
| کد طرح | 9132 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی تداخل اثرماری جوانا و استروژن بر حافظه و یادگیری فضایی در موش های صحرایی ماده: نقش سن و گیرنده ی غشایی استروژن |
| عنوان لاتین طرح | The effects of interaction of marijuana and estrogen on spatial memory and learning of female rats: role of the age and estrogen membrane receptor |
| نوع طرح | بنیادی |
| محل اجرای طرح | آزمایشگاه جامع تحقیقات |
| رسته مطالعاتی | مطالعه تجربی (Experimental)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 720 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| غلامرضا کمیلی | مجری اول | هماهنگی ،پشتیبانی | متخصص | rkomeili@gmail.com |
| محدثه چهکندی | همکار | انجام آزمایشات | دکترای تخصصی | m.chahkandi89@yahoo.com |
| غلامرضا سپهری | همکار | تدوین طرح | دکترای تخصصی | gsepehri@yahoo.com |
| محمدعلی میرشکار | مجری دوم | تدوین طرح | دکترای تخصصی | ma_mib78@yahoo.com |

| عنوان | متن | |
|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی تداخل اثرماری جوانا و استروژن بر حافظه و یادگیری فضایی در موش های صحرایی ماده: نقش سن و گیرنده ی غشایی استروژن | |
| خلاصه طرح به لاتین | The effects of interaction of marijuana and estrogen on spatial memory and learning of female rats: role of the age and estrogen membrane receptor | |
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش |
اهمیت تحقیق درباره ی حافظه و یادگیری با نگاه به الزایمر: ازنظر بیشتر پزشکان بیماری آلزایمر، جزو بیماری هایی است که حافظه را به مقدار زیادی تحت تاثیر قرار می دهد. در سال 2003 گزارش شد که حدود 30 میلیون از افراد جهان مبتلا به بیماری الزایمر هستند و پیش بینی شد که این تعداد، طی 20 سال آینده به حدود سه برابر خواهد رسید و همچنین شیوع بیماری آلزایمر از حدود 5% در سن 70 سالگی به حدود 50% در 90 سالگی می رسد(1) . بررسی ازدست رفتن حافظه در بیماران الزایمر به تعیین ساختارهای عصبی درگیر در آن و نیز جنبه های تکاملی شناخت در انسان، کمک می کند. از نظر کلینیکی نیز بررسی حافظه به تعیین درجه بندی این بیماری و نیز پیش بینی آن کمک می کند(2). با افزایش سن، اکثر جنبه های عملکردی شناخت با درجات مختلفی از دست می روند، ازدرجات نسبتا کم در حیوانات سالم گرفته، تا ازدست رفتن های پیشرونده در افراد با بیماری های نورودژنراتیو(مانند آلزایمر و پارکینسون) همراه با افزایش سن، و این موضوع اهمیت بررسی این چنین بیماری هایی را افزایش می دهد(3). این نکته مورد توجه است که در زنان بعد از یائسگی، میزان هورمون های جنسی تا مقادیر غیرقابل تشخیص کاهش پیدا می کند و بنابراین استرادیول که عملکردهای شناختی را بهبود می دهد، در سنین بالا به شدت کاهش می یابد. با این حال، نسبت دادن نقش اختصاصی برای استروژن یا دیگر پارامترها به ازدست دادن شناخت وابسته به سن کار مشکلی است چون همه این فاکتورها خودشان تحت تاثیر سن قرار می گیرند(4). رابطه کانابینوئیدها با حافظه: ماری جوانا از لحاظ سوء مصرف، معمول ترین ماده ای است که در آمریکا استفاده می شود، این ماده در گیاه cannabis sativa وجود دارد که محتوی 70 نوع کانابینوئید است که از بین آنها تترا هیدروکانابینول (THC) بیشتر از همه مورد مطالعه قرار گرفته است (5). ماده مذکور دارای آثار بسیار متنوعی است که تغییرات در حافظه یکی از آثار آن می باشد. امروزه مشخص شده است که THC پردازش اطلاعات در هیپوکمپ را تغییر می دهد و موجب نقص در حافظه می شود. علاوه بر این بدن انسان نیز کانابینوئیدهایی را تولید می کند که بسیار شبیه آن هایی هستند که در ماری جوانا وجود دارد و نواحی مغزی درگیر در حافظه، تفکر، تمرکز ، هماهنگی، حرکات و.. را تحت تاثیر قرار می دهند(6). در مطالعه ای که اثرات متفاوت THC در موش های نوجوان و بالغ را بررسی می کرد، نتایج بدست آمده نشان داد که تجویز حاد THC موجب مهار هر دو نوع یادگیری فضایی و غیر فضایی در آزمون water maze و با شدت بیشتر در موش های صحرایی نوجوان نسبت به بالغین شد، که این نشان دهنده حساسیت تکاملی به اثرات THC روی یادگیری است (7). دربررسی دیگری ثابت شد، تجویز حاد THC موجب اختلال یادگیری در ماده های نوجوان و بالغ و نرهای نوجوان می شود اما در موش های صحرایی نر بالغ این اتفاق نمی افتد، ولی تجویز مزمن THC هیچ اثری روی یادگیری در هیچکدام از موش های صحرایی نر و ماده بالغ و نوجوان ایجاد نکرده است(8). هنوز مشخص نشده که چطور فاکتورهایی مثل سن، آغاز مصرف و مقدار مصرف کانابینوئید در نتایج عصبی شناختی وابسته به جنس مصرف کننده ها دخیل اند(5). رابطه استروژن با حافظه و یادگیری: شواهد حاصل از بیش از 25 سال بررسی نشان داده که استرادیول موجب تنظیم عملکردهای شناختی در انسان و حیوان می شود(4). با افزایش سن مقادیر استروژن کاهش پیدا می کند و این هورمون در کاهش وابسته به سن حافظه و یادگیری شرکت می کند. شواهد ثابت کرده( هرچند هنوز مورد بحث است) که استروژنی که درون هیپوکامپ و قشر پری فرونتال ساخته می شود نیز ممکن است در فرایندهای طبیعی تقویت حافظه شرکت کند(9). اکثر مطالعات نشان دادند که هورمون های گنادی موجب افزایش عملکردهای شناختی شدند اما تعدادی از مطالعات هیچ اثری را گزارش ندادند. این موضوع که ایا فقدان استروژن شریک اصلی ازدست رفتن حافظه و یادگیری وابسته به سن است، هنوز مشخص نشده است. از طرفی اغلب مطالعات وابسته به سن در مورد موش های صحرایی نر صورت گرفته و مطالعات کمی در مورد کاهش عملکرد وابسته به سن ماده ها صورت گرفته است(8). نقش گیرنده های غشایی استروژن در یادگیری: اخیرا گزارش شده که هورمون های گنادی ازقبیل استرادیول می توانند در گیرنده های غشایی عمل کنند و از این طریق با فعال کردن مکانیسم های سیگنالینگ درون سلولی موجب تغییر عملکرد سلول شوند (8). ثابت شده که اثرات استروژن در سیستم عصبی مرکزی توسط گیرنده های استروژن(ERs) وساطت می شود و بررسی های بیشتر، نقش هر دو گیرنده ی استروژن غشایی و هسته ای را در میانجی گری اثرات استروژنیک در CNS تایید کرده است(10). استرادیول ، رونویسی ژن و سیگنالینگ غشایی سریعش را با واسطه گیرنده های استروژن آلفا وبتاERα) ،(ERβو اخیرا(رسپتور متصل به G-پروتئین30( GPR30 القا می کند. بررسی های انجام شده درمورد موقعیت گیرنده GPR30 در مغز، مقدار بالایی از بیان آن را در ناحیه قشر و هیپوکمپ گزارش داده اند (10). بررسی های بااستفاده از آگونیست های خاص گیرنده ثابت کرده اند که هر سه نوع گیرنده اثرات وابسته به دوزی روی حافظه می گذارند. همچنین توانایی استرادیول به بهبود شناخت، با افزایش سن کاهش پیدا می کند که همراه با بیان کاهش یافته ی گیرنده های استرادیول است (11) . مقادیر نسبی متفاوتی از توزیع گیرنده های ERα وERβ و GPR30 در سرتاسر سیستم عصبی یافت می شوند. به علت تفاوت در ساختار و توزیع درون سلولی این گیرنده ها این احتمال مطرح شده است که شاید انواع گیرنده های استروئیدی اعمال بیولوژیکی متفاوت و اثرات مختلفی روی شناخت داشته باشند. از سوی دیگر، مشخص شده که بیان ERα با افزایش سن کاهش پیدا می کند و اینکه آیا این موضوع تغییر در بیان گیرنده با افزایش سن، درمورد GPR30 نیز صدق می کند، مشخص نشده است(11). تداخل اثر استروژن با کانابینوئیدها در حافظه و یادگیری: شواهد مهمی برای تداخل بین سیستم های اندوکانابینوئیدی و استروژن وجود دارد. سه شاهد اصلی وجود دارد که ثابت می کند سیستم اندوکانابینوئیدی با هورمون های گنادی تداخل دارد: اول اینکه، سیستم اندوکانابینوئیدی در عملکردهای فیزیولوژی و رفتاری ناشی از هورمون های گنادی دخیل اند. دوم اینکه، گیرنده ها و آنزیم های متابولیکی سیستم اندوکانابینوئیدی بطور وسیعی روی محور هیپوتالاموس- هیپوفیز-گناد قرار گرفته اند. و سوم اینکه، تغییر در مقدار هورمون های گنادی موجب تغییر سیگنالینگ اندوکانابینوئیدی می شود، که این یک اینترکشن دوطرفه ای در ارتباط بین اندوکانابینوئیدها و هورمون های گنادی را نشان می کند. یک لوپ فیدبکی منفی بین سیستم اندوکانابینوئیدی و رهایش هورمون های جنسی وجود دارد (شکل 1-A , 1-B) (12). اثرات اندوکانابینوئیدها و نیز هورمون های گنادی هردو، در سرطان، هومئوستاز، حافظه، نوروژنزیس، و اعتیاد دارویی ثابت شده است(13).
گزارش شده است که استرادیول می تواند تراکم گیرنده های کانابینوئیدی را تنظیم کنند وازسوی دیگر ثابت شده که در برخی نواحی مغزی جوندگان، عملکرد گیرنده های کانابینوئیدی(CB1) از نظر جنسی دی مورفیک است (14). در ناحیه ی لیمبیک مصرف استروژن باعث تغییر در اتصال کانابینوئیدها به گیرنده های کانابینوئیدی می شود که این موضوع درمورد نواحی مختلف مغز، بطور متفاوتی رخ می دهد. به عنوان مثال در هیپوتالاموس تراکم گیرنده های کانابینوئیدی در ماده ها کمتر از نرهاست، درحالیکه در آمیگدال تراکم این گیرنده ها در ماده ها بیشتر از نرهاست همچنین، در ماده های فاقد تخمدان(OVX) افزایش در تراکم گیرنده های کانابینوئیدی نسبت به ماده های سالم و نیز درمان شده با استرادیول در هیپوکمپ دیده شد و این نتایج نشان داد که بیان گیرنده های کانابینوئیدی توسط استرادیول و به شیوه ی وابسته به ناحیه مغزی(هیپوکمپ ،آمیگدال و مغز جلویی) تنظیم می شود و نیز ثابت می کند که استرادیول یک اثر مهاری روی تراکم گیرنده های کانابینوئیدی(CB1) در هیپوکمپ دارد(15). نشان داده شده است که نقص های حافظه با واسطه فعال شدن گیرنده CB1 توسط کانابینوئید هنگام درمان موش های صحرایی OVX با استرادیول کاهش یافت (16). داده ها نشان داده اند که نرها و ماده های فاقد غدد جنسی مقدار بالاتری از گیرنده ی کانابینوئیدی در هیپوتالاموس و مقدار کمتری از گیرنده ی کانابینوئیدی در آمیگدال دارند. در هیپوکمپ نیز اوارکتومی موجب تنظیم افزایشی گیرنده ها ی کانابینوئیدی شد(15). ارتباط BDNF با حافظه و یادگیری: فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز(BDNF) در فرایندهای حافظه و یادگیری مغز دخیل است همBDNF و هم گیرنده ی آن (TrKB ) تراکم بالایی در هیپوکمپ دارند و در نتیجه نقش مهمی در یادگیری و تشکیل حافظه ازجمله در حافظه ی فضایی دارند(17). بطور جالب توجهی مقدار BDNF با افزایش سن کاهش پیدا می کند که ثابت می کند این کاهش می تواند یکی از فاکتورهای دخیل در نقص حافظه وابسته به سن در انسان باشد، همچنین مطالعات نشان داده اند که مقدار خونی و مغزی BDNF در بیماران آلزایمری کاهش می یابد(18). در مورد ارتباط BDNF با کانابینوئیدها در یک مطالعه نشان داداه شد که تجویز حاد و مزمن THC موجب افزایش مقدار BDNF می شود. درواقع دراین مطالعه پیشنهاد شد که THC موجب افزایش عملکردهای حافظه و یادگیری همراه با افزایش بیان مارکرهای پلاستیسیتی(مانند BDNF) می شود(19). ازسوی دیگر، درمورد ارتباط استروژن با BDNF، احتمال می رود که اثرات آن روی سیناپس منحصرا توسط گیرنده هایش وساطت نشود و ممکن است بصورت غیر مستقیم از طریق فعال سازی فاکتورهای رشدی مانند BDNF اعمال اثر کند(20). شواهد مشابهی ثابت می کند که BDNF توسط سطوح استرادیول تنظیم می شود و ممکن است در تغییرات سیناپسی مشاهده شده در پاسخ به تغییرات سطوح استرادیول نقش داشته باشد(3). همچنین، اوارکتومی موجب کاهش مقدار mRNAی BDNF در هیپوکمپ می شود و جایگزینی استرادیول موجب جبران این کاهش می گردد(20). اگرچه مطالعات زیادی درباره ی اثرات شناختی هورمون های جنسی زنانه خصوصا استروژن انجام شده است ، اما این موضوع که ایا فقدان استروژن شریک اصلی ازدست رفتن حافظه و یادگیری وابسته به سن است، هنوز مشخص نشده است، به علاوه، همان طور که در بالا بیان شد، هنوز مشخص نشده که چطور فاکتورهایی مثل سن، مقدار و مدت زمان مصرف کانابینوئید در نتایج عصبی شناختی وابسته به جنس مصرف کننده ها دخیل است. ازسوی دیگر گزارش شده است که توانایی استرادیول به بهبود شناخت که با افزایش سن کاهش پیدا می کند ، همراه با بیان کاهش یافته ی گیرنده های استرادیول است. همچنین با توجه به مطالب فوق که اخیرا مشخص شده است گیرنده غشایی استروژن GPR30 در عملکرد مغزی استروژن نقش دارد اما واسطه گری آن در کاهش توانایی استروژن برای بهبود شناخت با افزایش سن و همچنین تداخل با کانابینوئیدها ازطریق گیرنده مشخص نشده است. همچنین باتوجه به نتایج متناقضی که درمورد نقش کانابینوئیدها در فرایند حافظه و یادگیری و نیز نقش BDNF در این فرایند وجود دارد، ازسویی دیگر همانطور که در بالا بیان شد تفاوت در تراکم گیرنده های کانابینوئیدی وابسته به جنس وجود دارد و همچنین استروژن بر روی BDNF اثر می گذارد و تغییرات وابسته به سن هم در کانابینوئیدها و هم در BDNF وجود دارد این احتمال مطرح هست که شاید تغییراتی که در حافظه و یادگیری در یائسگی یا در شرایط فقدان تخمدان صورت می گیرد در ارتباط با تداخل استروژن با متغیرهای فوق باشد و در مطالعه حاضر تداخل اثر این ترکیبات با استروژن بررسی می شود. بنابراین در مطالعه حاضر اولا اثرات سن ، بر روی حافظه و یادگیری در حضور و عدم حضور استروژن بررسی می شود. ثانیا نقش گیرنده غشایی این هورمون در پیدایش این اثرات بررسی می شود. ثالثا بررسی تداخل بین استروژن و کانابینوئیدها در موش های صحرایی ماده با سنین مختلف در مورد یادگیری و حافظه فضایی با توجه به نقش گیرنده ی GPR30 انجام می شود. | |
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
| |
| هدف کلی طرح | بررسی تداخل اثرماری جوانا و استروژن بر حافظه و یادگیری فضایی در موش های صحرایی ماده: نقش سن و گیرنده ی غشایی استروژن | |
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||
| اهداف اختصاصی |
| |
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاهها و سایر مراکز تحقیقاتی | |
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||
| تعریف واژه های تخصصی | ماری جوانا، یادگیری، استروژن، موش صحرائی | |
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||
| نوع مطالعه | تجربی Experimental | |
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | در این مطالعه از موشهای صحرائی موجود در مرکز تحقیقات حیوانات آزمایشگاهی دانشگاه استفاده خواهد شد. معیارهای ورود: جنس ماده، نژاد Wistar ، تعداد 91 سر حیوان مسن (22 تا 24 ماهه) و 161 سر حیوان جوان بالغ (3 تا 5 ماهه) (21). معیارهای خروج: به غیر از موارد فوق الذکر | |
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | بر اساس مطالعات قبلی مشابه (19)و بر اساس این که همه حیوانات از یک نژاد می باشند و تعداد حیوانات در هر گروه7 سر، می باشد . | |
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | موشهای صحرائی به تعداد مورد نیاز و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شده (جوان و مسن) و سپس قرارگرفتن در گروهها بصورت تصادفی خواهد بود. | |
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | برای بررسی شاخصهای یادگیری و حافظه در بخش رفتاری از ماز آبی موریس و نرم افزار مربوطه (اتوویژن) استفاده میشود. برای بررسی بیان پروتئین ژن GPR30 از روش وسترن بلات استفاده می شود. برای بررسی میزان سطح پروتئین BDNF از کیت مخصوص و به روش الایزا استفاده می شود. | |
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) |
11. OVX + M: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که بصورت روزانه ماری جوانا (60mg/kg/I.P.) دریافت می کنند. 12.OVX + E2: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که با توجه به دوره ی چهار روزه ی سیکل جنسی ماده ها، هر چهار روز یکبار استروژن (1mg/kg/i.p. ) دریافت می کنند(25). 13.OVX +M+E2: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که بصورت روزانه ماری جوانا (60 mg/kg/ i.p.) و هر چهار روز یکبار(با فاصله زمانی 30 دقیقه) استروژن (1 mg/kg/ i.p.) دریافت می کنند. 14.OVX+G1: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که با توجه به دوره ی چهار روزه ی سیکل جنسی ماده ها، هر چهار روز یکبار آگونیست استروژن (G1 50µg/kg/ i.p.) دریافت می کنند. 15.OVX+E2+G15: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که هر چهار روز یکبار استرادیول (1 mg/kg, i.p.) و آنتاگونیست آن (G15 50µg/kg, i.p.) دریافت می کنند. 16.OVX +G1+M: : موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که بصورت روزانه ماری جوانا (60mg/kg/i.p.) و هر چهار روز یکبار آنتاگونیست استروژن (G15, 50µg/kg/4days, i.p.) دریافت می کنند. روز دریافت هر دو دارو ابتدا آنتاگونیست و سپس با فاصله زمانی 30دقیقه ماری جوانا دریافت خواد شد. 17.OVX+M+G15+E2: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که بصورت روزانه ماری جوانا (60mg/kg/i.p.) ، و هرچهار روز یکبار استرادیول (1mg/kg/ i.p.) و نیز آنتاگونیست آن (G15 50µg/kg/4 days, i.p.) دریافت می کنند. روز دریافت مشترک داروها،ابتدا آنتاگونیست و استرادیول و سپس با فاصله زمانی 30 دقیقه ماری جوانا تزریق خواهد شد. 18.OVX Vehicle M/E2/G1/G15 : موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که روزانه حلال ماری جوانا/ E2/G1/G15 (DMSO) به مقدار هم حجم با آن ها دریافت می کنند. 19. OVX Vehicle M+E2 /G1: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که روزانه حلال ماری جوانا(DMSO) به مقدار هم حجم با ماری جوانا دریافت می کنند و نیز هر چهار روز یکبار(G1 50µg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 20 .OVX Vehicle E2+ G15: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که هر چهر روز یکبار حلال استروژن (DMSO) به مقدار هم حجم با استروژن دریافت می کنند و نیز هر چها روز یکبار(G15 50µg/kg/i.p) دریافت می کنند. 12. Vehicle M+G15+E2 OVX: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که روزانه حلال ماری جوانا(DMSO) به مقدار هم حجم با ماری جوانا دریافت می کنند و نیز هر چهار روز یکبار استرادیول (1 mg/kg, i.p.) و G15(50µg/kg) دریافت می کنند. 22. VEH/VEH: موش های جوان فاقد تخمدانی هستند که به میزان هم حجم با دو دارو، حلال (DMSO) آن ها را دریافت می کنند. 23 . Aged C : موش های گروه کنترل مسن24-20 ماه هستند که هیچ دارویی دریافت نمی کنند. 24. Aged + M: موش های مسن هستند که بصورت روزانه ماری جوانا (60 mg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 25. Aged + E2 : موش های مسن هستند که هر چهار روز یکبار استروژن (1mg/kg/i.p.) دریافت می کنند.(23) 26.Aged +M+E2 : موش های مسن هستند که روزانه ماری جوانا (60 mg/kg/i.p.) و هر چار روز یکبار استروژن (1 mg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 27.Aged +G1 : موش های مسن هستند که هر چهار روز یکبار آگونیست استروژن (G1, 50µg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 28.Aged +E2+G15 : موش های مسن هستند که هر چهار روز یکبار استرادیول (1mg/kg/i.p.) و نیز آنتاگونیست آن (G15, 50µg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 29.Aged +G1+M : : موش های مسن هستند که روزانه ماری جوانا (60mg/kg/i.p.) و هر چار روز یکبار آگونیست استروژن (G1, 50µg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 30.Aged +M+G15+E2: موش های مسن هستند که روزانه ماری جوانا (60mg/kg/i.p.)، و هر چهار روز یکبار استرادیول (1mg/kg/i.p.) و نیز آنتاگونیست آن (G15, 50µg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 31.Aged Vehicle M/G1/G15/E2: موش های مسن هستند که روزانه حلال ماری جوانا/ G1/G15/E2 (DMSO) به مقدار هم حجم با آن ها دریافت می کنند. 32. Aged Vehicle M+ G1: موش های مسن هستند که روزانه حلال ماری جوانا(DMSO) به مقدار هم حجم با ماری جوانا دریافت می کنند و نیز هر چهار روز یکبار(G1 50µg/kg/i.p.) دریافت می کنند. 33.Aged Vehicle M+ G15: موش های مسن هستند که روزانه حلال ماری جوانا(DMSO) به مقدار هم حجم با ماری جوانا دریافت می کنند و نیز هر چهار روز یکبار (G15 50µg/kg/i.p) دریافت می کنند. 34. Vehicle M+E2 Aged: موش های جوان مسن هستند که روزانه حلال ماری جوانا(DMSO) به مقدار هم حجم با ماری جوانا دریافت می کنند و نیز هر چهار روز یکبار استرادیول (1 mg/kg, i.p.) دریافت می کنند. 35. Aged vehicle M+E2+G15: موش های مسن هستند که روزانه حلال ماری جوانا(DMSO) به مقدار هم حجم با ماری جوانا دریافت می کنند و نیز هر چهار روز یکبار استرادیول (1 mg/kg, i.p.) و G15(50µg/kg) دریافت می کنند. 36. VEH/VEH: موش های مسن هستند که به میزان هم حجم با دو دارو، حلال (DMSO) آن ها را دریافت می کنند. روش بر داشتن تخمدان(Ovarectomy): جهت ایجاد بی هوشی، مخلوطی از داروهای کتامین(mg/kg50) و گزیلوزین (mg/kg5/4) به روش داخل صفاقی به حیوان تزریق می گردد. موهای قسمت تحتانی شکم تراشیده شده و برش افقی به طول 3-2 سانتی متر ایجاد می شود. سپس پوست، فاشیا و عضلات شکم را باز کرده و چربی ها و روده را کنار می زنیم تا رحم و لوله های آن دیده شوند. لوله رحم و پایه عروقی تخمدان با نخ کاتگوت 0/4 در ناحیه پروگزیمال مسدود شده و از ناحیه دیستال قطع می شوند. همین عمل در مورد تخمدان دیگر نیز تکرار می شود. در انتها 2-1میلی لیتر محلول سرم فیزیولوژیک داخل شکم ریخته و عضلات و پوست به ترتیب با نخ های کاتگوت و سیلک 0/2 به روش پیوسته بخیه می گردند. محل زخم را با بتادین ضد عفونی می کنیم و حیوانات تا دو ساعت تحت مراقبت ویژه قرار می گیرند. با برداشتن تخمدان حالت مشابه با یائسگی در انسان ایجاد می کنیم. به منظور اطمینان از حذف اثرات استروژن و پروژسترون با منشأ داخلی، حیوانات در تمام گروه های ذکر شده، دو هفته بعد از اوارکتومی مورد آزمایش قرار می گیرند (26)
ماز آبی موریس: این تست معمولا به نام ماز آبی موریس شناخته می شود. چون ریچارد موریس این تست را برای ترسیم جهت گیری فضایی در موشهای صحرایی توسعه داد(15). ماز آبی موریس حوضچه دایره ای شکل تیره رنگی به قطر 160 سانتی متر و ارتفاع 60 سانتی متر است که تا ارتفاع 35 سانتی متر با آب با دمای 2±25 پر می شود. این حوضچه به لحاظ جغرافیایی به 4 ربع دایره مساوی شمال، جنوب، غرب و شرق تقسیم می شود و در هر ربع دایره یک نقطه برای رها کردن حیوان در آب در نظر گرفته شده است. یک سکو به قطر 10 سانتی متر در مرکز ربع دایره چهار، 1.5 سانتی متر در زیر سطح آب و بصورت غیر قابل روئیت قرار دارد. بر روی دیوارهای اتاق در اطراف ماز سرنخهای فضایی (Spatial cues) که اشکال هندسی متفاوت هستند، نصب می شود. عملکرد حیوان از طریق یک دوربین مداربسته که متصل به سقف بالای ماز است به کامپیوتر و نرم افزار مربوطه منتقل شده تا پارامترهای لازم ازجمله زمان و مسافت طی شده تا یافتن سکو و همچنین سرعت حرکت حیوان ثبت شود(14).
پروسه رفتاری:
1-خو گرفتن: قبل از تمرین جهت یابی،حیوانات،به محیط استخر شنا عادت داده می شوند. آنها را بصورت تک تک بر روی یک سکو به مدت 20 ثانیه و به مدت 180 ثانیه در استخر قرار میدهند و اجازه می دهند که شنا کنند. 2-کارآزمایی آموزشی:در تمرین جهت یابی،موش ها آموزش داده می شوند که به وسیله بالا رفتن از سکوی پنهان،از غرق شدنشان جلوگیری کنند.به آنها اجازه داده می شود که حداکثر مدت زمان کارازمایی یعنی 90 ثانیه را شنا کنند و به مدت 30 ثانیه بر روی سکو قرار بگیرند(تقویت)،اگر که خودشان قادر به پیدا کردن آن نباشند. به موشها،4 کارآزمایی در هر روزبه مدت 4 روز متوالی داده می شود.در هر کارازمایی،موش به آرامی بر روی ماز آبی موریس،در وسط لبه مدور یکی از ربع هایی که بصورت تصادفی انتخاب شده است قرار می گیرد به نحوی که پوزه موش به سمت دیوار باشد. هر دوره آموزش شامل 4 کارآزمایی با یک وقفه 60 ثانیه ای بین هر کارآزمایی می باشد و به طور معمول، بین ساعت 10 صبح تا 5 بعد از ظهرانجام میشود. وقفه بین هر دوره 2 ساعت میباشد. میانگین Escape latency (مدت زمانی که موش برای پیدا کردن و رفتن به روی سکو نیاز دارد) برای هر کارآزمایی ثبت می شود. 4 کارآزمایی در هر آموزش روزانه نیز ثبت می شود. اگر موش در مدت زمان تست قادر به پیدا کردن سکو نباشد یا کمتر از 3 ثانیه بر روی سکو بایستد، نمره لتنسی 120 ثانیه را به آن می دهیم.پس از اتمام آموزش،حیوانات به قفس برگردانده می شوند تا زمان تست یادسپاری یا کارازمایی پروب که 24 ساعت بعد است. 3-تست یادسپاری یا کارآزمایی پروب:تست پروب 24 ساعت بعد از آخرین کارآزمایی روز چهارم انجام میشود.در تست پروب، سکو از داخل استخر برداشته می شود و هر موش از ربع مخالف به داخل استخر رها میشود.کارآزمایی پروب شامل دوره 60 ثانیه ای شنای آزاد بدون سکو و مدت زمانی که موش در ربع هدف شنا میکند و ثبت می شود، می باشد.میزان رفت و آمد به trigger zone و سرعت شنای موش ها نیز ثبت می شود(15). لازم به ذکر است که در مطالعه حاضر ما این آزمون را در دونوبت انجام خواهیم داد، نوبت اول قبل از شروع تزریق دارو و نوبت دوم بعد از 28 روز تزریق دارو انجام خواهد شد.
اندازه گیری میزان پروتئین GPR30: در ابتدا نمونه های هیپوکمپی که برداشت شده است، در بافر هموژن (500μL Hcl-Tris ،PH=8 ، 0.003گرم EDTA،0.08 گرم Nacl، 0.025 گرمsodium Deoxycholate، 0.01گرم SDS) هموژنیزه می شوند. برای هموژن کردن بافت، به اندازه چهار الی پنج برابر وزن نمونه ها بافر لیزکننده ریخته می شود و با هموژنایزر با دور 3000rpm به مدت دو زمان 30 ثانیه ای با فاصله زمانی 5 دقیقه ای بین دفعات برای جلوگیری از گرم شدن و دناتوره شدن پروتئین، هموژن می شود. سپس بافت هموژن شده به مدت 10 دقیقه در دمای 4 +درجه سانتی گراد و در دور rpm 3600 سانتریفیوژ می گردد. سوپرناتانت محلول، جدا و در فریزر 80º نگهداری می شود. جهت تعیین غلظت پروتئین از روش برد فورد استفاده و با استفاده از منحنی استاندارد، غلظت مناسب پروتئین نمونه محاسبه می گردد. μg20 از هر نمونه برای انجام آزمایش وسترن بلات مورد استفاده قرار می گیرد. برای انجام تست وسترن بلات مقادیر مساوی از پروتئین توسط ژل پلی آکربل آمید –SDS PAGE %جداسازی می شود. بعد از مرحله الکتروفورز، مدت یک ساعت و نیم در محلول بلاکینگ قرار می گیرد. پروتئین های ژل به کاغذ PVDF منتقل شده و کاغذ به سپس کاغذ یک شب در آنتی بادی اولیه شرکت abcam (در 4 درجه سانتی گراد قرار داده می شود و در روز دوم 3 بار با محلول TBST شستشو داده شد و کاغذ به مدت یک ساعت و نیم با آنتی بادی ثانویه انکوبه می شود. بعد از این مرحله بلاتها را با کیت ECL پوشانده و با استفاده از فیلم رادیولوژی ظاهر می شوند. سپس بلاتها را در بافر استریپینگ شستشو داده و آنتی بادی اولیه ساخت شرکت abcam (را به روی کاغذ گذاشته و دوباره با آنتی بادی ثانویه انکوبه و پروتئین مورد نظر در فیلم رادیولوژی ظاهر می شود. سپس بلاتها را دوباره در بافر استریپینگ شستشو داده و آنتی بادی بتا اکتین را به روی کاغذ گذاشته و دوباره با آنتی بادی ثانویه انکوبه و بتااکتین نیز در فیلم رادیولوژی ظاهر می شود. توسط برنامه J Imageباندهای بدست آمده دانسیتومتری می شوند. (27).
برای اندازه گیری شاخص های فوق در مغز، ابتدا بافت هیپوکمپ هموژن می گردد. هموژناسیون در بافر سرد و روی یخ انجام می گیرد. بافت هموژن شده سانتریفیوژ می شود و سپس سوپرناتانت برداشته می شود با استفاده از کیت های مربوطه به روش الایزا اندازه گیری ها انجام می شود.(28) همچنین مقدار هورمون استروژن خون همه گروهها نیز اندازه گیری خواهد شد.
| |
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | جهت محاسبات آماری از نرم افزار SPSS نسخه 18 استفاده خواهد شد. با توجه به تعدد اهداف ویژه، جهت مقایسه متغیرها بسته به نوع مقایسه از آزمون تحلیل واریانس(یک سویهone-way، دو سویهTwo-Way و یا بعد بالاتر ) ,آنالیز واریانس برای داده های تکراری (و یا در صورت لزوم معادل ناپارامتری آنها) استفاده خواهد شد. سطح معنی داری p<0.05 در نظر گرفته خواهدشد. | |
| ملاحظات اخلاقی | به منظور رعایت ملاحظات اخلاقی و جلوگیری از زجر حیوان، تمامی آنها قبل از انجام اعمال جراحی بیهوش خواهند شد و سعی می شود در حین کار با حیوانات همه اصول مطرح شده راجع به اخلاق پژوهش های حیوانی رعایت شود و مجوز کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه برای کار روی حیوان ها اخذ می گردد. | |
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | تصویب بموقع طرح و اجرای مراحل بعدی و تامین به موقع هزینه های جاری و نیز در صورت تهیه مواد لازم و کارایی مطلوب دستگاههای آزمایشگاهی مورد نیاز تصور می شود که طرح در زمان پیش بینی شده به پایان خواهد رسید. به دلیل احتمال مرگ و میر ،تعداد حیوانات بیشتری جهت انجام این مطالعه در نظر گرفته می شود. | |
| کلمات کلیدی | ماری جوانا- استروژن- سن- حافظه و یادگیری- BDNF-GPR30 | |
| فهرست منابع و مراجع |
1. Wimo A, Jonsson L, Winblad B. An estimate of the worldwide prevalence and direct costs of dementia in 2003. Dementia and geriatric cognitive disorders. 2006;21(3):175-81. 2. Jahn H. Memory loss in Alzheimer's disease. Dialogues in Clinical Neuroscien. 2013;15(4):445-54. 3. Srivastava D, Woolfrey K, Evans P. Mechanisms underlying the interactions between rapid estrogenic and BDNF control of synaptic connectivity. Neuroscience. 2013;239:17-33. 4. Luine VN. Estradiol and cognitive function: past, present and future. Hormones and behavior. 2014;66(4):602-18. 5. Crane NA, Schuster RM, Fusar-Poli P, Gonzalez R. Effects of cannabis on neurocognitive functioning: recent advances, neurodevelopmental influences, and sex differences. Neuropsychology review. 2013;23(2):117-37. 6. Trezza V, Campolongo P, Cassano T, Macheda T, Dipasquale P, Carratu MR, et al. Effects of perinatal exposure to delta-9-tetrahydrocannabinol on the emotional reactivity of the offspring: a longitudinal behavioral study in Wistar rats. Psychopharmacology (Berl). 2008;198(4):529-37. 7. Lichtman AH, Dimen KR, Martin BR. Systemic or intrahippocampal cannabinoid administration impairs spatial memory in rats. Psychopharmacology. 1995;119(3):282-90. 8. Cha YM, White AM, Kuhn CM, Wilson WA, Swartzwelder H. Differential effects of delta9-THC on learning in adolescent and adult rats. Pharmacology Biochemistry and Behavior. 2006;83(3):448-55. 9. Luine VN, Frankfurt M. Estrogens facilitate memory processing through membrane mediated mechanisms and alterations in spine density. Frontiers in neuroendocrinology. 2012;33(4):388-402. 10. Alexander A, Irving AJ, Harvey J. Emerging roles for the novel estrogen-sensing receptor GPER1 in the CNS. Neuropharmacology. 2017;113:652-60. 11. Bean LA, Ianov L, Foster TC. Estrogen receptors, the hippocampus, and memory. The Neuroscientist. 2014;20(5):534-45. 12. Gorzalka BB, Dang SS. Minireview: Endocannabinoids and gonadal hormones: bidirectional interactions in physiology and behavior. Endocrinology. 2012;153(3):1016-24. 13. Marsicano G, Lafenêtre P. Roles of the endocannabinoid system in learning and memory. Behavioral Neurobiology of the Endocannabinoid System: Springer; 2009. p. 201-30. 14. Fattore L, Fratta W. How important are sex differences in cannabinoid action? British journal of pharmacology. 2010;160(3):544-8. 15. Riebe CJ, Hill MN, Lee TT, Hillard CJ, Gorzalka BB. Estrogenic regulation of limbic cannabinoid receptor binding. Psychoneuroendocrinology. 2010;35(8):1265-9. 16. Daniel JM, Winsauer PJ, Brauner IN, Moerschbaecher JM. Estrogen improves response accuracy and attenuates the disruptive effects of Δ⁹-THC in ovariectomized rats responding under a multiple schedule of repeated acquisition and performance. Behavioral neuroscience. 2002;116(6):989. 17. Phillips C. Brain-derived neurotrophic factor, depression, and physical activity: making the neuroplastic connection. Neural plasticity. 2017;20:1-17. 18. Petzold A, Psotta L, Brigadski T, Endres T, Lessmann V. Chronic BDNF deficiency leads to an age-dependent impairment in spatial learning. Neurobiology of learning and memory. 2015;120:52-60. 19. Suliman NA, Taib CNM, Moklas MAM, Basir R. Delta-9-Tetrahydrocannabinol (∆ 9-THC) Induce Neurogenesis and Improve Cognitive Performances of Male Sprague Dawley Rats. Neurotoxicity research. 2018;33(2):402-11. 20. Hill R. Interaction of Sex Steroid Hormones and Brain‐Derived Neurotrophic Factor‐Tyrosine Kinase B Signalling: Relevance to Schizophrenia and Depression. Journal of neuroendocrinology. 2012;24(12):1553-61. 21. Barrientos RM, Kitt MM, D'Angelo HM, Watkins LR, Rudy JW, Maier SF. Stable, long-term, spatial memory in young and aged rats achieved with a one day Morris water maze training protocol. Learning & Memory. 2016;23(12):699-702. 22. Schoeler T, Bhattacharyya S. The effect of cannabis use on memory function: an update. Substance abuse and rehabilitation. 2013;4:11. 23. Kang S, Liu Y, Sun D, Zhou C, Liu A, Xu C, et al. Chronic activation of the G protein-coupled receptor 30 with agonist G-1 attenuates heart failure. PLoS One. 2012;7(10):e48185. 24. Zgair A, Lee JB, Wong JC, Taha DA, Aram J, Di Virgilio D, et al. Oral administration of cannabis with lipids leads to high levels of cannabinoids in the intestinal lymphatic system and prominent immunomodulation. Scientific Reports. 2017;7(1):14542. 25. Khaksari M SZ, Shahrokhi N, Moshtaghi G, Asadikaram G. The role of estrogen and progesterone, administered alone and in combination, in modulating cytokine concentration following traumatic brain injury. . Canadian journal of physiology and pharmacology. 2010;89(1):31-40. 26. Davis AM, Ellersieck MR, Grimm KM, Rosenfeld CS. The effects of the selective estrogen receptor modulators, methyl‐piperidino‐pyrazole (MPP), and raloxifene in normal and cancerous endometrial cell lines and in the murine uterus. Molecular reproduction and development. 2006;73(8):1034-44. 27. Kitazawa T, Tsujimoto T, Kawaratani H, Fujimoto M, Fukui H. Expression of Toll‐like receptor 4 in various organs in rats with d‐galactosamine‐induced acute hepatic failure. Journal of gastroenterology and hepatology. 2008;23(8pt2). 28. De Azua SR, Matute C, Stertz L, Mosquera F, Palomino A, De la Rosa I, et al. Plasma brain-derived neurotrophic factor levels, learning capacity and cognition in patients with first episode psychosis. BMC psychiatry. 2013;13(1):27.
| |
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | ||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | ||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | ||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | ||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | ||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | ||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | ||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | ندارد. |

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|---|---|---|
| 9132 davaran-completed.docx | 1398/02/16 | 26583 | دانلود |
| akhlagh E.pdf | 1398/02/16 | 839980 | دانلود |
| akhlagh F.pdf | 1398/02/16 | 889163 | دانلود |
| Gharardad-Kerman.pdf | 1398/02/16 | 2027414 | دانلود |
| 9132.pdf | 1398/03/12 | 23479 | دانلود |
| 9132.jpg | 1399/08/18 | 296204 | دانلود |