلیدی لوکال و بازیابی عملکرد سینرژی نرمال بین سیستم عضلانی لوکال و گلوبال است (10). در درمان دردهای ستون فقرات با منشا مکانیکال باید به این سیستم های ثباتی توجه ویژه کرد. کاهش قابل توجه در سطح مقطع عضلات لوکال دیده می شود. این کاهش در سطح مقطع عضلات با مکانیسم نقص در فراخوانی نرمال عضلات یا آتروفی عضلاتی که در نزدیکی سگمان پاتولوژیک یا دردناک قرار دارند در ارتباط است و معمولا با هم اتفاق می افتد (11). دیسفانکشن بصورت لوکال بصورت اختلال در فراخوانی وکنترل حرکت سیستم ثباتی سگمنتال عمقی ودر نتیجه کنترل ضعیف پوزیشن نرمال مفاصل رخ می دهد و بصورت گلوبال می تواند بصورت ایمبالانس بین عضلات ثباتی یک مفصلی و عضلات حرکتی دو مفصلی رخ دهد، که این ایمبالانس در اثر تغییر فراخوانی این عضلات است که می تواند در اثر کوتاهی یا طویل بودن عضلات در سگمان حرکتی رخ دهد (12). این سیکل مزمن و کاهش سطح مقطع با درد مکانیکی گردن باعث اختلال عملکرد عضلات سگمنتال عمقی و کاهش ساپورت مکانیکی لوکال و از دست رفتن مهار نرمال اینترنورونهای شاخ خلفی به خاطر کاهش آورانهای حس عمقی و توسعه وضعیت درد مزمن می شود (11). کنترل حرکتی (Motor control ) جزء کلیدی در اجتناب از آسیب است(13). اختلال در کنترل حرکت شامل از بین رفتن کنترل دامنه نرمال مفصل است که معمولا با اختلال عملکردیا نا هماهنگی عضلات آگونیست و آنتاگونیست همراه است . مهار در فعالیت عضلات فلکسور عمقی گردن و افزایش فعالیت در جهت جبران در عضلات فلکسور سطحی در افراد گردن دردی، تغییر در کنترل حرکت است که دیده می شود (13). در گردن درد فعالیت الکترومیوگرافی عضلات فلکسور عمقی کاهش و تاخیرشان افزایش می یابد و برعکس فعالیت عضلات فلکسور سطحی افزایش می یابد و این نشان از بهم خوردن کنترل پیش خوراند اتونومیک سیستم عضلانی اسکلتی گردن است (14). نقش عضلات فلکسور عمقی در حرکات گردن کمتر است (15). نقش آنها درکنترل و حمایت از مفاصل گردنی حیاتی است و فعالیت آنها همراه با عضلات بزرگ سطحی برای ایجاد ثبات در مهره ها بخصوص در دامنه های فانکشنال ضروری می باشد. الگوی سینرژی فلکسورهای گردن در افرادی که گردن درد دارند تغییر پیدا می کند و در این افراد فعالیت عضلات فلکسور عمقی مانند لونگوس کولی و لونگوس کپیتیس که در کنترل پوسچر و قوس گردن دخالت دارند، نسبت به افراد سالم کمتر می شود (15). با توجه به اینکه سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی گردن تعیین کنندهی عملکرد این عضلات می باشد و با توجه به اهمیت زیاد این عضلات در ثبات گردن و مختل شدن عملکرد آنها در بیماران گردن درد مزمن ، لذا برنامه ریزی تمرینات ویژه و اصلاح الگوی فعالیت این عضلات جهت درمان گردن درد های مزمن توسط فیزیوتراپیست ها بسیار ضروری است (15). در درمان گردن درد مزمن شواهد مستندی در مورد کارآیی درمانهایی از قبیل کشش مکانیکی ، اولتراسوند ، بیوفیدبک، ماساژ، گرمادرمانی، تحریکات الکتریکی و ترکیب چند روش درمانی مشاهده نشده است (16-17 ). اما در مورد تمرین درمانی، شواهد موید نتیجه مثبت این نوع درمان در بهبود درد و عملکرد طبیعی گردن می باشند (18-19). تمرین درمانی شامل روشهای متعددی مانند Mobilization، تمرینات تقویتی ایزومتریک، استاتیک و دینامیک، تمرینات تحملی و تمرینات حس عمقی است(19). انواع مختلف این تمرینات عمدتا بر اساس ادراک درمانگر و تئوری های او طراحی شده است و اکثرا بر شواهد قطعی نیست (20). علیرغم اینکه در این دسته از مطالعات تقویت عضلات در بیشتر موارد باعث بهبودی علائم گردیده است ولی تئوری ها و فرضیات محکمی که برنامه های تمرینی برآنها استوار باشد در این مطالعات وجود ندارد(20). تمرینات حس عمقی و اثرات آن بر گردن درد بوسیله Taimela وRevel مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاصل از این دو مطالعه با یکدیگر در تناقض بود(21-22).Revel اثر مفید معنی داری از تمرینات هم از طریق معیارهای عینی و هم ذهنی گزارش کرد (21).در حالیکه که Taimela اثرات معنی دار را فقط در تمرینات گروهی و فقط در معیارهای ذهنی مشاهده کرد(22). چهار مطالعه انجام شده ، یافته هایی را مبنی بر مفیدبودن تمرینات مقاومتی در گردن درد مزمن گزارش کردند. در هر چهار مطالعه تمرینات شامل تمرینات مقاومتی دینامیک برای ناحیه گردن و شانه بود. ابزار مورد استفاده متفاوت بود(23-26).Wailing از وسیله ای که به بخش کانسنتریک حرکت مقاومت می داد بهره می برد(23).Levoska و Keinanen نیز مطالعات مشابهی برای تعیین تاثیرتمرینات مقاومتی در گردن درد مزمن انجام دادند(24). Randolv از وزنه های ساده بصورت آزاد برای اعمال مقاومت استفاده کرد (24-25(. علاوه بر این Bronfort نتوانست برتری برنامه تمرینی مورد استفاده خود را ثابت کند (26) و Randolv هم گزارش کرد که اختلاف معنی داری بین شدت های مختلف تمرین وجود ندارد (25). هر چهار محقق تاثیر معنی دار تمرینات مقاومتی را در مقایسه با گروه کنترل گزارش کردند ولی اثر این تمرینات بیشتر از تمرینات تحملی، تمرینات Body awarenss و فیزیوتراپی غیرفعال نبود (23-26). تمرینات تسهیل عصبی عضلانی شامل چندین الگوی حرکتی برای تسهیل و تصحیح فرمانهای حرکتی مغز از طریق دریافت پیام گیرنده های حس عمقی داخل عضلات است. تصحیح الگوهای مختل شده سبب برقراری نظم و تسهیل در انتقال حس عمقی و تصحیح وضعیت مفاصل و عضلات می گردد. الگوهای این نوع تمرینات به صورت حرکات چرخشی، چندمحوری و یا در جهت محور عضلات طرح ریزی شده اند(68). این حرکات بهتر از حرکات تک محوری و ساده می باشند و تحت عنوانPNF ( Proprioception Neuromuscular Fascilitation ) برای ازدیاد دامنه حرکتی و افزایش تحمل عضلات استفاده شده اند(69-70). شکلهای متفاوتی از تمرینات PNF وجود دارند. نوع رایج آن شاملRhythmic Stabilization و نوع ترکیبی از انقباضات ایزوتونیک ( کانسنتریک و اکسنتریک متناوب ) عضلات مختلف می باشد. این تمرینات نه تنها عضلات سر و گردن رادربر می گیرند بلکه عضلات اندام فوقانی و حرکات چشم را نیز شامل می شوند. لذا واکنش های تطابقی، عضلات درگیر را به کمک انقباضات کانسنتریک و اکسنتریک آنها اصلاح می نمایند(71). تمرینات ثبات دهنده ستون فقرات گردنی، با توجه به نقش بسیار مهم عضلات در ثبات ستون فقرات و در فعالیت های مختلف روزمره طراحی شده اند.این تمرینات بطور اختصاصی ابتدا عضلات عمقی را تحت تاثیر قرار می دهند، سپس هماهنگی گروههای مختلف عضلانی را به منظور افزایش ثبات فراهم می آورند. مهمترین تمرین ثباتی که برای تقویت و تمرکز بر عضلات فلکسور عمقی ناحیه گردن و هماهنگی گروههای عضلانی در نظر گرفته شده است تمرین CCF(Cranio Cervical Flexion) است (29-27). از طرف دیگر بدلیل عمقی بودن این عضلات اولا روشهای سنتی مثل ارزیابی دستی قدرت عضلات برای عملکرد عضله نامعتبر است. ثانیا دستیابی به این عضلات با الکترومیوگرافی مشکل است.به همین دلیل اولتراسونوگرافی یکی از روشهای ثابت شده برای ارزیابی ضخامت عضله، جهت گیری فیبرها و طول فاسیکل عضلات است. اولتراسونوگرافی روش غیر تهاجمی بدون صدمه به عضلات و با دسترسی آسان با تکرارپذیری قابل قبول در ارزیابی عضلات عمقی است.تکرارپذیری این روش در مطالعات مختلف به اثبات رسیده است که درمبحث پیشینه تحقیق به آنها اشاره می شود. سونوگرافی برای ارزیابی عضلات عمقی در ناحیه کمر زیادمورداستفاده قرار گرفته است ولی در گردن نسبتا کمتر استفاده شده است. بنابراین سونوگرافی می تواند بعنوان یک ابزار کلینیکی به فیزیوتراپیست ها در تشخیص و درمان تغییرات موتور کنترل کمک کند (31). لذا در این تحقیق از سونوگرافی برای اندازه گیری سطح مقطع عضله لونگوس کولی استفاده می شود. با توجه به مطالب گفته شده ، بنابراین هدف اول این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات ثبات دهنده ستون فقرات گردنی بر سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی گردن و بررسی این تغییرات با سونوگرافی می باشد. هدف دوم بررسی تاثیر تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بر سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی گردن و بررسی این تغییرات با سونوگرافی می باشد. و هدف سوم نیز بررسی تاثیر تمرینات فوق بر شدت درد، ناتوانی، ترس از درد وحرکت و دیدگاه های اجتنابی ناشی از درد می باشد. در صورتی که هر یک از این تمرینات بیشترین تاثیر را در افزایش سطح مقطع عضلات ، کاهش درد ، ناتوانی ، ترس از درد و حرکت داشته باشد می توان تمرینات فوق را به کلیه فیزیوتراپیست ها پیشنهاد داد تا برای بیماران خود در مراکز درمانی انجام دهند . مروری بر اطلاعات موجود در مورد پیشینه تحقیق: مطالعات انجام گرفته تا کنون را می توان در چند محور مورد بررسی قرار داد: - مطالعاتی که در آنها تمرکز بر عضلات فلکسور گردن بوده و به صورت عمومی و با اعمال مقاومت انجام شده است. - مطالعاتی که در آنها تمرکز بر نقش متفاوت لایه های سطحی و عمقی عضلات فلکسور بوده است. - مطالعاتی که در آنها از اولتراسونوگرافی برای اندازه گیری ابعاد عضلات استفاده شده است. - سایر مطالعاتی که نقش عضلات گردن به صورت های دیگری در آنها مورد بررسی قرار گرفته است. 1) مطالعاتی که در آنها تمرکز بر عضلات فلکسور گردن بوده و بصورت عمومی و با اعمال مقاومت انجام شده است که در مطالب زیر به آنها پرداخته می شود: highland (1992) و همکاران 90 بیمار گردن درد را در مدت 8 هفته تمرین، تحت بررسی قرار دادند. بیماران شامل: افراد مبتلا به دیسک دژنراتیو (6 نفر)، فتق دیسک (14 نفر) و اسپرین گردن (70 نفر) می شدند. ابتدا تست قدرت ایزومتریک گردن در دامنه کامل فلکشن و اکستنشن در 8 فاصله یکسان بوسیله دستگاهی که فقط در جهت فلکشن و اکستنشن اجازه حرکت می داد انجام شد. بعد از پایان تمرینات نیز مجددا تست قدرت ایزومتریک بعمل آمد. در پایان، سه معیار قدرت عضلانی، دامنه حرکتی و درد مورد بررسی قرار گرفت. بهبود معنی دار در هر سه مورد مشاهده گردید(32). Berg (1994) و همکاران در مطالعه ای تحت عنوان " اثر تمرین دینامیک قدرتی بر عملکرد"، 17 کارگر زن میانسال مبتلا به گردن درد را مورد بررسی قرار دادند. مدت 8 هفته، هفته ای دو جلسه و هر جلسه تمرین 12 دقیقه شامل 12 تکرار مقاومتی حرکات فلکشن، اکستنشن و روتیشن با استفاده از Hydrolic damper بود. مقاومت برای هر فرد جداگانه مشخص شده و هر دو هفته یکبار افزایش می یافت. حداکثر مقاومت ایزومتریک در زاویه خاص در حرکات روتیشن، فلکشن و اکستنشن قبل و بعد از جلسات تمرین محاسبه می گردید. نتیجه این مطالعه بهبود قدرت عضلات در تمام جهات و کاهش درد در تمام شرکت کنندگان را نشان داد(33). Jordan (1998) و همکاران در مطالعه ای بر روی 119 بیمار مبتلا به گردن درد مزمن،Intensive Training، فیزیوتراپی و manipulationرا در گردن درد مزمن به صورت آینده نگر و یکسو کور بررسی کردند. سه متغیر در این مطالعه بین گروه های درمانی مقایسه گردید که عبارت بودند از گزارش درد به وسیله بیمار، ناتوانی و میزان مصرف دارو. میزان درد را بیمار از طریق پرکردن پرسشنامه و ارسال پستی در فواصل 4 ماه و 12 ماه به اطلاع محققین می رساند. بهبود معنی داری در هر سه متغیر مشاهده گردید و در عین حال هیچ تفاوتی بین گروه ها دیده نشد (34). نویسندگان مقاله مذکور اذعان می کنند که نمی توان گفت بهبودی حاصل نتیجه درمان بوده یا مرور زمان باعث آن شده است. ضمن اینکه به نظر می رسد هیچ گونه ارتباط یا کنترلی بر میزان تمرینات و مصرف دارو و یا سایر مواردی که می توانند بر نتایج مطالعه تاثیر بگذارند وجود نداشته است و این موضوع تفسیر نتایج را مشکل می کند(34). در مطالعه دیگری Ylinen (2003) اثر تمرین درمانی فعال قدرتی و تحملی را در گردن درد مزمن در زنان مورد بررسی قرار داد. هر دو روش تاثیر مثبتی در کاهش درد و ناتوانی در بیماران نشان داد، اما افزایش دامنه حرکتی فلکشن، اکستنشن و لترال فلکشن در گروه تمرینات قدرتی بیشتر بود (35). 2 ) مطالعاتی که در آنها تمرکز بر نقش متفاوت لایه های سطحی و عمقی عضلات فلکسور بوده است: conley (1995) با استفاده از تصاویر MRI، عضلات سمی اسپاینالیس کپیتیس و گروه عضلانی سمی اسپاینالیس سرویسیس و مالتی فیدوس را مورد بررسی قرار داد و توانست فعالیت هماهنگ لایه های عضلانی عمقی و سطحی را در سطوح مختلف حرکتی اثبات کند. موضوع دیگر اینکه با بررسی فعالیت نسبی تمام عضلات حین حرکات فلکشن، اکستنشن و لترال فلکشن مشخص شد که مفهوم هم انقباضی فلکسور و اکستنسور عبارت است از یک الگوی عضلانی که سبب افزایش سفتی مفصل می شود. این موضوع عمدتا در عضلات فلکسور عمقی شامل لونگوس کولی و لونگوس کیپتیس و عضلات خلفی شامل سمی اسپاینالیس سرویسیس و مالتی فیدوس مشاهده گردید. جایی که سطح پایینی از فعالیت این عضلات در حرکاتی که این عضلات آنتاگونیست بودند ثبت شد (36). Jull (2002) در یک مطالعه RCT تمرین درمانی و مانی پولاسیون را در سردردهای با منشا گردنی مورد بررسی قرار داد. تمرین داده شده در گروه تمرین درمانی، انجام عمل CCFبصورت کنترل شده بود که با استفاده از فشارسنج مخصوص آموزش دیده بود. مدت درمان 6 هفته بود و متغیرهای اصلی مورد بررسی، میزان درد و ناتوانی بود. پیگیری 12 ماهه نیز برای بررسی احتمال عود عارضه انجام گرفت. بهبود درد و میزان ناتوانی در هر دو گروه مشاهده گردید. تفاوتی بین گروه ها ملاحظه نگردید و پیگیری 12 ماهه بیماران عود عارضه را در هیچ کدام از بیماران دو گروه نشان نداد(37). O’Leary (2007) و همکاران با استفاده از EMG فعالیت عضلات فلکسور عمقی و سطحی را در دو آزمایش متفاوت بر روی افراد سالم بررسی کردند. نتیجه اصلی مطالعه آنها این بود که حین انجام فلکشن ایزومتریک گردن، فعالیت بیشتری در عضلات فلکسور سطحی شامل استرنوکلایدوماستوئید و اسکالن قدامی و استرنوهیوئید در مقایسه با فعالیت مذبور در حین CCF مشاهده می شود. بنابراین CCF می تواند بعنوان تست یا تمرین اختصاصی عضلات فلکسور عمقی در نظر گرفته شود(38). Falla (2004) و همکاران با مطالعه بیماران گردن درد یکطرفه، خستگی عضلات سطحی شامل استرنوکلایدوماستوئید و اسکالن قدامی را با استفاده از یافته های الکترومیوگرافی و مقایسه سمت سالم و سمت دردناک مورد بررسی قرار دادند. نتایج مطالعه آنها تفاوت واضح بین دو طرف را در mean power frequency عضلات مذبور نشان داد. این مطالعه تاثیر اختصاصی درد را روی عملکرد عضله نشان می دهد و اینکه حتی برای درمان مناسب و مطلوب گردن درد یکطرفه بایستی این موضوع در نظر گرفته شود(39). در مطالعه دیگری Falla (2008) و همکاران دو برنامه تمرینی بصورت توان بالا و توان پایین را به مدت 6 هفته در بیماران مبتلا به گردن درد با هدف بررسی تاثیر تمرین در عملکرد عضلات در فعالیت های عملکردی مورد مطالعه قرار دادند. نتایج مطالعه نشان داد که با وجود تاثیر هر دو برنامه تمرینی در بهبود معیارهای EMG مربوط به عملکرد عضله، این تغییرات در عضله، به فعالیت های عملکردی تسریع پیدا نمی کند(40). 3 ) مطالعاتی که در آنها از اولتراسونوگرافی برای اندازه گیری ابعاد عضلات استفاده شده است: Kristjansson (2004) مطالعه ای را برای بررسی تکرارپذیری اولتراسونوگرافی در اندازه گیری سطح مقطع مولتی فیدوس گردن در بیماران مبتلا به WAD (Whiplash Associated Disorder) و افراد سالم انجام داد. نتیجه مطالعه نشان داد که اولتراسونوگرافی تکرارپذیری مطلوبی برای اندازه گیری سطح مقطع عضله مولتی فیدوس در سطح C4 در زنان جوان سالم دارد. این موضوع در بیماران مبتلا به WAD نیز در صورتی که آزمونگر ثابتی اولتراسونوگرافی را انجام دهد معتبر است (41). در مطالعه Rezasoltani(2004) و همکاران، عضله سمی اسپاینالیس کپیتیس را در یک بیمار اسکولیوزیس بدون علت ناحیه پشتی مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه اختلاف اندازه عضله مذبور در سطح C3 در دو طرف مورد بررسی قرار گرفت و تفاوت معنی داری را نشان داد. نتیجه مطالعه نشان می دهد اولتراسونوگرافی می تواند به عنوان یک روش غیر تهاجمی در ارزیابی عضلات لایه های عمقی تر گردن مورد استفاده قرار گیرد اما برای تعمیم نتایج، انجام مطالعه ای با حجم نمونه مناسب و منطقی ضروری است (42). Chi–Fishman و همکاران(2004)، در مطالعه ای توانایی اولتراسونوگرافی را برای تشخیص بین عضلات طبیعی و ضعیف انجام دادند. این مطالعه بر روی 9بیمار که میوزیت فعال یا غیر فعال داشتند انجام شد. همزمان با انقباض حداکثر ایزومتریک عضله رکتوس فموریس، اولتراسونوگرافی وmuscle force dynamometry انجام گردید. نتیجه این پژوهش نشان داد که تغییرات ابعاد عضله در صورتی که با حداکثر گشتاور سنجیده شود با میزان نیروی عضله همبستگی دارد. علاوه بر این، اولتراسونوگرافی می تواند تفاوت های مهمی را در معیارهای فیزیکی بین عضلات سالم و میوپاتیک بدست دهد. نکته قابل توجه در این تحقیق این بود که با توجه به نتایج حاصله می توان از اولتراسونوگرافی برای بررسی تاثیر تمرین بر عضلات استفاده کرد(43). Kissel(2007) و همکاران مطالعه ای را با هدف تعیین ارتباط بین تغییر ضخامت عضله بوسیله اولتراسونوگرافی و فعالیت EMG عضله مولتی فیدوس کمری با استفاده از fine wire electrode در 5 فرد سالم انجام دادند. نتیجه مطالعه آنها همبستگی بسیار بالایی را بین معیارهای اولتراسونوگرافیک و EMG در یک دامنه محدود یعنی 34% - 19% MVC در عضله مربوطه نشان داد (44). Amiri(2007) و همکاران سطح مقطع عضلات عمقی خلفی گردن را با سونوگرافی اندازه گیری کردند و ICC درون روز و بین روز به ترتیب 98/0 و 99/0 گزارش شد و نیز سطح مقطع عضله سمی اسپاینالیس کاپیتیس در بیماران با سردرد گردنی در سطح مهره دوم گردن کمتر از سمت سالم بود. سطح مقطع عضله در مردان بیشتر ولی وقتی با وزن بدن نرمال می شد تفاوتی نداشت. بین سطح مقطع عضله و سن همبستگی قابل توجهی دیده نشد (45) جوانشیر(2009) تکرارپذیری سونوگرافی را در اندازه گیری سطح مقطع عضله لونگوس کولی در افراد سالم و افراد با گردن درد بررسی کرد و برای تکرار پذیری درون روز ICC=0/93—0/82 و برای تکرارپذیری بین روز ICC=0/85—0/75 را بدست آورد. در این مطالعه سطح مقطع عضله در افراد با گردن درد کوچکتر از افراد سالم گزارش شد (46). عسگری و همکاران (1392) سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی گردن را در بیماران گردن درد مزمن غیر اختصاصی و پس از انجام تمرینات ثبات دهنده و تمرینات ایزومتریک حداکثری اندازه گیری کردند. میانگین سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی در سمت راست و در گروه تمرینات ثبات دهنده بعد از 8 هفته تمرینات از 80/0 به 06/1 سانتیمتر مربع افزایش یافت، در حالیکه این افزایش برای سمت چپ از 81/0 به 04/1 سانتیمتر مربع بوده است.میانگین سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی در سمت راست و در گروه تمرینات ایزومتریک حداکثری بعد از 8 هفته تمرینات از 80/0 به 85/0 سانتیمتر مربع افزایش یافت، در حالیکه این افزایش برای سمت چپ از 79/0 به 84/0 سانتیمتر مربع بوده است (48). 4 ) سایر مطالعاتی که نقش عضلات گردن بصورت های دیگری در آنها مورد بررسی قرار گرفته است: Funtain(1966) وVitti(1973) تنها مطالعه EMG مستقیم عضله لونگوس کولی را با استفاده از الکترودهای indwelling انجام دادند. در وضعیت استراحت کامل، فعالیت مختصر یا سکوت الکتریکی در این عضله ثبت شد اما با اعمال وزن روی سر، فعالیت آن افزایش یافت که این افزایش متناسب با نیاز به حمایت از قوس گردنی در این وضعیت می باشد (47 و 49). Winter &pele (1990) مطالعه ای را بصورت مدلینگ کامپیوتری در مورد هماهنگی چند عضله گردنی انجام دادند. آنها دریافتند که اگر تنها عضلات بزرگ گردن برای ایجاد حرکت وارد عمل شوند، بی ثباتی سگمنتال موضعی ایجاد خواهد شد و حرکت در دامنه ای محدود و تقریبا در حالت مستقیم یا حد وسط انجام خواهد شد. بنابراین فعالیت عضلانی عمقی در کنار عضلات سطحی برای استحکام یا ثبات قطعات در دامنه عملکردی ضروری است. چنین نقشی برای عضلات عمقی بر لزوم تمرکز خاص بر این عضلات در ارزیابی و توانبخشی تاکید می نماید(50). |
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | تمرینات ثبات دهنده باعث افزایش سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی گردن در بیماران گردن درد مزمن می شوند. تمرینات تسهیل عصبی عضلانی تاثیری بر سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی گردن در بیماران گردن درد مزمن ندارند. تاثیر تمرینات ثبات دهنده بر روی سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی گردن در بیماران گردن درد مزمن نسبت به تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بیشتر است. تمرینات ثبات دهنده باعث کاهش درد و ناتوانی عملکردی در بیماران گردن درد مزمن می شوند . تمرینات تسهیل عصبی عضلانی تاثیری بر کاهش درد و ناتوانی عملکردی در بیماران گردن دردمزمن ندارند . تاثیر تمرینات ثبات دهنده بر روی میزان درد و ناتوانی عملکردی بیماران گردن درد مزمن نسبت به تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بیشتر است. تمرینات ثبات دهنده بر جنبه های ترس از درد و حرکت ( کینزیوفوبیا ) و دیدگاههای اجتنابی ناشی از درد در بیماران گردن درد مزمن تاثیر گذارند. تمرینات تسهیل عصبی عضلانی تاثیری بر جنبه های ترس از درد و حرکت و دیدگاه های اجتنابی ناشی از درد در بیماران گردن درد مزمن ندارند. تاثیر تمرینات ثبات دهنده بر روی جنبه های ترس از درد و حرکت و دیدگاه های اجتنابی ناشی از درد در بیماران گردن درد مزمن نسبت به تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بیشتر است. |
| هدف کلی طرح | بررسی و مقایسه اثر تمرینات ثبات دهنده ستون فقرات گردنی و تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بر سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی در بیماران گردن درد مزمن |
| اهداف اختصاصی | -تعیین اثر و مقایسه تمرینات ثبات دهنده و تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بر سطح مقطع عضلات فلکسور عمقی - تعیین اثر و مقایسه تمرینات ثبات دهنده و تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بر درد و ناتوانی عملکرد بیماران گردن درد مزمن - تعیین اثر و مقایسه تمرینات ثبات دهنده و تمرینات تسهیل عصبی عضلانی بر ترس از درد و حرکت ( TSK ) ودیدگاههای اجتنابی ناشی از درد ( FABQ ) در بیماران گردن درد مزمن |
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | کلیه سازمان ها و مراکز درمانی فیزیوتراپی سراسر کشور |
| تعریف واژه های تخصصی | - گردن درد مزمن غیر اختصاصی: به کلیه گردن دردها شامل کشیدگی، پیچ خوردگی، اختلات مکانیکی گردن و درد شانه و گردن که بیش از 12هفته از شروع آنها گذشته باشد. در این تحقیق گردن درد با علت نامشخص با طول 12 هفته و بالاتر و نیز گردن درد عود کننده بعنوان مزمن در نظر گرفته می شود (51). -تمرینات ثبات دهنده : با توجه به نقش بسیارمهم عضلات در ثبات ستون فقرات در فعالیتهای مختلف روزمره، تمریناتی طراحی شده است که بطور اختصاصی ابتدا عضلات عمقی راتحت تاثیر قرار می دهد و سپس هماهنگی گروههای مختلف عضلانی را به منظور افزایش ثبات فراهم می آورد. تمرین اختصاصی Cranio-cervical flexion test ( CCFT ) برای تقویت و تمرکز بر عضلات فلکسور عمقی ناحیه گردن و هماهنگی گروههای عضلانی در نظر گرفته شده است (28). - تمرینات تسهیل عصبی عضلانی: تمریناتی هستند که باعث تحریک حس عمقی موجود در مفاصل گردیده و بدنبال آن سیستم عصبی عضلانی تسهیل گردیده، درد، ناتوانی و مشکلات حرکتی بیمار برطرف می گردد (52). -اولتراسونوگرافی عضلات: عبارت است از اندازه گیری ابعاد عضلات در تصاویر حاصل از امواج اولتراسوند که برای ارزیابی آتروفی عضلانی، هیپرتروفی عضلانی استفاده می گردد (53). - تحمل عضلانی: بعنوان توانایی عضله در انقباض مکرر علیه یک مقاومت، تولید و حفظ تانسیون و مقاومت در برابر خستگی طی زمان طولانی تعریف می شود (54). برای تعیین میزان تحمل عضلات فلکسور عمقی از روش JULL)) استفاده می شود (38). در این روش دو اندازه گیری انجام می شود. اولی نمره سطح فعالیت که عبارت است از سطح فشاری که بیمار می تواند بوسیله انقباض فلکسورهای عمقی بدست آورد ( با استفاده از Pressure Biofeedback ) و آن را بطور آرام و کنترل شده حفظ کند. دومی تعداد تکرارهای 10 ثانیه ای که بیمار می تواند انجام دهد. برای هر فرد یک شاخص تعیین می شود که این شاخص عبارت است از حاصل ضرب سطح فعالیت در تعداد انقباضات قابل قبول فرد. -ناتوانی عملکردی: در تعریف جدید سازمان بهداشت جهانی، ناتوانی اشاره به مشکلاتی دارد که یک فرد ممکن است در اجرای فعالیت های مختلف همانند تغییر یا حفظ وضعیت های بدنی، راه رفتن، از پله بالا و پایین رفتن، بلندکردن و حمل اشیاء، مهارت های مراقبت از خود ( لباس پوشیدن، شستن خود، و.........) با آن مواجه باشد(55). در پژوهش حاضر از پرسشنامه ناتوانی گردن که به زبان فارسی اعتبار سنجی شده است استفاده می شود. - میزان درد: تعریف درد از نظر Ronald Melzack اینگونه است: درد یک واکنش ثابت نسبت به محرک دردزا نبوده و درک آن تحت تاثیر تجربیات قبلی، انتظارات و حتی فرهنگ قرار دارد. درد دارای عملکرد حمایتی بوده و ما را آگاه می سازد که روند بیولوژیکی خطرناکی داخل بدن در حال روی دادن است (56). در این تحقیق از معیار دیداری سنجش درد VAS برای تعیین میزان درد استفاده می شود. |
