
| کد طرح | 7456 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی تاثیر تمرینات سهرمن بر عملکرد حسی- حرکتی گردن در افراد با گردن درد مزمن |
| عنوان لاتین طرح | The effect of sahrmann exercises on sensory-motor function in subjects with chronic neck pain |
| نوع طرح | کاربردی |
| محل اجرای طرح | دانشکده توانبخشی |
| رسته مطالعاتی | مداخله ای- تجربی |
| دانشکده/مرکز | دانشکده توانبخشی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 365 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| فاطمه غیاثی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | استاد راهنما | دکترای تخصصی | f_ghiasi_p@yahoo.com |
| احمدرضا عسگری آشتیانی | مشاور | استاد مشاور | دکترای تخصصی | ahmadaskary@gmail.com |
| سیما حاتم وند | مجری | کارشناسی ارشد | s.hatamvandpt@gmail.com |

| عنوان | متن |
|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی تاثیر تمرینات سهرمن بر عملکرد حسی- حرکتی گردن در افراد با گردن درد مزمن |
| خلاصه طرح به لاتین | The effect of sahrmann exercises on sensory-motor function in subjects with chronic neck pain |
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | گردن درد به دردی گفته می شود که در ناحیه بین کندیل های استخوان پس سر و مهره هفتم گردنی احساس شود و اگر درد به مدت 3 ماه یا بیشتر ادامه یابد گردن درد مزمن نامیده می شود (1). گردن درد مزمن شایع ترین سندرم درد بعد از کمر درد محسوب می شود (2). آمارها نشان می دهد که 67% افراد در طی زندگی از گردن درد رنج می برند (3)و بین نصف تا سه چهارم افراد نیز از بازگشت مجدد علائم بین یک تا پنج سال بعد شاکی هستند (4). باید این نکته را متذکر شد که میزان شیوع گردن درد با سن نیز افزایش می یابد چرا که آمارها افزایش بیشتر میزان دردهای ناحیه گردنی را با افزایش سن نشان داده اند (5). بنابراین درد ناحیه گردنی به طور افزایش یابنده ای در جامعه رو به افزایش است. با توجه به میزان شیوع بالای دردهای ناحیه گردنی لزوم پرداختن به این مسئله نیز احساس می شود. اطلاعات معتبر درباره علت گردن درد بسیار کم است. از طرفی چون شیوع کمتری نسبت به کمردرد دارد کمتر به این موضوع نیز پرداخته می شود (6). علت های گردن درد در تحقیقات مواردی از جمله تومورها، ضربه ها، عفونت، بیماری های التهابی مثل آرتریت روماتویید و بیماری های مادرزادی گزارش می شود، در حالیکه اغلب گردن دردها ناشی از اختلالات مکانیکی از جمله تغییرات دژنراتیو مفصلی، دردهای عضلانی، نقاط ماشه ای و اختلال وضعیت می باشد، که به عنوان گردن دردهای غیر اختصاصی شناخته می شود (7-9). معمولا بروز درد در ناحیه گردن فقط به صورت درد موضعی در ناحیه گردنی گزارش نمی شود و می تواند به شانه، اندام های فوقانی یک طرف یا دو طرف و حتی به ناحیه پشتی نیز کشیده شود. همچنین درد ناحیه گردنی همراه با افزایش تون عضلانی، سفتی گردن، کاهش حرکات گردن، سر و اندام فوقانی همراه است. از طرفی عوارضی مانند وزوز گوش، تاری دید، سر گیجه، سر درد و احساس خستگی نیز همراه با گردن درد گزارش می شود. در نتیجه می تواند با اختلال در عملکرد شانه و اندام های فوقانی نیز همراه باشد. همچنین این عوارض می تواند همراه با اختلال عملکرد روانی و فیزیکی همراه باشد که در نهایت می تواند تاثیر منفی بر فعالیت های روزمره زندگی و کاهش کیفیت زندگی داشته باشد (10). علاوه بر عوارض یاد شده، در مقالات و تحقیقات زیادی از کاهش توانایی حسی- حرکتی در بیماران گردن درد مزمن صحبت شده است (11-14). در مقالات زیادی از کاهش حس حرکت و کاهش کنترل حرکت در بیماران با گردن درد با منشا ضربه و یا گردن دردهای بدون علت خاص گزارشاتی ارائه شده است (13-15).اختلال در توانایی های حسی- حرکتی بیماران گردن دردی از آنجایی ناشی می شود که این افراد دچار اختلال در الگوی فعالیت عضلات گردن می شوند، به عنوان مثال در مطالعه ای بیشتر شدن فعالیت عضلات فلکسور سطحی گردن و کاهش فعالیت عضلات فلکسور عمقی در بیماران گردن درد در مقایسه با افراد سالم مشاهده شده است (3, 13, 16). و یا اختلال در الگوی حرکتی گردن در افراد گردن دردی گزارش شده است (15). اختلال ایجاد شده در کنترل عصبی حرکتی( چه اختلال ایجاد شده در الگو و میزان فعالیت عضلانی و چه اختلال ایجاد شده در الگوی حرکتی گردن) به شکل اتوماتیک در صورت از بین رفتن درد به عملکرد نرمال خود برنمی گردد. بنابراین نقص در کنترل عصبی حرکتی به عنوان مثال اختلال در حس پوزیشن سر و گردن می تواند نقش مهمی در بازگشت مجدد و مزمن شدن گردن درد داشته باشد که این حقیقت در تحقیقات زیادی آمده است (17-19). از آنجایی که اختلال در عملکرد و توانایی های حسی- حرکتی سبب اختلال در حرکت و کنترل حرکت می شود پرداختن به این جنبه از عوارض و یا اختلالات جزء ضروریات برنامه ارزیابی و درمان توانبخشی محسوب می شود. در نتیجه برگشت توانایی های حسی- حرکتی که شامل کنترل حرکت نیز می شود به عنوان اهداف مداخلات درمانی توصیه شده است و همچنین پیشنهاد شده است که در افراد با مشکل گردن درد باید مورد ارزیابی نیز قرار گیرند. با وجود این هیچ اتفاق نظری درباره ارائه بهترین تست جهت ارزیابی این توانایی ها در بیماران گردن درد وجود ندارد (13) و جالب تر اینکه علی رغم ضروری بودن این موضوع، مطالعات کمی اختلال کنترل حرکت و درمان آنرا در بیماران گردن درد بررسی کرده اند (13, 20). از قدیمی ترین مطالعاتی که می توان به آن استناد کرد مطالعه Revel و همکاران است. Revel و همکاران (1991) در مطالعه ای نشان دادند که بیماران گردن درد اغلب دچار اختلال در حس عمقی و کاهش دامنه حرکتی گردن هستند. آنها به منظور بررسی وضعیت حس عمقی ناحیه گردن از تست های اندازه گیری خطای بازسازی وضعیت و حرکت (Joint position error test) به عنوان شاخصی برای اندازه گیری حس عمقی گردن استفاده کردند و اختلال در حس وضعیت در بیماران گردن دردی گزارش شد. در نهایت در مطالعه شان در برنامه توانبخشی این بیماران، انجام تمرینات حس عمقی و تمرینات دامنه حرکتی را توصیه کردند (14). در مطالعاتی به عوارضی مانند اختلال عملکرد عضلانی، اختلال در هماهنگی عصبی-عضلانی در افراد گردن درد نیز اشاره شده است (13, 21). در این تحقیقات اشاره شده است که گردن درد منجر به تغییراتی در ریتم عصبی-عضلانی می شود که خود منجر به آسیب بیشتر ستون فقرات ناحیه گردنی می شود. همچنین عنوان شده است که علاوه بر تغییر در ریتم و الگوی فعالیت عضلانی، تغییراتی در میزان فعالیت عضلانی (شدت فعالیت عضلانی) در افراد گردن درد نسبت به افراد سالم دیده شده است، حتی افزایش میزان فعالیت عضلات شانه نیز گزارش شده است (13, 21). لازم است این نکته عنوان شود که اختلال در ریتم، الگو و میزان فعالیت عضلانی همزمان با اختلال در الگوی حرکتی است که گاهی به منظور محافظت از سگمان دردناک اتفاق می افتد (22). بنابراین اختلال در عملکرد عضلانی، اختلال در الگوی حرکتی و در نهایت اختلال در توانایی حسی- حرکتی از پیامدهای گردن درد محسوب می شود، که خود منجر به سیکل منفی شده و منجر به ماندگاری درد و بازگشت مجدد درد خواهد شد (13, 19). Falla و همکاران (2004) در مطالعه شان اشاره ای به افزایش فعالیت عضلات سطحی گردن در بیماران با گردن درد داشته اند. در مقاله اشاره شده است که در بیماران گردن درد افزایش فعالیت در عضله تراپزیوس فوقانی، کاهش توانایی ریلکس شدن عضله تراپزیوس فوقانی در انقباضات حداکثر ایزومتریک تکرار شونده و افزایش فعالیت این عضله در فعالیت های عملکردی دیده می شود (23). در همین مقاله عنوان شده است که علاوه بر تغییر در فعالیت عضله تراپزیوس فوقانی، افزایش فعالیت در عضلات سطحی فلکسور گردنی مانند عضله استرنوکلایدوماستویید و اسکالن قدامی در بیماران گردن درد مزمن دیده می شود (23). Falla و همکاران (2004) در مطالعه تجربی دیگری به بررسی میزان فعالیت عضلات گردنی مانند عضلات فلکسورعمقی گردنی پرداخته اند، آنها در تحقیق نشان دادند که میزان فعالیت عضلات عمقی فلکسور گردنی به دنبال گردن درد کاهش می یابد (3). در مطالعاتی نیز به جنبه درمانی اختلالات ایجاد شده اشاره شده است. از جمله میتوان به مطالعه Lee و همکاران اشاره کرد (24). Lee و همکارانش (2013) در مطالعه ای تاثیر تمرینات ثباتی گردن را بر فعالیت ثبات دهنده های شانه در بزرگسالان نرمال بررسی کردند. آنها افراد بزرگسال سالم را به دو گروه تقسیم کردند. گروه اول تمرینات ثباتی گردن و تمرینات ثباتی شانه و گروه دیگر -گروه کنترل- فقط تمرینات ثباتی شانه را انجام دادند. تمرینات سه بار در هفته و برای چهار هفته انجام شد. سپس میزان فعالیت الکترومیوگرافی عضلات تراپزیوس فوقانی، تراپزیوس تحتانی و سراتوس قدامی اندازه گیری شد. نتایج تفاوت آماری معناداری در میزان فعالیت این عضلات در گروه تمرینات ثباتی گردن و شانه نشان داد. ولی در گروه کنترل تفاوت آماری معناداری در میزان فعالیت عضلات مورد نظر دیده نشد. آنها نتیجه گرفتند که تمرینات ثباتی گردن و شانه تمرینات موثری در تغییر میزان فعالیت الکتریکی عضلات ثبات دهنده شانه می باشد (24). Fallaو همکارانش(2005) در مطالعه ای پنجاه و هشت خانم با تاریخچه گردن درد بیش از 3 ماه را به دو گروه تمرینات تحملی-قدرتی و تمرینات سبک برای فلکسورهای گردنی تقسیم نمودند. در هفتمین هفته پیگیری بیمار گروه تحملی-قدرتی افزایش معناداری در میزان ماکزیمم انقباض ارادی عضلات و کاهش فاکتور خستگی (فرکانس متوسط فعالیت عضله) عضلات استرنوکلایدوماستویید و اسکالن قدامی نشان دادند. هر دو گروه کاهش نمره اندکس ناتوانی گردن را گزارش کردند. آنها در آخر استنتاج کردند که رژیم تمرینی تحملی-قدرتی برای عضلات فلکسور گردنی رژیم مناسبی برای افزایش قدرت و کاهش خستگی این عضلات در بیماران گردن درد مزمن می باشد (25). علاوه بر مطالعاتی که به بررسی تاثیر تمرینات مختلف بر بهبود الگوی فعالیت عضلانی پرداخته اند، چندین مطالعه به طور مستقیم به بررسی الگوی حرکتی و توانایی حسی- حرکتی گردن اشاره داشته اند. از میان مطالعات انجام شده می توان به چند مطالعه استناد کرد که در ادامه به آنها اشاره می شود. Elsig و همکاران (2014) در مطالعه ایی تفاوت تست های حسی- حرکتی را در بین افراد سالم و بیماران گردن درد بررسی کردند. در این مطالعه 30 فرد سالم و 30 فرد بیمار انتخاب شد و تست های حسی- حرکتی شامل خطای بازسازی وضعیت و کرانیوسرویکال فلکشن برای دو گروه انجام شد. دیده شد که در این دو گروه از نظر توانایی حسی- حرکتی تفاوت وجود دارد. بنابراین Elsig و همکارانش بر ارزیابی جنبه های حسی- حرکتی، حتی در بیماران با گردن درد خفیف تاکید می کنند (13). Jull و همکاران (2007) در مطالعه ایی که انجام دادند تاثیر یادگیری حس عمقی و یادگیری سرویکوکرانیال فلکشن را روی خطای بازسازی وضعیت گردن در بیماران گردن درد مقایسه کردند. شصت و چهار خانم با درد گردن و نقص در حس پوزیشن در دو گروه یادگیری حس عمقی و یادگیری کرانیوسرویکال قرار گرفتند. بیماران به مدت شش هفته و هر هفته یک نوبت ویزیت شدند. نتایج مطالعه حاکی از کاهش معنادار در خطای بازسازی وضعیت، شدت درد و ناتوانی قبل و بعد از هر دو مداخله بود. همچنین در گروه یادگیری حس عمقی کاهش بیشتری در خطای بازسازی وضعیت نسبت به کرانیوسرویکال فلکشن دیده شد (26). Gong (2013) در مطالعه ایی تاثیر منیپولاسیون را روی حس وضعیت در افراد نرمال بررسی کرد. سی فرد نرمال در دو گروه پانزده نفری تقسیم شدند. در گروه آزمایش منیپولاسیون و ماساژ انجام شد و گروه کنترل فقط ماساژ دریافت کردند. مقایسه نتایج قبل و بعد از تست حاکی از کاهش خطای بازسازی وضعیت و بهبود حس وضعیت در گروه آزمایش بود (27). Woodhouse و همکاران (2008) در مطالعه ایی به بررسی مقایسه نقص کنترل حرکت در بیماران گردن درد مزمن و مشکلات ضایعات تروماتیک در گردن با افراد سالم پرداختند. 173 نفر در این تحقیق شرکت داشتند که در سه گروه ضایعات تروماتیک، گردن درد مزمن و افراد سالم تقسیم شدند. تغییر الگوی حرکتی در ستون فقرات گردنی در هر دو گروه گردن درد مزمن و ضایعات تروماتیک دیده شد که نشان دهنده تغییر در استراتژی های کنترل حرکت بیماران گردن درد می باشد (15). به دنبال اثبات اختلال در الگوی فعالیت عضلانی، اختلال در الگوی فعالیت حرکتی و اختلال در حس حرکت که در افراد با گردن درد، دیدگاهها به سمت اصلاح و درمان اختلال حرکتی و عضلانی کشیده شد (28, 29). اگر چه به طور عمومی برای درمان گردن درد روش های غیر تهاجمی مانند آموزش به بیمار، دارو، درمان های دستی (شامل متحرک سازی مفاصل، ماساژ و تکنیک های نوروماسکولار)، درمان های فیزیکی مثل تمرین و ورزش درمانی، استفاده از گرما، سرما، کشش گردنی، الکتروتراپی، بیوفیدبک و طب سوزنی وجود دارد. اثربخشی مداخلات کانسرواتیو یاد شده برای گردن درد به صورت کوتاه مدت و گاهی بدون نتیجه بوده است. عموما این درمانها تلاشی در جهت اصلاح الگوی فعالیت عضلانی و