
| کد طرح | 9353 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی تاثیر آموزش به شیوه بازخورد محور بر خستگی ،اضطراب وخود کارآمدی مراقبتی بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی زاهدان سال 1398 |
| عنوان لاتین طرح | InVestigation of Effect of teach-back education on fatigue , anxiety, and self efficacy of breast cancer patients undergoing chemotherapy in the hospital of zahedan university of medical science. |
| نوع طرح | بنیادی-کاربردی |
| محل اجرای طرح | دانشگاه علوم پزشکی زاهدان |
| رسته مطالعاتی | مطالعه شبه تجربی(Quasi-Experimental Studies)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | مرکز تحقیقات سلامت بارداری |
| زمان اجرا -روز | 180 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| فاطمه کیانی | مجری | تدوین طرح | کارشناسی ارشد | fkiani2011@yahoo.com |
| نرجس سرگلزایی | مجری دوم | مشاور آمار | دکترای تخصصی | sargolzaeinarges@gmail.com |
| مجتبی تسبندی | مشاور | مشاور تخصصی | دکترای تخصصی | MOJTABA@GMAIL.COM |
| ناهید شهرکی(ارشد) | همکار | ارزیابی بیماران | کارشناسی ارشد | shahraki.nani@gmail.com |
| آناهیتا سرابندی | همکار | ارزیابی بیماران | دکترای تخصصی | m.sarabandi@gmail.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی تاثیر آموزش به شیوه بازخورد محور بر خستگی ،اضطراب وخود کارآمدی مراقبتی بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی زاهدان سال 1398 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | InVestigation of Effect of teach-back education on fatigue , anxiety, and self efficacy of breast cancer patients undergoing chemotherapy in the hospital of zahedan university of medical science. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | درحال حاضربیش از 7 میلیون نفردرجهان دراثرابتلا به سرطان جان خودرا ازدست میدهند و پیش بینی می شود که تعداد موارد جدید ابتلا تا سال 2020 ،سالانه از 10 میلیون به 15 میلیون نفر برسد(5) . بیماری سرطان اثرات قابل توجهی بر زندگی افراد مبتلا و خانواده های آنها دارد، به طوری که تشخیص و درمان های آن باعث ایجاد تغییر در مسیر زندگی شخصی، فعالیت های روزانه، شغل، ارتباطات و نقش های خانوادگی فرد مبتلا شده و ازنظر روانشناختی همراه با استرس شدید می باشد (6) (7). امروزه سرطان پستان مهمترین عامل نگران کننده سلامت زنان است زیرا شایع ترین نوع سرطان و بعد از سرطان ریه دومین عامل مرگ و میر ناشی از سرطان در میان زنان است (8) . سالانه 38/1میلیون مورد جدید ابتلا به این بیماری در جهان تشخیص داده می شود که حدود 23%کل سرطان ها را شامل می شود. (9) پیش بینی می شود موارد جدید تا سال 2020میلادی به حدود10-15میلیون نفر برسد (10).در آمریکا حدود12%زنان یعنی از هر 8 زن1نفر در طول زندگی به این بیماری مبتلا می شود. (11) در ایران نیز سرطان پستان شایعترین بدخیمی در بین زنان بوده (12) و حدود 32%سرطان های زنان را به خود اختصاص داده است. (13) شایع ترین سن ابتلا در زنان ایرانی47سالگی و یک دهه پایین تر از کشور های توسعه یافته است. در حال حاضر حدود40000نفر مبتلا به این بیماری در کشور زندگی می کنند (14)
با افزایش جمعیت مسن و امید به زندگی بالاتر نسبت به قبل انتظار می رود در آینده موارد بیشتری از سرطان در ایران پیدا شود. (15)
تمام زنان درهرسنی درمعرض خطر ابتلای به سرطان پستان هستند ولی با افزایش سن این خطر بیشتر می شود(16)
برای درمان سرطان برحسب مرحله بیماری وسابقه پزشکی بیمار،ممکن است جراحی،پرتودرمانی ،شیمی درمانی، با یا بدون هورمون درمانی انجام شود . گرچه این دسته درمانها باعث بهبود بقا شده اما منجربه عوارض مختلفی می شوند (18) یکی از پیچیده ترین و شایعترین مشکلات مرتبط با سرطان خستگی است .حدود 72 تا 99 % بیماران مبتلا به سرطان از خستگی رنج می برند دراین بیماران خستگی ممکن است در اثر فرایند بیماری یا درمانهای مربوطه ایجاد شود که به آن خستگی مرتبط با سرطان گفته می شود(19).
خستگی یک احساس چند بعدی با تعاریف متفاوت است.بعد جسمانی (فقدان انرژی ،نیاز به استراحت) .بعد شناختی ( نقص درتمرکزحواس و توجه) وبعد عاطفی (کاهش انگیزه یا علاقه )(20).
خستگی مربوط به سرطان باخستگی تجربه شده قبل سرطان متفاوت است.بیماران این خستگی را بسیارشدید،مزمن و ناامید کننده توصیف می کنند که با استراحت هم برطرف نمی شود و اثر منفی برجنبه های مختلف کیفیت زندگی افراد دارد (21) دربین روشهای درمانی مختلف سرطان،شیمی درمانی بیشترسبب بروزخستگی دربیماران می گردد،بعنوان مثال 60 تا 93%بیماران تحت رادیوتراپی و 80 تا 96%بیماران تحت شیمی درمانی ازخستگی رنج می برند وبرای بسیاری ازبیماران ،خستگی مربوط به سرطان بقدری شدید است که درصورت عدم تسکین،فعالیت های روزانه ی انها را مختل و محدود می سازد(22) رخداد خستگی به عوامل مختلفی چون موضع آناتومیکی تومور،مرحله درمان، نوع درمان دریافتی و فاکتورهای دیگر بستگی دارد(23, 24) مطالعات مختلفی که درخصوص شیوع خستگی دربیماران مبتلا به سرطان درسراسر دنیا صورت گرفته است.سطوح مختلفی از خستگی را در 99% ازمبتلایان گزارش نموده اند که 60% این افراد به انواع متوسط تا شدید خستگی دچار بوده اند (25) شواهدی وجود دارد که بیانگراین موضوع می باشد که خستگی دربیماران مبتلا به سرطان پستان ممکن است ماهها وحتی سالها بعد از درمان باقی بماند.این شرایط به خصوص در افرادیکه تحت درمان با شیمی درمانی قرار گرفته اند،مشاهده می شود، هرچند مکانیسم آن به درستی آشکار نشده است (26). برخلاف خستگی معمولی،خستگی ناشی از سرطان با استراحت برطرف نمی شود(27) .انجمن خستگی(1998)، یک بررسی را درمیان 419 بیمارسرطانی و205 پزشک وهمچنین درمیان بعضی ازمراقبت کنندگان ازبیماران سرطانی،انجام داده است: 78% از ﺑﯿﻤﺎران، اعلام کردند،ﺧﺴﺘﮕﯽِ ﮐه ﺑﻪ اﻧﺪازه ی زﯾﺎدی زﻧﺪﮔﯽ روزاﻧﻪ ﺷﺎن راتحت تاثیر قرار داده بود،تجربه کردند.61% اظهارکردند خستگی بیشتراز درد زندگی شان را تحت تاثیر قرارداده است. دراین بیماران جنبه های اززندگی شامل : رفاه جسمی(60%)،ظرفیت کاری(61%)، وضعیت احساسی(51%)،لذت اززندگی (57%)،صمیمیت بافردی که به میزان زیاد دوستش دارند(44%) ، تحت تاثیرخستگی قرارگرفته بود (28). ﺑﯿﻤﺎران ﮔﺰارش دادند که ﺑﺮای ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﺎن ﻣﺤﺪودﯾﺖ دارﻧﺪ وﻣﺸﮑﻼﺗﯽ رادر اﻧﺠﺎم وﻇﺎﯾﻒ ﺧﻮد دارا ﻣـﯽ باشند (49%).12% آنها بسیار احساس خستگی می کنند(درحد مرگ)و 16% احساس میکردند درمان خستگی شان به اندازه ی درمان سرطان مهم است. تنها 26% ازپزشکان برخلاف بیماران احساس کردندکه خستگی بیشترازدرد بیمارانشان را تحت تاثیرقرار میدهد.همچنین با بیماران درمورد علل خستگی موافق نبودند.55% پزشکان معتقدبودند سرطان باعث خستگی می شود،درحالیکه بیماران ومراقبین آنان احساس میکردند که خستگی بوسیله درمانها ایجاد می شودواین شاید یکی از عللی باشد که 75% بیماران احساس می کنند باید خستگی شان را بپذیرند و درمورد مشکلات ناشی ازآن به پزشک چیزی نگویند.تنها 35% ازپزشکان گفتند که جهت خستگی درمانهایی را درنظردارند(28) . سوئیکا،ایسنتال،رز و گرینبرگ(1992) دریافتند که خستگی درزنان با متوسط سن 46 سال که درمرحله 1 و 2 گره لنفی سرطان پستان هستند وپس از برداشت سینه،پرتودرمانی را برای کنترل موضعی بیماری دریافت کرده اند،درچهارمین هفته به حداکثرمیرسد.محققان همچنین دریافتند که خستگی بیماران ماهیت بیولوژیکی دارد ومستقل ازعلائم افسردگی است. ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﮐﺎﺭﺁﺯﻣﺎﺋﻲ ﺑﺎﻟﻴﻨﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺯ قبیل مطالعات ریف و همکاران (2013) درزمینه تاثیر برنامه ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺩﺭﺟﻬﺖ ﮐﺎﻫﺶ ﺧﺴﺘﮕﻲ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ به بیماران ﺑﻪﻃﻮﺭ ﻣﻌﻨﻲﺩﺍﺭﻱ ﺧﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻤﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻫﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻱ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﻲ ﺩﺭ ﺑﻴﻤﺎﺭﺍﻥ ﺳﺮﻃﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺧﺴﺘﮕﻲ ،ﮐﺎﻫﺶ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.
در مطالعه ای با عنوان تاثیر راهبردهای ذخیره انرژی بر خستگی و خودکارآمدی مراقبتی بیماران مبتلا به سرطان پستان مشخص شد که اموزش های خاص که تمرکز بر ذخیره انرژی دارد می تواند در کنترل خستگی موثر باشد.
نکته مهم این است که علیرغم شیوع بالای خستگی ناشی از سرطان و وجود راهکارهایی جهت تسکین این مشکل،خستگی در بیماران چندان موردتوجه قرار نمی گیرد .(29) از طرفی دیگرآغاز این بیماری بسیار شایع شروع یک دوره پرفشار برای زنان مبتلا است که در صورت بی توجهی به وضعیت روانی آنها ممکن است به از دست دادن احساس کنترل،درماندگی ،افسردگی، و اضطراب منجر شود.وچه بسا این عوارض روانشناختی از طریق تاثیر منفی بر ادامه روند درمان و پیگیری های پس از آن بقای این بیماران را تهدید کند(30).و نیزاضطراب رایج ترین پاسخ به تشخیص سرطان بوده و فرد زمانی دچار اضطراب می شود که خطر و تهدید سرطان را فراتر از امکانات خود برای مقابله با آن تلقی می کند(31). شیوع اضطراب در بیماران مبتلا به سرطان پستان از 35تا 65 درصد گزارش شده است و به عنوان شایع ترین عارضه در این بیماران معرفی شده است شدت اضطراب متفاوت می باشد و در اغلب موارد اضطراب در حد متوسط یا شدید گزارش شده است.در یک مطالعه19درصد بیماران اضطراب شدید و77درصد آنها اضطراب در حد متوسط و25درصد اضطراب خفیف داشتندو نیز شیوع اضطراب در بیماران مبتلا به سرطان پستان را بیشتر از سایر سرطان های زنان دانسته اند(32). در ﻣﻄﺎﻟﻌﻪای ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺎﻻﻣﻮس در ﺳﺎل 2010 باﻫﺪف ﺑﺮرﺳﯽ اﻓﺴﺮدﮔﯽ و اﺿﻄﺮاب در زﻧﺎن ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺳﺮﻃﺎن ﭘﺴﺘﺎن اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺖ، ﻧﺸﺎن داد اﻣﺘﯿﺎز اﻓﺴﺮدﮔﯽ و اﺿﻄﺮاب ﺑﻪﻃﻮر ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ در ﮔﺮوه ﺑﯿﻤﺎر در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ گروه سالم بالاتر بود(33).این اضطراب بالا نیاز مند اقدامات عملی و کم هزینه در راستای کاهش اضطراب می باشد در این مطالعه سعی شده تا با آموزش خود مراقبتی در جهت کاهش روند اضطراب گام موثر بر داشته شود. داروهای انتخابی در درمان اضطراب از دسته بنزودیازپین ها می باشند ، که این داروها عوارض جانبی نظیر افت فشارخون، گیجی، خواب آلودگی ، اختلالات شناختی، عدم تعادل، دوبینی و سرگیجه دارند که مشکلات عدیده ای را برای بیماران بوجود می آورند(38). روش های غیر داروئی کاهش اضطراب در بیماران شامل : برنامه های آموزشی کاهنده اضطراب ،موسیقی درمانی، ورزش و فعالیت فیزیکی ، تکنیک آرام سازی ،رایحه درمانی [1]، طب فشاری[2] و غیره می باشد.(62).
از این رو آموزش برخی راهکارهای مناسب به این بیماران برای مقابله با تجربه ی بیماری و فایق آمدن بر ابعاد آسیب شناسانه ی ناشی از دورهای تشخیص،درمان و پیگیری ضروری است(19).
ونیز این که اغلب اوقات تشخیص سرطان با بحران عظیمی همراه است که بیمار وخانواده اش به طور ناگهانی وارد صحنه وسیع ناشناخته های بیماری می شوند.و چنانچه آموزش ها و حمایت های لازم رااز سیستم های مراقبت بهداشتی دریافت نکنند در پذیرفتن این نقش ناآشنا دچار سردرگمی می شوند.مطالعات نشان می دهند اگر بیماران اطلاع کافی در موردبیماری، مراقبت ها و مراحل مختلف تشخیص ،درمان،وعوارض درمان ها نداشته باشند ممکن است در روند درمان شان مشکلاتی بروز نماید(33)..امروزه درمان سرطان اغلب در مراکز سرپایی انجام می شود ،بنابراین بسیاری از این بیماران باید نشانه های بیماری و عوارض جانبی درمان را خود در منزل اداره کرده و نشانه های دیسترس را کاهش داده و سطح عملکردی و کیفیت زندگی خود را ارتقاء بخشند (34).بیمارانی که شیمی درمانی سرپایی دریافت می کنند نیاز به اقداماتی فعال جهت کنترل عوارض ناشی از درمان دارند در فضای فعلی سیستم های بهداشتی درمانی،از افراد انتظار می رود که نقش فعالی در مراقبت از خود به عهده گیرند،برای پذیرش این نقش لازم است که افراد اطلاعات کافی دریافت کنند تا مهارت های لازم جهت انجام تصمیم گیری های مناسب در قبال وضعیت سلامت خود به دست آورند(35).ارائه برنامه های آموزشی به بیماران مبتلا به سرطان می تواند موجب دستیابی به نتایج مطلوب درمانی مانند کاهش اضطراب ،افسردگی ،خستگی ،درد ،تهوع و اختلالات خواب گردد(36)...ارتقاء خود مراقبتی می تواند به عنوان یک هدف پرستاری به بیماران در جهت عدم وابستگی و اجتناب از بستری شدن های مکرر بیمارستانی و کاهش هزینه های سرسام آور کمک نماید(37).
ﻃﺒﻖ ﺑﺮرﺳﯽﻫﺎی اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﻋﻮاﻣﻞ مختلفی ازقبیل خودکارآمدی(Self efficacy)،نگرش،اعتقادات فردی،هنجارهای اجتماعی واعتمادبه نفس پیشگویی کننده های رفتارهای خودمراقبتی دربیماران محسوب می شوند وازاین میان خودکارآمدی مهمترین عامل تعیین کننده ی رفتارهای خودمراقبتی دربیماران می باشد.این مفهوم اولین بارتوسط آلبرت بندورا(Albert bandura)، روانشناس آمریکایی تحت عنوان تئوری شناختی-اجتماعی درسال 1997 مطرح شده است.براساس نظریه بندورا،خودکارآمدی،اعتمادواطمینان فردبه توانایی اش درانجام عملی خاص می باشدوپیش نیازمهم تغییر رفتاراست.خودکارآمدی درپیش بینی حوادث وخلق ابزارمناسب جهت کنترل آنها نقش اساسی ایفا می کند، به عبارتی دیگرخودکارآمدی عامل پیش بینی کننده مهم در انجام رفتارهای بهداشتی می باشد (38) .
بررسی ها نشان داده است که سطح خودکارآمدی بالاتر باعث سلامتی عاطفی بهتر،بهتر شدن نتایج مراقبت های سلامتی، موفقیت در رسیدن به تغییرات رفتاری مطلوب و کارآیی بهبود یافته در انجام وظایف ذهنی و حرکتی می شود (39) مطالعات بی شمار دیگری نشان می دهد که سازگاری بالاتر، ارتباط نزدیکی با خودکارآمدی بیماران دارد (40) (41) . در این راستا شناسایی میزان خودکارآمدی بیماران تحت شیمی درمانی جهت خودمراقبتی و عوامل مرتبط با آن اهمیت ویژ ه ای می یابد. با شناسایی عوامل مرتبط با خودکارآمدی می توان مداخلات لازم جهت افزایش خودکارآمدی و به تبع آن مشارکت در خودمراقبتی این بیماران را افزایش داد. به این دلیل که درک خودکارآمدی بالاتر سبب افزایش سازگاری بیماران سرطانی با بیماری خود و بهبود کیفیت زندگی و کاهش مشکلات روانشناختی و بهتر شدن حالت های عاطفی بیماران می شود مطالعه سطح خودکارآمدی این بیماران اهمیت می یابد. (42) نقش تیم درمانی در ارتقا خودکارآمدی و کیفیت زندگی بیماران بر کسی پوشیده نیست و از این میان نقش پرستاران به عنوان افراد کلیدی در درمان نسبت به سایر اعضای تیم درمان مهمتر می باشد به عبارت دیگر پرستاران به عنوان مهمترین عضو تیم درمان نقش مهمی در مراقبت از مبتلایان به سرطان تحت درمان بر عهده دارند و جهت آموزش و حمایت روحی آنان به دلیل تماس طولانی مدت از موقعیت مناسبی بر خوردارند (43) .پرستاران به منظور ارتقاء کیفیت زندگی بیماران،و حفظ سلامتی و کمک به مددجویان خود در جهت سازگاری با اثرات بیماری،می توانند انجام فعالیت های خود مراقبتی را برای آنان فراهم نمایند (44) .
بنابراین اگرچه موفقیت در درمان برای طولانی نمودن عمر بیماران پسندیده می باشد ولی بالا بردن بقاء بیماران کافی نیست، چراکه بیماران صرفاً نمی خواهند زنده بمانند بلکه می خواهند زندگی کنند (45)و در این راستا، خدمات مراقبتی سلامت که به افراد مبتلا به سرطان ارائه می گردد، به طور روزافزون به این سمت سوق پیدا می کند که در کنار توسعه مداخلاتی که به منظور افزایش طول عمر بیماران سرطانی انجام می گردد، مداخلاتی نیز در راستای بهبود کیفیت زندگی آنها پدید آید (46) ازجمله این مداخلات خودمراقبتی می باشد. ارائه اطلاعات در مورد تشخیص، درمان و راه های کاهش عوارض، به بیماران، وسیله ای است که بیماران سرطانی به کمک آن بهتر می توانند در فرایند تصمیم گیری مشارکت نمایند و نهایتاً باعث بهبود کیفیت زندگی آنان می گردد (6) .امروزه آموزش به مددجو از مهم ترین نقش ها و مسئولیت های مراقبتی پرستاران است که در جهت ارتقاء و بازگرداندن سلامتی و سازگاری با اثرات بیماری عمل می کند (47).
Dickson در مطالعه خود گزارش کرد که آموزش سنتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی، باعث توسعه مهارت های خود مراقبتی در آن ها نمی شود(48) و بهترین روش ها برای اطمینان از به یاد سپاری و حفظ کافی اطلاعات آموزشی در بیمارستان ها مبهم باقی مانده است(49). گروهی از محققان دریافتند که اثرات آموزش در مداخلات گذشته،دوام نداشته است(50). مطالعات نشان دادند که بیماران 40تا 80 درصد از اطلاعات را تقریبا بلافاصله بعد از شنیدن آن فراموش می کنند. بعلاوه، نزدیک نیمی از اطلاعاتی که آن ها به خاطر سپرده اند، نادرست است(51). بنابراین اطمینان از به خاطر سپردن و درک و فهم بیماران نارسایی قلبی به علت رژیم درمانی پیچیده، برنامه دارویی، ضرورت خود مدیریتی و وضعیت بالینی که دارند، برای تغییر وضعیت سلامتی شان امری ضروری است(50).
روشهای متعددی برای آموزش به مددجو وجود دارد اما مهم است که پرستاران با توجه به زمان، خصوصیات فراگیران، محتوای آموزشی و هدف آموزش، بهترین روش را در موقعیت های خاص انتخاب کرده و به کار بگیرند.یکی از روشهای آموزشی، روش بازخورد محور (Teach back) می باشد که جزء روش های تعاملی آموزش بوده و طبق تحقیقات یکی از مؤثرترین روش ها جهت بهبود درک مطالب آموخته شده می باشد(52).این روش راهبردی جامع، چند جانبه و مبتنی بر شواهد است که به منظور فهم و نگهداری اطلاعات از آن استفاده می گردد و از سوی سازمان های مراقبت بهداشتی، به عنوان یک روش مؤثر جهت اطمینان از فهم اطلاعات مراقبت بهداشتی تأیید شده است .(53) در این روش فرد آموزش دهنده، مطالب را با زبان ساده و قابل فهم و بدون استفاده از اصطلاحات خاص پزشکی به مددجو آموزش می دهد و پس از پایان آموزش از مددجو می خواهد مطالب را آن گونه که درک کرده است، با زبان خودش بازگو نماید. چنانچه مددجو مطالب را به خوبی درک نکرده باشد، فرد آموزش دهنده تا درک کامل مطلب توسط مددجو، آن را تکرار می نماید. این فرآیند اجازه می دهد که پرستار درک بیمار و درست یا نادرست بودن اطلاعات او را ارزیابی کرده و مهارت های مراقبت در منزل را تقویت کند(53, 54) .چنانچه مددجو مطالب را به خوبی درک نکرده باشد، فرد آموزش دهنده تا درک کامل مددجو، مطلب را تکرار می کند(55). از مزایای دیگر این روش خود ارزیابی است که قبل از انجام آن توسط دیگران،ازطریق فراگیر انجام می شود که از این منظر،این نوع روش آموزش یک نوع جنبه اصلاحی ودرمانی دارد. درحال حاضر این تکنیک در تعدادی از موضوعات رفتاری ازقبیل کنترل دیابت (56) ، خود مراقبتی بیماران نارسایی قلب(57, 58) ، بستری مجدد بیماران نارسایی قلبی (49), (50) خود مراقبتی بعد از زایمان(59) و شادمانی در سرطان پستان (60) به کار برده شده است. اما نتایج مطالعات متناقض می باشد.نظر به نتایج مطالعات مطرح شده و با توجه به نیازهای حمایتی آموزشی زنان مبتلا به سرطان پستان وخانواده آن ها و ارتقاء کیفیت مراقبت ها خصوصا در جهت ارتقاء سلامت جسمی و روانی آنان و از آنجا که نوع نگرش بیمار و خانواده نسبت به بیماری و اختلالات عاطفی ناشی از آن تاثیر ویژه ای در امر مراقبت از بیمار داردواین که امروزه بسیاری از دولت ها و تصمیم گیرندگان در سطح کلان جامعه، ارتقاء سلامت را جزء لاینفک توسعه اجتماعی و اقتصادی می دانند .با توجه به این مهم که در بین سرطان های شایع در کشور سرطان پستان در زنان جامعه ما از شایع ترین سرطان ها می باشد بنابراین توجه ویژه به این گروه از بیماران از اهمیت خاص برخوردار است از طرفی دیگر زنان به عنوان محور خانواده مسلمأ سلامت و شرایط روحی و روانی آنها بر روی اعضای خانواده بسیار تاثیر گذار است.زمانی این افراد قادر خواهند بود که از عهده نقش خود به عنوان همسر و مادر برآیند که مراقبت از خود را برعهده گرفته و استقلال خود را حفظ نمایند بنابراین برای ارتقاء شرایط زندگی این افراد و خانواده هایشان که مستمرأ درگیر مسایل مربوط به بیماری می شوند افزایش توان و شرایط خود مراقبتی ضروری به نظر می رسد تا به پویایی فرد و خانواده کمک شود. در نتیجه آموزش برخی راهکارهای مناسب به این بیماران برای مقابله با تجربه ی بیماری و فایق آمدن بر ابعاد آسیب شناسانه ی ناشی از دوره های تشخیص،درمان و پیگیری ضروری است . با توجه به اینکه آموزش یک روش غیر دارویی، غیرتهاجمی و کم هزینه در کنترل مشکلات جسمی و روانشناختی بوده و به راحتی قابل آموزش به بیمار و خانواده از طریق پرستار می باشدو در میان شیوه های اموزشی امورش باز خورد محور یکی از آنهاست.هرچند روش بازخورد محور برای همه بیماران قابلیت کاربرد دارد اما بیشتر در بیمارانی می تواند سودمند باشد که سطح سواد نسبتا پایینی دارند (61) از آنجایی که نتایج اکثر تحقیقات نشان می دهد که بیماری های lمزمن بیشتر در افرادی با سطح سواد پایین (بیسواد و تحصیلات ابتدایی) بروز می کند (62, 63). بنابراین آموزش از طریق روش بازخورد محور شاید بتواند بیش از سایر روش های آموزشی در راستای اهداف درمانی در این بیماران کمک کننده باشد. و از آنجا که آموزش به مددجو با شیوه هایی که مناسب وضعیت و شرایط هر بیمار باشد، ممکن است بتواند در جهت ارتقاء و بازگرداندن سلامتی و سازگاری با اثرات بیماری و کاهش پیامدهای آن کمک کننده باشد، ضرورت توجه به شیوه های آموزشی در این بیماران اهمیت خاصی دارد. از طرفی دیگرنوجه به این نکته به این نکته که روش های مختلف آموزشی با ویژگی های متفاوتی که دارند ممکن است اثربخشی متفاوتی داشته باشند، لذا با توجه به ویژگی های گفته شده در روش آموزشی تیچ بک (62) و از طرفی عدم ارائه آموزش بازخورد محور و به دنبال آن بررسی فهم و درک درست بیمار از آنچه آموزش داده شده در بخش های بیمارستانی و وجود تحقیقات محدود در جهت بررسی اثربخشی این روش آموزشی مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش به شیوه بازخورد محور بر خستگی و اظطراب و خود کار امدی مراقبتی در بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت کمو تراپی در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال 1398 انجام خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | فرضیات تحقیق
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | تعیین تاثیر آموزش به شیوه بازخورد محور بر خستگی ،اضطراب وخود کارآمدی مراقبتی بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی درمانی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی زاهدان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | بیمارستاها و مراکز درمانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | خستگی (تعریف نظری): خستگی یک احساس ناﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻭ ﻳﻚ ﺷﻜﺎﻳﺖ ﺫﻫﻨﻲ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻟﺖ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﻘﺪﺍﻥ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﺑﻲﺍﻧﮕﻴﺰﮔﻲ ﻭ ﺧﻮﺍﺏﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ. ﻳﻚ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﻴﺮﻣﻌﻤﻮﻝ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﻭ ﺫﻫﻨﻲ ﺍﺯ ﻛﺴﺎﻟﺖ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻳﺎ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩ ﻣﻌﻤﻮﻝ تداخل دارد (70)خستگی یک احساس چند بعدی با تعاریف متفاوت است.بعد جسمانی (فقدان انرژی نیاز به استراحت) .بعد شناختی ( نقص درتمرکزحواس و توجه) وبعد عاطفی (کاهش انگیزه یا علاقه )(20).
خستگی (تعریف عملی): نمره ای که بیمار در پرسشنامه استاندارد سنجش خستگی MFI در دامنه نمره 20 تا 100 به دست می آورد.
خودکارآمدی نظری: خودکارآمدی راهبردی است برای تطابق با رویدادها و تنش های زندگی، که باعث ارتقاء سلامت و عدم وابستگی می شود و شامل فعالیت های ویژه ای است که اگر به کار بسته شود، علائم بیماری تخفیف می یابد. (71, 72) عملی: نمره ای است که مددجو از پرسشنامه خودکارآمدی مراقبت از خود (SUPPH) کسب خواهد نمود. این پرسشنامه شامل 29 سوال پنج گزینه ای در مقیاس لیکرت در محدوده ی 'اطمینان کامل دارم' (پنج نمره) تا 'اطمینان خیلی کمی دارم' اضطراب (تعریف نظری): اضطراب یک احساس مبهم، ناخوشایند و ناراحت کننده است که با واکنش های خودکار بدن همراه است ، منبع آن اغلب نامشخص و نامعین است ، و با احساس تشویش و نگرانی که در اثر انتظار خطر ایجاد می شود همراه می باشد(73).
اضطراب (تعریف عملی): در این پژوهش نمراتی است که آزمودنی ها از پرسشنامه استاندارد DASS-21 کسب خواهند نمود.که7 سؤال آن مربوط به حیطه اضطراب بوده وبا مقیاس لیکرت سنجیده می شود. آموزش بازخورد محور(تعریف نظری): روشی است که در آن فرد آموزش دهنده، مطالب را با زبان ساده و قابل فهم و بدون استفاده از اصطلاحات خاص پزشکی به مددجو آموزش می دهد و پس از پایان آموزش، از مددجو می خواهد مطالب را آن گونه که درک کرده است، با زبان خودش بازگو نماید و چنانچه مددجو مطالب را به خوبی درک نکرده باشد، فرد آموزش دهنده تا درک مطالب، برای مددجو مطلب را تکرار می نماید. ((74). تعریف عملی: منظور از آموزش به شیوه تیچ بک در این مطالعه، آموزش به بیماران مبتلابه سرطان در بخش یمارستان های دانشگاه علوم پزشکی زاهدان توسط شخص پژوهشگر می باشد که طی4 جلسه آموزشی که مدت زمان هر جلسه آموزشی بر اساس سطح تحمل بیمار و سطح یادگیری وی به طور متوسط بین 30 تا 45 دقیقه در نظر گرفته خواهد شد، انجام می شود. در این شیوه آموزشی، آموزشها با زبان ساده و قابل فهم ارائه شود و سپس ارزشیابی بصورت درخواست از بیمار تا مطالب را با زبان خودش بازگو نماید، صورت گیرد در انتها چنانچه بیمار مطالب را به خوبی درک نکرده باشد، تصمیم گرفته می شود تا مجددا به او آموزش داده شود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | نیمه تجربی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | جامعه مورد مطالعه: جامعه مورد مطالعه کلیه بیماران با تشخیص سرطان پستان که به بیمارستان های خاتم الانبیا(ص) و علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان در سال 1398جهت کموتراپی مراجعه نمایند و شرایط ورود را دارا، می باشند. معیارهای ورود:
معیارهای خروج از مطالعه:
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | حجم نمونه و روش محاسبه:
حجم نمونه بر اساس متغیر خستگی در مطالعه تبریزی و همکاران (2016) و با حدود اطمینان 95 درصد و توان آزمون آماری 95 درصد و بر اساس فرمول زیر در هر گروه تعداد 14 نفر برآورد گردید(65). به منظور در نظر گرفتن ریزش احتمالی و اطمینان از کفایت حجم نمونه، در این مطالعه در هر گروه 40 نفر و در مجموع 80 نفر حجم نمونه تعیین شد. n = (Z1-α2+Z1-β)2(S12+S22)(X1-X2)2 Z1-α2 Z1-β
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | روش نمونه گیری به شیوه در دسترس و بر اساس معیار ورود می باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | روش و ابزار جمع آوری داده ها: ابزار جمع اوری اطلاعات پرسشنامه ای متشکل از سه بخش است. بخش اول مشخصات دموگرافیک با سوالاتی در موردسن، وضعیت تاهل،شغل،تعداد فرزندان،سطح تحصیلات،محل زندگی,سیستم حمایتی می باشد. بخش دوم پرسشنامه استاندارد سنجش خستگی (MFI) Multidimensional Fatigue Inventory این پرسشنامه یکی ازجامعترین وکاملترین ابزار سنجش دراین زمینه شناخته شده است(75). که باارزیابی پنج بعدخستگی شامل خستگی عمومی،خستگی جسمانی،کاهش فعالیت،کاهش انگیزه وخستگی ذهنی،درک عمیق ترودقیق تری ازمیزان خستگی فردفراهم میکند.درواقع MFI خستگی را آنطورکه فرداحساس وبیان میکند،اندازه می گیرد.خستگی عمومی مربوط به عملکردهای کلی فرددر روز،خستگی جسمی به یک احساس بدنی که مستقیمابا خستگی درارتباط است. خستگی ذهنی به کاهش مهارتهای شناختی فرد،کاهش فعالیت به کاهش فعالیتهای معمول ومفید روزانه وکاهش انگیزه به کاهش یافقدان انگیزه برای شروع هرفعالیتی اشاره دارد(76). این پرسشنامه قابلیت استفاده روی جمعیت بیماران وافرادسالم را داردوشامل 20 گویه است که براساس مقیاس 5 امتیازی لیکرت(از1=بلی کاملا درست است تا 5= خیرکاملا غلط است)امتیازدهی می شود.درنهایت جمع امتیازات بالاتر،نشانگرخستگی بیشترفرد است.برای هریک ازابعاد 4 سوال درنظرگرفته شده است ودرنگارش آنهانیز همزمان ازجهت گیریهای مثبت ومنفی استفاده شده تا احتمال سوگیری پاسخ دهندگان کاهش یابد(76). این پرسشنامه برای اولین بارتوسط اسمتس(Smets)درسال 1996 ارایه شدوروایی وپایایی آن نیزدرگروههای مختلف جمعیت شناختی،مانند بیماران مبنلابه سرطان که تحت درمان بارادیوتراپی بودند،بیماران مبتلا به سندرم خستگی مزمن،دانشجویان سال اول روانشناسی وپزشکی،سربازان ودانشجویان سال سوم پزشکی ارزیابی شد(77).این پرسشنامه به زبان فارسی ترجمه شده و پایایی وروایی آن تایید شده است(78). نمره گذاری پرسشنامه بصورت طیف لیکرت 5 نقطه ای از1= بلی،کاملا درست است تا 5= خیر،کاملا غلط است،می باشد. بلی،کاملا درست است 1 2 3 4 5 خیر،کاملا غلط گویه های شماره 19،18،17،16،14،13،10،9،5،2 بصورت معکوس نمره گذاری می شوند وبصورت زیرعمل می شود: بلی،کاملا درست است 5 4 3 2 1 خیر،کاملا غلط است برای بدست آوردن امتیازکلی پرسشنامه،امتیازتمامی گویه ها را با همدیگر جمع نمایید.نمره کل هرحیطه 20-4 ونمره کل خستگی که با جمع نمرات 5 حیطه مشخص می شود،بین 100-20 می تواند باشد.نمره بالاتر، میزان خستگی بیشتررا نشان میدهد. پایایی این ابزار پس از تایید پروپوزال،با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تعیین خواهد شد.
بخش سوم ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ(DASS21) Depression Anxiety Stress Scale; DASS-21: مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس در سال1995 توسط لاویبوند تهیه شد. منظور از استرس در این مقیاس شامل استرس های فیزیکی-روانی است. این مقیاس شامل 21 سؤال است که هر یک از سازه های روانی استرس،اضطراب،افسردگی را توسط 7سؤال متفاوت مورد ارزیابی قرار می دهد.آنتونی و همکاران در سال 1998مقیاس مذکوررا مورد تحلیل آماری قرار دادند،که نتایج پژوهش آنها مجددأ حاکی از وجود 3عامل افسردگی،اضطراب و استرس بود.نتایج این پژوهش نشان داد که 68% از واریانس کل مقیاس توسط این سه عامل مورد سنجش قرار می گیرد.ارزش ویژه عوامل افسردگی، اضطراب و استرس در پژوهش مذکور به ترتیب برابر9.07 ، 2.89 ، 1.23 و ضریب آلفا برای این سه عامل به ترتیب 0.97 ،0.92 ، و 0.95 بود. بنابراین این مقیاس دارای اعتبار مناسب جهت بکارگیری در فعالیتهای پژوهشی و تشخیصی می باشد.نحوه پاسخدهی به پرسشها به صورت 4 گزینه ای میباشد که به صورت خود سنجی تکمیل میگردد.دامنه پاسخها از 'هیچ وقت' تا 'همیشه' متغیر است، بطوری که افراد میتوانند پاسخهای خود را به صورت یکی از گزینه های مقابل پرسش مربوطه به صورت هیچ وقت – کمی – گاهی – و همیشه با علامت ضربدر (×) مشخص .و در گنمایند. نمره دهی از 'صفر' تا 'سه' میباشد و نمره صفر برای گزینه 'هیچ وقت'، نمره یک برای گزینه 'کمی'،نمره دو برای گزینه 'گاهی' و نمره سه برای گزینه 'همیشه ' در نظر گرفته میشود.از آنجا که این پرسشنامه فرم کوتاه شده مقیاس اصلی (42سؤالی)است،نمره نهایی هر یک از خرده مقیاسها باید 2 برابر شود (79).همچنین پایایی این ابزار در مطالعه حاضر از طریق آلفای کرونباخ تعیین خواهد شد.
بخش چهارم : پرسشنامه خودکارآمدی Strategies Used By People to Promote Healthپرسشنامه خودکارآمدی مراقبت ازخود ،اولین بار توسط Lev (1997) و مخصوص بیماران سرطانی طراحی شد و توسط عزیزی فینی به نسخه فارسی ترجمه و مورد استفاده قرار گرفت(80). این پرسشنامه دارای 29 سوال 5 گزینه ای درمقیاس لیکرت درمحدوده ی ((اطمینان کامل دارم)) 5 نمره تا ((اطمینان کمی دارم )) 1 نمره می باشد.سوالات این پرسشنامه میزان اطمینان فرد را در انجام وظایف خودمراقبتی را مورد بررسی قرار داده و مجموع امتیاز ان بین 29 تا 145 می باشد.این ابزار حالت خودگزارش دهی دارد وهمبستگی درونی آن با محاسبه ی آلفای کرونباخ (94/0) گزارش شده است(80). ضریب همبستگی نمرات حاصل از پرسشنامه با نمرات حاصل از مقیاس رفتار سلامتی (Health Behavior Scale )، (r=0/61 ) بوده است.روایی وپایایی آن درمطالعه مسموعی وهمکاران بررسی شد وبا ضریب همبستگی (r=0/75 ) تایید شد وآلفای کرونباخ 96/0 بدست آمد.که نشانه همبستگی درونی مطلوب آن می باشد(81). پایایی این ابزار پس از تایید پروپوزال ،با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ تعیین خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود): پژوهشگر پس از تصویب طرح واخذ مجوز از دانشگاه و انجام هماهنگی های لازم به بخش های شیمی درمانی بیمارستان های علی ابن ابیطالب(ع) و خاتم الانبیا(ص) مراجعه خواهد کردو واحدهای پژوهش گروه مداخله وکنترل را از بیمارستان خاتم الانبیا و بیمارستان علی ابن ابی طالب به تدریج انتخاب خواهد نمود و بعد از توضیح هدف طرح و اخذ رضایت کتبی از بین بیماران واجد شرایط ،افراد به صورت دسترس انتخاب می شوند و برای تخصیص تصادفی ابتدا به تعداد کل افراد مورد مطالعه پاکت های حاوی کارت های نام گروه تهیه و به صورت تصادفی مرتب می شود و با مراجعه و انتخاب تدریجی افراد به ترتیب یکی از این کارت ها بدان ها اختصاص خواهد یافت که تعیین کننده گروه فرد خواهد بود وبعد از تخصیص تصادفی بیماران به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم خواهند شد. قبل مداخله پرسشنامه خستگی (MFI) وخودکارآمدی مراقبتی(SUPPH)و پرسشنامه اظطراب بک توسط کمک پژوهشگر از دو گروه تکمیل خواهد شد.گروه کنترل به جز مراقبت های روتین مراقبت خاصی را دریافت نمی کند. مداخله شامل اموزش به شیوه باز خورد محور خواهد بودکه در گروه تجربی بصورت 4 جلسه فردی یک نوبت در هفته انجام خواهد شد و کلیه آموزش ها توسط کمک پژوهشگر دوره دیده ارایه خواهد شد و پرسشنامه ها برای دقت بیشتر در مورد بیماران کم سواد توسط کمک پژوهشگر تکمیل خواهد شد.مدت زمان هر جلسه آموزشی بر اساس سطح تحمل بیمار و سطح یادگیری وی بطور متوسط بین 30 تا 40 دقیقه در نظر گرفته خواهد شد. بعد ازاتمام 4آموزشی ، پیگیری به مدت 6 هفته انجام خواهد شد و بعدازمدت مذکور پرسشنامه ها دراحتیار دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفته و پس آزمون انجام خواهد گردید. در پایان کار،پمفلت و کتابچه آموزشی که محتوای علمی مطالب به تایید متخصص انکولوژیست رسیده است،به بیماران گروه کنترل ارائه خواهد شد
. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | جهت آنالیز داده ها از نرم افزار آماری SPSS 15 استفاده خواهد شد. جهت توصیف داده ها از آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار) استفاده خواهد شد. در صورت نرمال بودن داده ها، جهت بررسی میانگین متغیرهای کمی در گروه های مورد مطالعه از آزمون تی مستقل استفاده خواهد شد. در صورت نرمال نبودن داده ها، از آزمون ناپارامتری معادل استفاده خواهد شد. همچنین برای بررسی یکسان بودن متغیرهای کیفی در دوگروه از آزمون کای دو استفاده می شود. جهت بررسی یکسان بودن متغیرهای زمینه ای در گروه ها در مورد متغیرهای کمی از آزمون تی مستقل و در مورد متغیرهای کیفی از آزمون کای دو استفاده خواهد شد و در صورتی که تفاوت بین گروه ها موجود باشد، با استفاده از آزمون کوواریانس، اثر متغیر مورد نظر کنترل خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | براساس
'راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران سال ۱۳۹۲ ' کدهای اخلاقی به شماره های مندرج در ذیل رعایت خواهند شد. –
۲۸ – ۲۷ – ۲۶ – ۲۵ – ۱۹ – ۱۷ – ۱۶ – ۱۵ – ۱۴ – ۱۳ – ۱۲ – ۱۱ – ۱۰ - ۸ – ۷ – ۵ – ۴ – ۳ – ۲ – کدهای شماره ۱ ۳۰ و ۳۱ – ۲۹ ۱- هدف اصلی هر پژوهش باید ارتقای سلامت انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد. ۲- در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنی ها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است. ۳- پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیهپذیر است که منافع بالقوهی آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد. در پژوهشهای دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار میگیرد نباید بیشتر از آنچه باشد که مردم عادی در زندگی روزمرهی خود با آن مواجه میشوند. حصول اطمینان از این امر برعهدهی طراحان، مجریان و همکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایشکنندهی پژوهش از جمله کمیتهی اخلاق در پژوهش است. ۴- مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینهی پایینتر و/ یا صرفا عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود. ۵- قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی ، باید اقدامات اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنیها و تامین سلامت آنها انجام گیرد. ۷- اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود. ۸-طراحی و اجرای پژوهشهایی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرند، باید منطبق با اصول علمی پذیرفته شده بر اساس دانش روز و مبتنی بر مرور کامل منابع علمی موجود و پژوهشهای قبلی آزمایشگاهی، و در صورت لزوم، حیوانی مناسب باشد. مطالعات حیوانی باید با رعایت کامل اصول اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی انجام شوند. ۱۰ -هر پژوهشی باید بر اساس و منطبق بر یک طرحنامه (پروپوزال) به انجام برسد. در کارآزماییهای بالینی باید علاوه بر طرح نامه، دستورالعمل (پروتکل) نیز تهیه و ارائه شود. طرحنامه و دستورالعمل باید شامل تمامی اجزای ضروری باشد. از جمله بخش ملاحظات اخلاقی، اطلاعات مربوط به بودجه، حمایت کنندهها، وابستگیهای سازمانی، موارد تعارض منافع بالقوهی دیگر، مشوقهای شرکت کنندگان، پیش بینی درمان و یا جبران خسارت افراد آسیب دیده در پژوهش .در مواردی که لازم است رضایتنامهی آگاهانه بهصورت کتبی اخذ شود، فرم رضایتنامه باید تدوین و به طرحنامه پیوست شده باشد. پیش از تصویب یا تأیید طرحنامه از سوی کمیتهی مستقل اخلاق در پژوهش، نباید اجرای پژوهش شروع شود. ۱۱ -کمیتهی اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرحها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد. اطلاعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیتهی اخلاق درخواست میشود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود. ۱۲ -انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد. ۱۳ -کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. ۱۴ -اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر ۱۴ -اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد. ۱۵ - پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، به نحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است به کار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروه مورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانی شود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این موارد باید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود. ۱۶ -پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. ۱۷ -پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائه ی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطلاعرسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است. ۱۹ -عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود. ۲۵ -پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار داده ها یا اطلاعات به دست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. ۲۶ -هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوهی تحقق این امر ترجیحا به صورت پوشش بیمه ای نامشروط باشد. ۲۷ -در پایان پژوهش، هر فردی که به عنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که درباره ی نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهره مند شود. ۲۸ -پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملًا آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافته هایی که از نظر حمایت کننده ی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند. ۲۹ -نحوه ی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد. ۳۰ -گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کرده اند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند. ۳۱ -روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | -میزان دقت واحد های پژوهش در زمان پاسخگوئی به سولات و وضعیت روانی آنها بر نحوه پاسخگوئی موثر بوده که کنترل کامل آنها میسر نبوده ولی سعی خواهد شد با ایجاد شرایط زمانی یکسان و محیط مناسب این محدودیت بطور نسبی کنترل گردد. 2-تفاوت های فردی، خصوصیات روانی و ویژگیهای شخصیتی و خانوادگی تاثیر گذار بر پاسخ به سوالات، که با تخصیص تصادفی واحد های پژوهش به دو گروه کنترل خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | teach back, eanxity fatique- self efficacy | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1. MOHAMMAD KM, shariatnia k. EFFECTIVENESS OF SPIRITUAL THERAPY ON THE LIFE QUALITY OF THE WOMEN WITH BREAST CANCER IN TEHRAN. 2017.
2. BaSs. Basic Concepts and Water and Electrolyte. tehran: boshra; 2014 2014.
3. Jemal A, et al. Cancer statistics. A Cancer Journal for Clinicians.52(1).
4. Marjani A, Kabir M. Breast cancer incidence among females in the Golestan province, Iran. Indian journal of cancer. 2009;46(4):351-2.
5. Hamule MM, Vahed AS. The assessment of relationship between mental health and quality of life in cancer patients. Scientific Journal of Hamadan University of Medical Sciences. 2009;16(2):33-8.
6. Barandeh M, Babaei M, Mehdizadeh Toorzani Z, Sharifiyan R. EFFECT OF SELF-CARE ON QUALITY OF LIFE IN WOMEN WITH BREAST CANCER UNDERGOING CHEMOTHERAPY. The J Urmia Nurs Midwifery Fac. 2017;15(3):199-207.
7. Kruk J, Aboul-Enein HY. Psychological stress and the risk of breast cancer: a case–control study. Cancer detection and prevention. 2004;28(6):399-408.
8. Saslow D, Solomon D, Lawson HW, Killackey M, Kulasingam SL, Cain J, et al. American Cancer Society, American Society for Colposcopy and Cervical Pathology, and American Society for Clinical Pathology screening guidelines for the prevention and early detection of cervical cancer. CA: a cancer journal for clinicians. 2012;62(3):147-72.
9. Heuck F. Radiological diagnosis of breast diseases: Springer Science & Business Media; 2012.
10. Wolman I. Berek and Novak’s gynecology 15th edition. Springer; 2014. .
11. Parkin DM, Bray F, Ferlay J, Pisani P. Estimating the world cancer burden: Globocan 2000. International journal of cancer. 2001;94(2):153-6.
12. Love SM. Dr. Susan Love's breast book: Da Capo Lifelong Books; 2015.
13. Mehrdad R. Health system in Iran. JMAJ. 2009;52(1):69-73.
14. Veronesi U, Goldhirsch A, Veronesi P, Gentilini OD, Leonardi MC. Breast Cancer: Innovations in Research and Management: Springer; 2017.
15. Deshields T, Tibbs T, Fan MY, Taylor M. Differences in patterns of depression after treatment for breast cancer. Psycho‐Oncology. 2006;15(5):398-406.
16. Harirchi I, Ebrahimi M, Zamani N, Jarvandi S, Montazeri AJPh. Breast cancer in Iran: a review of 903 case records. 2000;114(2):143-5.
17. h. k. attitude and practice of staff health to program of prevention from breast cancer in side of south khazar sea. breast diseases.
18. Barsevick AM, Dudley WN, Beck SLJNr. Cancer-related fatigue, depressive symptoms, and functional status: a mediation model. 2006;55(5):366-72.
19. Groenwald SL, Frogge M, Goodman M, Yarbro CH. Clinical guide to cancer nursing: Jones & Bartlett Learning, LLC; 1997.
20. Yennu S, Urbauer DL, Bruera EJBpc. Factors associated with the severity and improvement of fatigue in patients with advanced cancer presenting to an outpatient palliative care clinic. 2012;11(1):16.
21. Schwartz ALJCp. Daily fatigue patterns and effect of exercise in women with breast cancer. 2000;8(1):16-24.
22. Cella D, Davis K, Breitbart W, Curt G, oncology FCJJoc. Cancer-related fatigue: prevalence of proposed diagnostic criteria in a United States sample of cancer survivors. 2001;19(14):3385-91.
23. Borthwick D, Knowles G, McNamara S, O’Dea R, Stroner PJEJoON. Assessing fatigue and self-care strategies in patients receiving radiotherapy for non-small cell lung cancer. 2003;7(4):231-41.
24. Dagnelie P, Pijls-Johannesma M, Lambin P, Beijer S, De Ruysscher D, Kempen GJAoo. Impact of fatigue on overall quality of life in lung and breast cancer patients selected for high-dose radiotherapy. 2007;18(5):940-4.
25. Bower JE, Ganz PA, Desmond KA, Rowland JH, Meyerowitz BE, Belin TRJJoco. Fatigue in breast cancer survivors: occurrence, correlates, and impact on quality of life. 2000;18(4):743-.
26. Bower JE, Ganz PA, Desmond KA, Bernaards C, Rowland JH, Meyerowitz BE, et al. Fatigue in long‐term breast carcinoma survivors: a longitudinal investigation. 2006;106(4):751-8.
27. Greenberg DB, Sawicka J, Eisenthal S, Ross DJJop, management s. Fatigue syndrome due to localized radiation. 1992;7(1):38-45.
28. Hopwood P, Stephens RJ, oncology BMRCLCWPJJoc. Depression in patients with lung cancer: prevalence and risk factors derived from quality-of-life data. 2000;18(4):893-.
29. Rose AJPH, Inc B. Oncology nursing secrets. 2001:365-84.
30. Traeger L, Greer JA, Fernandez-Robles C, Temel JS, Pirl WFJJoCO. Evidence-based treatment of anxiety in patients with cancer. 2012;30(11):1197-205.
31. Kernan WD, Lepore SJJSS, Medicine. Searching for and making meaning after breast cancer: Prevalence, patterns, and negative affect. 2009;68(6):1176-82.
32. Snoj Z, Licina M, Pregelj PJPD. Depression and anxiety in Slovenian female cancer patients. 2008;20(2):157-61.
33. Yun YH, Lee MK, Chang YJ, You CH, Kim S, Choi JS, et al. The life-sustaining treatments among cancer patients at end of life and the caregiver’s experience and perspectives. 2010;18(2):189-96.
34. Treacy JT, Mayer DK, editors. Perspectives on cancer patient education. Seminars in oncology nursing; 2000: Elsevier.
35. Nolan J, Nolan M, Booth AJIJoNS. Developing the nurse's role in patient education: rehabilitation as a case example. 2001;38(2):163-73.
36. Godino C, Jodar L, Durán Á, Martínez I, Schiaffino AJEJoON. Nursing education as an intervention to decrease fatigue perception in oncology patients. 2006;10(2):150-5.
37. l;easton K. Gerontological rehabilitation nursing. Wb saunders company 2004(3):265.
38. Heidari M, Alhani F, Kazemnejad A, Moezzi F. The effect of empowerment model on quality of life of Diabetic adolescents. Iranian Journal of Pediatrics. 2007;17(Suppl 1):87-94.
39. McCarroll M, Armbruster S, Frasure H, Gothard M, Gil K, Kavanagh M, et al. Self-efficacy, quality of life, and weight loss in overweight/obese endometrial cancer survivors (SUCCEED): a randomized controlled trial. Gynecologic oncology. 2014;132(2):397-402.
40. Hsiao‐Wei Lo G, Balasubramanyam AS, Barbo A, Street RL, Suarez‐Almazor ME. Link Between Positive Clinician‐Conveyed Expectations of Treatment Effect and Pain Reduction in Knee Osteoarthritis, Mediated by Patient Self‐Efficacy. Arthritis care & research. 2016;68(7):952-7.
41. Blackburn L, Owens GP. The effect of self efficacy and meaning in life on posttraumatic stress disorder and depression severity among veterans. Journal of clinical psychology. 2015;71(3):219-28.
42. Akin S, Can G, Durna Z, Aydiner A. The quality of life and self-efficacy of Turkish breast cancer patients undergoing chemotherapy. European Journal of Oncology Nursing. 2008;12(5):449-56.
43. Karimoi M, Pourdehghan M, Faghihzadeh S, Montazeri A, Milani M. The Eeffects of Group Counseling on Symptom Scales of Life Quality in Patients with Breast Cancer Treated by Chemotherapy. 2006. 2006;10(1).
44. Solari A, Filippini G, Gasco P, Colla L, Salmaggi A, La Mantia L, et al. Physical rehabilitation has a positive effect on disability in multiple sclerosis patients. Neurology. 1999;52(1):57-.
45. Lehto U-S, Ojanen M, Kellokumpu-Lehtinen P. Predictors of quality of life in newly diagnosed melanoma and breast cancer patients. Annals of Oncology. 2005;16(5):805-16.
46. McNeely ML, Campbell KL, Rowe BH, Klassen TP, Mackey JR, Courneya KS. Effects of exercise on breast cancer patients and survivors: a systematic review and meta-analysis. Canadian Medical Association Journal. 2006;175(1):34-41.
47. Rostami H, Montazam S, Ghahremanian AJSJoHN, Faculty M. Survey of education barriers from nurses and patients viewpoint. 2010;18(1):50-60.
48. Dickson VV, Riegel B. Are we teaching what patients need to know? Building skills in heart failure self-care. Heart & lung : the journal of critical care. 2009;38(3):253-61.
49. Peter D, Robinson P, Jordan M, Lawrence S, Casey K, Salas-Lopez D. Reducing readmissions using teach-back: enhancing patient and family education. The Journal of nursing administration. 2015;45(1):35-42.
50. White M, Garbez R, Carroll M, Brinker E, Howie-Esquivel J. Is 'teach-back' associated with knowledge retention and hospital readmission in hospitalized heart failure patients? J Cardiovasc Nurs. 2013;28(2):137-46.
51. Tamura-Lis W. Teach-Back for quality education and patient safety. Urologic nursing. 2013;33(6):267-71, 98.
52. Dinh TTH, Bonner A, Clark R, Ramsbotham J, Hines SJJdosr, reports i. The effectiveness of the teach-back method on adherence and self-management in health education for people with chronic disease: a systematic review. 2016;14(1):210-47.
53. Howie-Esquivel J, White M, Carroll M, Brinker EJJoCF. Teach-back is an effective strategy for educating older heart failure patients. 2011;17(8):S103.
54. Mahramus T, Penoyer DA, Frewin S, Chamberlain L, Wilson D, Sole MLJH, et al. Assessment of an educational intervention on nurses' knowledge and retention of heart failure self-care principles and the Teach Back method. 2014;43(3):204-12.
55. Roustaei N, Jamali H, Jamali MR, Nourshargh P, Jamali J. The Association Between Quality of Sleep and Health-related Quality of Life in Military and Non-military Women in Tehran, Iran. Oman medical journal. 2017;32(2):134-0.
56. Oshvandi K, Jokar M, Khatiban M, Keyani J, Yousefzadeh MR, Sultanian ARJIJoD, et al. The effect of self care education based on teach back method on promotion of self care behaviors in type ii diabetic patients: a clinical trial study. 2014;13(2):131-43.
57. SADEGHI SM, Alavi ZF, AHMADI FE, Karimi ZA, BABATABAR DH, EBADI A, et al. Effect of applying continuous care model on quality of life in heart failure patients. 2009.
58. Dalir Z, Reihani Z, Mazlom R, Vakilian FJJoMUoMS. Effect of training based on teach back method on self-care in patients with heart failure. 2016;25(134):209-20.
59. Ghiasvand F, Riazi H, Hajian S, Kazemi E, Firoozi AJEp. The effect of a self-care program based on the teach back method on the postpartum quality of life. 2017;9(4):4180.
60. Ahmadidarrehsima S, Rahnama M, Afshari M, Bidmeshki EAJAPjocpA. Effectiveness of teach-back self-management training program on happiness of breast cancer patients. 2016;17(10):4555.
61. Wilson FL, Baker LM, Nordstrom CK, Legwand CJIicpn. Using the teach-back and Orem's Self-care Deficit Nursing theory to increase childhood immunization communication among low-income mothers. 2008;31(1):7-22.
62. Hardarson T, Gardarsdottir M, Gudmundsson KT, Thorgeirsson G, Sigvaldason H, Sigfusson NJJoim. The relationship between educational level and mortality. The Reykjavik Study. 2001;249(6):495-502.
63. Rosvall M, Engström G, Hedblad B, Janzon L, Göran BJA. The role of preclinical atherosclerosis in the explanation of educational differences in incidence of coronary events. 2006;187(2):251-6.
64. Safaeian Z, Hejazi SS, Delavar E, Hoseini Azizi T, Haresabadi MJIJoPN. The Relationship between Caregiver Burden, and Depression, Anxiety and Stress in Family Caregivers of Cancer Patients Referred to Imam Reza Hospital in Bojnurd City. 2017;5(3):7-14.
65. Moghaddam Tabrizi F, Gozali N, Alizadeh SJTJUNMF. THE EFFECT OF ENERGY CONSERVATION STRATEGIES ON CANCER-RELATED FATIGUE DURING BREAST CANCER CHEMOTHERAPY IN URMIA. 2017;14(10):830-6.
66. Omatreza S, Moshtagh Eshgh Z, Eshagh M, Hekmatafshar M, Naieni MK. Effect of educational program based on' Orem Self Care Model' on quality of life in patients with migraine. Journal of Health Promotion Management. 2014;3(1):7-13.
67. Porter K, Chen Y, Estabrooks P, Noel L, Bailey A, Zoellner JJJone, et al. Using teach-back to understand participant behavioral self-monitoring skills across health literacy level and behavioral condition. 2016;48(1):20-6. e1.
68. Evangelista L. Anxiety and Depression Associated With Burden in Caregivers of Patients With Brain Metastases. 2017.
69. Andersen C, Rørth M, Ejlertsen B, Stage M, Møller T, Midtgaard J, et al. The effects of a six-week supervised multimodal exercise intervention during chemotherapy on cancer-related fatigue. 2013;17(3):331-9.
70. Portenoy RK, Itri LMJTo. Cancer-related fatigue: guidelines for evaluation and management. 1999;4(1):1-10.
71. George JB. Nursing Theories: The Base for Professional Nursing Practice, 6/e: Pearson Education India; 2011.
72. Brunner LS. Brunner & Suddarth's textbook of medical-surgical nursing: Lippincott Williams & Wilkins; 2010.
73. .Sadok K. خلاصه علوم رفتاری روانپزشکی
74. Frewin S, Mahramus T, Chamberlain L, Wilson D, Penoyer D, Sole MLJJoCF. Evaluation of an Educational Intervention, Utilizing Simulation and a Teach Back (TB) Method, To Increase Nurses' Knowledge and Retention of Heart Failure (HF) Self-Management (SM) Principles. 2011;17(8):S107-S8.
75. Watt T, Groenvold M, Bjorner JB, Noerholm V, Rasmussen N-A, Bech PJJoE, et al. Fatigue in the Danish general population. Influence of sociodemographic factors and disease. 2000;54(11):827-33.
76. Najafi Mehri S, Pashandi S, Mahmoodi H, Ebadi A, Ghanei MJIjow, health p. Assessment of fatigue and spirometery parameters in chemical war victims with respiratory disease. 2010;2(4):29-35.
77. Smets E, Garssen B, Bonke Bd, De Haes JJJopr. The Multidimensional Fatigue Inventory (MFI) psychometric qualities of an instrument to assess fatigue. 1995;39(3):315-25.
78. Hafezi S, Zare H, Mehri SN, Mahmoodi H, editors. The Multidimensional Fatigue Inventory validation and fatigue assessment in Iranian distance education students. Distance Learning and Education (ICDLE), 2010 4th International Conference on; 2010: IEEE.
79. Lovibond S, Lovibond PJGS. Manual for the depression anxiety stress scales. 2nd edn. Sydney: Psychology Foundation, 1995.
80. Fini IA, Adib-Hajbaghery M, Khachian AJIJoCCN. The effect of health-promotion strategies education on self-care self-efficacy in patients with bone marrow transplantation. 2011;4(3):109-16.
81. Lev EL, Paul D, Owen SVJCp. Age, self‐efficacy, and change in patients' adjustment to cancer. 1999;7(4):170-6 82. Baghaei R, SHarifi M, Mohammadpour Y, Sheykhi N. EVALUATION OF THE EFFECTS OF EDUCATIONAL PACKAGE ON CONTROLLING THE COMPLICATIONS OF CHEMOTHERAPEUTIC AGENTS ON SYMPTOM SCALES OF QUALITY OF LIFE IN PATIENTS WITH BREAST CANCER UNDERGOING CHEMOTHERAPY. Journal of Nursing and Midwifery Urmia University of Medical Sciences. 2013;11(9):0-. 83. Razi SP, Satiyardvand A, Tabari F, Kazemnejad A, Maghz ZT, Navidhamidi M. The Effect of Education and Telephone Counseling Interventions on Self-efficacy of Females with Breast Cancer Undergoing Radiotherapy. 2018. 84. Sadeghnezhad F, Niknami S, Ghaffari M. Effect of health education methods on promoting breast self examination (BSE). Journal of Birjand University of Medical Sciences. 2008;15(04).
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | این مطالعه به بررسی تاثیر آموزش خواهد پرداخت به این صورت که شیوه مورد استفاده در آموزش شیوه بازخورد محور خواهد بود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | از مزایای این طرح اینکه بدون انجام پروسه تهاجمی و صرفا آموزشی است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ندارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ندارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | هزینه ها بر عهده دانشگاه علوم پزشکی زاهدان می باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ندارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | اطلاعات به صورت محرمانه و صرفا جهت پژوهش است | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | یه شماره موبایل جهت سوالات مراجعین در اختیار آنها قرار می گیرد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت من در مطالعه کاملا اختیاری است و می توانم از شرکت در مطالعه امتناع نموده و هر زمان که مایل بوده بدون تغییر در ادامه مراقبت ها و گرفتن خدمات برای اینجانب از پژوهش خارج شوم . | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | فرم رضایتنامه کتبی قبل از انجام پژوهش توسط نمونه ها تکمیل خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | پرسشنامه DASS21
پرسشنامه خستگی
پرسشنامه خود کار آمدی
|

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|