
| کد طرح | 8137 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی میزان بروز وعوامل موثر بر سندرم متابولیک در افراد بالای 20 سال شهرزاهدان وفراوانی آن در ایران |
| عنوان لاتین طرح | Asurvey on incidence rate and determinants of metabolic syndrome among adults above twenty years in zahedan city and its frequency in iran |
| نوع طرح | کاربردی |
| محل اجرای طرح | مرکز تحقیقات ارتقاء سلامت |
| رسته مطالعاتی | توصیفی- تحلیلی |
| دانشکده/مرکز | دانشکده بهداشت زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 540 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| علیرضا انصاری مقدم | مجری | تدوین طرح | دکترای تخصصی | ansariaLireza@yahoo.com |
| محمودعلی کیخوائی | استاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویی | مشاور علمی | فوق تخصص | mazyar44@gmail.com |
| مهدی محمدی | مشاور | مشاور آمار | دکترای تخصصی | memohammadi@yahoo.com |
| خدیجه کلان فرمانفرما | دانشجو | انجام مراحل بالینی | دکترای تخصصی | kalan_farma@yahoo.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی میزان بروز وعوامل موثر بر سندرم متابولیک در افراد بالای 20 سال شهرزاهدان وفراوانی آن در ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Asurvey on incidence rate and determinants of metabolic syndrome among adults above twenty years in zahedan city and its frequency in iran | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | سندرم متابولیک مجموعهای از اختلالات متابولیکی شامل چاقی مرکزی، مقاومت به انسولین یا اختلال در جذب و سوختوساز گلوکز، اختلالات لیپیدی، فشارخون بالااست( 1). تعاریف متعددی برای تشخیص سندرم متابولیک وجود دارد ولی پرکاربردترین آنها، تشخیص کلینیکی براساس استفاده از معیارهای ATP III (Adult Treatment Panel III) و (International Diabetes Federation) IDFاست(2) . براساس این معیارها، در صورتی که فردی دارای سه عامل از مجموعه عوامل فوقالذکر باشد، به عنوان بیمار مبتلا به سندرم متابولیکی خوانده میشود(3). سندرم متابولیک به دلیل شیوع روزافزون و پیش آگهی ضعیف یکی ازمهمترین مشکلات بهداشت عمومی در قرن حاضر است و روند رو به رشدی را در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه داراست(4،5) به طوری که شیوع این سندرم در جهان از 8 تا 2/24 درصد متغیر است( 6). اما این فراوانی از یکنواختی برخوردار نبوده و در مناطق مختلف دنیا و از جمله قاره آسیا به دلیل وجود تنوع گروههای نژادی، فرهنگهای غذایی و رفتاری متفاوت میباشد(7) بنابراطلاعات موجود حداقل یک چهارم از جمعیت ایالات متحده مبتلا به این سندرم میباشند(8). در سایر نقاط دنیا نیز، شیوع سندرم متابولیک در ژاپن 7/22 درصد(9) زیمباوه 43درصد(10) هند 9/24 درصد (11) پرتغال 9/23 درصد(12) دانمارک (9/25) درصد (13) و ترکیه 8/28 درصد(14)گزارش شدهاست. ایران نیز از این نظر در رتبههای بالای جهانی قراردارد (15). براساس برآوردهای موجود بیش از11 میلیون ایرانی به سندرم متابولیک مبتلا باشند(16) به عنوان مثال در مطالعه قند و لیپید تهران، فراوانی سندرم در کشور بیش از 30 درصد در افراد میانسال( 24 درصد در مردان در مقابسه با 42 درصد در زنان) گزارش شدهاست، که این نسبت حتی از آمار کشورهای پیشرفته نیز بالاتر است(17). علاوه براین، شیوع سندرم متابولیک ، درزاهدان، براساس مطالعه مقطعی انجام شده ، بین 21 تا8/24 درصد گزارش شده است(18). مطالعات اپیدمیولوژیک نشان دادهاست که، مجموعهای از عوامل ژنتیکی، متابولیکی و محیطی ممکن است در بروز سندرم متابولیک نقش داشته باشند(20،19) به طوری که ابتلا به سندرم با افزایش سن افزایش مییابد، همچنین، فراوانی این سندرم با شیوهزندگی افراد، شامل رژیم غذایی، فعالیت فیزیکی، وضعیت اقتصادی –اجتماعی، تعداد بارداری(21) و استرس ارتباط مستقیم دارد(22). علاوه براین به نظر میرسد در کشورهای در حال توسعه، مدرنیزه شدن و شهرنشینی نیز در افزایش شیوع سندرم متابولیک نقش داشته باشد(23). نکته قابل توجه اینکه، این اختلال به نوبه خود یک عامل خطر برای بروز بعضی از بیماریهای مزمن میباشد. براساس اطلاعات موجود، سندرم متابولیک، سبب پیشرفت آترواسکلروز، بیماریهای قلبی_عروقی، دیابت نوع ۲، بیماریهایمزمن کلیوی، کبد چرب غیرالکلی، برخی از سرطانها مانند سرطان کولورکتال شده و( 25،24) هزینههای اقتصادی- اجتماعی زیادی بر جوامع تحمیل مینماید به عنوان مثال متعاقب ابتلا به این سندرم، خطر بیماریهای قلبی-عروقی، دیابت نوع دو و مرگومیر ناشی از این بیماریها نیزافزایش مییابد(27،26). به طوری که در افراد مبتلا به سندرم متابولیک، احتمال مرگ 2 برابر و احتمال ابتلا به سکته مغزی یا قلبی 3 برابر و دیابت نوع II، 3 تا 5 برابر بیش از کسانی است که مبتلا به این سندرم نیستند(28،29) .از این رو سندرم متابولیک میتواند به عنوان پل ارتباطی بین دیابت و بیماریهای قلبی عروقی و بعضی از سرطانها، تلقی گردد(30). با توجه به مطالعه فرامینگهام، 25 درصد از موارد جدید بیماری های قلبی-عروقی مربوط به سندرم متابولیک می باشد (31). از طرفی در سالهای اخیر به علت تغییرات در شیوهی زندگی و به تبع آن تغییرات در الگوهای غذایی و رفتاری، و به دنبال رشد روزافزون تکنولوژی و گسترش کمتحرکی در کشورهای در حال توسعهای همانند ایران(32) پرفشاری خون، مقاومت به انسولین، افزایش سطحکلسترول، تریگلیسیرید و کاهش میزان سطح HDL، چاقی و افزایش وزن و نهایتا سندرم متابولیک به طور فزایندهای در حال افزایش است. بنابراین شناخت بروز این بیماری، همچنین برآورد شیوع آن در هر منطقه ضروری میباشد. مطالعات کوهورت برای تعیین میزان بروز بیماری و شناخت عوامل خطر آن از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و روند افزایش بیماری را در جوامع به خوبی نشان میدهد. براساس دانش ما، مطالعات همگروهی معدودی در آمریکا، اروپا و شرق آسیا به منظور تعیین میزان بروز سندرم متابولیک و عوامل خطر آن انجام شدهاست(33)، به عنوان مثال اولین مطالعه همگروهی در ایتالیا، میزان بروز سندرم متابولیک را در کارکنان شیفت شب و روز به ترتیب0/9 و 8/1 درصد بیان نموده است(34)، اماگزارشی پیرامون بروز بلند مدت سندرم متابولیک تاکنون در آسیا منتشر نشده و اکثریت مطالعات انجام شده در این زمینه مقطعی است(35). در کشور ما ایران نیز براساس جستجوهای انجام شده تنها یک مطالعه، میزان بروز تطبیقداده شده سنی سندرم متابولیک، براساس پانل درمانی بزرگسالان(ATPIII) در یک دوره پیگیری 3 ساله، در مردان و زنان به ترتیب 4/18 درصد و 1/23درصد گزارش شدهاست(36)، در مقابل مطالعات مقطعی متعددی در ایران انجام شدهاست. همچنین هیچ مطالعهای به بار منتسب بیماریهای مزمن( قلبی –عروقی، سرطان، دیابت نوع 2) به سندرممتابولیک در سطح دنیا اشاره نداشته است. لذا مطالعه حاضر با اهداف چند منظوره طراحی گردید تا در ابتدا به صورت سیستماتیک کلیه مقالات منتشر شده در زمینه شیوع سندرم متابولیک را جمعآوری و با ترکیب آنها الگوی بیماری را در سطح کل جامعه ایرانی به تفکیک سن، جنس، شهر و روستایی بودن مشخص نموده و همچنین بار منتسب سندرم متابولیک در زمینه بیماریزایی دیابت نوع 2، بیماری قلبی-عروقی و سرطان محاسبه نماید. علاوه براین ضمن جستجوی منابع الکترونیکی و جمعآوری اطلاعات مربوط به الگوی غذایی افراد، وضعیت اقتصادی- اجتماعی و وضعیت اقلیمی با استفاده از مطالعات اکولوژیک، به همبستگی این متغیرها با سندرم متابولیک خواهد پرداخت، نهایتا با استفاده از دادههای یک مطالعه کوهورت تاریخی روند رخداد بیماری را در شهر زاهدان تعیین مینماید. پژوهش حاضر با هدف، تعیین میزان بروز وعوامل موثر بر سندرم متابولیک در افراد بالای 20 سال شهرزاهدان وفراوانی آن در ایران انجام میپذیرد. انتظار میرود که نتایج پژوهش حاضر، بتواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مسئولین و سیاستگذاران بهداشتی کشورقرار دهد. پیشینه