الگوی حرکتی ندارند (30). اما ملاحظات جدیدی اخیرا به رویکرد سیستم حرکتی انجام گرفته است. در این دیدگاه به سیستم حرکتی که نتیجه فعالیت هماهنگ عضلات آنتاگونیست و سینرجیست است، توجه شده است و اهمیت بسیاری در انجام حرکات متعادل و دقیق دارد (31). تصور عام بر این است که اختلال حرکتی (Movement Impairment) نتیجه یک اتفاق پاتولوژیک است، به عنوان مثال اختلال حرکت به دنبال التهاب و یا بیماری اتفاق می افتد. ولی در مدل شرلی سهرمن به این نکته توجه می شود که حرکت هایی که در طی فعالیت های روزانه انجام می شود می تواند باعث اختلال شده و منجر به بروز شرایط پاتولوژی مانند التهاب و اختلال در وضعیت و اختلال در الگوی حرکتی شود. در واقع حرکت و فعالیت های روزمره می تواند عاملی برای بروز ابنورمالیتی باشد. در نتیجه مدل متفاوتی جهت مشخص کردن نقش حرکت در تولید ابنورمالیتی ها و اختلال حرکت پیشنهاد شد. پایه تجربی این مدل، از آنجا مطرح شد که در مواردی مشاهده می شود که حرکات تکراری، وضعیت های نامناسب، وضعیت مناسب اما طولانی مدت و وضعیت های ناآگاهانه می تواند بافت های عصبی و عضلانی - اسکلتی را متاثر کند. از آنجایی که در مدل های مکانیکی حرکت و حفظ وضعیت حاصل اعمال و تعامل نیروهای خارجی و داخلی است. بنابراین در مدل های مکانیکی به حفظ مناسب وضعیت و انجام درست و دقیق حرکت آنقدر تاکید شده است که علم Tribology به مطالعه فاکتورهای دخیل در انجام حرکت اختصاص داده شده است (32)در این مدل عنوان شده است که کیفیت مناسب حرکت به زمان درست انجام حرکت و میزان مشارکت دقیق عضلات بستگی دارد. در صورت بروز اختلال در انجام درست حرکت اتفاق افتد و اختلال حرکتی (Movement Impairment) از طریق تست کردن حرکت شناسایی نشود، هر روز حرکت و حتی ورزش می تواند الگوی غالب غیر نرمال را ایجاد نماید و حتی آنرا گسترش دهد. بنابراین جهت جلوگیری از سیکل ایجاد شده، اصلاح الگوی حرکتی غیرنرمال توصیه می شود. اصلاح اختلال حرکتی ایجاد شده باعث به کارگیری دوباره الگوی حرکتی صحیح و فعالیت مناسب گروه های عضلانی می شود (33). سهرمن در دیدگاهش مدل کینزیوپاتولوژیک را ارائه کرده است و در آن به مطالعه اختلالات حرکتی توجه می کند (32) و علت اولیه درد مکانیکال را حرکت هایی می داند که از استانداردهای کنیزیولوژیکال نرمال منحرف می شوند (32, 34) رویکرد (MSI) Movement System Impairment در تشخیص درد بیش از اینکه روی مشکلات دیسک، عضله، حتی یک مفصل تمرکز کند، رویکردی همه جانبه و کامل نسبت به بدن و برنامه روزانه دارد. این رویکرد عنوان می کند که درد همراه با از دست رفتن حرکت صحیح بروز می کند، چون حرکت غیر ایده آل به طور مکانیکی از طریق اعمال ضربه های کوچک (Microtrauma) و تجمع ضربه های کوچک و گاهی از طریق اعمال ضربه های بزرگ (Macrotrauma) به بافت ها آسیب می رساند. اختلال الگوی حرکتی که با گذشت زمان اتفاق می افتد، بر میزان طول، قدرت و سفتی عضلات تاثیر می گذارد، که آن نیز به نوبه خود الگوی حرکت مفاصل، عضلات اطراف و تعامل مفاصل را تحت تاثیر قرار می دهد. این الگوهای غلط حرکتی اغلب همراه با عادت های کاری روزانه، فعالیت های تفریحی و ورزشی، انجام حرکات ساده اما تکراری یا با نگهداشتن طولانی مدت یک وضعیت نیز ایجاد می شود (32, 34). برای تشخیص اختلال حرکتی ایجاد شده بر ارزیابی عوارض حرکتی تاکید می شود. برای درمان نیز بر اصلاح اختلال حرکتی تاکید می شود چرا که اصلاح اختلال حرکتی سبب تعادل بین نیروها و فشارها شده و به بافت های تحت تاثیر اجازه ترمیم داده که می تواند در نهایت سبب کاهش و یا از بین رفتن درد همراه با ایجاد حرکت صحیح شود. به عبارت دیگر رویکرد MSI بر آموزش وضعیت مناسب، الگوهای حرکتی مناسب و تمرینات اصلاح حرکتی تاکید می کند (34, 35). Van dillenو همکارانش (2005) در گزارش موردی از بیمار بیست و دو ساله که با تشخیص پزشکی استرین در کمر مراجعه کرده بود و اختلال حرکتی در حرکت فلکشن، چرخش راست و خم شدن به راست کمر را نشان می داد، از این رویکرد برای ارزیابی و درمان بیمار استفاده نمودند. در این راستا آموزش هایی برای بیمار مورد نظر در جهت اصلاح حرکات در جهت فلکشن و چرخش کمر انجام شد. این بیمار در یک دوره سه ماهه برای چهار بار ویزیت شد و در آخر دیده شد که تمرینات در جهت اصلاح اختلال حرکتی سبب بهبودی در علائم، تکرار ارجاعات بیمار و افزایش عملکرد بیمار شده است (36). Fink و همکارانش (2009) 26 بیمار با مشکل حرکتی مفصل فک را در مطالعه ای مورد بررسی قرار دادند. آنها با اصلاح برنامه های منزل، اصلاح الگوی حرکتی مفصل فک و اصلاح راستای کمربند شانه ای و تنه نشان دادند که دامنه حرکتی باز شدن مفصل افزایش یافته و علائم بیمار مانند صدای کلیک، پوپ و درد مفصل کاهش می یابد (34). MC Donnell و همکارانش(2005) یک روش مداخله ای شامل یک برنامه تمرینی خاص فعال و اصلاح راستای وضعیتی برای یک فرد با سردرد با منشا گردنی را توصیف کردند. بیمار یک مرد 46 ساله با تاریخچه 7ساله از سردرد با منشا گردنی بود. بیمار 7 بار در طول 3ماه جهت اصلاح حرکت و وضعیت مراجعه کرد. اختلالات راستا، عملکرد عضلانی و حرکتی در گردن اسکاپولوتوراسیک و ناحیه کمر شناسایی شد. مداخله شامل اصلاح راستا و حرکت با انجام حرکات فعال گردن و اندام فوقانی انجام شد. نتایج کاهش در تکرار سر درد، شدت و کاهش در نمرهNDI را نشان داد. همچنین بهبود در تحرک مفاصل گردنی فوقانی، دامنه حرکتی گردن، راستای اسکاپولا و قدرت عضلات اسکاپولوتوراسیک دیده شد (35). Caldwell و همکارانش (2007) یک خانم 46ساله با درد راجعه شانه به مدت 2 ماه را مورد بررسی قرار دادند. درد بیمار مداوم و پیشرونده گزارش شده است به طوری که درد شانه توانایی او را برای دوچرخه سواری و انجام حرکات reaching محدود کرده بود. ارزیابی بیمار بر اساس رویکرد اصلاح حرکتMSI نشان داد که گلاید قدامی سر هومروس همراه با چرخش به سمت پایین اسکاپولا وجود دارد. درمان روی اصلاح راستای شانه، عملکرد حرکتی و اصلاح فانکشن عضلانی انجام شد. بعد از شش هفته درمان، بیمار با وجود انجام تمام فعالیت های روزمره دردی گزارش نکرد. همچنین برگشت علائم تا سه سال بعد از آخرین معاینه نیز دیده نشد (37). به طور کلی مجموعه ای از فوایدی که برای بیمار توسط رویکرد MSI عنوان شده است شامل از بین رفتن یا کاهش درد، بازگرداندن عملکرد، غیر تهاجمی بودن، مقرون به صرفه بودن، ساده بودن تمرینات اصلاح حرکت، توانمند سازی بیمار برای مدیریت عملکرد شخصی، مستقل ساختن فرد از سیستم مراقبت های بهداشتی پیشرفته است (34) در نتیجه مدیریت موثر این وضعیت نه تنها برای تسکین علائم، بلکه شاید مهم تر از آن برای اجتناب از دوره بازگشت مجدد درد گردن، رنج بردن شخص و از دست دادن بهره وری کار، حیاتی است (3). در پایان محقق متذکر می شود که با توجه به بروز عوارض مختلفی که به دنبال گردن درد اتفاق می افتد، از جمله عوارض حرکتی نظیر تغییر در الگوی حرکتی، تغییر در توانایی حسی- حرکتی ناحیه گردن اتفاق می افتد و ضرورت اصلاح الگوی حرکتی و برگشت توانایی حسی- حرکتی در طی روند درمان توانبخشی بیماران گردن درد، لزوم انجام پژوهش در این زمینه را مطرح می سازد. لازم است این نکته نیز یادآوری شود که مطالعاتی جامع و قابل استناد که بتوان به آن اشاره کرد در زمینه بررسی تاثیر رویکرد اصلاح حرکت وجود ندارد، تنها چند مطالعه گزارش مورد در این زمینه وجود دارد که به آن اشاره شد. همچنین با توجه به جستجوی انجام شده توسط محقق، مطالعه ای در زمینه بررسی تاثیر این رویکرد بر عملکرد حسی- حرکتی ناحیه گردن مشاهده نشد. لذا پژوهش حاضر به بررسی تمرینات سهرمن و تاثیر آن بر عملکرد حسی- حرکتی افراد با گردن درد مزمن می پردازد. با فرض بر اینکه درد باعث ایجاد اختلال در الگوی حرکتی و در نتیجه اختلال در عملکرد حسی- حرکتی می شود و انجام ورزش ها و تمرینات سهرمن می تواند این الگوی حرکتی مختل شده را اصلاح نماید و در نتیجه عملکرد حسی- حرکتی ناحیه گردنی به عنوان مثال حس وضعیت یا حرکت ناحیه گردن و یا کنترل ناحیه کرانیوسرویکال را افزایش دهد. بنابراین هدف اصلی این مطالعه بررسی تاثیر تمرینات دیدگاه سهرمن بر عملکرد حسی- حرکتی بیماران گردن درد مزمن می باشد. |
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | |
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | |
| روش های موجود کدامها هستند؟ | |
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | |
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | |
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | 1)نمرهVASبعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن کاهش می یابد. 2) نمره VAS بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن کاهش می یابد. 3) نمرهNDIبعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن کاهش می یابد. 4) نمره NDI بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن کاهش می یابد. 5)میزان خطای حس وضعیت حرکت بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن کاهش می یابد. 6) میزان خطای حس وضعیت حرکت بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن کاهش می یابد. 7)میزان کنترل حرکت کرانیوسرویکال بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن افزایش می یابد. 8) میزان کنترل حرکت کرانیوسرویکال بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن افزایش می یابد. 9) میزان زاویه لوردوز گردنی بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن تغییر می کند. 10) میزان زاویه لوردوز گردنی بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن تغییر می کند. 11)میانگین تفاوت نمره VASبین دو گروه درمان روتین و تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن بعد از درمان تغییر می کند. 12) میانگین تفاوت نمره NDIبین دو گروه درمان روتین و تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن بعد از درمان تغییر می کند.. 13) میانگین تفاوت میزان خطای حس وضعیت حرکت بین دو گروه تمرینات سهرمن و درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن بعد از درمان تغییر می کند. 14) میانگین تفاوت میزان کنترل حرکت کرانیوسرویکال بین دو گروه درمان روتین و تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن بعد از درمان تغییر می کند. 15) میانگین تفاوت میزان زاویه لوردوز گردنی بین دو گروه درمان روتین و تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن بعد از درمان تغییر می کند. |
| هدف کلی طرح | تعیین تاثیر تمرینات سهرمن بر عملکرد حسی- حرکتی افراد با گردن درد مزمن |
| اهداف اختصاصی | 1)تعیین و مقایسه میانگین نمرهVAS قبل و بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن 2)تعیین و مقایسه میانگین نمره VAS قبل و بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن 3)تعیین و مقایسه میانگینNDI قبل و بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن 4) تعیین و مقایسه میانگینNDI قبل و بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن 5)تعیین و مقایسه میانگین حس وضعیت حرکت قبل و بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن 6) تعیین و مقایسه میانگین حس وضعیت حرکت قبل و بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن 7) تعیین و مقایسه میانگین کنترل حرکت کرانیوسرویکال قبل و بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن 8) تعیین و مقایسه میانگین کنترل حرکت کرانیوسرویکال قبل و بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن 9). تعیین و مقایسه میانگین زاویه لوردوز گردنی قبل و بعد از تمرینات سهرمن در بیماران گردن درد مزمن 10) تعیین و مقایسه میانگین زاویه لوردوز گردنی قبل و بعد از درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن 11)مقایسه میانگین تفاوت نمره VAS در دو گروه تمرینات سهرمن و درمان روتین 12)مقایسه میانگین تفاوت نمره NDI در دو گروه تمرینات سهرمن و درمان روتین 13) مقایسه میانگین تفاوت میزان حس وضعیت حرکت در دو گروه تمرینات سهرمن و درمان روتین 14)مقایسه میانگین تفاوت میزان کنترل حرکت کرانیوسرویکال در دو گروه تمرینات سهرمن و درمان روتین 15) مقایسه میانگین تفاوت میزان زاویه لوردوز گردنی در دو گروه تمرینات سهرمن و درمان روتین در بیماران گردن درد مزمن |
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | |
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | |
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | |
| اهداف كاربردی | |
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | |
| تعریف واژه های تخصصی | گردن درد: به دردی درد گردنی گفته می شود که در ناحیه بین کندیل های استخوان پس سری و مهره هفتم گردنی احساس می شود (1). گردن درد مزمن: فردی که درد در ناحیه پس سری و مهره هفتم گردنی را به مدت 3 ماه یا بیشتر گزارش دهد، گردن درد مزمن نامیده می شود(1). MSI Movement Impairment Syndrome: مترادف درد عضلانی-اسکلتی است. این سندرم ها به عنوان درد موضعی برخواسته از اختلال حرکت و یا وضعیت نامناسب و یا طولانی است که آسیب بافت های مفصلی و اطراف مفصلی یا میوفاشیال را موجب می شود و بر اساس این رویکرد سندرمها بر اساس حرکتی که بیشترین میزان درد را ایجاد میکند تقسیم بندی می شود. به عنوان مثال در صورت وجود درد در حرکاتی که همراه با اکستنشن یا اکستنشن همراه با چرخش گردن هستند فرد در گروه اکستنشن سندرم یا اکستنشن - روتیشن سندرم قرار می گیرد (32). VAS: ابزاری است که به طور گسترده و کلینیکی برای اندازه گیری درد استفاده می شود. در این مدل که برای تعریف شدت درد استفاده می شود، نواری با ابعاد ده سانتیمتر به ده قسمت تقسیم می شود و بیمار بر اساس نمره صفر تا ده شدت درد خود را مشخص می کند (38). NDI: یا شاخص ناتوانی گردن اولین پرسشنامه طراحی شده و معتبر جهت ارزیابی ناتوانی در بیماران گردن درد است. پرسشنامه شامل ده قسمت بوده که توانایی های متفاوت فرد را که متاثر از گردن درد است را مورد ارزیابی قرار می دهد. توانایی بیماران را در انجام کارهای شخصی، مطالعه کردن، تمرکز کردن، رانندگی و موارد دیگر ارزیابی می کند. هر بخش شامل 6 جمله می باشد که ناتوانی بیمار را در سطوح مختلف اندازه گیری می کند. نمره فرد از پرسشنامه می تواند بین 0-50 باشد (39). توانایی حسی- حرکتی: این واژه شامل دخالت کل آوران ها، وابران ها، یکپارچه سازی مرکزی و اجزا پردازش کننده حرکت و کنترل حرکت که برای حفظ ثبات سیستم کنترل حرکتی لازم است را شامل می شود. از نظر بالینی توانایی حسی-حرکتی با توانایی کنترل عصبی حرکتی در حین بازسازی زاویه حرکتی و یا کنترل حس وضعیت گردن و کرانیوسرویکال سنجیده می شود (11). حس وضعیت: حس عمقی، فیدبک حسی از بدن برای سیستم عصبی فراهم می کندکه شامل زیر گروه های حس پوزیشن، حرکت و حس تنشن است. حس وضعیت توانایی تشخیص موقعیت مفصل و یا توانایی بازگرداندن اندام به وضعیت از قبل تعریف شده، تعریف می شود. از آن به عنوان حس عمقی نیز یاد می شود (24, 40). کنترل حرکت کرانیوسرویکال: تست حرکت کرانیوسرویکال یک تست بالینی جهت بررسی عضلات عمقی گردن است که می تواند به عنوان یک تست عصبی حرکتی نیز تعریف شود. در این تست شخص حرکت ناحیه کرانیوسرویکال را در تست 5 مرحله ای انجام می دهد (29). |
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | |
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | |
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| نوع مطالعه | مطالعه از نوع تجربی، مداخله ای و از نوع کارآزمایی بالینی خواهد بود. مطالعه یک سوی کور است و بیمار در این مطالعه کور در نظر گرفته خواهد شد. |
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | معیارهای ورود افراد (13, 41): 1- خانمها و آقایان سن بین 18-45 سال 2- حداقل داشتن سابقه سه ماه سابقه گردن درد 3- نداشتن سابقه بیماری های سیستمیک، علائم نورولوژیک پیشرونده،سرطان،تومور ،عفونت، ضایعه تروماتیک و جراحی در ناحیه گردن، ضایعه شلاقی، و یا هرگونه معلولیت یا نقص عضو. 4- داشتن BMI بین 18 تا 25 5- درد یا افزایش واضح درد در حین اکستنشن و یا چرخش گردن معیارهای خروج افراد: 1- عدم تمایل بیمار به ادامه درمان 2- درمان فیزیوتراپی طی 3 ماه گذشته 3- دریافت همزمان درمان دیگری غیر از درمان موردنظر 4- تشدید علائم بیمار در حین انجام تحقیق |
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | |
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | بر اساس پایلوت 10 بیمار با مشخصات معیارهای ورود به تحقیق و طی کردن تمامی مراحل تحقیق اصلی و با در نظر گرفتن قدرت 95% و توان 80% و برآورد میانگین و انحراف معیار جامعه پایلوت حجم نمونه بر اساس فرمول زیر مشخص خواهد شد. n= (Z 1-α/2 + Z 1-β)2 (S12+S22)/ (μ1-μ2) Z 1-α/2= 1.96 Z 1-β= 1.28 |
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | روش نمونه گیری ساده، غیراحتمالی و از جامعه در دسترس خواهد بود. بعد از آن افراد به صورت بلوک های تصادفی در یکی از گروه های مورد نظر قرار خواهند گرفت. |
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | اطلاعات از طریق Laser Pointer، بیوفیدبک فشاری، خط کش انعطاف پذیر، VAS و پرسشنامه NDI جمع آوری خواهد شد. |
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | با در نظرگرفتن معیارهای ورود و خروج و دریافت رضایت بیمار، فرد وارد تحقیق خواهد شد. مطالعه معاینه بالینی اولیه با بررسی اطلاعات دموگرافیک، ارزیابی درد (VAS) و تکمیل پرسشنامه ناتوانی گردن درد (NDI) انجام خواهدشد. سپس اطلاعات اصلی طرح که شامل ارزیابی وضعیت حس حرکت، کنترل حرکت کرانیوسرویکال و ارزیابی وضعیت قوس گردنی است به ترتیب زیر انجام خواهد شد. ارزیابی حس حرکت برای انجام تست فرد روی صندلی به صورت صاف در حالی که صندلی دارای ساپورت پشتی است و پاها کاملا روی زمین ساپورت می شوند می نشیند. مفصل زانو و ران در 90 درجه فلکشن قرار می گیرند. صندلی در فاصله یک متری از صفحه گریند متصل به دیوار روبروی بیمار قرار خواهد گرفت. لیزر پوینتر با کمک وسیله ای شبیه تل که حداقل محدودیت را در حرکت سر ایجاد نماید روی سر بیمار قرار خواهد گرفت. فاصله عمودی پوینتر تا صفحه گریند روی دیوار مجددا اندازه گرفته شده و آرمونگر از فاصله یک متری بین پوینتر و دیوار اطمینان حاصل می کند. همچنین آزمونگر از وضعیت طبیعی سر و گردن و نگاه مستقیم بیمار به دیوار اطمینان حاصل می کند (بیمار مستقیما به جلو نگاه می کند). نقطه تماس لیزر با صفحه گریند به عنوان نقطه مبدا علامت گذاری می شود. در ادامه بیمار چشمهایش را بسته و برای اطمینان از پوششی برای بستن چشمها استفاده خواهد شد. مجددا وضعیت اولیه و نرمال برای بیمار بازسازی خواهد شد به طوری که نقطه لیزر با نقطه مبدا قبلی همپوشانی داشته باشد. از بیمار خواسته می شود این وضعیت را به خاطر بسپارد. سپس به صورت تصادفی از بیمار خواسته می شود یکی از حرکات فلکشن، اکستنشن، چرخش به راست و چپ را در گردن انجام دهد. برای حرکت فلکشن از بیمار خواسته می شود چانه اش را به قفسه سینه نزدیک کند، سپس مجددا به وضعیت نرمال اولیه برگردد. نقطه جدیدی که بیمار به عنوان وضعیت اولیه معرفی می کند روی صفحه علامت گذاری می شود. برای حرکت اکستنشن از بیمار خواسته می شود به سقف نگاه کند و مجددا وضعیت اولیه را بازسازی نماید و برای چرخشها از بیمار خواسته می شود به سمت راست و چپ سرش را بچرخاند و وضعیت اولیه را بازسازی نماید. تست درهر جهت سه بار تکرار می شود. فاصله بین نقطه صفر و وضعیتی که بیمار بازسازی کرده است به سانتیمتر اندازه گیری می شود و با کمک نرم افزار طراحی شده به درجه تبدیل می شود. برای شروع هر حرکت جدید آزمونگر به صورت دستی سر بیماران را در وضعیت نرمال تنظیم می کند و هیچ فیدبک بینایی یا کلامی در حین تست به بیمار داده نمی شود. قبل از گرفتن تست افراد یک بار برای آزمایش و یادگیری تست را انجام می دهند. سرعت انجام تست کنترل نمی شود. بنابراین به افراد توصیه می شود که با سرعت دلخواه و راحت تست را انجام دهند. تکرارپذیری این متد توسط Revel و همکاران (1991)، Treleaven و همکاران (2003) و همچنین توسط Pinsault و همکاران (2006) مورد آزمون قرار گرفته است و با خطای حدود 3-4 درجه به عنوان تست بالینی برای ارزیابی حس وضعیت و حرکت مورد تایید قرار گرفته است (13, 40, 42-46). با این وجود تکرارپذیری متد به صورت جداگانه در یک مطالعه مقدماتی انجام خواهد شد. ارزیابی کنترل حرکت فلکشن کرانیوسرویکال کرانیوسرویکال فلکشن ارزیابی کلینیکی جهت بررسی عملکرد عضلات عمقی گردن است. بیمار به صورت طاق باز و با زانوی خم در حالی که گردن در وضعیت خنثی است روی تخت می خوابد. در صورت لزوم با قرار دادن چند لایه حوله در زیر سر وضعیت سر تنظیم می شود. یک بیوفیدبک فشاری که فشار آن قابل تنظیم است زیر گردن مجاور ساب اکسی پوت قرار می گیرد. در ابتدا باد بیوفیدبک فشاری را خالی کرده سپس آن را باد کرده تا به فشار ثابت 20 میلیمتر جیوه برسد. به فرد گفته می شود که حرکت نودینگ را به آرامی جهت فلکشن در کرانیوسرویکال انجام دهد (مانند گفتن 'بله'). افزایش فشار از 20 میلیمتر جیوه به ترتیب به 22 میلیمتر جیوه، 24 میلیمتر جیوه، 26 میلیمتر جیوه، 28 میلیمتر جیوه و در نهایت 30 میلیمتر جیوه در پنج فاز انجام می گیرد. از فرد خواسته می شود که انقباض ایزومتریک را در هر سطح فشار به مدت 10ثانیه حفظ کند و این عمل را 10 بار تکرار می کند. فرد بین هر تلاش مختصری استراحت می کند. فرد می تواند قبل از انجام تست برای آشنایی با روش، آن را تمرین کند و از فیدبک کلامی جهت اصلاح هر استراتژی حرکتی استفاده می شود. لازم است که عضلات سطحی گردن جهت اطمینان از درست انجام شدن حرکت لمس شود (40, 42). عددی را که فشارسنج در آخرین وضعیتی که فشار به مدت 10 ثانیه با حداقل انقباض در عضلات سطحی و با 10 بار تکرار نشان می دهد، در نظر گرفته شده و ثبت خواهد شد (13, 24). توانایی بیمار در فشار مربوطه و تعداد تکرارها در هم ضرب می شود که از حاصل ضرب آنها شاخصی محاسبه می شود که نشان دهنده توانایی تحمل عضلات فلکسور گردن است (1). ارزیابی قوس گردنی جهت ارزیابی قوس گردنی از خط کش انعطاف پذیر استفاده خواهد شد. برای این منظور بیمار روی صندلی نشسته، پاها روی زمین و ساعد روی تکیه گاه صندلی قرار می گیرد، بیمار راحتترین وضعیت ممکنه را خواهد داشت. برجستگی اکسیپوت و هفتم گردنی علامت گذاری شده و سپس خط کش انعطاف پذیر در فاصله بین مهره دوم تا هفتم به طور کامل روی قوس گردنی قرار خواهد گرفت. سپس بدون تغییر در وضعیت خط کش، خط کش روی کاغذ منتقل خواهد شد، و قوس خط کش روی کاغذ کشیده خواهد شد و با دو نقطه A, B نامگذاری خواهد شد. دو فاصله روی کاغذ و قوس کشیده شده اندازه گیری خواهد شد. فاصله اول فاصله عمودی بین نقطه A,B یا فاصله نقطه اتصال بالا و پایین قوس و فاصله دوم فاصله عمودی میانه قوس تا خط عمودی. سپس با کمک فرمول ارائه شده زاویه θ یا زاویه قوس محاسبه خواهد شد (47-49). در ادامه بعد از اندازه گیری متغیرهای اصلی به منظور انجام مداخله درمانی بیمار به صورت تصادفی در یکی از گروه های درمان روتین و تمرینات رویکرد MSI قرار خواهد گرفت. افراد گروه روتین تحت درمان با روش متداول فیزیوتراپی شامل استفاده از تنس و هات پک قرار خواهند گرفت. از تنس با فرکانس 80 هرتز و پالس دیوریشن 150 میکروثانیه استفاده می شود. مدت زمان هر جلسه 30دقیقه می باشد و افراد 12 جلسه درمانی، سه روز در هفته و به مدت چهار هفته تحت درمان قرار می گیرند (24, 30, 41). در افراد گروه تمرینات رویکرد MSI با توجه به رویکرد MSI ابتدا حرکتی را که بیشترین درد را برای فرد ایجاد می کند شناسایی خواهد شد و سپس ورزش هایی را با هدف اصلاح همان حرکت که شامل ورزش های کششی، تمرینات فعال حرکتی و اصلاح وضعیت است انجام خواهد داد (32). تمرینات رویکرد MSI شامل: بیمار نشسته و به دیوارتکیه داده، در این وضعیت بیمار حرکت فلکشن سر (capital flexion)، چرخش سر و چرخش خارجی و ابداکسین و فلکشن شانه را انجام می دهد. همچنین بیمار رو به روی دیوار نشسته، دست ها روی دیوار ساپورت می شوند و تمرین فلکشن شانه و چرخش اکتیو گردن انجام می شود. ورزش هایی که در وضعیت خوابیده به شکم به بیمار داده می شود شامل تقویت عضلات اکستنسورهای اینترینسیک می باشد. در وضعیت طاق باز تقویت فلکسورهای اینترینسیک و چرخش اکتیو گردن انجام می شود. همچنین ورزش های تقویت اکستانسورهای اینترینسیک و چرخش گردن در وضعیت چهاردست و پا داده می شود (32). هر ورزش در 3 ست 10تایی به مدت 12 جلسه سه روز در هفته و به مدت چهار هفته انجام خواهد شد (24, 41, 50). کلیه تمرینات در هر جلسه درمانی تحت نظارت فیزیوتراپیست انجام خواهد شد. در انتهای برنامه درمانی و پایان دوازده جلسه درمانی تمامی متغیرهای مورد نظر مجددا اندازه گیری خواهد شد. همچنین پرسشنامه ناتوانی گردن و نمره درد فرد نیز مجددا اندازه گیری خواهد شد. |
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | به منظور نرمال کردن اطلاعات از آزمون کولموگروف اسمیرنووف (KolmogroveSmironove) استفاده خواهد شد از آمار تحلیلی به منظور جمع آوری شاخص های میانگین و انحراف معیار برای متغیرهای کمی مورد بررسی استفاده خواهد شد. به منظور مقایسه اطلاعات کمی قبل و بعداز مداخله از آزمون تی زوج استفاده خواهد شد. به منظور مقایسه اطلاعات کمی در دو گروه از آزمون تی مستقل استفاده می شود. در صورت طبیعی نبودن توزیع از آزمون های غیر پارامتریک معادل استفاده خواهد شد. |
| ملاحظات اخلاقی | کلیه بیماران شرکت کننده در تحقیق با رضایت کامل و به صورت داوطلبانه در تحقیق شرکت خواهند داشت، در صورت هر گونه عدم تمایل از ادامه درمان بنا به درخواست خود بیمار از گروه خارج خواهد شد و پیگیری درمان کامل بیمار انجام خواهد شد. طرح در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی زاهدان مطرح و تصویب گردید (شماره نامه). فصل اول:ارزیابی سود و زیان ؛کدهای 1 تا 10 و12 فصل دوم:رضایت نامه آگاهانه ؛کدهای 1 تا 5 و 7 تا 9 و11 و12 |
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | از آنجایی کار باید به صورت درمان برای بیمار انجام گیرد، مشکلات دسترسی بیمار، رضایت بیمار و ادامه رونددرمانی دور از انتظار نخواهد بود. |
| کلمات کلیدی | sahrmann Exercises, Sensory-Motor function, Chronic Neck Pain |
| فهرست منابع و مراجع | 1. Asgari Ashtiani A, Ebrahimi E, Mehdi M. effectiveness stabilization and maximum isometric exercise on cross deep flexor muscles in chronic non specific neck pain. 2014;3(4). 2. River Y, Levital T, Belgrade M. Computerized mobilization of the cervical spine for the treatment of chronic neck pain. Clin J Pain. 2012 Nov-Dec;28(9):790-6. 3. Falla DL, Jull GA, Hodges PW. Patients with neck pain demonstrate reduced electromyographic activity of the deep cervical flexor muscles during performance of the craniocervical flexion test. Spine (Phila Pa 1976). 2004 Oct 1;29(19):2108-14. 4. Lluch E, Schomacher J, Gizzi L, Petzke F, Seegar D, Falla D. Immediate effects of active cranio-cervical flexion exercise versus passive mobilisation of the upper cervical spine on pain and performance on the cranio-cervical flexion test. Man Ther. 2014 Feb;19(1):25-31. 5. Cote P, Cassidy JD, Carroll LJ, Kristman V. The annual incidence and course of neck pain in the general population: a population-based cohort study. Pain. 2004 Dec;112(3):267-73. 6. Cote P, Cassidy JD, Carroll L. The factors associated with neck pain and its related disability in the Saskatchewan population. Spine (Phila Pa 1976). 2000 May 1;25(9):1109-17. 7. Borghouts JA, Koes BW, Bouter LM. The clinical course and prognostic factors of non-specific neck pain: a systematic review. Pain. 1998 Jul;77(1):1-13. 8. Lluch E, Arguisuelas MD, Calvente Quesada O, Martinez Noguera E, Peiro Puchades M, Perez Rodriguez JA, et al. Immediate effects of active versus passive scapular correction on pain and pressure pain threshold in patients with chronic neck pain. J Manipulative Physiol Ther. 2014 Nov-Dec;37(9):660-6. 9. Fernandez-de-Las-Penas C, Cuadrado ML, Pareja JA. Myofascial trigger points, neck mobility, and forward head posture in episodic tension-type headache. Headache. 2007 May;47(5):662-72. 10. Kasumovic M, Gorcevic E, Gorcevic S, Osmanovic J. Cervical syndrome - the effectiveness of physical therapy interventions. Med Arch. 2013 Dec;67(6):414-7. 11. Kristjansson E, Treleaven J. Sensorimotor function and dizziness in neck pain: implications for assessment and management. J Orthop Sports Phys Ther. 2009 May;39(5):364-77. 12. Roijezon U, Bjorklund M, Bergenheim M, Djupsjobacka M. A novel method for neck coordination exercise--a pilot study on persons with chronic non-specific neck pain. J Neuroeng Rehabil. 2008;5:36. 13. Elsig S, Luomajoki H, Sattelmayer M, Taeymans J, Tal-Akabi A, Hilfiker R. Sensorimotor tests, such as movement control and laterality judgment accuracy, in persons with recurrent neck pain and controls. A case-control study. Man Ther. 2014 Dec;19(6):555-61. 14. Revel M, Andre-Deshays C, Minguet M. Cervicocephalic kinesthetic sensibility in patients with cervical pain. Arch Phys Med Rehabil. 1991 Apr;72(5):288-91. 15. Woodhouse A, Vasseljen O. Altered motor control patterns in whiplash and chronic neck pain. BMC Musculoskelet Disord. 2008;9:90. 16. Jull G, Kristjansson E, Dall'Alba P. Impairment in the cervical flexors: a comparison of whiplash and insidious onset neck pain patients. Man Ther. 2004 May;9(2):89-94. 17. Jull G, Trott P, Potter H, Zito G, Niere K, Shirley D, et al. A randomized controlled trial of exercise and manipulative therapy for cervicogenic headache. Spine (Phila Pa 1976). 2002 Sep 1;27(17):1835-43; discussion 43. 18. Falla D, Jull G, Edwards S, Koh K, Rainoldi A. Neuromuscular efficiency of the sternocleidomastoid and anterior scalene muscles in patients with chronic neck pain. Disabil Rehabil. 2004 Jun 17;26(12):712-7. 19. Sterling M, Jull G, Wright A. The effect of musculoskeletal pain on motor activity and control. J Pain. 2001 Jun;2(3):135-45. 20. o'sullivan. improving functional outcomes in physical rehabilitation. 2005. 21. Maroufi N, Ahmadi A, Mousavi Khatir S, R. Comparison of Neck Muscle Activity between Healthy & Chronic Neck Pain Patients Using Electromyography. mazand uni med sci. 2011 Aug;21(85). 22. Schomacher J, Learman K. Symptom localization tests in the cervical spine: a descriptive study using imaging verification. J Man Manip Ther. 2010 Jun;18(2):97-101. 23. Falla D, Bilenkij G, Jull G. Patients with chronic neck pain demonstrate altered patterns of muscle activation during performance of a functional upper limb task. Spine (Phila Pa 1976). 2004 Jul 1;29(13):1436-40. 24. Lee S, Park J, Lee D. The effects of cervical stabilization exercises on the electromyographic activity of shoulder stabilizers. J Phys Ther Sci. 2013 Dec;25(12):1557-60. 25. Falla D, Jull G, Hodges P, Vicenzino B. An endurance-strength training regime is effective in reducing myoelectric manifestations of cervical flexor muscle fatigue in females with chronic neck pain. Clin Neurophysiol. 2006 Apr;117(4):828-37. 26. Jull G, Falla D, Treleaven J, Hodges P, Vicenzino B. Retraining cervical joint position sense: the effect of two exercise regimes. J Orthop Res. 2007 Mar;25(3):404-12. 27. Gong W. Effects of cervical joint manipulation on joint position sense of normal adults. J Phys Ther Sci. 2013 Jun;25(6):721-3. 28. Andersen CH, Andersen LL, Zebis MK, Sjogaard G. Effect of scapular function training on chronic pain in the neck/shoulder region: a randomized controlled trial. J Occup Rehabil. 2014 Jun;24(2):316-24. 29. Jull GA, O'Leary SP, Falla DL. Clinical assessment of the deep cervical flexor muscles: the craniocervical flexion test. J Manipulative Physiol Ther. 2008 Sep;31(7):525-33. 30. Escortell-Mayor E, Riesgo-Fuertes R, Garrido-Elustondo S, Asunsolo-Del Barco A, Diaz-Pulido B, Blanco-Diaz M, et al. Primary care randomized clinical trial: manual therapy effectiveness in comparison with TENS in patients with neck pain. Man Ther. 2011 Feb;16(1):66-73. 31. Gaderi F, Nodehi Moghadam A, Arab A. comparison of activity pattern of shoulder girdle muscles in patient with chronic neck pain and healthy subject. oromiye uni med sci. 2011;23(7):736-44. 32. Sahrmann S. Movment system impairment syndrom. 2002. 33. Janisse M. Correcting Movement Impairments. 2005. 34. Fink D, McDonnell MK, Kinney M, Sahrmann S, Van Dillen L. A movment system impairment treatment of TMD. 2009. 35. McDonnell MK, Sahrmann SA, Van Dillen L. A specific exercise program and modification of postural alignment for treatment of cervicogenic headache: a case report. J Orthop Sports Phys Ther. 2005 Jan;35(1):3-15. 36. Van Dillen LR, Sahrmann SA, Wagner JM. Classification, intervention, and outcomes for a person with lumbar rotation with flexion syndrome. Phys Ther. 2005 Apr;85(4):336-51. 37. Caldwell C, Sahrmann S, Van Dillen L. Use of a movement system impairment diagnosis for physical therapy in the management of a patient with shoulder pain. J Orthop Sports Phys Ther. 2007 Sep;37(9):551-63. 38. Myles PS. The pain visual analog scale: linear or nonlinear? Anesthesiology. 2004 Mar;100(3):744; author reply 5. 39. Vernon H. The Neck Disability Index: state-of-the-art, 1991-2008. J Manipulative Physiol Ther. 2008 Sep;31(7):491-502. 40. Juul T, Langberg H, Enoch F, Sogaard K. The intra- and inter-rater reliability of five clinical muscle performance tests in patients with and without neck pain. BMC Musculoskelet Disord. 2013;14:339. 41. McLean SM, Klaber Moffett JA, Sharp DM, Gardiner E. A randomised controlled trial comparing graded exercise treatment and usual physiotherapy for patients with non-specific neck pain (the GET UP neck pain trial). Man Ther. 2013 Jun;18(3):199-205. 42. Vuillerme N, Pinsault N, Bouvier B. Cervical joint position sense is impaired in older adults. Aging Clin Exp Res. 2008 Aug;20(4):355-8. 43. Rix GD, Bagust J. Cervicocephalic kinesthetic sensibility in patients with chronic, nontraumatic cervical spine pain. Arch Phys Med Rehabil. 2001 Jul;82(7):911-9. 44. Treleaven J. Sensorimotor disturbances in neck disorders affecting postural stability, head and eye movement control. Man Ther. 2008 Feb;13(1):2-11. 45. Jorgensen R, Ris I, Falla D, Juul-Kristensen B. Reliability, construct and discriminative validity of clinical testing in subjects with and without chronic neck pain. BMC Musculoskelet Disord. 2014;15:408. 46. Pinsault N, Vaillant J, Virone G, Caillat-Miousse JL, Lachens L, Vuillerme N. [Cervicocephalic relocation test: a study of performance stability]. Ann Readapt Med Phys. 2006 Dec;49(9):647-51. 47. Harrison DE, Haas JW, Cailliet R, Harrison DD, Holland B, Janik TJ. Concurrent validity of flexicurve instrument measurements: sagittal skin contour of the cervical spine compared with lateral cervical radiographic measurements. J Manipulative Physiol Ther. 2005 Oct;28(8):597-603. 48. Rheault W, Ferris S, Foley JA, Schaffhauser D, Smith R. Intertester reliability of the flexible ruler for the cervical spine. J Orthop Sports Phys Ther. 1989;10(7):254-6. 49. McFarland C, Wang-Price S, Richard S. Clinical measurements of cervical lordosis using flexirule and inclinometer methods in individuals with and without cervical spine dysfunction: A reliability and validity study. J Back Musculoskelet Rehabil. 2015 Jan 1;28(2):295-302. 50. Akbari A, Ghiyasi F, Barahouti M, Arab M. compare effectiveness of specific exercises of stabilization muscles and dynamic training in chronic neck pain and disability. gorgan uni med sci. 2009;11(4):29-38. |
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | |
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | |
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | |
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | |
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | |
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | |
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | |
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | |
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | |
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | |
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | |
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم |

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|---|---|---|
| NDI _ NPDS.pdf | 1394/04/06 | 98960 | دانلود |
| vas.jpg | 1394/04/06 | 25667 | دانلود |
| Inform Concent.doc | 1394/04/06 | 93184 | دانلود |
| s j 1.jpg | 1394/07/12 | 153658 | دانلود |
| s j 2.jpg | 1394/07/12 | 124046 | دانلود |
| davari.docx | 1394/07/12 | 35007 | دانلود |
| first Proposal1.doc | 1394/07/12 | 1003008 | دانلود |
| Edit Final Proposal1 (3).doc | 1394/07/13 | 1084416 | دانلود |