
| کد طرح | 8003 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی اثر میریسیترین بر نقایص شناختی در مدل موش صحرایی مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس |
| عنوان لاتین طرح | Survey of effect of myricitrin on cognitive deficits in a rat model of multiple sclerosis |
| نوع طرح | بنیادی |
| محل اجرای طرح | مدیریت توسعه فناوری سلامت |
| رسته مطالعاتی | مطالعه شبه تجربی(Quasi-Experimental Studies)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 365 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| محمدرضا شهرکی | استاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویی | مشاور علمی | دکترای تخصصی | mrshahrakim@gmail.com |
| محمدعلی میرشکار | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | نظارت بر اجرای طرح | دکترای تخصصی | ma_mib78@yahoo.com |
| فاطمه سرگلزایی جوان | دانشجو | انجام آزمایشات | کارشناسی ارشد | fatemesargolzaee6066@gmail.com |

| عنوان | متن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی اثر میریسیترین بر نقایص شناختی در مدل موش صحرایی مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Survey of effect of myricitrin on cognitive deficits in a rat model of multiple sclerosis | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | مالتیپل اسکلروزیس یک بیماری مزمن است که در جهان و ایران دارای شیوع بالایی است. در این بیماری سیستم ایمنی بدن به غلاف میلین آسیب می رساند. با تخریب غلاف میلین در فیبر عصبی، توانایی هدایت پیام از سیستم عصبی مرکزی به اندام و بالعکس دچار اختلال می شود که در نهایت باعث بروز علائم مختلف این بیماری در فرد می شود. تحقیقات زیادی روی عوامل موثر در ایجاد این بیماری صورت گرفته است که از این عوامل می توان نقص سیستم ایمنی بدن، عوامل ژنتیک، بیماری ویروسی مانند آنفولانزا را نام برد. عوارض مالتیپل اسکلروزیس (ام اس) مانند خستگی(90%-75%)، ضعف(30.8%)، مشکلات بینایی مانند دوبینی (20.1%)، مشکلات عصبی (19.6%) و آتاکسی(14.3%) است. آمار بدست آمده از مطالعات اپیدمیولوژیک نشان می دهد که حدود 52.9نفردر هر 100 هزار نفر در ایران به این بیماری مبتلا هستند. در تهران آمار ام اس به 50نفر در 100 هزار نفر می رسد که مشابه کشورههای اروپایی است بعد از تهران در اصفهان 73نفر در 100 هزار نفر است که مشابه کشور انگلیس است در افراد جوان با میانگین سنی 40-20 سال رخ می دهد و در زنان شایع تر است (1). گزارشات نشان می دهد که لنفوسیت هایT و B با پاسخ دهی مراحل اولیه بیماری را مشخص می کنند، ورود این سلول ها به بافت عصبی موجب تخریب غلاف میلین می گردد (2). مطالعات بالینی و حیوانی نشان داده اند که MS یک اختلال خود ایمنی ایجاد شده توسط CD4 به اضافه سلولهای T ویژه میلین است (3). در افراد سالم بین سایتوکاین های التهابی T کمکی 1 (TH-1) و سایتوکاین های ضدالتهابی T کمکی 2 (TH-2) تعادل برقرار است، در حالی که در بیماران MS این تعادل با افزایش نسبت سایتوکاینها TH-1 مانند IL-1 ,IL-6 و TNF-αبه TH-2 مانند IL-4 و IL-10 بهم می خورد (4). بنابراین سایتوکاین های ضد التهابی TH-2 با بهبود و بازیافت بیماری همراه هستند (3)،(5). در مقابل، سایتوکاینهای TH-1 پیش التهابی هستند و نقش کلیدی در بیماری زایی MS اجرا می کنند (6). فاکتور نکروز توموری آلفا (TNF-α) تحریک کننده مهم پاسخ ایمنی مربوط به TH-1 می باشد که می تواند هم آپوپتوز و هم مرگ نکروزی الیگودندروسیت های سازنده میلین را القا کند. سطوح بالای این فاکتور در مایع مغزی نخاعی بیماران ام اسی دیده شده که مرتبط با شدت و پیشرفت بیماری است. αTNF- نیز به تنهایی تولید سایتوکاین های التهابی را از طریق فعالیت NF-Kβ که فاکتور رونویسی مربوط به التهاب می باشد را افزایش می دهد و نیز باعث شکل گیری گونه های آزاد اکسیژن و نیتریک اکساید می شود (7). در مطالعه ای که توسط غفاری و همکاران انجام شد گزارش شده که تزریق اتیدیوم بروماید در ناحیه ی CA1 هیپوکامپ موجب تغییر ظرفیت تام آنتی اکسیدانی و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی مثلSOD می گردد (8). با وجود ازدیاد بیماری های دژنراتیو در سراسر دنیا تاکنون درمان موثری برای بیماری ام اس در دسترس نیست. از داروههایی مانند بتا اینترفرون (9)، آمانتادین، پمولین می توان استفاده کرد که دارای عوارض زیادی می باشد (10). همچنین می توان از درمان های غیر داروهای برای کم کردن عوارض این بیماری استفاده کرد مانند لمس درمانی، هیبنوتیزم، ورزش، آروماتراپی و طب سوزنی استفاده کرد (11). با توجه به بیماری مزمن ام اس و عوارض شدید آن تحقیقات زیادی در این رابطه انجام شده است. در مطالعه ای که توسط بزرگی و همکاران انجام شد نشان داد درمان با کافئین در بهبود یادگیری حافظه ی فضایی موش ها موثر باشد (2). برای ایجاد مدل تجربی مالتیپل اسکلروزیس می توان از لیزولستین (2)، اتیدیوم بروماتید و[1](MOG)که یک گلیکوپروتئین است که با اتصال به نورون ها باعث تخریب میلین می شود(12, 13) استفاده کرد. هیپو کامپ از نواحی مهم سیستم عصبی در تشکیل حافظه ی فضایی می باشد (17). هیپوکامپ به عنوان قسمتی از دستگاه لیمبیک، نسبت به بیماری های نورودژنراتیو از جمله مالتیپل اسکلروزیس حساس می باشد (18). یادگیری فضایی یک نوع از یادگیری لحظه ای می باشد که در آن نواحی مانند لوب گیجگاهی میانی، هیپوکامپ و نواحی قشر جلویی پیشانی دخیل است (19). طبق مطالعات تزریق 3 میکرو لیتر اتیدیوم بروماید در ناحیه یCA1 هیپو کامپ باعث القای مالتیپل اسکلروزیس در حیوانات آزمایشگاهی می شود (12)،(20). میریسیترین از خانواده میرستین و یک آنتی اکسیدان طبیعی ست که در مواد خوراکی مانند میوه ها، چای و تعدادی از گیاهان که خاصیت دارویی دارند یافت می شود که نام شیمیایی آن (myricetin-3-o-a-rhamnoside) است و دارای فعالیت آنتی اکسیدانی و ضد التهابی می باشد (21). همچنین این ماده دارای اثرات ضد درد (22)، ضد اضطراب (23) و باعث محافظت از نورون می باشد (24). در تحقیقاتی که توسطDomitrovic و همکارانش بر روی اثر میریسترین در آسیب کبدی در اثر تتراکلراید کربن انجام گرفت نشان دادند که میریسترین موجب اثرات آنتی اکسیدانی، ضد التهابی قوی و باعث افزایش سطح آنتی اکسیدانی کبد و کاهش آسیب کبدی می شود (21). در مطالعه ای که توسط Fernandez و همکاران انجام گرفت. نشان دادند که میریسترین می تواند اثر ضد اضطرابی، ضد دردی و شل کنندگی عضلانی داشته باشد (23). تحقیقی دیگر کهCordova و همکارانش انجام دادند. نشان دادند که میریسترین می تواند باعث کاهش درد مزمن و حاد در موش با جلوگیری از فعال شدن گیرنده های درد و علاوه بر آن با ایجاد فعالیت های ضد التهابی با تولید نیتریک اسید NO) (شود (22). در مطالعه ای دیگر که توسطWang و همکاران انجام گرفت. نشان داد ند که میریسترین می تواند در درمان پارکینسون مفید باشد (24). مطالعه Sun و همکاران بر موشهای صحرایی تحت استرس اکسیداتیو رژیم غذایی پر چرب در سال 2013 مشخص نمود که Myricitrin از طریق افزایش فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی SOD و CAT و GSH و کاهش MDA[2] و ROS منجر به محافظت سلول های اندوتلیال عروقی در برابر آپوپتوز میشود. همچنین مصرف این فلاونوئید با کاهش اکسیداسیون لیپیدی و التهاب مزمن از ایجاد آترواسکلروز در عروق نیز جلوگیری نموده است. بنابراین نتایج تحقیق فوق چنین پیشنهاد میکند که توسعه داروهای جدید مبتنی بر Myricitrin برای درمان آترواسکلروز و دیگر بیماریهای مرتبط با ROS از جمله ایسکمی قلب، بیماری آلزایمر و دیابت مهم خواهد بود (25). نتایج پژوهش Huang و همکاران در سال 2014 نشان داد که Myricitrin از طریق کاهش MDA، ROS و افزایش GSH منجر به حفاظت سلولهای استخوانی تحت استرس اکسیداتیو و اختلال ناشی از H2O2[3] در شرایط in vitro می شود. علاوه بر این، درمان با Myricitrin مانع از بازجذب استخوانی ناشی از سیتوکاین ها در موش های اوارکتومی شده می گردد. بنابراین، این ترکیب ممکن است به عنوان یک روش درمانی مفید برای پوکی استخوان باشد (26). اثرات ضد دردی Myricitrin از طریق کاهش فسفوریلاسیون MAPK P38، IL-1β و TNF-α در تحقیق Meotti و همکاران در سال 2007 به اثبات رسیده و از این ترکیب به عنوان یک عامل موثر در بی دردی یاد شده است (27). در مطالعه ای که Hobbs و همکاران در سال 2015 بر موش کوچک آزمایشگاهی انجام دادند مشخص گردید که استفاده از Myricitrin تا mg/kg2000 هیچگونه اثر سمیت ژنی را ایجاد ننموده و پیشنهاد میدهد که استفاده از این ترکیب در غذاهای انسانی اثر منفی نخواهد داشت (28). Chen و همکاران در سال 2013 برای اولین بار نشان دادند که Myricitrin قادر به جلوگیری از آسیب DNA و سمیت سلولی القا شده توسط peroxynitrite میباشد. شواهد نشان میدهد که peroxynitrite به شدت در القای آسیب DNA و بیماریزایی اشکال مختلف بیماریها دخالت دارد بر این اساس، توانایی Myricitrin در مهار peroxynitrite از طریق فعالیت آنتیاکسیدانی خود میتواند منجر به محافظت نورونها در برابر آسیبهای اکسیداتیو گردد (29). در مطالعه Shomsaki و همکاران اثبات شد که Myricitrin با کاهش TNF-α و ایمونوگلوبولین E دارای اثرات ضد التهابی و آلرژی در محیط های in vivo و in vitro است (30). با وجود پیشرفتهای علم پزشکی در سالیان اخیر، در حال حاضر بیماری ام.اس درمان قطعی و ریشه کن کننده ای نداشته و اغلب درمان های موجود, منجر به کاهش علائم یا کاهش سرعت پیشرفت بیماری می شود, به همین علت, شناسایی و تشخیص سریع بیماری و کنترل به موقع آن, از بروز عوارض شدید و پیشرفت غیر قابل کنترل آن تا حد زیادی پیشگیری می کند و همچنین با توجه به این که هیچ مطالعه ای روی اثر میریسترین بر ام اس و عوارض این بیماری انجام نشده است و با توجه به ظرفیت زیاد آنتی اکسیدانی این فلاونوئید هدف از این مطالعه بررسی اثر میریسترین بر مالتیپل اسکلروزیس القاء شده با اتیدیوم بروماید بر موش صحرایی نر می باشد . | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | الف-میریسترین باعث کاهش تاخیر مدت زمان سپری شده به منظور یافتن سکوی پنهان با دستگاه موریس واتر مازنسبت به گروه مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس می شود. ب-میریسترین باعث کاهش مسافت پیموده