مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های C677TوA1298C ژنMTHFR در افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک(SLE) و گروه کنترل

Comparison of C677T and A1298C polymorphisms of MTHFR Gene in patients with Lupus Erythematosis Systemic and Control group


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: فرشید کشاورزی

کلمات کلیدی:

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 7739
عنوان فارسی طرح مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های C677TوA1298C ژنMTHFR در افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک(SLE) و گروه کنترل
عنوان لاتین طرح Comparison of C677T and A1298C polymorphisms of MTHFR Gene in patients with Lupus Erythematosis Systemic and Control group
نوع طرح بنیادی-کاربردی
محل اجرای طرح
رسته مطالعاتی مطالعه تجربی (Experimental)(مطالعه کمی)
دانشکده/مرکز دانشکده پزشکی زاهدان
زمان اجرا -روز 365

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
سعیده سلیمیاستاد راهنمای اول طرح دانشجویی دکترای تخصصی sasalimi@yahoo.com
فرشید کشاورزیمجری کارشناسی ارشدkeshavarzifarshid@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های C677TوA1298C ژنMTHFR در افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک(SLE) و گروه کنترل
خلاصه طرح به لاتینComparison of C677T and A1298C polymorphisms of MTHFR Gene in patients with Lupus Erythematosis Systemic and Control group
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهشلوپوس اریتماتوز سیستمیک یک بیماری خودایمن مزمن است، که اندامهای مختلف بدن شامل پوست، قلب، ریه، عروق خونی، کبد، کلیه، مفاصل و سیستم عصبی را درگیرمی کند و به بیماری هزار چهره معروف است.در سال های اخیر بیماری های اتو ایمیون، نه تنها در ایران بلکه در اکثر کشورهای دنیا شیوع وسیعی یافته است (1). شیوع این بیماری در خانمها 9 برابر آقایان است، علت این بیماری هنوز ناشناخته است، ولی هر دو عامل ژنتیک و محیط را بر بروز آن موثر میدانند (2-4). مطالعات نشان داده است که بیشتر از 100 ژن در ابتلا به این بیماری میتوانند نقش داشته باشند (5).از ریسک فاکتور های این بیماری میتوان به زن بودن،سنین بین 15 سال تا40 سال ونژاد(نژادهای آسیایی،سفید پوست،آفریقایی –آمریکایی،سیگار کشیدن،استرس شدید،مصرف های داروهای خاص،همچون داروهای ضد صرع، داروهای فشارخون و همچنین بعضی از انواع آنتی بیوتیک ها اشاره نمود. ابتلا به بیماری لوپوس خطر عفونت ، سرطان و مشکلات بارداری را افزایش می دهد. با توجه به اینکه عوامل ژنتیکی هم در بروز این بیماری دخیل هستند، مطالعاتی انجام شده که این موضوع را تایید می کند .کروموزوم X حمل ژن مرتبط باایمنی زایی برعهده داردکه جهش در این ژن با ابتلابه SLE همراه است وتاکنون هیچ موتاسیونی درکروموزوم Yکه با ابتلا به این بیماری همراه باشد، گزارش نشده است (6). درخویشاوندان درجه اول و دوم یک فرد ِ مبتلا به‌لوپوس، بیش از دیگران در معرض ابتلا قرار می‌گیرند (7). پلی مورفیسم های ژنی مختلفی در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته از جمله پلی مورفیسم های ژن )MTHFR متیلن تتراهیدورفولات ردوکتاز)،) MTRمتیونین سنتاز)،MTRR(متیونین سنتاز ردوکتاز) که در این میان، بین پلی مورفیسم های ژن متیلن تترا هیدروفولات ردوکتاز و بیماری SLE ارتباط معنی داری گزارش شده است (8). متیلن تترا هیدوروفولات ردوکتاز آنزیمی است که به عنوان دهنده گروه متیل در دمتیلاسیون هموسیستئین نقش دارد (9) ، ژن MTHFR برروی ناحیه کروموزومی1p36.3 قرار دارد (10). دراثر بروز جهش در ناحیه677 ژنMTHFR تیمین جایگزین سیتوزین می شود که به دنبال آن به جای اسید آمینه آلانین، والین در ساختمان آنزیم مربوطه قرار گرفته و درنتیجه آنزیم حاصله به حرارت حساس شده و فعالیت آن کاهش می یابد.این تغیرات باعث بالا رفتن میزان غلظت هموسیستئین،اختلال در عملکرداندوتلیال عروق و تسریع دراکسیداسیون لیپوپروتئین ها می شود که درگیری اندام های مختلف بدن را به دنبال دارد.مشاهده شده است که درافراد مبتلا به SLEسطح هموسیستئین افزایش می یابد (11). جهش های مختلف ایجاد فرم های مختلفی از آنزیم MTHFR را به دنبال دارد (12). دو پلی مورفیسم C677T و A1298C از شایعترین پلی مورفیسم ها محسوب می شوند که ممکن است به سه فرم و ترکیب مختلف یعنی Homozygote، Heterozygote و یا Compound Heterozygote مشاهده شوند (13). Kaiser وهمکاران در سال2012 ارتباط معنی داری بین پلی مورفیسم های , rs1801131) 1801133 rs)ژن MTHFRو افراد مبتلا به ترومبوزیس ناشی از SLE گزارش کردند (14). Xu XYو همکاران در سال 2005 در یک مطالعه موردی-شاهدی، بین ژنوتیپ TT ژن MTHFR وحساسیت به هایپرهموسیستئینمی افراد مبتلا به SLE در مقایسه با گروه کنترل ارتباط معنی داری گزارش نمودند (15). در سال2008 Summersوهمکاران دریک بررسی روی ژن های دخیل در متابولیسم فولات به نتایجی پی بردند که نشان داد هیچ یک از پلی مورفیسم های C677TوA1298C ژنMTHFR با افزایش غلظت هموسیستئین در گروه بیمار ارتباط معنی داری ندارد (8). Afeltra Aوهمکاران در سال 2005در یک مطالعه روی افراد مبتلا به SLE که با ترمبوزهمراه بودند ،شیوع بالای SLE با افزایش شیوع جهش در ژن MTHFR ناحیه C677Tهمراه بود (16).
سوالات و / یا فرضیات پژوهشفراوانی پلی مورفیسم C677T ژن MTHFR درافراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک وگروه کنترل متفاوت است. فراوانی پلی مورفیسم A1298Cژن MTHFRدر افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک وگروه کنترل متفاوت است.
هدف کلی طرحمقایسه فراوانی پلی مورفیسم C677TوA1298C ژنMTHFR در افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک(SLE) و گروه کنترل
اهداف اختصاصیمقایسه فراوانی پلی مورفیسم C677T ژن MTHFR درافراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک وگروه کنترل مقایسه فراوانی پلی مورفیسم A1298Cژن MTHFRدر افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک وگروه کنترل
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرحدانشگاه علوم پزشکی زاهدان-مرکز تحقیقات سلولی مولکولی
تعریف واژه های تخصصیSNP:پلی مورفیسم تک نوکلیوتیدی تغییر در توالی DNA است که فقط در نوکلئوتید رخ می دهد و جابجایی ثابت یک باز تک است که فراوانی بیش از 1% در یک جمعیت داشته باشد و مشاهده شده است که تغییرات می تواند در بعضی بیماری ها یک ریسک فاکتور باشد .
نوع مطالعهموردی-شاهدی
جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوزسیستمیک مراجعه کننده به درمانگاه های روماتولوژی شهر زاهدان که بیماری آن ها بر اساس (ACR)American College of Rheumatology (17) تایید شده و همچنین فاقد پاتولوژی دیگر باشند. گروه کنترل افرادی اند که هیچ بیماری سیستمیک نداشته باشند وANA( anti-nuclear antibody) (18)آن ها منفی باشد وبا بیماران لوپوس نسبت فامیلی نداشته باشند.
حجم نمونه و روش محاسبه آنحداقل150مورد مبتلا به لوپوس اریتماتوزسیستمیک و به همان تعداد افراد سالم که فاقد هرگونه بیماری سیستمیک باشند، به عنوان گروه کنترل درنظر گرفته می شوند.
روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)روش نمونه گیری آسان- دو گروه از نظر سن و قومیت (فارس – بلوچ) همسان سازی می شوند
روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)از طریق تشخیص بالینی و انجام آزمایشات واقدامات پاراکلنیک برای تشخیص بیماری و انجام PCR بر روی DNA خون افراد و شناسایی الل های موردنظر
روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)پس از تصویب پروپوزال در شورای پژوهشی دانشگاه از تمامی بیماران حجم نمونه و افراد گروه شاهد،2 سی سی خون گرفته می شود و در لوله های حاوی EDTA ریخته و در دمای-20 نگهداری می شود.استخراج DNA با استفاده از روش salting out گرفته است. جهت بررسی پلی مورفیسم با استفاده از جفت پرایمرهای مناسب ابتدا قطعه مورد نظر به روش PCR تکثیر می گردد.برای پلی مورفیسم C677Tقطعه تکثیر یافته به وسیله آنزیم حدساز hinfI جهت بررسی تغییر ژنتیکی مورد نظر برش داده می شود(RFLP). برای بررسی پی مورفیسم A1298C قطعه مورد نظر با 2 جفت پرایمر طراحی شده تکثیر پیدا کرده به روش tetra arms-PCR. و در آخر با استفاده از الکتروفورز بر روی آگاروز 2.5% به شناسایی قطعات برش یافته وحاصل PCR می پردازیم.
روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)جهت مقایسه فراوانی پلی مورفیسم بین دو گروه از ازمون دقیق فیشر استفاده می گردد. برای تعیین اثر هر پلی مورفیسم بر ریسک ابتلا به لوپوس از Logistic Regression استفاده می شود.
ملاحظات اخلاقی راهنمای اخلاقی پژوهش بر عضو و بافت انسانی:(بر اساس دفترچه راهنمای اخلاقی پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی در جمهوری اسلامی ایران) 1-پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند و کرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد. 2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند. 3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند. 4- رضایت آگاهانهی فرد دهندهی عضو یا بافت، یا جانشین قانونی او، شرط اساسی در تأیید اخلاقی هر پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی است. رضایتنامه باید با رعایت تمامی اصول مرتبط تهیه و هنگام ارسال طرحنامه برای تصویب، به آن پیوست شده باشد. 5- در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهندهی نمونهی ذخیرهشده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، بهشرط وجود رضایت کلی اولیه بر استفادهی پژوهشی، در صورت تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش میتوان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید از نمونههایی استفاده شود که به نحو برگشتناپذیر بینام شده باشد. 6- تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند. 10- پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود. فصل 1: استفاده از اعضاء و بافتهای جنین سقط شدهی انسان برای پژوهش به موجود حاصل از لقاح، تا 8 هفتگی «رویان»، پس از 8 هفتگی تا زمان زایمان «جنین» و بلافاصله پس از آن تا 28 روزگی «نوزاد» اطلاق میگردد. در هر گونه پژوهش بر روی جنین، علاوه بر مفاد این راهنما، باید اصل کرامت انسانی و تمامی موازین قانونی و شرعی رعایت شود. 1- ضرورت انجام پژوهش و سایر اجزای طرحنامه باید توسط کمیتهی اخلاق در پژوهش تأیید شود. 2- جنین انسانی نباید مورد خرید و فروش یا هر گونه استفادهی تجاری دیگر قرار گیرد. 3- در مورد استفاده از اجزای بدن جنین سقط شده - و نیز خون بند ناف، از آنجا که خون جنینی محسوب میشود- اخذ رضایت آگاهانه هم از پدر و هم از مادر جنین مورد استفاده ضروری است. 4- جفت و سایر محتویات رحم بهجز جنین، از بافتهای مادر محسوب میشوند لذا رضایت مادر برای استفاده از آنها لازم و کافی است. 5- فرد یا تیمی که در مورد انجام سقط جنین تصمیمگیری میکند باید کاملاً مستقل از تیم طراحیکننده یا اجرا کنندهی پژوهش بر روی آن جنین بعد از سقط باشد. 6- تا پیش از پایان مراحل سقط جنین، نباید هیچگونه تصمیمگیری یا مذاکرهای دربارهی استفادهی احتمالی آتی از آن جنین در پژوهش انجام گیرد. 7- در تمامی مراحل انجام و انتشار نتایج پژوهش باید رازداری و حریم خصوصی افراد مرتبط با جنین حفظ شود. 8- پژوهش نباید دربردارندهی هیچگونه آسیب یا زیانی برای مادر باشد. فصل 2: برداشت عضو یا بافت از جسد انسان یا فرد دچار مرگ مغزی 1- در تمامی مواردی که عضو یا بافت جسد انسان به منظور انجام پژوهش مورد استفاده قرار میگیرد، باید ارزش علمی، ضرورت انجام مطالعه و تمهیدات اندیشیده شده برای رعایت کرامت متوفی و حقوق بازماندگان – از جمله اخذ رضایت آگاهانهی متناسب – در طرحنامه منعکس شده و به تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش رسیده باشد. 2- شیوه و شرایط اخذ رضایت برای استفادهی پژوهشی از جسد، همانند اخذ رضایت برای استفادهی درمانی است. بدین ترتیب که رضایت آگاهانهی وراث قانونی متوفی برای برداشت و استفاده از اعضاء و بافتها ضروری است. چنانچه شخص در زمان حیات خود از بهکار بردن اعضاء و بافتهایش برای پژوهش ناراضی باشد، وارث او نمیتواند به این کار رضایت دهد. 3- در صورتی که از اجزاء فرد دچار مرگ مغزی برای پژوهش استفاده شود باید تمامی شرایط و موارد قانونی و آییننامهی اجرایی مرگ مغزی و نیز پروتکل تأیید مرگ مغزی، مورد لحاظ قرار گیرد. 4- قطع حمایت قلبی- تنفسی از فرد دچار مرگ مغزی، نباید صرفاً با هدف استفادهی پژوهشی از اجزای بدن او انجام گیرد. بلکه هرگونه برداشت عضو یا بافت از بدن این افراد باید پس از قطعی شدن مرگ قلبی- تنفسی یا پس از اهدای اعضای حیاتی با هدف استفادهی درمانی باشد. 5- نگهداری اجزای بدنی افراد فوت شده در زیستبانکها باید با کسب رضایت آگاهانه از وراث او باشد. این اجزا باید تنها برای همان اهدافی مورد استفاده قرار گیرند که در رضایتنامه مشخص شده است. وراث حق دارند که هر وقت بخواهند خواهان خارج شدن اجزای بدنی فرد متوفی از زیستبانک شوند. 6- اجزای بدنی مورد استفاده در پژوهش باید پس از پایان استفاده، با رعایت موازین شرعی – یا منطبق با موازین و آیینهای دینی مورد اعتقاد متوفی – امحاء یا دفن شود. فصل 3 ـ پژوهشهای شامل پیوند عضو یا بافت از دهندهی زنده 1- در پژوهشهای پیوند عضو یا بافت، خواست و رضایتدهندهی زنده در هر حال بر خواست و منافع گیرنده اولویت دارد. اخذ رضایت کتبی و آگاهانه از دهنده و گیرنده ضرورت دارد. این رضایت آگاهانهی مکتوب باید شامل شیوهی اجرای پژوهش، اهداف، نوع و میزان عضو یا بافتی که اخذ و پیوند خواهد شد و تمامی خطرات ناشی از آن باشد. 2- پژوهش منحصراً در اعضاء و بافتهای تجدیدشوندهی فرد زنده، مانند مغز استخوان، مجاز است. در موارد خاصی که ضرورت حتمی برای استفاده از سایر اعضاء وجود داشته باشد، با نظارت و تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش دانشگاه، میتوان از اعضایی که جفت بوده و عارضهی فقدان یکی از آنها قابل چشمپوشی است، برای انجام پژوهش استفاده کرد، بهشرطی که فرد دهنده تا پایان عمر تحت پوشش بیمهای متناسب قرار گیرد و خسارات احتمالی مربوط به اهداء عضو جبران شود. استفاده از اعضاء حیاتی مانند قلب یا مغز، یا اعضای جفتی که فقدان یکی از آنها در کیفیت حیات تأثیر زیادی دارد؛ مثل چشم، در پژوهش ممنوع است. 3- در صورتی که پس از برداشت عضو یا بافت، در مدت زمان معینی نیاز به پیگیری یا درمانهای ویژه در دهنده وجود داشته باشد، باید شرایط و امکانات لازم برای پیگیری فرد دهنده فراهم شود و در صورت نیاز به درمان، درمانهای مورد نیاز به رایگان در اختیار او قرار گیرد. این پژوهشها باید تحت پوشش بیمه قرار گیرند. اگر فرد دهنده، در طولِ یا پس از پایان دورهی پیگیری، با عارضهای مراجعه کند که قابل انتساب به دادن عضو یا بافت باشد، هزینههای ناشی از آن عارضه باید جبران شود. 4- تا زمانی که پژوهش به مرحلهی غیر قابل بازگشت نرسیده است، فرد دهنده میتواند از اهدای عضو یا بافت خود منصرف شود. در این صورت، اگر دهنده درخواست کند، عضو یا بافت باید معدوم یا به او تحویل داده شود. در صورتی که فرد دهنده منصرف شود، نباید هیچگونه هزینهای از او اخذ شود. 5- از مشوقهای مالی و امتیازات خاص نباید برای ایجاد انگیزه جهت دادن عضو یا بافت استفاده شود. 6- افرادی که توانایی دادن رضایت آزادانه و آگاهانه را ندارند، مانند کودکان، عقب ماندگان ذهنی، بیماران روانی، و زندانیان، نباید دهندهی عضو یا بافت جهت انجام پژوهش باشند. همچنین این گروه فقط میتوانند در پژوهشهای درمانی که با احتمال منفعت درمانی مستقیم برای ایشان همراه باشد بهعنوان گیرنده شرکت کنند. 7- انجام پژوهش نباید هیچگونه خللی در دریافت درمانهای استاندارد و در دسترس برای فرد گیرنده ایجاد کند.
محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنهاعدم همکاری بیماران
کلمات کلیدیپلی مورفیسم،متیلن تتراهیدروفولات ردوکتاز،لوپوس اریتماتوز سیستمیک
فهرست منابع و مراجع1.. Zhang J, Deng J, Zhang C, Lu Y, Liu L, Wu Q, et al. Association of GSTT1, GSTM1 and CYP1A1 polymorphisms with susceptibility to systemic lupus erythematosus in the Chinese population. Clinica chimica acta. 2010;411(11):878-81. 2.. Danchenko N, Satia J, Anthony M. Epidemiology of systemic lupus erythematosus: a comparison of worldwide disease burden. Lupus. 2006;15(5):308-18. 3.. Tiffin N, Adeyemo A, Okpechi I. A diverse array of genetic factors contribute to the pathogenesis of systemic lupus erythematosus. Orphanet journal of rare diseases. 2013;8(1):1. 4.. Sawalha AH, Kaufman KM, Kelly JA, Adler AJ, Aberle T, Kilpatrick J, et al. Genetic association of interleukin-21 polymorphisms with systemic lupus erythematosus. Annals of the rheumatic diseases. 2008;67(4):458-61. 5.. Horiuchi T, Washio M, Kiyohara C, Tsukamoto H, Tada Y, Asami T, et al. Combination of TNF-RII, CYP1A1 and GSTM1 polymorphisms and the risk of Japanese SLE: findings from the KYSS study. Rheumatology. 2009:kep166. 6.. Tsokos G, Gordon C, Smolen JS. Systemic lupus erythematosus: a companion to Rheumatology: Elsevier Health Sciences; 2007. 7. MICHEL M, JOHANET C, MEYER O, FRANCÈS C, WITTKE F, MICHEL C, et al. Familial lupus erythematosus: clinical and immunologic features of 125 multiplex families. Medicine. 2001;80(3):153-8. 8. Summers CM, Cucchiara AJ, Nackos E, Hammons AL, Mohr E, Whitehead AS, et al. Functional polymorphisms of folate-metabolizing enzymes in relation to homocysteine concentrations in systemic lupus erythematosus. The Journal of rheumatology. 2008;35(11):2179-86. 9. De Bree A, Verschuren WM, Kromhout D, Kluijtmans LA, Blom HJ. Homocysteine determinants and the evidence to what extent homocysteine determines the risk of coronary heart disease. Pharmacological reviews. 2002;54(4):599-618. 10. Goyette P, Summer J, Milos R. Human methylenetetrahydrofolate reductase: isolation of cDNA, mapping and mutation. Nat Genet. 1994;7(2):195-200. 11 . Reilly R, McNulty H, Pentieva K, Strain J, Ward M. MTHFR 677TT genotype and disease risk: is there a modulating role for B-vitamins? Proceedings of the Nutrition Society. 2014;73(01):47-56. 12 . Hiou-Tim F, Rosenblatt DS, Rozen R. Characterization of six novel mutations in the methylenetetrahydrofolate reductase (MTHFR) gene in patients with homocystinuria. Human mutation. 2000;15:280-7. 13 . Hanson NQ, Aras Ö, Yang F, Tsai MY. C677T and A1298C polymorphisms of the methylenetetrahydrofolate reductase gene: incidence and effect of combined genotypes on plasma fasting and post-methionine load homocysteine in vascular disease. Clinical Chemistry. 2001;47(4):661-6. 14 . Kaiser R, Li Y, Chang M, Catanese J, Begovich AB, Brown EE, et al. Genetic risk factors for thrombosis in systemic lupus erythematosus. The Journal of rheumatology. 2012;39(8):1603-10. 15 . Xu X, Zhou W, Xiao C, Li X, Wang L. [A clinical study of hyperhomocysteinemia in rheumatological diseases]. Zhonghua nei ke za zhi. 2005;44(2):111-4. 16.. Afeltra A, Vadacca M, Conti L, Galluzzo S, Mitterhofer AP, Ferri GM, et al. Thrombosis in systemic lupus erythematosus: congenital and acquired risk factors. Arthritis Care & Research. 2005;53(3):452-9. 17.. Hochberg MC. Updating the American College of Rheumatology revised criteria for the classification of systemic lupus erythematosus. Arthritis & Rheumatism. 1997;40(9):1725-. 18. Thomas Jr DE. The Lupus Encyclopedia: A Comprehensive Guide for Patients and Families: JHU Press; 2014.
معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.
خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)
نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)
عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)
جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.
هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )
روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد
محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.
پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود
حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.
رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم
پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود