مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مختلف اختلال دوقطبی

The severity of obsessive-compulsive disorder in different episodes of bipolar disorder


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: شهاب لطفی نیا

کلمات کلیدی: Obsession_ compulsion _ bipolar disorder

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 9391
عنوان فارسی طرح مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مختلف اختلال دوقطبی
عنوان لاتین طرح The severity of obsessive-compulsive disorder in different episodes of bipolar disorder
نوع طرح بنیادی
محل اجرای طرح معاونت تحقیقات و فنآوری دانشگاه
رسته مطالعاتی توصیفی - تحلیلی(مطالعه کمی)
دانشکده/مرکز دانشکده پزشکی زاهدان
زمان اجرا -روز 120

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
نورمحمد بخشانیاستاد راهنمای اول طرح دانشجوییتدوین طرحدکترای تخصصی nmbs14@yahoo.com
زهرا قیاسیمشاورارزیابی بیمارانمتخصصlinooshghiasi@gmail.com
شهاب لطفی نیامجریارزیابی بیمارانکارشناسی ارشدpsishahablotfinia@gmail.com
هما شاه کرمهمکارارزیابی بیماراندکترای تخصصی Homa.shahkaram@Gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مختلف اختلال دوقطبی
خلاصه طرح به لاتینThe severity of obsessive-compulsive disorder in different episodes of bipolar disorder
محل اول بکارگیری نتایج تحقیق
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش

ویژگی اصلی اختلال دوقطبی  وجود دوره های مانیک  است که ممکن است با دوره های افسردگی  همراه باشد(1). دو طبقه عمده اختلال دوقطبی ، دوقطبی I و دو قطبی II هستند که اولی شامل حداقل یک دوره مانیک است که فرد ممکن است دوره افسردگی را هم تجربه کند و در دومی فرد یک یا تعداد بیشتری دوره افسردگی و حد اقل یک دوره هیپومانیک  را تجربه می کند. مشخصه اختلال وسواسی-اجباری و اختلالات مرتبط با آن وجود وسواس های فکری به صورت افکار، امیال و تصورات عود کننده هستند که به صورت مزاحم تجربه می شوند در حالی که وسواس های عملی با رفتارها یا اعمال ذهنی مکرر مشخص می شوند که در پاسخ به وسواس های فکری یا طبق مقرراتی که باید باقاطعیت اجرا شوند مشخص می شوند(2). وجود رابطه بین اختلال وسواس فکری-عملی با اختلالات خلقی در پژوهش های مختلفی گزارش شده است(3-5). افسردگی یکی از رایجترین اختلالات همراه با اختلال وسواس فکری-عملی است، با این حال اختلال دوقطبی نیز در ۱۰ تا ۲۰ درصد این افراد وجود دارد(3, 5-7). میزان اختلال وسواسی-جبری در بیماران دوقطبی بین ۹ تا ۳۵ درصد گزارش شده است(8) که بیشتر از میزان آن در جمعیت عمومی است(9). در بعضی پژوهش ها ، اختلال وسواس فکری-عملی در دوره های مانیک بسیار کم یاب بوده است(10). و بعضی پژوهش ها نشان داده اند که این اختلال بعد از دوره مانیک و یا آغاز دوره افسردگی عود می کند(11-15). در پژوهشی که توسط مک الوری  و همکاران انجام شد معلوم شد که اختلال وسواس فکری-عملی بیشتر با دوره های افسردگی در اختلال دوقطبی همراه است(16).  به نظر می رسد که علائم اختلال وسواس فکری-عملی در دوره های مانیک و هیپومانیک کاهش و در دوره افسردگی افزایش پیدا می کند. در کل پژوهش های مختلفی نشان داده اند که همبودی اختلال وسواس فکری-عملی با افسردگی عمده باعث افزایش شدت علائم وسواس و همبودی اختلال دوقطبی با اختلال وسواسی باعث دوره ای شدن وسواس می شود(15, 17, 18). نتایج بررسی های اخیر در رابطه با همراهی این دو اختلال نشان می دهد که سن شروع BD در همبودی BD-OCD نسبت به BD به تنهایی پایین تر است؛ دوقطبی بودن بیماران ممکن است تاثیری در فنومنولوژی علائم OC نداشته باشد و دوره ای بودن OCD ، فصلی بودن، تندچرخی، شروع زودرس تر BD و تکانشی بودن در همبودی این دو اختلال ممکن است نشان دهنده یک فرم متفاوت از BD باشد(19). در زمینه درمان همبودی این دو اختلال نیز یافته ها بیانگر این اند که درمان همبودی BD-OCD با داروهای انتی دپرسانت خطر ایجاد دوره های مانیک و با بنزودیزپین ها ریسک ایجاد وابستگی را دارد. درمان شناختی رفتاری می تواند یک جایگزین باشد. از انجایی که اضافه کردن داروی اریپیپرازول به کلوزاپین می تواند علائم OC را بدون بی ثبات کردن خلق بیمار کاهش دهد یک گزینه مناسب برای درمان می باشد(20). پژوهش دیگری نشان میدهد که تثبیت کننده های خلق باید هدف اولیه در درمان همبودی BD-OCD باشد(21). از طرفی بیماران BD-OCD ممکن است برای هر دو گروه از علائم به دوز مناسب از تثبیت کننده های خلق و آنتی سایکوتیک های غیر متعارف پاسخ دهند(22).

 از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه شدت علائم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مختلف اختلال دوقطبی می باشد.

مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟
روش های موجود کدامها هستند؟
پیشنهاد اول نحوه کاربرد
محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق
سوالات و / یا فرضیات پژوهش

بین شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مانیک و افسردگی اختلال دوقطبی اختلاف وجود داد.

بین شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مانیک و فروکش علایم اختلال دوقطبی اختلاف وجود دارد.

بین شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای افسردگی و فروکش علایم اختلاف وجود دارد.

بین شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی و جنسیت رابطه وجود دارد.

بین شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی و وضعیت تاهل رابطه وجود دارد.

هدف کلی طرح

مقایسه شدت علائم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مختلف اختلال دوقطبی

منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟
چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟
اهداف اختصاصی

مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مانیک و افسردگی اختلال دوقطبی.

مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای مانیک و فروکش علایم اختلال دوقطبی.

مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی در اپیزودهای افسردگی و فروکش علایم.

مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی و جنسیت.

مقایسه شدت علایم اختلال وسواس فکری-عملی و وضعیت تاهل.

پیشنهاد دوم نحوه کاربرد
محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح

بیمارستان های روانپزشکی

پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟
برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟
تعریف واژه های تخصصی

اختلال وسواس فکری-عملی: مشخصه اختلال وسواسی-اجباری و اختلالات مرتبط با آن وجود وسواس های فکری به صورت افکار، امیال و تصورات عود کننده هستند که به صورت مزاحم تجربه می شوند در حالی که وسواس های عملی با رفتارها یا اعمال ذهنی مکرر مشخص می شوند که در پاسخ به وسواس های فکری یا طبق مقرراتی که باید باقاطعیت اجرا شوند مشخص می شوند.

اختلال دوقطبی: ویژگی اصلی اختلال دوقطبی وجود دوره های مانیک است که ممکن است با دوره های افسردگی همراه باشد. دو طبقه عمده اختلال دوقطبی ، دوقطبی I و دو قطبی II هستند که اولی شامل حداقل یک دوره مانیک است که فرد ممکن است دوره افسردگی را هم تجربه کند و در دومی فرد یک یا تعداد بیشتری دوره افسردگی و حد اقل یک دوره هیپومانیک را تجربه می کند.

پیشنهاد سوم نحوه کاربرد
محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق
نوع مطالعه

مقطعی ( توصیفی- تحلیلی)

جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)

بیماران مبتلا با اختلال دوقطبی

معیارهای ورود:

ابتلا به اختلال دوقطبی

داشتن حداقل سن ۱۸

توانایی درک و پاسخ گویی به سوالات

معیارهای خروج:

قطعی نبودن اختلال دو قطبی

سن کمتر از ۱۸ سال

عدم توانایی برای پاسخ گویی به سوالات

سایکوتیک بودن

داشتن اختلالات نورولوژیک

مصرف مواد مخدر

داشتن دیگر اختلالات روانپزشکی

پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد
حجم نمونه و روش محاسبه آن

طبق پژوهش های قبلی ۹۰ نفر بیمار که ۳۰ نفر در فاز افسردگی، ۳۰ نفر در فاز مانیک و ۳۰ نفر در فروکش علایم باشند

روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)

نمونه گیری در دسترس

روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)

مقیاس وسواسی-اجباری ییل براوون: این مقیاس به صورت یک مصاحبه نیمه ساختاریافته [1]طراحی شده است که برای ارزیابی شدت وسواس ها و اجبارها به کار میرود. این مقیاس شامل دو بخش است که یک بخش آن به صورت سیاه نشانه ها [2]و بخش دیگر آن به ارزیابی شدت علائم می پردازد بخش دوم شامل ۱۰ سوال می باشد که پاسخ های آن به صورت طیف لیکرت ۰ تا ۴ نمره گذاری می شود  که از آن سه نمره شدت وسواس فکری، شدت وسواس عملی و یک نمره کلی به دست می آید(23). پایایی و روایی نسخه فارسی این مقیاس بالا ارزیابی شده است(24).

مصاحبه نیمه ساختاریافته SCID: یک مصاحبه نیمه ساختاریافته است که برای تشخیص اختلالات روانپزشکی بر اساس DSM-IV در دو نسخه تهیه شده است. که یکی برای تشخیص اختلالات محور یک (SCID-I) و دیگری برای تشخیص اختلالات محور دو(SCID-II) به کار می رود(25). این مصاحبه باید توسط کارکنان سلامت روان یا متخصصان بالینی آموزش دیده که با طبقه بندی  های راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی آشنایی دارند انجام شود.

 

 

روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)

ابتدا تشخیص اختلال دوقطبی توسط روانپزشک داده شده، سپس روانشناس بالینی به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته اختلال دوقطبی را دوباره بررسی کرده و بیماران در سه دسته فاز مانیک، فاز فروکش و فاز افسردگی تقسیم خواهند شد. در مرحله بعد با استفاده از پرسشنامه ییل-براوون شدت علایم وسواس در اپیزودهای مختلف بررسی می شود.

روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)

تحلیل داده های با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. بر این اساس علاوه بر استفاده از شاخص های توصیفی نظیر درصد فراوانی، میانگین و انحراف معیار از آزمون های T مستقل جهت مقایسه دو گروه زن و مرد و از تحلیل واریانس یک طرفه برای مقایسه شدت علائم OCD در سه گروه استفاده شد.

ملاحظات اخلاقی

دفترچه راهنمای عمومی اخلاق در پژوهشهای علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی :

1.         هدف اصلی هر پژوهش باید ارتقای سلامت انسان‌ها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد. (کد 1)

2.         پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیه‌پذیر است که منافع بالقوه‌ی آن برای هر فرد آزمودنی بیش‌تر از خطرهای  آن باشد. در پژوهش‌های دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار می‌گیرد نباید بیش‌تر از آن‌چه باشد که مردم عادی در زندگی روزمره‌ی خود با آن مواجه می‌شوند. حصول اطمینان از این امر برعهده‌ی طراحان، مجریان و همکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایش‌کننده‌ی پژوهش از جمله کمیته‌ی اخلاق در پژوهش‌ است. (کد 3)

3.         مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینه‌ی پایین‌تر و/ یا صرفاً عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود.(کد 4)

4.         هر پژوهشی باید بر اساس و منطبق بر یک طرح‌نامه (پروپوزال) به انجام برسد. در کارآزمایی‌های بالینی باید علاوه بر طرح نامه، دستورالعمل (پروتکل) نیز تهیه و ارائه شود. طرح‌نامه و دستورالعمل باید شامل تمامی اجزای ضروری باشد. از جمله بخش ملاحظات اخلاقی، اطلاعات مربوط به بودجه، حمایت کننده‌ها، وابستگی‌های سازمانی، موارد تعارض منافع بالقوه‌ی دیگر، مشوق‌های شرکت کنندگان، پیش بینی درمان و یا جبران خسارت افراد آسیب دیده در پژوهش .در مواردی که لازم است رضایت‌نامه‌ی آگاهانه به‌صورت کتبی اخذ شود، فرم رضایت‌نامه باید تدوین و به طرح‌نامه پیوست شده باشد. پیش از تصویب یا تأیید طرح‌نامه از سوی کمیته‌ی مستقل اخلاق در پژوهش، نباید اجرای پژوهش شروع شود.(کد 10)

5.         کمیته‌ی اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرحها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد. اطلاعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیتهی اخلاق درخواست میشود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود.   (کد 11)

6.         کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا می‌شود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه‌ی کتبی غیر ممکن یا قابل صرف‌نظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیته‌ی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیته‌ی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود.(کد 13)

7.         پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی می‌شود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود.(کد 16)

8.         پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائه‌ی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنی‌ها، این اطلاع‌رسانی از طریق شخص دیگری انجام می‌گیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است.(کد 17)

9.         از گروه‌های آسیب‌پذیر هیچ‌گاه نباید (به دلایلی چون سهولت دسترسی ) به عناون آزمودنی ترجیحی استفاده شود. پژوهش پزشکی با استفاده از گروه‌ها یا جوامع آسیب‌پذیر تنها در صورتی موجه است که با هدف پاسخگویی به نیازهای سلامت و اولویت‌های همان گروه یا جامعه طراحی و اجرا شود و احتمال معقولی وجود داشته باشد که همان گروه یا جامعه از نتایج آن پژوهش سود خواهد برد.(کد 22)

10.       پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنی‌ها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. هم‌چنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنی‌ها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار داده‌ها یا اطلاعات به‌دست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. (کد 25)

11.       پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهش‌های خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی  سازمانی، و تعارض منافع در صورت وجود باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ  گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافته‌هایی که از نظر حمایت کننده‌ی پژوهش  مطلوب نیست، بپذیرند.(کد 28)

12.       نحوه‌ی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنی‌ها و مؤسسه‌ی حمایت کننده‌ی  پژوهش باشد. (کد 29)

13.       گزارش‌ها و مقالات حاصل از پژوهش‌هایی که مفاد این راهنما را نقض کرده‌اند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند.(کد 30)

14.       روش پژوهش نباید با ارزش‌های احتماعی، فرهنگی و دینی  جامعه در تناقض باشد. (کد 31)

محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها

عدم همکاری ازمودنی که در این صورت فرد دیگری با مشخصات مشابه جایگزین خواهد شد.

تشخیص اشتباه اختلال دوقطبی که برای جلوگیری از ان که مصاحبه تشخیصی دو بار انجام خواهد شد

کلمات کلیدی

دوقطبی- وسواس فکری- وسواس عملی- مانیک- افسردگی

فهرست منابع و مراجع
  • 1.            Barlow DH, Durand VM. Abnormal psychology: An integrative approach: Nelson Education; 2011.
  • 2.            Association AP. Diagnostic and statistical manual of mental disorders (DSM-5®): American Psychiatric Pub; 2013.
  • 3.            Angst J, Gamma A, Endrass J, Hantouche E, Goodwin R, Ajdacic V, et al. Obsessive-compulsive syndromes and disorders. 2005;255(1):65-71.
  • 4.            Chen Y-W, Dilsaver SCJPR. Comorbidity for obsessive-compulsive disorder in bipolar and unipolar disorders. 1995;59(1-2):57-64.
  • 5.            Perugi G, Akiskal HS, Pfanner C, Presta S, Gemignani A, Milanfranchi A, et al. The clinical impact of bipolar and unipolar affective comorbidity on obsessive–compulsive disorder. 1997;46(1):15-23.
  • 6.            Lensi P, Cassano GB, Correddu G, Ravagli S, Kunovac J, Akiskal HSJTBJoP. Obsessive–Compulsive Disorder: Familial–Developmental History, Symptomatology, Comorbidity and Course with Special Reference to Gender-Related Differences. 1996;169(1):101-7.
  • 7.            Masi G, Perugi G, Toni C, Millepiedi S, Mucci M, Bertini N, et al. Obsessive-compulsive bipolar comorbidity: focus on children and adolescents. 2004;78(3):175-83.
  • 8.            Simon NM, Otto MW, Wisniewski SR, Fossey M, Sagduyu K, Frank E, et al. Anxiety disorder comorbidity in bipolar disorder patients: data from the first 500 participants in the Systematic Treatment Enhancement Program for Bipolar Disorder (STEP-BD). 2004;161(12):2222-9.
  • 9.            Kaplan HI, Sadock BJ. Kaplan and Sadock's synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry: Williams & Wilkins Co; 1998.
  • 10.         Karno M, Golding JM, Sorenson SB, Burnam MAJAogp. The epidemiology of obsessive-compulsive disorder in five US communities. 1988;45(12):1094-9.
  • 11.         Raja M, Azzoni AJBd. Clinical management of obsessive‐compulsive‐bipolar comorbidity: a case series. 2004;6(3):264-70.
  • 12.         Baer L, Minichiello WE, Jenike MAJTAjop. Behavioral treatment in two cases of obsessive-compulsive disorder with concomitant bipolar affective disorder. 1985.
  • 13.         Gordon A, Rasmussen SJTJocp. Mood-related obsessive-compulsive symptoms in a patient with bipolar affective disorder. 1988;49(1):27-8.
  • 14.         Keck Jr PE, Lipinski Jr JF, White KJJocp. An inverse relationship between mania and obsessive-compulsive disorder: a case report. 1986;6(2):123-4.
  • 15.         Mahdavi Hazaveh N, Freidoonimehr M, Semnani Y, Sardar Pour Goodarzi S, Pirdehghan AJJoFoMH. Correlation of manic and mixed episode severity in bipolar disorder and obsessive symptom severity in comorbidity of these disorders. 2015;17(4):172-7.
  • 16.         McElroy SL, Strakowski SM, Keck Jr PE, Tugrul KL, West SA, Lonczak HSJCp. Differences and similarities in mixed and pure mania. 1995;36(3):187-94.
  • 17.         Tükel R, Meteris H, Koyuncu A, Tecer AJEaop, neuroscience c. The clinical impact of mood disorder comorbidity on obsessive–compulsive disorder. 2006;256(4):240-5.
  • 18.         Tükel R, Oflaz SB, Özyıldırım İ, Aslantaş B, Ertekin E, Sözen A, et al. Comparison of clinical characteristics in episodic and chronic obsessive–compulsive disorder. 2007;24(4):251-5.
  • 19.         Ozdemiroglu F, Sevincok L, Sen G, Mersin S, Kocabas O, Karakus K, et al. Comorbid obsessive–compulsive disorder with bipolar disorder: A distinct form? 2015;230(3):800-5.
  • 20.         Ouali U, Zgueb Y, Ouertani A, Nacef FJEP. Successful treatment of OCD-bipolar co-morbidity with clozapine–aripiprazole combination. 2017;41:S757.
  • 21.         Amerio A, Odone A, Marchesi C, Ghaemi SJJoad. Treatment of comorbid bipolar disorder and obsessive–compulsive disorder: a systematic review. 2014;166:258-63.
  • 22.         Amerio A, Tonna M, Odone A, Stubbs B, Ghaemi SJAjop. Course of illness in comorbid bipolar disorder and obsessive–compulsive disorder patients. 2016;20:12-4.
  • 23.         Goodman WK, Price LH, Rasmussen SA, Mazure C, Delgado P, Heninger GR, et al. The yale-brown obsessive compulsive scale: II. Validity. 1989;46(11):1012-6.
  • 24.         Isfahani S, MoghighiPoor Y, Camacari C, Zahiruddin A, Janbozorgi M. Reliability and validity of the Yale-Brown obsessive-compulsory Persian version[persian article].
  • 25.         Lobbestael J, Leurgans M, Arntz AJCp, psychotherapy. Inter‐rater reliability of the Structured Clinical Interview for DSM‐IV Axis I disorders (SCID I) and Axis II disorders (SCID II). 2011;18(1):75-9.
  • 26.         Strakowski SM, Tohen M, Stoll AL, Faedda GL, Goodwin DCJAJP. Comorbidity in mania at first hospitalization. 1992;149(4):554-6.
  • 27.         Krüger S, Cooke RG, Hasey GM, Jorna T, Persad EJJoAD. Comorbidity of obsessive compulsive disorder in bipolar disorder. 1995;34(2):117-20.
  • 28.         Jeon S, Baek JH, Yang SY, Choi Y, Ahn SW, Ha K, et al. Exploration of comorbid obsessive-compulsive disorder in patients with bipolar disorder: the clinic-based prevalence rate, symptoms nature and clinical correlates. 2018;225:227-33.
  • 29.         Takasu Y, Kitamura H, Someya TJP, neurosciences c. Significant interaction of manic episodes with the clinical course of obsessive–compulsive disorder. 2010;64(4):443-4.
  • 30.         Joshi G, Wozniak J, Petty C, Vivas F, Yorks D, Biederman J, et al. Clinical characteristics of comorbid obsessive‐compulsive disorder and bipolar disorder in children and adolescents. 2010;12(2):185-95.
  • 31.         Magalhães PV, Kapczinski NS, Kapczinski FJCp. Correlates and impact of obsessive-compulsive comorbidity in bipolar disorder. 2010;51(4):353-6.
  • 32.         Koyuncu A, Tükel R, Özyıldırım İ, Meteris H, Yazıcı OJCp. Impact of obsessive-compulsive disorder comorbidity on the sociodemographic and clinical features of patients with bipolar disorder. 2010;51(3):293-7.
  • 33.         Freeman MP, Freeman SA, McElroy SLJJoad. The comorbidity of bipolar and anxiety disorders: prevalence, psychobiology, and treatment issues. 2002;68(1):1-23.
  • 34.         Schruers K, Koning K, Luermans J, Haack M, Griez EJAPS. Obsessive–compulsive disorder: a critical review of therapeutic perspectives. 2005;111(4):261-71.
  • 35.         Fineberg NA, Reghunandanan S, Brown A, Pampaloni IJA, Psychiatry NZJo. Pharmacotherapy of obsessive-compulsive disorder: evidence-based treatment and beyond. 2013;47(2):121-41.
  • 36.         Vieta E, Bernardo M. Antidepressant-induced mania in obsessive-compulsive disorder. 1992.
  • 37.         Cannon DM, Ichise M, Fromm SJ, Nugent AC, Rollis D, Gandhi SK, et al. Serotonin transporter binding in bipolar disorder assessed using [11C] DASB and positron emission tomography. 2006;60(3):207-17.
  • 38.         Zutshi A, Kamath P, Reddy YJJCp. Bipolar and nonbipolar obsessive-compulsive disorder: a clinical exploration. 2007;48(3):245-51.
معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.

این پژوهش جهت بررسی شدت علایم وسواس در اپیزودهای دوقطبی انجام می شود.

خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)

ندارد

نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)

جهت کمک به تشخیص همبودی این دو اختلال در مراکز روانپزشکی

عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)

ندارد

جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.

عوارضی ندارد

هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )

شرکت در این طرح هیچ گونه هزینه ای برای ازمودنی ندارد

روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد

در صورتی که شرکت کنندگان مایل باشند پژوهشگر پرسشنامه ها را به روش مصاحبه اجرا خواهد کرد

محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.

در صورت تمایل بیمار نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج
بصورت کاملاً محرمانه و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیماری وی در
چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند

پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود

پژوهشگران مسئول ارائه اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی و اطمینان از درک اطلاعات
ارائه شده خواهد بود.
09107797226

حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.

شرکت من در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر
زمان که مایل بودم بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری
اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شوم

رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم

با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با
شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را
داشته ام

پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

.


پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود