
| کد طرح | 8712 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی اثرات پیش درمانی لووتیروکسین بر پارامترهای رفتاری، الکتروفیزیولوژی، تغییرات سطح سرم و بافتی هورمون های تیروئید در موش های صحرایی دریافت کننده اسکوپولامین |
| عنوان لاتین طرح | Evaluation of pretreatment effects of levothyroxine on Behavioral, Electrophysiological parameters, serum and tissue levels of thyroid hormone in rats receiving scopolamine. |
| نوع طرح | بنیادی-کاربردی |
| محل اجرای طرح | |
| رسته مطالعاتی | مطالعه تجربی (Experimental)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| محمدعلی میرشکار | استاد راهنمای اول طرح دانشجویی | نظارت بر اجرای طرح | دکترای تخصصی | ma_mib78@yahoo.com |
| حلیمه لک زائی | مجری | تدوین طرح | کارشناسی ارشد | h.lakzaei.2014@gmail.com |
| سهره شبانی | همکار | تدوین طرح | نامعلوم | sahre.shabani1@gmail.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی اثرات پیش درمانی لووتیروکسین بر پارامترهای رفتاری، الکتروفیزیولوژی، تغییرات سطح سرم و بافتی هورمون های تیروئید در موش های صحرایی دریافت کننده اسکوپولامین | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Evaluation of pretreatment effects of levothyroxine on Behavioral, Electrophysiological parameters, serum and tissue levels of thyroid hormone in rats receiving scopolamine. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | حافظه عملکرد مهم مغز است. حافظه توانایی یک فرد در جهت ثبت وقایع و اطلاعات، حفظ آن در طی یک دوره زمانی کوتاه و بلند، و به خاطر آوری آن ها هنگام نیاز و استفاده از این اطلاعات جهت تطابق پاسخ های فرد با محیط است و بنابراین جهت حفظ و ادامه زندگی ضروری است (1). عوامل مختلفی از جمله سن، جنس، استرس، هیجان، عوامل محیطی و تغذیه ای می توانند منجر به فراموشی، فقدان حافظه، فراموشی واضطراب به صورت پیشرفته تر آلزایمر شود (2). مطالعات فارماکولوژیکی نشان می دهند که سیستم کولینرژیک مغز در حافظه و یادگیری دخیل می باشد (3) به گونه ای که آگونیست گیرنده های کولینرژیک و یا مهار کننده های استیل کولین استراز اثر مثبت و تقویت کننده ای بر حافظه دارند، در حالیکه آنتاگونیست گیرنده های کولینرژیک نظیر اسکوپولامین باعث نقص در حافظه می شود (4). در بیماران مبتلا به آلزایمر نیز انتقال پیام های کولینرژیک د ر مغزدچار مشکل می شود، بعلاوه کاهش تعداد نورونهای کولینرژیک و فعالیت استیل کولین ترانسفراز در قشر مخ و هیپوکامپ بیماران مبتلا به آلزایمر نیز گزارش شده است. فیبرهای کولینرژیک و گابائرژیک در تنظیم تحریک پذیری هیپوکامپ نقش داشته باشند. مطالعات نشان می دهند که شباهت های زیادی بین نقص حافظه ایجاد شده در بیماران مبتلا به آلزایمر و حیوانات تیمار شده با اسکوپولامین وجود دارد به گونه ای که از اسکوپولامین برای ایجاد مدل حیوانی بیماری آلزایمر در مطالعات فارماکولوژیک استفاده می شود (5). ارتباط بین محور هیپوتالاموس- هیپوفیز-تیروئید و رفتارهای شناختی در بسیاری از مطالعات آزمایشگاهی اثبات شده است به طور مثال هورمون تیروئید در عملکرد و تکامل سیستم عصبی نقش دارد (6). دو نوع رسپتور آلفا و بتای هورمون تیروئید و انواع ایزوفرم مختلف آن از جمله رسپتور تیروئید آلفا-1 در مناطق مختلف هیپوکامپ شناسایی شده اند (7-8). در غیاب یا کاهش این هورمون و یا رسپتور تیروئید منجر به کاهش میلینه شدن، اختلال در تکثیر، مهاجرت سلول های عصبی و تاخیر در تشکیل سیناپس ها و هایپرپلازی می شود (9-10). در شرایط هیپرتیروئیدی تغییر در نورون های هیپوکامپ و همچنین رویش ناهنجار در دندریت های نورون های منطقه CA3مشاهده شده (11) و همچنین انشعابات کولینرژیک در منطقه سپتوم هیپوکامپ تحت تاثیر قرار می گیرد به طور مثال در موش های صحرایی تیمار شده با هورمون تیروئید تراکم بیشتری از نورون های حاوی استیل کولین ترانسفراز در منطقه سپتوم میانی و نورون های کولینرژیک در هیپوکامپ وجود دارد (12). یک ارتباط نزدیک بین هورمون تیروئید و عملکرد کولینرژیک وجود دارد. هورمون تیروئید منجر به نمو و حفظ عملکرد کولینرژیک خصوصا در هیپوکامپ و مغز قاعده جلویی می شود (13-14). ارتباط بسیار نزدیکی بین عملکرد هورمون های تیروئیدی و فعالیت نورونهای کولینرژیک وجود دارد. هورمون های تیروئیدی در تمایز و بقا سیستم کولینرژیک و افزایش عملکرد کولینرژیک نقش دارند به طوری که کاهش هورمون های تیروئید منجر به کاهش تمایز و بقای سیستم کولینرژیک می شود (101). هورمون های تیروئیدی توانایی حفظ تعادل سیستم اکسیدانی- غیر اکسیدانی را دارند به طوری که کاهش هورمون های تیروئیدی در ماه 12 و 15 با افزایش استرس اکسیداتیو (15) و افزایش هورمون های تیروئیدی با افزایش برجسته در مقدار فعالبت آنزیم آنتی اکسیدانی مثل کاتالاز همراه می باشد (16). هورمون های تیروئیدی منجر به تکثیر و بقای نورون ها میشود و در شرایط هیپوتیروئیدیسم تعداد نورون های آپوپتوزیس شده در هیپوکامپ افزایش می یابد که منجر به اختلال در عملکرد شناختی و حافظه می شوند (17-18). منصوری و همکارانش در سال 2016 نشان دادند که اسکوپولامین منجر به اختلال حافظه فضایی و اجتنابی غیر فعال می شود(19). شبانی و همکارانش در سال 2016 نشان دادند که به کار بردن دوزهای مختلف تیروکسین در رت های آلزایمری به وسیله افزایش سطح سرم و بافتی هورمون های تیروئیدی و TSH و کاهش تخریب عصبی، افزایش میانگین تعداد spikes/bin، تقویتLTP ، افزایش بیان پروتئین BDNFو ریلین منجر به بهبود حافظه می شود(20). Fu و همکارانش در سال 2010 نشان دادند که به کار بردن دوزهای مختلف تیروکسین در رت های آلزایمری منجر به افزایش فعالیت سیستم کولینرژیک به وسیله افزایش فعالیت آنزیم استیل کولین ترانسفراز و افزایش سطح استیل کولین در مغز می شود (21). Darras و همکارانش در سال 2009 نشان دادند که هورمون های تیروئیدی منجر به تکثیر وبقا نورون ها می شود (17). Huang و همکارانش در سال 2008 نشان دادند که در هیپوتیروئیدیسم منجربه افزایش آپوپتوزیس نورون ها در هیپوکامپ شده و کاهش حافظه و فرایند های شناختی می شود (18). Smith و همکارانش در سال 2002 نشان دادند که اسکوپولامین منجر به کاهش حافظه فضایی و کاربرد هورمون های تیروئیدی منجر به افزایش حافظه فضایی می شود (12) بنابراین با توجه به تاثیر هورمون تیروئید در فرایند حافظه و یادگیری، در تحقیق حاضر اثر دوز 20mg هورمون تیروئید در مدل حیوانی استفاده شده از اسکوپولامبن برپارامترهای مختلف الکتروفیزیولوژی (ثبت سیگنال تک سلولی هیپوکامپ مغز)،رفتاری ( تست شاتل باکس و elevated pals maze و فضای باز) و بررسی سطح هورمون های تیروئیدی در سرم و بافت مغزی) بررسی خواهد شد حافظه عملکرد مهم مغز است. حافظه توانایی یک فرد در جهت ثبت وقایع و اطلاعات، حفظ آن در طی یک دوره زمانی کوتاه و بلند، و به خاطر آوری آن ها هنگام نیاز و استفاده از این اطلاعات جهت تطابق پاسخ های فرد با محیط است و بنابراین جهت حفظ و ادامه زندگی ضروری است (1). عوامل مختلفی از جمله سن، جنس، استرس، هیجان، عوامل محیطی و تغذیه ای می توانند منجر به فراموشی، فقدان حافظه، فراموشی واضطراب به صورت پیشرفته تر آلزایمر شود (2). مطالعات فارماکولوژیکی نشان می دهند که سیستم کولینرژیک مغز در حافظه و یادگیری دخیل می باشد (3) به گونه ای که آگونیست گیرنده های کولینرژیک و یا مهار کننده های استیل کولین استراز اثر مثبت و تقویت کننده ای بر حافظه دارند، در حالیکه آنتاگونیست گیرنده های کولینرژیک نظیر اسکوپولامین باعث نقص در حافظه می شود (4). در بیماران مبتلا به آلزایمر نیز انتقال پیام های کولینرژیک د ر مغزدچار مشکل می شود، بعلاوه کاهش تعداد نورونهای کولینرژیک و فعالیت استیل کولین ترانسفراز در قشر مخ و هیپوکامپ بیماران مبتلا به آلزایمر نیز گزارش شده است. فیبرهای کولینرژیک و گابائرژیک در تنظیم تحریک پذیری هیپوکامپ نقش داشته باشند. مطالعات نشان می دهند که شباهت های زیادی بین نقص حافظه ایجاد شده در بیماران مبتلا به آلزایمر و حیوانات تیمار شده با اسکوپولامین وجود دارد به گونه ای که از اسکوپولامین برای ایجاد مدل حیوانی بیماری آلزایمر در مطالعات فارماکولوژیک استفاده می شود (5). ارتباط بین محور هیپوتالاموس- هیپوفیز-تیروئید و رفتارهای شناختی در بسیاری از مطالعات آزمایشگاهی اثبات شده است به طور مثال هورمون تیروئید در عملکرد و تکامل سیستم عصبی نقش دارد (6). دو نوع رسپتور آلفا و بتای هورمون تیروئید و انواع ایزوفرم مختلف آن از جمله رسپتور تیروئید آلفا-1 در مناطق مختلف هیپوکامپ شناسایی شده اند (7-8). در غیاب یا کاهش این هورمون و یا رسپتور تیروئید منجر به کاهش میلینه شدن، اختلال در تکثیر، مهاجرت سلول های عصبی و تاخیر در تشکیل سیناپس ها و هایپرپلازی می شود (9-10). در شرایط هیپرتیروئیدی تغییر در نورون های هیپوکامپ و همچنین رویش ناهنجار در دندریت های نورون های منطقه CA3مشاهده شده (11) و همچنین انشعابات کولینرژیک در منطقه سپتوم هیپوکامپ تحت تاثیر قرار می گیرد به طور مثال در موش های صحرایی تیمار شده با هورمون تیروئید تراکم بیشتری از نورون های حاوی استیل کولین ترانسفراز در منطقه سپتوم میانی و نورون های کولینرژیک در هیپوکامپ وجود دارد (12). یک ارتباط نزدیک بین هورمون تیروئید و عملکرد کولینرژیک وجود دارد. هورمون تیروئید منجر به نمو و حفظ عملکرد کولینرژیک خصوصا در هیپوکامپ و مغز قاعده جلویی می شود (13-14). ارتباط بسیار نزدیکی بین عملکرد هورمون های تیروئیدی و فعالیت نورونهای کولینرژیک وجود دارد. هورمون های تیروئیدی در تمایز و بقا سیستم کولینرژیک و افزایش عملکرد کولینرژیک نقش دارند به طوری که کاهش هورمون های تیروئید منجر به کاهش تمایز و بقای سیستم کولینرژیک می شود (101). هورمون های تیروئیدی توانایی حفظ تعادل سیستم اکسیدانی- غیر اکسیدانی را دارند به طوری که کاهش هورمون های تیروئیدی در ماه 12 و 15 با افزایش استرس اکسیداتیو (15) و افزایش هورمون های تیروئیدی با افزایش برجسته در مقدار فعالبت آنزیم آنتی اکسیدانی مثل کاتالاز همراه می باشد (16). هورمون های تیروئیدی منجر به تکثیر و بقای نورون ها میشود و در شرایط هیپوتیروئیدیسم تعداد نورون های آپوپتوزیس شده در هیپوکامپ افزایش می یابد که منجر به اختلال در عملکرد شناختی و حافظه می شوند (17-18). منصوری و همکارانش در سال 2016 نشان دادند که اسکوپولامین منجر به اختلال حافظه فضایی و اجتنابی غیر فعال می شود(19). شبانی و همکارانش در سال 2016 نشان دادند که به کار بردن دوزهای مختلف تیروکسین در رت های آلزایمری به وسیله افزایش سطح سرم و بافتی هورمون های تیروئیدی و TSH و کاهش تخریب عصبی، افزایش میانگین تعداد spikes/bin، تقویتLTP ، افزایش بیان پروتئین BDNFو ریلین منجر به بهبود حافظه می شود(20). Fu و همکارانش در سال 2010 نشان دادند که به کار بردن دوزهای مختلف تیروکسین در رت های آلزایمری منجر به افزایش فعالیت سیستم کولینرژیک به وسیله افزایش فعالیت آنزیم استیل کولین ترانسفراز و افزایش سطح استیل کولین در مغز می شود (21). Darras و همکارانش در سال 2009 نشان دادند که هورمون های تیروئیدی منجر به تکثیر وبقا نورون ها می شود (17). Huang و همکارانش در سال 2008 نشان دادند که در هیپوتیروئیدیسم منجربه افزایش آپوپتوزیس نورون ها در هیپوکامپ شده و کاهش حافظه و فرایند های شناختی می شود (18). Smith و همکارانش در سال 2002 نشان دادند که اسکوپولامین منجر به کاهش حافظه فضایی و کاربرد هورمون های تیروئیدی منجر به افزایش حافظه فضایی می شود (12) بنابراین با توجه به تاثیر هورمون تیروئید در فرایند حافظه و یادگیری، در تحقیق حاضر اثر دوز 20mg هورمون تیروئید در مدل حیوانی استفاده شده از اسکوپولامبن برپارامترهای مختلف الکتروفیزیولوژی (ثبت سیگنال تک سلولی هیپوکامپ مغز)،رفتاری ( تست شاتل باکس و elevated pals maze و فضای باز) و بررسی سطح هورمون های تیروئیدی در سرم و بافت مغزی) بررسی خواهد شد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | بررسی مقایسه میزان اثر پیش درمانی لووتیروکسین برپارامترهای رفتاری،الکتروفیزیولوژی و تغییرات سطح سرم و بافتی هورمون های تیروئیدی در موش های صحرایی دریافت کننده اسکوپولامین. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی |
تعیین اثر تجویز زیر پوستی لووتیروکسین بصورت پیش درمان:
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف كاربردی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | لووتیروکسین: از رده داروهای هورمونی است که به شکل قرص مصرف می شود . این دارو در درمان کم کاری تیروئید ، گواتر و کرتینیسم نوزادان به عنوان جایگزین هورمون تیروئید تجویز می شود. نیمه عمر آن 7روز است . این دارو در بافت ها به هورمون تری یودوتیرونین (T3)تبدیل شده و سطح مناسبی از T3که هورمونی فعال تر از T4 است را به وجود می اورد. یادگیری: کارکردی است که با ان دانش ، رفتارها، توانمندی ها یا انتخاب های نو یا موجود به ترتیب درک ، تقویت یا اصلاح می شوند که شاید یک تغییر بالقوه در ترکیب داده ها ، عمق دانش ، رویکرد یا رفتار نسبت به نوع و گستره تجارب منجر شود. اختلالات شناختی : مجموعه ای از اختلال ها و بیماری های عصبی گفته می شود که می تواند به صورت مستقیم با ایجاد اختلال در Cognitive Function و Executive function سیستم عصبی ، موجب اشفتگی در اگاهی فرد نسبت به خود و جهان اطرافش شده و ناهنجاری های رفتاری خاصی را به وجود می اورد. به طوری که زندگی فردی و اجتماعی شخص بیمار را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | تجربی –مداخله ای | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | موش صحرایی نر نژاد ویستار بالغ 250- 200 گرم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | 3گروه موش صحرایی 8 تایی براساس مطالعات قبلی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | انتخاب 24 سر موش صحرایی با توجه به ملاک های مورد مطالعه وقرار گرفتن حیوان در 3 گروه به صورت تصادفی می باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | گروه بندی حیوانات: در این تحقیق از موشهای صحرایی نر نژادویستار در محدوده وزنی 250-200 گرم استفاده می شود. موش ها به صورت تصادفی به 3 گروه 8 تایی به شرح ذیل تقسیم می شوند:
2)گروه دریافت کننده 1 میلی گرم/ کیلوگرم اسکوپولامین که 10 روز متوالی به صورت زیر پوستیVehicle دریافت می کنند. 3)گروه در یافت کننده mg/kg20 تیروکسبن (به صورت زیر پوستی) که بعد از 10 روز متوالی به صورت زیر پوستی 1 میلی گرم/ کیلوگرم اسکوپولامین دریافت می کنند. تزریق هورمون های تیروئیدی لوو تیروکسین (L-T4) در سود نرمال حل می شود و HCL برای تنظیم pH محلول در 4/7 اضافه می شود و در غلظت 20 میلی گرم/ کیلوگرم به کار برده شد(20).
اندازه گیری سطح T4 ، T3، TSH سرم و بافت های مغزی نمونه خون جمع آوری شده سپس با قرار دادن در دستگاه سانتریفیوژ (با 14000 دور در هر دقیقه) به مدت 15 دقیقه، نمونه سرم آن جدا شده و سپس با استفاده از کیت های مناسب سطح T4, T3,TSH در سرم خون اندازه گیری می شود. نمونه مغز جداشده از رت ها در فریز دمای 80- نگهداری می شود و سپس بعد از هموژنریزه شده بااستفاده از کیت های مناسب سطح T4, T3,TSH در بافت مغزی اندازه گیری می شود.
ارزیابی حافظه اجتنابی غیرفعال درون دستگاه شاتل باکس در این آزمایشات برای بررسی حافظه اجتنابی غیرفعال از دستگاه شاتل باکس (ساخت شرکت برج صنعت تهران) استفاده می شود. این دستگاه شامل دو محفظه یکی تاریک و دیگری روشن است و کف آنها از مفتولهای فلزی استیل با قطر٢-١ میلیمتر و فواصل یک سانتی متر پوشیده شده است و توسط یک دستگاه تولید جریان الکتریکی شوک خفیفی به میزان ٧۵ ولت، ٣/. میلی آمپر به مدت ٣ ثانیه جریان متناوب در محفظه تاریک و تنها یکبار به کف پای حیوانات اعمال می شود. به این منظور یکی از جعبه ها سیاه و کاملا تاریک می شود و در بالای جعبه دیگر یک لامپ ٤٠ وات روشن می شود. آزمایش در یک اتاق تاریک و مراحل مختلف آموزش برای هر موش در زمان مشخصی انجام خواهد شد (20). رفتار احترازی غیر فعال با استفاده از تمایل طبیعی موش ها برای محیط های تاریک بررسی می شود. الف) سازگاری: در روز اول هر موش، در حالی که درب بین محفظه های روشن وتاریک باز می باشد، حیوان در اتاقک روشن قرار داده خواهد شد و به مدت ١٠ دقیقه به آن اجازه داده می شود که با دستگاه آشنا شود و از طریق دریچه، ارتباط اتاقک روشن و تاریک را بیابد. سپس موش از دستگاه خارج خواهد شد و به قفس انفرادی منتقل می شود. ب) مرحله آموزش یا فراگیری: 24 ساعت بعد از مرحله سازگاری، هر موش در اتاقک روشن (در حالیکه درب گیوتینی بسته خواهد بود) قرار داده خواهد شد، ١٠ ثانیه بعد درب گیوتینی باز می شود. پس از رفتن موش به اتاق تاریک، زمان تاخیر ورود به اتاق تاریک ثبت و بلافاصله درب بسته می شود و یک شوک الکتریکی (به مدت ٣ثانیه و با شدت ٣/٠ میلی آمپر) از میله های فلزی به کف پا اعمال می شود. 2 دقیقه بعد موش از اتاقک خارج می شود، اگر موش تا ٣٠٠ ثانیه به اتاق تاریک نرفت از دور آزمایشات خارج می شود. ج) مرحله بخاطر آوری: ٢٤ساعت بعد از مرحله آموزش، به مانند مرحله آموزش (ولی بدون اعمال شوک) هر موش در اتاقک روشن (در حالیکه درب گیوتینی بسته خواهد بود) قرار داده می شود. ١٠ ثانیه بعد درب گیوتینی باز خواهد شد و زمان تاخیر در ورود به جعبه تاریک یاداشت می گردد. ضمنا مدت زمان برگشت موش از جعبه تاریک به جعبه روشن از مسیر درب گیوتینی باز نیز ثبت خواهد شد. حداکثر زمان برای تاخیر در ورود به جعبه تاریک 300 ثانیه در نظر گرفته خواهد شد (20). ` ثبت پتانسیل الکتریکی تک سلولی ( خارج سلولی ) هیپوکامپ مغز( Single- unit) حیوانات در ابتدا با تزریق کتامین و زایلازین (کتامین90 و زایلازین 10 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) بصورت درون صفاقی بیهوش می شوند. سپس حیوانات در دستگاه استرئوتاکسی قرار داده می شوند. سپس توسط دریل دندانپزشکی جمجمه موش را درست در بالای هیپوکامپ سوراخ می کنیم ( مختصات هیپوکامپ را بر طبق اطلس مغزی موش پیدا می کنیم) و سپس سخت شامه برداشته شده و ثبت خارج سلولی از یک نورون توسط میکرو الکترود تنگستن (WPI ; with extra fine tip; 1MΩ impedance tip) گرفته می شود. میکروالکترودها را با توجه به مختصات استرئوتاکسی به درون هسته شکنج دندانه ای انتقال می دهیم. سیگنال های spike با gain 1000 و 300Hz و 10KHz برای حد پایین و بالای فیلتر تقویت می شود. فقط سلول های منفرد دارای شدت spike ثابت و موجی شکل در طول آزمایش مورد مطالعه قرار می گیرند. پتانسیل های عمل توسط یک نرم افزار window discriminator ارزیابی می شود. نمونه گیری ثبت های خارج سلولی توسط نرم افزار Neurocommet بر روی یک کامپیوتر ثبت می شوند. در این آزمایش تنظیمات زمانی برای جمع آوری اطلاعات ثبت می شود و فعالیت آن توسط کامپیوتر به عنوان میانگین فرکانس ها در هر ثانیه محاسبه می شود. برای ارائه اطلاعات، فعالیت واحد با فواصل 1تا 5 دقیقه ای نشان داده می شود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | برای بررسی داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 19استفاده خواهد شد .از آنالیز واریانس تکراری برای آنالیز مطالعات رفتاری استفاده خواهد شد. داده ها به صورت میانگین ± خطای استاندارد میانگین (Mean±SEM ) نشان داده خواهد شد(21) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | 1. تهیه و حمل و نقل حیوانات ; 2.روش نگهداری شامل شرایط قفس ها و تهویه فاضلاب نورپردازی و...3. نیروهای اجرایی (آموزش لازم برای نگهداری حیوانات لباس و امکان حفاظتی آگاهی از وضعیت آبستنی و..) بر اساس پروتکل ها و دستورالعمل های توصیه شده توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی انجام میشود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | تهیه مواد شیمیایی مورد نیاز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | Scopolamine, Levothyroxine, Rat, Shuttle box. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1. Sandstead HH, Frederickson CJ, Penland JG, History of zinc as related to brain function. Journal Nutriton.2000;130 (2S):496-502. 2. Nelson RJ. An introduction to behavioral endocrinology.2th Edition, inc, P:593-595 3. Blokland A, Acetylcholine: a neurotransmitter for learning and memory? Brain Res Brain Res Rev, (1995) 285-300. 4. Zarrindast MR, Bakhsha A, Rostami P, Shafaghi B, Effects of intrahippocampal injection of GABAergic drugs on memory retention of passive avoidance learning in rats. J Psychopharmacol, 16 (2002) 313-9. 5. Bartus RT, On neurodegenerative diseases, models, and treatment strategies: lessons learned and lessons forgotten a generation following the cholinergic hypothesis. Exp Neurol, 163 (2000) 495-529. 6. Davis JD., Podolanczuk A., Donahue JE., Stopa E., Hennessey JV., Luo LG., Lim YP., Stern RA. Thyroid Hormone Levels in the Prefrontal Cortex of Post-Mortem Brains of Alzheimer’s Disease Patients. Curr Aging Sci. 2008 1(3): 175–181. 7. Rivas, M. and Naranjo, J. R. Thyroid hormones, learning and memory. Genes, Brain and Behav. 2007 (6):40–44 8. Latasa MJ, Belandia B, Pascual A. THs regulate β-amyloid gene splicing and protein secretion inneuroblastoma cells. Endocrinology 1998 (139):2692–2698 9. Rami A., Patel A.J., Rabie A. Thyroid hormone and the development of the rat hippocampus: morphological alterations in granule and pyramidal cells. Neurosci.1986 (19): 1217–1226. 10. Rami A., Rabie A. Delayed synaptogenesis in the dentate gyrus of the thyroid-deficient developing rat, Dev. Neurosci. 1990 (12): 398–405. 11. Schwegler H. Transient postnatal thyroxine treatment leads to an increased number ofcholinergic neurons in the medial septum and to a higher density ofcholinergic fibers in hippocampal CA3 in rats. Neuroscience Letters 1995 (198): 197-200 12. Smith JW., Evans AT., Costall B. Smythe JW. Thyroid hormones, brain function and cognition: a review brief. Neurosci Biobehav Rev. 2002. 26(1):45-60. 13. Gould E., Butcher L.L. Developing cholinergic basal forebrain neurons are sensitive to thyroid hormone. J. Neurosci. 1989(9):3347-3358. 14. Rami A., Patel A.J., Rabié A. Thyroid hormone and development of the rat hippocampus: morphological alterations in granule and pyramidal cells. Neurosci. 1986 (19): 1217-1226. 15. Ali KA, Davydov VV. Age peculiarities in changes of free radical oxidation processes in the brain of rats with hypothyroidism. Ukrainskii Biokhimicheskii Zhurnal. 2007; 79:74-80 16. Komosinka-Vassev K, Olczyk K, Kucharz EJ, Marcisz C, Winsz-Szczotka K, Kotulska A. Free radical activity and antioxidant defense mechanisms in patients with hyperthyroidism due to Graves' disease during therapy. Clinica Chimica Acta. 2000; 300:107-117. 17. Darras VM, Van Herck SL, Geysens S, Reyns GE. Involvement of thyroid hormones in chicken embryonic brain development. General and Comparative Endocrinology. 2009; 163:58-62. 18. Huang XW, Yin HM, Ji C, Qin YF, Yang RW, Zhao ZY. Effects of perinatal hypothyroidism on rat behavior and its relation with apoptosis of hippocampus neurons. Journal of Endocrinological Investigation. 2008; 31:8-15. 19. Mohammad Taghi Mansouria,b*, Yaghoub Farboodb,c*, Bahareh Naghizadehd*, Sohreh Shabanib,c, Mohammad Ali Mirshekare and Alireza Sarkaki. Beneficial effects of ellagic acid against animal models of scopolamine- and diazepam-induced cognitive impairments. VOL. 54, NO. 10, 1947–1953. http://dx.doi.org/10.3109/13880209.2015.1137601 20. Shabani, S., Sarkaki, S., Mard, SA., Ahamgarpour, A., Khorsandi, L., Farbood, Y. 2016. Central and peripheral administration of levothyroxine improved memory performance and amplified brain electrical activity in the rat model of alzheimer's disease. Neuropeptides. 59(2): 111-6. doi: http://dx.doi.org/10.1016/j.npep.2016.09.003 21. Fu, A.L., Zhou, C.Y., Chen, X., 2010. Thyroid hormone prevents cognitive deficit in a mouse model of Alzheimer's disease. Neuropharmacology 58 (4–5), 722–729. 22. He C, Chen QH, Ye JN, Li C, Yang L, Zhang J, Xia JX, Hu ZA. Functional inactivation of hypocretin 1 receptors in the medial prefrontal cortex affects the pyramidal neuron activity and gamma oscillations: an in vivo multiple-channel single-unit recording study. Neuroscience. 2015 Jun 25;297:1-0
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تخصص | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عنوان پیام پژوهشی ( حداکثر 20 کلمه) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام کلیدی (حداکثر 80 کلمه) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| متن پیام پژوهشی ( حداکثر240 کلمه) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهمیت موضوع(50 کلمه) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مهمترین نتایج طرح به زبان غیر تخصصی(70 کلمه) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| موارد کاربرد نتایج طرح (80 کلمه) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تأثیرات و کاربردها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای شواهد چه بودند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| آیا این خبر میتواند از نظر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، ارزش های دینی و قوانین سازمان غذا و دارو، تبعاتی داشتهباشد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| در صورتی که این طرح منتج به مقاله شده است لینک مقاله درج شود | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منابع و مراجع : حداکثر چهار مرجع اصلی استفاده شده در طرح تحقیقاتی مورد نظر را ذکر نمایید | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | ندارد. |

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|