شده به منظور یافتن سکوی پنهان با استفاده از موریس واتر مازنسبت به گروه مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس می شود. پ-میریسترین باعث افزایش مدت زمان ماندن حیوان در بازوی باز با استفاده از دستگاه پلاس ماز نسبت به گروه مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس می شود. ت-میریسترین باعث افزایش مدت زمان ماندن حیوانات روی میله ی رتارود نسبت به گروه مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس می شود. ث-میریسترین باعث افزایش تاخیر زمانی برای اولین ورود به اتاق تاریک پس از اعمال شوک با دستگاه شاتل باکس نسبت به گروه مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس می شود. ج-میریسترین باعث تغییردرظرفیت تام آنتی اکسیدانی نسبت به گروه مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس می شود. چ-میریسترین باعث کاهش میزان سیتوکاین TNF-α بافت مغز نسبت به گروه مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس می شود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | بررسی اثر میرسترین بر نقایص شناختی در مدل موش صحرایی مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی | الف-تعیین و مقایسه مدت زمان سپری شده به منظور یافتن سکوی پنهان در گروه های مورد مطالعه ب-تعیین و مقایسه مسافت پیموده شده به منظور یافتن سکوی پنهان در گروه های مورد مطالعه پ-تعیین و مقایسه مدت زمان ماندن حیوان در بازوی باز در گروه های مورد مطالعه ت-تعیین و مقایسه مدت زمان ماندن حیوان بر روی روتارود در گرههای مورد مطالعه ث-تعیین و مقایسه تاخیر زمانی برای اولین ورود به اتاق تاریک پس از اعمال شوک در گروه های مورد مطالعه ج-تعیین و مقایسه ظرفیت تام آنتی اکسیدانی در گروههای مورد مطالعه چ-تعیین و مقایسه میزان سیتوکاین التهابی TNF-α بافت مغز در گروههای مورد مطالعه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | مالتیپل اسکلروزیس: نتیجه ی تخریب غلاف میلین و یا خود فیبر عصبی است که شایع ترین عوارض این بیماری،از دست دادن عملکرد یا حس اندامها،خستگی، افسردگی، ضعف عضلانی وجسمانی،گرفتگی عضلانی،لرزش،ناهماهنگی حرکات و نداشتن تعادل، مشکلات بینایی یا دو بینی و اختلال در راه رفتن می باشد. میریسترین: یک گلیکوزید فلاونوئیدی طبیعی است که خاصیت آنتی اکسیدانی و ضد التهابی دارد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | تجربی-مداخله ای | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | موش صحرایی نر نژاد ویستار سن بالغ10-12 هفته وزن 200-250 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | 5گروه موش صحرایی 8 تایی بر اساس مطالعات قبلی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | انتخاب 40 سر حیوان با توجه به ملا ک های مورد مطالعه و قرار گرفتن حیوان در 5 گروه به صورت تصادفی می باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | پس از تصویب طرح، تعداد 40 سر موش صحرائی نژاد ویستار با محدوده وزنی (200 تا250 گرم) انتخاب و پس از یک هفته سازگاری، بصورت تصادفی در پنج گروه (هشت سر در هر گروه) در شرایط کنترل شده (دمای 2±23 درجه سانتیگراد، سیکل نوری دوازده ساعت روشنائی و تاریکی، که به صورت مصنوعی تنظیم خواهد شد. میزان رطوبت 25 تا 30 درصد و دسترسی آزاد به آب و غذا قرار خواهند گرفت (31). گروه اول(کنترل): تحت عمل استرئوتاکسی قرار گرفته و سوزن همیلتون در جمجمه ی حیوان وارد می شود. ولی هیچ تیماری دریافت نخواهند کرد. گروه دوم(کنترل سالین): تحت عمل استرئوتاکسی و قرار دادن کانول راهنما در ناحیه ی CA1 هیپوکامپ ویک تک دوز به میزان 3 میکرو لیتر سالین0.9%(حلال اتیدیوم بروماید)در هر دو طرف مغز تزریق خواهد شد. گروه سوم(گروه بیمار): تحت عمل جراحی استرئوتاکسی و قرار دادن کانول راهنما در ناحیه ی CA1 هیپوکامپ به منظور القای دمیلیناسیون 3 میکرولیتر اتیدیوم بروماید(از شرکت سیگمای امریکا خریداری می شود) حل شده در سالین 0.9% در کانول راهنما تزریق خواهد شد و پس از بهبودی جراحی حیوانات بررسی می شوند. گروه چهارم:گروه کنترل مثبت: تحت عمل جراحی استرئوتاکسی و قرار دادن کانول راهنما در ناحیه ی CA1 هیپوکامپ به منظور القای دمیلیناسیون 3 میکرولیتر اتیدیوم بروماید (از شرکت سیگمای امریکا خریداری می شود) حل شده در سالین 0.9% در کانول راهنما تزریق خواهد شد و سپس ویال داروی بتافرون (داروی خط اول بیماری مالتیپل اسکلروزیس) در2ml آب مقطر (به عنوان حلال) حل می شود و به مدت 7 روز، هر روز به میزان µg/kg 0.25 به صورت زیر جلدی تزریق خواهد شد (9). گروه پنجم(گروه درمان): پس از جراحی استرئوتاکسی و قرار دادن کانول راهنما در ناحیه ی CA1 هیپوکامپ به منظور القای دمیلیناسیون 3 میکرو لیتر اتیدیوم بروماید حل شده در سالین 0.9% در ناحیه ی هیپو کامپ دریافت می کنند و پس از بهبودی محل جراحی داروی میریسترین(از شرکت سیگمای امریکا خریداری خواهد شد) حل شده در 10%توئین 80 بعلاوه سالین به میزان5 mg/kg به مدت 7 روز به صورت داخل صفاقی تزریق خواهد شد (32). روش القای مالتیپل اسکلروزیس : برای جراحی استرئوتاکسی، ابتدا حیوانات با (mg/kg300) کلرال هیدرات (سیگما آمریکا) به صورت تزریق داخل صفاقی بیهوش می شوند. پس از بیهوشی کامل حیوانات، سر حیوانات در دستگاه استرئوتاکس قرار خواهد گرفت. به طوری که میله ی نگه دارنده ی نیش3.3mm و میله ی نگه دارنده ی گوش به شکل متقارن قرار بگیرد. محورهای دستگاه استرئوتاکس در سه جهت فضایی تنظیم می شود. موهای پشت سر حیوان با یک شیور کوتاه می شود و پوست سر با الکل 70% تمیز و یک برش با طول 1.5 سانتیمتری در حد فاصل دو چشم تا برآمدگی استخوان پس سری با استفاده از تیغ بیستوری ایجاد می شود. بافت های روی جمجمه کاملا برداشته می شود و سطح بیرونی جمجمه کاملا خشک می شود تا محل دقیق برگما ,لامبدا و ساجیتال مشخص شود.کانول های به کار رفته به صورت دو طرفه در ناحیه ی CA1 هیپوکامپ قرار می گیرند. مختصات استفاده شده بر طبق اطلس پاکسینوس عبارتند از ,ML=±2.2 ,DV=-3.2 AP=-3.8بود مشخص می گردد. سپس سوراخی به قطر mm 1.5 توسط مته دندان پزشکی در آن نقطه از جمجمه ایجاد می گردد و پرده سخت شامه با نوک سوزن برداشته می شود و بعد از آن یک نوبت تزریق مستقیم 3 میکرو لیتر اتیدیوم بروماید 0.01 در صد در سالین 0.9 درصد با استفاده از سرنگ همیلتون در ناحیه یCA1 هیپوکامپ با سرعت 3-4 دقیقه جهت القا دملیناسیون تزریق خواهد شد. برای اطمینان از انتشار اتیدیوم بروماید سوزن به مدت 4-5 دقیقه در محل تزریق بود. پس از اتمام تزریق پوست سر با بتادین شستشو داده و بخیه خواهد شد. موش ها در قفس های تمیز نگه داشته می شوند و دوران بهبودی را طی خواهندکرد (20). شاخص استاندارد برای اطمینان از ایجاد بیماری مالتیپل اسکلروزیس در رت (33): نمره ی صفر: موش سالم نمره ی یک: موش تون عضلانی دم خود را از دست بدهد نمره ی دو: موش با ضعف اندام های تحتانی نمره ی سه: از کار افتادگی اندام های تحتانی موش نمره ی چهار: از کار افتادگی اندام های تحتانی وضعف اندام های جلویی نمره ی پنج: مرگ
