تاثیرسولفات روی بر سطوح سرمی کوپپتین،پروتئین فاز حاد التهابی( CRP)، مقاومت به انسولین و وضعیت تغذیه ایبیماران همودیالیزی دیابتی

The effect of zinc sulfate on serum copeptin , CRP, insulin resistance and nutritional status in diabetic hemodialysis patients


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: فرزانه منتظری فر

کلمات کلیدی: کوپپتین(Copeptin)-مقاومت به انسولین(insulin resistance)-همودیالیز(Hemodialysis) -دیابت Diabetes))-وضعیت تغذیه ای Nutritional status ))

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 9510
عنوان فارسی طرح تاثیرسولفات روی بر سطوح سرمی کوپپتین،پروتئین فاز حاد التهابی( CRP)، مقاومت به انسولین و وضعیت تغذیه ایبیماران همودیالیزی دیابتی
عنوان لاتین طرح The effect of zinc sulfate on serum copeptin , CRP, insulin resistance and nutritional status in diabetic hemodialysis patients
نوع طرح کاربردی
محل اجرای طرح بیمارستان علی ابن ابیطالب
رسته مطالعاتی مطالعه مداخله ای(Interventional)ویاکارآزمایی بالینی(Clinical Trial)(مطالعات انسانی)(مطالعه کمی)
دانشکده/مرکز عضو هیچکدام از مراکز نمی باشم.
زمان اجرا -روز 360

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
راضیه حسینیدانشجوانجام مراحل بالینیکارشناسی ارشدrazieh.hosseini7759@gmail.com
فرزانه منتظری فراستاد راهنمای اول پایان نامه دانشجوییتدوین طرحدکترای تخصصی fmontazerifar@gmail.com
الهام شهرکیاستاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجوییارزیابی بیمارانفوق تخصصshahrekie@gmail.com
منصور کرجی بانیمشاوربررسی متوندکترای تخصصی mkarajibani@yahoo.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی تاثیرسولفات روی بر سطوح سرمی کوپپتین،پروتئین فاز حاد التهابی( CRP)، مقاومت به انسولین و وضعیت تغذیه ایبیماران همودیالیزی دیابتی
خلاصه طرح به لاتینThe effect of zinc sulfate on serum copeptin , CRP, insulin resistance and nutritional status in diabetic hemodialysis patients
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش

نارسایی مزمن کلیه از بیماری های شایع و پر هزینه جوامع کنونی است و از جمله علل شیوع زیاد آن دیابت و پرفشاری خون است.درمان نارسایی مزمن کلیه شامل پیوند کلیه و دیالیز است که با توجه به مشکلات انجام پیوند روش  ارجح همان دیالیز خونی است(1). التهاب در بین بیماران همودیالیزی شایع می باشد،  به طوری که شیوع آن را 65-35 درصد گزارش نموده اند(2, 3). التهاب به عنوان یک ریسک فاکتور در بیماران همودیالیزی عامل عمده ی مرگ و میر بیماران همودیالیزی از طریق ایجاد بیماری های قلبی-عروقی می باشد. سطح شاخص های التهابی نظیر پروتئین واکنشی C (CRP)، اینترلوکین های 8،6،1 و TNF-α (فاکتور نکروز دهنده ی توموری) در بیماران همودیالیزی افزایش می یابد (4, 5). CRP یک پروتئین مرحله حاد می باشد که در کبد تولید می شود. در جریان التهاب میزان تولید و آزاد شدن آن با تحریک توسط اینترلوکین6 افزایش می یابد (6). طبق گزارشات میزان CRP در بیماران همودیالیزی حدود 35درصد افزایش می یابد (7).

کوپپتین (Copeptin) اولین بار توسط هولوردا در سال 1972، تحت عنوان گلیکوپپتیدی با 39 اسید آمینه معرفی شد (8). این گلیکوپپتید از پیش ماده آرژنین وازوپرسین(AVP) با نسبت مولی یکسان در هیپوتالاموس مشتق می شود. در حالی که AVP یک پپتید ناپایدار با نیمه عمر کوتاه 5 تا 20 دقیقه است؛ کوپپتین مولکولی پایدار می باشد که به راحتی نیز قابل اندازه گیری است (9-11). کوپپتین در سال های اخیر به عنوان یک مارکر التهابی در بیماریهای انسدادی مزمن ریوی(  COPD)حاد  شناخته شده است (12). بیان می شود که افزایش کوپپتین با شرایطی چون افزایش فعالیت سیستم رنین آنژیوتانسین، افزایش جذب آب، افزایش فشار گلومرولی، افزایش مقاوت به انسولین و همچنین افزایش التهاب همراه است. در بسیاری از مطالعات نشان داده شده است که افزایش سطح  کوپپتین با نارسایی کلیوی مرتبط می باشد. و همچنین ارتباط منفی با ضریب فیلتراسیون گلومرولی (GFR) دارد (9). بنابراین افزایش سطح کوپپتین به طور مستقل می تواند  برای تشخیص و پیشرفت انواع بیماری های مزمن کلیوی (CKD ) مورد استفاده قرار بگیرد (13).

مطالعات انجام شده در خصوص بررسی  سطح  کوپپتین در بیماران دیالیزی نشان داده است؛ که افزایش غلظت کوپپتین به عنوان یک بیومارکر قوی در افزایش ریسک بیماری های قلب و عروق و همینطور افزایش مرگ و میر شناخته شده است (14, 15).

روی برای بسیاری از ترکیبات سیستم ایمنی نظیر فاگوسیتوز، ایمنی سلولی و ایمنی هومورال ضروری است. ماست سل ها که در واکنش های آلرژیک و التهابی شرکت دارند؛ غنی از روی می باشند. از دیگر اثرات ضد التهابی روی، کاهش تراوش نوتروفیل ها می باشد. روی برای ترشح برخی اینترلوکین ها و سیتوکین ها مورد نیاز می باشد (16, 17). بیماران همودیالیزی معمولا دچار کمبود روی می باشند که مهمترین علل آن، از دست رفتن روی از طریق مایع دیالیز، کاهش دریافت، کاهش جذب روده ای، افزایش دفع مدفوعی و نقص در انتقال روی می باشد (18-20). کمبود روی باعث ایجاد برخی نشانه های اورمیک از جمله اختلال در بویایی و چشایی، بی اشتهایی، کاهش رشد، هیپوگنادیسم و اختلالات ایمونولوژیک می گردد (21-23).

