
| کد طرح | 8309 |
| عنوان فارسی طرح | مقایسهء فراوانی پلی مورفیسم 27823T>C))FOKI ژن گیرنده ویتامین D و سطح سرمی ویتامین D درافراد با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل |
| عنوان لاتین طرح | Comparison of FOKI (27823T>C) polymorphism of Vitamin D Receptor gene and vitamin D serum levels in patients with polycystic ovary syndrome and control group |
| نوع طرح | کاربردی |
| محل اجرای طرح | بیمارستان علی ابن ابیطالب |
| رسته مطالعاتی | مورد شاهدی |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| مرضیه قاسمی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | مشاور تخصصی | فلوشیپ | drghasemim@yahoo.com |
| آنوش نقوی | استاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویی | مشاور علمی | دکترای تخصصی | anooshnaghavi@yahoo.com |
| مرضیه کوهستانی | دانشجو | جمع آوری نمونه ها | دکترای تخصصی | Marzieh.koohestani21@gmail.ir |
| محمد هاشمی | مشاور | نظارت بر اجرای طرح | دکترا - PHD | mhd.hashemi@gmail.com |

| عنوان | متن |
|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | مقایسهء فراوانی پلی مورفیسم 27823T>C))FOKI ژن گیرنده ویتامین D و سطح سرمی ویتامین D درافراد با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل |
| خلاصه طرح به لاتین | Comparison of FOKI (27823T>C) polymorphism of Vitamin D Receptor gene and vitamin D serum levels in patients with polycystic ovary syndrome and control group |
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | |
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | در حدود 30 تا 40 درصد از علل ناباروری در زنان مربوط به اختلال عملکرد تخمدان ها می باشد. شایعترین علت اختلال عملکردی تخمدان ، سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) می باشد که از رایجترین بیماری های اندوکرین زنان در سنین باروری بوده و یکی از دلایل بسیار معمول نازایی در زنان محسوب می شود. همچنین شیوع آن در جهان بین 6 تا 10 درصد است (1-3). این سندرم برای نخستین بار در سال 1935 میلادی توسط اشتین و لنتال به صورت داشتن تخمدان های پلی کیستیک ، اختلالات بالینی سیکل قاعدگی ، ناباروری ، چاقی و هایپراندروژنیسم تعریف شد. همچنین در این بیماران درجاتی از هیرسوتیسم دیده میشود (4). در حال حاضر این سندرم با وجود دو معیار از سه شاخص: عدم تخمک گذاری یا الیگواووالسیون ، شواهد بالینی یا آزمایشگاهی افزایش سطوح آندروژن ها و نمای تخمدان پلی کیستیک در سونوگرافی تشخیص داده می شود(5). این بیماری به شکل های گوناگونی بیماران را تحت تأثیر قرار می دهد و علاوه بر ناباروری می تواند برای برخی بیماری ها از قبیل بیماری های قلبی عروقی به عنوان عامل خطری باشد (6) . علت ایجاد این سندرم به درستی مشخص نشده است ولی با برخی تغییرات هورمون ها و افزایش مقاومت به انسولین ارتباط دارد و احتمالاً پایه ژنتیکی نیز دارد (7-9). عواملی مانند مقاومت به انسولین، هورمون های آندروژن، LH و FSH به طور مستقیم و غیر مستقیم در ایجاد ناباروری در این بیماران نقش عمده ای دارند. علاوه بر این، عوامل تغذیه ای نیز ممکن است در ایجاد ناباروری نقش مؤثری داشته باشند (10و11). مطالعات جدید موید نقش احتمالی ویتامین D در ترشح انسولین و بهبود مقاومت به انسولین بوده و حتی به نظر می رسد کمبود ویتامین D یک فاکتور موثر در پاتوژنز سندرم متابولیک می باشد (12و13). کمبود ویتامین D در کل جوامع خیلی شایع است. طبق مطالعات انجام شده به نظر می رسد بیش از 50 درصد جمعیت ایرانی دچار کمبود این ویتامین می باشند (14). برخی از مطالعات جدید نشان دهنده رابطه بین کمبود ویتامین D و ایجاد و پیشرفت مقاومت به انسولین، ایجاد هیپرتانسیون، دیس لیپیدمی، ایجاد اختلال تحمل قند و دیابت و در مجموع افزایش شیوع چاقی و سندروم متابولیک می باشد (15– 20) . این تئوری توسط این فرضیه تایید می شود که ژن رسپتور ویتامین D تنظیم کننده حدود 3 درصد از ژنهای بدن انسان از جمله ژن های درگیر در متابولیسم گلوکز ولیپید و کنترل فشار خون می باشد (21). بعضی از مطالعات موجود نیز به شیوع بیشتر کمبود ویتامین D در بیماران سندرم تخمدان پلی کیستیک و رابطه این کمبود با ایجاد مقاومت به انسولین در این بیماران اشاره کرده اند (22و23). در رابطه با وضعیت سطح ویتامین D و همچنین پلی مورفیسم های ژنی مربوط به رسپتور ویتامین D در این بیماران مطالعات محدودی به انجام رسیده است . برای نمونه در مطالعه ای که توسط El-Shal و همکاران در سال 2013 بر روی 150 زن مصری مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک انجام گرفت ، وضعیت پلی مورفیسم های گیرنده ویتامین D (TaqI and ApaI) در این بیماران به روش RFLP-PCR ارزیابی گردید ( VDR Taq-I T/C (rs731236) and Apa-I A/C (rs7975232)). در این مطالعه تعداد 150 نفر زن سالم نیز به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. براساس نتایج این مطالعه مشاهده گردید که سطح سرمی ویتامین D در گروه بیمار به طور معنی داری پایین تر از گروه شاهد بود. همچنین مشاهده گردید که ژنوتیپ CC مربوط به Taq-I ، و آلل C ، با افزایش ریسک سندرم تخمدان پلی کیستیک همراه است. در حالی که پلی مورفیسم مربوط به Apa-I چنین ارتباطی را نشان نداد (24). همچنین در مطالعه دیگری که توسط وکیلی و همکاران در سال 2013 در تهران انجام گرفت ، 260 زن مبتلا به تخمدان پلی کیستیک به عنوان گروه مورد و 221 زن سالم از نظر تخمک گذاری به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. پلی مورفیسم های مربوط به ژن گیرنده ویتامین D (rs757343) به کمک PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج این مطالعه مشاهده گردید که پراکندگی ژنوتیپی و آلی بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشته و در نتیجه این SNP با افزایش ریسک سندرم تخمدان پلی کیستیک همراه نیست (25). در مطالعه مشابه دیگری که در تایوان توسط Lin و همکاران در سال 2011 انجام گرفت ، ژنوتیپ های دو SNP مربوط به ژن گیرنده ویتامین D ، مورد بررسی قرار گرفت (1521 bp (G/C) and 1012 bp (A/G)) . همچنین سطح سرمی ویتامین D سنجیده شد. براساس نتایج این مطالعه مشخص گردید که پراکندگی ژنوتیپی مورد نظر میان بیماران مورد بررسی تفاوت معنی داری را نشان نداد و در نتیجه با افزایش ریسک تخمدان پلی کیستیک همراه نیست . البته سطح سرمی کمتر ویتامین D در موارد هتروزیگوت هاپلوتایپ 1521CG/1012GA در هر دو گروه مورد و شاهد دیده شد (26). در مطالعه دیگری نیز که توسط Wehr و همکاران در استرالیا انجام و در سال 2011 منتشر گردید ، وضعیت پلی مورفیسم های مربوط به ژن گیرنده ویتامین D در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل ارزیابی گردید ((Cdx2, Bsm-I, Fok-I, Apa-I, and Taq-I), GC, DHCR7, and CYP2R1 ). براساس نتایج این مطالعه ، سطح سرمی ویتامین دی دارای یک ارتباط معکوس با میزان مقاومت به انسولین بود . همچنین مشاهده گردید زنان بیماری که دارای ژنوتیپ GC ‘GG و همچنین DHCR7 ‘GG بودند ، ریسک بیشتری برای سطح سرمی ویتامین D کمتر از 20 نانوگرم در میلی لیتر را داشتند (27). در یک مطالعه مشابه دیگر که در هند ، توسط Dasgupta و همکاران در سال 2014 انجام گرفت ، پلی مورفیسم های ژن مربوط به گیرنده ویتامین D در 250 زن مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و به همان تعداد گروه کنترل ارزیابی گردید (Cdx2, Fok1, Apa1 and Taq1). براساس نتایج این مطالعه مشاهده گردید که فقط Cdx2 در بین دو گروه تفاوت معنی داری را نشان داد که نشان دهنده نقش محافظتی این SNP در برابر فنوتیپ سندرم تخمدان پلی کیستیک بود. البته بعضی تفاوت ها در مورد برخی صفت های بالینی در بین بیماران دیده شد . برای نمونه Fok1 در رابطه با وجود ناباروری ، تفاوت معنی داری را نشان داد و یا Cdx2 با سطح تستوسترون ارتباط معنی داری داشت (28). از این رو با توجه به نقش تفاوت های جغرافیایی بر ویژگیهای ژنتیکی بیماران ، و از طرفی عدم انجام چنین مطالعه ای در این منطقه ، بر آن شدیم تا این مطالعه را با هدف بررسی وضعیت پلی مورفیسم ژن گیرنده ویتامین D ، و سطح سرمی آن ، در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مراجعه کننده به بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) زاهدان در سال 1396 به انجام برسانیم. در حدود 30 تا 40 درصد از علل ناباروری در زنان مربوط به اختلال عملکرد تخمدان ها می باشد. شایعترین علت اختلال عملکردی تخمدان ، سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) می باشد که از رایجترین بیماری های اندوکرین زنان در سنین باروری بوده و یکی از دلایل بسیار معمول نازایی در زنان محسوب می شود. همچنین شیوع آن در جهان بین 6 تا 10 درصد است (1-3). این سندرم برای نخستین بار در سال 1935 میلادی توسط اشتین و لنتال به صورت داشتن تخمدان های پلی کیستیک ، اختلالات بالینی سیکل قاعدگی ، ناباروری ، چاقی و هایپراندروژنیسم تعریف شد (4). در حال حاضر این سندرم با وجود دو معیار از سه شاخص: عدم تخمک گذاری یا الیگواووالسیون ، شواهد بالینی یا آزمایشگاهی افزایش سطوح آندروژن ها و نمای تخمدان پلی کیستیک در سونوگرافی تشخیص داده می شود(5). این بیماری به شکل های گوناگونی بیماران را تحت تأثیر قرار می دهد و علاوه بر ناباروری می تواند برای برخی بیماری ها از قبیل بیماری های قلبی عروقی به عنوان عامل خطری باشد (6) . علت ایجاد این سندرم به درستی مشخص نشده است ولی با برخی تغییرات هورمون ها و افزایش مقاومت به انسولین ارتباط دارد و احتمالاً پایه ژنتیکی نیز دارد (7-9). عواملی مانند مقاومت به انسولین، هورمون های آندروژن، LH و FSH به طور مستقیم و غیر مستقیم در ایجاد ناباروری در این بیماران نقش عمده ای دارند. علاوه بر این، عوامل تغذیه ای نیز ممکن است در ایجاد ناباروری نقش مؤثری داشته باشند (10و11). مطالعات جدید موید نقش احتمالی ویتامین D در ترشح انسولین و بهبود مقاومت به انسولین بوده و حتی به نظر می رسد کمبود ویتامین D یک فاکتور موثر در پاتوژنز سندرم متابولیک می باشد (12و13). کمبود ویتامین D در کل جوامع خیلی شایع است. طبق مطالعات انجام شده به نظر می رسد بیش از 50 درصد جمعیت ایرانی دچار کمبود این ویتامین می باشند (14). برخی از مطالعات جدید نشان دهنده رابطه بین کمبود ویتامین D و ایجاد و پیشرفت مقاومت به انسولین، ایجاد هیپرتانسیون، دیس لیپیدمی، ایجاد اختلال تحمل قند و دیابت و در مجموع افزایش شیوع چاقی و سندروم متابولیک می باشد (15– 20) . این تئوری توسط این فرضیه تایید می شود که ژن رسپتور ویتامین D تنظیم کننده حدود 3 درصد از ژنهای بدن انسان از جمله ژن های درگیر در متابولیسم گلوکز ولیپید و کنترل فشار خون می باشد (21). بعضی از مطالعات موجود نیز به شیوع بیشتر کمبود ویتامین D در بیماران سندرم تخمدان پلی کیستیک و رابطه این کمبود با ایجاد مقاومت به انسولین در این بیماران اشاره کرده اند (22و23). در رابطه با وضعیت سطح ویتامین D و همچنین پلی مورفیسم های ژنی مربوط به رسپتور ویتامین D در این بیماران مطالعات محدودی به انجام رسیده است . برای نمونه در مطالعه ای که توسط El-Shal و همکاران در سال 2013 بر روی 150 زن مصری مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک انجام گرفت ، وضعیت پلی مورفیسم های گیرنده ویتامین D (TaqI and ApaI) در این بیماران به روش RFLP-PCR ارزیابی گردید ( VDR Taq-I T/C (rs731236) and Apa-I A/C (rs7975232)). در این مطالعه تعداد 150 نفر زن سالم نیز به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شد. براساس نتایج این مطالعه مشاهده گردید که سطح سرمی ویتامین D در گروه بیمار به طور معنی داری پایین تر از گروه شاهد بود. همچنین مشاهده گردید که ژنوتیپ CC مربوط به Taq-I ، و آلل C ، با افزایش ریسک سندرم تخمدان پلی کیستیک همراه است. در حالی که پلی مورفیسم مربوط به Apa-I چنین ارتباطی را نشان نداد (24). همچنین در مطالعه دیگری که توسط وکیلی و همکاران در سال 2013 در تهران انجام گرفت ، 260 زن مبتلا به تخمدان پلی کیستیک به عنوان گروه مورد و 221 زن سالم از نظر تخمک گذاری به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. پلی مورفیسم های مربوط به ژن گیرنده ویتامین D (rs757343) به کمک PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت. براساس نتایج این مطالعه مشاهده گردید که پراکندگی ژنوتیپی و آلی بین دو گروه تفاوت معنی داری نداشته و در نتیجه این SNP با افزایش ریسک سندرم تخمدان پلی کیستیک همراه نیست (25). در مطالعه مشابه دیگری که در تایوان توسط Lin و همکاران در سال 2011 انجام گرفت ، ژنوتیپ های دو SNP مربوط به ژن گیرنده ویتامین D ، مورد بررسی قرار گرفت (1521 bp (G/C) and 1012 bp (A/G)) . همچنین سطح سرمی ویتامین D سنجیده شد. براساس نتایج این مطالعه مشخص گردید که پراکندگی ژنوتیپی مورد نظر میان بیماران مورد بررسی تفاوت معنی داری را نشان نداد و در نتیجه با افزایش ریسک تخمدان پلی کیستیک همراه نیست . البته سطح سرمی کمتر ویتامین D در موارد هتروزیگوت هاپلوتایپ 1521CG/1012GA در هر دو گروه مورد و شاهد دیده شد (26). در مطالعه دیگری نیز که توسط Wehr و همکاران در استرالیا انجام و در سال 2011 منتشر گردید ، وضعیت پلی مورفیسم های مربوط به ژن گیرنده ویتامین D در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل ارزیابی گردید ((Cdx2, Bsm-I, Fok-I, Apa-I, and Taq-I), GC, DHCR7, and CYP2R1 ). براساس نتایج این مطالعه ، سطح سرمی ویتامین دی دارای یک ارتباط معکوس با میزان مقاومت به انسولین بود . همچنین مشاهده گردید زنان بیماری که دارای ژنوتیپ GC ‘GG و همچنین DHCR7 ‘GG بودند ، ریسک بیشتری برای سطح سرمی ویتامین D کمتر از 20 نانوگرم در میلی لیتر را داشتند (27). در یک مطالعه مشابه دیگر که در هند ، توسط Dasgupta و همکاران در سال 2014 انجام گرفت ، پلی مورفیسم های ژن مربوط به گیرنده ویتامین D در 250 زن مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و به همان تعداد گروه کنترل ارزیابی گردید (Cdx2, Fok1, Apa1 and Taq1). براساس نتایج این مطالعه مشاهده گردید که فقط Cdx2 در بین دو گروه تفاوت معنی داری را نشان داد که نشان دهنده نقش محافظتی این SNP در برابر فنوتیپ سندرم تخمدان پلی کیستیک بود. البته بعضی تفاوت ها در مورد برخی صفت های بالینی در بین بیماران دیده شد . برای نمونه Fok1 در رابطه با وجود ناباروری ، تفاوت معنی داری را نشان داد و یا Cdx2 با سطح تستوسترون ارتباط معنی داری داشت (28). از این رو با توجه به نقش تفاوت های جغرافیایی بر ویژگیهای ژنتیکی بیماران ، و از طرفی عدم انجام چنین مطالعه ای در این منطقه ، بر آن شدیم تا این مطالعه را با هدف بررسی وضعیت پلی مورفیسم ژن گیرنده ویتامین D ، و سطح سرمی آن ، در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مراجعه کننده به بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) زاهدان در سال 1396 به انجام برسانیم |
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | |
| روش های موجود کدامها هستند؟ | |
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | |
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
|
| هدف کلی طرح | مقایسه فراوانی پلی مورفیسم 27823T>C))FOKI ژن گیرنده ویتامین D و سطح سرمی ویتامین D درزنان با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل |
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | |
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | |
| اهداف اختصاصی | 1. تعیین فراوانی پلی مورفیسم 27823T>C))FOKI ژن گیرنده ویتامین D و سطح سرمی ویتامین D درزنان با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک 2.تعیین فراوانی پلی مورفیسم 27823T>C))FOKI ژن گیرنده ویتامین D و سطح سرمی ویتامین D در گروه کنترل 3. تعیین ارتباط پلی مورفیسم 27823T>C))FOKI ژن گیرنده ویتامین D و سطح سرمی ویتامین D درزنان با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل 4. تعیین میانگین سطح سرمی ویتامین D در زنان با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک 5. تعیین میانگین سطح سرمی ویتامین D در گروه کنترل 6. مقایسه میانگین سطح سرمی ویتامین D درزنان با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل 7.تعیین میانگین اسکور هیرسوتیسم در زنان با نازایی مبتلا ب سندرم تخمدان پلی کیستیک 8. تعیین میانگین اسکور هیرسوتیسم در گروه کنترل 9.مقایسه میانگین اسکور هیرسوتیسم درزنان با نازایی مبتلا ب سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل 10.تعیین میانگین BMI در زنان با نازایی مبتلا ب سندرم تخمدان پلی کیستیک 11.تعیین میانگین BMI در گروه کنترل 12.مقایسه میانگین BMI در نازایی زنان با مبتلا ب سندرم تخمدان پلی کیستیک و گروه کنترل |
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | |
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاه علوم پزشکی زاهدان بیمارستان علی بن ابیطالب(ع) زاهدان |
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | |
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | |
| تعریف واژه های تخصصی | ژن گیرنده ویتامین D ، سطح سرمی ویتامین D، سندرم تخمدان پلی کیستیک: از رایجترین بیماری های اندوکرین زنان در سنین باروری بوده و یکی از دلایل بسیار معمول نازایی در زنان محسوب می شود در حال حاضر این سندرم با وجود دو معیار از سه شاخص: عدم تخمک گذاری یا الیگواووالسیون ، شواهد بالینی یا آزمایشگاهی افزایش سطوح آندروژن ها و نمای تخمدان پلی کیستیک در سونوگرافی تشخیص داده می شود |
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | |
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| نوع مطالعه | مورد شاهدی (کمی – تحلیلی) |
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | زنان با نازایی مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مراجعه کننده به بیمارستان امام علی(ع) زاهدان در سال 96 که بیماری آنها توسط متخصص تایید شده و بیماری زمینه ای دیگری ندارند به عنوان گروه مورد وارد مطالعه میشوند. گروه کنترل از زنان زوجین نابارور با علت مردانه انتخاب میشوند ک دارای سیکل ماهیانه منظم هستند و مبتلا ب هایپرآندروژنیسم و تخمدان پلی کیستسک نمیباشند و بیماری شناخته شده ای ندارند و ب کلینیک نازایی مراجعه میکنند نتخاب می شوند.دو گروه بیمار و کنترل از نظر سن .نژاد و گراویته همسان سازی میشوند
معیارهای ورود : داشتن معیارهای سندرم تخمدان پلی کیستیک بر اساس کرایتریای نوتردام رضایت آگاهانه سن بین 18 تا 40 سال عدم ابتلا به بیماری های زمینه ای دیگر و اختلالات ژنتیکی عدم استفاده از داروهای هورمونا ل و مکمل های کلسیم و ویتامین D معیارهای خروج: عدم داشتن معیارهای سندرم تخمدان پلی کیستیک بر اساس کرایتریای نوتردام سن زیر 18سال و بالای40 سال عدم رضایت آگاهانه ابتلا ب بیماریهای زمینه ای دیگر و اختلالات ژنتیکی استغاده از داروهای هورمونال و یا مکمل های کلسیم ویا ویتامینD |
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | |
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | با توجه به مطالعات انجام شده تعداد 150 نفر در گروه بیمار و تعداد 150 نفر در گروه کنترل وارد مطالعه میشوند. مشابه مطالعهAmal S.El-Sally و همکارانش ک در مقاله آنها 150 خانم مبتلا به PCOS 150 خانم بدون ابتلا به PCOS تحت بررسی قرار گرفتند |
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | نمونه گیری غیر احتمالی آسان و در دسترس ب گونه ای که بین گروه های شاهد و مورد همسان سازی نیز برقرار باشد و روش همسان سازی نیز ب صورت گروهی خواهد بود |
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | از طریق تشخیص بالینی، آزمایشات و اقدامات پاراکلینیکی(داده ها در فرم اطلاعاتی ضمیمه ثبت خواهد شد) |
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | این یک مطالعه مورد شاهدی است. جامعه مورد مطالعه شامل افراد با نازایی مبتلا ب سندرم تخمدان پلی کیستیک مراجعه کننده به کلینیک نازایی بیمارستان علی ابن ابیطالب در سال 96 که بیماری آنها توسط متخصص تایید شده و بیماری زمینه ای دیگری ندارند به عنوان گروه مورد وارد مطالعه میشوند گروه کنترل از زنان زوجین نابارور با علت مردانه انتخاب میشوند که دارای سیکل ماهیانه منظم هستند و مبتلا به هایپراندروژنیسم تخمدان پلی کیستیک نمیباشند بیماری شناخته شده دیگری ندارند و ب کلینیک نازایی مراجعه میکنندانتخاب میشوند. نمونه گیری بصورت غیر احتمالی آسان و در دسترس ب گونه ای که بین گروه های شاهد و مورد همسان سازی نیز برقرار باشد و روش همسان سازی نیز ب صورت گروهی خواهد بود(همسان سازی از نظر سن - نژاد– گراویدیته) ، سپس شرایط مطالعه برای بیماران توضیح داده شده و در صورت تمایل و تکمیل فرم رضایت نامه آگاهانه ، و دارا بودن معیارهای مطالعه ، وارد مطالعه می شوند.. در شروع مطالعه درجه هیرسوتیسم بیماران بر اساس اسکوربندی فریمن گالوی و BMI آنها محاسبه و در پرسشنامه ذکر میشود ،سپس از هر بیمار 3 سی سی نمونه خون گرفته شده و سپس سانتریفیوژ شده و سطح سرمی ویتامین D سنجیده خواهد شد. همچنین 2 سی سی خون در لوله های حاوی EDTA گرفته شده و تا زمان انجام آزمایش در دمای 20- نگهداری میگردد. DNA افراد مورد مطالعه به روش salting out استخراج میشود و سپس با استفاده از تکنیک RFLP-PCR پلی مورفیسم مورد نظر ژن VDR مورد بررسی قرار میگیرد. |
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | داده ها وارد نرم افزار آماری SPSS می شوند. سپس از نظر آمارهای توصیفی (میانگین، انحراف معیار، فراوانی و درصد) مورد بررسی قرار می گیرند و آمار تحلیلی(آزمون کای دو و آزمون t مستقل ک در صورت نرمان نبودن سطح دیتا نیز از معادل پارامتریک آن یعنی من ویتینی یو )استفاده میشود. داده ها در سطح اطمینان 95% تجزیه و تحلیل خواهند شد. در پایان نتایج در قالب جداول و نمودار ارائه می گردند. |
| ملاحظات اخلاقی | براساس راهنمای عمومی اخلاق در پژوهشهای علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران ، کدهای زیر رعایت می گردند.
راهنمای اخلاقی پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی در جمهوری اسلامی ایران - پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند و کرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد. 2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند. 3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند. 4- رضایت آگاهانهی فرد دهندهی عضو یا بافت، یا جانشین قانونی او، شرط اساسی در تأیید اخلاقی هر پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی است. رضایتنامه باید با رعایت تمامی اصول مرتبط تهیه و هنگام ارسال طرحنامه برای تصویب، به آن پیوست شده باشد. 5- در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهندهی نمونهی ذخیرهشده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، بهشرط وجود رضایت کلی اولیه بر استفادهی پژوهشی، در صورت تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش میتوان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید از نمونههایی استفاده شود که به نحو برگشتناپذیر بینام شده باشد. 6- تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند. 10- پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود. - پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند و کرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد. 2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند. 3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند. 4- رضایت آگاهانهی فرد دهندهی عضو یا بافت، یا جانشین قانونی او، شرط اساسی در تأیید اخلاقی هر پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی است. رضایتنامه باید با رعایت تمامی اصول مرتبط تهیه و هنگام ارسال طرحنامه برای تصویب، به آن پیوست شده باشد. 5- در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهندهی نمونهی ذخیرهشده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، بهشرط وجود رضایت کلی اولیه بر استفادهی پژوهشی، در صورت تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش میتوان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید از نمونههایی استفاده شود که به نحو برگشتناپذیر بینام شده باشد. 6- تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند. 10- پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود.
|
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | -عدم رضایت بیماران و یا گروه کنترل راه حل پیشنهادی صحبت با آنها و توضیح کامل ب این افراد در مورد اهداف این مطالعه درحد قابل فهم بیماران و کسب رضایت از آنها |
| کلمات کلیدی | ژن گیرنده ویتامین D ، سطح سرمی ویتامین D، سندرم تخمدان پلی کیستیک |
| فهرست منابع و مراجع | 1. Speroff L, Glass RH, Kase NG. Clinical gynecologic endocrinology and infertility. 6th ed. Baltimore: Lippincott Willims & Wilkins. 1999; PP: 1097-1133. 2. Duškov M, Strka L. The Existence of a Male Equivalent of the Polycystic Ovary Syndrome the Present State of the Issue. Prague Med Rep 2006; 107 (1) 17–25. 3. Diamanti-Kandarakis E, Dunaif A. New perspectives in polycystic ovary syndrome. Trends Endocrinol Metab 1996; 7(8): 267–271. 4. Stein IF, Leventhal ML. Amenorrhea associated with bilateral polycystic ovaries. Am J Obstet Gynecol 1935; 29 (2):181-191. 5. Diamanti-Kandarakis E, Kouli CR, Bergiele AT, Filandra FA, Tsianateli TC, Spina GG, et al. A survey of the polycystic ovary syndrome in the Greek island of Lesbos: hormonal and metabolic profile. J Clin Endocrinol Metab 1999;84(11):4006- 11. 6. Radosh L. Drug treatments for polycystic ovary syndrome. Am Fam Physician 2009 Apr 15;79(8):671-6. 7. Prapas N, Karkanaki A, Prapas I, Kalogiannidis I, Katsikis I, Panidis D. Genetics of polycystic ovary syndrome. Hippokratia 2009 Oct;13(4):216-23. 8. Moghetti P, Castello R, Negri C, Tosi F, Perrone F, Caputo M et al. Metformin effects on clinical features, endocrine and metabolic profiles, and insulin sensitivity in polycystic ovary syndrome: a randomized, double- blind, placebo-controlled 6-month trial, followed by open, long-term clinical evaluation. J Clin Endocrinol Metab 2000 Jan;85(1):139-46. 9. Goodarzi MO, Dumesic DA, Chazenbalk G, Azziz R. Polycystic ovary syndrome: etiology, pathogenesis and diagnosis. Nat Rev Endocrinol 2011 Apr;7(4):219-31. 10. Giallauria F, Palomba S, Vigorito C, Tafuri MG, Colao A, Lombardi G et al. Androgens in polycystic ovary syndrome: the role of exercise and diet .Semin Reprod Med 2009 Jul;27(4):306-15. 11. Badawy A, Elnashar A. Treatment options for polycystic ovary syndrome. Int J Womens Health 2011 Feb 8;3:25-35. 12. McCarty MF. Poor vitamin D status may contribute to high risk for insulin resistance, obesity, and cardiovascular disease in Asian Indians. Med Hypotheses. 2009; 72(6):647-51. 13. Gannage-Yared MH, Chedid R, Khalife S, Azzi E, Zoghbi F, Halaby G. Vitamin D in relation to metabolic risk factors, insulin sensitivity and adiponectin in a young Middle-Eastern population. Eur J Endocrinol. 2009;160(6):965-8. 14. Moradzadeh K, Larijani B, Keshtkar AA, Hossein-Nezhad A, Rajabian R, Nabipour I, Omrani GH, Bahrami A, Gooya MM, Delavari A. Normative values of vitamin D among Iranian population: a population based study. International Journal of Osteoporosis & Metabolic Disorders. 2008;1(1):8-15. 15. Pittas AG, Lau J, Hu FB, Dawson-Hughes B. The role of vitamin D and calcium in type 2 diabetes. A systematic review and meta-analysis. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism. 2007 Jun;92(6):2017-29. 16. Witham MD, Nadir MA, Struthers AD. Effect of vitamin D on blood pressure: a systematic review and meta-analysis. 17. Michos ED, Melamed ML. Vitamin D and cardiovascular disease risk. Current Opinion in Clinical Nutrition & Metabolic Care. 2008 Jan 1;11(1):7-12. 18. McCarty MF. Poor vitamin D status may contribute to high risk for insulin resistance, obesity, and cardiovascular disease in Asian Indians. Medical hypotheses. 2009 Jun 30;72(6):647-51. 19. Grethen E, McClintock R, Gupta CE, Jones R, Cacucci BM, Diaz D, Fulford AD, Perkins SM, Considine RV, Peacock M. Vitamin D and hyperparathyroidism in obesity. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism. 2011 Feb 16;96(5):1320-6. 20. Reis JP, Von MÜhlen D, Kritz-Silverstein D, Wingard DL, Barrett-Connor E. Vitamin D, parathyroid hormone levels, and the prevalence of metabolic syndrome in community-dwelling older adults. Diabetes Care. 2007 Jun 1;30(6):1549-55. 21. Thys-Jacobs S, Donovan D, Papadopoulos A, Sarrel P, Bilezikian JP. Vitamin D and calcium dysregulation in the polycystic ovarian syndrome. Steroids. 1999 Jun 30;64(6):430-5. 22. Hahn S, Haselhorst U, Tan S, Quadbeck B, Schmidt M, Roesler S, Kimmig R, Mann K, Janssen OE. Low serum 25-hydroxyvitamin D concentrations are associated with insulin resistance and obesity in women with polycystic ovary syndrome. Experimental and Clinical Endocrinology & Diabetes. 2006 Nov;114(10):577-83. 23. Kotsa K, Yavropoulou MP, Anastasiou O, Yovos JG. Role of vitamin D treatment in glucose metabolism in polycystic ovary syndrome. Fertility and sterility. 2009 Sep 30;92(3):1053-8. 24. Amal S, Shalaby SM, Aly NM, Rashad NM, Abdelaziz AM. Genetic variation in the vitamin D receptor gene and vitamin D serum levels in Egyptian women with polycystic ovary syndrome. Molecular biology reports. 2013 Nov 1;40(11):6063-73. 25. Zadeh-Vakili A, Tehrani FR, Daneshpour MS, Zarkesh M, Saadat N, Azizi F. Genetic polymorphism of vitamin D receptor gene affects the phenotype of PCOS. Gene. 2013 Feb 15;515(1):193-6. 26. Lin MW, Tsai SJ, Chou PY, Huang MF, Sun HS, Wu MH. Vitamin D receptor 1a promotor− 1521 G/C and− 1012 A/G polymorphisms in polycystic ovary syndrome. Taiwanese Journal of Obstetrics and Gynecology. 2012 Dec 31;51(4):565-71. 27. Wehr E, Trummer O, Giuliani A, Gruber HJ, Pieber TR, Obermayer-Pietsch B. Vitamin D-associated polymorphisms are related to insulin resistance and vitamin D deficiency in polycystic ovary syndrome. European journal of endocrinology. 2011 May 1;164(5):741-9. 28. Dasgupta S, Dutta J, Annamaneni S, Kudugunti N, Battini MR. Association of vitamin D receptor gene polymorphisms with polycystic ovary syndrome among Indian women. Indian Journal of Medical Research. 2015 Sep 1;142(3):276. |
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | حدود 30 تا 40 درصد از علل ناباروری در زنان مربوط به اختلال عملکرد تخمدان ها می باشد. شایعترین علت اختلال عملکردی تخمدان ، سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS) می باشد که از رایجترین بیماری های اندوکرین زنان در سنین باروری بوده و یکی از دلایل بسیار معمول نازایی در زنان محسوب می شود. همچنین شیوع آن در جهان بین 6 تا 10 درصد است کمبود ویتامین D در کل جوامع خیلی شایع است. طبق مطالعات انجام شده به نظر می رسد بیش از 50 درصد جمعیت ایرانی دچار کمبود این ویتامین می باشند (14). برخی از مطالعات جدید نشان دهنده رابطه بین کمبود ویتامین D و ایجاد و پیشرفت مقاومت به انسولین، ایجاد هیپرتانسیون، دیس لیپیدمی، ایجاد اختلال تحمل قند و دیابت و در مجموع افزایش شیوع چاقی و سندروم متابولیک می باشد . این تئوری توسط این فرضیه تایید می شود که ژن رسپتور ویتامین D تنظیم کننده حدود 3 درصد از ژنهای بدن انسان از جمله ژن های درگیر در متابولیسم گلوکز ولیپید و کنترل فشار خون می باشد بعضی از مطالعات موجود نیز به شیوع بیشتر کمبود ویتامین D در بیماران سندرم تخمدان پلی کیستیک و رابطه این کمبود با ایجاد مقاومت به انسولین در این بیماران اشاره کرده اند |
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | از هر بیمار 3 سی سی نمونه خون گرفته می شود |
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | با توجه به نقش تفاوت های جغرافیایی بر ویژگیهای ژنتیکی بیماران ، و از طرفی عدم انجام چنین مطالعه ای در این منطقه ، بر آن شدیم تا این مطالعه را با هدف بررسی وضعیت پلی مورفیسم ژن گیرنده ویتامین D ، و سطح سرمی آن ، در بیماران مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک مراجعه کننده به بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) زاهدان در سال 1396 به انجام برسانیم |
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ندارد |
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ندارد |
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | با توجه به اینکه این طرح تحقیقاتی اقدام تشخیصی یا درمانی انجام می شود، هزینه به عهده مجری یا مجریان طرح خواهد بود و بیمار هزینه ای را پرداخت نخواهد کرد. |
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ندارد |
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج بصورت کاملاً محرمانه و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویتدر چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند. |
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | هر زمانی که بیمارمایل بود می توانید پرسشهای خود را در مورد روشهای به کار رفته جهت درمان یا بروز عوارض احتمالی آن روشها را با این شماره تلفن 09131438693 مطرح و مشاوره دریافت نماید |
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهد بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان که مایل بود بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شود |
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام. |
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | فرم اطلاعاتی طرح پژوهشی
نام و نام خانوادگی: شماره پرونده: شماره تلفن:
گروه شاهد:⃝ شماره:.......... گروه مورد:⃝ شماره :............. سن (سال): قومیت: بلوچ⃝ فارس⃝ افغان⃝ وضعیت زایمان های قبلی: G:⃝ P:⃝ Ab:⃝ وزن مادر:......کیلوگرم قدمادر:.......متر BMI:........کیلوگرم بر مترمربع |

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|