مقایسه سطح ویتامین D3 سرم و ارتباط آن با چاقی، دیس لیپیدمی و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) و افراد سالم

Comparison the level of serum vitamin D3 and its association with obesity, dyslipidemia and insulin resistancy in polycystic ovarian syndrome (PCOS) patients and healthy controls


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: مرضیه قاسمی

کلمات کلیدی: ویتامین D3، دیس لیپیدمی، چاقی، مقاومت به انسولین، سندرم تخمدان پلی کیستیک،

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 8033
عنوان فارسی طرح مقایسه سطح ویتامین D3 سرم و ارتباط آن با چاقی، دیس لیپیدمی و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) و افراد سالم
عنوان لاتین طرح Comparison the level of serum vitamin D3 and its association with obesity, dyslipidemia and insulin resistancy in polycystic ovarian syndrome (PCOS) patients and healthy controls
نوع طرح بنیادی-کاربردی
محل اجرای طرح بیمارستان علی ابن ابیطالب
رسته مطالعاتی مطالعه مداخله ای(Interventional)ویاکارآزمایی بالینی(Clinical Trial)(مطالعات انسانی)(مطالعه کمی)
دانشکده/مرکز بیمارستان علی ابن ابیطالب زاهدان
زمان اجرا -روز 365

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
مرضیه قاسمیاستاد راهنمای اول پایان نامه دانشجوییارزیابی بیمارانفلوشیپdrghasemim@yahoo.com
فرزانه منتظری فراستاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویینظارت بر اجرای طرحدکترای تخصصی fmontazerifar@gmail.com
علیرضا داشی پورمشاورمشاور آماردکترای تخصصی ardashipoor@yahoo.com
الهام اسفرمدانشجوانجام مراحل بالینیدستیاری پزشکیdr.s.esform@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی مقایسه سطح ویتامین D3 سرم و ارتباط آن با چاقی، دیس لیپیدمی و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) و افراد سالم
خلاصه طرح به لاتینComparison the level of serum vitamin D3 and its association with obesity, dyslipidemia and insulin resistancy in polycystic ovarian syndrome (PCOS) patients and healthy controls
محل اول بکارگیری نتایج تحقیق
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش

سندرم تخمدان پلی کیستیک (Poly Cystic Ovary Syndrome, PCOS) شایع‌ترین اختلال غدد درون‌ریز (اندوکرینوپاتی) در زنان و شایع‌ترین علت نازایی ناشی از عدم تخمک‌گذاری می‌باشد (1)، شیوع آن طبق معیارهای NIH/NICHD 5 الی 10 درصد زنان در سنین باروری را تحت تأثیر قرار می‌دهد (2).

طبق جدیدترین تعریف ارائه شده در سال 2003 (معیار روتردام)، سندرم تخمدان پلی کیستیک به داشتن حداقل دو معیار از سه معیار کمی مقدار خونریزی عادت ماهیانه (الیگومنوره) و یا عدم وجود آن (آمنوره)، علائم بالینی یا بیوشیمیایی افزایش هورمون‌های مردانه و یافته‌های سونوگرافیک مبنی بر داشتن تخمدان‌های پلی کیستیک، اطلاق می‌شود (3). سندرم تخمدان پلی کیستیک یک اختلال چندعاملی است که در اثر تعامل اختلال ژنتیکی و محیطی به وجود می‌آید. علت دقیق این اختلال کاملاً مشخص نیست اما نوعی اختلال هورمونی است که با افزایش آندروژن و کاهش عملکرد دستگاه تولید مثل همراه می‌باشد (4).

زنان مبتلا ممکن است به دلیل مشکلات بوجود آمده در تخمک گذاری، برای باردار شدن با مشکل مواجه شوند. همچنین این بیماران در معرض عوارض جدی مانند افزایش خطر سرطان آندومتر و پستان، دیس‌لیپیدمی، هیپرتانسیون، بیماری‌های قلبی-عروقی و دیابت می‌باشند (5 و 4).

شیوع PCOS 1 [1]در کشورهای مختلف بین 2/2 تا 26 درصد متغیر است (5). علل تفاوت در شیوع PCOS این است که خصوصیات بالینی و ویژگی‌های بیوشیمیایی این بیماران ممکن است با توجه به نژاد و قومیت متفاوت باشد (6)، علاوه بر این، شیوع PCOS ممکن است با توجه به سن و جامعه مورد مطالعه نیز متفاوت باشد. به نظر می‌رسد شیوع PCOS در زنان جوان نسبت به افراد بالای 35 سال بیشتر است (7).

پاتوفیزیولوژی دقیق این بیماری پیچیده است و تا حد زیادی نامشخص باقی مانده است، اما عوامل چند ژنی و مولتی فاکتوریال را در ایجاد آن دخیل دانسته‌اند. عدم تعادل ایجاد شده توسط ترکیبی از افزایش آندروژن و یا انسولین زیر بنای PCOS می‌باشد. از دلایل بروز PCOS می‌توان به نقص در عملکرد هیپوتالاموس-هیپوفیز، عملکرد تخمدان و فعالیت انسولین اشاره کرد. در واقع PCOS با ترشحات غیر عادی گنادوتروپین ها، افزایش ساخت استروئیدها در تخمدان و برخی اوقات مقاومت به انسولین همراه است (8). مشخص نیست که اختلال هیپوتالاموس دلیل اصلی PCOS است یا باز خورد غیر عادی آستروئید موجب این اختلال می‌شود. در هر دو مورد سطح LH [2]سرم بالا می‌رود. سطوح افزایش یافته تقریباً در 50 درصد زنان مبتلا به PCOS به صورت کلینیکی قابل مشاهده است. باید توجه داشت نسبت هورمون LH به FSH [3] نیز بالا می‌رود به طوری که تقریباً در 60 درصد بیماران از 2 فراتر است. LH تولید آندروژن تخمدان را تحریک می‌کند در حالیکه کاهش FSH از تحریک مناسب فعالیت آروماتاز در سلول‌های گرانولوزا جلوگیری می‌کند در نتیجه باعث کاهش تبدیل آندروژن به استرادیول می‌شود. افزایش سطوح آندروژن درون فولیکولی باعث آترزی فولیکولار می‌شود. مکانیسم دقیق عدم تخمک گذاری هنوز ناشناخته مانده است اما ترشح بیش از حد LH منجر به قاعدگی نامنظم می‌شود. به علاوه عدم تخمک گذاری ممکن است ناشی از مقاومت به انسولین باشد (9).

علائم سندرم تخمدان پلی کیستیک می‌تواند بلافاصله در نوجوانی, با دوره‌های قاعدگی نا منظم مشخص گردد و یا اینکه بعدها به دنبال افزایش وزن یا مشکل در باروری تشخیص داده شود. علائم آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است (هم از لحاظ شدت و هم از لحاظ نوع آن). این علایم شامل موارد زیر می‌باشند: اختلالات قاعدگی، افزایش آندروژن‌ها یا هورمون‌های مردانه، هیرسوتیسم، ریزش مو (Alopecia)، آکنه. تشخیص این بیماری دو معیار اصلی و چند معیار فرعی دارد. معیارهای اصلی شامل عدم تخمک گذاری (آنواولاسیون یا الیگواووالاسیون) و معیارهای سونوگرافی، بالینی و آزمایشگاهی هایپراندروژنیسم می‌باشد. معیارهای فرعی شامل افزایش نسبت LH به FSH، مقاومت به انسولین، تخمک گذاری به دفعات کم، شروع موهای زائد (هیرسوتیسم), چاقی در حوالی منارک (سن اولین قاعدگی) و وجود شواهد سونوگرافیک می‌باشند (10). الیگواووالاسیون، خونریزی دیسفونکسیونل رحمی، افزایش خطر کانسر آندومتر، افزایش خطر عدم تحمل گلوکز، دیابت حاملگی، دیابت ملیتوس تیپ 2 و عوارض قلبی-عروقی از عوارض مزمن PCOS می‌باشند.

به طور کلی درمان PCOS بر اساس علائم و نیاز یا عدم نیاز بیمار به باردار شدن می‌باشد. اگر باردار شدن مورد نظر نباشد افرادی که اختلال زیادی در عملکرد تخمدان داشته و در نتیجه در تماس با استروژن بدون پروژسترون هستند که به شکل خونریزی غیر طبیعی نمایان می‌شود باید به خاطر جلوگیری از سرطان آندومتر (رحم) تحت درمان با پروژسترون قرار گیرند که این کار با استفاده دوره‌ای از قرص‌های جلوگیری و یا تجویز دوره‌ای عوامل پروژسترونی امکان پذیر است. اگر علائم افزایش آندروژن ها مانند آکنه و هیرسوتیسم وجود دارد، باید درمان براساس آن‌ها صورت گیرد. درمان قطعی موهای زائد الکترولیز و لیزر است. اگر فرد خواهان باروری می‌باشد باید تحت درمان مناسب قرار گیرد (11).

متخصصین از داروی متفورمین به عنوان یک داروی اصلی در کنترل این بیماری استفاده می‌نمایند. متفورمین یک داروی خوراکی برای مبتلایان به دیابت نوع ۲ است و سبب حساسیت بیشتر سلول‌ها نسبت به انسولین می‌شود. این دارو تخمک گذاری را بهبود می‌بخشد و در نهایت سبب ایجاد چرخه‌های منظم قاعدگی می‌گردد. اسپیرونولاکتون، نوعی دیورتیک حفظ کننده پتاسیم است اگرچه باعث کاهش تستوسترون آزاد و کل می‌شود. 100- 25 میلی گرم دوبار در روز به مدت 3 تا 6 ماه حداکثر تأثیر را دارد. 12- 9 ماه بعد از اسپیرونولاکتون می‌توان الکترولیز کرد. شایع‌ترین عارضه بی نظمی قاعدگی است که در 50 درصد بیماران با دوز 200 میلی گرم دیده می‌شود (11). قرص‌های جلوگیری از بارداری (OCP)[4]، از تولید آستروئید در تخمدان و غده فوق کلیه می‌کاهند و در دو سوم بیماران هیرسوتیسم را کاهش می‌دهد. امروزه انواعی از قرص‌های جلوگیری از حاملگی که حاوی پروژستین های جدید هستند (مانند دژوسترون و دروسپیرونون)، فعالیت آندروژن ها را به حداقل می‌رسانند. استفاده از OCP به تنهایی ممکن است در درمان هیرسوتیزم در زنان مبتلا به PCOS غیرموثر باشد (کمتر از 10 درصد). در این بیماران مقاومت به انسولین نیز به علت استفاده از این داروها تشدید می‌شود (12).

