
| کد طرح | 8885 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی تاثیر آموزش شناختی – رفتاری در مقایسه با آموزش معمول بر افسردگی، سازگاری و رفتارهای خودمراقبتی بیماران نارسایی قلب افسرده بستری در بیمارستانهای آموزشی شهرزاهدان در سال 97 |
| عنوان لاتین طرح | The effect of cognitive-behavioral based education in comparison with conventional education on the depression , adjustment and self-care behaviors in patients with depression and heart failure hospitalized in Zahedan instructional hospitals in 2018 |
| نوع طرح | بنیادی-کاربردی |
| محل اجرای طرح | دانشکده پرستاری و مامایی |
| رسته مطالعاتی | مطالعه مداخله ای(Interventional)ویاکارآزمایی بالینی(Clinical Trial)(مطالعات انسانی)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پرستاری ومامایی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| ریحانه خیاطی | دانشجو | جمع آوری نمونه ها | کارشناسی ارشد | khayati.rkh@gmail.com |
| علی نویدیان | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | تدوین طرح | دکترای تخصصی | alinavidian@gmail.com |
| نسرین رضائی | مشاور | مشاور علمی | دکترای تخصصی | nasrin_rezaee2005@yahoo.com |
| عبدالحق بیابانی | همکار | بررسی فرمها و ثبت مشخصات بیماران | کارشناسی ارشد | hagh909@gmail.com |
| منصور شکیبا | مشاور | مشاور علمی | دکترای تخصصی | mansoorshakiba@yahoo.com |

| عنوان | متن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی تاثیر آموزش شناختی – رفتاری در مقایسه با آموزش معمول بر افسردگی، سازگاری و رفتارهای خودمراقبتی بیماران نارسایی قلب افسرده بستری در بیمارستانهای آموزشی شهرزاهدان در سال 97 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | The effect of cognitive-behavioral based education in comparison with conventional education on the depression , adjustment and self-care behaviors in patients with depression and heart failure hospitalized in Zahedan instructional hospitals in 2018 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | نارسایی احتقانی قلب[1] یکی از رایج ترین بیماری های مزمن قلبی می باشد و در سرتاسر جهان این وضعیت موجب بستری شدن افراد زیادی شده است (1, 2). نارسایی قلبی یک مشکل بهداشتی با شیوع بیش از 5.8 میلیون در ایالات متحده،و بیش از 23 میلیون نفر در سراسر جهان است (3) و در ایران نیز بیش از 25 درصد بیماران بستری در بخش هایی چون داخلی و جراحی مبتلا به نارسایی قلب هستند(4). همچنین در حال حاضر حدود 26 میلیون بیمار مبتلا به CHFوجود دارد که بر اساس اعلام سازمان بهداشت جهانی تا سال 2030 بیش از 48 درصد جمعیت مردم دنیا به بیماری نارسایی قلبی گرفتار می شوند (5). بیماری نارسایی قلب یک بیماری مزمن است و بیمار مبتلا، بستری شدن های مکرر را ممکن است در زندگی تجربه کند. نتایج پژوهش های مختلف حاکی از افزایش مشکلات روان شناختی به ویژه افسردگی در بین بیماران مبتلا به CHFمی باشد(6). Pozuelo وهمکاران (2009) در پژوهشی ارتباط بین افسردگی و بیماری های قلبی را مورد تایید قرار دادند بدین معنا که افسردگی خود یک عامل خطر بیماری های قلبی است و در بیماران قلبی،افسردگی به عنوان عامل خطری جدی برای پیامدها و مرگ ومیرناشی ازاین بیماری عمل می کند (7). مطالعه متاآنالیزRutledge وهمکاران (2009) شیوع علائم افسردگی دربین بیماران با نارسایی قلب را بین 9تا60درصد وشیوع اختلال افسردگی اساسی را بین 16تا26درصد گزارش کرده اند؛ یعنی ازهر5نفر1نفرعلائم افسردگی را تجربه می کند (8). یکی از عوامل بازدارنده درمان در بیماران قلبی ،افسردگی بشمار می رود زیراسبب عدم پذیرش بیماری،کاهش انگیزه درمان(9)،طولانی شدن زمان بیماری ،تداخل در درمان و مراقبت،تاخیر دربهبودی و بستری شدن مکررمی گردد(10).ازطرفی همراهی افسردگی با یک بیماری مزمن مانند نارسایی قلب،سبب کاهش کیفیت زندگی،افزایش مرگ و میر،ناتوانایی و افزایش نیاز به استفاده از خدمات بهداشتی و هزینه ها می شود(11, 12). این امر باعث می شود بیماران افسرده دیدگاه منفی نسبت به وضعیت جسمانی وکیفیت زندگی خود داشته باشند،بطوری که علائم افسردگی ازجمله کاهش انرژی وفعالیت،با وخیم شدن علائم بیماری قلبی،از دید بیماران ارتباط دارد(13). پژوهش ها نشان می دهند که افراد مبتلا به بیماری های قلبی علاوه بر افسردگی، دچار افت میزان سازگاری و توان خود مراقبتی نیز می شوند (14-16). سازگاری و تطابق از مفاهیم مهم پرستاری می باشند (17, 18). سازگاری توانایی کنار آمدن با شرایط ناهمگون درونی و بیرونی می باشد.به عبارتی دیگریکی از فرایند های روانشناختی، سازگاری روانی است که در آن فرد درصدد حل کردن یا کنار آمدن با چالش های زندگی روزمره می باشد(19). سازگاری در فرایند درمان بیماری های مزمن عاملی مهم برای جلب مشارکت بیمار در درمان و کمک به فرایند تصمیم گیری درمانی مراقبتی وی است (20). با این حال مطالعاتی نیز وجود دارند که بروز بیماری و مخصوصا بیماری مزمن را سبب بروز ناسازگاری های روانی-اجتماعی می دانند(21). رسیدن به تعادل روانی در این بیماران نیازمند آموزش و پیگیری است(15). علاوه براینکه که سازگاری روانی-اجتماعی، یک متغیرمهم در بیماری های مزمن محسوب می شود،رابطه مستقیمی نیز با انجام رفتار های خودمراقبتی نیز دارد(8). علاوه بر این بیماران قلبی افسرده به دلیل علائم افسردگی از توان خودمراقبتی پایین تری نسبت به بیماران قلبی غیر افسرده برخوردارند(13). مطالعه Coyleوهمکاران(2012) نیز بیانگر آن بود که پس از سکته قلبی،افسردگی به دلیل علائم بی قراری و کاهش انرژی به طورمعناداری بررفتارهای خودمراقبتی پس از ترخیص از بیمارستان تأثیرگذاراست(22). لذا علاوه بر مشکلات روانی، چالش دیگر این بیماران مسئله ی خودمراقبتی بوده که بعنوان یکی از راههای کنترل بیماریهای مزمن چون نارسایی قلبی مطرح است (23). خود مراقبتی به دو معنای ضمنی دلالت دارد یکی حفظ خود مراقبتی به معنی رفتار هاییست که سبب ثبات فیزیولوژیک می شود و دیگری، مدیریت خودمراقبتی به معنای انجام رفتارهاییست که در پاسخ به علائم و نشانه ها انجام می گردد (24). پایبندی به رفتار های خود مراقبتی از اهمیت بالایی در مبتلایان به نارسایی قلب برخوردار می باشد (25). لازمه تحقق این اهداف تقویت، مدیریت و استمرار خود مراقبتی است(26). امروزه اهداف درمانی بیشتر بر روی پذیرش درمان ،آموزش به بیمار و مراقبت از خود تاکید می کند(27). پژوهش های مختلف میزان عدم مشارکت در برنامه های آموزش رفتاری بیماران مزمن را،25تا35درصد گزارش کرده اند.افسردگی از جمله عوامل موثردر عدم همکاری بیماران در برنامه های درمانی می باشد(27). هدف از ارائه آموزش معمول به بیماران، شامل تأکید بر ارائه و القای اطلاعات است ولی ارائه اطلاعات بررفتارهای کنترل علائم به میزان کافی مؤثر نیست(27, 28). از سویی دیگر چنانچه گفته شد رفع مشکلات روانی در بیماران قلبی نیز بر میزان پیش آگهی مثبت آنان اثرگذار می باشد.بنابراین اهمیت افسردگی وپیامدهای آن دربیماران نارسایی قلب ضرورت اقدامات درمانی مؤثررا تأیید می کند(29). همچنین برنامه های آموزشی مختلفی با هدف بهبود خود مراقبتی بیماران نارسایی قلب انجام شده اند،نشان داده است که پیامد های درمانی اندکی را به دنبال داشته است(30). ارائه رسانه های نوشتاری مانند جزوات و کتابچه های آموزشی هم تغییر چندانی در بهبود رفتارهای خود مراقبتی بیماران نشان نداده است(31). مطالعات مختلف نشان داده است که هرچندآموزش، بخصوص آموزش های معمول وسنتی باعث افزایش آگاهی ونگرش فرد می شودولی انگیزه فرد را برای پایبندی به رژیم های دارویی ودرمانی راافزایش نمی دهد(32).بنابراین بنظر می رسد در بیماران با مشکلات اعصاب وروان هدف درمان، نه تنها تسریع در بهبود دوره فعلی، بلکه ایجاد تداوم در بهبودی و در صورت امکان، کاستن از احتمال برگشت بیماری باشد (33). درمانگران نیز می توانند با انتخاب اثر بخش ترین شیوه درمانی همراه با کمترین عوارض جانبی احتمال بهبودی را در این بیماران افزایش دهند (34, 35). این امر باعث شده است که به همراه آموزش های معمول، درمان های روان شناختی مخصوصی پدید آید، یکی از این نوع درمان ها، آموزش شناختی رفتاری می باشد. آموزش به شیوه شناختی-رفتاری رویکردی است، فعال، جهت بخش، محدود از لحاظ زمانی و سازمان یافته، که در آن فنون شناختی-رفتاری به عنوان مهارت هایی که باید از طریق ممارست فراگرفته شوند و از طریق تکالیف خانگی وارد محیط بیمار گردند، تلقی می شود. هدف از درمان پیدا کردن راه حل هایی برای مشکلات بیمار با استفاده از راهبرد های شناختی-رفتاری است. هدف، صرفاً کمک به بیمار به منظور تفکر 'منطقی تر ' نیست. اهداف کوتاه مدت تسکین نشانه هاست و در دراز مدت از همان راهبردها برای حل مسائل زندگی و پیشگیری و یا حداقل در جهت تقلیل دوره های افسردگی در آینده، استفاده می شود(33). در این روش بیمار تشویق می شود تا رابطه ی میان افکارخودآیند منفی و احساس افسردگی خود را به عنوان فرضیه هایی که باید به بوته ی آزمایش گذاشته شود تلقی نموده و ازرفتارهایی که برآیند افکار خودآیند منفی است به عنوان محکی برای ارزیابی اعتبار یا درستی آن افکار بهره گیرد(36, 37). درمجموع این درمان فرآیندی تدریجی است که به فرد کمک می کند تا گام به گام به سمت تغییر رفتارحرکت کند(38). به تازگی، برنامه های توانبخشی که عوامل روانی-اجتماعی را در قالب یک درمان شناختی-رفتاری برای بیماران قلبی هدف قرار داده اند، نشان داده اند که نتایج این درمان ها در میان بیماران مبتلا به بیماری های قلبی عروقی، از جمله کسانی که نارسایی قلبی دارند، موثر می باشد (39).پژوهش فراتحلیل Samartzis در سال 2013 در مورد تأثیر مداخلات روانشناختی بر کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به CHF، نتایج بهبود کلی کیفیت زندگی را پس از مداخلات نشان داد (40). Dekker و همکاران(2011) پژوهشی باهدف بررسی تاثیرشناخت درمانی برعواقب بیماری نارسایی قلبی انجام دادند.نتایج حاکی ازتاثیرمثبت شناخت درمانی برکاهش افکارمنفی،افسردگی،بستری مجدد دربیمارستان وبهبود کیفیت زندگی این بیماران بود(41). بااین حال نتایج مطالعات مختلف درباب تاثیر شناخت درمانی متناقض گزارش شده اند،برخی ازمطالعات تاثیرآن رادربهبود علائم وکاهش افسردگی بیماران قلبی و دیابتی مثبت گزارش کرده اند(26, 28).این درحالی است که برخی مطالعات تاثیرشناخت درمانی برافسردگی بیماران قلبی و دیابتی را رد کرده اند(31, 42). همچنین میزان مطالعات جهت بررسی تاثیرشناخت درمانی دربیماری های قلبی به ویژه نارسایی قلبی محدوداست(41). گرچه توجه تحقیقاتی به بیماران قلبی با مشکلات روانشناختی توام موضوع تازه ای نیست ولی انجام مطالعات مداخله ای و در قالب کارآزمایی های بالینی در این حیطه حوزه جدیدی محسوب می شود. بیماران با نارسایی قلبی و همزمان تشخیص مضاعف افسردگی شرایط درمانی و مراقبتی ویژه ای نیاز دارند به طوری که اثربخشی درمان های غیر دارویی، مراقبتی و آموزشی این بیماران به دلیل نیازهای خاص آنان با بیماران بدون مشکل افسردگی، متفاوت و از اثربخشی پایین تری برخوردار است. بین ارائه اطلاعات در مورد رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری های قلبی و بکارگیری عملی رفتارهای خودمراقبتی و سازگاری با بیماری شکافی وجود دارد. بنظر می رسد این شکاف در مورد بیماران نارسایی قلب افسرده به دلیل آسیب های روان شناختی همراه بیماری، جدی تر باشد. بنابراین ضرورت جستجوی روش هایی که بتواند اثربخشی درمان ها و برنامه های آموزشی معمول در این بیماران را ارتقاء بخشد، احساس می شود. اغلب مطالعات تاثیر برنامه های آموزشی بر رفتارهای خودمراقبتی و یا سازگاری بیماران نارسایی قلب را به طور کلی هدف قرار داده است. در این برنامه های آموزشی به نقش عوامل روان شناختی از جمله افسردگی، بر میزان تاثیر این آموزش ها هیچ توجهی نمی شود. عدم درک نقش ریسک فاکتورهای روانشناختی در سیر و پیشرفت بیماری های قلبی شاید یکی از دلایل عدم تاثیرگذاری آموزش ها و در نتیجه بالا باقی ماندن میزان مرگ ومیر وناتوانی در این بیماران باشد(43). در ایران متاسفانه آموزش به بیماران قلبی فارغ از مسایل روانشناختی آنان و منحصرا در زمان بستری، جایگزین برنامه های جامع توانبخشی قلبی در جهان شده است و حتی در این برنامه های آموزشی ساده هم به نقش عوامل روان شناختی از جمله افسردگی و اضطراب بر میزان تاثیر این آموزش ها هیچ توجهی نمی شود. با توجه به اینکه سازگاری روانی اجتماعی و ارتقای رفتارهای خود مراقبتی در بیماران قلبی دارای اهمیت زیادی می باشد، طراحی، اجرا و آزمودن تاثیر مداخله های مبتنی بر مسائل روانشناختی در ارتقای کیفیت آموزش به این بیماران ضروری است. تاثیر گذاری آموزش های معمول به این گروه خاص از بیماران یعنی نارسایی قلبی توام با افسردگی در هاله ای از ابهام و تردید قرار دارد و از سویی مطالعه ای که بخواهد تاثیر آموزش های معمول با آموزش های مبتنی بر رویکردهای روانشناختی جدید مانند آموزش شناختی – رفتاری مبتنی بر مشکل افسردگی در بیماران نارسایی قلب افسرده را تعیین کند در ایران یافت نشد، بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش شناختی – رفتاری در مقایسه با آموزش معمول بر شدت علائم افسردگی، سازگاری و خودمراقبتی در بیماران نارسایی قلبی افسرده بستری در بیمارستانهای آموزشی شهر زاهدان در سال 97 انجام خواهد شد.
مروری بر متون: جهت بررسی متون مرتبط با موضوع پژوهش، جستجو با واژه های فارسی شامل آموزش شناختی رفتاری، آموزش معمول، افسردگی، خودمراقبتی، سازگاری با بیماری و نارسایی قلبی و با کلید واژه های انگلیسی Cognitive behavior ,Education,Depression, self-care, adjustment , Heart failure,در بانک های اطلاعاتی pubmed, proquest,SID,magiran,iran medex انجام شد و مقالات مرتبط مورد بررسی قرار گرفت. سپس مقالاتی که بیشترین تناسب و ارتباط با موضوع پژوهش را داشتند انتخاب شده که در اینجا به معرفی آنها می پردازیم:
1)درسال (2010) خیام نکویی و همکاران مطالعه ای جهت بررسی تأثیر آموزش های شناختی- رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی بیماران قلبی انجام دادند . مطالعه حاضر بصورت تجربی،که دران 56 نفر از بیماران مراجعه کننده به مرکز چمران و مرکز تحقیقات قلب و عروق اصفهان بصورت تصادفی گزینش و با روش تخصیص تصادفی به دو گروه شاهد(28)نفر و گروه مداخله(28)نفر تقسیم شدند. ﮔﺮوه مداخله در ﻃیﻫﺸﺖ ﺟﻠﺴﻪ دو ﺳﺎﻋﺘﻪ، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮔﺮوﻫی، آﻣﻮزش دیﺪﻧﺪ .بعد از تکمیل اطلاعات جمعیت شناختی ﻫﺮ دو ﮔﺮوه ازمودنی ها ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ کیﻔیﺖ زﻧﺪﮔی مک ﻧیﻮ ویﮋه ﺑیﻤﺎران ﻗﻠﺒی را ﻗﺒﻞ از ﺷﺮوع آﻣﻮزش و دو ﻫﻔﺘﻪ ﭘﺲ از ﭘﺎیﺎن آﻣﻮزش ﺗکﻤیﻞ ﻧﻤﻮدﻧﺪ.ازمون tمستقل ﻧﺮﻣﺎل ﺑﻮدن ﻧﻤﺮات دو ﮔﺮوه در ﻣﻘیﺎس کیﻔیﺖ زﻧﺪﮔی و ﺳﻪ ﺧﺮده ﻣﻘیﺎس آن در ﭘیﺶ ﭘﺲ آزﻣﻮن و آزمون از ﻃﺮیﻖ آزﻣﻮن کﻮﻟﻤﻮﮔﺮوف اﺳﻤیﺮیﻨﻒ ﺑﺮرﺳی و ﻣﻮرد ﺗﺄئیدقرارﮔﺮﻓﺖ . آﻣﻮزش ﺷﻨﺎﺧﺘی ﻫﺎی - رﻓﺘﺎری ﺑﺎ ﺷﺎﻫﺪ اﺛﺮ اﺣﺘﻤﺎﻟی پیش آزﻣﻮن در ﺳﻪ ﺧﺮده ﻣﻘیﺎس کیﻔیﺖ زﻧﺪﮔی و ﻧﻤﺮه کﻞ کیﻔیﺖ زﻧﺪﮔی ﺗﺄﺛیﺮ ﻣﻌﻨی داﺷﺖ.طبق این مطالعه ﺑﻪ ﻧﻈﺮمی رسد ﺑﻬﺮه گیری از ﻣﺪاﺧﻼت شناختی-رﻓﺘﺎری ﺷیﻮه ﻣﻨﺎﺳﺒی ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد کیﻔیﺖ زﻧﺪﮔی ﺑیﻤﺎران ﻗﻠﺒی در کﻨﺎر ﺳﺎیﺮ درﻣﺎن های ﭘﺰﺷکی می ﺑﺎﺷﺪ.(1) 2) بیاضی و همکاران در سال (2012) پژوهشی با هدف تعیین اثر بخشی مداخله شناختی رفتاری گروهی برروی افسردگی، وتنش بیماران کرونری مزمن بود.این کار ازمایی بالینی برروی بیماران کرونری قلب مزمن بود.44واحد پژوهش به روش مبتنی بر هدف انتخاب و با تخصیص تصادفی در گروه مداخله 24 نفری و گروه شاهد 20نفری مراقبت معمول قرار گرفتند.پس از تکمیل پرسشنامه اطلاهات جمعیت شناختی ،نشانه های افسردگی و اظطراب و تنش بیماران قبل از مداخله و بلافاصله بعد از مداخله مورد اندازه گیری قرار گرفت. به گروه مداخله ،یک برنامه ای مداخله ای 12هفته ای شناختی_رفتاری گروهی ارائه شد. ازمون انالیز واریانس گروه ازمون درمقایسه با گروه شاهد ،کاهش معنی داری در تنش پس از ازمون رانشان داد.نتایج نشان داد که اینﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ کﺎﻫﺶ ﺗﻨﺶ ﺑیﻤﺎران ﻗﻠﺒی ﺷﻮد . اﻣﺎ در ﺧﺼﻮص کﺎﻫﺶ اﻓﺴﺮدﮔی و، ﻧیﺎز ﺑﻪ ﺑﺎزﺑیﻨی محتوای ﻣﺪاﺧﻠﻪ و اﻓﺰایﺶ ﺟﻠﺴﺎت درﻣﺎن اﻓﺴﺮدﮔی وﺗﺤﻘیﻘﺎت ﺑﻌﺪی ﺑﺎ دوره ﻃﻮﻻﻧی ﻫﺎی ﭘی ﻣﺪت ﮔیﺮی ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺣﺼﻮل اﻃﻤیﻨﺎن از ﺗﺪاوم اثر بخشی پیشنهاد شد.(44) 3)تقدسی و همکاران در سال (2014) مطالعه ای تحت عنوان بررسی شناخت درمانی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی انحام دادند. این مطالعه کﺎرآزﻣﺎیی ﺑﺎﻟیﻨی ﺑﺮ روی بیماران ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﻧﺎرﺳﺎیی ﻗﻠﺐ ﺑﺴﺘﺮی ﺷﺪه در ﺑیﻤﺎرﺳﺘﺎن ﺷﻬیﺪ ﺑﻬﺸﺘی کﺎﺷﺎن انجام شد.66نفربصورت مبتنی بر هدف و با تخصیص تصادفی در گروه مداخله 33 نفری و گروه شاهد33نفری مراقبت معمول قرار گرفتند.پس از تکمیل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، گروه ﻣﺪاﺧﻠﻪ طی 1 ماه 8 جلسه شناخت درمانی و گروه کنترل اموزش های معمول بیماران قلبی را دریافت کردند. آزﻣﻮنt ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﻔﺎوت معنی داری را ﺑیﻦ ﺳﻼﻣﺖ روان در ﺷﺮوع ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑیﻦ دو ﮔﺮوه ﻧﺸﺎن نداد، اﻣﺎ ﭘﺲ از ﭘﺎیﺎن ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻔﺎوت ﻣﻌﻨی داری ﺑیﻦ ﺳﻼﻣﺖ روان ﺑیﻦ دو گروه مداخله و کنترلمشاهده شد.نتایج نشان داد که ﺷﻨﺎﺧﺖدرﻣﺎﻧی منجر به بهبودی روان ﺳﻼﻣﺖ مبتلایان ﻧﺎرﺳﺎیی ﻗﻠﺒی ﻣیﺷﻮد .ﻟﺬا ﺗﻮﺻیﻪ شد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان یک درﻣﺎن ﻣکﻤﻞ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﺮﺳﺘﺎران در کﻨﺎر ﺳﺎیﺮ ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﻫﺎ ﺑﺮای ایﻦ ﺑیﻤﺎران اراﺋﻪﮔﺮدد (45). 4)فقهی و همکاران پژوهشی با عنوان بررسی سازگاری روانی اجتماعی بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مرکز دیابت بیرجند در سال (2014)انجام دادند.120 بیمار دیابتی به روش نمونه گیری دردسترس در این مطالعه توصیفی-تحلیلی انتخاب شدند.ابزار جمع آوری اطلاعات شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه سازگاری روانی اجتماعی بابیماریPAISبود،که در تمام افراد شرکت کننده درپژوهش بصورت مصاحبه حضوری تکمیل شد.طبق نتایج این پژوهش میانگین امتیاز کل سازگاری روانی اجتماعی در سطح متوسط بود.با افزایش میزان تحصیلات،میانگین امتیاز سازگاری روانی اجتماعی کل ومولفه های محیط خانواده، محیط اجتماعی و اختلالت روانشناختی در بیماران بطور معنی داری افزایش داشت ولی باافزایش میزان ابتلا به دیابت ،میانگین امتیاز سازگاری روانی اجتماعی در مولفه های محیط کار،روابط جنسی وروابط اجتماعی در بیماران کاهش داشت.انجام برنامه ریزی به صورت مداخلات آموزشی ومراقبتی توسط مراکز آموزشی درمانی به منظور ارتقای سازگاری روانی اجتماعی ودر نتیجه درمان طبی موثرترپیشنهاد گردید.(46) 5) صمد زاده و همکاران در سال (2015) پژوهشی با عنوان بررسی اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری برسازگاری روانی-اجتماعی با بیماری و نشانه های افسردگی در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 انجام دادند.این پژوهش در چهارچوب طرح تجربی تک موردی اجرا گردید.بدین منظور از میان مراجعه کنندگان انجمن دیابت شهر تبریز 30 نفر که درخرده مقیاس افسردگی،مقیاس افسردگی،اضطراب واسترس (DASS) در طبقه شدید وخیلی شدید قرار گرفتند، بطور در دسترس انتخاب و وارد پژوهش شدند.قبل از شروع مداخله برای تعیین خط پایه،2 بار پیش آزمون به عمل امد و وضعیت فرد از لحاظ متغییرهای مورد نظر مورد ارزیابی قرار گرفت.سپس مراحل مداخله در8 جلسه بصورت انفرادی برروی شرکت کنندگان اجرا شد.3هفته پس از اجرای مداخله نیز،متغییرهای مورد نظر مورد ارزیابی قرار گرفت.برای اندازه گیری متغیرها از مقیاس روانی اجتماعی با بیماری(PAIS) و مقیاس افسردگی،اضطراب و استرس (DASS) استفاده شد.تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی-رفتاری موجب افزایش سازگاری با بیماری و کاهش نشانه های افسردگی در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 می شود. (47) 6)مطالعه ای نیمه تجربی توسط نویدیان وهمکاران(2015)با عنوان تأثیرآموزش رفتارهای خودمراقبتی برآگاهی ونگرش وعملکرد بیماران قلبی عروقی افسرده وغیرافسرده بستری دربیمارستان برروی 35بیمارقلبی عروقی افسرده و35بیمارقلبی غیرافسرده به روش نمونه گیری دردسترس و با هدف بررسی تأثیرآموزش رفتارهای خودمراقبتی دربیماران قلب افسرده وغیرافسرده انجام شد. داده ها بااستفاده ازپرسشنامه حاوی مشخصات دموگرافیکورفتارهای خودمراقبتی گردآوری وبوسیله نرم افزارSPSSوبا کمک آزمونهای Tمستقل وزوجی و تحلیل کواریانس تجزیه وتحلیل گردیدنتیجه مطالعه نشان دادکه پس از اجرای آموزش،میانگین نمره آگاهی،نگرش ورفتارهای خودمراقبتی گروه بیماران قلبی افسرده بطورمعناداری پایین ترازگروه بیماران غیرافسرده بود ونتیجه گیری کردند که آموزش رفتارهای خودمراقبتی در بیماران قلبی افسرده تأثیرکمتری دارد(48).
1) Ski و همکاران درسال2012 پژوهشی درجهت انجام مداخلات روانشناختی در بیماران نارسایی قلب افسرده انجام دادند. این مطالعه بصورت کارآزمایی کنترل شده تصادفی که مداخلات روانشناختی را در مقایسه با مراقبت های معمول در بیماران مبتلا به بیماری های قلبی عروقی و افسردگی ارزیابی میکند انجام شده است. افراد به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. دراین مطالعه 1358 شرکت کننده واجدالشرایط حضور داشتند. گروه مداخله روان شناختی میزان علائم افسردگی را به طور معنی داری کمتر نشان دادند و نیز سطح بالاتری از حمایت اجتماعی را بیان کردند اما هیچ تفاوتی در مرگ و میر (علت قلبی)، انفارکتوس میوکارد، خونریزی مجدد، اضطراب یا کیفیت زندگی بین دو گروه یافت نشد.مداخلات روانی اجتماعی برای بیماران مبتلا به بیماری های قلبی عروقی و افسردگی منجر به کاهش علائم افسردگی و بهبود حمایت اجتماعی می شود. با این وجود، با توجه به تعداد کمی از مطالعات موجود در تحقیق و ناهمگونی احتمالی در نتایج و تفاوت در درمان، توصیه به تکرار پژوهش های مشابه می شود.(49). 2) Freedland و همکاران در سال 2015 مطالعه ای برای تعیین اثربخشی مداخله آموزشی شناختی رفتاری (CBT) برای افسردگی و خودمراقبتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی انجام دادند.این مطالعه بصورت کارازمایی بالینی باارزیابی یکسو کور بیماران واجد شرایط در مرکز پزشکی دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس ثبت نام کردند. این شرکت کنندگان 158 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی کلاس I، II، و III را با افسردگی همراه داشتند. مراقبت معمول در هر دو گروه با یک برنامه آموزشی ساختار یافته برای نارسایی قلبی توسط پرستار قلب انجام شد.150 بیمار به طور تصادفی به دو گروه مراقبت معمول یا UC(79نفر)و گروه CBT(79نفر) تقسیم شدند. درهرگروه، 26 نفر (33٪) از بیماران در معرض ابتلا به بیماری افسردگی بودند. صد و سی و دونفر (84٪) از شرکت کنندگان فرم ارزشیابی رو پس از 6ماه تکمیل کردند؛ 60نفر (76%) از گروه کنترل و 58نفر (73%)در گروه مداخله فرم ارزشیابی و پیگیری را تکمیل کردند. نمرات افسردگی شش ماهه طیق نسخه ی دوم پرسشنامه بک در گروه مداخله کمتر از گروه کنترل بود. گروه مداخله نمرات اضطراب و خستگی کمتر و نمرات کیفیت ذهنی و روانی- مرتبط با نارسایی قلبی و نمرات عملکرد اجتماعی در 6 ماه بالاتری را در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند و در بیمارستان کمتر نسبت به گروه کنترل بستری ماندند. مداخله شناختی رفتاری که با هدف مراقبت از افسردگی و نارسایی قلبی انجام شود، برای افسردگی موثر بوده اما برای خود مراقبتی از نارسایی قلبی و یا عملکرد فیزیکی بدلیل افزایش مراقبت تاثیری ندارد. مزایای دیگر شامل کاهش اضطراب و خستگی، بهبود عملکرد اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت است. (50). 3) Cajanding وهمکاران در سال 2016 پژوهشی با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری برکیفیت زندگی، عزت نفس و وضعیت روانشناختی در میان بیماران قلبی فیلیپینی بصورت کارآزمایی بالینی انجام دادند.افراد در این پژوهش بصورت تصادفی به دو گروه کنترل 48نفری و گروه مداخله 52 نفری تخصیص شدند.شرکت کنندگان گروه کنترل مراقبت سنتی را دریافت کردند وشرکت کنندگان در گروه مداخله تحت برنامه شناختی-رفتاری 12هفته ای قرارگرفتند که تمرکز،بر آموزش به بیمار،خودنظارتی ،آموزش مهارت ها،بازسازی شناختی وتوسعه روحانی بود. اندازه گیزی کیفیت زندگی،عزت نفس و خلق و خودر قبل و بلافاصله پس از مداخله صورت گرفت.نتایج نشان داد که در هر دوگروه کیفیت زندگی ضعیف، عزت نفس پایین و نمرات متوسط از افسردگی دارند. پس از مداخله 12 هفته ای، شرکت کنندگان در گروه مداخله بهبود کیفیت زندگی، عزت نفس و نمرات خلق در مقایسه با کسانی که فقط مراقبت های استاندارد را دریافت کرده بودند، بهبود چشمگیری داشتند.توصیه می شود این مداخلات در مراقبت مطلوب بیماران مبتلا به نارسایی قلبی انجام شود(39). 4) Jiang وهمکاران در سال(2017)پژوهشی با هدف بررسی شواهد برای تعیین تاثیر مداخلات روانشناختی در مورد خودمراقبتی و نتایج روانشناختی در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن قلبی(CHF) انجام دادند. در این مطالعه اثربخشی کارآزمایی های کنترل شده تصادفی با استفاده از روش های روان شناختی یا نظری در مورد رفتارهای خود مراقبتی، سطوح اضطراب و افسردگی و عملکرد فیزیکی ارزیابی شد. در مجموع 29 مقاله شامل 25 مطالعه با 3837 شرکت کننده در این بررسی سیستماتیک گنجانده شده است. یافته ها نشان داد که علیرغم ناهمگونی بین مطالعات، مداخلات روانشناختی،در بهبود خودمراقبتی در بیماران مبتلا به CHF بدون افسردگی بالینی و اختلال شناختی ، تاثیردارند.بنابراین به استفاده از این مداخلات درافزایش بهبودی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی توصیه می شود(43). با توجه به مطالعات فوق مشخص می شود که در خصوص تاثیر آموزش شناختی – رفتاری در مقایسه با آموزش معمول بر افسردگی، سازگاری و رفتارهای خودمراقبتی بیماران نارسایی قلب افسرده مطالعه ای یافت نشد. مطالعاتی که انجام شده هیچکدام ترکیبی از این شیوه های آموزشی را بر روی بیماران قلبی افسرده بررسی نکرده اند. همچنین مطالعه ای که همزمان علایم روانشناختی بیماران قلبی را به همراه رفتارهای خود مراقبتی آن هم فقط در بیماران نارسایی قلب مبتلا به افسردگی قرار دهد، در مطالعات فوق وجود نداشت. اکثر مطالعات با رویکردی متفاوت بر روی بیماران قلبی انجام شده است. می توان گفت مطالعه ی حاضر از بعد انتخاب بیماران، جامعه ی هدف و محتوای آموزشی متفاوت است. [1] Congestive Heart Failure or CHF | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | تعیین تاثیر آموزش شناختی – رفتاری در مقایسه با آموزش معمول بر افسردگی، سازگاری و رفتارهای خودمراقبتی بیماران نارسایی قلب افسرده بستری در بیمارستانهای آموزشی زاهدان در سال 97 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | -بیمارستان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | آموزش شناختی رفتاری: شکل مستقیم روان درمانی براساس تفسیر موقعیت (ساختارشناختی تجربیات)که تعیین کننده ان است که فرد چگونه احساس و رفتار میکند.این فرضیه بر پایه این باور است که شناخت،فرایند کسب دانش وشکل گیری باورها،تعیین کننده اصلی خلق و خو ورفتار است.درمان بااستفاده از روش های رفتاری وکلامی برای شناسایی و اصلاح تفکر منفی،که درریشه رفتار نادرست است،می باشد. (54) تعریف عملی: منظور ازآموزش شناختی دراین مطالعه ساختارمداخله طراحی شده پنج جلسه ای است که طی 5 روز بر اساس محتوای انتخاب شده (جدول ) به صورت آموزش به بیماران ارائه خواهد شد. آموزش: تدریس یا آموزش بیماران در مورد نیازهای بهداشتی خود. (54) آموزش تجربه ای است مبتنی بریادگیری وبه منظور ایجادتغییرات نسبتأپایدار درفرد تااورا قادر به انجام کاروبهبود بخشی توانایی ها،تغییرمهارت ها،دانش،نگرش ورفتاراجتماعی نماید(55) تعریف عملی: منظور از آموزش در این مطالعه همان آموزش معمول خودمراقبتی در بیماران نارسایی قلب افسرده است که شامل 4 جلسه آموزش چهره به چهره طی 4 روز بر اساس محتوای انتخاب شده می باشد. افسردگی: اختلال عاطفی ناشی از خلق و خوی غم انگیز یا از دست دادن علاقه یا لذت بردن از فعالیت های معمول است. اختلال خلق برجسته و نسبتا پایدار است. (54) تعریف عملی: نمره ای است که فرد از نسخه ی دوم پرسشنامه ی افسردگی بک (از 0 تا 63) بدست می آورد. سازگاری: مجموع تمام واکنش های سیستمیک و غیراختصاصی بدن،بمدت طولانی در مقابل استرس است. (54) تعریف عملی: نمره ی دریافتی فرد از مقیاس سازگاری مبتنی بر الگوی سازگاری روانی اجتماعی با بیماریPAIS بین(0تا135) می باشد. خودمراقبتی: تعریف نظری خودمراقبتی:خودمراقبتی عملی است که درآن،هرفردی ازدانش،مهارت وتوان خود به عنوان یک منبع استفاده می کند تابطورمستقل ازسلامت خودمراقبت کند(56) تعریف عملی: منظور ازخودمراقبتی درپژوهش حاضر،نمره ای است که بیمارازپاسخ به22سؤال پرسشنامه خودمراقبتی دربیماران نارسایی قلبSCHFIV6.2کسب می کند و دامنه نمره ای بین 0تا100دارد.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی دوگروه با طرح پیش آزمون-پس آزمون است | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | کلیه ی بیماران دچار نارسایی قلب افسرده که درزمان انجام پژوهش در سال1397دربیمارستان های آموزشی شهرزاهدان بستری خواهند بود، جامعه پژوهش را تشکیل خواهند داد. معیار های ورود: تشخیص قطعی نارسایی قلب (گرید 2،3)براساس نظرمتخصص قلب و ثبت شده درپرونده بیمار عدم ابتلا به سایر بیماری های روانپزشکی شناخته شده - کسب نمره حداقل 21 از تست افسردگی بک و تایید افسردگی در معاینه روانی. - ساکن شهر و قابل دسترسی برای پیگیری. - هوشیاری و آگاهی کامل و توانایی برقراری ارتباط. -عدم اعتیاد و سومصرف مواد. - عدم سابقه شرکت در برنامه توان بخشی، مشاوره ای یا آموزشی همزمان. -گذشتن حداقل 6 ماه از بیماری -عدم وجود مشکل ارتباطی
معیار های خروج: - بحرانی شدن وضعیت بیماری، مرگ یا هر اتفاق غیرمترقبه ای حین مطالعه، - ترخیص زودتر از یک هفته. غیبت یا عدم شرکت در بیش از یک جلسه درمانی. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | حجم نمونه بر اساس میانگین و انحراف معیار نمره ی رفتار های خودمراقبتی در دو مطالعه ی نویدیان و همکاران (2015) و سراجی و همکاران (2013) که در شهر زاهدان انجام گردیده است (28, 57) و با حدود اطمینان 95 درصد و توان آزمون آماری 95 درصد و طبق فرمول زیر در هر گروه تعدادی ناچیز و بر اساس پژوهش منگولیان شهربابکی (2011) نیز حدود 23 نفر در هر گروه تخمین زده شد (58). با توجه به حجم مطالعات مشابه ایرانی در این زمینه و در نظر داشتن ریزش احتمالی ، در این پژوهش در هر گروه 40 نفر و در مجموع 80 نفر وارد مطالعه خواهند شد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | ابتدا از بین بیماران واجد شرایط ورود به مطالعه از طریق نمونه گیری در دسترس نمونه ها انتخاب و سپس به شیوه ای تصادفی به دو گروه مداخله معمول و مداخله شناختی رفتاری تخصیص خواهند یافت.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | روش جمع آوری داده ها در مطالعه حاضر پرسشنامه است که متشکل از 4 بخش خواهد بود: بخش اول مشخصات فردی (سن، جنس، تاهل، شغل، تحصیلات) و اطلاعات مرتبط با بیماری (طول مدت بیماری، دفعات بستری ، درجه نارسایی قلب، و ... ) است. بخش دوم پرسشنامه افسردگی بک، بخش سوم پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی و آخرین بخش پرسشنامه سازگاری روانی اجتماعی خواهد بود. نسخه ی دوم پرسشنامه ی افسردگی بک: برای نخستین بار در سال 1961 توسط آرون بک(Beck Depression Inventory)، بکوارد، مندلسون، مارک و ارباف تدوین شد و دارای 21 عبارت 4 گزینه ای با نمره گذاری 0 تا 3 می باشد که درجات مختلفی از افسردگی از خفیف تا شدید را تعیین کرده نفطه برش این ابزار 21 است و علائم جسمانی، رفتاری و شناختی افسردگی را اندازه گیری می نماید. دامنه ی نمره کل آزمون بین 0تا63 می باشد.این پرسشنامه از روایی خوبی برخوردار است و ثبات درونی این ابزار 0/73 تا 0/92 با میانگین 0/86 می باشد و ضریب آلفای گروه بیمار 0/86 و غیر بیمار 0/81 برای آن گزارش گردیده است (59). بررسی روایی و پایایی این ابزار در ایران نشان دهنده ی ضریب آلفای کرونباخ 0/78 و اعتبار بازآزمایی به فاصله ی 2 هفته یه میزان 0/73 است (60). پایایی این پرسش نامه درمطالعه حاضر به کمک آلفای کرونباخ تعیین خواهد شد. پرسش نامه خودمراقبتی: به وسیله پرسشنامه خودمراقبتی دربیماران نارسایی قلب(SCHFIV336.2)مورد بررسی قرارگرفت.پرسشنامه خودمراقبتی بیماران نارسایی قلبی توسط Riege lدرسال 2004طراحی وساخته شد(58) و درسال 2009 شیوه نمره گذاری جدیدی برای آن پیشنهاد و مورد استفاده قرار گرفت(59).دارای 22عبارت 4 گزینه ای با نمره گذاری 1تا4می باشد که درجات مختلفی ازخودمراقبتی از هرگزتا همیشه را تعیین کرده است. پس از نمره گذاری اعداد حاصله از هر مقیاس و نمره ی کل تبدیل به 100 شده و دامنه نمره دهی کل آزمون بین 0تا100می باشد. پس از تجدیدنظردر SCHFI، ضریب آلفا دربخش نگهداری و مراقبت ازخود553(CI%95)بود.این ضریب دربخش مدیریت خود مراقبتی 597.0(CI%95) بود ومقیاس به روزتحت اعتبار و تست قابلیت اطمینان و اعتماد به خود827(CI%95)بود.اعتبار وپایایی آزمون به روز رسانی شده وبررسی شد،مشاهده شد که ابزار مطمئن و قابل اعتمادی برای اندازه گیری میزان خودمراقبتی دربیماری نارسایی قلبیCHFاست زمانیکه برای اندازه گیری رفتارها قرارگرفت نه شرایط و وضعیت بیماری. SCHFI در 25کشور مختلف استفاده شده است و بیش از 20تحقیق دراین مورد منتشرشده است این ابزار شامل 22پرسش در 3بخش شامل :رفتارهای خودمراقبتی(10سوال)،مدیریت خودمراقبتی(6سوال)،واعتماد به خود(6سوال) بود. آیتم های بخش اول برروی مقیاس 4 درجه ای (1-هرگز،2-گاهی اوقات،3-اغلب اوقات،4-همیشه یاروزانه)،نمره گذاری می شود. آیتم های بخش دوم برروی مقیاس 4 درجه ای (1-به احتمال کم،2-تاحدودی،3-احتمالا،4-به احتمال زیاد)،نمره گذاری می شود. آیتم های بخش سوم برروی مقیاس 4 درجه ای (1-مطمئن نیستم،2-تا حدودی مطمئنم،3- مطمئنم،4- خیلی مطمئنم) نمره گذاری می شود. پایایی این پرسش نامه درمطالعه حاضر به کمک آلفای کرونباخ تعیین خواهد شد. پرسشنامه PAIS: ابزار سنجش سازگاری،الگوی سازگاری روانی اجتماعی با بیماری Psycho-social adjustment with illness scale questionnaire(PAIS)بود که در این مطالعه جهت تعیین میزان سازگاری افراد و براساس مقاله فقهی و همکاران(46) طراحی شده است.مقیاس سازگاری روانی اجتماعی سازگاری با بیماری در سال 1990 توسطLeonard& Derogatisجهت ارزیابی چگونگی سازگاری روانی اجتماعی با بیماری، در جریان بیماری طبی و یا تاثیرات باقی مانده از بیماری طراحی شده است(60). این پرسشنامه دارای 46 سوال و هفت خرده مقیاس:نگرش نسبت به بیماری(هشت سوال)،محیط کار(شش سوال)،محیط خانوادگی(هشت سوال)،روابط جنسی(شش سوال)،توسعه روابط فامیلی(پنج سوال)،محیط اجتماعی(شش سوال)و اختلالات روانشناختی(هفت سوال)می باشد. روایی و پایایی پرسشنامه نیز در همان مطالعه فقهی و همکاران تعیین شده است که با توجه به فرهنگ ایران تغیراتی در آن ایجاد شدو بومی سازی شد یک سوال مربوط به مولفه محیط کار با مضمون غیبت از محیط کارکه در پژوهش فقهی حذف گردیده بود، در این مطالعه نیز حذف خواهد شد و تعداد سوالات 45 گویه خواهد شد. میزان روایی قابل قبول گزارش شده و میزان پایایی کل و ضریب آالفای کرونباخ 94/0گزارش شده است.نمره دهی این پرسشنامه براساس طیف لیکرت چهارگزینه ای (اصلا،گاهی اوقات،اکثراوقات وکاملا) از 0تا 3 به ازای هر سوال و دامنه ی نمره کلی آزمون بین 0تا135 می باشد.از مجموع نمرات هر مولفه و تقسیم بر تعداد سوالات ان مولفه، میانگین نمره سازگاری هر مولفه و از مجموع نمرات کل سوالات و تقسیم بر تعداد سوالات،میاتگین نمره سازگاری کل به دست آمد.نمرات بالاتر وضعیت نامناسب سازگاری را نشان می دهد.طبقه بندی امتیاز سازگاری کل با منطق 33%به سه دسته سازگاری زیاد(میانگین نمره بدست آمده یک)،سازگاری متوسط(1-2)و سازگاری کم(بیشتراز2)انجام شد.پایایی این ابزار نیز در زاهدان با روش آزمون-بازآزمون از نفر از اعضای جامعه پژوهش ودرطی 10روز که دوبار پرسشنامه راپرخواهند کردانجام خواهد گرفت. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | پس از کسب مجوز از کمیه اخلاق دانشگاه و معرفی نامه از معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه به بیمارستان های آموزشی دانشگاه مراجعه خواهد شد. پس از هماهنگی با رییس بخش و سرپرستار بخش کار نمونه گیری آغاز خواهد شد. نمونه های گروه آموزش شناختی-رفتاری و گروه آموزش معمول از هر دو بیمارستان به نسبت مساوی انتخاب خواهند شد. ابتدا از بین بیماران با تشخیص نارسایی قلب بر اساس معیارهای ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس نمونه انتخاب می شوند. ازبین معیارهای ورود افسرده بودن بیماران بسیار مهم است که باید ابتدا به کمک پرسشنامه افسردگی بک که از طریق مصاحبه بوسیله پژوهشکر تکمیل خواهد شد بیماران نمره بالای 21 دریافت نموده و سپس به کمک معاینه بالینی و بررسی وضعیت روانی از افسرده بودن بیماران نارسایی قلب اطمینان حاصل نمود. بیماران منتخب به صورت تصادفی ساده به دو گروه آموزش شناختی رفتاری وگروه آموزش معمول اختصاص خواهند یافت به این ترتیب که از وی می خواهیم که از کیسه ای حاوی 80 برگه ی رنگی، یک برگه را انتخاب کند. 40 برگه به رنگ آبی نشان دهنده ی گروه آموزش معمول و 40 برگه به رنگ قرمز نشان دهنده ی گروه آموزش شناختی-رفتاری می باشد.سپس از روز دوم بستری مداخله بر بالین بیمار شروع،و برای هر گروه به تناسب،5جلسه آموزش شناختی-رفتاری و4 جلسه آموزش معمول ارائه خواهد شد.آموزش شناختی-رفتاری بطور متوسط 60 دقیقه و آموزش معمول بطور متوسط 30 دقیقه انجام خواهد شد. به کسانی که برگه ی آبی رنگ را انتخاب کنند، ابتدا فرم مشخصات دموگرافیک (سن، جنس، وضعیت تاهل، شغل و تحصیلات) و سپس پرسشنامه های خودمراقبتی بیماران قلبی و سازگاری روانی اجتماعی PAIS را به آنان می دهیم. پس از پر شدن پرسشنامه ها، روز بعد به وی 4 جلسه آموزش معمول براساس محتوای منتخب به صورت روزانه وآموزش چهره به چهره به بیماران ارائه می شود. در بیمارانی که برگه ی قرمز رنگ را انتخاب کنند نیز همین روال طی خواهد شد با این تفاوت که پس از هماهنگی با بیمار و اخذ رضایت کتبی و بیان اهداف و انجام پیش آزمون (تکمیل پرسشنامه افسردگی بک،خودمراقبتی،سازگاری با بیماری)، بجای آموزش معمول ، آموزش شناختی – رفتاری 5جلسه ای براساس محتوای منتخب بصورت چهره به چهره به بیمار بر بالین وی ارائه خواهد شد.پس از8 هفته انتظار مجددا از طریق نشانی بیمار با وی تماس گرفته خواهد شد و با قرار در بیمارستان،درمانگاه،مطب پزشک یا مراجعه به درب منزل بیمار اطلاعات مرحله پس آزمون(تکمیل پرسشنامه افسردگی بک،خودمراقبتی،سازگاری با بیماری)، تهیه خواهد شد. تعداد،طول مدت ومحتوای جلسات هریک از مداخله ها در قالب دو جدول آمده است. برای تهیه محتوای آموزش شناختی رفتاری ابتدا از طریق مطالعات مرتبط (29, 39, 61) و مقالات پژوهشی محور و محتوای اولیه جلسات تهیه و برای نظرخواهی تخصصی به چند نفر از اعضای هیئت علمی مرتبط مانند پزشکان، پرستاران، مشاروان و روانشناسان بالینی ارائه می شود. پس از جمع بندی نظرات، فرمت نهایی جلسات آماده خواهد شد. اجرای مداخله توسط دانشجوی کارشناسی ارشد روانپرستاری که با آموزش به بیمار قلبی آشنایی دارد، خواهد بود. آموزش معمول از محتوای آموزش مطالعات قبلی سراجی و همکاران و نویدیان و همکاران (24, 54) که بربالین بیماران با نارسایی قلب انجام شده، استفاده خواهد شد. ساختار جلسات و محتوای آموزش معمول
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | ابتدا داده ها وارد نرم افزار SPSS نسخه ی 21 شده و سپس برای آماره های توصیفی از حداقل، حداکثر، میانگین و انحراف معیار استفاده خواهد شد. برای تحلیل داده ها و مقایسه متغیرهای کیفی دو گروه از آزمون کای دو، برای مقایسه متغیرهای کمی بین دو گروه از آزمون تی مستقل و برای مقایسه متغیرهای کمی در هر گروه قبل و بعد از مداخله از آزمون تی زوجی استفاده می شود. برای تعیین اثربخشی آموزش و کنترل اثر احتمالی پیش ازمون و برخی متغیرهای کمی دیگر از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده می شود. سطح معناداری در این مطالعه 0.05>P مد نظر خواهد بود. در صورت عدم برخوداری داده ها از نرمالیتی از آزمون های معادل استفاده می شود. جدول ......... مقایسه میانگین و انحراف معیار نمره افسردگی بیماران مبتلا به نارسایی قلب افسرده قبل و بعد از مداخله در گروه آموزش شناختی رفتاری و گروه آموزش معمول
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | راهنمای اخلاقی کارآزماییهای بالینی در جمهوری اسلامی ایران در سال92
فصل اول: ارزیابی سود و زیان
فصل دوم :فرم رضایت آگاهانه:
3.در مواردی که فرد به هر دلیلی قادر به خواندن فرم رضایتنامهی مکتوب نباشد، باید فرد ثالثی که دارای تعارض منافع نباشد، مندرجات فرم را به زبان قابل فهم برای آزمودنی توضیح داده، به پرسشهای او پاسخ دهد. در این حالت، فرم باید علاوه بر امضای پژوهشگر و امضا یا اثر انگشت آزمودنی، واجد امضای فرد ثالث پیشگفته نیز باشد 4.برای اخذ رضایت، اطلاعات باید به زبانی ارائه شود که برای آزمودنی قابل فهم باشد. آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید فرصت کافی برای پرسوجو در مورد جزییات کارآزمایی را داشته باشند. باید بهطور مشخص اعلام شود که کارآزمایی یک فرایند پژوهشی است که مشارکت در آن داوطلبانه است و عدم قبول شرکت یا خارج شدن از کارآزمایی در هر زمانی، مراقبت از نمونه، حقوق و سلامت وی را تحت تأثیر قرار نخواهد داد 5. فرم رضایت آگاهانه که برای اخذ رضایت به آزمودنی داده میشود، باید دربردارندهی اطلاعات ذیل باشد: 5.عنوان کارآزمایی 5. ماهیت پژوهشی کارآزمایی
11.منافع مورد انتظار برای شرکتکنندگان، چنانچه در یک کارآزمایی هیچگونه منافعی پیشبینی نمیشود باید آزمودنی از آن آگاه باشد. 'راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران سال 1392' 2-در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنیها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است. 13-کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیته ی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. 16-پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. 25-پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. 28-پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافته هایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | 1-در صورت عدم تکمیل نمونه ها در زمان پیش بینی شده،دراین صورت زمان مطالعه طولانی تر خواهد شد. 2-احتمال ترخیص بیماران در حین اجرای مداخله آموزشی که در این صورت ادامه آموزش در منزل انجام خواهد شد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | آموزش، درمان شناختی رفتاری ، افسردگی، سازگاری، خودمراقبتی، نارسایی قلب Cognitive Behavior Therapy ,Education, ,Depression, , Adjustment , self-care, Heart failure
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع |
2. Roger VL. Epidemiology of heart failure. Circulation research. 2013;113(6):646-59. 18. Lapedes DN. McGraw-Hill dictionary of scientific and technical terms. 1978. 35. Markowitz JC. Psychotherapy for dysthymic disorder. Psychiatric Clinics. 1996;19(1):133-49. 51. [Available from: Mesh Database. Available at: https://www.ncbi.nlm.nih.gov/mesh. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش شناختی – رفتاری در مقایسه با آموزش معمول بر افسردگی، سازگاری و رفتارهای خودمراقبتی بیماران نارسایی قلب افسرده بستری در بیمارستانهای آموزشی زاهدان در سال 97 انجام خواهد شد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ندارد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | پژوهشی که همزمان علایم روانشناختی بیماران قلبی را به همراه رفتارهای خود مراقبتی و سازگاری آن هم فقط در بیماران نارسایی قلب مبتلا به افسردگی قرار دهد، وجود ندارد.باشد که نتایج حاصل از این طرح،رویکردی جدید در بهبودی درمان بیماران نارسایی قلب داشته باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ندارد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ندارد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | برای شما هیچ هزینه ای ندارد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ندارد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | کلیه اطلاعات شما محرمانه می باشد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | براساس پرسشنامه های درج شده،بیماران به سوالات پاسخ می دهند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | دارد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | توسط فرم رضایت آگاهانه که توسط خود بیمار تکمیل می شود،از بیماران اخذ خواهد شد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی |
1.
2.
3.
4.
5.
6.
7.
8.
9.
10.
11.
12.
13.
14.
15.
16.
17.
18.
19.
20.
21.
توضیحات: این پرسشنامه دارای 45 سوال وهر سوال از چهار عبارت تشکیل شده است. هر یک از این عبارت ها در هر سوال بیان کننده حالتی از شخص است. شما باید عبارت های هر گروه را به ترتیب و با دقت بخوانید. سپس در هر گروه عبارتی را انتخاب کنید که بهتر از همه، طرز احساس کنونی شما را بیان می کند. یعنی آنچه را که درست هم اکنون احساس می کنید. پس از انتخاب داخل دایره را تیک بزنید. ا گر در هر سوال بیش از یک عبارت را وصف خود می دانید، سعی کنید عبارتی را که ممکن است بیشتر درباره شما صادق باشد را انتخاب کنید. اگر از بین دو یا چند عبارت مربوطه به یک گروه نتوانستید انتخابی را به عمل آورید به حدس و گمان متوسل شوید در هر صورت هیچ سوالی را بدون پاسخ نگذارید.
3-پرسشنامه ی خودمراقبتی:
کد بیمار... نام بیمار... گروه مورد... گروه شاهد... پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی بیمار گرامی در زیرکارهایی را که افراد مبتلا به نارسایی قلب معمولا برای مراقبت از خود انام می دهند،لیست شده است.با گذاشتن علامت درخانه های مربوطه تا چه حدی آنهارا انجام می دهید.
آیا درماه گذشته،مشکل تنفسی ویا ورم مچ داشتید؟(دور یک مورد دایره بکشید) خیر بله با چه سرعتی تشخیص دادید که تنگی نفس یا ورم پای شما به علت نارسایی قلبی است؟
لیست زیر کارهایی هستند که یک بیمار نارسایی قلبی مبتلا به ورم یا تنگی نفس بایستی انجام دهد تاچه حد احتمال دارد شماهریک ازآنها را انجام دهید؟ برای هریک لز درمان ها یک عددرا انتخاب کنید
16-درمورد آخرین باری که دچارمشکل تنفسی یاورم قوزک پا شدید واقدامی انجام دادید وفکرکنید وبگویید اقدام شما تاچه حد به بهبودعلائم کمک کرد؟
یکی از اعداد جدول را انتخاب کنید.
چقدرمطمئن هستید که می توانید
|

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|---|---|---|
| soratjalase shora.jpg | 1397/04/09 | 5108509 | دانلود |