در مطالعه ای که در سال 2010 توسط بین بائو و همکاران بر روی 40 فرد سالم سنین 83-56 سال انجام گرفت. نشان داد؛ که مصرف 45 میلی گرم روی به مدت 6 ماه باعث کاهش غلظت CRP، اینترلوکین 6  و TNF-α شد (24). در حالی که سوکیانگ و همکاران با مطالعه ی خود روی 1055 نفر ارتباط معناداری بین دریافت رژیمی روی و مارکر های التهابی CRP، اینترلوکین 6  و TNF-α نیافتند، اما ارتباط معکوسی بین سطوح سرمی زینک و این سه فاکتور التهابی در زنان پیدا کردند (25).

رشیدی و همکاران در سال 2009 در مطالعه ی خود نشان دادند که مصرف 220 میلی گرم روی سولفات به مدت 42 روز در بیماران همودیالیزی، باعث کاهش سطوح CRP شد، اما این کاهش از لحاظ آماری معنادار نبود (26).

در سال 2014 کیم و همکاران در مطالعه ی خود به این نتیجه رسیدند که دریافت 30 میلی گرم زینک روزانه در زنان چاق باعث کاهش معناداری در سطوح اینترلوکین 6 و CRP شد (27).

آندره و همکاران در پژوهش خود در سال 2003 به این نتیجه رسیدند که دریافت 220 میلی گرم روی سولفات به مدت 6 هفته در بیماران همودیالیزی باعث بهبودی در وضعیت اختلال چشایی آنها نشد (21). این در حالی است که ماهاجان و همکارانشان نشان دادند که دریافت 50 میلی گرم زینک روزانه به مدت 6 ماه باعث بهبودی در وضعیت کاهش حس چشایی ناشی از وضعیت اورمیک شد (28).

در سال 2012 کیم و همکاران در مطالعه ی خود  نشان دادند؛ دریافت 30 میلی گرم زینک به مدت 8 هفته تاثیر معناداری بر وضعیت مقاومت به انسولین  در زنان چاق ندارد (29). ولی در مطالعه ی فروزان فرد و همکارانشان در سال 2015 ، دریافت 220 میلی گرم سولفات روی (50 میلی گرم زینک ) به مدت 8 هفته در زنان دچار سندروم تخمدان پلی کیستیک باعث بهبودی در وضعیت حساسیت به انسولین و کاهش قند خون و مقاومت به انسولین شد (30).

با توجه به شیوع بالای کمبود روی و ارتباط آن با افزایش التهاب در بیماران همودیالیزی و از طرفی افزایش سطوح کوپپتین در این بیماران در شرایط التهابی، هدف از این مطالعه بررسی وجود یا عدم وجود ارتباط بین مصرف سولفات روی و سطوح کوپپتین در بیماران همودیالیزی دیابتیک می باشد. از آنجائیکه مطالعات  بسیار محدودی در زمینه  بررسی مصرف سولفات روی  وتاثیر آن بر سطوح سرمی کوپپتین بویژه در بیماران دیالیزی دیابتیک صورت گرفته است، این مطالعه می تواند به عنوان گام نخست و مهمی برای انجام مطالعات بیشتر در جهت بررسی ارتباط روی و کوپپتین باشد.

. همچنین در مطالعه ی حاضر به دلیل وجود مطالعات اندک و نیاز به انجام مطالعات بیشتر،  به بررسی ارتباط بین مصرف سولفات روی با CRP ، مقاومت به انسولین و وضعیت تغذیه ای در بیماران دیالیزی دیابتیک پرداخته خواهد شد.

محل اول بکارگیری نتایج تحقیق
مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟
روش های موجود کدامها هستند؟
پیشنهاد اول نحوه کاربرد
محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق
منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟
سوالات و / یا فرضیات پژوهش

-فرضیات:

-مصرف سولفات روی بر سطوح کوپپتین سرم در بیماران همودیالیزی دیابتی تاثیر گذار است.

- مصرف سولفات روی بر سطوح  CRPسرم در بیماران همودیالیزیدیابتی تاثیر گذار است.

-مصرف سولفات روی بر وضعیت مقاومت به انسولین در بیماران همودیالیزی دیابتی تاثیر گذار است.

- مصرف سولفات روی بر وضعیت تغذیه ای بیماران همودیالیزی دیابتی تاثیر گذار است.

هدف کلی طرح

تعیین اثر مصرف سولفات روی بر سطوح سرمی کوپپتین، پروتئین فاز حاد التهابی( CRP)،مقاومت به انسولین و وضعیت تغذیه ای در بیماران همودیالیزی دیابتی

اهداف اختصاصی
  • تعیین سطح کوپپتین سرم در بیماران همودیالیزی دیابتی   قبل و بعد از مداخله
  • تعیین سطح CRP سرم در بیماران همودیالیزی دیابتی قبل و بعد از مداخله
  • تعیین سطح مقاومت به انسولین سرم در بیماران همودیالیز دیابتی قبل و بعد از مداخله
  • تعیین وضعیت تغذیه ای در بیماران همودیالیزی دیابتی قبل و بعد از مداخله
  •  
چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟
پیشنهاد دوم نحوه کاربرد
محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق
پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟
اهداف كاربردی
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح

بخش های داخلی  و دیالیز بیمارستانها

تعریف واژه های تخصصی

وضعیت تغذیه :  در این تحقیق وضعیت تغذیه بیماران صرفا  از نظر دریافتهای غذایی با استفاده از پرسشنامه FFQ (Food frequency questionnaire)  مورد ارزیابی قرار می گیرد.

برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟
پیشنهاد سوم نحوه کاربرد
محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق
نوع مطالعه

کارآزمایی بالینی دوسوکور

جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)

جامعه مورد مطالعه :

بیماران همودیالیزی دیابتی مراجعه کننده به بیمارستان علی بن ابی طالب (ع) زاهدان می باشند.

 

معیارهای ورود:

-بیماران همودیالیزی دیابتیک

-سنین 15 تا 70 سال

-حداقل باید 6 ماه از همودیالیز گذشته باشد.

-عدم ابتلا به  ﺑﻴﻤﺎریﻫﺎی خود ایمنی، ﻋﻔـﻮﻧﻲ مزمن بویژه هپاتیت و بیماری های التهابی موثر بر شاخص های التهابی سرم

-از یک ماه قبل از شروع مطالعه ، از هیچ نوع مکملهای حاوی آنتی اکسیدان ،مکمل روی، ویتامین های E وC ، داروهای ضد التهاب استروئیدی و غیراستروئیدی نیز نباید استفاده کنند.

 

معیارهای عدم ورود:

- اﮔﺮﺑﻴﻤﺎر در ﻳﻚﻣـﺎه اﺧﻴـﺮآﻧﺘـﻲﺑﻴﻮﺗﻴـک ﻣﺼﺮفﻛﺮده  اشد یا ﻣﺒـﺘﻼﺑـﻪﺑﻴﻤﺎر ی ﻋﻔﻮﻧﻲ ﻳـﺎتب دارﺷـﺪه و ﻳـﺎ بیماری ها یی که  بر سطوح کوپپتین سرم تاثیر گذار باشد مثل بیماری های قلبی-عروقی شدید، هیپو یا هایپرتیروئیدیسم وسپسیس ، وارد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ  نمی شود.

 

 

معیار های خروج:

-در ﺻﻮرﺗﻲﻛﻪﺑﻴﻤﺎرانﺑﻪﻋﺎرﺿﻪﺟﺎﻧﺒﻲ دارو ﻣﺎﻧﻨـﺪاختلال عملکرد گوارشی ﻣﺒﺘﻼشوند و ﻳﺎﻫﺮ زﻣﺎنﻛـﻪﺑﻴﻤـﺎر از اداﻣـﻪﺷﺮﻛﺖ در ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺻـﺮفﻧﻈـﺮکند، از ﻣﻄﺎﻟﻌـﻪﺣﺬفمی شود.

-عدم همکاری کامل در طول مطالعه

 

پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد
حجم نمونه و روش محاسبه آن

z1-α2+z1-β2s12+s22μ1-μ22=10

z1-α2=196,β=95%=1.64,s1=0.7.9, s2=3.5, μ1=25.7     (26)      

 ,μ2=10.5

    (31)

 با توجه به مطالعات مشابه( 30،27،26)  و نظر به محدودیت بودجه   به منظور دستیابی ببه نتایج بهتر ، 20 بیمار دیالیزی دیابتی در گروه مورد و 20 بیمار دیالیزی دیابتی نیز به عنوان گروه کنترل که شرایط ورود به مطالعه را داشته باشند وارد مطالعه خواهند شد.

روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)

در دسترس.   بیماران دیالیزی دیابتی که شرایط ورود  به مطالعه را داشته باشند ، بصورت در دسترس وارد مطالعه شده و سپس بصورت تصادفی با استفاده از شماره پرونده به دو گروه مورد ( دریافت کننده  مکمل سولفات روی)  و گروه کنترل (دریافت کننده  دارونما)   تقسیم می شوند.

روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)

فرم اطلاعاتی ،پرسشنامه بسامد خوراک و کیت های آزمایشگاهی

روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)

این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی دوسوکور کنترل شده  ( بیماران و پرستار بخش  و مشاور آمار جهت آنالیز اطلاعات از نوع دارو و پلاسبو اطلاعی ندارند.) بر روی 40بیمار همودیالیزی دیابتیک مراجعه کننده به بیمارستان حضرت علی ابن ابی طالب (ع)  زاهدان انجام خواهد گرفت. بیماران هفته ای سه بار و هر بار حدود چهار ساعت دیالیز می شوند.قبل از شروع مطالعه از کلیه ی بیماران رضایت نامه ی کتبی و فرم اطلاعاتی گرفته خواهد شد.

بیماران به طور تصادفی با استقاده از شماره پرونده به دو گروه  20 نفره ، گروه  مورد ( دریافت کننده کپسول  سولفات روی)  و گروه کنترل ( دریافت کننده دارونما) تقسیم خواهند شد. طول مدت این مطالعه 8 هفته خواهد بود؛ بیماران همودیالیزی دیابتی  درگروه  مورد روزانه یک عدد  کپسول220 میلی گرمی سولفات روی ساخت شرکت الحاوی(برابر با دریافت 50 میلی گرم روی) و در گروه کنترل روزانه یک عدد کپسول حاوی220  میلی گرم نشاسته ذرت که  از ﻟﺤﺎظ ﺷﻜﻞ و رﻧﮓ و اﻧـﺪازه مشابه دارو می باشد، دریافت خواهند کرد.

در آغاز این مطالعه و در پایان هفته ی هشتم،از کلیه ی بیماران شرکت کننده 5 سی سی خون گرفته می شود و نمونه های خون به مدت 10 دقیقه با سرعت 3000-2000 دور در دقیقه سانتریفیوژ خواهند شد تا سرم آنها جدا گردد. سپس سطح سرمی کوپپتین، CRPو انسولین به روش ELISA با کیت های آزمایشگاهی   استاندارد در آغاز مطالعه و در پایان هفته ی هشتم اندازه گیری خواهد شد. لازم به ذکر است نمونه ها تا زمان انجام آزمایش در فریز -70 نگهداری خواهند شد. جهت تعیین وضعیت تغذیه ای نیز برای  تمامی شرکت کنندگان، در آغاز و پایان مطالعه پرسش نامه ی بسامد خوراک تکمیل خواهد شد.

لازم  بذکر است که پروپوزال فوق در Iranian Registry of Clinical Trials  با کد IRCT 20180910040986N1 ثبت و مورد تایید قرار گرفت.

 

 

روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)

جهت آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS version 21    از آزمون       , Paired t-test ,   t-test برای نمونه های با توزیع نرمال و در صورت نرمال نبودن داده ها از آزمون های ناپارامتریک استفاده می شود. جهت بررسی  همبستگی بین متغیرها  از آزمون همبستگی رگرسیون  استفاده   می شود.

ملاحظات اخلاقی

اطلاعات هر فرد محرانه باقی خواهد ماند.

به کلیه شرکت کنندگان ( اعم از بیماران و افراد سالم )در خصوص اهداف طرح توضیحات لازم داده خواهد شد و از کلیه افراد رضایت کامل اخذ خواهد شود . افراد باید برای ورود و خروج از مطالعه آزادی کامل داشته باشند. خصوصیاتی که منجر به شناسایی آنها خواهد شد مانند نام و نام خانوادگی و شماره ی پرونده نزد محقق  به صورت محرمانه باقی خواهد ماند.

لازم به ذکر است که به هیچ یک از افراد شرکت کننده در تحقیق ( بیماران و افراد سالم ) هزینه اضافی تحمیل نخواهد شد.

به کلیه شرکت کنندگان ( اعم از بیماران و افراد سالم )در خصوص اهداف طرح توضیحات لازم داده خواهد شد و از کلیه افراد رضایت کامل اخذ خواهد شود . افراد باید برای ورود و خروج از مطالعه آزادی کامل داشته باشند. خصوصیاتی که منجر به شناسایی آنها خواهد شد مانند نام و نام خانوادگی و شماره ی پرونده نزد محقق  به صورت محرمانه باقی خواهد ماند.

لازم به ذکر است که به هیچ یک از افراد شرکت کننده در تحقیق ( بیماران و افراد سالم ) هزینه اضافی تحمیل نخواهد شد.

ضمنا پژوهش فوق به نحوی طراحی شده که با کدهای راهنمای عمومی اخلاق در پژوهشهای علوم پزشکی دارای آزمودنیهای انسانی مصوب در پزوهش های علوم پزشکی که مبنای قضاوت اخلاقی در کمیته های منطقه ای اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی می باشد منافات نداشته و مطابق مفاد آن اجرا خواهد شد. (کدهای 1و 2و 5و 7 و8و12و 13و 15و 16و17و18و19و24و 25و26و27و28و29و30و31)

  1. هدف اصلی هر پژوهشباید ارتقای سلامت انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد.
  2. در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنیها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی  بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است.

5- قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی، باید اقدامات  اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنیها و تامین سلامت آنها انجام گیرد.

7- اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود.

8- طراحی و اجرای پژوهشهایی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرند، باید منطبق با اصول علمی پذیرفته شده بر اساس دانش روز و مبتنی بر مرور کامل منابع علمی موجود و پژوهشهای قبلی آزمایشگاهی، و  در صورت لزوم،  حیوانی مناسب باشد. مطالعات حیوانی باید با رعایت کامل اصول اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی انجام شوند.

  1. - انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد.
  1. کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود.
  2. اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد.
  3.  پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم ازدرمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، بهنحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است بهکار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروهمورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی  سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود وباید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانیشود. پژوهشگر همچنینباید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این مواردباید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود.
  4. پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنیمیشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی  داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق  تأیید شود، در این مواردشخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند.
  5. پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائهی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطلاعرسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است.
  6. در پژوهشهایی که از مواد بدنی (شامل بافتها و مایعات بدن انسان)  یا دادههایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمعآوری، تحلیل، ذخیرهسازی و /یا استفادهی مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود. در مواردی که اخذ رضایت غیرممکن باشد یا اعتبار پژوهش را خدشهدار کند، میتوان در صورت بررسی مورد و تصویب کمیتهی اخلاق ، از دادهها یا مواد بدنی ذخیره شده، بدون اخذ رضایت آگاهانه استفاده کرد.
  7. عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه نظیر بیمارستان به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود.
  1.  اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامهی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود. 
  2. پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداریو حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد.
  3. هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهشباید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوهی تحقق این امر ترجیحاً بهصورت پوشش بیمهای نامشروط باشد.
  4. در پایان پژوهش، هر فردی که بهعنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که دربارهی نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهرهمند شود.
  5. پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی  سازمانی، و تعارض منافع در صورت وجود باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ  گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش  مطلوب نیست، بپذیرند.
  6. نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی  پژوهش باشد.
  7. گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کردهاند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند.
  8. روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی  جامعه درتناقض باشد.

همچنین کدهای راهنمای اخلاقی کارآزماییهای بالینی در جمهوری اسلامی ایران نیز در این تحقیق رعایت می گردد

. فصل اول: ارزیابی سود و زیان

کدهای اخلاقی 16-1 :

  1. کارآزماییهای بالینی باید کاملاً درچارچوب یک طرحنامه و دستورالعمل مکتوب طراحی و اجرا شوند. طرحنامه و دستورالعمل کارآزمایی بالینی باید دربردارندهی بخشملاحظات اخلاقی، همچنین اطلاعات مربوط به بودجهی پژوهش، حامیان پژوهش، وابستگیحرفهای، بیان هرگونه تعارض منافع احتمالی وتمهیدات مورد نظر برای ترغیب مشارکت افراددر مطالعهباشد.
  2. شروع اجرای کارآزمایی منوط به بررسی و تأیید طرحنامه و دستورالعمل آن توسط کمیتهی اخلاق در پژوهشاست. کمیتهی اخلاق درپژوهش حق پایش کارآزماییهای در حال اجرا را دارد. پژوهشگر موظف است که اطلاعاتمورد نیاز برای پایش را در اختیار کمیته قراردهد.
  3. پژوهشگر موظف است که در طول اجرای پژوهش، هرگونه حادثه یا عارضهی نامطلوب جدی قابل انتساب به پژوهش را در اولین زمان ممکن، به کمیتهی اخلاق در پژوهش و سایر مراجع قانونی ذیربط گزارش دهد.
  4. کمیتهی اخلاقمسؤولیت دایمی نظارت بر اجرای اخلاقی پژوهش را بر عهده دارد، لذا پژوهشگر ارشد باید این کمیته را در موردتمامی تغییرات دستورالعمل مطالعه و هر حادثهی نامناسب جدی در طول مطالعه آگاهسازد. همچنین، هر اطلاعات جدیدی که ممکن است امنیت آزمودنی یا اجرایمطالعه را تحت تأثیر قرار دهد را باید به اطلاع این کمیته برساند.
  5. کارآزمایی بالینی بایدتنها توسط افراد دارای مجوز حرفهای مرتبط و ذیصلاح از نظر علمی انجام گیرد.
  6. انجام کارآزمایی بالینی تنهازمانی قابل توجیه است که جامعهای که افراد تحت مطالعه به آن تعلق دارند بتوانند ازنتایج آن پژوهش سود ببرند.
  7. تمامی اقدامات احتیاطی لازم جهت حفظ حریم خصوصیآزمودنی‌‌ها، محرمانه ماندن اطلاعات مربوط به ایشان و همچنین کاهش تأثیر نامطلوبمطالعه بر سلامت جسمی و روانی آزمودنیها باید بهعمل آید.
  8. در مرحلهی طراحی مطالعه، باید نحوهی پیگیریآزمودنیها پس از اتمام مطالعه تعیین شود و در صورت لزوم، برای دسترسی آنها به بهترین روش پیشگیری، تشخیص، درمان یا سایر مراقبتهای مناسب، تمهیدات لازم درنظر گرفته شود. دسترسی لزوماً به معنی فراهم آوردن خدمات رایگان نیست.
  9. در صورت وقوع عوارض یاحوادث نامطلوب قابل انتساب به پژوهش، درحین و پس از مطالعه، پژوهشگر باید اقدامات درمانی و مراقبتی مناسب را برایآزمودنی، بدون تحمیل هزینه به وی، فراهم آورد. تمهیدات مالی برای انجام این تعهد، نظیر بیمه کردن پژوهش، باید در هنگام طراحی مطالعه در نظر گرفته شده باشد.
  10. اگر در حین یا بعد از انجام پژوهش، وجود بیماری یا وضعیت مرتبط با سلامت خاصی در آزمودنی تشخیص داده شد، پژوهشگر یا مؤسسهی حامی باید در صورت آزمودنی، وی را از این موضوع آگاه کند.
  11. پژوهشگرموظف است که در صورت رضایت آزمودنی، شرکت او در کارآزمایی را به اطلاع پزشک خانوادهی وی برساند.
  12. کلیهی اطلاعات کارآزمایی بالینی باید بهگونهای ثبت، بهکارگیری و ذخیره شود که امکان شناسایی، گزارش و تفسیر دقیق آنها فراهم باشد.
  13. هرگونه پرداخت مالی به آزمودنی باید تنها در محدودهی بازپرداخت هزینههای تحمیلشده به وی در اثر شرکت در پژوهش و قدردانی از او باشد. باید از هرگونه پرداخت غیرمتعارف - که احتمال داشته باشد که آزادی فرد برای قبول یا تداوم مشارکت در پژوهش را خدشهدار کند - خودداری شود.
  14. مطالعات دوسوکور باید بهگونهای طراحی شوند که در صورت وقوع عارضهای برای هرکدام از آزمودنیها که شکستن کد را ایجاب کند، فردی که امکان شکستن کد را برای آن آزمودنی دارد و نحوهی انجام این کار مشخص باشد. جزئیات این موضوع باید در دستورالعمل کارآزمایی آورده شود.
  15. هیچ مداخلهای که هنوز بر اساس پزشکی مبتنی بر شواهد تأیید نشده است، نباید به دلایلی نظیر گیاهی یا سنتی بودن از طی تمامی مراحل استاندارد آزمون و کارآزمایی مستثنی شمرده شود.
  16. چنانچه برای یک کارآزمایی بالینی فاز یک، آزمودنیزن مورد نیاز باشد، باید اینافراد در سن باروری نباشند یا از روشهای قطعی پیشگیری از بارداری استفادهکنند.

فصل دوم: رضایت آگاهانه

کدهای اخلاقی 10-1 :

  1. اخذ رضایت آگاهانه برای کارآزمایی بالینی باید همواره بهصورت کتبی باشد. فرم رضایتنامه باید دربردارندهی تمامی اطلاعات لازم برای تصمیمگیری فرد جهت شرکت یا عدم شرکت در پژوهش شامل اطلاعاتی که در بندهای بعدی این راهنما ذکر شده اند باشد.
  2.  فرم رضایت آگاهانه باید توسط پژوهشگر ارشد - یا عضو دیگری از تیم پژوهشی که آگاهی و توانایی لازم را دارد، بهعنوان نمایندهی پژوهشگر ارشد - و آزمودنی یا نمایندهی قانونی او امضا شود. این فرم باید حداقل در دو نسخه تهیه شود که یک نسخهی آن به آزمودنی تحویل داده میشود و نسخهی دیگر باید توسط پژوهشگر نگهداری شود.
  3.  در مواردی که فرد به هر دلیلی قادر به خواندن فرم رضایتنامهی مکتوب نباشد، باید فرد ثالثی که دارای تعارض منافع نباشد، مندرجات فرم را به زبان قابل فهم برای آزمودنی توضیح داده، به پرسشهای او پاسخ دهد. در این حالت، فرم باید علاوه بر امضای پژوهشگر و امضا یا اثر انگشت آزمودنی، واجد امضای فرد ثالث پیشگفته نیز باشد
  4.  هنگام ارسال طرحنامه برای بررسی توسط کمیتهی اخلاق، فرم رضایتنامهای که قرار است به آزمودنیها ارائه شود، باید به طرحنامه پیوست باشد. بررسی اخلاقی طرحنامهی کارآزمایی بالینی بدون بررسی و ارزیابی فرم رضایت آگاهانهی آن معتبر نخواهد بود.
  5.  برای اخذ رضایت، اطلاعات باید به زبانی ارائه شود کهبرای آزمودنی قابل فهم باشد. آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید فرصتکافی برای پرسوجو در مورد جزییات کارآزمایی را داشته باشند. باید بهطور مشخصاعلام شود که کارآزمایی یک فرایند پژوهشی است که مشارکت در آن داوطلبانه است و عدمقبول شرکت یا خارج شدن از کارآزمایی در هر زمانی، مراقبت از نمونه، حقوق و سلامت ویرا تحت تأثیر قرار نخواهد داد.
  6.  آزمودنی باید به اطلاعات در موردبیمه و سایر تمهیدات برای جبران صدمات ناشی از مشارکت در کارآزمایی دسترسی داشتهباشد. همچنین، وی باید در مورد درمانهایی که در صورت بروز صدمه یا ناتوانی بهدنبال شرکت در کارآزمایی، در اختیار وی قرار خواهد گرفت آگاه شود
  7.  اخذ رضایت آگاهانه فرایندی است که از آغاز تا پایان ارتباط پژوهشگر-آزمودنی تداوم دارد. هر زمآنکه اطلاعات جدیدی بهدست آید که امکان داشته باشد که در تصمیمگیری آزمودنیها جهت قبول یا تداوم شرکت در پژ.وهش تأثیرگذار باشد، این اطلاعات باید بهصورت مکتوب در اختیار آزمودنیها قرار گیرد.
  8. در زمان اخذ رضایت، باید احتیاط شود که آزمودنیها رضایت خود راتحت محذوریت و بهعلت وابستگی درمانی، اداری و. . . ندادهباشند. در مواردی که این احتمال وجود دارد، رضایتآگاهانه باید توسط فرد دیگری که اطلاع کافیاز مطالعه دارد و در عین حال چنین رابطهای با آزمودنی ندارد، کسب شود.
  9. شروع و تداوم شرکت آزمودنی در پژوهش باید آزادانه باشد. از همین رو، هیچ‌‌یک از اعضای تیم پژوهش نباید آزمودنیها را برای ادامهی مشارکت در مطالعه مورد اجبار، تطمیع، اغوا، تهدید و/ یاتحت محذوریت قرار دهند.
  10.  از آنجا که تمامی عوارض و خسارات قابل انتساب به پژوهش برای آزمودنیها باید جبران شود، اخذ برائت ذمه هیچ جایگاهی در کارآزمایی بالینی ندارد و نباید در فرم رضایت آگاهانه گنجانده شود. این امر رضایت آگاهانهی پژوهشی را از رضایتنامهی درمانی متمایز میکند.

همچنین کدهای مربوط به راهنمای اخلاقی پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی  (راهنمای عمومی)  ;کدهای 1و2و3و   12-6   از جمله :

  1. - پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند وکرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد.

2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند.

3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند.

  1. - تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی می‌‌شود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود.
  2. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود.
  3. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند
  4. 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند.
  5. پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود.
  6. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد.
  7. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود  ، در تحقیق فوق رعایت می شود.

 

محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها

-همکاری پایین شرکت کنندگان در اندازه گیری شاخص های مورد نظر.

-عدم مصرف منظم مکمل سولفات روی طبق پروتکل مد نظر.

برای حل این مشکلات می توان صریحا اهداف مطالعه را برای شرکت کنندگان شرح داد و به آنان اطمینان بخشید که این اطلاعات محرمانه خواهد ماند.

 

کلمات کلیدی

سولفات روی(zinc Sulfate) کوپپتین(copeptin) مقاومت به انسولین (insulin resistance )- وضعیت تغذیه ای (nutritional status) همودیالیز ( hemodialysis)- دیابت (diabetes)

فهرست منابع و مراجع

1.         Maruyama T, Maruyama N, Higuchi T, Nagura C, Takashima H, Kitai M, et al. Efficacy of L-carnitine supplementation for improving lean body mass and physical function in patients on hemodialysis: a randomized controlled trial. European Journal of Clinical Nutrition. 2019;73(2):293.

2.         Yao Q, Lindholm B, Stenvinkel P. Inflammation as a cause of malnutrition, atherosclerotic cardiovascular disease, and poor outcome in hemodialysis patients. Hemodialysis International. 2004;8(2):118-29.

3.         Korevaar JC, vanManen JG, Dekker FW, de Waart DR, Boeschoten EW, Krediet RT. Effect of an increase in C-reactive protein level during a hemodialysis session on mortality. Journal of the American Society of Nephrology. 2004;15(11):2916-22.

4.         Rysz J, Banach M, Cialkowska-Rysz A, Stolarek R, Barylski M, Drozdz J, et al. Blood serum levels of IL-2, IL-6, IL-8, TNF-alpha and IL-1beta in patients on maintenance hemodialysis. Cell Mol Immunol. 2006;3(2):151-4.

5.         Ortega O. Could we reduce the prevalence of inflammation among patients with chronic kidney disease? Nephron. 2005;101(4):c198.

6.         Stenvinkel P, Lindholm B. C-reactive protein in end-stage renal disease: are there reasons to measure it? Blood purification. 2005;23(1):72-8.

7.         Santoro A, Mancini E. Cardiac effects of chronic inflammation in dialysis patients. Nephrology Dialysis Transplantation. 2002;17(suppl_8):10-5.

8.         Holwerda DA. A Glycopeptide from the Posterior Lobe of Pig Pituitaries: 1. Isolation and Characterization. European journal of biochemistry. 1972;28(3):334-9.

9.         Afsar B. Pathophysiology of copeptin in kidney disease and hypertension. Clinical hypertension. 2017;23(1):13.

10.       Christ-Crain M, Fenske W. Copeptin in the diagnosis of vasopressin-dependent disorders of fluid homeostasis. Nature Reviews Endocrinology. 2016;12(3):168.

11.       Tasevska I, Enhörning S, Christensson A, Persson M, Nilsson PM, Melander O. Increased levels of copeptin, a surrogate marker of arginine vasopressin, are associated with an increased risk of chronic kidney disease in a general population. American journal of nephrology. 2016;44(1):22-8.

12.       Uysal M, Bekar N, Demirer E, Sancak M, Yılmaz V. Serum Copeptin Levels and its Relation with Other Inflammatory Markers in Acute Exacerbation of COPD. J Ann Eu Med. 2013;1(3):56-61.

13.       Enhörning S, Christensson A, Melander O. Plasma copeptin as a predictor of kidney disease. Nephrology Dialysis Transplantation. 2018;34(1):74-82.

14.       Artunc F, Nowak A, Mueller C, Breidthardt T, Twerenbold R, Wagner R, et al. Plasma concentrations of the vasoactive peptide fragments mid-regional pro-adrenomedullin, C-terminal pro-endothelin 1 and copeptin in hemodialysis patients: associated factors and prediction of mortality. PloS one. 2014;9(1):e86148.

15.       Ettema EM, Kuipers J, Assa S, Bakker SJ, GroenH, Westerhuis R, et al. Changes in plasma Copeptin levels during Hemodialysis: are the physiological stimuli active in Hemodialysis patients? Plos one. 2015;10(5):e0127116.

16.       Bonaventura P, Benedetti G, Albarède F, Miossec P. Zinc and its role in immunity and inflammation. Autoimmunity reviews. 2015;14(4):277-85.

17.       Gammoh N, Rink L. Zinc in infection and inflammation. Nutrients. 2017;9(6):624.

18.       Batista MN, Cuppari L, Pedrosa LdFC, das Graças Almeida M, De Almeida JB, De Medeiros ACQ, et al. Effectof end-stage renal disease and diabetes on zinc and copper status. Biological trace element research. 2006;112(1):1-12.

19.       Cabral PC, Diniz ADS, De Arruda IKG. Vitamin A and zinc status in patients on maintenance haemodialysis. Nephrology. 2005;10(5):459-63.

20.       Damianaki K, Lourenco JM, Braconnier P, Ghobril J-P, Devuyst O, Burnier M, et al. Renal handling of zinc in chronic kidney disease patients and the role of circulating zinc levels in renal function decline. Nephrology Dialysis Transplantation. 2019.

21.       Matson A, Wright M, Oliver A, Woodrow G, King N, Dye L, et al. Zinc supplementation at conventional doses does not improve the disturbance of taste perception in hemodialysis patients. Journal of Renal Nutrition. 2003;13(3):224-8.

22.       Neto L, Bacci M, Sverzutt L, Costa M, Alves B, Fonseca F. The role of zinc in chronic kidney disease patients on hemodialysis: a systematic review. Health. 2016;8(04):344.

23.       Simonsen E, Komenda P, Lerner B, Askin N, Bohm C, Shaw J, et al. Treatment of uremic pruritus: a systematic review. American Journal of Kidney Diseases. 2017;70(5):638-55.

24.       Bao B, Prasad AS, Beck FW, Fitzgerald JT, Snell D, Bao GW, et al. Zinc decreases C-reactive protein, lipid peroxidation, and inflammatory cytokines in elderly subjects: apotential implication of zinc as an atheroprotective agent. The American journal of clinical nutrition. 2010;91(6):1634-41.

25.       Jung S, Kim MK, Choi BY. The relationship between zinc status and inflammatory marker levels in rural Korean adults aged 40 and older. PLoS One. 2015;10(6):e0130016.

26.       Rashidi AA, Salehi M, Piroozmand A, Sagheb MM. Effects of zinc supplementation on serum zinc and C-reactive protein concentrations in hemodialysis patients. Journal of Renal Nutrition. 2009;19(6):475-8.

27.       KimJ, Ahn J. Effect of zinc supplementation on inflammatory markers and adipokines in young obese women. Biological trace element research. 2014;157(2):101-6.

28.       Mahajan SK, Prasad AS, Lambujon J, Abbasi AA, Briggs WA, McDonald FD. Improvement of uremic hypogeusia by zinc: a double-blind study. The American journal of clinical nutrition. 1980;33(7):1517-21.

29.       Kim J, Lee S. Effect of zinc supplementation on insulin resistance and metabolic risk factors in obese Korean women. Nutrition research and practice. 2012;6(3):221-5.

30.       Foroozanfard F, Jamilian M, Jafari Z, Khassaf A, Hosseini A, Khorammian H, et al. Effects of zinc supplementation on markers of insulin resistance and lipid profiles in women with polycystic ovary syndrome: a randomized, double-blind, placebo-controlled trial. Experimental and Clinical Endocrinology & Diabetes. 2015;123(04):215-20.

  31- Enhörning S, Tasevska I, Roussel R, Bouby N, Persson M, Burri P, et al. Effects of hydration on plasma copeptin, glycemia and gluco-regulatory hormones: a water intervention in humans. European journal of nutrition. 2017:1-10.

پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

ن

معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.

نارسایی مزمن کلیه از بیماری های شایع و پر هزینه جوامع کنونی است و علت شیوع زیاد آن به خاطر شیوع زیاد دیابت و پرفشاری خون است.درمان نارسایی مزمن کلیه شامل پیوند کلیه و دیالیز است که با توجه به مشکلات انجام پیوند روش  ارجح همان دیالیز خونی است(1). التهاب در بین بیماران همودیالیزی شایع می باشد،  به طوری که شیوع آن را 65-35 درصد گزارش نموده اند(2, 3). التهاب به عنوان یک ریسک فاکتور در بیماران همودیالیزی عامل عمده ی مرگ و میر بیماران همودیالیزی از طریق ایجاد بیماری های قلبی-عروقی می باشد. سطح شاخص های التهابی نظیر پروتئین واکنشی C (CRP)، اینترلوکین های 8،6،1 و TNF-α (فاکتور نکروز دهنده ی توموری) در بیماران همودیالیزی افزایش می یابد (4, 5). CRP یک پروتئین مرحله حاد می باشد که در کبد تولید می شود. در جریان التهاب میزان تولید و آزاد شدن آن با تحریک توسط اینترلوکین6 افزایش می یابد (6). طبق گزارشات میزان CRP در بیماران همودیالیزی حدود 35درصد افزایش می یابد (7).

کوپپتین (Copeptin) اولین بار توسط هولوردا در سال 1972، تحت عنوان گلیکوپپتیدی با 39 اسید آمینه معرفی شد (8). این گلیکوپپتید از پیش ماده آرژنین وازوپرسین(AVP) با نسبت مولی یکسان در هیپوتالاموس مشتق می شود. در حالی که AVP یک پپتید ناپایدار با نیمه عمر کوتاه 5 تا 20 دقیقه است؛ کوپپتین مولکولی پایدار می باشد که به راحتی نیز قابل اندازه گیری است (9-11). کوپپتین در سال های اخیر به عنوان یک مارکر التهابی در بیماریهای انسدادی مزمن ریوی(  COPD)حاد  شناخته شده است (12). بیان می شود که افزایش کوپپتین با شرایطی چون افزایش فعالیت سیستم رنین آنژیوتانسین، افزایش جذب آب، افزایش فشار گلومرولی، افزایش مقاوت به انسولین و همچنین افزایش التهاب همراه است. در بسیاری از مطالعات نشان داده شده است که افزایش سطح  کوپپتین با نارسایی کلیوی مرتبط می باشد. و همچنین ارتباط منفی با ضریب فیلتراسیون گلومرولی (GFR) دارد (9). بنابراین افزایش سطح کوپپتین به طور مستقل می تواند  برای تشخیص و پیشرفت انواع بیماری های مزمن کلیوی (CKD ) مورد استفاده قرار بگیرد (13).

مطالعات انجام شده در خصوص بررسی  سطح  کوپپتین در بیماران دیالیزی نشان داده است؛ که افزایش غلظت کوپپتین به عنوان یک بیومارکر قوی در افزایش ریسک بیماری های قلب و عروق و همینطور افزایش مرگ و میر شناخته شده است (14, 15).

روی برای بسیاری از ترکیبات سیستم ایمنی نظیر فاگوسیتوز، ایمنی سلولی و ایمنی هومورال ضروری است. ماست سل ها که در واکنش های آلرژیک و التهابی شرکت دارند؛ غنی از روی می باشند. از دیگر اثرات ضد التهابی روی، کاهش تراوش نوتروفیل ها می باشد. روی برای ترشح برخی اینترلوکین ها و سیتوکین ها مورد نیاز می باشد (16, 17). بیماران همودیالیزی معمولا دچار کمبود روی می باشند که مهمترین علل آن، از دست رفتن روی از طریق مایع دیالیز، کاهش دریافت، کاهش جذب روده ای، افزایش دفع مدفوعی و نقص در انتقال روی می باشد (18-20). کمبود روی باعث ایجاد برخی نشانه های اورمیک از جمله اختلال در بویایی و چشایی، بی اشتهایی، کاهش رشد، هیپوگنادیسم و اختلالات ایمونولوژیک می گردد (21-23).

خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)

دارد

نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)

با توجه به شیوع بالای کمبود روی و ارتباط آن با افزایش التهاب در بیماران همودیالیزی و از طرفی افزایش سطوح کوپپتین در این بیماران در شرایط التهابی، هدف از این مطالعه بررسی وجود یا عدم وجود ارتباط بین مصرف سولفات روی و سطوح کوپپتین در بیماران همودیالیزی دیابتیک می باشد. از آنجائیکه مطالعات  بسیار محدودی در زمینه  بررسی مصرف سولفات روی  وتاثیر آن بر سطوح سرمی کوپپتین بویژه در بیماران دیالیزی دیابتیک صورت گرفته است، این مطالعه می تواند به عنوان گام نخست و مهمی برای انجام مطالعات بیشتر در جهت بررسی ارتباط روی و کوپپتین باشد

عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)

ندارد

جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.

ندارد

هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )

هزینه های مربوط به انجام  آزمایش از طریق طرح فوق پرداخت میگردد و  به هیچ یک از افراد شرکت کننده در تحقیق ( بیماران و افراد سالم ) هزینه اضافی تحمیل نخواهد شد.

روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد

ندارد

محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.

نتایج تحقیق بصورت کاملاً محرمانه ثبت و آنالیز خواهد شد و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت.

پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود

نتایج تحقیق از طریق پزشک معالج با همکاری مجری طرح  به بیماران  اعلام خواهد شد.

حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.

این مطالعه به نحوی طراحی شده که افراد  برای ورود و خروج از مطالعه آزادی کامل  را دارند و هیچگونه اجباری جهت شرکت افراد(اعم از سالم و بیمار )در مطالعه نمی باشد.

رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم

(( رضایت ))

اینجانب .............. با آگاهی کامل از موارد فوق رضایت می دهم که به عنوان یک فرد مورد مطالعه در این پژوهش شرکت نمایم.

کلیه اطلاعاتی که از من گرفته می شود و نیز نام من محرمانه باقی خواهد ماند و نتایج تحقیقات به صورت کلی و در قالب اطلاعات گروه مورد مطالعه منتشر می گردد و نتایج فردی در صورت نیاز بدون ذکر نام و مشخصات فردی عرضه خواهد گردید و همچنین برائت پزشک یا پزشکان این طرح را از کلیه اقدامات مذکور در برگه اطلاعاتی در صورت عدم تقصیر در ارائه اقدامات اعلام میدارم.

این موافقت مانع از اقدامات قانونی اینجانب درمقابل    (نام واحد ذکر گردد)   درصورتی که عملی خلاف و غیرانسانی انجام شود نخواهد بود.

امضاء و اثرانگشت فرد مورد پژوهش                نام و نام خانوادگی، شماره تماس و امضاء شاهد               نام و نام خانوادگی و امضاء پژوهشگر

(و یا قیم قانونی)

شماره تماس ثابت:

شماره تلفن همراه:

تاریخ:


پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود