
| کد طرح | 9481 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی مقایسه ای اثرات مصرف مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای بر مقاومت به انسولین، سطوح سرمی برخی از فاکتورهای بیوشیمیایی خون، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و عملکرد شناختی موش های صحرایی |
| عنوان لاتین طرح | A comparative study of the effects of high levels of White and Brown sugar on insulin resistance, serum levels of biochemical factors, Brain-Derived Neurotrophic Factor (BDNF), and cognitive function in Albino Rats |
| نوع طرح | بنیادی-کاربردی |
| محل اجرای طرح | مرکز تحقیقات ارتقا سلامت |
| رسته مطالعاتی | مطالعه تجربی (Experimental)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده بهداشت زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| علی شمسی گوشکی | مجری دوم | جمع آوری نمونه ها | کارشناسی ارشد | shamsiali69@gmail.com |
| زینت مرتضوی | مجری اول | تدوین طرح | دکترای تخصصی | zimoiran@yahoo.com |
| محمدعلی میرشکار | همکار | مشاور علمی | دکترای تخصصی | ma_mib78@yahoo.com |
| مهرداد نقی زاده | همکار | نمونه گیری | کارشناسی ارشد | mehrdad.naqizadeh@gmail.com |

| عنوان | متن | ||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی مقایسه ای اثرات مصرف مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای بر مقاومت به انسولین، سطوح سرمی برخی از فاکتورهای بیوشیمیایی خون، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و عملکرد شناختی موش های صحرایی | ||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | A comparative study of the effects of high levels of White and Brown sugar on insulin resistance, serum levels of biochemical factors, Brain-Derived Neurotrophic Factor (BDNF), and cognitive function in Albino Rats | ||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | در دهه های اخیر، مصرف قندها به سرعت در حال افزایش است که تاثیرات منفی زیادی بر سلامت ما می گذارد. بر اساس تحقیقات انجام شده در طول سه دهه گذشته، مصرف نوشابه های شیرین باعث ایجاد بیماری های متابولیک مانند دیابت، چاقی، بیماری های قلبی و سرطان می شود. علاوه بر این، مصرف نوشیدنی های غیر الکلی با حدود 188000 مرگ در سراسر جهان همراه است. این تعداد مرگ و میر ناشی از مصرف بیش از حد قندهای ساده، هشدار دهنده مشکل جهانی است که باید مورد توجه قرار گیرد (1). مصرف شکر نه تنها به اختلال در متابولیسم و مرگ منجر نمی شود، بلکه به توسعه بیماری های مختلفی که بر مغز اثر می گذارد نیز میشود. این مطالعه توضیح می دهد که مصرف بیش از حد قندهای ساده، به ویژه فروکتوز، بر مسیرهای متابولیک منجر به اختلال در عملکرد شناختی می شود(1). سازمان بهداشت جهانی توصیه می کند که مصرف روزانه قندها نباید بیش از 10٪ کل کالری مصرفی روزانه باشد (2). با این وجود، از زمانی که صنایع غذایی شروع به استفاده از شربت ذرت فروکتوز بالا به عنوان شیرین کننده اصلی در غذا (غلات، شیرینی، ژله) و نوشیدنی های غیر الکلی کرد، مصرف قندهای ساده، بخصوص فروکتوز، به سرعت افزایش یافت (1). تحقیقات نشان میدهد که افزایش مصرف قندهای ساده با اختلالات متابولیکی مانند دیابت، هیپرتری گلیسریدمی، مقاومت به انسولین و چاقی همراه است. نکته مهم این است که پیشنهاد شده است که نه تنها تغییرات متابولیک، بلکه اختلالات شناختی هم با مصرف بیش از حد قندهای ساده مرتبط است (3). قندهای ساده یا مونوساکارید ها نقش کلیدی در متابولیسم بازی می کنند، زیرا هر سلول در بدن انسان وابسته به انرژی است، به ویژه D- گلوکز که اهمیت عمده ای در متابولیسم دارد. برای مغز، اریتروسیتها، شبکیه، بافت جنینی و دیگر موارد، گلوکز یک منوساکارید حیاتی است. سایر مونوساکاریدها با داشتن ساختار و اهمیت متفاوت در بدن انسان می توانند به گلوکز متابولیزه شوند و گلوکز در بدن می تواند با فرآیندهای متابولیکی به مواد دیگر مثل چربی تبدیل کرد (4). بین عملکرد شناختی طبیعی و بیماری آلزایمر ( یک بیماری شناخته شده به عنوان اختلال شناختی خفیف) ، ارتباط وجود دارد. افراد مبتلا به اختلال شناختی خفیف بدون هیچ گونه تاثیری بر فعالیت های روزانه خود از اختلالات حافظه رنج می برند (5). ارتباط بین اختلالات شناختی و مقاومت به انسولین ناشی از رژیم های غذایی غنی از قندهای ساده، پیشتر پیشنهاد شده است (6). همچنین خطر ابتلا به بیماریهای عصبی همراه با دیابت درازمدت وجود دراد (7). گروهی از عوامل خطر شامل مقاومت به انسولین، افزایش سطح کلسترول و هیپرتری گلیسریدمیا که عمدتا بدلیل اختلال در متابولیسم کربوهیدراتها و لیپیدها به وجود میآیند، به عنوان سندرم متابولیک (MS) تعریف میشوند که خود این سندروم پیشرونده اصلی بیماری های عروق مغزی و دیابت نوع 2 است (3). با توجه به شیوه زندگی ناسالم ( رژیم های غذایی با قند و چربی بالا همراه با فعالیت بدنی کم) سندروم متابولیک در افراد زیر 30 سال نیز دیده می شود. با توجه به مطالعات اخیر، سندروم متابولیک در حال حاضر به عنوان یک عامل خطر برای توسعه کاهش شناختی و اختلال حافظه در سن بلوغ، مانند بیماری آلزایمر (AD) میباشد. بر اساس مطالعات انجام شده روی حیوانات با اختلال در متابولیسم گلوکز، مدارک نشان میدهند که اختلالات شناختی خفیف و بیماری آلزایمر با کاهش و تخریب نشانگرهای سیناپسی مرتبط می باشند (8). هیپرگلیسمی همچنین ممکن است با تاثیر بر عملکرد مغز و اعصاب، بر انعطاف پذیری سیناپسی تأثیر بگذارد و در نهایت موجب از دست رفتن سیناپس ها و مرگ نورونها شود (9). دریافت شکر میتواند به اختلال در توازن انرژی منجر شود، که این موضوع ممکن است افزایش خطر برای شروع چاقی باشد. مصرف محلول شکر بر هر دو مکانیسم محیطی ( تری گلیسرید، گلوکوکورتیکوئید و هورمون چاقی) و مرکزی ( به طور معمول هیپوتالاموس) اثر گذار است، منجر به تغییراتی در وزن بدن میشود که با چاقی و بیماریهای متابولیک همراه میباشد (9) BDNF (فاکتور نوروتروفیک مشتق شده از مغز) که از تخریب نورون های دوپامینرژیک جلوگیری می کند، یکی از فاکتورهای خانواده نوروتروفین میباشد که به طور وسیع در مغز پستانداران در قسمتهای هیپوکامپ، آمیگدال، هیپوتالاموس، مغز میانی و کورتکس مغز ترشح میشود (10). این فاکتور نقش حیاتی در تکامل و حفظ سلامت سیستم عصبی مرکزی و محیطی، شکل پذیری سیناپسها و نورونهای مغزی، تکثیر و بقای سلول عصبی و نیز یادگیری، حافظه و تغییرات خلقی بر عهده دارد (11). توزیع عامل نوروتروفیک مشتق از مغز در مناطق مختلف مغزی و به خصوص در هیپوکامپ که مسئول حافظه و یادگیری است، گزارش شده است و نقش اصلی را در حفظ سامت سلول های عصبی ایفا می کند (10)، علی رغم نامش فقط در مغز وجود ندارد بلکه BDNFدر انواع بافت ها و سلول ها مشاهده می شود با این وجود سطح بیان خونی BDNF سطوح مغزی آن را منعکس می کند. BDNF در سیستم عصبی مرکزی و محیطی سیستم غدد درون ریز، لنفوسیت ها، عضلات، کبد، قلب و سیستم آندوتلیال وجود دارد و نقش نظیمی در سوخت و ساز گلوکز دارد (12). گزارش شده است سطوح BDNF در بیماران با اختلالات گلوکزی، دیابت و بیماران دارای مقاومت به انسولین کاهش می یابد. در حقیقت در نتیجه آسیب به نورون ها و سلول های شوان در حالت دیابت، تغییراتی در سطوح بیان و سنتز عوامل رشدی در سیستم عصبی محیطی اتفاق می افتد، به طوری که گزارش شده است در موش های صحرایی دیابتی شده با استروپتوزوتوسین سطوح فاکتور رشد عصبی (NGF) در ارگان های عصب رسانی شده توسط سیستم عصبی سمپاتیک کاهش می یابد. در مقایسه با NGF، BDNF از نورون های حسی بیشتری محافظت می نماید، همچنین BDNF در بقا و رشد نورون های حرکتی نیز نقش مهمی دارد که بر نقش گسترده تر آن نسبت به NGF اشاره دارد ( 11 و 12). [1] Brain-derived neurotrophic factor مطالعات انجام یافته: - GOMEZ و همکاران سال 2017 در تحقیقی که روی موش های صحرایی نژاد ویستار انجام دادند 3 رژیم غذایی متفاوت؛ 1- رژیم غذایی حاوی 30% شکر سفید، 2- رژیم غذایی حاوی 30% شکر قهوه ای و 3- رژیم غذایی استاندارد را به مدت 2، 4 و 6 ماه به موش های صحرایی تجویز کردند و در پایان مطالعه میانگین آب مصرفی، وزن بدن و سطح سرمی گلوکز، کلسترول، تری گلیسرید، LDL، HDL ، ALT و AST اندازه گیری شد. نتایج این پژوهش نشان داد که چاقی مرکزی در 2 گروه شکر سفید و شکر قهوه ای نسبت به گروه کنترل مشهود است، در گروهی که با شکر سفید تغذیه شدند، سطح تری گلیسرید سرم و تجمع چربی در کبد نسبت به 2 گروه دیگر افزایش معناداری داشت ( P<0.05). سطح گلوکز، HDL، LDL، ALT، AST سرم و آب مصرفی در 3 گروه در پایان 2، 4 و 6 ماه تفاوت معناداری نداشت. نتایج سطح کلسترول سرم جالب بود زیرا تفاوت معناداری بین گروه شکر سفید و گروه کنترل مشاهده نشد اما گروه شکر قهوه ای نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت ( P< 0.05) (12). - Charlene Diepenbroek و همکاران در سال 2017 مطالعهای با هدف بررسی اثرات رژیمهای انتخابی با کالری بالا بر حساسیت به انسولین در موشهای صحرایی انجام دادند، نتایج این پژوهش نشان داد که مصرف یک هفته نوشیدنی محلول 30 درصد شکر و آب تاثیر اندک بر حساسیت به انسولین داشته و کاهش معنا داری در آن مشاهده نشد، این مطلب نشان میدهد که توسعهی مقاومت به انسولین بستگی به مقدار شکر موجود در محلول و مدت زمان قرار گرفتن در معرض رژیم غذایی حاوی شکر دارد. (13) - در مطالعه ای که در سال 2019 توسط Molteny وهمکاران روی 344 سر موش 2 ماهه نژاد فیشر انجام شد، موش ها روزانه با 2 رژیم: 1- رژیم با چربی و قند تصفیه شده بالا ( 39% چربی و 40% ساکارز) و 2- رژیم با چربی کم و کربوهیدرات کمپلکس ( 13 % چربی و 59% کربوهیدرات کمپلکس) (گروه کنترل) به مدت 2 ماه، 6 ماه و 2 سال تغذیه شدند، نتایج این پژوهش نشان داد که سطح BDNF-mRNA در هیپوکمپ موشهای تغذیه شده با رژیم با چربی و کربوهیدرات های تصفیه شده بالا در مقایسه با رژیم با چربی کم و کربوهیدرات های کمپلکس در زمان 2 و 4 ماه پس از تغذیه، کاهش یافت، کمترین مقدار BDNF نیز در پایان 2 سالگی مشاهده شد. نتایج این پژوهش در مورد اثرات این 2 رژیم غذایی روی یادگیری فضایی نشان داد که موش هایی که 1 تا 2 ماه با رژیم با کربوهیدراتهای تصفیه شده بالا تغذیه شده بودند نیسب به گروه تغذیه شده با کربوهیدرات های کمپلکس زمان بیشتری را برای پیدا کردن سکو در تست موریس واتر میز صرف کردند، بعد از 1 ماه از شروع رژیم موشهای تغذیه شده با کربوهیدراتهای تصفیه شده بالا زمان تاخیر نسبت به گروه کنترل به طور چشمگیری افزایش یافت ( P< 0.05). در پایان آزمایش بعد از حذف سکو موش های تغذیه شده با کربوهیدرات تصفیه شده بالا تفاوت قابل توجهی در زمان حضور موش ها در قسمت شماره 4 که سکو حذف شده بود نسبت به زمان سایر قسمت ها مشاهده نشد (14). - یک مطالعه تجربی توسط Amy C. Reichelt و همکاران به منظور ارزیابی اثر رژیمهای غذایی با چربی و شکر بالا روی حافظه اجتماعی موش های صحرایی نژاد اسپراگ داولی در سال 2019 انجام شد، در این مطالعه 2 رژیم غذایی استاندارد و رژیم غذایی با چربی و قند بالا به 24 سر موش ( 2 کروه 12 تایی) به مدت 28 روز تجویز شد، نتایج این پژوهش نشان دادند که موش های صحرایی تغذیه شده با رژیم غذایی با چربی و شکر بالا نسبت به گروه کنترل در حافظه اجتماعی شان اختلال ایجاد شده است. ( P< 0.001) (15). مطالعات انجام شده در ایران: - میرمیران و همکاران در سال 2015 پژوهشی با عنوان« ارتباط بین مصرف نوشیدنی های شیرین و خطر ابتلا به چاقی عمومی و شکمی در بزرگسالان ایرانی» را روی 5852 نفر مرد و زن با محدودهی سنی 70-19 سال مورد بررسی قرار دادند، نتایج این پژوهش نشان داد که بین مصرف نوشیدنیهای شیرین، BMI و محیط دور کمر رابطه معنی داری وجود دارد و مصرف بالای نوشیدنیهای شیرین خطر ابتلا به چاقی عمومی و شکمی را در بزرگسالان افزایش میدهد (17). - مطالعه ای توسط حسینی اصفهانی در سال 2014 با هدف ارتباط تغییرات الگوهای غذایی با چاقی شکمی در بزرگسالان ایرانی، روی 378 مرد و 473 زن بالای 18 سال انجام شد. نتایج این مطالعه نشان داد که با کاهش مصرف قندهای افزودنی در رژیم غذایی مردان؛ وزن بدن به طور معنی داری کاهش مییابد (18). هدف از مطالعه حاضر بررسی مقایسه ای اثرات مصرف مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای بر سطوح سرمی قندخون، پروفایل لیپیدی، آنزیم های کبدی، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و عملکرد شناختی موشهای صحرایی میباشد. یافته های حاصل از مطالعه می تواند پاسخی بر این باشد که آیا مصرف شکر قهوه ای بر شکر سفید ارجحیتی دارد یا خیر؟، از طرفی آیا مصرف مقادیر بالای آن در مقایسه با مقادیر بالای شکر سفید اثرات بیوشیمیایی متفاوت و معنی داری خواهد داشت؟ یافته های مطالعه در این زمینه قابلیت کاربرد برای تمام افراد و جوامع را خواهد داشت. | ||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | |||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | |||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
1- بین میانگین قند خون ناشتا در موشهای صحرایی تغذیه شده با مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای با گروه کنترل تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. 2- بین میانگین پروفایل لیپیدی(LDL، HDL، TC و TG) در موشهای صحرایی تغذیه شده با مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای با گروه کنترل تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. 3- بین میانگین سطح سرمی آنزیم های کبدی (ALT و AST) در موشهای صحرایی تغذیه شده با مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای با گروه کنترل تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. 4- بین میانگین سطح سرمی BDNF در موشهای صحرایی تغذیه شده با مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای با گروه کنترل تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. 5- بین عملکرد شناختی موشهای صحرایی تغذیه شده با مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای با گروه کنترل تفاوت معنی دار آماری وجود دارد. | ||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | تعیین اثرات مصرف مقادیر بالای شکر سفید و قهوه ای بر سطوح سرمی قندخون، پروفایل لیپیدی، آنزیمهای کبدی، فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و عملکرد شناختی موشهای صحرایی | ||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | |||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | |||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی | 1- مقایسه میانگین قند خون ناشتای موش های صحرایی مصرف کننده شکر سفید با شکر قهوه ای و گروه کنترل 2- مقایسه میانگین پروفایل لیپیدی ( کلسترول، تری گلیسرید، LDL، HDL و VLDL ) موش های صحرایی مصرف کننده شکر سفید با شکر قهوه ای و گروه کنترل 3- مقایسه میانگین سطح سرمی آنزیم های کبدی ( ALT و AST) موش های صحرایی مصرف کننده شکر سفید با شکر قهوه ای و گروه کنترل 4- مقایسه میانگین سطح سرمی BDNF موش های صحرایی مصرف کننده شکر سفید با شکر قهوه ای و گروه کنترل 5- مقایسه عملکرد شناختی موش های صحرایی مصرف کننده شکر سفید با شکر قهوه ای و گروه کنترل | ||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | یافته های پژوهش حاضر میتواند در راستای اصلاح الگوی غذایی در جوامع مختلف و به تبع آن سلامت عمومی افراد آن جامعه راهگشا باشد. لذا نتایج حاصله می تواند در سیستم های آموزشی دانشگاهها و مراکز سلامت جامعه در برنامه های آموزشی بکار گرفته شود. | ||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | |||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | |||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | شکر سفید: شکر مادهای است خوراکی که از فرآوری نیشکر و چغندر بدست می آید و حاوی 98-97% ساکارز است (19). شکر قهوه ای: شکر قهوه ای، شکر فرآوری شده طی اولین مرحله متراکم کردن نیشکر می باشد. شکر قهوه ای حاوی ۹۳ درصد قند ساکارز و ملاس است (20). BDNF: یکی از فاکتورهای خانواده نوروتروفین میباشد که به طور وسیع در مغز پستانداران در قسمتهای هیپوکامپ، آمیگدال، هیپوتالاموس، مغز میانی و کورتکس مغز ترشح میشود که در حفظ سلامت سلول های عصبی نقش دارد (21). عملکرد شناختی: تواناییهای یک فرد برای انجام فعالیتهای مختلف ذهنی که بیشتر مرتبط با یادگیری و حل مسئله است، تعریف میشود. | ||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | مداخله ای، از نوع تجربی | ||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) |
موشهای صحرایی نر 3 ماهه، نژاد ویستار معیارهای ورود: 1-موش صحرایی نژاد ویستار 2- جنس نر 3- وزن 230-200 گرم 4- سن 3 ماه معیارهای خروج: 1-جنس ماده 2- وزن بیشتر از 230 گرم 3- وزن کمتر از 200 گرم 4- سن بیشتر یا کمتر از 3 ماه | ||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | تعداد 24 سر رت نژاد ویستار به صورت کاملاً تصادفی انتخاب می شود. با توجه به هزینه اختصاص داده شده توسط دانشگاه و مطالعات انجام شده در این زمینه مانند مطالعه Gómez و همکاران و همچنین برای استفاده از حداقل ممکن حیوانات، حجم نمونه مورد مطالعه 24 سر موش صحرایی نر محاسبه میشود. (12). | ||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | تعداد 24 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به صورت کاملاً تصادفی به 3 گروه 8 تایی تقسیم می شوند. گروههای کنترل و مداخله به شرح ذیل تیماربندی میشوند: گروه اول: گروه تیمار شده با 15 درصد شکر سفید گروه دوم: گروه تیمار شده با 15 درصد شکر قهوه ای گروه سوم: گروه کنترل که با آب مقطر گاواژ میشوند. | ||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | داده های جمع آوری شده در فرم اطلاعاتی (پیوست) درج خواهد شد. | ||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | برای انجام این تحقیق از 24 سر موش صحرایی نژاد ویستار با محدوده وزنی200 تا 230 گرم استفاده میشود. محل نگهداری حیوانات از نظر شرایط فیزیکی دارای دورهی روشنایی و تاریکی 12 ساعته، دما 25-23 درجهی سانتیگراد و تغذیه ی حیوانات به وسیلهی خوراک مخصوص موش آزمایشگاهی صورت میگیرد. حیوانات به طور تصادفی به 3 گروه 8 تایی تقسیم خواهند شد. گروه اول: گروه تیمار شده با 15% شکر سفید گروه دوم: گروه تیمار شده با 15% شکر قهوه ای گروه سوم: گروه کنترل که با آب مقطر گاواژ میشوند. موشهای صحرایی به مدت چهار هفته شکر سفید و شکر قهوهای را روزانه به صورت گاواژ دریافت خواهند کرد و گروه کنترل با آب مقطر گاواژ میشود. در پایان دوره ی مداخله، موشهای صحرایی پس از 12 ساعت ناشتایی شبانه، با کمک کتامین و زایلوزین بیهوش میشوند. سپس با سرنگ انسولینی و به میزان کافی از بطن چپ قلب آن ها خونگیری به عمل آمده و سپس به منظور تهیه سرم مورد نیاز جهت اندازه گیری فاکتورهای مورد نظر مطالعه، نمونههای خونی با سرعت 3000 دور در دقیقه و به مدت 10 دقیقه سانتریفیوژ میشوند. نمونه های سرمی جداسازی شده در میکروتیوبهای مخصوص ریخته شده و تا زمان انجام آزمایشهای مربوطه در دمای 75- درجه سانتیگراد نگه داری میشوند. در نمونه های سرمی فاکتورهای زیر مورد اندازه گیری قرار میگیرد: ۱-قند خون به روش گلوکز اکسیداز 4- سطح سرمی BDNF توسط روش ELISA و توسط دستگاه (Stat Fax 2100, USA) Elisa reader و کیتهای اختصاصی مخصوص موش 5- سطح سرمی LDL، HDL، تری گلیسرید، کلسترول، ALT وAST با استفاده از کیتهای پارس آزمون (شرکت پارس آزمون، ایران) توسط روش فتومتری سنجیده خواهد شد. روش سنجش بر اساس روش موجود در دفترچه راهنمای شرکت های سازنده کیت صورت خواهد گرفت. لازم بذکر است که امکان خونگیری از موش صحرایی در ابتدای مطالعه وجود ندارد، تنها با کمک لانست می توان یک قطره خون از ورید دم موش ها برای تعیین قند خون گرفت و در پایان مداخله بعد از اینکه موش ها بیهوش می شوند با کمک سرنگ انسولینی از قلب موش ها 5 سی سی خون جهت اندازه گیری فاکتورهای مورد نظر مطالعه گرفته می شود. سنجش حافظه و یادگیری با استفاده از آزمون ماز آبی موریس: آزمون رفتاری به منظور ارزیابی یادگیری فضایی در دستگاه ماز آبی موریس به مدت 5 روز انجام میگیرد ( 4 روز مرحله آموزش و 1 روز مرحله آزمون). این دستگاه از یک حوضچه با قطر 150 و ارتفاع 60 سانتیمتر ساخته شده است که تا ارتفاع 25 سانتیمتر با آب 1±21 درجه سانتی گراد پر میشود. یک سکو با قطر 10 سانتیمتر در مرکز ربع دایره در جنوب غربی قرار گرفت. از طریق یک دوربین مدار بسته حرکات موش به کامپیوتر و نرم انتقال مییابد و پارامترهای مختلف از جمله مسافت طی شده و مدت زمان سپری شده در ماز آبی موریس ثبت میگردد. در مرحله سازش با محیط هر موش 24 ساعت قبل از آموزش به مدت 3 دقیقه در ماز بدون سکو قرار داده می شود. در مرحله آموزش هر موش به مدت 4 روز و هر روز 4 بار در ماز قرار داده می شود و مسیر حرکات حیوان به مدت 90 ثانیه ثبت می گردد. در این مرحله پارامترهای ذکر شده مربوط به کل مسافت طی شده و مدت زمان سپری شده تا یافتن سکوی مخفی در ماز ثبت می گردد. در مرحله ارزیابی 24 ساعت پس از آخرین روز مرحله آموزش، حافظه فضایی موشها در ماز فاقد سکو مورد ارزیابی قرار گرفت. در این مرحله یک آزمون 60 ثانیه ای از هر حیوان ثبت می شود و در طی این مدت، مدت زمان حضور موش در محوطهای که قبلا سکو وجود داشته به عنوان شاخص و ملاک حافظه ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد (16). نکته: با توجه به این اینکه گاواژ روزانه باعث آسیب زدن به حلق و حنجره موش ها می شود و بر اساس مطالعات قبلی طول دوره مداخله 4 هفته در نظر گرفته می شود. اگر روش تجویز شکر به صورت محلول در آب آشامیدنی بود امکان افزایش طول دوره وجود داشت، ولی محلول کردن شکر در آب آشامیدنی علاوه بر اینکه در طول دوره ی مداخله موش ها به آب آشامیدنی خالص دسترسی ندارند و غیر اخلاقی هست 3 مشکل ایجاد می کند: 1- شکر در ظرف آب ته نشین می شود و درصد شکر مصرفی با خطا مواجه می شود؛ 2- امکان دارد موش ها به یک اندازه شکر مصرف نکنند و تفاوت بین گروه ها ایجاد شود؛ 3- به واقعیت جامعه نزدیک نیست چون مردم شربت ها و آبمیوه های حاوی شکر را در کنار غذای مصرفی روتین مصرف می کنند. برای رفع خطاهای حاصل از محلول کردن شکر در آب آشامیدنی، روش گاواژ انتخاب شد. | ||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | در این مطالعه از آمار توصیفی برای تعیین شاخصهای مرکزی (میانگین) و پراکندگی (انحراف معیار) استفاده میگردد و آزمون شاپیرو-ویلک نیز، جهت تعیین نرمال بودن توزیع داده های گروه ها به کار گرفته میشود . داده ها در نرم افزار SPSS.22 وارد شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. از آمار استنباطی تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی در صورت نرمال بودن دادهها و از آزمون کروسکال والیس و من ویتنی یو در صورت غیر نرمال بودن دادهها برای تجزیه و تحلیل یافته ها استفاده میشود. معنی داری اختلاف داده ها نیز برای تمام محاسبات در سطح 05/0P< در نظر گرفته میشود. | ||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | با توجه به اینکه تمام مراحل تحقیق بر روی مدل حیوانی انجام میشود، تمامی قوانین مربوط به نگهداری و کار با حیوانات آزمایشگاهی، به طور کامل رعایت میشود و چک لیست کار با حیوانات آزمایشگاهی تکمیل و اجرا می گردد، خونگیری در حالت بیهوشی حیوان انجام میگیرد و برای انجام آزمایشات از حداقل ممکن حیوانات استفاده میشود. | ||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | از انجایی که این مطالعه بر روی مدل حیوانی انجام میگیرد ، احتمال اینکه موشها در طول مدت آزمایش به بیماریهای مختلف مبتلا شوند، وجود دارد. برای کاهش این عامل سعی میشود موشها در محیطی کاملا مناسب و تحت شرایط استاندارد( دمای 25 – 20 درجه سانتی گراد ، رطوبت 50-40 %، 12 ساعت شب و 12 ساعت روز) نگهداری شوند تا خطر انتقال بیماری از سایر منابع به آنها کاهش یابد. همچنین در طول مدت آزمایش و قبل از آن، به منظور جلوگیری از سوء تغذیه، مواد غذایی مناسب و کافی از طریق رژیم استاندارد در اختیار گروههای موش قرار میگیرد تا از هر گونه اختلال در حین انجام تحقیق پیشگیری شود. | ||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | شکر قهوه ای- شکر سفید- BDNF- عملکرد شناختی | ||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع |
10-Lang U. E, Gunther L, Scheuch K, Klein J, Eckhart S, Hellweg R…(2009) . Higher Bdnf Concentrations In The Hippocampus And Cortex Of An Aggressive Mouse Strain. Behavioural Brain Research; 197: 246-249 11- Nisingh S, Ahmad R, Mathur D, Sagar RK, Krishana B. (2006)Neuroprotective effect of BDNF in young and aged 6-OHDA treated rat model of Parkinson disease. 44(9):699-704. 12- Krabbe KS, Nielsen AR, Krogh-Madsen R, Plomgaard P, Rasmussen P, rikstrup C, et al. Brainderived neurotrophic factor (BDNF) and type 2 diabetes. Diabetologia. 2007; 50(2): 431-8. 13- Gómez-Crisóstomo N.P et al. (2017). Chronic consumption of refined but not brown sugar induces Hypertriglyceridemia and fat accumulation in rat liver. Academia Journal of Scientific Research. 451-459 14- Diepenbroek, C., Eggels, L., Ackermans, M. T., Fliers, E., Kalsbeek, A., Serlie, M. J., & la Fleur, S. E. (2017). Differential effects of hypercaloric choice diets on insulin sensitivity in rats. Journal of Endocrinology, 232(1), 49-57. 15- R. Molteny et al. (2019). A HIGH-FAT, REFINED SUGAR DIET REDUCES HIPPOCAMPAL BRAIN-DERIVED NEUROTROPHIC FACTOR, NEURONAL PLASTICITY, AND LEARNING. Neuroscience Vol. 112, No. 4, pp. 803-814. 16- Amy C.et al. (2019). A high-fat high-sugar diet in adolescent rats impairs social memory and alters chemical markers characteristic of atypical neuroplasticity and parvalbumin interneuron depletion in the medial prefrontal cortex. The Royal Society of Chemistry J. 17- Majlessi N, Kadkhodaee M, Parviz M, Naghdi N. Serotonin depletion in rat hippocampus attenuates L-NAME-induced spatial learning deficits. Brain Res 2003 Feb; 963(1-2): 244-51. 18- Mirmiran, P. et al. (2015). Sugar-Sweetened Beverage Consumption and Risk of General and Abdominal Obesity in Iranian Adults: Tehran Lipid and Glucose Study. Iran J Public Health, Vol. 44, No.11, Nov 2015, pp.1535-1543 19- Hosseini Esfahani, F. et al. (2014). Alterations in Food Group Intakes and Subsequent Weight Changes in Adults: Tehran Lipid and Glucose Study. Int J Endocrinol Metab. 2014 July; 12(3): e17236. 20- Payet, B., Sing, A.S.C. and Smadja, J. 2005. Assessment of antioxidant activity of cane brown ugars by ABTS and DPPH radical scavenging assays: Determination of their polyphenolic and olatile constituents. Journal of Agric. Food Chemistry, 53,10074-10079. 21- Chen, J.C.P. and Chou, C.C. 1993. Refined sugar products. Cane sugar handbook, A Manual for Cane Sugar Manufacturers and Their Chemists, 12th ed.; Chen, J. C. P., Chou, C.-C., Eds.; Wiley: ew York, pp: 524-537. 22- Castre¤n, E., Berninger, B., Leinga«rtner, A., Lindholm, D., 1998. Regulation of brain-derived neurotrophic factor mRNA levels in hippocampus by neuronal activity. Progr. Brain Res. 117, 57-64. | ||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | |||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | |||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | |||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | |||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | |||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | |||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | |||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | |||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | |||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | |||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی |
| ||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|