تحقیق در ایران: در مطالعه قند و لپید تهران، 10368 نفر از افراد بالای 20 سال، مورد بررسی قرارگرفتند، شیوع تطبیقیافته سنی 7/33درصد، شیوع سندرم متابولیک در زنان و مردان به ترتیب 42 و24 درصد عنوان شد. کاهش میزان HDL-C خون شایعترین عامل سندرم متابولیک در هردو جنس بود(37). مهرداد و همکاران در بررسی شیوع سندرم متابولیک بین کودکان 3-9 ساله در مطالعه قند و لیپید تهران، 1067 کودک 3-9 ساله، شامل 506 پسر و 561 دختر را مورد بررسی قرار دادند نتایج شیوع 9/0 درصدی را در کل جمعیت مورد مطالعه نشانداد. در گروه افراد دچار اضافه وزن، در گروه در خطر اضافه وزن و در گروه با وزن طبیعی شیوع بیماری مذکور به ترتیب 9/8، 8/0 و1/0 درصد بود. شیوع با افزایش نمایه توده بدنی بیشتر گردیده و در گروه افراد دچار اضافه وزن اختلاف معنیداری با گروههای دیگر دیده شد. بیشترین شیوع در این گروه مربوط به پرفشاری خون و تریگلیسرید بالا گزارش گردید(38). در مطالعه دلاوری و همکاران، که در 30 استان کشور با حضور 3024 نفر از افراد گروه سنی 25-64 سال انجام یافت، برطبق معیارهای ATPIII,IDF, ATPIII/AHA/NHLBI شیوع استاندارد شده سنی به ترتیب 7/34، 6/41 و 4/37 درصد برآورد شد. شیوع سندرم متابولیک در زنان، مناطق شهری و در گروههای سنی 55-64 سال در مقایسه با مردان، مناطق روستایی و سایر گروههای سنی بالاتر بود(39). مطالعهای در کردستان که بر روی 1194 نفر انجام شد. شیوع سندرم متابولیک در مردان 1/17 درصد و زنان 3/41 درصد گزارش شد. همچنین افزایش میزان شیوع در گروههای سنی بالاتر مشاهده گردید. مطالعه مذکور اولین مطالعهای بودکه بر روی اقوام کرد صورت گرفت. برنامههای پیشگیرانه در جهت تغییر سبک زندگی آنان، خصوصا تغییر در عادات غذایی، فعالیت فیزیکی و کنترل فشارخون توصیه میشود(40). در یک مطالعه مقطعی، در تهران 3036 نفر در گروه سنی 10-19 سال، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشاندهنده افزایش نسبت سندرم متابولیک در افراد دارای اضافه وزن در مقایسه با گروهی که وزن نرمال داشتند بود. از طرفی شیوع سندرم متابولیک در زنان 9/9 درصد و در مردان 3/10 درصد نشان داده شد. این پژوهش یادآور بالابودن شیوع سندرممتابولیک در جمعیت ایرانی، علیالخصوص درافراد دارای اضافه وزن میباشد(41). در مطالعه ممقانی و همکاران در آتشنشانان تبریز، شیوع چاقی براساس دورکمر در مقایسه با سایر شاخصهای چاقی، بیشتر و در آتشنشانان و کارکنان اداری به ترتیب 9/28 و 6/35 درصد بودهاست. پرفشاریخون در نیمی از افراد هر دو گروه مشاهده شد، میزان شیوع سندرم متابولیک در آتشنشانان 6/ 56 و در کارکنان اداری 3/60 درصد نشانداده شد(42). محبی و همکاران در یک تحقیق، با حضور 12138 شرکتکننده، میزان شیوعخام و تطبیقیافته سنی سندرممتابولیک را به ترتیب 5/30 و 4/32 درصد عنوان کردند. در این تحقیق ارتباط مستقیمی بین سندرم متابولیک وBMI افراد مشاهده شد به طوری که 4/41 درصد افراد دارای اضافه وزن و 3/21 درصد چاق بودند و نیز چاقی شکمی شایعترین عامل سندرممتابولیک شناخته شد(43). یافته ها ی پژوهشی برروی جمعیت 6000 نفره درکرمان، بیانگر ، شیوع بالای سندم متابولیک درزنان نسبت به مردان به ترتیب 5 /42 درصد درمقابل 2/25 درصد و38 درمقابل 31 درصد براساس معیارهای IDFو NCEP بود در هردو جنس با افزایش سن ، شیوع سندرم افزایش می یافت.(44 ) بررسی سندرم متابولیک در زنان بلوچ شهرستان چابهار، نشانداد که،میانگین دورکمر، شاخص تودهبدنی(BMI), (BPS ), TG, HDL-C,FBS در افرادی که با سندرم متابولیک تشخیص داده شدند به طور معنیداری بالا بود. در این مطالعه سطح HDL-C و TGخون به ترتیب 3/33 و 8/20 درصد بیشترین فراوانی را در بین اجزای سندرممتابولیک دارا بودند. فراوانی سندرم متابولیک در این مطالعه 5/17 درصد برآورد شد(45). نتایج یک مطالعه مقطعی، در 55 کودک مبتلا به سرطان، با طیف سنی 6-19 سال، نشانداد که، یک چهارم مبتلایان چاق هستند و 4/3 کودکان چاق مبتلا به سندرم متابولیک میباشند. سطح انسولین خون در 16 درصد بیماران بالا بود و در 7/72 درصد از مبتلایان به سندرم، مقاومت به انسولین دیده میشد، و نیز، شیوع سندرم متابولیک در کودکان مبتلا به لوسمی در ایران بسیار بالاتر ازکشورهای توسعهیافته عنوان شد. در این مطالعه برکنترل وزن و داشتن فعالیت فیزیکی به طور منظم تاکید شدهاست(46). در یافتههای مطالعه مرجانی و همکاران در گرگان بر روی 267 شرکتکننده، شیوع سندرم متابولیک در شاخصهای بدنی متفاوت 67/6، 09/24 و 06/53 درصد برآورد شدهاست. با افزایش میزان BMI خطر ابتلا به سندرممتابولیک افزایش مییافت. افزایش سطح TG و کاهش سطح HDL خون نقش مهمی در بروز سندرم متابولیک دارد(47). صانعی و همکاران، در یک کارآزمایی بالینی متقاطع تصادفی، 60 دختر نوجوان مبتلا به سندرم متابولیک را به صورت تصادفی، به مدت 6 هفته، در یکی از دو گروه دریافتکننده رژیم غذایی DASH یا توصیههای غذایی معمول قرار دادند. نتایج نشانداد که تغییرات وزن، دورکمر و شاخص تودهبدنی در بین دو گروه مداخله تفاوت معنیداری نداشتند. تغییرات فشارخون سیستولیک بین گروهها تفاوت معنیداری نداشتند. مصرف رژیمغذایی DASH منجر به کاهش معنیداری در سطح انسولین سرمی شد. تبعیت از رژیم غذایی DASH در مقایسه با توصیههای غذایی معمول، کاهش معنیداری در شیوع سندرم متابولیک و پرفشاری خون ایجاد نمود(48). مطالعهای برروی 424 شرکتکننده با مدت زمان پیگیری 6/3 سال، نشاندهنده افزایش خطر بروز سندرممتابولیک، چاقیشکمی و فشارخون بالا،در بین کودکان و نوجوانان مصرفکننده نوشابههای گازدار بود. به طوری که بعد از مدت زمان پیگیری، بروز تجمعی سندرم متابولیک 11 درصد گزارش شد(49). نتایج پژوهشی، بین افزایش مصرف Fast Food در کودکان و نوجوانان با بروزسندرم متابولیک، تریگلیسیرید بالا و چاقیشکمی ارتباط نشانداد. بروز سندرم متابولیک 3/11 درصد، HDL-C(2/9 درصد)، چاقیشکمی(19 درصد)، TG(1/14درصد)، فشارخون(4/8 درصد) و FPG(6/11درصد) عنوان شد. در این مطالعه بین سایر اجزای سندرممتابولیک و مصرف Fast Food ارتباط معنیداری دیده نشد(50). در مطالعهای با 1492 مرد و 2087 زن بالاتر از 20 سال بعد از 3 سال پیگیری، یافته حاکی از آن بود که بروز سندرممتابولیک بعد از تعدیل اثر سن 6/20 درصد(در مردان 6/18 درصد و در زنان 6/23 درصد) میباشد.تغییرات وزن، تاثیرات متفاوتی را در دو جنس بر روی سندرم متابولیک نشان میداد. در زنان افزایش جزئی وزن، نقش پیشبینیکنندگی و در مردان کاهش وزن نقش حفاظتی، در برابر این سندرم، ایفا مینمود(51). یافتههای مطالعهای در سال 2012 بر روی 3047 بیمار مبتلا به دیابت، خطرابتلا به سندرم متابولیک را 5/28 درصد(9/25درصد در مردان و 9/30 درصد در زنان) گزارش نمود. همچنین بین BMI، سطح تحصیلات، HbA1c، و درمانهای خوراکی و یا انسولین با سندرم متابولیک ارتباط دیده شد(52). به منظور بررسی رخداد بیماری عروق کرونر قلب 6507 نفر شرکتکننده طی یک دوره پیگیری 10ساله، براساس وجود یا عدم وجود بیماری مزمن کلیوی و سندرم متابولیک به 4 گروه تقسیم شدند.یافتهها نشان داد که بیماری مزمن کلیوی بدون سندرم متابولیک عامل خطر مستقل در رخداد بیماری عروق کرونر قلب در مردان و زنان با BMI پایین میباشد و نیز، سندرم متابولیک بدون بیماری مزمن کلیوی در مردان و زنان در هر 2 گروه، عامل خطر مستقل در رخداد بیماری عروق کرونر قلب میباشد، همچنین نتایج این مطالعه نشان میدهد که در هر 2 جنس، افرادی که علاوه بر سندرم متابولیک، بیماری مزمن کلیوی دارند نسبت به افرادی که تنها مبتلا به سندرم متابولیک هستند نه تنها خطر رخداد بیماری عروق کرونر قلب افزایش نیافته، بلکه این خطر کاهش نیز یافته است(53). پیشینه تحقیق درجهان: در مطالعه SCUTERI و همکاران که در زنان و مردان 65 سال و بالاتر در بین سالهای 1989-1990 انجام گرفت. نتایج نشاندهنده، شیوع 1/28 درصدی سندرم متابولیک، برطبق معیار ATPIII، و 0/21 درصدی براساس معیار WHO، بود(54). در پژوهش Aguilar و همکاران، در طی سالهای 2003 تا 2012 شیوع کلی سندرم متابولیک، 33 درصد نشاندادهشد، به طور معنیداری شیوع این بیماری در زنان در مقایسه با مردان بالاتر بود 6/35 درصد در مقابل 3/30 درصد. درطی سالهای 2007—2012 روند شیوع در میان مردان و همه گروههای نژادی و قومی ثابت گزارش گردید. این درحالی است که شیوع در میان زنان از 4/39 درصد در سالهای 2007-2008 به 6/36 درصد در سالهای 2011-2012 رسید(55). Nestel و همکاران در مطالعهای که بر روی جمعیتهای آسیایی با زمینه فرهنگی مختلف، به منظور بررسی شیوع سندرممتابولیک انجام دادند. اظهار داشتند، که شیوع چاقی بین 10-30 درصد میباشد. ازطرفی احتمال ابتلا به دیابت نوع 2 در مردان ژاپنی 10 برابر بیش از سایرین گزارش شدهاست. همچنین در جمعیتهای چینی و ژاپنی مبتلایان به سندرممتابولیک 3 تا 10 برابر بیشتر احتمال دارد که به بیماریهای قلبی-عروقی مبتلا شوند(56). پژوهشی در طی سالهای 2008-2009 در بین گروهسنی 20-74 سال استونی، به منظور تخمین شیوع سندرممتابولیک و ارتباط آن با مقاومت به انسولین انجام یافت. شیوع سندرم متابولیک براساس معیارNCEP-ATPIII،9/27 درصد(8/30درصد در مردان و 6/25 درصد در زنان) برآورد شد. در پژوهش مذکور شیوع در مردان در مقایسه با زنان بالاتر بود(57). Khang و همکاران در یک بررسی طولی، 56722 نفر از افراد بیش از 20 سال را به مدت 5.8 سال جهت بیماریهای قلبی-عروقی پیگیری نمودند، در طول این مدت 288 مورد بیماری قلبی-عروقی رخ داد. مشخص شد که شیوع سندرممتابولیک 2/24 درصد در مردان و 8/21 درصد در زنان میباشد. خطرابتلا به بیماری قلبی-عروقی، سکته مغزی، ایسکمیک قلبی و دیابت به ترتیب 48، 39، 64 و127 درصد در مبتلایان به سندرم متابولیک بیش از سایرین بود. و حدود یک چهارم از کل علل بروز دیابت و بیش از 10 درصد بیماری قلبی-عروقی مربوط به سندرم متابولیک بوده است. فشارخون بالا ارتباط معنیداری با بیماری قلبی-عروقی، سکته مغزی، ایسکمیک قلبی و دیابت داشت در حالی که تریگلیسیرید بالا و قندخون بالا با ایسکمیک قلبی و دیابت ارتباط داشت(58). در مطالعه مقطعی Hildrum و همکاران، شیوع سندرم متابولیک براساس معیارIDF، 6/29 درصد تخمین زده شد. همچنین شیوع سندرم با افزایش سن،افزایش مییافت، علاوه بر این فشارخون بالا در هر دو جنس شایعترین عامل خطرساز سندرم متابولیک شناخته شد(59). در مطالعهای انجام شده توسط Kim و همکاران که با هدف بررسی شیوع سندرم متابولیک در بیماران روانی صورت گرفت، 225 بیمار بستری در بیمارستان روانپزشکی، در فاصلهی اکتبر 2005 تا فوریهی 2006 مورد ارزیابی قرارگرفتند. شیوع کلی این سندرم 2/34 درصدگزارش شد و نیز با هیچ داروی آنتیسایکوتیک خاصی ارتباط نداشت چاقیشکمی و دیسلیپیدمی فاکتورهای غالب سندرم متابولیک در این بیماران بود(60). Beltrán-Sánchez و همکاران، شیوع و روند سندرم متابولیک را در طی سالهای 1999-2010 مورد بررسی قرار دادند. شیوع تطبیقیافته سنی سندرم متابولیک، تریگلیسیرید و فشارخون بالا در شرکتکنندگان به ترتیب از 5/25، 5/33، 3/32درصد به 9/22، 2/24و0/24 درصدکاهش یافت. از طرفی مقادیر هایپرگلیسمی و دورکمر در این افراد، به ترتیب از 9/12 و 4/45درصد به9/19 و 1/56 درصد افزایش یافت. ازدیاد چاقیشکمی، خصوصا در زنان، ضرورت پرداختن به آن را به عنوان یک اولویت مهم بهداشتی مطرح میسازد(61). در پژوهشی، شیوع سندرم متابولیک، براساس معیارهایNCEP وIDF به ترتیب، 5/14و 4/11 درصد، میزان حساسیت 9/41 و7/31 درصد و ویژگی 5/87 و2/90 درصد گزارشگردید. در این مطالعه سندرم متابولیک پیشبینی کننده بروز دیابت بود(62). Yu و همکاران در مطالعهای که طی سالهای 2012-2013 بر روی 5866 نفر از ساکنان روستاهای شمالشرق چین انجامدادند. دریافتند که شیوع کلی سندرم متابولیک 1/43 درصد بودهاست. از طرفی بروز این سندرم در زنان به طور معنیداری بیش از مردان بود(63). در مطالعهای که بر روی 4637 آمریکایی، شامل 2363 سیاهپوست و 1321 سفیدپوست در گروه سنی 18-30 سال انجام یافت، بین بروز سندرم متابولیک با مصرف منیزیم به طور معنیداری ارتباط معکوس دیدهشد. همچنین بین مصرف پتاسیم،کلسیم و فولیکاسید با منیزیم ارتباط یافت شد(64). نتایج پژوهشی در جمعیتی باگروه سنی 20-80 سال، نشاندهنده ارتباط معکوس معنیداری بین آمادگی قلبی-عروقی و بروز سندرم متابولیک بودهاست. از طرفی، آمادگی قلبی-عروقی یک پیشبینی کننده مستقل و قوی در بروز سندرممتابولیک در مردان و زنان بود. در این مطالعه به در نظر گرفتن منافع بالقوه آمادگی قلبی-عروقی در پیشگیری از بروز سندرم متابولیک توصیه شدهاست(65). در مطالعه با 1897 شرکتکننده، براساس معیار AHA/NHLBI، بروز سندرم متابولیک 15 درصد گزارششد، تبعیت از سبک زندگی سالم، با کاهش خطر سندرم متابولیک در مردان مرتبط بود(66). نتایج مطالعه Osawa و همکاران، بر روی 689 ژاپنی 10-13 سال، نشانداد که در20 درصد کودکان مقدار استرپتوکوکوسموتانوس بزاقدهان، بالا بودهاست. همچنین میانگین مقادیردورکمر، قندخون و شاخص پوسیدگی دندانی((DMFT در این کودکان افزایش معنیداری داشت. رگرسیون لجستیک نشانداد که ارتباط معنیداری بین سندرم متابولیک،صبحانه نخوردن، ورزش نکردن و میزان بالای استرپتوکوکوسموتانس بزاقدهان وجود دارد. در این مطالعه سبک زندگی و مقادیر استرپتوکوکوسموتانس بزاق در غربالگری کودکان جهت سندرم متابولیک ثوصیه شدهاست(67). نتایج یک پژوهش متاآنالیز، بیانگر ارتباط بین سندرم متابولیک با سرطانهای کبد،کولورکتال و مثانه در مردان و با سرطانهای آندومتر، پانکراس، سرطان پستان بعد از یائسگی، رکتال وکولورکتال در زنان داشت. ارتباط سندرممتابولیک در زنان با سرطانهای پانکراس ورکتال قویتر ازمردان بود. درقومیتهای مختلف نیز ارتباط متفاوت گزارششد به طوری که، در جمعیت آسیایی سرطان کبد، در جمعیت اروپایی سرطان کولورکتال در زنان و در نژادسفید جمعیت آمریکایی، سرطان پروستات ارتباط قویتری با سندرم متابولیک دیده شد(68). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | سئوالات و 1- فراوا نی سندرم متابولیک در جمعیت تحت مطالعه چقدر است؟ 2- میزان بروز تطبیق داده شده سنی سندرم متابولیک در در جمعیت تحت مطالعه ، چقدر است؟ 3- بین عوامل خطررفتاری( رژیم غذایی ، فعالیت فیزیکی وسیگار) با سندرم متابولیک پس از حذف اثرمخدوش گرها ارتباط وجود دارد 4- فراوانی سندرم متابولیک در ایران چقدراست؟ 5- بین مصرف گروههای غذایی با سندرم متابولیک ارتباط وجود دارد 6- بین شاخصهای وضعیت اقتصادی- اجتماعی با سندرم متابولیک ارتباط وجود دارد 7-درصد قابل انتساب بیماری سرطان به سندرم متابولیک چقدر است؟ 8- درصد قابل انتساب بیماری دیابت به سندرم متابولیک چقدراست؟ 9- درصد قابل انتساب بیماری قلبی-عروقی به سندرم متابولیک چقدر است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | هدف کلی: - تعیین میزان بروز وعوامل موثر بر سندرم متابولیک در افراد بالای 20 سال شهرزاهدان وفراوانی آن در ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی | اهداف اختصاصی: 1-تعیین فراوانی سندرم متابولیک در جمعیت تحت مطالعه 2- تعیین میزان بروز تطبیق داده شده سنی سندرم متابولیک در جمعیت تحت مطالعه 3- تعیین ارتباط عوامل خطر رفتاری(رژیم غذایی ،فعالیت فیزیکی وسیگار) با سندرم متابولیک پس از حذف اثرمخدوش گرها 4-تعیین فراوانی سندرم متابولیک در ایران 5-تعیین همبستگی مصرف گروههای غذایی با سندرم متابولیک 6-تعیین همبستگی شاخصهای وضعیت اقتصادی- اجتماعی با سندرم متابولیک 7-تعیین درصد قابل انتساب بیماری سرطان به سندرم متابولیک 8-تعیین درصد قابل انتساب بیماری دیابت به سندرم متابولیک 9-تعیین درصد قابل انتساب بیماری قلبی –عروقی به سندرم متابولیک | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، و مرکز تحقیقات ارتقای سلامت زاهدان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی |
سندرم متابولیک: سندرم متابولیک مجموعهای از فاکتورهای خطر ساز برای بروز بیماریهای عروق کرونری است که اولین بار در سال 1988 توسط دکتر Reaven از دانشگاه استن فورد شرح داده شد. فاکتورهای خطر شامل: چاقیشکمی، دیسلپیدمی، پرفشاری خون، مقاومت به انسولین(انسولین بالا، عدم تحمل گلوکز خوراکی) و دیابتتیپ2 میباشد . وجود 3 یا بیشتر از5 معیارذکر شده مبین سندرم متابولیک میباشد(69). تعریف عملی: براساس نتیجه آزمایش. معیار ATP III: در سال2001 طبق معیارهای ارائه شده از طرف برنامه ملی آموزش پانل 3 درمان بزرگسالانTreatment Panel III ) (NCEP: ATP III) Adult)، بیشتر یا مساوی سه معیار از معیارهای زیر برای تشخیص این سندرم لازم است: چاقیمرکزی، هیپرتریگلیسیریدمی، پایین HDL، فشارخون بالا، گلوکز پلاسمایناشتا(70). تعریف عملی: براساس نتیجه آزمایش. معیار IDF: در سال 2004 فدراسیون بینالمللی دیابت (International Diabetes Federation; IDF) تعریف جدیدتری را برای این افراد ارائه نمود که در آن چاقیشکمی به عنوان شاخص اصلی و ضروری همراه با دو معیار دیگر تشخیص سندرم متابولیک را مطرح میکند(71). تعریف عملی: براساس نتیجه آزمایش. معیار NHLBI: در سال 2005، انجمن قلب آمریکا )An American Heart Association/National Heart, Lung, and Blood Institute Scientific Statement( معیار(AHA/NHLBI) را برای تشخیص سندرم متابولیک معرفینمود. حضور سه یا بیشتر از موارد ذکر شده جهت معرفی سندرم متابولیک ضروری است . موارد شامل: چاقیمرکزی، تریگلیسیرید بالا، کاهش HDL-C، بالا بودن فشارخون و قندخون ناشتا میباشد(72). تعریف عملی: براساس نتیجه آزمایش. معیار IDF: در سال 2004 فدراسیون بینالمللی دیابت (International Diabetes Federation; IDF) تعریف جدیدتری را برای این افراد ارائه نمود که در آن چاقیشکمی به عنوان شاخص اصلی و ضروری همراه با دو معیار دیگر تشخیص سندرم متابولیک را مطرح میکند(68). تعریف عملی: براساس نتیجه آزمایش. معیار NHLBI: در سال 2005، انجمن قلب آمریکا )An American Heart Association/National Heart, Lung, and Blood Institute Scientific Statement( معیار(AHA/NHLBI) را برای تشخیص سندرم متابولیک معرفینمود. حضور سه یا بیشتر از موارد ذکر شده جهت معرفی سندرم متابولیک ضروری است . موارد شامل: چاقیمرکزی، تریگلیسیرید بالا، کاهش HDL-C، بالا بودن فشارخون و قندخون ناشتا میباشد(69). تعریف عملی: براساس نتیجه آزمایش. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | نوع مطالعه: مطالعه حاضر، ترکیبی از مطالعات مقطعی، اکولوژیک، همگروهی و متاآنالیز مییاشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | معیارهای ورود برای مطالعه متاآنالیز: کلیه مقالات چاپ شده به زبان فارسی و انگلیسی که اطلاعات مربوط به شیوع سندرم متابولیک در ایران را گزارشنموده باشند. معیارهای ورود برای مطالعه اکولوژیک: کلیه مقالات و مستندات موجود در وزارت بهداشت(پژوهش سمپات، step و....)که وضعیت مصرف مواد غذایی، وضعیت اقلیمی،وضعیت اقتصادی–اجتماعی و همچنین بیماریهای سرطان، قلبی–عروقی و دیابت نوع2، کشور را به تفکیک استانها گزارشنموده باشند. معیارهای ورود برای مطالعه مقطعی و همگروهی: تمامی افرادی که در مطالعه با عنوان”بررسی شیوع سندرم متابولیک در بزرگسالان جمعیت شهری زاهدان در سال88-1387”شرکت نموده بودند (18)معیار ورود به مطالعه را خواهند داشت.
معیارهای ورود ی و خروجی مطالعه مقطعی سال 1387: داشتن سن حداقل 20 سال، عدم ابتلا به بیماری های خونریزی دهنده،نداشتن عقب ماندگی ذهنی، عدم بارداری تابعیت ایرانی و زندگی حداقل به مدت شش ماه در شهرستان زاهدان. افرادی که دارای بیماری قلبی- عروقی یا مشکلات روانپزشکی، مصرف داروهای موثر بر متابولیسم مواد مغذی و چربی های خون یا مکمل مواد معدنی و ویتامین از مطالعه خارج شدند. لازم به ذکر است که با توجه به اینکه اندکس های خونی مانند گلبول های سفید (WBC) و گلبول های قرمز (RBC) و ارتباط احتمالی آن با عوامل سندرم متابولیک مورد ارزیابی قرار می گیرد و این اندکس های هماتولوژیک تحت تاثیر عوامل مختلف قرار می گیرند، در این مطالعه افراد با بیماری کلیوی، کبدی، ریوی، عفونی، انواع سرطان ها، گلبول سفید بالاتر از 15000 در سی سی یا هموگلوبین بالاتر از 16 گرم در دسی لیتر از این مطالعه خارج شدند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | نمونه مورد مطالعه برای مطالعه متاآنالیز: کلیه مقالات مرتبط با شیوع سندرم متابولیک که اطلاعات کافی برای مطالعه متاآنالیز حاضر را داشته باشند و همچنین محاسبه فاصله اطمینان 95 درصد برای شیوع وجود داشته باشد. به نظر میرسد حدود بالای 100 مقاله واجد شرایط در این زمینه یافت شود. نمونه مورد مطالعه برای مطالعه اکولوژیک: کلیه مقالات و مستندات موجود در وزارت بهداشت(پژوهش سمپات، step و ....)که اطلاعات کافی برای مطالعه اکولوژیک را دارا باشند . نمونه مورد مطالعه برای مطالعه مقطعی و همگروهی: کلیه افرادی که در مطالعه مقطعی با عنوان”بررسی شیوع سندرم متابولیک در بزرگسالان جمعیت شهری زاهدان در سال 88-1387”شرکت نموده و در دسترس باشند حجم نمونه را تشکیل خواهند دادکه به نظر میرسد حدود1500 نفر قابلدسترسی باشند. درصورتی که حجم نمونه به 1500 نفر نرسد ازافراد شرکت کننده در مطالعه کبد چرب( 73) که اطلاعات اولیه سندرم متابولیک آنها نیز موجود می باشد تا رسیدن به نمونه مورد نیاز استفاده خواهد شد.ضمنا سعی برآن خواهد بود که، توزیع سنی،جنسی وجغرافیایی شرکت کنندگان مطالعه(کبدچرب) نیز با پژوهش مقطعی سال 1387،همخوانی داشته باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | در مطالعه مقطعی سال 1387، براساس نمونهگیری تصادفی خوشهای تعداد نمونه مورد نیاز تعیین شده بود که همان نمونه مجدد بررسی خواهند شد.در نمونه گیری مقطعی سال 1387 ، با همکاری سازمان ثبت احوال ، شهر زاهدان، براساس تقسیم بندی نقشه موجود در ثبت احوال ، به 20 منطقه تقسیم گردید و هر منطقه ، یک بلوک در نظر گرفته شد، وازهربلوک ، به طور تصادفی یک خانوار واز هرخانوار یک نفرانتخاب شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | برای انجام بخش کمی مطالعه، پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی(IPAQ) با 7 سوال و با پایایی76/0(74) و پرسشنامه محقق ساخته رژیمغذایی با 9 سوال با روایی محتوایی 77/0=(CVR)، 87/0=(CVI) و پایایی 71/0، همچنین پرسشنامه محقق ساخته سیگار و مواد دخانی با 11 سوال با روایی محتوایی 75/0=(CVR)، 83/0=(CVI) و پایایی 74/0، در اختیار افراد مورد پژوهش قرار خواهد گرفت. همچنین با انجام تستهای آزمایشگاهی و شاخصهای تنسنجی، دادههای مورد نیاز جمعآوری خواهد شد. گلوکز، تریگلیسرید و کلسترول سرم توسط روشهای کالریمتریک و با استفاده از کیتهای مناسب(بیوتیک) اندازهگیری میشود. بعلاوه، میزان FBS توسط دستگاه اتوآنالیزور Elan 2000 و HDL-C و LDL باروش های مستقیم تعیین میشود. همچنین وزن افراد با تراوزی باسکولی(seca)، قد افراد با استفاده از قدسنج(seca)، دورکمر با استفاده از متر نواری پارچهای و فشارخون، با فشارسنج جیوهای استاندارد اندازهگیری میشود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | روش اجرای طرح در مطالعه مقطعی وهمگروهی: در مطالعه مقطعی سال 1387 حدود 1800 نفر از جمعیت به ظاهر سالم، شهر زاهدان، جهت بررسی شیوع سندرممتابولیک مورد مطالعه قرارگرفتند. بعد از گذشت این فاصله زمانی چند ساله، همان جمعیت مجدد جهت رخداد سندرممتابولیک و پیامدهای ناشی از آن، تحت پیگیری قرار میگیرند. به همین منظور، پس از هماهنگی با معاونت تحقیقاتوفنآوری دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، آزمایشگاه رفرانس و مراجعه به پروندههای افراد، به تدریج با افراد واجد شرایط تماس گرفته خواهد شد. پس از مراجعه به درب منازل نمونههای مورد بررسی در رابطه با هدف مطالعه توضیحات لازم داده خواهد شد با توضیح اینکه شرکت در مطالعه مذکور، اختیاری بوده و تمامی اطلاعات جمعآوری شده محرمانه خواهد بود و همچنین پس از اخذ رضایتنامه کتبی از افراد، در صورت موافقت آنان، اطلاعات لازم با انجام تستهای آزمایشگاهی، شاخصهای تنسنجی و پرسشنامههای استاندارد، جمعآوری خواهد شد. نمونهگیری آزمایشگاهی توسط کارشناسان مجرب علوم آزمایشگاهی و اندازهگیری شاخصهای تنسنجی و پرسشنامههای استاندارد توسط کارشناسان پرستاری و بهداشت عمومی انجام میشود. لازم به ذکراست که، پرسشنامهها توسط کارشناسان به صورت مصاحبه چهره به چهره تکمیل خواهد شد.محقق نیز ،علاوه برنظارت بر وظایف محوله پرسنل ،در اندازهگیری شاخصهای تنسنجی و پرسشنامههای استاندارد مساعدت خواهد داشت. ضمنا از رایطین بهداشتی ساکن ، در هر منطقه شهر ، جهت همکاری شرکت کنندگان در مطالعه استفاده خواهد شد. تمام آزمایشها با ناشتایی12- 8 ساعته انجام میشود، نمونههای خون کلیه شرکتکنندگان جهت جداسازی سرم، سانتریفوژ خواهد شد، سرمها در دمای 20- درجه سانتیگراد نگهداری میشوند. گلوکز، تریگلیسرید و کلسترول سرم توسط روشهای کالریمتریک و با استفاده از کیتهای مناسب اندازهگیری میشود. میزان FBS نیز به طریق رنگ سنجی آنزیمی به روش گلوکز اکسیداز، با استفاده از کیت(بیوتیک) صورت میپذیرد. میزان تریگلیسرید با آزمونهای کالریمتریک آنریمی کلسترول استراز(cholesterol esterase)، کلسترول اکسیداز (cholesterol oxidase) و گلیسرول فسفات اکسیداز(cholesterol phosphate oxidase) با استفاده از کیت بیوتیک و توسط دستگاه اتوآنالیزور Elan 2000 اندازهگیری و HDL-C وLDL باروش های مستقیم تعیین میشود. همچنین سنجش شاخصهای تنسنجی که شامل قد، وزن، اندازهگیری دورکمرو فشارخون میشود، براساس برنامهی استاندارد انجام خواهد شد. وزن افراد با حداقل پوشش و بدون کفش با تراوزی باسکولی(seca) با دقت ۱۰۰ گرم اندازهگیری و ثبت خواهد شد. قد افراد با استفاده از قدسنج(seca)در وضعیت ایستاده و بدون کفش، در حالی که کتفهای آنها در شرایط عادی قرار دارد، با دقت ۱ سانتیمتر اندازهگیری میشود و BMI افراد براساس برنامه استاندارد اندازهگیری میشود. برای تقسیم بندی BMI افراد از سیستم طبقهبندی WHO در سال 2000 استفاده خواهد شد. جهت تعیین میزان چاقیشکمی، دورکمر در باریکترین ناحیهی آن در حالتی که فرد در انتهای بازدم طبیعی خود قرار میگیرد، گرفته خواهد شد. برای اندازهگیری دورکمر از متر نواری پارچهای غیر قابل ارتجاع بدون تحمیل هیچ فشاری بر بدن فرد و با دقت 1/0 سانتیمتر استفاده خواهد شد. برای اندازهگیری فشارخون، از فشارسنج جیوهای استاندارد با کاف بازویی مناسب از دست راست، بعد از اینکه فرد مورد بررسی برای مدت ۱۵ دقیقه در حالت نشسته خواهد بود دو بار اندازهگیری میشود. میانگین دو اندازهگیری محاسبه و به عنوان فشارخون نهایی افراد در نظر گرفته خواهد شد. سپس شیوع و بروز سندرم متابولیک براساس معیارهایAHA/NHLBI,ATPIII,IDF, محاسبه میگردد معیارهای ATPIII برای ابتلا به سندرممتابولیک عبارتند از، وجود حداقل 3 عاملخطرزا از 5 عامل زیر: 1- چاقیشکمی(بر حسب دورکمر): دورکمر مساوی یا بیشتر از 102 سانتیمتر در مردان و مساوی یا بیشتر از 88 سانتیمتر در زنان. 2-تریگلیسرید مساوی یا بیشتر از 150mg/dl یا درمان اختصاصی آن. 3- HDL کلسترول کمتر از 40 mg/dl در مردان و کمتر از mg/dl 50 در زنان یا درمان اختصاصی آن. 4- پرفشاریخون، فشارخون دیاستولی مساوی یا بیشتر از 85 میلیمتر جیوه و سیستولی مساوی یا بیشتر از 130میلیمتر جیوه یا مصرف داروی ضد فشارخون. 5- قند ناشتا مساوی یا بیشتر ازmg/dl 110یا مصرف داروی ضد دیابت(70). معیارهای IDF شامل: 1-دورکمر مساوی یا بیشتر از 94 سانتیمتر در مردان و مساوی یا بیشتر از 80 سانتیمتر در زنان. 2 – تریگلیسرید مساوی یا بیشتر از 150 یا mg/dlیا درمان اختصاصی آن. 3- HDL کلسترول کمتر از mg/dl 40 در مردان و کمتر از mg/dl 50 در زنان یا درمان اختصاصی آن. 4- پرفشاری خون فشار خون دیاستولی مساوی یا بیشتر از 85 میلیمتر جیوه و سیستولی مساوی یا بیش تر از 130 میلیمتر جیوه یا مصرف داروی ضد فشارخون. 5- قند ناشتا مساوی یا بیشتر از mg/dl 100 یا مصرف داروی ضد دیابت(71). معیارهای AHA/NHLBI شامل:
2-تریگلیسرید مساوی یا بیشتر از mg/dl 150 یا درمان اختصاصی آن. 3- HDL کلسترول کمتر از mg/dl 40در مردان و کمتر از mg/dl 50 در زنان یا درمان اختصاصی آن. 4- پرفشاریخون فشار خون دیاستولی مساوی یا بیشتر از 85 میلیمتر جیوه و سیستولی مساوی یا بیشتر از 130 میلیمتر جیوه یا مصرف داروی ضد فشارخون. 5- قند ناشتا مساوی یا بیشتر از mg/dl 100 یا مصرف داروی ضد دیابت(72). لازم به ذکر است که به همه افراد بعد از خونگیری تغذیه سالم داده خواهد شد. نتایج آزمایشات توسط پزشک عمومی بررسی ودرصورت غیرطبیعی بودن به پزشک متخصص ارجاع داده خواهند شد. برای اهداف مطالعه متاآنالیز و اکولوژیک، ابتدا براساس مطالعات انجام شده در طی سالهای 2000-2015 و با جستجو در بانکهای اطلاعاتی همانند(PubMed,Google,IranMedex,SID,Magiran,Web of science) و همچنین رفرنسهای مقالات، کلیه مقالات مرتبط با سندرم متابولیک که به زبان فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده باشند شناسایی و اطلاعات مربوطه توسط دو نفر، از این مقالات استخراج خواهد شد. علاوه برآن اطلاعات آماری مربوط به مصرف مواد غذایی، وضعیت اقتصادی –اجتماعی، وضعیت اقلیمی و همچنین بیماریهای سرطان، قلبی–عروقی و دیابت از منابع الکترونیکی و مراجعه مستقیم به وزارت بهداشت بخش بیماریهای غیر واگیر بدست خواهد آمد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | در این مطالعه برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار اکسل(Excel)، Spss و Stata استفاده خواهدشد. بدینصورت که در مطالعه متاآنالیز و اکولوژیک، ابتدا اطلاعات استخراج شده از مقالات در فایل اکسل ثبت و جمعآوری خواهدشد. سپس با استفاده از مدل تصادفی و روش معکوس واریانس شیوع و دامنه اطمینان 95 درصد آن ترکیب خواهدشد .سپس برای شناسایی وجود ناهمگنی در مطالعات از آزمون مجذور کای ( Q) استفاده خواهد شد. علاوه بر آن، برای تعیین منشا ناهمگنی، تحلیل در زیرگروهها و متا رگرسیون انجام خواهدشد. به منظور تعیین همبستگی بین متغیرها در مطالعه اکولوژیک از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده خواهدشد. به منظور تعیین بار بیماریهای مزمن قلبی-عروقی، دیابت و سرطان منتسب به سندرم متابولیک از فرمول زیر استفاده میشود. PAR= P× (RR-1)/ [P× (RR-1) +1] ×100(Population Attributable Risk) در این فرمول P معادل شیوع سندرم متابولیک و RR معادل خطر نسبی آن بیماری در نتیجه سندرممتابولیک میباشد که از نتیجه مطالعات متاآنالیز انجام شده در این زمینه استفاده خواهد شد. در مطالعه مقطعی میزان شیوع سندرم متابولیک در جمعیت مورد مطالعه در شهر زاهدان محاسبه میشود سپس با استفاده از اطلاعات مطالعه مقطعی قبلی به صورت کوهورت تاریخی، میزان بروز تطبیقداده شده سنی سندرم متابولیک در جمعیت محاسبه خواهدشد. در این قسمت به منظور تعیین ارتباط عواملخطر با سندرم متابولیک از Logistic Regression استفاده خواهد شد. به منظور از بین بردن اثر خوشه ها ،از آنالیزهای مربوطه نظیر(survey analysis) در این زمینه استفاده خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی طبق کد 3-پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیهپذیر است که منافع بالقوهی آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد. در پژوهشهای دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار میگیرد نباید بیشتر از آنچه باشد که مردم عادی در زندگی روزمرهی خود با آن مواجه میشوند. حصول اطمینان از این امر برعهدهی طراحان، مجریان و همکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایشکنندهی پژوهش از جمله کمیتهی اخلاق در پژوهش است. لذا شرکت در مطالعه شرکت کنندگان را در معرض هیچگونه آسیب جسمی و یا روانی قرار نخواهد داد. - طبق کد13- کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامیاست. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابلتعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. به همین دلیل رضایت نامه آگاهانه پیوست خواهد شد.
- طبق کد 25- پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات به دست آمده از بیماران باید براساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. به همین جهت دادهها و اطلاعات مشارکت کنندگان محفوظ خواهد بود. - طبق کد 28- پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع–در صورت وجود–باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچگونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند. لذا نتایج پژوهش به طور کامل منتشر خواهد شد. - طبق کد 29– نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد. تلاش میگردد نتایج پژوهش متضمن حقوق مادی و معنوی تمامی افراد مرتبط با پژوهش باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | به دلیل مقطعی بودن مطالعه در سالهای 88-1387 و همگروهی(طولی) بودن مطالعه حاضر، در دسترس بودن نمونههای پژوهش تا زمان اجرای مطالعه قابل پیشبینی نخواهد بود. با این وجود محققین نهایت تلاش را خواهند داشت تا با پرسوجو از همسایگان بتوانند این تعداد را به حداقل برسانند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | سندرم متابولیک – شیوع – بروز
metabolic syndrome- prevalence- incidence | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1- Pan WH, Yeh WT, Weng LC. Epidemiology of metabolic syndrome in Asia. Asia Pac J Clin Nutr 2008; 17(S1): 37-42.
2-Ghorbani R, Abtahi naeini B, Eskandarian R, Rashidy-Pour A, Khamseh MB, Malek M. Prevalence of metabolic syndrome according to ATPIII and IDF criteria in the Iranian population. Koomesh. 2012; 14(1): 65-75.
3- Marquezine GF , Oliveira CM, Pereira AC, Krieger JE, Mill JG. Metabolic syndrome determinants in an urban population from Brazil: social class and gender-specific interaction. Int J Cardiol. 2008 Sep 26; 129(2):259-65.
4-Barkai L, Paragh G. Metabolic syndrome in childhood and adolescence. OrvHetil. 2006; 147(6):243-50.
5-Galisteo M, Duarte J, Zarzuelo A. Effects of dietary fibers on disturbances clustered in the metabolic syndrome. J Nutr Biochem. 2008; 19: 71-84.
6-Marjani A, Shahini N, Agh Atabay O, Ghiyas Tabari R. Prevalence of Metabolic Syndrome among Sistanee Ethnic Women. Advanced Studies in Biology, 2012; 8(4): 363 –72.
7- Onvani Sh, Fallahi E, Barak F, Heidari M, Shahvazi S, et al. Association between legume consumption and Metabolic Syndrome in women. J Health Syst Res 2013; Nutrition supplement: 1469-80. [In Persian]
8-Ross R, Després JP. Abdominal Obesity, Insulin Resistance, and the Metabolic Syndrome: Contribution of Physical Activity/Exercise. obesity. 2009; 17(3):S1-2.
9-Satoh H, Kishi R, Tsutsui H. Metabolic syndrome is a significant and independent risk factor for increased arterial stiffness in Japanese subjects Metabolic syndrome is a significant and independent risk factor. Hypertension Research. 2009; 32(12):1067-71.
10-Makuyana D, Gomo Z, Munyombwe T, Matenga JA,Hakim JG. Metabolic syndrome disorders in urban black Zimbabweans with type 2 Diabetes mellitus. Cent Afr J Med 2004; 50: 24-9.
11- Gupta R, Deedwania PC, Gupta A, Rastogi S, Panwar RB, Kothari K. Prevalence of metabolic syndrome in an Indian urban population. Int J Cardiol 2004; 97(2): 257-61. 12-Santos AC1, Lopes C, Barros H . Prevalence of metabolic syndrome in the city of Porto. Rev Port Cardiol. 2004 Jan; 23(1):45-52.
13- Pedersen S. F. M. Jepsen J. R.The metabolic syndrome among Danish seafarers. Int Marit Health. 2013; 64(4): 183–90.
14-Gundogan K, Bayram F, Capak M, et al: Prevalence of metabolic syndrome in Mediterranean region of Turkey: evaluation of hypertension, diabetes mellitus, obesity, and dyslipidemia. Metab Syndr Relat D 2009, 7(5):427–34.
15-Azizi F, Hadaegh F, Khalili D, Esteghamati A, Hosseinpanah F, Delavari A, et al. Appropriate definition of metabolic syndrome among Iranian adults: report of the Iranian National Committee of Obesity. Arch Iran Med. 2010; 13(5): 426-28.
16- NematyM, Ahmadpour F, Behnam Rassouli Z, Mohaddes Ardabili H , Azimi- NezhadM. A Review on Underlying Differences in the Prevalence of Metabolic Syndrome in the Middle East, Europe and North America. J Mol Genet Med. 2014; S1: 019.
17- Hosseinpour-Niazi S, Mirmiran P, Amiri Z, Azizi F. Dietary Legumes Intake and Metabolic Syndrome and Its Component in Adults. Iranian Journal of Endocrinology and Metabolism . 2011; 12(6): 594-602. [In Persian]
18-Kaykhaei MA, Hashemi M, Narouie B, Shikhzadeh A, Jahantigh M, Shirzaei E, et al. Prevalence of Metabolic Syndrome in Adult Population from Zahedan, Southeast Iran. Iranian J Publ Health.2012;41(2):70-6.
19- Zaribaf F, Falahi E, Barak F, Heidari M, Keshteli AH, Yazdannik A, Esmaillzadeh A. Fish consumption is inversely associated with the metabolic syndrome. Eur J Clin Nutr. 2014 Apr;68(4):474-80.
20- Feldeisen SE, Tucker KL. Nutritional strategies in the prevention and treatment of metabolic syndrome. Appl Physiol Nutr Metab. 2007; 32: 46-60.
21-L ye M, Ahmadi N, Khor G, Hassan S, Hanachi P, Agajani Delavar M. Parity and metabolic syndrome in middle-aged Iranian women: a cross-sectional study. 2015; 1 (1):20-25.
22- Pyykkonen AJ and et al. Stressful Life Events and the Metabolic Syndrome. Diabetes Care.2010; 33(2):378-384.
23- Kazemi T, Sharifzadeh Gh, Zarban A, Fesharakinia A. Comparison of Components of Metabolic Syndrome in Premature Myocardial Infarction in an Iranian Population: A Case -Control Study. Int J Prev Med 2013; 4:110-4.
24-Mahley RW, Weisgraber KH, Bersot TP. Disorders of Lipid Metabolism. In: Kronenberg HM, Melmed S, Polonsky KS, Larsen PR, eds. Williams Textbook of Endocrinology. 11th ed. Philadelphia, Pa: Saunders Elsevier; 2008: chap 36
25-Galisteo M, Duarte J, Zarzuelo A. Effects of dietary fibers on disturbances clustered in the metabolic syndrome. J Nutr Biochem 2008; 19: 71-84.
26- Isezuo SA. The metabolic syndrome: Review of current concepts. Niger Postgrad Med J. 2006 Sep; 13(3):247-55.
27-Gami AS, Witt BJ, Howard DE, Erwin PJ, Gami LA, Somers VK, et al. Metabolic syndrome and risk of incident cardiovascular events and death: a systematic review and meta-analysis of longitudinal studies. J Am Coll Cardiol. 2007;49(4):403-14.
28-Ebrahimi-Mameghani M , Farsad Naimi A Nourmohammadi M, Azabdaftari N. Prevalence of Metabolic syndrome in Tabriz city firefighters. Journal of Kermansha University of Medical Sciences, 2011; 15(4): 296-302. [In Persian]
29-Hanson RL, Imperatore G, Bennett PH, Knowler WC. Components of the 'metabolic syndrome' and incidence of type 2 diabetes. Diabetes 2002; 51: 3120-27.
30- GhariPourM , Baghei A, Boshtam M, Rabiei K. Prevalence of metabolic syndrome among the adults of central of areas of Iran (as part of 'Isfahan Healthy Heart Study'). Journal of Birjand University of Medical Sciences. 2006; 13 (3) :9-15.
31-Sadr Bafghi SM, Salari M, Rafiee M, Namayandeh SM, Abdoli AM, Karimi M, et al. Prevalence and criteria of metabolic syndrome in an urban population: Yazd Healthy Heart Project. Journal of Tehran University of Medical Sciences. 2007;64(10):90-6.
32-Holme I, Tonstad S, Sogaard AJ, Larsen PG, Haheim LL. Leisure time physical activity in middle age predicts the metabolic syndrome in old age: results of a 28-year follow-up of men in the Oslo study. BMC Public Health 2007; 7: 154.
33-Hadaegh F, Hasheminia M, Lotfaliany M, Mohebi R, Azizi F, Tohidi M. Incidence of Metabolic Syndrome over 9 Years Follow-Up; the Importance of Sex Differences in the Role of Insulin Resistance and Other Risk Factors. PLoS ONE.2013;8(9): e76304.1-10.
34- Pietroiusti A, Neri A, Somma G, Coppeta L, Iavicoli I, Bergamaschi A, MagriniA. Incidence of metabolic syndrome among night-shift healthcare workers. Occup Environ Med 2010; 67:54–57.
35-Motlagh B, O’Donnell M, Yusuf S. Prevalence of cardiovascular risk factors in the Middle East: a systematic review. Eur J Cardiovasc Prev Rehabil 2009; 16: 268-80.
36- Zabetian A, Hadaegh F, Azizi F. Weight change and incident metabolic syndrome in Iranian menand women; a 3 year follow-up study. Diabetes Res Clin Pract . BMC Public Health 2009, 9:138.
37-Azizi F, Salehi P, Etemadi A, Zahedi-Asl S. Prevalence of metabolic syndrome in an urban population:Tehran Lipid and Glucose Study. Diabetes Research and Clinical Practice 2003; 61:29-37.
38- Mehrdad M , Hosseinpanah F, Azizi F. Prevalence of metabolic syndrome among 3-9 years old children inTehran Lipid and Glucose Study. Research in Medicine. 2006; 30 (4) :337-47.
39-DelavariA, Forouzanfar M ,Alikhani S, Shari fian A,Kelishadi R. First Nationwide Study of the Prevalence of the Metabolic Syndrome and Optimal Cutoff Points of Waist Circumference in the Middle East. Diabetes Care. Jun 2009; 32( 6): 1092-97.
40- EsmailnasabN, Moradi G, Delaveri A. Risk Factors of Non-Communicable Diseases and Metabolic Syndrome. Iranian J PublHealth.2014; 14(7):77-85.
41-Esmaillzadeh A, Mirmiran P, Azadbakht L, Etemadi A, Azizi F. High Prevalence of the Metabolic Syndrome in Iranian Adolescents. OBESITY.2006; 14(3):377-82.
42- Ebrahimi-Mameghani M, Farsad NaimiA, NoorMohammadi, ZbdftryN. Prevalence of Metabolic syndrome in Tabriz city firefighters. J Kermanshah Univ Med Sci.2011; 15( 4):296-302.
43-Mohebbi I, Saadat S, Aghassi M, Shekari M, Matinkhah M, et al. Prevalence of Metabolic Syndrome in Iranian Professional Drivers: Results from a Population Based Study of 12,138 Men. PLoS ONE . 2012 ;7(2): e31790.
44-Yousefzadeh G, Sheikhvatan M. Age and gender differences in the clustering of metabolic syndrome combinations: A prospective cohort research from the Kerman Coronary Artery Disease Risk Study (KERCADRS). Diabetes Metab Syndr. 2015 Oct-Dec; 9(4):337-42.
45-Ghiyas Tabari M, Naseri F, Paad E, Majidi F, Marjani A.Prevalence of Metabolic Syndrome in Baluch Women in Chabahar.International Journal of Osteoporosis and Metabolic Disorders.2015; 8 (2): 27-34.
46- Reisi N, Azhir A, Hashemipour M, Pouran Raeissi P, Amini A, MoafiA. The metabolic syndrome in survivors of childhood acute lymphoblastic leukemia in Isfahan, Iran. JRMS 2009; 14(2): 111-116.
47-Marjani A, Aliakbari F , Kamkar MZ. Body Mass Index Dependent Metabolic Syndrome in Severe Mental Illness Patients. International Journal of Osteoporosis and Metabolic Disorders .2015; 8 (1): 19-26.
48-Saneei P, Hashemipour M, Kelishadi R, Rajaei S, Zerafaishoaa N, EsmaillzadehA. Effect of the DASH diet on metabolic syndrome and lipid profiles in adolescents: a randomized cross-over clinical trial. Iranian Journal of Nutrition Sciences & Food Technology.2013; 8(3):123-36.
49-Mirmiran P Yuzbashian E, AsghariG, Hosseinpour-NiaziS, Azizi F. Consumption of sugar sweetened beverage is associated with incidence of metabolic syndrome in Tehranian children and adolescents. Nutrition & Metabolism.2015; 12(25): 2-9.
50-Asghari G, YuzbashianE , Mirmiran P, Mahmoodi B, Aziz F. Fast Food Intake Increases the Incidence of Metabolic Syndrome in Children and Adolescents: Tehran Lipid and Glucose Study. PLOS ONE.2015;10(10): e0139641. 1-11.
51-Hadaegh F, free Zabetian, Harati, Azizi. Metabolic Syndrome in Adults with normal weight: Tehran Lipid and Glucose Study. Iranian Journal of Diabetes and Lipid Disorders. 2006; 5(4):353-62.
52- Janghorbani M, Amini M. Incidence of metabolic syndrome and its risk factors among type 2 diabetes clinic attenders in Isfahan, Iran. Endokrynol Pol. 2012; 63(5):372-80.
53-Panahi MH, Yavari P, Khalili D, Mehrabi Y, Hadaegh F, Azizi F. Obesity Paradox: Incidence of Coronary Heart Disease in Patients with Chronic Kidney Disease and Metabolic Syndrome. Iranian Journal of Epidemiology 2015; 11(1): 72-81.
54-Scuteri A, NajjarSs, Morrell Ch, Lakatta Eg. The Metabolic Syndrome in Older Individuals: Prevalence and Prediction of Cardiovascular Events. DIABETES CARE.2005; 28 (4):882-7.
55- Aguilar M, Bhuket T, Torres Sh, Liu B . Wong R j. Prevalence of the Metabolic Syndrome in the United States, 2003-2012. JAMA. 2015;313(19):1973-74.
56- Nestel P, Lyu R, Low LP, H-H Sheu W, Nitiyanant W, Saito I, et al. Metabolic syndrome: recent prevalence in East and Southeast Asian populations. Asia Pac J Clin Nutr 2007;16 (2):362-7.
57- Eglit T, Rajasalu T, Lember M. Metabolic Syndrome in Estonia: Prevalence and Associations with Insulin Resistance. Int J Endocrinol. 2012; 2012 (951672):1-6.
58-Khang Y-H, Cho S-Il , Kim H-R. Risks for cardiovascular disease, stroke, ischaemic heart disease, and diabetes mellitus associated with the metabolic syndrome using the new harmonized definition: Findings from nationally representative longitudinal data from an Asian population . Atherosclerosis. 2010; 213(2):579–85.
59-Hildrum B, Mykletun A, Hole T, Midthjell K, Dahl A. Age-specific prevalence of the metabolic syndrome defined by the International Diabetes Federation and the National Cholesterol Education Program: the Norwegian HUNT 2 study. BMC Public Health 2007; 7(220): 1-9.
60-Kim S-H, Kim K, Kwak MH, Kim Hj, Kim H-S, Kim Kh. The Contribution of Abdominal Obesity and Dyslipidemia to Metabolic Syndrome in Psychiatric Patients. kjim.2010 ; 25(2):168-73.
61-Beltrán-Sánchez H, Harhay MO, Harhay MM, McElligott S. Prevalence and Trends of Metabolic Syndrome in the Adult U.S. Population, 1999–2010. JACC. 2013; 62(8): 697–703.
62- Cheung B .M, Wat N.M, Man Y.B, Tam S, Thomas G.N, Leung G.M, Cheng Ch.H, Woo J, Janus E.D, Lau Ch.P , Lam T.H, Lam K.S.L. Development of Diabetes in Chinese With the Metabolic Syndrome. DIABETES CARE. 2007 ; 30(6): 1430-36.
63- Yu Sh , Guo X, Yang H, Zheng L, Sun Y. Metabolic syndrome in hypertensive adults from rural Northeast China: an update. BMC Public Health. 2015; 15(247):2-8.
64- He K, Liu K, Daviglus ML, Morris SJ, Loria CM, Van Horn L, Jacobs DR Jr, Savage PJ. JMagnesium Intake and Incidence of Metabolic Syndrome Among Young Adults.o.uCirculation .2006;4(113):1675-82.
65-LaMonte M J, Barlow CE, Jurca R, Kampert JB, Church T S, Blair S N. Cardiorespiratory Fitness Is Inversely Associated With the Incidence of Metabolic Syndrome A Prospective Study of Men and Women. Circulation . 2005; 112:505-12.
66- Li Y, Yatsuya H, Iso H, Tamakoshi K, Toyoshima H. Incidence of metabolic syndrome according to combinations of lifestyle factors among middle-aged Japanese male workers.Preventive Medicine. 2010;51(2): 118–122.
67-Osawa H , Sugihara N, Ukiya T , Ishizuka Y), Birkhed D, Hasegawa M, Matsukubo T. Metabolic Syndrome, Lifestyle, and Dental Caries in Japanese School Children . Bull Tokyo Dent Coll . 2015 ; 56(4): 233–41.
68- Esposito K1, Chiodini P, Colao A, Lenzi A, Giugliano D. Metabolic Syndrome and Risk of Cancer. Diabetes Care .2012 ; 35(11):2402-11.
69- Reaven GM. Banting lecture 1988, Role of insulin resistance in human disease. Diabetes 1988; 37: 1595- 607.
70- Expert Panel on Detection, Evaluation, and Treatment of High Blood Cholesterol in Adults. Executive Summary of The Third Report of The National Cholesterol Education Program (NCEP) Expert Panel on Detection, Evaluation, And Treatment of High Blood Cholesterol In Adults (Adult Treatment Panel III). JAMA 2001; 285: 2486-97.
71- Alberti KG, Zimmet P, Shaw J. IDF Epidemiology task force consensus group. The metabolic syndrome a new worldwide definition. Lancet 2005; 366:1059-62. . 72- Grundy SM, Cleeman JI, Daniels SR, Donato KA, Eckel RH, Franklin BA, Gordon DJ, Krauss RM, Savage PJ, Smith SC Jr, Spertus JA, Costa F, American Heart Association, National Heart, Lung, and Blood Institute. Diagnosis and management of the metabolic syndrome: an American Heart Association/National Heart, Lung, and Blood Institute Scientific Statement. Circulation 2005;112:2735–52.
73-Montazerifar F, Karajibani M, Ansari-Moghaddam A. Evaluation of risk factors of nonalcoholic fatty liver disease in the adult population of Zahedan, Iran. Zahedan J Res Med Sci. 2014; 16(8): 12-15.
74- Khosravi N, Hadavi F, Farahni A. The Correlation between Physical Activity and Depression and Anxiety among High School Students in Saveh, Iran. Sport Psychology Studies.2012;1: 7-14.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | در مطالعه مقطعی سال 1387 حدود 1800 نفر از جمعیت به ظاهر سالم، شهر زاهدان، جهت بررسی شیوع سندرممتابولیک مورد مطالعه قرارگرفتند. بعد از گذشت این فاصله زمانی چند ساله، همان جمعیت مجدد جهت رخداد سندرممتابولیک و پیامدهای ناشی از آن، تحت پیگیری قرار میگیرند. پس از مراجعه به درب منازل نمونههای مورد بررسی در رابطه با هدف مطالعه توضیحات لازم داده خواهد شد ب پس از اخذ رضایتنامه کتبی از افراد، در صورت موافقت آنان، اطلاعات لازم با انجام تستهای آزمایشگاهی، شاخصهای تنسنجی و پرسشنامههای استاندارد، جمعآوری خواهد شد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | نمونهگیری آزمایشگاهی توسط کارشناسان مجرب علوم آزمایشگاهی انجام میشود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | انتظار میرود که نتایج پژوهش حاضر، بتواند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مسئولین و سیاستگذاران بهداشتی کشورقرار دهد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | پژوهش حاضر عوارض جانبی ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | تمامی آزمایشات رایگان خواهد بود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | روشهای جایگزین وجود ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | من به محقق این اختیار را میدهم که تمام اطلاعات خود را به صورت کاملا محرمانه( بدون همراه بودن با نام و نام خانوادگی) منتشر نماید. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | چنانچه پس از انجام آزمایشات وپر کردن پرسشنامهها سوالی برای افراد پیش آید می توانند با شماره تلفن 09300995332 با ما تماس بگیرند. در ضمن در صورت تمایل خلاصهای از نتایج مطالعه در پایان کار در اختیار افراد قرار خواهد گرفت. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | اینجانب میدانم هر زمانی که مایل باشم( و بدون نیاز به ارائه دلیل) میتوانم از مطالعه خارج شوم. البته برای من این حق وجود دارد که در صورت عدم تمایل به همکاری خود در این تحقیق خاتمه دهم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | اینجانب با آگاهی ازاهداف مطالعه و این که شرکت من در این مطالعه داوطلبانه است موافقت خود را با همکاری در این تحقیق اعلام میدارم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی |
بسمه تعالی آزمایشگاه رفرانس زاهدان بررسی میزان بروز وعوامل موثر بر سندرم متابولیک در افراد بالای 20 سال شهرزاهدان وفراوانی آن در ایران کد خانوار تاریخ مصاحبه: ساعت شروع مصاحبه: ساعت خاتمه: کد پرسشگر: تاریخ مراجعه: نام و نام خانوادگی: کد خوشه : آدرس و شماره تلفن : قومیت : بلوچ1 سیستانی1 بیرجندی1 سایر1 سن(سال) : جنس : مرد1 زن 1 سطح تحصیلات : تعدادکلاس درس شغل : میزان درآمد ماهانه: آیا در طی دوره زندگی خود حداقل به مدت 6 ماه،هریک ازموارد زیر را مصرف کرده اید؟ بلی 1 خیر 1 در صورتی که پاسخ شما مثبت است به سوالات زیر پاسخ دهید.
آیا داروی خاصی مصرف می کنید؟ بلی 1 خیر 1 درصورت بلی به سوالات زیرپاسخ دهید.
سابقه دیابت: نوع دیابت: تیپ 1 1 تیپ 2 1 درمان دریافتی برای دیابت: -آیا به دلیل بیماری قلبی –عروقی تاکنون در بیمارستان بستری شده اید؟ بلی 1 خیر1 -آیا به دلیل بیماری قلبی –عروقی تاکنون آنژیوگرافی شده اید؟ بلی 1 خیر1 وزن(Kg): قد(Cm): BMI: دورکمر: دور باسن: دوربازو: دورمچ دست: فشارخون سیستولیک(mmHg) نوبت اول : نوبت دوم : میانگین: فشار خون دیاستولیک(mmHg) نوبت اول: نوبت دوم: میانگین: آزمایشات :
پرسشنامه رژیم غذایی سوالات در رابطه با مواد غذایی که طی هفته گذشته مصرف کرده اید: ( تمام مواد غذایی را که تا زمان رفتن به رختخواب به صورت میان وعده یا وعده های غذایی در خانه، محل کار، رستوران یا هرجای دیگری مصرف کرده اید را در نظر بگیرید )
(پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی) ما قصد داریم درباره فعالیت های بدنی که مردم به عنوان بخشی از زندگی روزمره شان انجام می دهند، اطلاعات کسب کنیم. سؤالها در مورد زمان هایی خواهد بود که شما در طول 7 روز گذشته به صورت حرکات بدنی فعال بوده اید. لطفاً به تک تک سؤالات پاسخ دهید حتی اگر خود را فرد فعالی به حساب نمی آورید. لطفاً فعالیت هایی را که در محل کار، یا به عنوان بخشی از کار منزل و حیاط (باغچه)، رفتن از جایی به جای دیگر، تمرینات ورزشی و فعالیت هایی که به عنوان سرگرمی در اوقات فراغت انجام می دهید، مدنظر قرار دهید.تمام فعالیت های شدیدی را که در طول 7 روز اخیر انجام داده اید، مدنظر قرار دهید. فعالیت های شدید به فعالیت هایی اطلاق می شود که قدرت بدنی زیادی می خواهد و باعث می شود بسیار شدیدتر از حالت عادی نفس بکشید. لطفاً فقط فعالیت هایی را مدنظر قرار دهید که حداقل به مدت 10 دقیقه به صورت پیوسته انجام داده اید.
١ -در طول 7 روز اخیر چند روز آن فعالیت بدنی شدید مانند بلند کردن اجسام سنگین، حفاری ،مثل کندن باغچه، ایروبیک ،ورزش هوازی، دوچرخه سواری سریع، فوتبال و دویدن داشته اید؟ .............. روز در هفته • فعالیت بدنی شدید نداشته ام(مراجعه به سؤال3) 2- معمولا چه مدت زمانی در چنین روزهایی برای انجام این فعالیت های بدنی شدید به صورت پیوسته صرف کرده اید؟ ............. • ساعت در روز ............... • دقیقه در روز فعالیت های بدنی متوسطی را که در طول 7 روز اخیر انجام داده اید، مدنظر قرار دهید. فعالیت های فیزیکی متوسط به فعالیت هایی اطلاق می شود که قدرت متوسطی می خواهد و باعث می شود شما کمی تندتر از حالت عادی نفس بکشید. لطفاً فقط فعالیت هایی را مدنظر قرار دهید که حداقل به مدت 10دقیقه به صورت پیوسته انجام داده اید.
٣ -در طول 7 روز اخیر چند روز آن فعالیت فیزیکی متوسط مانند حمل بارهای سبک، دوچرخه سواری با سرعت متوسط یا والیبال انجام داده اید؟ لطفاً پیاده روی را به حساب نیاورید. • .............. روز در هفته • فعالیت بدنی متوسط نداشته ام (مراجعه به سؤال 5) ۴ –معمولا چه مدت زمانی در چنین روزهایی برای انجام فعالیت های بدنی متوسط صرف کرده اید؟ ............. • ساعت در روز .............. • دقیقه در روز لطفاً مدت زمانی را که در طول 7 روزگذشته به پیاده روی اختصاص داده اید، مدنظر قرار دهید. این قسمت پیاده روی در محل کار، در خانه، برای رفتن از محلی به محل دیگر و هر نوع پیاده روی دیگر که شما به عنوان تفریح، ورزش، تمرینات جسمانی یا در اوقات فراغت انجام داده اید را شامل می شود
۵ -در طول 7 روز اخیر، چند روز آن به مدت حداقل 10 دقیقه و به صورت پیوسته پیاده روی داشته اید؟ .............. • روز در هفته •پیاده روی نداشته ام (مراجعه به سؤال 7)
۶ -معمولا چه مدت زمانی در چنین روزهایی برای پیاده روی صرف کرده اید؟ ............. ساعت در روز .............. دقیقه در روز • نمی دانم/ مطمئن نیستم آخرین سؤال مربوط به اوقاتی است که شما در طول 7 روز اخیر به نشستن اختصاص داده اید که شامل نشستن در محل کار، در خانه، هنگام انجام تکالیف و در اوقات فراغت می باشد. این زمان نشستن پشت میز، نشستن یا لم دادن هنگام تماشای تلوزیون و مطالعه و زمانی که برای نشستن با دوستان و فامیل اختصاص داده اید را هم شامل می شود. ٧ - در طول 7 روز اخیر، چه مدت زمانی را در هر روز به نشستن اختصاص داده اید؟ الف) .......... ساعت در روز ب .......... دقیقه در روز ج) نمی دانم/ مطمئن نیستم
از همکاری شما سپاسگزاریم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|---|---|---|
| Answer To Reviewer Comments.pdf | 1399/11/25 | 240981 | دانلود |
| Thesis.doc | 1399/11/25 | 4820480 | دانلود |
| Thesis.pdf | 1399/11/25 | 5063033 | دانلود |
| Answer.docx | 1399/12/05 | 16654 | دانلود |
| Answer.pdf | 1399/12/05 | 151594 | دانلود |
| Thesis.pdf | 1399/12/05 | 5069403 | دانلود |
| Thesis.doc | 1399/12/05 | 4890624 | دانلود |
| Final.doc | 1399/12/19 | 3787776 | دانلود |
| Answer-Final.docx | 1399/12/19 | 14834 | دانلود |