اندازه گیری های رفتاری: حافظه اجتنابی غیرفعال با کمک دستگاه شاتل باکس (34) ، حافظه فضائی با دستگاه ماز آبی موریس (35) میزان تعادل با دستگاه روتارود (36). افسردگی و میزان اضطراب با دستگاه ماز بعلاوه مرتفع انجام خواهد شد (2). پس از انجام آزمایشات و تست های رفتاری حیوانات بیهوش شده و برای اثبات محل اصلی تزریق داروی القاء کننده ی مدل ام اس در حیوان از روش تحریک الکتریکی استفاده خواهد شد به این صورت که الکترود متحرک ثبت الکتروفیزیولوژی به نقطه مورد نظر با همان مختصات مذکور وارد خواهد شد و در آن نقطه با یک پالس افزایش یافته محل بافت را می سوزانیم پس از جدا کردن سر حیوان، با قیچی استخوان شکن مغز و سپس هیپوکمپ خارج می گردد و هیپوکمپ پس از توزین به عنوان5 درصد بافت همگن در محلول سالین0.9 % سرد(4°C ) هموژنیزه خواهد شد. پس از سانتریفوژ(4°C,10MIN,1000G) مایع رویی برداشته خواهد شد و در °C 80- ذخیره خواهد شد تا زمانی که مورد سنجش قرار گیرد (37).
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | برای بررسی داده ها از نرم افزار SPSS نسخه ی 19 استفاده خواهد شد .از آنالیز واریانس تکراری برای آنالیز مطالعات رفتاری استفاده خواهد شد. داده ها به صورت میانگین ± خطای استاندارد میانگین (Mean±SEM ) نشان داده خواهد شد (12). | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | در طول مطالعه بر اساس پروتوکل کار با حیوانات آزمایشگاهی رفتار شده وانجام کار به تایید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی زاهدان خواهد رسید. همچنین چک لیست کار با حیوانات آزمایشگاهی مصوب وزارت متبوعه تکمیل و پیوست می شود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | تهیه کیت ها و مواد شیمیائی مورد نیاز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | مالتیپل اسکلروزیس، اتیدیوم بروماید، میریسیترین، هیپوکامپ ، رت | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1. Pazokian M, Shaban M, Zakerimoghdam M, Mehran A, Sanglaje B. Effect of aerobic exercises on the level of fatigue in patients with Multiple Sclerosis. Journal of Nursing Education. 2013;2(2):64-73. 3. Sospedra M, Martin R. Immunology of multiple sclerosis*. Annu Rev Immunol. 2005;23:683-747. 4. Turner AP, Kivlahan DR, Haselkorn JK. Exercise and quality of life among people with multiple sclerosis: looking beyond physical functioning to mental health and participation in life. Archives of physical medicine and rehabilitation. 2009;90(3):420-8. 5. Cannella B, Raine CS. Multiple sclerosis: cytokine receptors on oligodendrocytes predict innate regulation. Annals of neurology. 2004;55(1):46-57. 6. Zeis T, Graumann U, Reynolds R, Schaeren-Wiemers N. Normal-appearing white matter in multiple sclerosis is in a subtle balance between inflammation and neuroprotection. Brain. 2008;131(1):288-303. 7. Chang A, Smith MC, Yin X, Fox RJ, Staugaitis SM, Trapp BD. Neurogenesis in the chronic lesions of multiple sclerosis. Brain. 2008;131(9):2366-75. 8. Ghaffari S, Hatami H, Dehghan G. The Effect of Ethanolic Extract of Saffron (Crocus sativus L.) on Oxidative Stress Markers in the Hippocampus of Experimental Models of MS. Medical Journal of Tabriz University of Medical Sciences and Health Services. 2015;37(1):40-9. 9. Ramirez-Ramirez V, Macias-Islas M, Ortiz GG, Pacheco-Moises F, Torres-Sanchez E, Sorto-Gomez T, et al. Efficacy of fish oil on serum of TNFα, IL-1β, and IL-6 oxidative stress markers in multiple sclerosis treated with interferon beta-1b. Oxidative medicine and cellular longevity. 2013;2013. 10. Zifko UA. Management of fatigue in patients with multiple sclerosis. Drugs. 2004;64(12):1295-304. 11. Mallik M, Hall C, Howard D. Nursing knowledge & practice: Baillière Tindall; 1998. 14. Bondan E, Lallo M, Sinhorini I, Pereira L, Graça D. The effect of cyclophosphamide on brainstem remyelination following local ethidium bromide injection in Wistar rats. Journal of submicroscopic cytology and pathology. 2000;32(4):603-12. 15. Levine JM, Reynolds R. Activation and proliferation of endogenous oligodendrocyte precursor cells during ethidium bromide-induced demyelination. Experimental neurology. 1999;160(2):333-47. 16. Bondan E, Lallo M, Trigueiro A, Ribeiro C, Sinhorini I, Graça D. Delayed Schwann cell and oligodendrocyte remyelination after ethidium bromide injection in the brainstem of Wistar rats submitted to streptozotocin diabetogenic treatment. Brazilian journal of medical and biological research. 2006;39(5):637-46. 17. Lauber AH, Whalen RE. Muscarinic cholinergic modulation of hypothalamic estrogen binding sites. Brain research. 1988;443(1):21-6. 18. Nakatomi H, Kuriu T, Okabe S, Yamamoto S-i, Hatano O, Kawahara N, et al. Regeneration of hippocampal pyramidal neurons after ischemic brain injury by recruitment of endogenous neural progenitors. Cell. 2002;110(4):429-41. 19. Pike CJ, Nguyen T-VV, Ramsden M, Yao M, Murphy MP, Rosario ER. Androgen cell signaling pathways involved in neuroprotective actions. Hormones and behavior. 2008;53(5):693-705. 20. مقدم سز, سمیه, خدایی, سبکبار, آذر, گودرزوند. بررسی تغییرات سطح سرمی Fe+ 2 و ویتامین D3 به دنبال مصرف پروبیوتیکها در دمیلیناسیون ناشی از اتیدیوم بروماید هیپوکمپ موش صحرایی. مجله علوم پزشکی رازی. 2015;22(131):25-33. 21. Domitrović R, Rashed K, Cvijanović O, Vladimir-Knežević S, Škoda M, Višnić A. Myricitrin exhibits antioxidant, anti-inflammatory and antifibrotic activity in carbon tetrachloride-intoxicated mice. Chemico-biological interactions. 2015;230:21-9. 22. Córdova MM, de Paula Werner MF, da Silva MD, Ruani AP, Pizzolatti MG, Santos AR. Further antinociceptive effects of myricitrin in chemical models of overt nociception in mice. Neuroscience letters. 2011;495(3):173-7. 23. Fernandez SP, Nguyen M, Yow TT, Chu C, Johnston GA, Hanrahan JR, et al. The flavonoid glycosides, myricitrin, gossypin and naringin exert anxiolytic action in mice. Neurochemical research. 2009;34(10):1867-75. 