بر اساس مطالعات مشابه قبلی کمبود ویتامین D در جامعه ایرانی بصورت شایعی تخمین زده می‌شود، به طوری که بیشتر از 10% جمعیت ایرانی کمبود ویتامین D داشته‌اند (13).

یک تعداد از مطالعات جدید مبین رابطه بین کمبود ویتامین D و ایجاد و پیشرفت مقاومت به انسولین، ایجاد هیپرتانسیون، دیس لیپیدمی، ایجاد اختلال تحمل قند و دیابت و خلاصه افزایش شیوع چاقی و سندروم متابولیک می‌باشد.. این تئوری توسط این فرضیه تأیید می‌شود که ژن رسپتور ویتامین D تنظیم کننده حدود 3% از ژنهای بدن انسان از جمله ژن‌های درگیر در متا بولیسم گلوکز و لیپید و کنترل فشار خون می‌باشد. بعضی از مطالعات موجود نیز به شیوع بیشتر کمبود ویتامین D در بیماران PCOS و رابطه این کمبود با ایجاد مقاومت به انسولین در این بیماران اشاره کرده‌اند (14).

مطالعات متعددی مبین این است که در بیماران با سندرم تخمدان پلی کیستیک کمبود ویتامین D به طور شایعتری دیده می‌شود (15). به نظر می‌رسد از آنجا که پاتوژنز سندرم تخمدان پلی کیستیک قرابت زیادی با مقاومت به انسولین وچاقی دارد لذا یک علت عمده اختلالات متابولیک از جمله کمبود ویتامین D در این بیماران وجود اضافه وزن و یا چاقی در این افراد باشد. شواهدی مبنی بر ارتباط معکوس بین [5]BMI وسطح ویتامین D وجود دارد (18-16). اما چرا بیماران با وزن بالاتر سطح ویتامین D پایین‌تری نسبت به سایر افراد آن اجتماع دارند. چندین تئوری در این زمینه مطرح شده است واز آن جمله این که در افراد چاق سهم عمده‌ای از ویتامین D که محلول در چربی است در بافت چربی محصور می‌گردد و بنابراین دسترسی ویتامین D در جریان خون و سطح ویتامین D در خون کاهش می‌یابد (19).

تئوری دیگری که در این زمینه مطرح می‌شود بدین صورت است که افراد چاق کمتر در معرض نور آفتاب قرار می‌گیرند ولذا سنتز پوستی کمتری از ویتامین D دارند (15).

باتوجه به شیوع بالای PCOS و عوارض همراه آن، تاکنون مطالعات زیادی به بررسی ارتباط ویتامین D و تظاهرات متابولیک این بیماری در جهان و ایران پرداخته‌اند.

Patra و دیگران (2012) ویتامین D را به عنوان یک عامل پیش بینی کننده مقاومت به انسولین در بیماران PCOS مورد بررسی قرار دادند. گروه مورد شامل بیماران PCOS بر اساس معیارهای روتردام بودند که بر اساس وضعیت ویتامین D، به سه دسته تقسیم شدند. یافته‌ها نشان داد که مقاومت به انسولین در گروه دارای کمبود ویتامین D شدیدتر بوده و اعلام کردند که ویتامین D نقش بسیار مهمی در پاتوژنز مقاومت به انسولین در این بیماران دارد (20).

Jain و همکاران (2012) ارتباط بین پلی مورفیسم ژن گیرنده ویتامین D (VDR) [6]را با مقاومت به انسولین و پاسخ به ویتامین D را در بین خانم‌های جنوب آسیا مورد مطالعه قرار دادند و بیان کردند که بر اساس نتایج حاصل از مطالعه، ارتباط بین فنوتیپ بالینی همچون پاسخ به ویتامین D و IR با پلی مورفیسم VDR بسیار قوی است (21).

Ghadimi و همکارانش (2014) ارتباط بین وضعیت ویتامین D را با تظاهرات بیوشیمیایی و بالینی PCOS در دختران دبیرستانی مورد بررسی قرار دادند. مطالعه شامل 192 شرکت کننده با گروه سنی 20-16 سال بود که به دو گروه بیمار شامل 104 نفر و 88 شاهد تقسیم شدند. سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D و کلسیم مورد اندازه گیری قرار گرفتو نتایج نشان داد که میانگین سطح ویتامین D به طور معناداری در گروه بیماران پائین تر بود اما سطح کلسیم تفاوت معناداری نشان داد. همچنین ارتباط معناداری بین سطح ویتامین و پروفایل چربی، قند خون ناشتا و پارامترهای اندوکرین انسولین ناشتا مانند تستوسترون، FSH، LH و پرولاکتین یافت نشد. آن‌ها در نهایت نتیجه گیری کردند که اگرچه کمبود ویتامین D در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک شایع بوده است اما ارتباط معناداری با تظاهرات بالینی یا عوارض چاقی و مقاومت به انسولین در PCOs و شدت آن نداشته است (22).

Pagliardini (2015) نیز در طی مطالعه‌ای به بررسی شیوع کمبود ویتامین D در بیماران ناباور پرداختند و نتایج آنها نشانگر شیوع بالای کمبود سطح ویتامین D در این بیماران بود که معادل 77.4% در 1072 بیمار مورد مطالعه بود (23).

عاصمی و همکارانش (2015) در طی یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سویه کور کنترل شده با دارونما، تجویز مکمل کلسیم-ویتامین D و تأثیر آن بر متابولیسم گلوکز و غلظت لیپید در بیماران PCOS دارای اضافه وزن و چاق مبتلا به کمبود ویتامین D مورد بررسی قرار دادند و نتایج آنها نشان داد که پس از 8 هفته تجویز این مکمل در بیماران دارای کمبود ویتامین D با PCOS منجر به کاهش سطح سرمی انسولین، HOMA-IR[7] و افزایش قابل ملاحظه شاخص حساسیت به انسولین گردید. همچنین کاهش معنی داری را در سطح‌تری گلیسرید سرمی و سطح VLDL-کلسترول گزارش کردند (24).

Sadhir و همکاران (2015) هم در طی یک پژوهش کمبود ویتامین D را در میان زنان بالغ مبتلا به PCOS در مقایسه با افراد سالم مورد بررسی قرار دادند. در گروه بیماران 97.2% چاق بودند و 62.2% موارد کمبود ویتامین D داشتند اما سطح میانگین 25-هیدروکسی ویتامین D پس از همسان سازی از نظر نژاد، BMI در دو گروه معنادار نبود (25).

رشیدی و دیگران (1386) اثر درمانی کلسیم-ویتامین D را در زنان نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مورد مطالعه قرار دادند که با توجه به عملکرد متفورمین به صورت کاهش و تنظیم انسولین و همچنین نقش مشخص کلسیم –ویتامین D در اصلاح و تنظیم انسولین در این سندرم، مصرف همزمان این دو دارو به منظور اصلاح اختلال انسولین و کاهش آندروژن و در نتیجه بلوغ تخمک پیشنهاد کردند (26).

خراسانی و بنکداران (1394) به بررسی رابطه ی کمبود ویتامین D با اختلالات متابولیک در بیماران با سندرم تخمدان پلی کیستیک پرداختند. 62.7% از بیماران کمبود ویتامین D داشتند اما تفاوت معنی داری در میزان میانگین قند ناشتا، قند دو ساعت بعد از دریافت گلوکز، سطح کلسترول تام، لیپوپروتین با دانسیته پایین، لیپوپروتیین با دانسیته بالا و فشار خون در بین بیمارانی با و بدون کمبود ویتامین D وجود نداشت و بر خلاف انتظار سطح سرمی انسولین و مقاومت به انسولین و همچنین تری گلیسیرید در گروه ویتامین D کافی بیشتر از گروه دچار کمبود ویتامین D بود که بعد از حذف اثرات مداخله‌ای وزن این تفاوت دیگر معنی دار نبود. و در نهایت اعلام کردند که به نظر می‌رسد سطح ویتامین D اثرات مستقلی در اختلالات متابولیک بیماران PCOS ندارد و بیشترین فاکتور مؤثر در ایجاد اختلالات متابولیک افزایش وزن در این بیماران است (14).

با توجه به اهیمت و شیوع بالای PCOs و همچنین عوارض آن از جمله مقاومت به انسولین و اختلالات پروفایل چربی در این بیماران که منجر به سندرم متابولیک می‌گردد، بر آن شدیم که بر اساس تئوری‌های مطرح کننده نقش ویتامین D در این روند در طی مطالعه‌ای به بررسی سطح این ویتامین و ارتباط آن با سایر پارامترهای متابولیک در بیماران مبتلا به PCOs مراجعه کننده به بیمارستان علی بن ابیطالب شهر زاهدان در طی سال 1395 بپردازیم.

 

[1] Poly Cystic Ovarian Syndrome

[2] Luteinizing hormone

3 Follicle-Stimulating Hormone

 

[4] Oral Contraceptive Pills

[5] Body Mass Index

[6] Vitamin D Receptor

[7] Homeostasis Model Assessment of Insulin Resistance

 

مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟
روش های موجود کدامها هستند؟
پیشنهاد اول نحوه کاربرد
محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق
سوالات و / یا فرضیات پژوهش
  1. فراوانی میانگین سطح سرمی ویتامین D در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم چه قدر است؟
  2. میانگین سطح انسولین سرمی در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم چه قدر است؟
  3. میزان مقاومت به انسولین در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم چه قدر است؟
  4. میانگین سطح متغییرهای پروفایل لیپید در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم چه قدر است؟
  5. میانگین شاخص توده بدن(BMI) در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم چه قدر است؟
  6.  بین میانگین سطح سرمی ویتامین D و میزان مقاومت به انسولین، متغییرهای پروفایل لیپید و BMI در زنان نابارور مبتلا به PCOS با افراد سالم ارتباط وجود دارد.
هدف کلی طرح

تعیین سطح ویتامین D3 سرم و ارتباط آن با دیس لیپیدمی و مقاومت به انسولین در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم مراجعه کننده به بیمارستان علی ابن ابیطالب شهر زاهدان در سال 1395

منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟
چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟
اهداف اختصاصی
  1. تعیین و مقایسه فراوانی میانگین سطح سرمی ویتامین D در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم
  2. تعیین و مقایسه میانگین سطح انسولین سرمی در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم
  3. تعیین و مقایسه میزان مقاومت به انسولین در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم
  4. تعیین میانگین سطح متغییرهای پروفایل لیپید در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم
  5. تعیین و مقایسه میانگین شاخص توده بدن(BMI) در زنان نابارور مبتلا به PCOS و افراد سالم
  6. تعیین ارتباط بین میانگین سطح سرمی ویتامین D و میزان مقاومت به انسولین، متغییرهای پروفایل لیپید و BMI در زنان نابارور مبتلا به PCOS با افراد سالم
پیشنهاد دوم نحوه کاربرد
محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح

دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟
برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟
تعریف واژه های تخصصی
پیشنهاد سوم نحوه کاربرد
محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق
نوع مطالعه

مورد شاهدی

جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)

زنان نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و زنان سالم نابارور (بر اساس نتایج سونوگرافی) مراجعه کننده به کلینیک ناباروری بیمارستان علی بن ابیطالب شهر زاهدان

  • معیارهای ورود به مطالعه:
  1. ابتلا به PCOS
  2. محدوده سنی 18 سال تا 40 سال
  3. عدم مصرف الکل و OCP
    • معیارهای خروج از مطالعه:
  1. علل دیگر هایپرآندروژنیستم
  2. بیماری کبدی، کلیوی، بدخیمی‌ها
  3. در حال مصرف داروهایی نظیر گلوکوکورتیکوئید ها- ضد تشنج‌ها
  4. مصرف مکمل‌های کلسیمی و ویتامینی در سه ماهه قبل
  5. مصرف الکل و OCP

 

پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد
حجم نمونه و روش محاسبه آن

تعداد نمونه مورد نیاز بر حسب مطالعات مشابه ( 22 ) در هر گروه 100 نفر انتخاب خواهند شد ولی با توجه به کم بودن منابع به 70نفر در هرگروه کاهش یافت

روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)

نمونه گیری به روش آسان و در دسترس صورت خواهد گرفت.

روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)

 ابزار جمع آوری داده‌ها پرسشنامه‌ای محتوی اطلاعات دموگرافیک بیماران و ثبت داده‌ها در آن خواهد بود.

روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)

پس از تصویب طرح در کمیته پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ، تعداد 200 نفر (شامل 100 نفر در گروه بیمار و 100 نفر به عنوان گروه شاهد) وارد مطالعه خواهند شد. معیار تشخیصی این بیماران بر اساس معیارهای تشخیصی روتردام برای تشخیص PCOS می باشد. وجود دو معیار از سه معیار زیر برای تشخیص ضروری خواهد بود. عدم تخمک گذاری یا الیگواوولاسیون (یا تعداد سیکل ماهیانه کمتر از 2 سیکل در طی 12 ماه(، علائم کلینیکی یا بیوشیمیایی افزایش آندروژن ها، شامل وجود آکنه، هیرسوتیسم، آلوپسی و یا افزایش سطوح سرمی آندروژن ها، نمای پلی کیستیک با وجود 12 فولیکول یا بیشتر در هر تخمدان 9-2 میلی متر و یا افزایش حجم تخمدانی بیشتر از 3 سانتیمتر مکعب.

برای تشخیص سندرم تخمدان پلی کیستیک باید سایر علل هیپر آندروژنیسم شامل هیپرپلازی آدرنال ارثی، کوشینگ،

هیپرپرولاکتینمی و هیپوتیروئیدی و یا تومورهای مترشحه آندروژن ها رد خواهند شد. لذا از تست‌های اختصاصی شامل بررسی سطح 15 هیدروکسی پروژسترون در موارد مشکوک به CAH و در موارد تست مشکوک استفاده از تست ACTH برای تأیید تشخیص، اندازه گیری سطح پرولاکتین، بررسی سطح کورتیزول صبحگاهی بعد از تست دگزامتازون شبانه در موارد مشکوک به کوشینگ و تست‌های تیروئیدی استفاده خواهد شد و بیماران مبتلا به هر کدام از علل دیگر هیپرآندروژنی از این مطالعه کنار گذاشته خواهند شد. همچنین بیمارانی که سابقه‌ای از بیماری کبدی، کلیوی، بدخیمی‌ها داشتند و یا در حال مصرف داروهایی نظیر گلوکوکورتیکوئید ها- ضد تشنج‌ها مکمل‌های کلسیمی و ویتامینی باشند به علت مداخله با اندازه گیری سطح ویتامین D از این مطالعه کنار گذاشته خواهند شدند. گروه کنترل از جمعیت سالم بدون بیماری با آزمایشات طبیعی و هم سن و همجنس بیماران تنها جهت مقایسه سطح ویتامین D انتخاب خواهند شد. همسان سازی بیماران و گروه سالم از نظر BMI صورت میگیرد.

پس از انتخاب بیماران برای تمام بیماران پرسشنامه‌ای شامل بررسی قد، وزن با شرایط استاندارد پر خواهد شد. از تمام بیماران 5 سی سی خون وریدی برای بررسی قند خون ناشتا، پروفایل لیپیدی، سطح انسولین گرفته خواهد شد.

قند با روش گلوکز اکسیداز، لیپیدها با روش‌های آنزیماتیک چک خواهند و انسولین با روش ایمونورادیومتریک و

هیدروکسی ویتامین D با روش رادیو ایمونواسی با استفاده از کیت RIA شرکت Diasorinاندازه گیری خواهند شد.

سپس بیماران تحت تست دو ساعته تحمل گلوکز با استفاده از 50 گرم گلوکز قرار می‌گیرند و میزان قند دو ساعت بعد از مصرف گلوکز مجدداً جهت بیماران چک خواهد شد. میزان مقاومت به انسولین با استفاده از

فرمول ذیل محاسبه می‌گردد

 HOMA-IR = BS (mmol/lit) × insulin (micro unit/ lit)/22.5

بیماران از نظر سطح ویتامین D به دو دسته 'کمبود' (سطح سرمی کمتر از 21 نانوگرم بر میلی لیتر ) و ویتامین D کافی) سطح سرمی بیشتر  از 21 نانوگرم بر میلی لیتر) تقسیم می‌شوند.

روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)

جهت مقایسه متغیرهای کمی بین گروه‌های تقسیم شده از آزمون  ANOV و t-Test در صورت توزیع نرمال و در صورت توزیع غیر طبیعی از آزمون های ناپارامتریک استفاده می‌شود. جهت بررسی متغیرهای کیفی در گروهها از آزمون کای اسکوئر استفاده خواهد شد.

رابطه بین سطح ویتامین D و متغیرهای متابولیک در صورت توزیع طبیعی با روش پیرسون و در توزیع غیر طبیعی با اسپیرمن بررسی می‌شوند. در تمام محاسبات مقدار P کمتر از 0.05 به عنوان سطح معنی دار در نظر گرفته خواهد شد.

تمامی داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 آنالیز خواهند شد.

ملاحظات اخلاقی

در این مطالعه  از دفترچه حفاظت آزمودنی با کدهای شماره 1، 2،3، 4،5،7, 8، 10، 11، 12، 13، 14، 15، 16، 17، 18، 19، 20،21، 24، 25،26, 27, 28, 29، 30 و 31 مصوب کمیته اخلاقی دانشگاه راعایت شده است. تمامی بیماران تحت مطالعه از ورودشان به این مطالعه آگاه می‌شوند، در صورت رضایت آگاهانه وارد مطالعه خواهند شد و برای ایشان توضیح داده خواهد شد که در صورت انصراف از شرکت در مطالعه هیچ محرومیتی از نظر خدمات درمانی و بیمارستانی تحمیل نخواهد شد.. همچنین اطلاعات مربوط به روش اجرا و هدف از انجام تحقیق به‌صورت کلی به شرکت‌کنندگان تفهیم خواهد شد. شرکت در این طرح هیچ گونه هزینه‌ای مازاد بر درمان و ارزیابی‌های لازم برای بیماران ندارد.

1. هدف اصلی هر پژوهشباید ارتقای سلامت انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد.

2. در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنی‌ها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد

3. پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیهپذیر است که منافع بالقوهٔ آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد

4. مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینهٔ پایینتر و/ یا صرفاً عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود.

5. قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی، باید اقدامات اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنیها و تأمین سلامت آنها انجام گیرد.

.

8. طراحی و اجرای پژوهشهایی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرند، باید منطبق با اصول علمی پذیرفته شده باشدد.

 

11. کمیتهٔ اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرح‌ها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد

12. انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد.

13. کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد.

14. اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامه شرکت در پژوهش تأثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیته اخلاق رسانده شود

15. پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند.

16. پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند.

17. پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائهٔ اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است.

18. در پژوهشهایی که از مواد بدنی (شامل بافتها و مایعات بدن انسان) یا دادههایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمعآوری، تحلیل، ذخیره‌سازی و /یا استفادهٔ مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود.

19. عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد

20. در مواردی که آگاه کردن آزمودنی درباره جنبهای از پژوهش باعث کاهش اعتبار پژوهش می‌شود، ضرورت اطلاعرسانی ناکامل از طرف پژوهشگر باید توسط کمیته اخلاق تأیید شود.

24. اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامه پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود.

25. پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است.

26. هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود.

27. در پایان پژوهش، هر فردی که بهعنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که دربارهٔ نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهرهمند شود.

28. پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه، دقیق، و کامل منتشر کنند.

29. نحوهٔ گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسه حمایت کننده پژوهش باشد.

30. گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کردهاند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند.

31. روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد.

در مرحلة تجزیه و تحلیل و گزارش و انتشار نتایج:

رعایت صداقت در تجزیه و تحلیل نتایج و محرمانه نگهداشتن اطلاعات و نام افراد مورد بررسی و انتشار نتایج به زبان ساده و قابل استفاده برای دست اندرکاران و قرار دادن نتایج در اختیار مسئولان در سطوح مختلف جهت بهبود کیفیت پژوهش در آینده با کمک به برنامه ریزی به منظور ارتقاء سطح سلامت جامعه و رعایت حرمت افراد یا اجتماع هنگام بحث وتفسیر نتایج مد نظر قرار خواهد گرفت. اطلاعات کلیه افراد مورد مطالعه محرمانه باقی خواهد ماند.

 

از راهنمای  پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی در جمهوری اسلامی.
پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانی اند و کرامت انسانی اقتضا میکند که
( جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شئون مرتبط باشد. (کد ۱)
از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای
( سلامت انسانها دنبال میکنند. (کد ۲)
تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیته ی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیته ی اخلاق در
پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیته ی اخلاق در پژوهش
( همکاری کنند. (کد ۳)
در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهنده ی نمونه ی ذخیره شده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، به شرط وجود رضایت کلی اولیه
بر استفاده ی پژوهشی، در صورت تأیید کمیته ی اخلاق در پژوهش می توان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید
( از نمونه هایی استفاده شود که به نحو برگشت ناپذیر بی نام شده باشد. (کد ۵)
تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمع آوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و
( ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. (کد ۶)
مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت،
( اطلاعات باید به شکل بی نام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. (کد ۷)
پژوهشگر باید از اعضاء و بافت هایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفاده ی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند
( (کد ۸)
 

محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها
کلمات کلیدی

ویتامین D3، دیس لیپیدمی، مقاومت به انسولین، سندرم تخمدان پلی کیستیک،

فهرست منابع و مراجع
  1. Stein IF, Leventhal ML. Amenorrhea associated with bilateral polycystic ovaries. Am J Obstet Gynecol. 1935;29(2):181-91.
  2. Rotterdam ESHRE/ASRM-Sponsored PCOS Consensus Workshop Group. Revised 2003 consensus on diagnostic criteria and long-term health risks related to polycystic ovary syndrome. Fertil Steril 2004 Jan;81(1):19-25.
  3. Diamanti E, Kandarakis H, Legro RS. The role of genes and environment in the etiology of PCOS. Endocrine. 2006;30(1):19–26.
  4. Hoffman BH, Bradshaw KD, Cunningham FG, Halvorson LM, Schaffer JI, Schorge JO. Williams Gynecology. New York: McGraw-Hill Medical; 2008.
  5. Beydoun HA, Stadtmauer L, Beydoun MA, Russell H, Zhao Y, Oehninger S. Polycystic ovary syndrome, body mass index and outcomes of assisted reproductive technologies. Reprod Biomed Online. 2009;18:856–63.
  6. Kauffman RP, Baker VM, Dimarino P, Castracane V D. Polycystic ovarian syndrome and insulin resistance in white and Mexican American women: a comparison of two distinct populations. An J Obstet Gynecol. 2002;187(5):1362–9.
  7. Koivunen R, Laatikainen T, Tomás C, Huhtaniemi I, Tapanainen J, Martikainen H. The prevalence of polycystic ovaries in healthy women. Acta Obstet Gynecol Scand. 1999;78(2):137–41.
  8. Waldstreicher J, Santoro NF, Hall JE, Filicori M, Crowley WF Jr. Hyperfunction of the hypothalamic-pituitary axis in women with polycystic ovarian disease: indirect evidence for partial gonadotroph desensitization. J Clin Endocrinol Metab. 1988;66:165-72.
  9. Haisenleder DJ, Dalkin AC, Ortolano GA, Marshall JC, Shupnik MA. A pulsatile gonadotropin-releasing hormone stimulus is required to increase transcription of the gonadotropin subunit genes: evidence for differential regulation of transcription by pulse frequency in vivo. Endocrinology. 1991;128:509-17.
  10. Nelson VL, Qin KN, Rosenfield RL. The biochemical basis for increased testosterone production in theca cells propagated from patients with polycystic ovary syndrome. J Clin Endocrinol Metab. 2001;86:5925-33.
  11. Scott RD, Disaia PJ, Hammond CB, Spellacy WN. Danforth's Obstetrics and gynecology. 8th ed. Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins; 1999.
  12. Radosh L. Drug treatments for polycystic ovary syndrome. American Family Physician. 2009;79:671.
  13. Moradzadeh K, Larijani B, Keshtkar AA, Hossein-Nezhad A, Rajabian R, Nabipour I, et al. Normative values of vitamin D among Iranian population: a population based study. Int J Osteoporos Metab Disorders 2008;1(1): 8-15.
  14. مظلوم خراسانی، زهرا; بنکداران، شکوفه. رابطهٔ کمبود ویتامین D با اختلالات متابولیک در بیماران با سندرم تخمدان پلی کیستیک. مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، 1394، سال 58، شماره 1، صفحات 6-1.
  15. Li HW, Brereton RE, Anderson RA, Wallace AM, Ho CK. Vitamin D deficiency is common and associated with metabolic risk factors in patients with polycystic ovary syndrome. Metabolism 8711 Oct;47(17):1801-1811.
  16. Wehr E, Pilz S, Schweighofer N, Giuliani A, Kopera D, Pieber TR, et al. Association of hypovitaminosis D with metabolic disturbances in polycystic ovary syndrome. Eur J Endocrinol 8779;141(8):101-118.
  17. Yildizhan R, Kurdoglu M, Adali E, Kolusari A, Yildizhan B, Sahin HG. Serum 81-hydroxyvitamin D concentrations in obese and non-obese women with polycystic ovary syndrome. Arch Gynecol Obstet 8779 Oct;817(8):119-148.
  18. Lagunova Z, Porojnicu AC, Lindberg F, Hexeberg S, Moan J. The dependency of vitamin D status on body mass index, gender, age and season. Anticancer Res 8779 Sep;89(9):8018-8087.
  19. Lagunova Z, Porojnicu AC, Lindberg F, Hexeberg S, Moan J. The dependency of vitamin D status on body mass index, gender, age and season. Anticancer Res 8779 Sep;89(9):8018-8087.
  20. Patra SK, Nasrat H, Goswami B, Jain A. Vitamin D as a predictor of insulin resistance in polycystic ovarian syndrome. Diabetes Metab Syndr. 2012;6(3):146-9.
  21.  Jain R, von Hurst PR, Stonehouse W, Love DR, Higgins CM, Coad J. Association of vitamin D receptor gene polymorphisms with insulin resistance and response to vitamin D. Metabolism. 2012;61(3):293-301.
  22. Ghadimi R, Esmaeilzadeh S, Firoozpour M, Ahmadi A, Does vitamin D status correlate with clinical and biochemical features of polycystic ovary syndrome in high school girls Caspian J Intern Med 2014; 5(4): 202-208.
  23. Pagliardini L, Vigano P, Molgora M, Persico P, Salonia A, Vailati SH, et al. High Prevalence of Vitamin D Deficiency in Infertile Women Referring for Assisted Reproduction. Nutrients. 2015;7(12):9972-84.
  24. Asemi Z, Foroozanfard F, Hashemi T, Bahmani F, Jamilian M, Esmaillzadeh A. Calcium plus vitamin D supplementation affects glucose metabolism and lipid concentrations in overweight and obese vitamin D deficient women with polycystic ovary syndrome. Clin Nutr. 2015;34(4):586-92.
  25. Sadhir M, Kansra AR, Menon S. Vitamin D Deficiency among Adolescent Females with Polycystic Ovary Syndrome. J Pediatr Adolesc Gynecol. 2015;28(5):378-81.
  26. رشیدی، بتول; حق الهی، فدیه; تهرانیان، نجمه; شریعت، مامک; زایری، فرید; باقری، مریم. اثر درمانی کلسیم-vitD در زنان نابارور مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک. فصلنامه باروری و ناباروری، 1385، صفحات 233-225.
معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.

بیماری تخمدان پلی کیستیک از شیوع بالایی در میان زنان جوان برخوردار است و یکی از علل ناباروری در این زنان میباشد که در صورت تشخیص صحیح و به موقع و همچنین بررسی عوامل همراه و زمینه ای، قابل درمان بوده و منجر به باروری سالم میگردد.

خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)

از هر بیمار 10 سی سی خون گیری صورت میگیرد

نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)

در صورت تشخیص صحیح و نتایج مورد انتظار، درمان این بیماران هدفمند تر صورت گرفته و باروری ایشان ممکن میگردد.

عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)

هیچگونه عوارض جانبی در این طرح وجود ندارد.

جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.

ندارد

هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )

چنانچه در طرح تحقیقاتی اقدام تشخیصی یا درمانی انجام شود، هزینه به عهده مجری یا مجریان طرح خواهد بود و بیمار هزینه ای را پرداخت نخواهد کرد.

روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد

که در صورت عدم پذیرش روش انتخابی پژوهشگر، بیمار میتواند از روشهای درمانی یا تشخیصی دیگر که توسط پژوهشگر اراوه داده میشود، می تواند استفاده نماید.

محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.

نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج بصورت کاملاً محرمانه و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیماری وی در چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند.

پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود

دکتر الهام اسفرم / بیمارستان علی بن ابیطالب / بخش زنان و زایمان

e.esform@gmail.com

حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.

شرکت من در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان  که مایل بودم بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شوم.

رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم

با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام.

پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود