
| کد طرح | 8535 |
| عنوان فارسی طرح | مقایسه فراوانی پلی¬مورفیسم¬های C1595T و G1525A ژن TRAIL و A683C و C626G ژن DR4 در مبتلایان به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل |
| عنوان لاتین طرح | Comparison of TRAIL (G1525A and C1595T) and DR4 (A683C and C626G Genes polymorphisms frequency in systematic Lupus erythematosus and Control group |
| نوع طرح | بنیادی |
| محل اجرای طرح | مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی |
| رسته مطالعاتی | مطالعه مورد/شاهد(Case/control)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 330 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| محسن سراوانی | مجری اول | تدوین طرح | دکترای تخصصی | moh.saravani@gmail.com |
| مهناز صندوقی | مجری دوم | ارزیابی بیماران | فوق تخصص | mahnazsandoughi@gmail.com |
| محسن رکنی | همکار | انجام آزمایشات | دکترای تخصصی | a64@gmail.com |
| سمیه اصغری | همکار | پذیرش | کارشناسی | somaye.asghari@yahoo.com |

| عنوان | متن | ||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | مقایسه فراوانی پلی¬مورفیسم¬های C1595T و G1525A ژن TRAIL و A683C و C626G ژن DR4 در مبتلایان به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل | ||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Comparison of TRAIL (G1525A and C1595T) and DR4 (A683C and C626G Genes polymorphisms frequency in systematic Lupus erythematosus and Control group | ||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | لوپوس اریتماتوز سیستمیک[1] (SLE) بیماری ایمونوژنیک و التهابی با واسطه لنفوسیتهای B میباشد که با تولید اتوآنتی بادی بر علیه آنتیژنهای هستهای و واکنش ازدیاد حساسیت نوع III مشخص میگردد. SLE بیماری پلی ژنیک و پیچیده بوده که برهمکنش فاکتورهای ایمنی و دیگر عوامل هورمونی و سلولی منجر به بروز پاسخ التهابی شدید شده که آسیبهای بافتی را در پی دارد. عمده بافتهای درگیر التهاب و تخریب عبارتند از: پوست ، سیستم عصبی ، مفاصل و عضلات و کلیه (۱). اتیولوژی SLE بطور کامل مشخص نمیباشد (۲)، با این حال هر دو عامل ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش دارند (۳). ارتباط بین سن، جنس، موقعیت جغرافیایی و نژاد با SLE نشان داده شده است (۴). اختلال کلیوی مهمترین علت مرگ و میر در مبتلایان بوده بطوری که ۳۰ تا ۷۰ درصد مبتلایان به بیماری کلیوی مبتلاء می شوند (۱و۵). مطالعات ارتباط بین اپوپتوز و بروز SLE را پیشنهاد نمودهاند (۶). مبتلایان به SLE سطوح مختلفی از ناهنجاری در مرگ سلولی شامل افزایش میزان اپوپتوز، نکروز و اتوفاژی و همچنین کاهش کلیرانس اپوپتوتیک بادی ها را نشان می دهند (۷). اپوپتوز یا مرگ برنامه ریزی شده سلول در طی فرایند های بیولوژیک فیزیولوژیک و پاتولوژیک سلول رخ داده و در نهایت سلولهای اپوپتوتیک توسط سیستم فاگوسیتیک حذف میگردند تا از بروز پاسخهای التهابی و ایمنی ممانعت گردد (۸و۹). اختلال در عملکرد فاکتورهای دخیل در اپوپتوز در مدلهای حیوانی SLE نشان داده شده است. اختلال در اپوپتوز منجر به تجمع سلولها و کروماتینهای اپوپتوتیک شده که تشکیل اتوآنتیبادی های هستهای را در پی دارد (۱۰). مطالعات بروی لنفوسیتهای کشت داده شده ( مدل in vitro) یا استخراج شده از خون محیطی مبتلایان به SLE افزایش قابل ملاحظهای در اپوپتوز را نشان داده اند. یکی از مکانیسمهای احتمالی برای این اتفاق عدم تعادل بین فاکتورهای پرواپوپتوتیک و آنتی اپوپتوتیک میباشد (۱۱). مطالعات افزایش میزان اپوپتوز را در نوتروفیلهای پلیمورفونوکلئار (PMNs) جدا شده از خون محیطی مبتلایان به SLE نسبت به نوتروفیلهای جدا شده از افراد سالم را گزارش نمودهاند. همچنین افزایش اپوپتوز در نوتروفیلهای پلیمورفونوکلئار جدا شده از خون افراد سالم با سرم مبتلایان به SLE نیز مشاهده شده است (۱۲). TRAIL جزء خانواده فاکتورهای نکروز دهنده تومور (TNF) بوده که نقش مهمی در اپوپتوز دارد. TRAIL با اتصال به رسپتورهای مرگ ( Death Receptor 4) DR4و DR5 (Death Receptor 5) در سطح سلول منجر به فعالسازی کاسپازها میگردد. فرایندی که در سلولهای سالم مشاهده شده در حالی که سلولهای توموری نسبت به اثر آن مقاوم هستند. سلولهای نورونی نسبت به اپوپتوز القاء شده توسط TRAIL حساس هستند (۱۳). افزایش بیان TRAIL در سرم مبتلایان به SLE نشان داده شده است (۱۴). همچنین ارتباط بین TRAIL و چندین بیماری اتوایمیون مانند مولتیپل اسکلروزیس و تیروئیدیت گزارش شده است (۱۵). ژن TRAIL بروی بازوی بلند کروموزوم ۳ قرار داشته که دارای ۵ اگزون میباشد (۱۶). دو پلیمورفیسم 1525G/A و 1595C/Tدر ناحیه 3ʹ-UTR ژن TRAIL دارای عملکرد بوده و با اختلالاتی مانند سرطانهای معده، پروستات و معده، مولتیپل اسکلروزیس و بیماری کبد چرب مرتبط هستند (۱۷). مطالعات ارتباط پلی مورفیسم های C626G (Thr209Arg, rs20575) و A683C (Glu228Ala, rs20576) ژن DR4 با اختلالاتی مانند سرطان، الزایمر و آسم را نشان داده اند (19و18). در سال ۲۰۰۵ Seiji Kikuchi و همکاران ارتباط آلل C پلی مورفیسم 1595C/T ژن TRAIL را افزایش ریسک ابتلاء به مولتیپل اسکلروزیس گزارش نمودند(۲۰). همچنین Lopez-Gomez و همکاران نیز تاثیر ژنتیکی ژن TRAIL و همچنین رسپتور آن را بر استعداد ابتلاء به مولتیپل اسکلروزیس گزارش نمودند(۱۳). در سال ۲۰۱۵ Luo و همکاران در مطالعهای تاثیر پلیمورفیسمهای G1525A و C1595T بر بروز سرطان ریه را مورد بررسی قرار دادند. آنها گزارش نمودند که فراوانی آلل A و ژنوتیپهای GA و AA پلیمورفیسمهای G1525A در مبتلایان نسبت به گروه کنترل پایینتر بوده در حالی که آنها فراوانی بیشتر آلل T پلیمورفیسم C1595T در مبتلایان را نسبت به گروه کنترل گزارش نمودند. در نهایت آنها ارتباط پلیمورفیسم ژن TRAIL با این سرطان را در جمعیت مورد مطالعه نشان دادند(2۱). در سال 2014 Rai و همکاران ارتباط واریانت هایرژنتیکی ژن DR4 با سرطان کیسه صفرا را نشان دادند (19). در سال 2013 Tuba Gökdoğan Edgünlü و همکاران عدم ارتباط بین پلی مورفیسم های rs20575 و rs20576 ژن DR4 با بیماری آلزایمر را گزارش نمودند (18). به علت اینکه ژن TRAIL بعنوان یکی از ژن های دخیل در بروز بیماری های اتوایمیون می باشد، هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین پلیمورفیسمهای C1595T(rs1131580) و G1525A ژن TRAIL و همچنین پلی مورفیسم های (Thr209Arg, rs20575) C626Gو A683C (Glu228Ala, rs20576) ژن DR4 با بیماری SLE میباشد.
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
فراوانی پلی مورفیسم A683C ژن DR4 در افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل متفاوت است. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | مقایسه فراوانی پلی مورفیسمهای G1525A و C1595T ژن TRAIL و پلی مورفیسم های C626G و A683G ژن DR4 درمبتلا یان به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل | ||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی | - مقایسه فراوانی پلی مورفیسم G1525A ژن TRAILدر در افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل - مقایسه فراوانی پلی مورفیسم C1595T ژن TRAIL در در افراد مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاه علوم پزشکی زاهدان | ||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی (SNP): جابجایی ثابت یک تک باز است که فراوانی بیش از 1% در یک جمعیت داشته باشد. لوپوس اریتماتوز سیستمیک: یک بیماری خود ایمن مزمن است که اندام های مختلف بدن مانند پوست، مفاصل، خون، کلیه ها ، سیستم عصبی و دستگاه گوارش را درگیر می کند. TRAIL: یکی از اجزای مهم و تنظیم کننده اپوپتوز بوده که افزایش بیان آن در سرم مبتلایان به به لوپوس اریتماتوز سیستمیک نشان داده شده است. DR4: یکی از رسپتور های مرگ که توانایی القای اپوپتوز را دارد. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | موردی - شاهد | ||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | گروه بیمار: بیماران مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک مراجعه کننده به درمانگاه های روماتولوژی شهر زاهدان می باشند. تشخیص بر اساس ضوابط SLICC صورت خواهد گرفت (۲2). گروه کنترل: افراد سالم هم سن و هم جنس که در یک منطقه جغرافیایی هستند. شرایط خروج از مطالعه در گروه کنترل و بیمار: در گروه بیمار افراد دارای بیماری سیستمیک دیگر ، کم کاری تیروئید و بدخیمی از مطالعه حذف می شوند. در گروه افرادی که با بیماران لوپوسی نسبت فامیلی نزدیک داشته و همچنین دارای سابقه بیماری سیستمیک از مطالعه حذف می شوند. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | 140 نفر از افرادی که براساس ضوابط به عنوان لوپوس اریتماتوز سیستمیک قلمداد می شوند و 140 نفر از افراد نرمال که از نظر سن و جنس جور بودند به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته میشوند. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | پس از تصویب پروپوزال در شورای پژوهشی دانشگاه از تمامی بیماران حجم نمونه و افراد گروه شاهد،2 سی سی خون گرفته شد و در لولههای حاوی EDTA ریخته و در دمای-20 نگهداری می شود.استخراج DNA با استفاده از روش salting out انجام می گیرد. جهت بررسی پلی مورفیسم ها با استفاده از پرایمرهای مناسب ابتدا قطعات موردنظر با روش PCR تکثیر می گردد سپس برای تعیین ژنوتیپ هر یک از پلی مورفیسم ها نیز از آنزیم های حد ساز استفاده می شود(PCR-RFLP). | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | از طریق تشخیص بالینی و انجام آزمایشات واقدامات پاراکلنیک برای تشخیص بیماری و انجام PCR بر روی DNA خون افراد و شناسایی الل های موردنظر. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | پس از تصویب پروپوزال در شورای پژوهشی دانشگاه از تمامی بیماران و افراد گروه شاهد،2 سی سی خون گرفته می شود و در لوله های حاوی EDTA ریخته و در دمای-20 نگهداری می شود.استخراج DNA با استفاده از روش salting out انجام می گیرد. جهت بررسی پلی مورفیسم ها با استفاده از پرایمرهای مناسب ابتدا قطعات موردنظر با روش PCR تکثیر شده و سپس برای تعیین ژنوتیپ هر یک از پلی مورفیسم ها نیز از آنزیم های حد ساز استفاده می شود (RFLP-PCR). | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | پس از گردآوری اطلاعات لازم، یافته ها در نرم افزار آماری SPSS وارد گشته و داده ها با استفاده از آزمونهای آماری χ2 و آزمون تی تست مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت.
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | راهنمای عمومی اخلاق در پژوهشهای علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی
7- اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود. 9- در پژوهشهای پزشکی که ممکن است به محیط زیست آسیب برسانند، باید احتیاطهای لازم در جهت حفظ و نگهداری و عدم آسیب رسانی به محیط ریست انجام گیرد. 11- کمیته ی اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرحها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد. اطلاعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیتهی اخلاق درخواست میشود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود. 12- انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد. 13- کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. 14- اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد. 15- پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، بهنحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است بهکار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروهمورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانی شود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این موارد باید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود. 16- پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. 17- پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائهی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطلاعرسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است. 18- در پژوهشهایی که از مواد بدنی (شامل بافتها و مایعات بدن انسان) یا دادههایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمعآوری، تحلیل، ذخیرهسازی و /یا استفادهی مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود. در مواردی که اخذ رضایت غیرممکن باشد یا اعتبار پژوهش را خدشهدار کند، میتوان در صورت بررسی مورد و تصویب کمیتهی اخلاق ، از دادهها یا مواد بدنی ذخیره شده، بدون اخذ رضایت آگاهانه استفاده کرد. 19- عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود.
20- در مواردی که آگاه کردن آزمودنی دربارهی جنبهای از پژوهش باعث کاهش اعتبار پژوهش می شود، ضرورت اطلاعرسانی ناکامل از طرف پژوهشگر باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود. بعد از رفع عامل این محدودیت، باید اطلاعرسانی کامل به آزمودنی انجام گیرد. 21- برخی از افراد یا گروههایی از مردم، نظیر ناتوانان ذهنی، کودکان، جنین و نوزاد، بیماران اورژانسی، یا زندانیانکه ممکن است بهعنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کنند، نمیتوانند برای دادن رضایت، آگاهی یا آزادی لازم را داشته باشند. این افراد یا گروهها آسیبپذیر دانسته میشوند و باید مورد حفاظت ویژه قرار گیرند. 22- از گروههای آسیبپذیر هیچگاه نباید (به دلایلی چون سهولت دسترسی ) به عناون آزمودنی ترجیحی استفاده شود. پژوهش پزشکی با استفاده از گروهها یا جوامع آسیبپذیر تنها در صورتی موجه است که با هدف پاسخگویی به نیازهای سلامت و اولویتهای همان گروه یا جامعه طراحی و اجرا شود و احتمال معقولی وجود داشته باشد که همان گروه یا جامعه از نتایج آن پژوهش سود خواهد برد. 23- در پژوهش بر روی گروههای آسیبپذیر، وظیفهی اخذ رضایت آگاهانه مرتفع نمیشود. در مورد افرادی که سرپرست قانونی دارند، پژوهشگر موظف است که علاوه بر اخذ رضایت آگاهانه از سرپرست قانونی، متناسب با ظرفیت خود فرد، از وی رضایت آگاهانه اخذ کند. در هر حال، باید به امتناع این افراد از شرکت در پژوهش احترام گذاشته شود. 24- اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامهی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود. 25- پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. 26- هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوهی تحقق این امر ترجیحاً بهصورت پوشش بیمهای نامشروط باشد. 27- در پایان پژوهش، هر فردی که بهعنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که دربارهی نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهرهمند شود. 28- پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند. 29- نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد. 30- گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کردهاند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند. 31- روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد.
راهنمای اخلاقی پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی
راهنمای عمومی 1- پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند و کرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد. 2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند. 3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند. 4- رضایت آگاهانهی فرد دهندهی عضو یا بافت، یا جانشین قانونی او، شرط اساسی در تأیید اخلاقی هر پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی است. رضایتنامه باید با رعایت تمامی اصول مرتبط تهیه و هنگام ارسال طرحنامه برای تصویب، به آن پیوست شده باشد. 5- در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهندهی نمونهی ذخیرهشده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، بهشرط وجود رضایت کلی اولیه بر استفادهی پژوهشی، در صورت تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش میتوان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید از نمونههایی استفاده شود که به نحو برگشتناپذیر بینام شده باشد. 6- تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند. 10- پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود.
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | عدم همکاری بیمار مشکل تهیه مواد وامکان طولانی شدن زمان دریافت آنها | ||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | SLE, TRAIL, DR4, polymorphism | ||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1. Gottschalk TA, Tsantikos E, Hibbs ML. Pathogenic Inflammation and Its Therapeutic Targeting in Systemic Lupus Erythematosus. Front Immunol.6:550. 2. Kamen DL. Environmental influences on systemic lupus erythematosus expression. Rheum Dis Clin North Am. Aug;40(3):401-12, vii. 3. Petri M. Treatment of systemic lupus erythematosus: an update. Am Fam Physician. 1998 Jun;57(11):2753-60. 4. Maidhof W, Hilas O. Lupus: an overview of the disease and management options. P T. Apr;37(4):240-9. 5. Saxena R, Mahajan T, Mohan C. Lupus nephritis: current update. Arthritis Res Ther.13(5):240. 6. Andrade F, Casciola-Rosen L, Rosen A. Apoptosis in systemic lupus erythematosus. Clinical implications. Rheum Dis Clin North Am. 2000 May;26(2):215-27, v. 7. Colonna L, Lood C, Elkon KB. Beyond apoptosis in lupus. Curr Opin Rheumatol. Sep;26(5):459-66. 8. Shao WH, Cohen PL. Disturbances of apoptotic cell clearance in systemic lupus erythematosus. Arthritis Res Ther. Feb 28;13(1):202. 9. Munoz LE, van Bavel C, Franz S, Berden J, Herrmann M, van der Vlag J. Apoptosis in the pathogenesis of systemic lupus erythematosus. Lupus. 2008 May;17(5):371-5. 10. Dieker JW, van der Vlag J, Berden JH. Deranged removal of apoptotic cells: its role in the genesis of lupus. Nephrol Dial Transplant. 2004 Feb;19(2):282-5. 11. Midgley A, McLaren Z, Moots RJ, Edwards SW, Beresford MW. The role of neutrophil apoptosis in juvenile-onset systemic lupus erythematosus. Arthritis Rheum. 2009 Aug;60(8):2390-401. 12. Ren Y, Tang J, Mok MY, Chan AW, Wu A, Lau CS. Increased apoptotic neutrophils and macrophages and impaired macrophage phagocytic clearance of apoptotic neutrophils in systemic lupus erythematosus. Arthritis Rheum. 2003 Oct;48(10):2888-97. 13. Lopez-Gomez C, Fernandez O, Garcia-Leon JA, Pinto-Medel MJ, Oliver-Martos B, Ortega-Pinazo J, et al. TRAIL/TRAIL receptor system and susceptibility to multiple sclerosis. PLoS One.6(7):e21766. 14. Castellino G, Corallini F, Trotta F, Secchiero P. Elevated levels of TRAIL in systemic lupus erythematosus are associated to the presence of anti-SSA/SSB antibodies. Lupus. 2007;16(7):479-82. 15. Luo J, Xiong J, Wu J, Ye X. Genetic polymorphisms and haplotypes of TRAIL gene correlate with NSCLC susceptibility in a group of Chinese patients. Int J Clin Exp Med.8(9):16223-30. 16. Gray HL, Sorensen EL, Hunt JS, Ober C. Three polymorphisms in the 3' UTR of the TRAIL (TNF-related apoptosis-inducing ligand) gene. Genes Immun. 2001 Dec;2(8):469-70. 17. Soleimani A, Rafatpanah H, Nikpoor AR, Kargari M, Hamidi Alamdari D. Tumor Necrosis Factor-Related Apoptosis-Inducing Ligand Gene Polymorphisms and Hepatitis B Virus Infection. Jundishapur J Microbiol. Nov;8(11):e23578. 18. Edgunlu TG, Ozge A, Yalin OO, Kul S, Erdal ME. A Study of the Impact of Death Receptor 4 (DR4) Gene Polymorphisms in Alzheimer's Disease. Balkan Med J. Sep;30(3):268-72. 19. Rai R, Sharma KL, Sharma S, Misra S, Kumar A, Mittal B. Death receptor (DR4) haplotypes are associated with increased susceptibility of gallbladder carcinoma in north Indian population. PLoS One.9(2):e90264. 20. Kikuchi S, Miyagishi R, Fukazawa T, Yabe I, Miyazaki Y, Sasaki H. TNF-related apoptosis inducing ligand (TRAIL) gene polymorphism in Japanese patients with multiple sclerosis. J Neuroimmunol. 2005 Oct;167(1-2):170-4. 21. Luo J, Xiong J, Wu J, Ye X. Genetic polymorphisms and haplotypes of TRAIL gene correlate with NSCLC susceptibility in a group of Chinese patients. Int J Clin Exp Med.8(9):16223-30. 22. Petri M, Orbai AM, Alarcon GS, Gordon C, Merrill JT, Fortin PR, et al. Derivation and validation of the Systemic Lupus International Collaborating Clinics classification criteria for systemic lupus erythematosus. Arthritis Rheum. Aug;64(8):2677-86.
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | در مطالعه حاضر ما به بررسی اثر احتمالی چند تغییر ژنتیکی بر احتمال ابتلا به لوپوس می پردازیمدر مطالعه حاضر ما به بررسی اثر احتمالی چند تغییر ژنتیکی بر احتمال ابتلا به لوپوس می پردازیم | ||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ازکلیه افرادی که در مطالعه وارد شده اند 2 میلی لیتر خون در لوله های حاوی جمع آوری میگردد | ||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | از نقش احتمالی تغییرات ژنتیکی بر بروز بیماری مطلع میشویم | ||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ندارد | ||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ندارد | ||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | کلیه هزینه های طرح به عهده مجری یا مجریان طرح خواهد بود و بیمار هزینه ای را پرداخت نخواهد کرد. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | روش جای گزین ندارد. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج بصورت کاملاً محرمانه و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیماری وی در چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند | ||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | دکتر محسن سراوانی شماره تماس: 09158257971 | ||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت من در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان که مایل بودم بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شوم. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام | ||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی |
دانشگاه علوم پزشکی زاهدان معاونت پژوهشی
فرم رضایت آگاهانه شرکت در طرح تحقیقاتی
اینجانب مجری/ مجریان طرح تحقیقاتی مذکورسرکار خانم /جناب آقای ................................................... با آگاهی کامل از کلیه مفاد کدهای حفاظت آزمودنی انسانی در پژوهش های علوم پزشکی که 26 بند می باشد و الزام به رعایت کامل کدهای مذکوراقدام به انجام طرح تحقیقاتی فوق الذکر می نمایم و تاکید می نمایم که تضمین کننده رعایت این اصول همانا تقوا ،احساس مسئولیت و تعهد اخلاقی اینجانب وهمکاران خواهد بود.
توضیحات: 1 - این فرم باید در سه نسخه تهیه شود نسخه اول در محلی مطمئن بایگانی شود تا دستیابی به آن برای کنترل پایشگران یا کمیته اخلاق پزشکی آسان شود. نسخه دوم آن در اختیار شرکت کننده قرار گیرد. نسخه سوم به پرونده بالینی بیمار ضمیمه گردد. 2- اثر انگشت سبابه دست راست و در صورت عدم امکان اخذ آن، زیر اثر انگشت توضیح داده شود. 3- سن قانونی بالای 18 سال می باشد. 4- عقب ماندگان ذهنی یا بیماران دچار جنون مستمر یا ادواری افرادی هستند که نیاز به قیم وسرپرست دارند.
کد اخلاق: پرسشنامه طرح تحقیقاتی : مقایسه فراوانی پلی مورفیسمهای C1595T و G1525A ژن TRAIL و A683C و C626G ژن DR4 در مبتلایان به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل
نام و نام خانوادگی: جنسیت : سن : قومیت : وزن: قد:
وضعیت پزشکی: DLE □ مالارش □ زخم دهان □ مالارش □ آرتریت □ سروزیت □ درگیری کلیه □ تشنج □ سایکوز □ لکوپنی □ ترومبوسیتوپنی □ آنمی همولیتیک □ ترومبوز □ سقط □ ADA+ □ ANA+ □ آنتی کاردیولیپین □ آنتی فسفولیپید□ غیره ......
| ||||||||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|---|---|---|
| SLE,TRAIL polymorphism.doc | 1396/07/01 | 289792 | دانلود |