
| کد طرح | 9092 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی فراوانی پلی¬مورفیسم¬های ژن¬های ANRIL(rs10757278, rs1333048, rs4977574, rs133040) ،pre-miRNA-499(rs3746444)وmiRNA-196-a2(rs11614913) در خون و جفت بیماران مبتلا به پره¬اکلامپسی و گروه شاهد |
| عنوان لاتین طرح | بررسی فراوانی پلی¬مورفیسم¬های ژن¬های ANRIL(rs10757278, rs1333048, rs4977574, rs133040) ،pre-miRNA-499(rs3746444)وmiRNA-196-a2(rs11614913) در خون و جفت بیماران مبتلا به پره¬اکلامپسی و گروه شاهد |
| نوع طرح | بنیادی |
| محل اجرای طرح | مدیریت توسعه فناوری سلامت |
| رسته مطالعاتی | مطالعه مورد/شاهد(Case/control)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 365 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| سعیده سلیمی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | نظارت بر اجرای طرح | دکترای تخصصی | sasalimi@yahoo.com |
| محسن سراوانی | مشاور | مشاور علمی | دکترای تخصصی | moh.saravani@gmail.com |
| مینا اسدی طارانی | دانشجو | تدوین طرح | کارشناسی ارشد | mina.tarani@yahoo.com |
| بتول تیموری | مشاور | مشاور تخصصی | فلوشیپ | teimooribatool@gmail.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی فراوانی پلی¬مورفیسم¬های ژن¬های ANRIL(rs10757278, rs1333048, rs4977574, rs133040) ،pre-miRNA-499(rs3746444)وmiRNA-196-a2(rs11614913) در خون و جفت بیماران مبتلا به پره¬اکلامپسی و گروه شاهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | بررسی فراوانی پلی¬مورفیسم¬های ژن¬های ANRIL(rs10757278, rs1333048, rs4977574, rs133040) ،pre-miRNA-499(rs3746444)وmiRNA-196-a2(rs11614913) در خون و جفت بیماران مبتلا به پره¬اکلامپسی و گروه شاهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | پرهاکلامپسی(PE) یکی از اختلالات سیستمیک در دوران بارداری با درگیری ارگانهای مختلف است که علل دقیق آن مشخص نشدهاست. در حدود 8-3 % از زنان باردار دچار پرهاکلامپسی می شوند که دومین عامل مرگ و میر مادران باردار میشود(1). در جهان 6/4٪ و4/1٪ از همه حاملگیها پرهاکلامپسی و اکلامپسی میباشد. میزان بروز در کشورهای توسعه یافته تقریبا4/3٪ بودهاست، در حالیکه در کشورهای در حال توسعه از8/1٪ تا 7/16٪ متغیر میباشد(2, 3). طبق آمارهای ارائه شده توسط اداره کارگروه کالج متخصص زنان و زایمان آمریکا ACOG)) هرساله 10 میلیون زن باردار به پرهاکلامپسی مبتلا می شوند(4). براساس معیارهای ACOG، پرهاکلامپسی به عنوان فشارخون بارداری تلقی میشودکه فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در آن بیشتر یا مساوی 140و90میلیمتر جیوه میباشد و باید حداقل دارای دو مورد پروتئینوری شامل پروتئین بیشتر از3.0 گرم در ادرار 24 ساعته و پروتئین ادرار 1+ در ادرار رندوم پس از هفته 20 بارداری باشد .(5) پرهاکلامپسی در زنان مبتلا با کاهش جریان میکروسیکولاتور محیطی و تراکم عروق کوچک همراه است. همچنین مشخص شدهاست که تراکم مویرگی در ابتدای هفته 25 بارداری در زنانی که بعدا دچار پرهاکلامپسی میشوند، کاهش مییابد(6). پرهاکلامپسی میتواند بصورت Early Onsets(قبل از هفته 34 حاملگی) و یا بصورت Late Onsets(بعد از هفته 34 حاملگی) بروز کند(7). پرهاکلامپسی یک بیماری شایع در اواخر بارداری است که باعث ایجاد عوارض بالینی جدی برای مادر و جنین می شود و عوامل مستعدکننده زیادی برای بروز آن مطرح شدهاست که عبارتند از: بیماری مزمن کلیه، فشار خون بالا، دیابت (نوع 1 یا نوع 2)، اختلالات خودایمنی(لوپوس اریتماتوزسیستمی، سندرم آنتی فسفولیپید)، سن 40 سال و بالاتر از آن برای زنان باردار، فاصله بین دو حاملگی بیش از 10 سال، شاخص توده بدنی 35 کیلوگرم در متر مربع یا بیشتر، سندرم تخمدان پلی کیستیک، سابقه خانوادگی پره اکلامپسی و چندمین حاملگی(2, 8). زنان مبتلا به پرهاکلامپسی در معرض خطر ابتلا به دیابت، سکته قلبی، بیماری کلیوی(9)، انعقاد داخل عضلانی، انسداد جفتی، نارسایی کلیه، آسیستهای شدید، ادم ریوی و مغزی، مشکلات چشم، ادم حنجره، هماتوم کبدی و سندرم دیسترس حاد تنفسی میباشند(10) و درنهایت ممکن است منجر به تشنج، سکته مغزی و کما شود که از علائم اکلامپس میباشد، در این صورت فقط زایمان و برداشت جفت این اختلال را متوقف میکند(11). حدود ۲۰% زنان مبتلا به پرهاکلامپسی شدید، دچار وضعیتی به نام سندرم HELLP خواهندشد. نام این سندرم از حروف اول Hemolysis (همولیزگلبولهای قرمز خون)، Elevated Liver enzymes (بالارفتن آنزیمهای کبدی) و Low Platelets (کاهش تعداد پلاکتها سلولهای خونی که وجود آنها برای انعقاد خون ضروری است) گرفتهشده است. وجود این بیماری خطر را برای مادر و جنین نسبت به پرهاکلامپسی بیشترکند. بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی مرتب از نظر علائم سندرم HELLP بررسی میشوند(12). پرهاکلامپسی همچنین با محدودیت رشد جنین و زایمان زودرس یا خود به خودی همراه است. کودکان متولد شده از مادران مبتلا به پرهاکلامپسی، در معرض خطر ابتلا به Broncho pulmonary dysplasia، نارسایی حاد کلیه، اختلال عملکرد کبدی، ادم ریوی، سندرم انعقاد منتشره و فلج مغزی میباشند که ناشی از زایمان زودرس و کم شدن وزن در دوران بارداری است(2). شناسایی علل بیماری پرهاکلامپسی، علاوه بر کاهش مرگ و میر مادران، یک شاخص مهم سلامت در سراسر جهان است. اگر این بیماری در مراحل اولیه تشخیص دادهشود میتوان از عوارض بیشتر و هزینههای بالای درمان جلوگیری کرد(3). هنوز آزمایش غربالگری قابل اعتماد، معتبر و مقرون به صرفه برای تشخیص زودرس پرهاکلامپسی وجود ندارد. البته برخی محققان کاهش اسید اوریک خون را معیاری برای پرهاکلامپسی استفاده میکنند(13). در ضمن برخی تحقیقات بیانگر این است که شیوع بیماری در زنان زایمان زودرس که کلسیم روزانه دریافت کردهاند و زنان سالم که وضعیت اقتصادی بالاتری دارند کمتر از سایر افراد میباشد(3). مطالعات نشان داده است که شیوع پرهاکلامپسی در دخترانی که مادران مبتلا به پرهاکلامپسی دارند و همچنین دخترانی که خواهر دوقلو مبتلا دارند، بیشتر است، لذا نقش ژنتیک در استعداد ابتلا به پرهاکلامپسی انکار ناپذیر است. تاکنون رابطه بین پلیمورفیسم تعدادی از ژنها و بیماری پرهاکلامپسی مورد بررسی قرار گرفتهاست، که از این میان آنها میتوان به تعدادی از پلیمورفیسمهای ژنهای مسیرهای التهاب، استرس اکسیداتیو، آنژیوژنز، آپوپتوز، تنظیم فشار خون، ترومبوفیلیا وRNA های غیر کدکننده مانند microRNAs ها و Long non coding RNA اشاره کرد(14-26). پلیمورفیسم تک نوکلئوتید(SNP)، فراوانترین واریانت ژنتیکی است که به وراثت پذیری کمک میکند(27). تا به امروز برآورد تعداد SNP در ژنوم انسان امکانپذیر نبوده است، اما در پایگاههای مختلف عمومی و خصوصی بیش از پنج میلیون SNP جمعآوری شدهاست و این بدان معنی است که حدود چهار میلیون SNP تایید شدهاست(28). مطالعات نشان دادهاست که ژنوم انسان شامل 98% مناطق غیرکدکننده میباشد که از این مقدار 85 % به RNA رونویسی می شود(29, 30) Long non coding RNAرونویسی مشابه با mRNA دارد اما فاقد ترجمه میباشد(31)و طول آن کوتاه تر از mRNA بوده چون دارای اگزون کمتری است(32). بسیاری از آنها در هسته قراردارند و در مجموع بیش از68 % از رونویسی انسانی را به خود اختصاص میدهند(29). از نظر تعداد و انواع Non coding RNAs طیف گستردهای دارند. مهمترین و فراوانترین انواع آن شامل: tRNAs، rRNAs ،short non coding RNAs (microRNAs، exRNAs، snRNAs، snoRNAs، PiRNAs، SiRNAs) و Long non coding RNA(HOTAIR، Xist ، ANRILو ...) میباشد(33). مکانیسمهای عملکرد (lncRNA) Long non coding RNA شامل تنظیمات رونویسی و پس از رونویسی است و در سطح رونویسی کروموزومها را تنظیم و اصلاح میکنند و منجر به تغییر بیان ژن میشوند. تنظیمات پس از رونویسی به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم انجام میشود که از طریق مستقیم با اثر بر RNA Splicing و تخریب RNA همراه بوده و همچنین از طریق غیرمستقیم باعث تنظیم فعالیت microRNA ها میشوند(34). طبق آمار ارائه شده توسط GENCODE، ژنوم انسان تقریبا حاوی 16000 ژن lncRNA است(35). نقش lncRNA هایی مانند ANRIL ،MALAT1،UCA1 ،Gas-5 ،MEG3 در بیماریهای گوناگون مانندسرطان، بیماری های قلبی-عروقی، ایسکمیک استروک و سایر بیماری ها مشخص شده است(36). ANRIL ( CDK2B antisense RNAیاCDK2B-AS )دارای وزنی معادل 126.3 کیلو باز است(37) و اولین بار در بیماران مبتلا به ملانوم خانوادگی توسط فردی بنام Pasmantetal شناسایی شد(31, 38). ANRIL یک RNA 3834-nt رمزگذاری میکند که شامل 19 اگزون بوده و از رشته معکوس ژن INK4B-ARF-INK4A در کروموزوم 9p21 توسط RNA پلیمراز 3رونویسی میشود. (31, 39, 40)و به عنوان یک عامل ژنتیکی مستعدکننده برای بیماری های عروق کرونر، آنوریسم مغزی، دیابت نوع 2، گلوکوم، اندومتریوز، آلزایمر و پریودنتیت میباشد(41, 42). میکروRNA ها ( به اختصار miRNA) توالیهای RNAای غیر کد شونده و کوچکی ( در حدود 22 نوکلئوتید) هستند که در گیاهان، حیوانات و بعضی از ویروسها یافت میشوند و در مهار RNA، تنظیمات بعد از رونویسی و بیان ژن دارای عملکرد میباشند(43, 44). ابتدا miRNA در هسته سلول از روی نواحی بین ژنی یا درون ژنی به وسیله RNA پلیمرازII به فرم miRNAهای اولیه با طول 1 تا 3 کیلو باز رونویسی میشوند. در ادامه این miRNAهای اولیه در هسته به وسیله آنزیم RNAse III به نام Drosha و پروتئین متصل شونده به RNA دو رشتهای تحت عنوان pasha، به ساختارهای ساقه و لوپ با طول تقریبی 70 تا 100 نوکلئوتید که pre-miRNAها نامیده میشوند، شکسته میشوند.pre-miRNA ها سپس به وسیله اکسپورتین-5 از هسته به سیتوپلاسم منتقل میشوند و توسط آنزیم RNAase III تحت عنوان Dicer به الیگونوکلئوتیدهای 18 تا 24 بازی دو رشته ای، شکسته میشوند و miRNA-miRNA دو رشته ای بالغ ایجاد میشود(44). بعد از جدا شدن دو رشته از یکدیگر، یکی از رشتهها به عنوان miRNA بالغ عمل کرده و به کمپلکس خاموش کننده القا شده RNA بنام (RISC) RNA-induced silencing complex، ملحق میشود. این در حالی است که رشته دیگر(Passenger miRNA strand)، اغلب تجزیه میشود و یا نقش عملکردی را در تنظیم هومئوستازی miRNA ایفا میکند. کمپلکسRISC از طریق اتصال کامل و یا ناقص با mRNA هدف خود عمل کرده و تخریب یا ممانعت از ترجمه و یا جداسازی mRNA از ماشین ترجمه را سبب میشود(45). miRNAها بر اساس رابطه جفت بازی با توالیهای مکمل خود در درون مولکولهای mRNA عمل میکنند و در نتیجه مولکول mRNA طی یک یا تعدادی از فرآیندهای زیر مهار میشود: 1. شکسته شدن رشته mRNA به دو قطعه 2. ناپایدار کردن mRNA از طریق کوتاه کردن دم پلیA آن 3. ترجمه ناکارآمد mRNA به پروتئین توسط ریبوزومها(46, 47). از آنجایی که miRNA در عملکرد طبیعی سلولهای یوکاریوتی دخیل است، بر هم خوردن تنظیمات آن می تواند منجر به بروز بیماری شود(48) و جهش در seed region این مولکولهای تنظیمی و یا حذف دستهای از آنها میتواند منجر به بروز نواقص ژنتیکی شود (49). miRNA 196 یک noncoding RNA short است که در انسان و موش بیان شدهاست(50, 51). در بسیاری از گونهها، به نظر میرسد که این miRNA 196 از منطقه درون ژنی HOX بیان میشود.196 miRNA به نظر میرسد ویژه مهرهداران باشد، زیرا در طیف گستردهای از گونههای مهرهدار به صورت تجربی اثبات شدهاست(52). miR-196a2 که در ابتدا توسط Lagos-Quintana و همکاران کشف شد(53)، تحقیقات پیشین نشان دادهاست که miR-196a2 می تواند بسیاری از ژن های دخیل در تنظیم چرخه سلولی، بقا و آپوپتوز را هدف قراردهد و عملکرد آنها را مهار کند، یکی از ژنهای هدف miR-196a2 آنکسینA1 (ANXA1) است که نقش حیاتی در proliferation سلولی، آپوپتوز، مهاجرت و سرطان زایی دارد(54). miRNA-499 یکی از اعضای خانواده miRNA های کدگذاری شده توسط ژن میوزین می باشد که در بخش اینترون ژن myh7b واقع شده است(55).miRNA 499 یک miRNA اختصاصی عضلات است و بطور کلی در شرایط فیزیولوژیک در قلب وجوددارد(56). همچنین miR-499 در مهار آپوپتوز و انفارکتوس میوکارد ناشی از آنوکسیا و ایسکمی که از طریق مکانیسم هایی که شامل پروتئین P53، کلسیانورین، Drp1 است، نقش ایفا می کند(57) اگرچه مطالعات زیادی در خصوص ارتباط پلیمورفیسمهای miRNAها و lncRNA با بیماریهای مختلف انجام شده ، مطالعات مرتبط با پلیمورفیسم های miRNAها و lncRNA ها با پرهاکلامپسی زیاد نیست و تا کنون در باره ارتباط پلی مورفیسمهای ANRIL ، has-miRNA196-a2 و pre-miRNA-499 با پرهاکلامپسی مطالعهای انجام نگرفتهاست. لذا در مطالعه حاضر قصد داریم ارتباط بینپلی مورفیسمهای ژنهای ANRIL (rs10757278, rs1333048, rs4977574, rs133040) ،pre-miRNA-499(rs3746444)و miRNA-196-a2(rs11614913) در خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی را بررسی کنیم(19-30).
بازنگری متون علمی: مطالعات زیادی در ارتباط با پلیمورفیسمهای مختلف و پرهاکلامپسی صورت گرفته است، اما بررسی ارتباط پلیمورفیسمهای noncoding , miRNAها در پرهاکلامپسی بسیار کم میباشد. در مطالعه ایی که Hua Y و همکارانش در سال 2018 بر روی جفت انجام دادند، مشخص شد که پلی مورفیسم (rs9393931) با ژنوتیپ TT که در 3 UTR از ژن ERVFRDE-1 قرار دارد به طور قابل توجهی با افزایش خطر پره اکلامپسی همراه است(58). براساس مطالعات pertegal و همکارانش در سال 2015 نشان داده شد که در جفت بیماران مبتلا به پره اکلامپسی سطوح هموسیستئین افزایش می یابد که به طور معکوس با 2-ME همبستگی دارد در نتیجه متابولیسم متیونین- هموسیستئین باعث کاهش فعالیت COMT در بدن و کاهش سطح 2-ME در زنان پره اکلامپسی می شود(59). براساس مطالعات هراتی و همکارانش در سال 2018 نشان داده شدکه هیچ ارتباطی بین پلی مورفیسم rs11549467 ژن HIF1-a جفت و PE وجود ندارد. با این حال، بیان MRNA HIF1-α در جفت زنان PE با پلی مورفیسم rs11549465 و rs11549467 افزایش دارد(60). نتایج مطالعه Meharaj و همکارانش در سال 2016 نشان داد که پلیمورفیسم miR-27a (rs895819) با استعداد ابتلا به پرهاکلامپسی همراه نمیباشد(61). سلیمی و همکارانش در سال 2018 نشان دادند که ژنوتیپ rs7372209CT ژن pri-miRNA- 26a1 با کاهش ریسک ابتلا به پرهاکلامپسی مرتبط است(56). از طرفی ارتباط پلی مورفیسمهای rs3746444 ژن 499 pre-miRNA و rs11614913 ژنmiRNA196-a2و بیماریهای گوناگون خصوصا انواع سرطانها مورد بررسی قرار گرفتهاست، اما در مورد ارتباط این پلی مورفیسمها و پرهاکلامپسی مطالعهای انجام نشدهاست(62, 63) در مطالعه متاآنالیز Zou و همکاران نشان دادهشدهاست که پلیمورفیسم rs11614913 ژن miRNA196A2 با افزایش ریسک ischemic stroke ارتباط دارد اما rs 3746444 ژن miRNA499 با این بیماری مرتبط نیست(64). در مطالعه ای دیگر Wang و همکاران بیان داشتند که rs11614913 ژن miRNA196A2با ریسک ابتلا به بیماری عروق کرونر در ارتباط است و نقشی در ابتلا به schemic stroke ندارد(65). همچنین هاشمی و همکاران دریافتند که هیچ ارتباطی بین پلیمورفیسم mir-146a rs2910164 و خطر ابتلا به RA (rheumatoid arthritis ) وجود ندارد(66). همچنین مطالعات متعددی به ارتباط پلی مورفیسمهای ژن ANRIL و بیماریهای مختلف اشاره نمودهاند. مطالعه Xu و همکاران نشان دادهاست که rs4977574 ژن ANRIL با ریسک ابتلا به بیماری عروق کرونر در ارتباط است(67). همچنین yang و همکاران اثبات نمودند که rs2383207 و rs1333049 ژن ANRIL با ریسک ابتلا به ischemic stroke مرتبط است(68). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | فراونی پلیمورفیسم rs1333040 ژن ANRIL در خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد متفاوت است. فراونی پلیمورفیسم rs4977574 ژن ANRILدر خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد متفاوت است. فراونی پلیمورفیسم rs1333048 ژن ANRILدر خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد متفاوت است. فراونی پلیمورفیسم rs10757278ژن ANRILدر خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد متفاوت است. فراونی پلیمورفیسم rs3746444 ژن pre-miRNA-499در خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد متفاوت است. فراوانی پلیمورفیسم rs11614913 ژن miRNA-196-a2 در خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد متفاوت است.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | بررسی فراوانی پلیمورفیسمهای ژنهای ANRIL (rs10757278, rs1333048, rs4977574, rs133040) ،pre-miRNA-499(rs3746444)وmiRNA-196-a2(rs11614913) در خون و جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی | فراوانی پلیمورفیسم rs1333040 ژن ANRIL در خون بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پل مورفیسم rs4977574 ژن ANRIL در خون بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs1333048 ژن ANRILدر خون بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs10757278ژن ANRILدر خون بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs3746444 ژن pre-miRNA-499در خون بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs11614913 ژن miRNA-196-a2 در خون بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs1333040 ژن ANRIL در جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پل مورفیسم rs4977574 ژن ANRIL در جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs1333048 ژن ANRILدر جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs10757278ژن ANRILدر جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs3746444 ژن pre-miRNA-499در جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد فراوانی پلیمورفیسم rs11614913 ژن miRNA-196-a2 در جفت بیماران مبتلا به پرهاکلامپسی و گروه شاهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاه علوم پزشکی زاهدان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | پرهاکلامپسی سندرم خاص بارداری است که با افزایش فشارخون و پروتئین اوری شناخته میشود. پلیمورفیسم تک نوکلئوتیدی (SNP): تغییرات تک نوکلئوتیدی در توالی DNA است که سبب ایجاد ژنوتیپهای مختلف میشود. miRNA :گروهی از RNAهای غیر کد کننده هستند که حدود 22 نوکلئوتید دارند. ANRIL: گروهی از RNAهای غیر کد کننده هستند که طولی بیشتر از 200 نوکلئوتید دارند. PCR: روشی مولکولی برای تکثیر، سنجش یا شناسایی ژنها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | موردی- شاهدی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | نمونههای مورد نظر از بین افراد مبتلا به پرهاکلامپسی و افراد با حاملگی طبیعی مراجعه کننده به بیمارستان علی ابن ابیطالب زاهدان انتخاب خواهند شد. کلیه زنان زایمان کرده مبتلا به پرهاکلامپسی وارد گروه بیمار مطالعه، و کلیه زنان با نتیجه طبیعی حاملگی وارد گروه کنترل می شوند. تشخیص پرهاکلامپسی براساس فشار خون مساوی یا بیشتر از 90/140میلی متر جیوه بعد از هفته بیست حاملگی و پروتئینوری 300 میلی گرم یا بیشتر در 24 ساعت یا +2یا بیشتر ( در تست نواری ادرار) در نمونه تصادفی ادرار میباشد . پس از توجیه بیماران در مورد مطالعه و کسب رضایت آگاهانه از ایشان ابتدا اطلاعات مربوط در فرم اطلاعاتی ثبت میگردد. شرایط خروج از مطالعه: افراد مبتلا به حاملگی 2 یا چند قلو و بیماران مبتلا به دیابت، بیماری کلیوی، بیماری کبدی، کلیه بیماریهای سیستمیک، لوپوس و غیره ویا جنین مبتلا به مول هیداتیدیفرم و هیدروپس جنینی از مطالعه حذف میگردند. پس از توجیه بیماران در مورد مطالعه و کسب رضایت آگاهانه از ایشان، اطلاعات مربوط در فرم اطلاعاتی ثبت میشود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | حداقل 120 جفت بیمار مبتلا به پرهاکلامپسی و حداقل به همان تعداد گروه کنترل در نظر گرفته شدهاست. حداقل 200 نمونه خون تام بیمار مبتلا به پرهاکلامپسی و حداقل به همان تعداد گروه کنترل در نظر گرفته شدهاست. براساس مطالعات گذشته حجم نمونه انتخاب شدهاست(56). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | انتخاب تصادفی حداقل 120 نمونه از بخش fetal placenta بیمار مبتلا به پرهاکلامپسی و حداقل به همان تعداد گروه کنترل صورت می گیرد، همچنین حداقل 200 نمونه خون تام بیمار مبتلا به پرهاکلامپسی و حداقل به همان تعداد گروه کنترل از حاملگی های طبیعی به صورت کاملا تصادفی در نظر گرفته خواهد شد که تمام موارد نمونه گیری توسط رزیدنت زنان و زایمان در اتاق عمل صورت می گیرد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | از طریق تشخیص بالینی و انجام آزمایشات و اقدامات پاراکلینیک برای تشخیص بیماری و انجام PCR بر روی DNA خون و جفت افراد و شناسایی آللهای مورد نظر.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | بعد از تصویب پروپوزال با کسب رضایت از بیماران و گروه کنترل برای بررسی پلیمورفیسم، نمونه خون تام تحت شرایط استریل به مقدار 2 سی سی گرفته و در لوله حاوی ماده ضد انعقاد ریخته و تا زمان استخراج DNA در 20- درجه سانتیگراد نگهداری میشود. همچنین نمونههای جفت نیز در 20- نگه داری میشود. DNA نمونه خون افراد گروه شاهد و مورد به روش salting out و DNA نمونه جفت افراد گروه شاهد و مورد با استفاده از کیت تخلیص DNA جداسازی میشود. جهت تعیین ژنوتیپها از تکنیک PCR-RFLP استفاده میشود. با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ابتدا قطعات واجد ناحیه پلیمورفیک با تکنیک PCR تکثیر گردیده و سپس تحت تاثیر آنزیمهای محدودالاثر قرار گرفته و با ژل آگارز الکتروفورز میگردند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | پس از گردآوری اطلاعات لازم، یافتهها در نرم افزار آماری SPSS وارد گشته و دادهها با استفاده از آزمونهای آماری دقیق فیشر، X2 و تی تست مستقل و Regression Logistic مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهندگرفت.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | راهنمای عمومی اخلاق در پژوهشهای علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی
7- اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود. 9- در پژوهشهای پزشکی که ممکن است به محیط زیست آسیب برسانند، باید احتیاطهای لازم در جهت حفظ و نگهداری و عدم آسیب رسانی به محیط ریست انجام گیرد. 11- کمیته ی اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرحها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد. اطلاعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیتهی اخلاق درخواست میشود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود. 12- انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد. 13- کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. 14- اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد. 15- پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، بهنحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است بهکار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروهمورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانی شود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این موارد باید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود. 16- پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. 17- پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائهی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطلاعرسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است. 18- در پژوهشهایی که از مواد بدنی (شامل بافتها و مایعات بدن انسان) یا دادههایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمعآوری، تحلیل، ذخیرهسازی و /یا استفادهی مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود. در مواردی که اخذ رضایت غیرممکن باشد یا اعتبار پژوهش را خدشهدار کند، میتوان در صورت بررسی مورد و تصویب کمیتهی اخلاق ، از دادهها یا مواد بدنی ذخیره شده، بدون اخذ رضایت آگاهانه استفاده کرد. 19- عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود.
20- در مواردی که آگاه کردن آزمودنی دربارهی جنبهای از پژوهش باعث کاهش اعتبار پژوهش می شود، ضرورت اطلاعرسانی ناکامل از طرف پژوهشگر باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود. بعد از رفع عامل این محدودیت، باید اطلاعرسانی کامل به آزمودنی انجام گیرد. 21- برخی از افراد یا گروههایی از مردم، نظیر ناتوانان ذهنی، کودکان، جنین و نوزاد، بیماران اورژانسی، یا زندانیانکه ممکن است بهعنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کنند، نمیتوانند برای دادن رضایت، آگاهی یا آزادی لازم را داشته باشند. این افراد یا گروهها آسیبپذیر دانسته میشوند و باید مورد حفاظت ویژه قرار گیرند. 22- از گروههای آسیبپذیر هیچگاه نباید (به دلایلی چون سهولت دسترسی ) به عناون آزمودنی ترجیحی استفاده شود. پژوهش پزشکی با استفاده از گروهها یا جوامع آسیبپذیر تنها در صورتی موجه است که با هدف پاسخگویی به نیازهای سلامت و اولویتهای همان گروه یا جامعه طراحی و اجرا شود و احتمال معقولی وجود داشته باشد که همان گروه یا جامعه از نتایج آن پژوهش سود خواهد برد. 23- در پژوهش بر روی گروههای آسیبپذیر، وظیفهی اخذ رضایت آگاهانه مرتفع نمیشود. در مورد افرادی که سرپرست قانونی دارند، پژوهشگر موظف است که علاوه بر اخذ رضایت آگاهانه از سرپرست قانونی، متناسب با ظرفیت خود فرد، از وی رضایت آگاهانه اخذ کند. در هر حال، باید به امتناع این افراد از شرکت در پژوهش احترام گذاشته شود. 24- اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامهی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود. 25- پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. 26- هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوهی تحقق این امر ترجیحاً بهصورت پوشش بیمهای نامشروط باشد. 27- در پایان پژوهش، هر فردی که بهعنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که دربارهی نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهرهمند شود. 28- پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند. 29- نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد. 30- گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کردهاند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند. 31- روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد.
راهنمای اخلاقی پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی
راهنمای عمومی 1- پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند و کرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد. 2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند. 3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند. 4- رضایت آگاهانهی فرد دهندهی عضو یا بافت، یا جانشین قانونی او، شرط اساسی در تأیید اخلاقی هر پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی است. رضایتنامه باید با رعایت تمامی اصول مرتبط تهیه و هنگام ارسال طرحنامه برای تصویب، به آن پیوست شده باشد. 5- در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهندهی نمونهی ذخیرهشده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، بهشرط وجود رضایت کلی اولیه بر استفادهی پژوهشی، در صورت تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش میتوان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید از نمونههایی استفاده شود که به نحو برگشتناپذیر بینام شده باشد. 6- تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند. 10- پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | عدم همکاری بیمار که با توضیح بیشتر درباره این طرح و توضیح این مطلب که هیچ خطری آنها را را تهدید نمیکند، برطرف میشود. مشکل تهیه مواد و امکان طولانی شدن زمان دریافت آنها که با وقت گذاشتن و پیگیری بیشتر حل میشود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | Polymorphism, preeclampsia, ANRIL, miRNA
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1. Velicky P, Windsperger K, Petroczi K, Pils S, Reiter B, Weiss T, et al. Pregnancy-associated diamine oxidase originates from extravillous trophoblasts and is decreased in early-onset preeclampsia. Sci Rep. 2018;8(1):6342. 2. Mol BWJ, Roberts CT, Thangaratinam S, Magee LA, de Groot CJM, Hofmeyr GJ. Pre-eclampsia. The Lancet. 2016;387(10022):999-1011. 3. Khaing W, Vallibhakara SA, Tantrakul V, Vallibhakara O, Rattanasiri S, McEvoy M, et al. Calcium and Vitamin D Supplementation for Prevention of Preeclampsia: A Systematic Review and Network Meta-Analysis. Nutrients. 2017;9(10). 4. Garrett N, Pombo J, Umpierrez M, Clark JE, Simmons M, Girardi G. Pravastatin therapy during preeclampsia prevents long-term adverse health effects in mice. JCI Insight. 2018;3(8). 5. Sakowicz A, Lisowska M, Biesiada L, Rybak-Krzyszkowska M, Gach A, Sakowicz B, et al. Association of Maternal and Fetal Single-Nucleotide Polymorphisms in Metalloproteinase (MMP1, MMP2, MMP3, and MMP9) Genes with Preeclampsia. Dis Markers. 2018;2018:1371425. 6. Pelland A, George RB, Lehmann C, Coolen J. Sidestream Dark Field Imaging of the Microcirculation to Assess Preeclampsia Microvascular Dysfunction. J Clin Med Res. 2018;10(5):391-5. 7. Mando C, Pileri P, Mazzocco MI, Lattuada D, Zolin A, Plebani M, et al. Maternal and fetal HLA-G 14 bp gene polymorphism in pregnancy-induced hypertension, preeclampsia, intrauterine growth restricted and normal pregnancies. J Matern Fetal Neonatal Med. 2016;29(9):1509-14. 8. Fingar KR, Mabry-Hernandez I, Ngo-Metzger Q, Wolff T, Steiner CA, Elixhauser A. Delivery Hospitalizations Involving Preeclampsia and Eclampsia, 2005-2014: Statistical Brief #222. Healthcare Cost and Utilization Project (HCUP) Statistical Briefs. Rockville (MD): Agency for Healthcare Research and Quality (US); 2006. 9. Logue OC, Mahdi F, Chapman H, George EM, Bidwell GL, 3rd. A Maternally Sequestered, Biopolymer-Stabilized Vascular Endothelial Growth Factor (VEGF) Chimera for Treatment of Preeclampsia. J Am Heart Assoc. 2017;6(12). 10. Broumand F, Lak SS, Nemati F, Mazidi A. A study of the diagnostic value of Inhibin A Tests for occurrence of preeclampsia in pregnant women. Electron Physician. 2018;10(1):6186-92. 11. Meiri H, Osol G, Cetin I, Gizurarson S, Huppertz B. Personalized Therapy Against Preeclampsia by Replenishing Placental Protein 13 (PP13) Targeted to Patients With Impaired PP13 Molecule or Function. Comput Struct Biotechnol J. 2017;15:433-46. 12. Tranquilli AL, Brown MA, Zeeman GG, Dekker G, Sibai BM. The definition of severe and early-onset preeclampsia. Statements from the International Society for the Study of Hypertension in Pregnancy (ISSHP). Pregnancy Hypertens. 2013;3(1):44-7. 13. Asgharnia M, Mirblouk F, Kazemi S, Pourmarzi D, Mahdipour Keivani M, Dalil Heirati SF. Maternal serum uric acid level and maternal and neonatal complications in preeclamptic women: A cross-sectional study. Int J Reprod Biomed (Yazd). 2017;15(9):583-8. 14. Rahimi Z, Zangeneh M, Rezaeyan A, Shakiba E, Rahimi Z. MMP-8 C-799T and MMP-8 C+ 17G polymorphisms in mild and severe preeclampsia: Association between MMP-8 C-799T with susceptibility to severe preeclampsia. Clinical and Experimental Hypertension. 2018;40(2):175-8. 15. Mohammadpour‐Gharehbagh A, Teimoori B, Narooei‐Nejad M, Mehrabani M, Saravani R, Salimi S. The association of the placental MTHFR 3′‐UTR polymorphisms, promoter methylation, and MTHFR expression with preeclampsia. Journal of cellular biochemistry. 2018;119(2):1346-54. 16. Liu M-c, Li X-y, Zhan Y, Li J, Liu X-m, Tan P, et al. Polymorphism of ERCC1 rs3212986 in Chinese Han women with preeclampsia. Pregnancy hypertension. 2017;10:192-5. 17. González-Garrido JA, García-Sánchez JR, Tovar-Rodríguez JM, Olivares-Corichi IM. Preeclampsia is associated with ACE I/D polymorphism, obesity and oxidative damage in Mexican women. Pregnancy hypertension. 2017;10:22-7. 18. Zhao L, Liu J, Tan P, Zhang W, Gao Q, Li X, et al. Genetic association of the NQO1 rs1800566 (609C> T) variant with risk of preeclampsia in the Chinese Han population. Pregnancy hypertension. 2017;10:42-5. 19. Glotov AS, Kazakov SV, Vashukova ES, Pakin VS, Danilova MM, Nasykhova YA, et al. Targeted sequencing analysis of ACVR2A gene identifies novel risk variants associated with preeclampsia. J Matern Fetal Neonatal Med. 2018:1-7. 20. Xu L, Li S, Liu Z, Jiang S, Wang J, Guo M, et al. The NLRP3 rs10754558 polymorphism is a risk factor for preeclampsia in a Chinese Han population. J Matern Fetal Neonatal Med. 2018:1-8. 21. Rezaei M, Eskandari F, Mohammadpour-Gharehbagh A, Teimoori B, Yaghmaei M, Mokhtari M, et al. The Drosha rs10719 T> C polymorphism is associated with preeclampsia susceptibility. Clinical and Experimental Hypertension. 2017:1-6. 22. Elenis E, Skalkidou A, Skoog-Svanberg A, Sydsjö G, Stavreus-Evers A, Åkerud H. HRG C633T polymorphism and risk of gestational hypertensive disorders: a pilot study. BMC medical genetics. 2018;19(1):44. 23. Emam RH, Ghattas MH, Mesbah NM, Abo-Elmatty DM, Mehanna ET. Relation of locus 1p13 rs646776 polymorphism with the risk of preeclampsia. Hypertension in pregnancy. 2018;37(2):81-6. 24. Mohammadi M, Farazmandfar T, Shahbazi M. Relationship between human leukocyte antigen (HLA)-DQA1* 0102/HLA-DQB1* 0602 polymorphism and preeclampsia. Iranian Journal of Reproductive Medicine. 2017;15(9):569. 25. Mohammadi M, Farazmandfar T, Shahbazi M. Relationship between human leukocyte antigen (HLA)-DQA1*0102/HLA-DQB1*0602 polymorphism and preeclampsia. International journal of reproductive biomedicine (Yazd, Iran). 2017;15(9):569-74. 26. Muller-Deile J, Schroder P, Beverly-Staggs L, Hiss R, Fiedler J, Nystrom J, et al. Overexpression of preeclampsia induced microRNA-26a-5p leads to proteinuria in zebrafish. Sci Rep. 2018;8(1):3621. 27. Dole NS, Delany AM. MicroRNA variants as genetic determinants of bone mass. Bone. 2016;84:57-68. 28. Sobrino B, Brion M, Carracedo A. SNPs in forensic genetics: a review on SNP typing methodologies. Forensic Sci Int. 2005;154(2-3):181-94. 29. Bao M-H, Szeto V, Yang BB, Zhu S-z, Sun H-S, Feng Z-P. Long non-coding RNAs in ischemic stroke. Cell death & disease. 2018;9(3):281. 30. Ruhle F, Stoll M. Long non-coding RNA Databases in Cardiovascular Research. Genomics Proteomics Bioinformatics. 2016;14(4):191-9. 31. Wang H, Liu Y, Zhong J, Wu C, Zhong Y, Yang G, et al. Long noncoding RNA ANRIL as a novel biomarker of lymph node metastasis and prognosis in human cancer: a meta-analysis. Oncotarget. 2018;9(18):14608-18. 32. Murugan AK, Munirajan AK, Alzahrani AS. Long noncoding RNAs: emerging players in thyroid cancer pathogenesis. Endocr Relat Cancer. 2018;25(2):R59-r82. 33. Wright MW, Bruford EA. Naming 'junk': human non-protein coding RNA (ncRNA) gene nomenclature. Hum Genomics. 2011;5(2):90-8. 34. Bao MH, Szeto V, Yang BB, Zhu SZ, Sun HS, Feng ZP. Long non-coding RNAs in ischemic stroke. Cell Death Dis. 2018;9(3):281. 35. Sun Q, Hao Q, Prasanth KV. Nuclear Long Noncoding RNAs: Key Regulators of Gene Expression. Trends Genet. 2017. 36. Sethuraman S, Gay LA, Jain V, Haecker I, Renne R. microRNA dependent and independent deregulation of long non-coding RNAs by an oncogenic herpesvirus. PLoS Pathog. 2017;13(7):e1006508. 37. Che J. Molecular mechanisms of the intracranial aneurysms and their association with the long noncoding ribonucleic acid ANRIL–A review of literature. Neurology India. 2017;65(4):718. 38. Yu G, Liu G, Yuan D, Dai J, Cui Y, Tang X. Long non-coding RNA ANRIL is associated with a poor prognosis of osteosarcoma and promotes tumorigenesis via PI3K/Akt pathway. J Bone Oncol. 2018;11:51-5. 39. Wu JH, Tang JM, Li J, Li XW. Upregulation of SOX2-activated lncRNA ANRIL promotes nasopharyngeal carcinoma cell growth. Sci Rep. 2018;8(1):3333. 40. Zhang D, Ding L, Li Y, Ren J, Shi G, Wang Y, et al. Midkine derived from cancer-associated fibroblasts promotes cisplatin-resistance via up-regulation of the expression of lncRNA ANRIL in tumour cells. Sci Rep. 2017;7(1):16231. 41. Cheng S, Huang T, Li P, Zhang W, Wang Z, Chen Y. Long non-coding RNA ANRIL promotes the proliferation, migration and invasion of human osteosarcoma cells. Exp Ther Med. 2017;14(5):5121-5. 42. Shendy HA, Hassanein SI, Gad MZ. 'Desert' gene (Chr9p21) variants as novel markers for coronary artery disease. Anatol J Cardiol. 2017;18(2):84-9. 43. Ambros V. The functions of animal microRNAs. Nature. 2004;431(7006):350. 44. Bartel DP. MicroRNAs: genomics, biogenesis, mechanism, and function. cell. 2004;116(2):281-97. 45. Pauli A, Rinn JL, Schier AF. Non-coding RNAs as regulators of embryogenesis. Nature Reviews Genetics. 2011;12(2):136. 46. Bartel DP. MicroRNAs: target recognition and regulatory functions. cell. 2009;136(2):215-33. 47. Fabian MR, Sonenberg N, Filipowicz W. Regulation of mRNA translation and stability by microRNAs. Annual review of biochemistry. 2010;79:351-79. 48. Mraz M, Pospisilova S. MicroRNAs in chronic lymphocytic leukemia: from causality to associations and back. Expert review of hematology. 2012;5(6):579-81. 49. Jiang Q, Wang Y, Hao Y, Juan L, Teng M, Zhang X, et al. miR2Disease: a manually curated database for microRNA deregulation in human disease. Nucleic acids research. 2008;37(suppl_1):D98-D104. 50. Lagos-Quintana M, Rauhut R, Meyer J, Borkhardt A, Tuschl T. New microRNAs from mouse and human. Rna. 2003;9(2):175-9. 51. Lim LP, Glasner ME, Yekta S, Burge CB, Bartel DP. Vertebrate microRNA genes. Science. 2003;299(5612):1540. 52. Hu Z, Chen J, Tian T, Zhou X, Gu H, Xu L, et al. Genetic variants of miRNA sequences and non-small cell lung cancer survival. J Clin Invest. 2008;118(7):2600-8. 53. Liu Y, He A, Liu B, Zhong Y, Liao X, Yang J, et al. rs11614913 polymorphism in miRNA-196a2 and cancer risk: an updated meta-analysis. OncoTargets and therapy. 2018;11:1121. 54. Fawzy MS, Toraih EA, Ibrahiem A, Abdeldayem H, Mohamed AO, Abdel-Daim MM. Evaluation of miRNA-196a2 and apoptosis-related target genes: ANXA1, DFFA and PDCD4 expression in gastrointestinal cancer patients: A pilot study. PloS one. 2017;12(11):e0187310. 55. Xin Y, Yang C, Han Z. Circulating miR-499 as a potential biomarker for acute myocardial infarction. Annals of translational medicine. 2016;4(7). 56. El Sharkawy M, Aly O, Elsayed H, Ezzat H, Mohab A, Usama D. MicroRNA 499 gene expression in patients on hemodialysis with cardiovascular complications. Hemodialysis International. 2017;21:S16-S21. 57. Kukreja RC, Yin C, Salloum FN. MicroRNA-new players in cardiac injury and protection. Molecular pharmacology. 2011:mol. 111.073528. 58. Hua Y, Wang J, Yuan DL, Qi Y, Tang Z, Zhu X, et al. A tag SNP in syncytin-2 3-UTR significantly correlates with the risk of severe preeclampsia. Clin Chim Acta. 2018;483:265-70. 59. Pertegal M, Fenoy FJ, Hernández M, Mendiola J, Delgado JL, Bonacasa B, et al. Fetal Val108/158Met catechol-O-methyltransferase (COMT) polymorphism and placental COMT activity are associated with the development of preeclampsia. Fertility and sterility. 2016;105(1):134-43. e3. 60. Harati-Sadegh M, Kohan L, Teimoori B, Mehrabani M, Salimi S. The association of the placental Hypoxia-inducible factor1-alpha polymorphisms and HIF1-alpha mRNA expression with preeclampsia. Placenta. 2018;67:31-7. 61. Maharaj NR, Ramkaran P, Pillay S, Chuturgoon AA. microRNA-27a rs895819 is associated with obesity in HIV infected preeclamptic Black South African women on HAART. BMC Med Genet. 2016;17(1):92. 62. Chen W, Shao D, Gu H, Gong J, Zhang J. Hsa-mir-499 rs3746444 T/C polymorphism is associated with increased risk of coronary artery disease in a Chinese population. Acta Cardiologica Sinica. 2017;33(1):34. 63. Xu W, Xu J, Liu S, Chen B, Wang X, Li Y, et al. Effects of common polymorphisms rs11614913 in miR-196a2 and rs2910164 in miR-146a on cancer susceptibility: a meta-analysis. PloS one. 2011;6(5):e20471. 64. Xiao Y, Bao M-H, Luo H-Q, Xiang J, Li J-M. A meta-analysis of the association between polymorphisms in microRNAs and risk of ischemic stroke. Genes. 2015;6(4):1283-99. 65. Wang Y, Li Q, Mambiya M, Zhang K, Yang L, Zhang Q, et al. A Meta-Analysis of the Association between Microrna-196A2 and Risk of Ischemic Stroke and Coronary Artery Disease in Asian Population. Journal of Stroke and Cerebrovascular Diseases. 2018. 66. Hashemi M, Eskandari-Nasab E, Zakeri Z, Atabaki M, Bahari G, Jahantigh M, et al. Association of pre-miRNA-146a rs2910164 and pre‑miRNA-499 rs3746444 polymorphisms and susceptibility to rheumatoid arthritis. Molecular medicine reports. 2013;7(1):287-91. 67. Xu B, Fang Z, He S, Wang J, Yang X. ANRIL polymorphism rs4977574 is associated with increased risk of coronary artery disease in Asian populations: A meta-analysis of 12,005 subjects. Medicine. 2018;97(39):e12641. 68. Yang J, Gu L, Guo X, Huang J, Chen Z, Huang G, et al. LncRNA ANRIL Expression and ANRIL Gene Polymorphisms Contribute to the Risk of Ischemic Stroke in the Chinese Han Population. Cellular and molecular neurobiology. 2018:1-17. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | در مطالعه حاضر ما به بررسی اثر احتمالی چند تغییر ژنتیکی بر احتمال ابتلا به بیماری پره اکلامپسی که در زنان باردار رخ می دهد، می پردازیم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | از کلیه افرادی که وارد مطالعه شده اند نمونه از بخش fetal placenta بیمار مبتلا به پرهاکلامپسی و حداقل به همان تعداد گروه کنترل صورت می گیرد، و همچنین 1 میلی لیتر خون در لوله های EDTA جمع آوری می شود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | از نقش احتمالی تغییرات بر برور بیماری مطلع می شویم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | - | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | کلیه هزینه به عهده مجری یا مجریان طرح خواهد بود و بیمار هزینه ای پرداخت نخواهد کرد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | نتایج آزمایش ها و روش های بکار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج بصورت کاملا محرمانه و صرفا جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیماری ویدر چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهند ماند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | به عهده مجری طرح می باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت من در مطالعه کاملا اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده و یا هر زمان که مایل بودم بدونه آنکه تغییری در نحوه پزشک درمانگر یا نحوه درمان از مراقبت ار بیماری اینجانب ایجاد شود، از پژوهش مذکور خارج شوم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکارانطرح موافقت خود را با با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم،یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | - | |||||||||||||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|