| نوع مطالعه | : این تحقیق از نوع مطالعات تجربی بصورت کارآزمایی بالینی تصادفی و یکسوکور میباشد و نیازی به گروه کنترل نیست چون هر فرد در قبل از درمان و هفته های بعد از درمان با خودش مقایسه می شود . |
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | - از هردوجنس زن و مرد بین سنین 20 تا 50سال - مبتلا به گردن دردی باشد که پزشک معالج علت خاصی برای آن ذکر نکرده باشد ودر بررسی بالینی و رادیوگرافی علت مشخصی برای آن یافت نشده باشد. - مبتلا به گردن دردی باشند که 12 هفته یا بیشتر ادامه داشته باشد. - دارایBMI بین 25 تا 30 معیارهای خروج: -پروتروژن یا پرولاپس یک یا چند دیسک همراه با علائم عصبی - جراحی قبلی ستون فقرات - اسپوندیلوپاتی عفونی - وجود آسیب ساختاری مشخص در گردن - درد گردن ناشی از بیماریهای اتوایمیون، بدخیمی و التهابی -بدشکلی های مادرزادی ستون فقرات -شکستگی فشاری ناشی از پوکی استخوان، تنگی کانال و اسپوندیلولیزیس یا اسپوندیلولیستزیس - میوفاشیال تریگر پوینت - آسیب شانه - آرتریت روماتوئید - حاملگی - تورتیکولی - عدم سلامت عمومی مثلا دیابت، بیماریهای ریه، میوپاتی ها، سرطان - برنامه تمرینی طی سه ماه اخیر که ناحیه گردن یا شانه را شامل شده باشد . - فیزیوتراپی، درمان کایروپراکتیک، استئوپاتی، ماساژ و غیره برای گردن یا شانه در سه ماه اخیر - بستری بودن در سه ماه اخیر به هر علتی که بیش از دو هفته طول کشیده باشد(46 و 48). |
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | - (تعداد نمونه طبق فرمول زیر محاسبه خواهد شد: )N= [(Zα+Zβ)2 (S12+S22)] / (d1-d2)2 بر اساس فرمول فوق، مطالعه بر روی 25 بیمار در هر گروه انجام خواهد شد. |
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | : از میان بیماران گردن درد مزمن غیراختصاصی مراجعه کننده به مراکز درمانی بصورت در دسترس انتخاب می شوند ، سپس از طریق روش بلوک های جایگشتی بیماران به دو گروه تقسیم میشوند |
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | پرسشنامه عمومی: پرسشنامه عمومی جهت جمع آوری اطلاعات شخصی و دموگرافیک. با استفاده از این پرسشنامه اندازه گیری شدت درد: نمودار درد یا Visual Analogue Scale( (VAS) ۱۰۰ میلیمتری برای اندازه گیری و پرسشنامه اطلاعات مربوط به سن، قد، وزن، میزان تحصیلات، شغل و موارد دیگر جمع آوری می شود. پرسشنامه بالینی: پرسشنامه بالینی جهت جمع آوری اطلاعات مربوط به بیماری شامل زمان شروع بیماری، مدت زمان و فرکانس بیماری، بیماری های زمینه ای، نحوه شروع بیماری، اقدامات صورت گرفته و موارد مشابه. کمی کردن شدت درد استفاده می شود.این نمودار یک خط ۱۰۰ میلی متری است که در دو انتهایش علامت زده شده است. ابتدای خط عدم وجود درد و انتهای آن درد غیر قابل تحمل را نشان میدهد و بیمار شدت درد را خود را بر روی این خط بین دو انتها علامت می زند (48). پرسشنامه اندازه گیری ناتوانی:نسخه فارسی پرسشنامه (NDI) Neck Disability Indexجهت تعیین میزان ناتوانی در بیماران گردن دردی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این پرسشنامه شامل ۱۰ بخش می باشد که توانایی بیماران را در انجام کارهای شخصی،مطالعه کردن، تمرکز کردن، رانندگی و موارد دیگر ارزیابی میکند. هر بخش شامل 6 جمله می باشد که ناتوانی بیمار را در سطوح مختلف اندازه گیری می کند. هر آیتم از صفر تا ده رتبه بندی میشود که رتبه صفر نشانه عدم وجود مشکل و رتبه ده نشانه حداکثر مشکل است (46 و 48). پرسشنامه های FABQ و TSK: برای بررسی دیدگاههای اجتنابی ناشی از درد، ترس از درد و ترس از حرکت از این پرسشنامه ها استفاده میشود. پرسشنامه FABQشامل دو بخش است که بخش اول یا فعالیت های فیزیکی که شامل 5 آیتم است که دیدگاههای اجتنابی ناشی از درد در فعالیت های بدنی را بررسی میکند و بخش دوم یا بخش کار شامل 11 آیتم است که دیدگاههای اجتنابی ناشی از درد را در شغل ارزیابی میکند. این پرسشنامه در سال 1993 میلادی توسط وادل و همکارانش طراحی و توسعه پیدا کرد و تاکنون در مطالعات بسیاری در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفته است.پاسخ هر کدام از آیتم ها از کاملا مخالفم (صفر)، مطمئن نیستم (1 تا 5) وکاملا موافقم (6) می باشد. امتیاز بخش اول از صفر تا 24 و امتیاز بخش دوم از صفر تا 42 می باشد. پرسشنامه TSK شامل 17 آیتم می باشد که هر آیتم شامل 4 گزینه میباشد که دامنه ای از قویا مخالف تا قویا موافق دارد. نمره کلی این پرسشنامه بین 17 و 68 میباشد (57-60). دستگاهPressure Biofeedback: برای انجام CCFT واندازه گیری تحمل عضلاتمورد استفاده قرار میگیرد.ایندستگاه شبیه دستگاه فشارخون می باشد که پد فشارسنج زیر گردن بیمار قرار می گیرد. از بیمار خواسته می شود که با انجام عمل Nodding سطح فشاررا به ۲۲ میلی متر جیوه برساند . سطح پایه اندازه گیری ۲۲ میلی متر جیوه بوده و با فاصله های ۲ میلیمترجیوه افزایش می یابد و نهایتا تا۰۳ میلیمتر جیوه قابل افزایش است . هرکدام از این سطوح را که بتواند بصورت کنترل شده، آرام و یکنواخت حفظ کند بعنوان نمره فعالیت فرد منظور می شود. یک اجرای قابل قبول عبارتست از اینکه فرد در سطح فشار مورد نظر بتواند به مدت ۱۰ ثانیه بصورت آرام انقباض را نگه دارد. سپس ۱۰ ثانیه استراحت کند. تعداد انقباضاتی که فرد می تواند در این سطح فشار بصورت قابل قبول انجام دهد ثبت می شود. اگر بیمار توانست ده تکرار ده ثانیه ای را در هر سطح انجام دهد به سطح بعدی می رود (48). دستگاه اولتراسونوگرافی : امواج صوتی که بالاتر از ۲۰ کیلو هرتز باشد اولتراسوند نام دارد . سرعت عبور امواج اولتراسوند از میان بافتها به قابلیت فشردگی و تراکم آنها بستگی دارد. هر پالس اولتراسونوگرافی با سرعت ثابت از میان بافتها عبور می کند. اما وقتی پالس به مرز بین دو محیط با خصوصیات اکوستیک متفاوت می رسد، قسمتی از امواج انعکاس یافته و اساس تشکیل تصویر را فراهم می آورد و بقیه آن از میان بافت عبور می کند و بنابراین مرز بین بافتها مشخص می گردد و تصویر ارجاع داده شده قابل تشخیص می گردد . فرکانس انتخابی برای ارزیاتی بوسیله چندین عامل کنترل می شود. فرکانس نبایستی بیش از حد پایین باشد چرا که با طول موج بلند ، وضوح از دست می رود. از طرف دیگر فرکانس نباید زیاد باشد چرا که تقلیل صوت با افزایش فرکانس زیاد می شود. بنابراین مقدار فرکانس به اندازه و عمق ناحیه مورد نظر بستگی دارد. در تصویربرداری سونوگرافیک از فرکانس ۲ تا۱۰ مگاهرتز استفاده می شود(66). در بعضی از تصویربرداری اختصاصی ( مثل تصویربرداری از پوست ) فرکانس های بالاتر از ۳۰ مگاهرتز استفاده می شود. در این پژوهش از دستگاه اولتراسونوگرافی Medical Corp , ES 500 ساخت کانادا با فرکانس ۱۲ مگاهرتز برای اندازه گیری سطح مقطع عضلات استفاده می شود(67). |
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | قدم اول محقق سونوگرافی را در واحد آشنایی با تجهیزات پزشکی فراگرفته ودر صورت لزوم در کارگاههای مربوط به آموزش شیوه کار با دستگاه شرکت خواهد کرد و سپس برروی تعدادی از افراد سالم و افراد با گردن درد مزمن داوطلب تمرینات لازم را برای اندازه گیری صحیح سطح مقطع عضلات با نظارت متخصص سونوگرافی عضلات انجام می دهد. قدم دوم مطالعه بررسی تکرار پذیری توسط یک آزمونگر است. سونوگرافی عضلات فلکسور عمقی گردن سه بار بدین ترتیب دو بار در یک روز با یکساعت فاصله برای بدست آوردن تکرارپذیری درون روز و بار سوم یک روز بعد برای تکرارپذیری بین روز و هربار سه تصویر سونوگرافی گرفته می شود. قدم سوم برای اجرایی نمودن مراحل تحقیق ، با مرکز درمانی ، کلینیک های فیزیوتراپی ، پزشکان متخصص ارتوپدی و نورولوژی ارتباط برقرار می شود و درخواست ارجاع بیماران با درد گردن مزمن می شود . همچنین در سطح بعضی دانشگاهها اطلاعیه ای جهت بیماران فوق منتشر خواهد شد . در صورت مراجعه بیمار از طریق فراخوان عمومی فرد مذکور به پزشک متخصص ارجاع داده می شود تا پس از تایید گردن درد مزمن انتخاب گردد . چنانچه بیماران مراجعه کننده بر طبق معیارهای ورود و خروج شرایط لازم را داشتند انتخاب خواهند شد و کلیه مراحل تحقیق به آنها توضیح داده خواهد شد . و بعد از لحاظ کلیه ملاحظات اخلاقی و اطمینان به اینکه در هر مرحله از تحقیق داوطلب می تواند از ادامه تحقیق خودداری کند . پس از اعلام نظر موافق در رضایت مندی بیمار ، فرم رضایت نامه مشارکت در پژوهش به امضای بیمار می رسد . سپس پرسشنامه عمومی برای کسب اطلاعات مربوط به سن ، جنس ، شغل ، قد ، مدت بیماری ، سمت دردناک و غیره تکمیل می گردد . سپس میزان درد خودرا ( میانگین هفته گذشته ) را روی محور VAS مشخص می کند . در مرحله بعد برای تعیین میزان ناتوانی فرد در اثر گردن دردش از نسخه فارسی و بومی سازی شده NDI استفاده می شود . این پرسشنامه شامل ۱۰ بخش می باشد که توانائی بیماران را در انجام کارهای شخصی, مطالعه کردن, تمرکز کردن، رانندگی و موارد دیگر ارزیابی میکند. هر بخش شامل 6 جمله می باشد که ناتوانی بیمار را در سطوح مختلف اندازه گیری می کند. این پرسشنامه که رایج ترین و معتبرترین ابزار اندازه گیری ناتوانی در بیماران کمردردی است توسط Vernon وهمکاران در سال 1991 میلادی بر اساس پرسشنامه ناتوانی Oswestry طراحی شد (62). این پرسشنامهتا کنون به صورت گسترده در سراسر جهان در مراکز بالینی و در تحقیقات برای اندازه گیری ناتوانی در بیماران مبتلا به گردن درد استفاده شده است. این پرسشنامه تا کنون به چند زبان مختلف ترجمه و اعتبار سنجی شده است و اخیرا توسط موسوی و همکاران (63) به زبان فارسی ترجمه و اعتبار سنجی شده است(63). نسخه فارسی پرسشنامه مشابه نسخه اصلی انگلیسی از تکرارپذیری و اعتبار بالایی برای تعیین ناتوانی در بیماران مبتلا به کمردرد برخوردار بوده است(63). قدم چهارم تکمیل پرسشنامه های ترس از درد و حرکت ( TSK ) و دیدگاههای اجتنابی ناشی از درد (FABQ ) است. بعد از طی مراحل فوق ، بیماران توسط محقق و یک فیزیوتراپیست ماهر معاینه می گردند . معاینه شامل چندین مرحله است : الف ) تعیین دامنه حرکتی ، حرکات گردن که به دو صورت اکتیو و پاسیو تعیین می شوند . در ارزیابی دامنه اکتیو بیمار در یک وضعیت مناسب روی صندلی نشسته و توسط گونیامتر دامنه اکتیو حرکات گردن در جهات مختلف اندازه گیری می شود. برای تعیین دامنه پاسیو و جهت تعیین Mobility مهره های گردن ، بیمار در وضعیت پرون قرار می گیرد . زوائد خاری مهره ها ی گردنی در خط وسط و مفاصل فاست گردنی بیمار در سمت چپ و راست ، سگمان به سگمان لمس و درد با اشاره بیمار و هایپر و هایپو موبیلیتی مهره ها با تشخیص فیریوتراپیست و محدودیت در دامنه حرکات پاسیو فلکسیون و اکتانسیون ، چرخش و خم شدن طرفی گردن بیمار در سگمانهای فوقانی و تحتانی گردن بصورت دقیق ارزیابی و ثبت می گردد. ب )مرحله بعد اندازه گیری سایز عضلات لانگوس کولی با استفاده از سونوگرافی است که بدین ترتیب انجام می شود . بیمار طاق باز روی تخت می خوابد ، هردودست دردو طرف تنه روی شکم و سرو گردن در حالت طبیعی قرار می گیرد . حوله به تعداد کافی زیر سر فرد قرار داده می شود بطوری که پیشانی و سینه بیمار بصورت افقی قرار گیرد و عضلات گردن در حالت استراحت باشند . به بیمار گفته می شود که سرش را در خط وسط نسبت به محور عمودی، بدون اینکه گودی گردن را افزایش دهد نگه دارد . این وضعیت در طول دوره اسکن کاملا کنترل می شود و از فلکشن و اکستنشن و Lateral Flex و Rot به طرفین جلوگیری می شود . تنه مهره پنجم C5 که به موازات و خلف استخوان هایوئید قرار می گیرد با دست مشخص می شود. در بالای آن اولین خط عرضی در سمت راست و چپ با ماژیک رسم می شود. قوس غضروف کراکوئید بعنوان نشانگر تنه مهره ششم گردنی با دست لمس شده و دومین خط عرضی در دو طرف رسم می شود و اسکن بین دو خط انجام می شود . برای اندازه گیری سطح مقطع عضله لونگوس کولی ، برای مشخص شدن عضله و حدود فاسیای آن و برای اطمینان از قرارگیری پروب خطی در جای مناسب ، از بیمار انقباض متوسط فلکسورهای عمقی گردن گرفته می شود . پروب بصورت عمود بر محور بلند عضله از خط وسط به خارج حرکت داده می شود و ثابت می شود (46). بعد از انجام دادن مراحل فوق بیماربصورت تصادفی وارد یکی از گروههای تمرینی می شود . در گروه تمرینات ثباتی تمرینات بصورت زیر انجام می شوند : تمرین اول : این تمرین برای فعال کردن ثبات دهنده های تحتانی اسکاپولا انجام می شود . بیمار در وضعیت پرون، بازو در کنار بدن در حالت ۴۵ درجه ابداکشن و آرنج در وضعیت فلکشن قرار می گیرد . درمانگر با گرفتن اسکاپولا بطور غیرفعال حرکت Depression adduction اسکاپولا را انجام می دهد . اسکاپولا در مجاورت دنده ها حرکت داده می شود واز Winging آن جلوگیری می شود . از بیمار خواسته می شود این وضعیت را حفظ کند . توانایی بیمار برای حفظ این وضعیت به مدت ۱۰ ثانیه تست می شود و از بیمار خواسته می شود این تمرین را ۱۰ بار انجام دهد . به بیمار بر تمرکز در انجام صحیح تمرین و تکرار آن تاکید می شود(48). تمرین دوم : در وضعیت پرون بازو در کنار بدن ، و از بیمار خواسته می شود بازو را ۵ سانتیمتر از تخت جدا کند و ۱۰ ثانیه در این وضعیت نگه دارد . این تمرین را ۱۰ بار تکرار کند . به بیمار بر تمرکز در انجام صحیح تمرین و تکرار آن تاکید می شود(48). تمرین سوم : در وضعیت پرون بازو در ۱۴۰ درجه ابداکشن و آرنج در فلکشن قرار می گیرد . از بیمار خواسته می شود بازو را ۵ سانتیمتر از تخت جدا کند و ۱۰ ثانیه در این وضعیت نگهدارد . این تمرین را ۱۰ بار انجام دهد . به بیمار بر تمرکز در انجام صحیح تمرین و تکرار آن تاکید می شود(48). تمرین چهارم : در وضعیت Prone بازو در ۱۴۰ درجه ابداکشن و آرنج در اکستنشن قرار می گیرد . از بیمار خواسته می شود بازو را ۵ سانتیمتر از تخت جدا کند و ۱۰ ثانیه در این وضعیت نگهدارد . این تمرین را ۱۰ بار انجام دهد . به بیمار بر تمرکز در انجام صحیح تمرین و تکرار آن تاکید می شود(48). تمرین پنجم : این تمرین جهت بکارگیری و تقویت عضلات فلکسور عمقی گردن به بیمار داده می شود . هدف از انجام تمرین Cranio-cervical Flexion ( CCF )بهبود عملکرد و ظرفیت تونیک و حفظ پاسچر عضلات فلکسور عمقی گردن می باشد. تمرین بایستی جهت حصول حداکثر تاثیر، با دقت کامل انجام شود. بازخورد بینایی از طریق بیوفیدبک فشاری برای درمانگر جهت ارزیابی عملکرد عضلات فلکسور عمقی و برای بیماران جهت اطلاع از انجام صحیح انقباض عضلانی ضروری است . بیمار در وضعیت Supine crook lying قرار می گیرد . حوله ای به ضخامت ۲ سانتیمتر در زیر سربیمار قرار می گیرد و ناحیه گردن بایستی آزاد باشد . همچنین مهره های فوقانی گردن در اکستنشن نیستند و چانه در حالت طبیعی قرار دارد . بخش لاستیکی فشارسنج تا می شود و زیر گردن بیمار قرار می گیرد . پس از قرارگیری و احساس راحتی بیمار ، پمپ فشارسنج چند بار به آرامی زده می شود تا زمانیکه پشت گردن بیمار راپرکند . فشار پایه ۲۰mmHg خواهد بود . برای انجام تمرین لازم است که به بیمار آموزش عمل CCF یا Nodding آموزش داده شود . پس از آموزش از بیمار خواسته می شود که بصورت کنترل شده عمل CCF را انجام دهد . بیمار حرکت در این سطح را ۱۰ ثانیه نگه می دارد و سپس ۱۰ ثانیه استراحت می کند و این عمل را ۱۰ بار تکرار می کند . در صورتی که در آخرین مرتبه توانست بطور کنترل شده و بدون نوسان در این فشار مدت ۱۰ ثانیه انقباض را نگه دارد پس از ۱۰ ثانیه استراحت به سطح فشار ۲۲mmHg می رود . و همین وضعیت تکرار می شود و به صورت فزاینده ۲mmHg اضافه می شود تا نهایتا در صورت توانایی به ۳۰mmHg برسد . البته این بالاترین سطح تحمل عضلانی است و تعدادی از افراد ممکن است نتوانند آن را انجام دهند . توانایی بیمار در فشار مربوطه و تعداد تکرارها در هم ضرب می شوند که از حاصل ضرب آنها شاخصی محاسبه می شود که نشاندهنده توانایی تحملی عضلات فلکسور گردن است(48). از هفتهاولبه بعد تمرینات بیمار شروع می شود و از وی خواسته می شود که تمرینات فوق را انجام دهد . در هفته اول و دوم از بیمار خواسته می شود که تمرین CCF را با حداقل دامنه حرکتی ممکن انجام دهد بطوری که فقط Nodding انجام شده و حرکت چانه به سمت قفسه سینه صورت نگیرد . در هفته های سوم و چهارم بیمار تمرینات سابق را انجام داده و در تمرین CCF از او خواسته می شود میزان دامنه حرکتی را افزایش داده و دامنه را به حد وسط برساند. در پایان هفته چهارم ( ماه اول ) مجددا اندازه گیری ها تکرار می شود در هفته های ۵ و ۶کماکان بیمار تمرینات سابق را انجام داده و این بار از بیمار خواسته می شود تمرین CCF را دردامنه کامل انجام دهد بطوری که چانه بیمار کاملا به روی سینه بیمارقرارگرفته ودر تماس با استرنوم باشد .در هفته های۷و ۸ برنامه تمرینی بیمار کاملا شبیه هفته های۵ و۶ است چون در هفته های آخر ، بهبود Co- ordinationفلکسورها و اکستانسورهای گردن ، که یکی از روش های افزایش ثبات مفاصل ناحیه گردن است مد نظر می باشد، بدین منظور و پس از اطمینان از اینکه بیمار تمرینات مذکور را به شکل صحیح انجام می دهد تمرینات جدید داده می شود(48). تمرین در دو وضعیت داده می شود : ۱– حالت نشسته : بیمار ابتدا وضعیت صحیح نشستن را به خود می گیرد . در این حالت حفظ پوسچر صحیح و ممانعت از حالت افتادگی شانه ها و وضعیت غیر طبیعی توراسیک اهمیت ویژه دارد . ابتدا اصلاح پوسچر تذکرداده می شود . سپس بیمار دستها را در دو طرف سر در قسمت جلو قرار داده و در مقابل چرخش سر به طرفین مقاومت می دهد(48). ۲– حالت خوابیده دمر :در این وضعیت بیمار روی آرنج ها قرار می گیرد و درمانگر به دو طرف سر در جهت مایل ( بین فلکشن و لترال فلکشن ) مقاومت می دهد(48). در پایان هفته هشتم ( ماه دوم ) که پایان جلسات درمانی می باشد ، ارزیابی نهایی بیمار انجام خواهد شد . در برنامه درمانی گروه تمرینات ثباتی نکات زیر مد نظر هستند : الف ) از بیمار خواسته می شود که هر تمرین را ۱۰ ثانیه نگهداشته و ۱۰ بار در هر دفعه انجام دهد . و این تمرین را دو بار در روز ( یک بار بعد از بیدار شدن از خواب ، و بار دوم قبل از خوابیدن ) انجام دهد(48). ب ) در این جلسه بروشوری در اختیار بیمار قرار می گیرد که در آن تمام نکات لازم و تمرینات در آن آورده شده است و از بیمار خواسته می شود که آن را دقیقا انجام دهد . ج ) جهت اطمینان از صحت انجام تمرینات توسط بیمار در طول هفته دو بار بصورت تلفنی با بیمار تماس گرفته می شود و ضمن پاسخگویی به سوالات وی ، در خصوص انجام تمرینات تاکید می گردد(48). تمرینات گروه تسهیل عصبی عضلانی: تمرین اول : بیمار در وضعیت خوابیده به پشت قرار می گیرد . به طوری که سر و گردن وی از تخت بیرون باشد . سپس الگوی حرکتی هر یک از اندام های فوقانی شامل حرکات خم شدن و نزدیک شدن و چرخش داخلی ( Flexion , Adduction , Medial Rot ) مفصل شانه و اندام فوقانی را به طور همزمان با حرکات خم شدن سر و گردن به جلو و چرخش آن به همان سطح انجام می دهد(72). تمرین دوم : به صورت باز شدن ، دور شدن و چرخش داخلی شانه و اندام فوقانی همراه با حرکت خم شدن سر و گردن به عقب و چرخش آن به سمت مقابل را برای هر دو اندام سمت چپ و راست انجام می دهد (72). در انجام الگوهای حرکتی اندام فوقانی از بیمار خواسته می شود تا با چشمان خود حرکات دست همان طرف را دنبال کند . تعداد حر کات در هر الگو در جلسه اول 10 مرتبه برای هر یک از اندامهای فوقانی است که در جلسات بعدی افزایش می یابد . قبل از شروع درمان تمام حرکات به وسیله درمانگر به بیمار آموزش داده می شود . سپس تمام حرکات به وسیله خود بیمار و با نظارت درمانگر صورت می گیرد (72). تمرین سوم : به صورت فلکشن سر و گردن به همراه چرخش به یک سمت انجام میشود. تمرین چهارم : بصورت اکستنشن سر و گردن به همراه چرخش به سمت مخالف انجام میشود. برنامه درمانی بیمار در۸ هفته بدین صورت است که در هفته اول و دوم از بیمار خواسته می شود یک الگوی حرکتی را انجام داده ، ۱۰ ثانیه استراحت کند و مجددا الگوی حرکتی را انجام دهد و این عمل را ۱۰ بار تکرار کند . در هفته سوم و چهارم از بیمار خواسته می شود که هر یک از الگوهای حرکتی را ۱۲ بار انجام دهد و بین آنها ۱۰ ثانیه استراحت کند. در پایان هفته چهارم ( ماه اول ) ارزیابی ها مجددا صورت می گیرد . در هفته پنجم و ششم از بیمار خواسته می شود که هر یک از الگوهای حرکتی را ۱۴ بار انجام دهد و بین آنها ۱۰ ثانیه استراحت کند. در هفته های هفتم و هشتم از بیمار خواسته می شود که هر یک از الگوهای حرکتی را ۱۶ بار انجام دهد و بین آنها ۱۰ ثانیه استراحت کند. . در پایان هفته هشتم ( ماه دوم ) ارزیابی ها تکرار می شوند (72). دربرنامه درما نی گروه تمرینات تسهیل عصبی عضلانی نکات زیر مد نظر هستند : الف) از بیمار خواسته می شود که تمرین را دو بار در روز ( یک بار بعد از بیدار شدن از خواب، و بار دوم قبل از خوابیدن ) انجام دهد . ب ) در این جلسه بروشوری در اختیار بیمار قرار می گیرد که در آن تمام نکات لازم و تمرینات در آن آورده شده است و از بیمار خواسته می شود که آن را دقیقا انجام دهد. ج ) جهت اطمینان از صحت انجام تمرینات توسط بیمار در طول هفته دو بار بصورت تلفنی با بیمار تماس گرفته می شود و ضمن پاسخگویی به سوالات وی ، در خصوص انجام تمرینات تاکید می گردد . |
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها آزمون K-S برای بررسی تکرار پذیری اندازه گیری ها ضریب ICC و SEM برای مقایسه میانگین ها بین گروه ها آزمون T مستقل برای مقایسه میانگین های قبل و بعد در هر دو گروه آزمون T زوجی برای مقایسه همزمان زمانهای اندازه گیری در گروه های مطالعه آزمون تحلیل واریانس چند متغیره MANOVA |
| ملاحظات اخلاقی | با رضایت کامل از بیماران نمونه گیری می شود و تعهد می شود نام و مشخصات بیماران در هیچ گزارشی قید نشود. انجام آزمایشات هیچ گونه هزینه ای برای بیمار نخواهد داشت . دراین مطالعه کدهای اخلاقی زیر رعایت خواهند شد . فصل اول : ارزیابی سود و زیان ، کدهای 1-7 و 10و12 و 16 فصل دوم : رضایت آگاهانه ، کدهای 5-1 و 9 و 11 |
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | 1- جهت تسریع در انجام نمونه گیری و درمان بیماران ، لازم است که با نظر گروه فیزیوتراپی ، مراحل اجرایی پایان نامه در مرکز تحقیقات فیزیوتراپی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران انجام گیرد . 2- عدم مراجعه بیمار در طی درمان : راه حل جایگزینی بیماری با همان شرایط می باشد . 3- در صورت خرابی دستگاه اولتراسوند ، و تا زمان تعمیر دستگاه درمان متوقف می گردد . |
| کلمات کلیدی | Ultrasonography, deep neck flexor muscles ,chronic non-specific neck pain اولتراسونوگرافی- عضلات فلکسور عمقی گردن- گردن درد مزمن غیر اختصاصی |
| فهرست منابع و مراجع | • 1) Haldeman S, Carroll L, Cassidy JD, et al. Bone and joint Decade 2000-2010n Task Force On Neck Pain and Its Associated Disorders . Spine 2008; 33 (4Suppl): S5-7. • 2) Nachemson A, Jonsson E. Neck and Back Pain: The Scientific Evidence of Causes, Diagnosis, and Treatment. Lippincott Williams & Wikins 2000. • 3) Cote P, Van der Velde G, Cassidy, et al. The burden and determinants of neck pain in workers: Results of the Bone joint Decade 2000-2010 Task Force on Neck Pain and Its Associated Disorders. Spine 2008; 33 (4Suppl): S60-74. • 4) Davatchi F, JashidiAR,TehraniBanihashemi A, et al. WHO-ILAR COPCORD Study (Stagel, Urban Study) in Iran. J Rheumatology 2008; 35: 1384-9. • 5) GhaffariM, Alipour A, Farshad AA, et al. Incidence and recurrence of disabling low back pain and neck-shoulder pain. Spine 2007;31: 2500-06. • 6) Davatchi F, TehraniBanihashemiA, Gholami J, et al. The Prevalence of musculoskeletal Complaints in a rular area in Iran: a WHO-ILAR COPCORD Study (stage I, rural study) in Iran. Clin Rheumatology 2009; 28: 126-74. • 7) Panjabi MM, Cholewicki J, Nibu K, Grauer J, Babat LB, Dvorak J. Critical load of the human cervical spine: an in vitro experimental study. ClinBiomech (Bristol, Avon) 1998 Jan;13(1):11-7. • 8) Panjabi MM, The stabilizing system of the spine. Part I .Function, dysfunction, adaptation and enhancement. Journal of spinal disorders .1992;5(4):383. • 9) Panjabi MM, The stabilizing system of the spine. Part II .neutral zone and instability hypothesis. Journal of spinal disorders. 1992;5 (4):390. • 10) Bergmark M. Motor control problems in patients with spinal pain. A new direction for therapeutic exercises. Journal of manipulative and physiological therapeutics .2000 ; 23(2) 115-117 • 11) ComerfordMJ, Mottram SL. Movement and stability dysfunction contemporary developments. Manual Therapy .2001; 6(1): 15-21. • 12) Sahrmann S . Posture and muscle imbalance. Journal of physiotherapy. 1992; 78(1): 10-19. • 13)Falla D, Farina D. Neuromuscular adaptation in experimental and clinical neck pain. Journal of Electromyography and kinesiology .2008; 18(2): 255-61. • 14) Falla D , Jull G , Hodges P . Feed forward activity of the cervical flexor muscles during voluntary arm movements is delayed in chronic neck pain. Experimental brain research .2004; 157(1): 43-48. • 15 ) Jesus F , Ferreira M .Ultrasonographic measurement of the neck muscle recruitment: a preliminary investigation. Journal of manual & manipulative therapy. 2008;16(2): 89-92 • 16) Aker PD , Gross AR . Conservative management of mechanical neck pain: systematic overview and meta-analysis. Journal BMT , 1996;313 (7068) : 1291-6 • 17) Lee JC, Lin DT, Hong C. The effectiveness of stimulation thermotherapy with ultrasound and electrotherapy with combined AC and DC current of immediate pain relief of myofascial trigger point. J musculoskeletal pain , 1997;5(6): 81-90 • 18) Falla D, Jull G, Hudges P. An endurance-strength training regime is effective in reducing myoeletrical manifestations of cervical flexor muscles fatigue in female with chronic neck pain. Journal clinical neurophysiology , 2006; 117(4) : 828-837 • 19)Viljanen M, Uitti J, Palmroos P. Effectiveness of dynamic muscle training, relaxation training or ordinary activity for chronic neck pain: randomize control trial. J B Med , 2003; 327 (7413)475-479 • 20) Sarig-Bahat H. Evidence for exercise therapy in mechanical neck disorders. Man Ther 2003 Feb;8(1):10-20 • 21) Revel M, Minguet M. Changes in cervicocephalic kinesthesia after a proprioceptive rehabilitation program in patients with neck pain: a randomized controlled study. Journal Arch phys med rehabilt 1994; agu 75(8): 895-899. • 22)Tiamela S, Takala EP. Active treatment of chronic neck pain: a prospective randomized intervention. Journal of spine .2000 ; 15(25) : 1021-28 • 23) Wailing K, Sundelin G. Perceived pain before and after three exercises programs: a controlled clinical trial of woman with work – related trapezius myalgia. Journal of spine 2000; 26(7) : 788-797 • 24) Levoska S, Keinanen–kiukanniemi S. Active or passive physiotherapy for occupational cervicobrachial disorders. A comparison of two treatment methods with a 1-years follow-up .journal Arch phys med rehabil 1993 ; 74(4) :425-430 • 25) Randlov A, Ostergaard M. Intensive dynamic training for female with chronic neck/shoulder pain: A randomised controlled clinrehabil 1998;12(3): 200-210 • 26) Bronfort G, Evans R, Nelson B. A randomized clinical trial of exercises and spinal manipulation for patients with chronic neck pain. Journal of spine 2001;26(7): 788-797. • 27) Jordan A, Bendix T, Nielsen H, Hansen FR, Host D, Winkel A. Intensive training, physiotherapy, or manipulation for patients with chronic neck pain. A prospective, single-blinded, randomized clinical trial. Spine 1998 Feb1;23(3):311-8. • 28) Jull G, Trott P, Potter H, Zito G, Niere K, Shirley D, et al. A randomized controlled trial of exercise and manipulative therapy for cervicogenic headache. Spine 2002 Sep 1;27(17):1835-43 • 29) Jull GA. Deep cervical flexor dysfunction in whiplash. Journal of Msculoskeletal Pain 2000;8:143-54. • 30) Philadelphia Panel. Evidence-based clinical practice guidelines on selected rehabilitation intervention for neck pain. Physical Therapy 2001;81:1701-17 • 31) Stockes M, Hides J, Nassiri D. Musculoskeletal ultrasound imaging: Diagnostic and treatment aid in rehabilitation. Journal of physical therapy reviews. 1997;2(2) :73-92 • 32) Highland TR, Dreisinger TE, Vie LL, Russell GS. Changes in isometric strength and range of motion of the isolated cervical spine after eight weeks of clinical rehabilitation. Spine 1992 Jun;17(6 Suppl):S77-S82. • 33) Berg HE, Berggren G, Tesch PA. Dynamic neck strength training effect on pain and function. Arch Phys Med Rehabil 1994 Jun;75(6):661-5 • 34) Jordan A, Bendix T, Nielsen H, Hansen FR, Host D, Winkel A. Intensive training, physiotherapy, or manipulation for patients with chronic neck pain. A prospective, single-blinded, randomized clinical trial. Spine 1998 Feb1;23(3):311-8 • 35) Ylinen J, Takala EP, Nykanen M, Hakkinen A, Malkia E, Pohjolainen T, et al. Active neck muscle training in the treatment of chronic neck pain in women: a randomized controlled trial. JAMA 2003 May 21; 289(19):2509-16. • 36) Conley MS, Stone MH, Nimmons M, Dudley GA. Resistance training anduman cervical muscle recruitment plasticity. J ApplPhysiol 1997; 83:2106-2111. • 37) Jull G, Trott P, Potter H, Zito G, Niere K, Shirley D, et al. A randomized controlled trial of exercise and manipulative therapy for cervicogenic headache. Spine 2002 Sep 1;27(17):1835-43 • 38) O'Leary S, Falla D, Jull G, Vicenzino B. Muscle specificity in tests of cervical flexor muscle performance. J ElectromyogrKinesiol 2007 Feb; 17(1):35-40. • 39) Falla D, Jull G, Rainoldi A, Merletti R. Neck flexor muscle fatigue is sidespecific in patients with unilateral neck pain. Eur J Pain 2004 Feb; 8(1):71-7. • 40) Falla D, Jull G, Hodges P. Training the cervical muscles with prescribed motor tasks does not change muscle activation during a functional activity. Man Ther 2008 Dec; 13(6):507-12. • 41) Kristjansson E. Reliability of ultrasonography for the cervical multifidus muscle in asymptomatic and symptomatic subjects. Man Ther 2004 May;9(2):83-8. • 42) Rezasoltani A, Kauhanen H, Avikainen V. Ultrasonography of neck semispinaliscapitis muscle in a case of idiopathic scoliosis. Case Report Clinical Practice 2004;5:90-3. • 43) Chi-Fishman G, Hicks JE, Cintas HM, Sonies BC, Gerber LH. Ultrasound imaging distinguishes between normal and weak muscle. Arch Phys Med Rehabil 2004 Jun; 85(6):980-6. • 44)Kiesel KB, Uhl TL, Underwood FB, Rodd DW, Nitz AJ. Measurement of lumbar multifidus muscle contraction with rehabilitative ultrasound imaging. Man Ther 2007 May;12(2):161-6. • 45) Amiri M, Jull G, Darnell R, Lander C .Cervical Muscloskeletal impairment in frequent intermittent headache . Part 2: Patients with concurrent headache types. Journal cephalagia. 2007;27(8) : 891-898 • 46) Javanshir K, Rezasoltani A, Mohsen-Bandpei MA, Amiri M. Ultrasound assessment of bilateral longus coli muscles in subjects with chronic bilateral neck pain. American journal of physical medicine &pehabilitation. 2011; 90(4) 293-296. • 47) Fountain FP, Minear WL, Allison RD. Function of longuscolli and longissimuscervicis muscles in man. Arch Phys Med Rehabil 1966 Oct; 47(10):665-9. • 48) Asgari Ashtiani AR, Ebrahimi A, Torkaman G, Amiri M. The effect of stabilization Exercises and Maximal Isometric Exercises on Crossed Sectional Area of deep flexor muscles in chronic Non-specific cervical pain. Journal physical treatment [Persian] 1392; 3(4): 52-58. • 49)Vitti M, Fujiwara M, Basmanjian JM, Iida M. The integrated roles of longuscolli and sternocleidomastoid muscles: an electromyographic study. Anat Rec 1973Dec;177(4):471-84. • 50) Winter JM, Peles JD. Neck muscle activity and 3-D head kinematics during quasi- static and dynamic tracking movements. In: Winters JM, Woo SLY, editors. Multiple muscle systems: Biomechanics and movement organization.New York: Springer Verlag; 1990. p. 461-80. • 51) Nachemson A, Vingard E. Assessment of patients with neck and back pain: a best evidence synthesis. Philadelphia: Lippicott Williams and Wilkins: 2000. • 52) Griffiths C, Dziedzic K, Waterfield J, Sim J. Effectiveness of specific neck stabilization exercises or a general neck exercise program for chronic neck disorders: a randomized controlled trial. J Rheumatol 2009 Feb;36(2):390-7. • 53) Whittaker JL, Teyhen DS, Elliot JM. Rehabilitation ultrasound imaging: Understanding the technology and its applications. Journal Orthopedic Sports PhysTher: 2007;37(8):434-449. • 54) Kisner C, Colbi LA. Therapeutic Exercises, Fundation and Techniques. Philadelphia: F.A.Davis Company. 2002. • 55) Leak AM, Cooper J, Dyer S. The Northwick Park Neck Pain Questionnaire, devise to measure neck pain and disability. Br J Rheumat .1994; 33(5): 469-474. • 56) Melzack R. Evaluation of the neuromatrix theory of pain. The Prithvi Raj Lecture: presented at the 3th world congress of pain. Barcelona 2004 .painpract 2005; 5(2): 85-94. • 57) Waddell G, Newton M,HendersnI, Main CJ. A fear avoidance beliefs questionnaire (FABQ) and role of fear avoidance beliefs in chronic low back pain and disability, Journal Pain 1993; 52: 157-168. • 58) Pfingsten M, Kroner-Herwig B, Leibing E, et al. Validation of the German version of Fear-eviodance Beliefs questionnaire (FABQ). European Journal of pain, 2000; 4: 259-266. • 59) Chaory K, Fayad F, Rannou F. Validation of the French version of Fear-eviodance Beliefs questionnaire (FABQ). Spine, 2004: 2: 908 – 913. • 60) Kovacs FM, Muriel A, Medina JM. Psychometric characteristics of the Spanish version of the FAB questionnaire. • 61) Javanshir Kh. The effect of the stabilization exercises program on patients with neck pain.( research ) Tehran .university of social welfare and rehabilitation 2009. • 62) Vernon H, Mior S. The Neck Disability Index. A Study of reliability and validity. J Manipulative Physical Therapy 1991; 14:409-415. • 63) Mousavi SJ, Parnianpour M, Montazeri A, et al. Translation and Validation study of Iranian version of Neck Disability Index and the Neck Pain and Disability Scale. Spine 2007; 32: E825-E831. • 64) Whittaker JL, Teyhen DS, Elliott JM, et al. Rehabilitative Ultrasound imaging:Understanding the technology and its applications: Journal of orthopedic and sports physical therapy. 2007;37(8):434-449. • 65) Kremkau FW, Gooding G. Diagnostic Ultrasound .Principle and instruments: WB Saunders: 1998. • 66) Conley MS, Meyer RA, Bloomberg JJ, Feeback DL, Dudley GA. Noninvasive analysis of human neck muscle function. Spine 1995; 20(23): 2505-12. • 67) Mayoux-Benhamou MA, Revel M, Vallee C. Selective electromyography of dorsal neck muscles in humans. Exp Brain Res 1997; 113(2): 353-60. • 68) Voss D, Iona M, Meyers B. Proprioceptive Neuromuscular Facilitation: Patterns and Techniques. 3rded. New York, NY: Harper & Row. 1985; pp: 298-307. • 69) Kototolis N, Vrabas I, Kalogeropoulou E, et al. Proprioceptive neuromuscular facilitation vesus isokinetic training for strength endurance and jumping performance. Journal of Human Movement Studies, 2002; 42; 155-65. • 70) Lusting A, Ball E, Looney M. A comparison of two proprioceptive neuromuscular facilitation techniques for improving range of motion and muscular strength, Isokinetic Exercise Sciences, 1992; 2:154-9. • 71) Treleaven J, Jull G, LowChoy N. The relationship of cervical joint position error to balance and eye movement disturbances in persistent whiplash. Man Ther, 2006; 11(2); 99-106. • 72) Rezasoltani A, Khalighifar M, Tavakoli A, Ahmadipour A.R. The Comparison of Neuromuscular Facilitation Exercise and Traditional Exercise Therapy Programs in the Treating of Patients with Chronic Non-Specific Neck Pain. Journal of Rafsanjan University of Medical Science, 2009. |
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | |
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | |
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | |
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | |
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | |
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | |
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | |
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | |
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | |
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | |
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | |
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی |

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|---|---|---|
| first propsal..docx | 1394/07/14 | 173684 | دانلود |
| davari.docx | 1394/07/14 | 47863 | دانلود |
| REZAAT NAMEH.doc | 1394/07/14 | 92672 | دانلود |
| s j 1.jpg | 1394/07/14 | 153658 | دانلود |
| s j 2.jpg | 1394/07/14 | 124046 | دانلود |
| 3 FABQ-Iranian version.pdf | 1394/07/14 | 74863 | دانلود |
| NDI & NPDS.pdf | 1394/07/14 | 98960 | دانلود |
| TSK Iranian Version Revised 7.pdf | 1394/07/14 | 93865 | دانلود |
| propsal. ghadiri 4.docx | 1394/08/26 | 1537304 | دانلود |
| final propsal ...docx | 1394/08/30 | 1569893 | دانلود |