24. Wang Y-H, Xuan Z-H, Tian S, He G-R, Du G-H. Myricitrin attenuates 6-hydroxydopamine-induced mitochondrial damage and apoptosis in PC12 cells via inhibition of mitochondrial oxidation. Journal of Functional Foods. 2013;5(1):337-45. 25. Sun G-b, Qin M, Ye J-x, Meng X-b, Wang M, Luo Y, et al. Inhibitory effects of myricitrin on oxidative stress-induced endothelial damage and early atherosclerosis in ApoE−/− mice. Toxicology and applied pharmacology. 2013;271(1):114-26. 26. Huang Q, Gao B, Wang L, Hu Y-Q, Lu W-G, Yang L, et al. Protective effects of myricitrin against osteoporosis via reducing reactive oxygen species and bone-resorbing cytokines. Toxicology and applied pharmacology. 2014;280(3):550-60. 27. Meotti FC, Posser T, Missau FC, Pizzolatti MG, Leal RB, Santos AR. Involvement of p38 MAPK on the antinociceptive action of myricitrin in mice. biochemical pharmacology. 2007;74(6):924-31. 28. Hobbs CA, Swartz C, Maronpot R, Davis J, Recio L, Koyanagi M, et al. Genotoxicity evaluation of the flavonoid, myricitrin, and its aglycone, myricetin. Food and Chemical Toxicology. 2015;83:283-92. 29. Chen W, Zhuang J, Li Y, Shen Y, Zheng X. Myricitrin protects against peroxynitrite-mediated DNA damage and cytotoxicity in astrocytes. Food chemistry. 2013;141(2):927-33. 30. Shimosaki S, Tsurunaga Y, Itamura H, Nakamura M. Anti-allergic effect of the flavonoid myricitrin from Myrica rubra leaf extracts in vitro and in vivo. Natural product research. 2011;25(4):374-80. 32. Pereira M, Siba I, Chioca L, Correia D, Vital M, Pizzolatti M, et al. Myricitrin, a nitric oxide and protein kinase C inhibitor, exerts antipsychotic-like effects in animal models. Progress in Neuro-Psychopharmacology and Biological Psychiatry. 2011;35(7):1636-44. 33. Picard-Riera N, Decker L, Delarasse C, Goude K, Nait-Oumesmar B, Liblau R, et al. Experimental autoimmune encephalomyelitis mobilizes neural progenitors from the subventricular zone to undergo oligodendrogenesis in adult mice. Proceedings of the National Academy of Sciences. 2002;99(20):13211-6. 34. Zamani Z, Reisi P, Alaei H, Pilehvarian A. Effect of Royal Jelly on Improving Passive Avoidance Learning and Spatial Learning and Memory in Rats. SSU_Journals. 2012;20(2):211-19. 35. Maurice T. Protection by sigma-1 receptor agonists is synergic with donepezil, but not with memantine, in a mouse model of amyloid-induced memory impairments. Behavioural brain research. 2016;296:270-8. 36. Mokhtari-Dehkordi S, Hojjati M, Rouhi L, Rabiei Z, Alibabaei Z. Effect of ethanolic extract of beet roots and leaves on motor coordination in male Wistar rats. Journal of Shahrekord University of Medical Sciences. 2014;16(3). 37. Mojarad TB, Roghani M. The anticonvulsant and antioxidant effects of berberine in kainate-induced temporal lobe epilepsy in rats. Basic and clinical neuroscience. 2014;5(2):124.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|