بررسی تاثیر آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه بر انگ اجتماعی و استرس مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان روانپزشکی زاهدان در سال 1398

The effect of psychoeducation with using mobile phone on stigma and stress in family caregivers of discharged with bipolar disorder patients from zahedan psychiatric hospital in 2019


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: رقیه کیخا

کلمات کلیدی: آموزش روانی، تلفن همراه، انگ اجتماعی، استرس، اختلال دوقطبی، مراقبین خانوادگیPsyhco-education , mobaile phone, stigma, stress , Bipolar disorder, family caregivers

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 9518
عنوان فارسی طرح بررسی تاثیر آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه بر انگ اجتماعی و استرس مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان روانپزشکی زاهدان در سال 1398
عنوان لاتین طرح The effect of psychoeducation with using mobile phone on stigma and stress in family caregivers of discharged with bipolar disorder patients from zahedan psychiatric hospital in 2019
نوع طرح کاربردی
محل اجرای طرح
رسته مطالعاتی مطالعه شبه تجربی(Quasi-Experimental Studies)(مطالعه کمی)
دانشکده/مرکز مرکز تحقیقات پرستاری جامعه
زمان اجرا -روز 360

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
رقیه کیخااستاد راهنمای اول پایان نامه دانشجوییتدوین طرحکارشناسی ارشدroghaieh.keykha@yahoo.com
مژده عربی بمدانشجوجمع آوری نمونه هاکارشناسی ارشدmojdeharabi@gmail.com
علی نویدیاناستاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجوییتدوین طرحدکترای تخصصی alinavidian@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی بررسی تاثیر آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه بر انگ اجتماعی و استرس مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان روانپزشکی زاهدان در سال 1398
خلاصه طرح به لاتینThe effect of psychoeducation with using mobile phone on stigma and stress in family caregivers of discharged with bipolar disorder patients from zahedan psychiatric hospital in 2019
محل اول بکارگیری نتایج تحقیق
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش

اﺧــﺘﻼل دو­قطبی از اﺧــﺘﻼﻻت ﺷــﺎﻳﻊ رواﻧﭙﺰﺷــﻜﻲ میﺑﺎﺷﺪ[1]  که با اختلال در تنظیم خلق، رفتار و عاطفه مشخص میشود از این رو فرد طیفی ناهنجار از افسردگی تا نشـُه و شادی را تجربه می کند[2].

این اختلال  در ﻫﻤﻪ ﻣﺮدم ﺟﻬﺎن، از ﻫﺮ ﻧـﮋاد و ﻃﺒﻘـﻪ اﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﻣﻤﻜن اﺳﺖ دیده شود شیوع آن در طول زندگی در حدود 2 تا 4 درصد برآورد میشود [3] بطوریکه میزان شیوع اختلال دوقطبی نوع یک، 4/. تا 1/6 درصد و نوع دو، تقریبا 5 درصد است[4] طبق مطالعات انجام شده در ایالات متحده آمریکا، اختلالات خلقی نزدیک به 25 درصد کل بیماریها را تشکیل می دهد و در ایران، شیوع مادام العمر اختلالات خلقی دو تا 25 درصد گزارش شده است [5]و ششمین علت اصلی ناتوانی در جهان است [6] این بیماری حالت دوره ای دارد، بعضی از بیماران علائم مانیک و گروهی علائم افسردگی را تجربه می کنند. از سویی بیماران فازهای بهبودی دارندو از سویی دیگر احتمال عود بیماری و تغییر ماهیت بیماری وجود دارد، همچنین افکار خودکشی در بیماران باعث نگرانی خانواده و مراقبین بیمار  میشود به همین دلیل تجربه مراقبت از بیماران دوقطبی می تواند از سایر بیماری های روانی متفاوت باشد، زیرا ماهیت بیماری متفاوت است[7].

این بیماری نه تنها ﺑﺮای ﺑﻴﻤﺎر اﻳﺠﺎد ﻧﮕﺮاﻧـﻲ و اﺳـﺘﺮس ﻣـیﻧﻤﺎﻳـﺪ، ﺑﻠﻜـﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ی ﻓﺮد را ﻧﻴﺰ دﭼﺎر ﻧﮕﺮاﻧﻲ و ﮔﺎه آﺷـﻔﺘﮕﻲﻫـﺎی ﺷﺪﻳﺪ میکند[8, 9] که تنها مختص به فاز حاد بیماری نیست و در دوره های بهبودی نیز تجربه میشود  [2] و اهمیت توجه به زمینه ای که بیمار در آن جای گرفته ﻳﻌﻨﻲ ﺧﺎﻧﻮاده را نشان میدهد. از دﻻﻳ ﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﻴﻂ ﺧﺎﻧﻮاده میﺗـﻮان ﺑـﻪ ﺳﻬﻢ اﺣﺘﻤﺎﻟﻲﺧـﺎﻧﻮاده در ﻋـﻮد ﺑﻴ ﻤـﺎری، ﺑـﺮوزﺑﺤــﺮان ﺑــﻪ ﻫﻨﮕــﺎم ﺑﺴــﺘﺮی  ﺷــﺪن عضوی در ﺧﺎﻧﻮاده و ﺗﺄﺛﻴر ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب بیمار بر خانواده در زمان بازگشت اشاره کرد[10].

ضمن اینکه بیش از 60 درصد مددجویانی که از موسسات روانی ترخیص میشوند به خانواده اصلی برمی گردند[11] بنابراین نقش عمده و اصلی مراقبت از بیماران روانپزشکی به خصوص پس از ترخیص از بیمارستان بر عهده خانواده بیماران است [12].

اما ﺷﻮاﻫﺪ ﻧﺸﺎن میدﻫﺪ ﻛﻪ ﻣﺮاﻗﺒﻴﻦ ﺧﺎﻧﻮادﮔﻲ، اﻃﻼﻋﺎت، ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﺣﻤﺎﻳﺖهای محدودی در دسترس دارند تا بوسیله آن بتوانند خود را برای ایفای چنین نقشی آماده کنند[13] در واقع ﺗﻨﻮع و ﺷﺪت نقشﻫﺎی ﻣﺮاﻗﺒﺘﻲ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﺸﻜﻼت رواﻧﻲ در ﻣﺮاﻗﺒﻴﻦ ﺧﺎﻧﻮادﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎر ﺷﻮد [14] .

ﻣﺮاﻗﺒﯿﻦ اﻓﺮاد ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﺧﺘﻼﻻت رواﻧﯽ ﺷﺪﯾﺪ اﺳﺘﺮس ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪای را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖﻫﺎی ﺳﺨﺖ و ﻣﺸﻘﺖ ﺑﺎری دارﻧﺪ استرس ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎ معمولا ﭘﺲ از ﺳﭙﺮیﮐﺮدن ﻣﺮﺣﻠﻪ اﻧﮑﺎر در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﺑﯿﻤﺎری ﻋﻀﻮ ﻣﺒﺘﻼ شروع میشود که دﭼﺎر وﺣﺸﺖ ﺷﺪه و ﺷﺎﯾﺪ اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه و ﺷﺮﻣﺴﺎری ﮐﻨﻨﺪ و ﺑﻌﺪ از آﻧﮑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده ﻣﯽﻓﻬﻤﺪ ﮐﻪ اﺣﺘﻤﺎﻻً ﯾﮏ ﻧﺎﺗﻮاﻧﯽ ﭘﺎﯾﺪار ﺑﺮای ﻓﺮد ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه و دﯾﮕﺮ ﺑﻪ وﺿﻊ ﺳﺎﺑﻖ ﺑﺮﻧﻤﯽﮔﺮدد، ﮐﻨﺎر آﻣﺪن ﺑﺎ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺮاﯾﺶ ﺑﺴﯿﺎر دﺷﻮار ﺧﻮاﻫﺪ ﺑود[15].

مراقبین ﺑﺎ توجه به ماهیت بیماری با ﻣﻮارد اﺳﺘﺮس­زای ﻋﺠﯿﺐ و ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﻣﻮاﺟﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﻋﺎﻃﻔﯽ، اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه ، ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ و ﻧﯿﺰ ﺗﻌﺎرﺿﺎت ﺧﺎﻧﻮاده در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﻣﺮاﻗﺒﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد. ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ ﺧﺎﻧﻮاده ﺑﺎ ارزشﺗﺮﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺣﻤﺎﯾﺘﯽ این اﻓﺮاد ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮند که ﻣﺠﺒﻮرﻧﺪ ﺑﺎ ﻓﺮد دﭼﺎر اﺧﺘﻼل رواﻧﯽ ﺳﺎزﮔﺎر ﺷﻮﻧﺪ[13, 16].

و این فشار و استرس تحمیلی ناشی از مراقبت از ﻳﻚ ﺑﻴﻤﺎر رواﻧﻲ  میﺗﻮاﻧﺪ از ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ اراﻳﻪ ﺷﺪه  ﻛﺎﺳﺘﻪ، خطر عود بیماری را افزایش دهد و از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ و رواﻧﻲ ﻣﺮاﻗﺒﺎن را ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺮه اﻧﺪاخته و کیفیت زندگی آنها را کاهش دهد[17].

زندگی خانواده­های بیماران روان به دلیل مراقبت بیش ازحد معمول از عضو بیمار دچار آشفتگی میگردد چرا که در کنار نقش های معمولی که در زندگی خانوادگی دارند مسئولیتی مضاعف را تجربه میکنند که به لحاظ روانشناختی و مالی استرس زاست ،آنها در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺷﺮاﻳﻂ، اﺣﺴﺎس ﻓﻘﺪان و ﺳﻮگ را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ همچنین با احساس شرم، گناه و خشم در انزوای اجتماعی و استیگما با بیمار شریک هستند[18].

استیگما یا انگ اجتماعی ﻳﮑﻲ ﺍﺯ ﺭﺍﻳﺞ ﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺰﺗﺮﻳﻦ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﻱ ﺭﻭﺍﻧﻲ- ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ است ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﻴﻤﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﺑﺎ ﺁﻥ

ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ[16].

استیگما به مجموعه­ای از نگرشها، عقاید و تفکرات منفی نسبت به یک وضعیت خاص، در اینجا ابتلا به اختلال  روانی گفته میشود که علاوه بر فرد موردنظر، خانواده را نیز شامل میشود[19].

استیگما به واسطه ی ارتباط، از بیمار به خانواده آنها نیز سرایت میکند که این ادراک عمومی از ارتباطات را استیگمای مسری می نامند[20] ﺍﺳﺘﻴﮕﻤﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺼﻮﺭﺍﺕ ﻗالبی ﺳﺮﺯﻧﺶ و شرمندگی ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ، ﻧﮕﺮﺵ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻲ ﺻﻼﺣﻴﺘﻲ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﮐﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﻳﺎ ﻋﻮﺩ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ؛ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ. ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ ﺳﺮﺯﻧﺶ، ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻲ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺟﻬﺖ ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﺁﻥ، ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﺎ ﺣﺪ ﺍﻣﮑﺎﻥ، ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺨﻔﻲ می شوند[21]. و با پنهان کردن بیماری عضو خانواده و تأخیر در جستجوی درمان و  گرفتن خدمات درمانی، به زعم خود از برملا شدن وضعیت خود ممانعت میکنند[22] تجربۀ استیگمای خانواده به میزان زیادی به استیگمای عمومی  درک شده از جامعه مربوط میشود زیرا استیگما ریشه در روابط اجتماعی داشته و فرد انگ خورده نیز اغلب همان عقایدی را درباره وضعیت خودش در ذهن دارد، که جامعه نسبت به وی دارد[23].

ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ  اصطلاحا ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ، ﻓﺮﺩ ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺘﻴﮕﻤﺎﻱ شده است ﮐﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﻭﺧﻴﻢ ﺗﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺷﺎﻣﻞﮐﺎﻫﺶ ﻋﺰﺕ ﻧﻔﺲ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻣﻼﻣﺖ ﮔﺮﻱ، ﮐﺎﻫﺶ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﺯﻧﺪﮔﻲ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻧﺎﺍﻣﻴﺪﻱ ، تشدید علائم روانشناختی، کاهش عملکردهای اجتماعی روانی  ﻭ ﺷﮑﺎﻳﺎﺕ ﺟﺴﻤﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺧﺴﺘﮕﻲ ﻣﺰﻣﻦ ﻣﻲباشد[24].

ﺷﻴﻮع ﺗﺠﺮﺑﺔ اﻧﮓ در ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎی ﺑﻴﻤﺎران روانﭘﺰﺷﻜﻲ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻧﮕﺮانﻛﻨﻨﺪهای رو ﺑﻪ  اﻓﺰاﻳﺶ اﺳت[25] در مطالعه شاه ویسی و همکاران ﺣﺪﻭﺩ ﻧﻴﻤﻲ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﻗﺒﻴﻦ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﻲ ﺑﻴﻤﺎﺭﺍﻥ  مبتلا ﺑﻪ ﺍﺳﮑﻴﺰﻭﻓﺮﻥ [26] ﻭ ﺩ ﺭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺻﺎﺩﻗﻲ ﻭ ﻫﻤﮑﺎﺭﺍﻥ  49 ﺩﺭﺻﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺗﺒﻌﻴﺾ ﻭ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﺎﮐﻲ ﺑﻮﺩﻧﺪ [27] همچنین در مطالعه کیفی کرملو و همکاران در ایران ﺣﺪﻭﺩ ﻧﻴﻤﻲ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﻴﻤﺎﺭﺍﻥ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﻼﻻﺕ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﺳﺘﻴﮕﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺨﻔﻲ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻴﻤﺎﺭﻱ ﻋﻀﻮ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﻨﻔﻲ ﺁﻥ ﺑﺮ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖ ﻫﺎﻳﻲ در کار و آموزش بیان می نمایند [25]. وجود این محدودیت ها در عملکردهای روانی اجتماعی میتواند در مراقبین احساس عدم کنترل بر زندگی را ایجاد نماید[28]

مطالعات نشان داده است دادن اطلاعات و آگاهی جهت تغییر در عقاید، ارتقاء مهارتهای مقابله با استرس و رویارویی با برچسب اجتماعی بیماری، یکی از مهمترین نیازها و تقاضاهای خانواده های دارای بیماران مزمن روانپزشکی می باشد[29].

در رابطه با اختلال دوقطبی نیز شواهدی وجود دارد که نشان می دهد آموزش خانواده ها و مراقبان بیماران روانی می تواند از استرس و فشار آنها بکاهد، بدین صورت که ترس مراقبت را با برطرف کردن افسانه ها و کج فهمی ها از بیماری کاهش می دهد، رفتارهای دردآور بیمار را با قابل فهم کردن نشانه های بیماری پیش بینی پذیر میکند، تحمل بیشتر و گرایش پذیرنده تری را نسبت به بیمار تشویق میکند و به مراقب کمک می نماید تا احساس کنترل بیشتری بر موقعیت داشته باشد و از این طریق بر هیجانات منفی خود غلبه نماید[29-31] و برای این منظور آموزش های سیستماتیک برای خانواده ها در امر مراقبت از بیماران روانی شدید، مورد تأکید قرار گرفته است[32] هم چنین در سال های اخیر به روان درمانی ها به ویژه مداخله های روانی اجتماعی در کنار دارو درمانی بیشتر توجه شده است از جمله این مداخله ها که بر پایه خانواده نیز می باشد، آموزش روانی خانواده است [33].

در واقع آموزش روانی روشی آموزشی است که با ارایه اﻃﻼﻋـﺎﺗﻲ درزﻣﻴﻨـﻪ ﻣﺎﻫﻴـ اـﺘﻼﻻت رواـﻲ ﺷﺎﻣﻞ  اﺗﻴﻮﻟـژی، روش ـی درـن، ﭘﻴﺎﻣـﺪﻫﺎ، ﭘﻴﺶ آگهی، ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ, ﻋﻮد ﺑﻴﻤﺎری و ﻏﻴـه ـﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﻬﺒـد  ـﻄﺢ درک ـﺎﻧﻮاده ـ در ﻣﻮرد اﺧﺘﻼﻻت رواﻧﻲ ﺷﻮد و ﺑﻪ ﻣﺸﺎرﻛﺖ آن ﻫﺎ در ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺮاﻗﺒﺘﻲ، درـﺎﻧﻲ و  ـﺬﻳﺮش درـن اﻳﻦ ﺑﻴﻤﺎران ﻛﻤﻚﻛﻨﺪ[34] مشارکت آگاهانه خانواده ها از خدمات بهداشت روانی پیش آگهی بیماری را بهبود بخشیده و توانایی سازگاری و نیز کیفیت زندگی فرد بیمار، خانواده و مراقبان را ارتقا می دهد[35-37]، با افزایش هماهنگی و همکاری در خانواده استرس در محیط خانه را کاهش داده و از این رو به کمتر شدن علائم در فرد کمک  می نماید[38] همچنین آشفتگی و اختلال در روابط بین خانوادگی را کاهش می دهد و به بهبود کیفیت روابط کمک می کند  [2] این یافته ها همسو با نتایج سایر تحقیقات، دلالت بر این امر دارد که پیش بینی و فراهم نمودن این چنین خدمات آموزشی روانی در سیستم ارایه خدمات بهداشت روانی برای خانواده های بیماران شدید روانی کاملاً ضروری و مؤثر است [39, 40].

با وجود این، به کارگیری آموزش روانی خانواده در موسسات بالینی و بیمارستان های روانی کمتر مورد توجه بوده است. برای نمونه یک بررسی نشان داد که تنها31  درصد بیماران گزارش کرده اند که خانواده های آنان پیرامون بیماری آنها آموزش های از  موسسات دریافت کرده اند[41] این اموزش ها علیرغم موثر بودن بر بیمار و مراقبین حتی در کشورهای توسعه یافته نیز به درستی اجرا نمیشود [42]. مطالعه مرور سیستماتیک در ایران نیز نشان میدهد که مطالعات متعددی، موثر بودن این مداخلات را بر متغیرهای مختلف بر بیمار و خانواده ها بررسی کرده اند و نتایج مثبتی را بیان نموده اند اما در عمل کمتر مورد توجه قرار میگیرد [43] که از علل آن میتوان به مهارت های متفاوت کارکنان جهت آموزش و پیگیری، میزان قابل اجرا بودن مداخلات در محیط های درمانی، هزینه های اقتصادی و ترجیحات تیم درمان اشاره کرد همچنین محتوای اطلاعات ارائه شده به دلیل زمان محدود پرسنل و منابع، مختصر است[44, 45]  ﻛﺎرآزﻣﺎﻳﻲﻫﺎی ﺑﺎﻟﻴﻨﻲﻛﻨﺘﺮل ﺷﺪه ﺗﺼﺎدﻓﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ روی ﻣﺮاﻗﺒﺎن ﺧﺎﻧﮕﻲ ﺑﻴﻤﺎران رواﻧﻲ در ﺳﺎﻳﺮﻛﺸﻮرﻫﺎ از ﺟﻤﻠﻪ ﻫﻨﺪ، ﭼﻴﻦ و ﺗﺮﻛﻴﻪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه نیز ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺪاﺧﻠﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ رواﻧﻲ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﻣﺪون ﺑﺴﻴﺎر ﺑﻬﺘﺮ از ﻣﺮاﻗﺒﺖﻫﺎی ﺳﺮﭘﺎﻳﻲ ﻣﻌﻤﻮل ﻫﺴﺘﻨﺪ و اﻳﻦﮔﻮﻧﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪﮔﻴﺮی ﻛﺮدﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮای اﺛﺒﺎت اﺛﺮات ﻣﺜﺒﺖ اﻳﻦ ﻣﺪاﺧﻠﻪﻫﺎ، آﻣﻮزش رواﻧﻲ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ بصورت ﻣﺴﺘﻤﺮ و ﻣﺪاوم ﺑﺎﺷﻨﺪ ضمن اینکه ﻧﺘﺎﻳﺞ آن و ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎ ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺑﻪﺻﻮرت ﻣﺴﺘﻤﺮﻣﻮرد ارزﻳﺎﺑﻲ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد[46-50] اما خدمات سلامت روان در ایران بر پایه رویکرد بیمارستان محور قرار دارد و بدلیل محدودیت های موجود مانند شرایط جسمی و روانی بیمار، دوری از مراکز آموزشی و حتی در بعضی مناطق نبود مراکز آموزشی، مداخلات روانی اجتماعی و اطلاعاتی چندانی برای بیمار و خانواده او صورت نمی گیرد این درحالیست که تعداد زیادی از بیماران روانپزشکی پس از ترخیص از بیمارستان با خانواده خود زندگی می کنند و نیازمند حمایت خانواده هستند[25, 51] از طرفی مداخلات اموزشی  چهره به چهره بدون پیگیری و به روش سنتی اثرات فوری و کوتاه مدتی دارند برای به دست اوردن اثرات مناسب و طولانی اثر نیاز به طراحی مداخلاتی ترکیبی و جدید می باشد همچنان که داده ها ی 27 کشور از سراسر جهان نشان میدهد که تقریبا نیمی از بیماران مبتلای تحت درمان، رفتار ناعادلانه خانواده و دوستانشان را گزارش کرده اند ، 20% تبعیض در پیدا کردن و حفظ شغلشان را گزارش کرده اند و 39% از کارکنان حوزه بهداشت روان ناراضی بودند[52] لذا بسیاری از متخصصین ضرورت تغییر و یا تکمیل روشهای سنتی را یاداور شده اند.

امروزه پیشرفت های جدید در عرصه فناوری اطلاعات فرصت مناسبی را برای آموزش فراهم نموده است[53] یکی از فناوریهایی که به راحتی میتواند خدمات بهداشتی را در اختیار جمعیت وسیعی قرار بدهد، استفاده از فناوری سیار (تلفن همراه) است.[54] با استفاده از این روش امکان دسترسی بیماران ساکن مناطق دوردست نیز به آموزش امکانپذیر است هزینه سفر و اتلاف وقت نیز کاهش می یابد و تبادل اطلاعات و مهارت ها نیز تسهیل می شود[55]

همچنین هر فرد میتواند محتوای شخصی سازی شده ای را هم دریافت کند به این معنی که سئوالات و مشکلاتی که خاص خود او است را مطرح نموده و راهکارهای مناسب را  دریافت نماید  ضمن اینکه در این روش جهت بیان مسائل و پرسیدن سئوالاتشان راحتی بیشتری دارند [56]. تلفن همراه تقریبا با 7 میلیارد مشترک در سراسر دنیا سریعترین فناوری انطباق یافته در تاریخ است[57] روند صعودی استفاده از تلفن همراه در جوامع بشری، این وسیله را به عنوان ابزاری جدید در مراقبت از راه دور جهت ایجاد ارتباط میان بیماران و مراقبین بهداشتی، مطرح ساخته است[58] به کارگیری تلفن در ارائه مراقبت نه تنها در کاهش هزینه ها و تسهیل دسترسی به مراقبت مؤثر است، بلکه باعث بهبود رابطه بین بیمار و ارائه دهندگان مراقبت و همچنین حذف موانع مربوط به مکان و زمان می شود.[59] شواهد نشان می دهد که تماس ها ی تلفنی توسط پرستار در بهبود پیامد بیماری هایی همچون آسم [60]و انفار کتوس میوکارد[61] و کاهش طول مدت بستری به علت کمردرد موثر است[59] علاوه بر این تلفن همراه برای تحقق مداخلات مبتنی بر شواهد در ارتقاء رفتارهای مرتبط با سلامت مانند توقف سیگار [62] و کاهش وزن[63] نیز استفاده شده است همچنین مطالعات مختلف استفاده از تلفن همراه را برای اختلالات افسردگی و اضطراب[64, 65] مصرف مواد[66] و سایکوز[67] قابل اجراو قابل قبول گزارش کرده اند

 علاوه براین در بین امکانات مختلف و در دسترس موبایل، سرویس پیام کوتاه نیز محبوبیت زیادی دارد به حدی که تا 50 میلیون ارسال پیامک در طی روز گزارش شده است [68] خدمات پیامکی به علت اثربخشی، هزینه پایین، توانایی انتشار اطلاعات سلامت به جمعیت خارج از دسترس پتانسیل تاثیر بر رفتار افراد را دارند [69]و امکان ارسال فوری و مستقیم یک پیام کوتاه به افراد در هر زمان و مکان را فراهم می کنند و هر زمان که برای گیرنده پیام مناسب بود دیده و خوانده میشود [68] از طریق پیامک بیمار می تواند اطلاعات مورد نیاز خود را بدون خارج شدن از منزل و صرف وقت و هزینه، به سرعت و بدون محدودیت زمانی و مکانی دریافت نماید[70]  در عصر حاضر، تکنیک های آموزشی از طریق پیام کوتاه به عنوان یکی از اساسی ترین شیوه های درمان و کنترل بیماریهای مزمن شناخته شده و برابر با روشهای سنتی آموزشی مانند آموزش حضوری موثر گزارش شده است. به عنوان مثال براساس مطالعات انجام گرفته، آموزش از طریق پیام کوتاه نقش مهمی در پیشگیری از دیابت دارد و منجر به کاهش شیوع دیابت و ارتقا رفتارهای خودمراقبتی و کنترل قندخون در افراد دیابتیک می شود [71]

بنابراین با توجه به ماهیت عود کننده، هزینه های سنگین و عوارض اجتناب ناپذیر اختلالات خلقی و پیامدهای ناگوار هیجانات منفی از جمله استرس و استیگمای خانواده ها به دنبال آن، و اینکه در جوامع ایرانی مسئولیت مراقبت از بیماران مزمن و شدید روانی به رغم مواجهه طولانی با فشار ناشی از مراقبت وکمبود خدمات درمانی به میزان زیادی برعهده خانواده است توسعه خدمات مبتنی بر جامعه مانند آموزش روانی به صورت غیرمستقیم و پیگیری درمان در منزل از نیازهای اصلی مراقبان می باشد[72] فن آوری اطلاعات و ارتباطات جدید فرصتی را برای توسعه درمانهای روانشناختی استاندارد شده فرآهم آورده است که میتواند بر محدودیت های ملاقاتهای چهره به چهره غلبه نماید به طوری که افراد به راحتی در دسترس هستند و زمانبندی براساس نیاز و دردسترس بودن تنظیم می شود[73]  اما با مرور متون مطالعه ای که از این امکانات در جهت کم کردن هیجانات منفی در مراقبین خانوادگی بیماران دوقطبی استفاده نماید یافت نشد لذا برآن شدیم این مطالعه را با عنوان بررسی تاثیر آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه بر انگ اجتماعی و استرس مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان روانپزشکی زاهدان در سال 1398 انجام دهیم در واقع اهمیت و ضرورت مطالعه حاضر نه در آموزش روانی بلکه دراستفاده از فناوری های جدید در تامین هرچه بیشتر سلامت روانی افراد مراقبت کننده که در پیشگیری از عود و بهبود سیر بیماری موثر است و همچنین نقش خانواده در ارائه مراقبت های با کیفیت بهتر به بیماران روانی در خانواده نهفته است.

بررسی متون

 

به کمک کلید واژه های فارسی آموزش روانی، تلفن همراه، انگ اجتماعی، استرس، مراقبین خانوادگی و کلید واژه های انگلیسی Psyhcoeducation, mobaile phone, stigma, stress , Bipolar disorder, family caregiver در پایگاههای اطلاعاتی SID ،Google Scholar  ،Proquest ،Elsevier ،Springer ،Pubmed ،Magiran جستجو انجام شد و مطالعات مرتبط بررسی و انتخاب شدند که نمونه ای از آنها در ادامه آمده است :

 

مطالعات داخلی

  1. در مطالعه­ای که توسط دشت بزرگی و همکاران(2009) با عنوان تاثیر آموزش روانی خانواده برسیر بهبودی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی انجام شد. 31 بیمار مبتلا به اختلالات خلقی مراجعه کننده به بیمارستان گلستان شهر اهواز و خانواده هایشان انتخاب شدند. و به صورت تصادفی در دوگروه مداخله(14 نفر) وگروه کنترل (17 نفر) قرار گرفتند. در گروه آزمایش، جلسات آموزش روانی خانواده در 6 جلسه هفتگی توسط پژوهشگر برگزار گردید. پرسشنامه های سنجش عملکرد خانواده (اپستین،بالدوین و بیشاب،2007)وویژگیهای جمعیت شناختی پیش ازجلسات آموزشی و پس ازپایان ششمین جلسه در اختیار هر دو گروه قرار گرفت. همچنین بیماران هنگام ورود، ترخیص و سه ماه پس از مداخله، با مقیاس افسردگی همیلتون، مقیاس ارزیابی مانیای بچ-رافاِلسن و مقیاس ارزیابی عملکرد کلی خانواده مک مسترارزیابی گردیدند. نتیجه مطالعه نشان داد که پس از مداخله، دو گروه از نظر سطح سازگاری خانواده تفاوت آماری معناداری داشتند. نتایج نشان داد که آموزش روانی خانواده می تواند بر میزان سازگاری خانواده تاثیر بگذارد و لزوم تامین حمایتهای آموزشی، اجتماعی و مشاوره ای و تشکیل شبکه های اجتماعی برای خانواده ها و بیماران ضروری به نظر می رسد[5].

 

  1. در مطالعه ای که توسط واقعی و همکاران (2015) با عنوان  تاثیر آموزش روانی بر استیگما در مراقبین خانگی بیماران مبتلا به اسکیزوفرن انجام شد. 60 نفر از مراقبین خانگی بیماران مبتلا به اسکیزوفرن بستری در بیمارستان روانپزشکی ابن سینای مشهد انتخاب شدند که به دو گروه مداخله (30 نفر)و کنترل (30نفر) تخصیص یافتند.گروه مداخله تحت آموزش روانی در طی دو جلسه 4 ساعته، قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه تعدیل شده استیگمای احساسی بیمار روانی بود که بلافاصله قبل از مداخله و یک ماه بعد از مداخله تکمیل شد. نتایج حاصله نشان داد که از نظر تغییرات میانگین نمره کل استیگما قبل و بعد از مداخله، بین گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت و با توجه به تاثیر آموزش روانی بر ابعاد فردی استیگما، می توان از آن به منظور کاهش استیگما در بیمارستانهای روانپزشکی استفاده کرد[74].

 

  1. در یک مطالعه ای که توسط رحمانی و همکاران (2015) با عنوان تاثیر آموزش گروهی روانشناختی بر نگرش مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نسبت به بیماری روانی انجام گرفت. تعداد74 نفر از مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی که بیمارشان سابقه بستری در بخشهای روانپزشکی بیمارستان رازی تبریز را داشتند، به روش تصادفی انتخاب و به دو گروه مداخله وکنترل  تقسیم شدند، به مراقبان خانوادگی گروه مداخله به طور متوسط هفته ای دوبار به مدت 5/1 ساعت به شکل هشت جلسه پی در پی توسط پژوهشگر آموزش روانشناختی داده شد. مراقبان پرسشنامه نگرش نسبت به بیماری های روانی را قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. نتایج نشان داد که میانگین نمره پس آزمون گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد به طور معناداری افزایش یافته بود واینکه آموزش روانشناختی  موجب بهبود نگرش مراقبان خانوادگی نسبت به بیماری روانی میشود[6].

 

  1. در مطالعه­ای که توسط مجرد کاهانی و همکاران (2015) با عنوان اثربخشی مداخله آموزشی-روانی گروهی بر سطح افسردگی، اضطراب و استرس تجربه شده خانواده های بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی انجام شد در این پژوهش  (6 نفر) بعنوان گروه مداخله ( 9 نفر) به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. کلیه شرکت کنندگان، اعضای خانواده بیماران مبتلا به اختلالات دوقطبی را تشکیل می دادند که در آن سال دربیمارستان روانپزشکی ابن سینا بستری بودند.گروه مداخله و کنترل درپیش آزمون در طی یک جلسه پرسشنامه مصاحبه فشارروانی مراقب، پرسشنامه افسردگی و اضطراب بک را تکمیل  نمودند.گروه مداخله پس از پیش آزمون، به مدت دوازده جلسه 120 دقیقه ای در طی سه ماه مداخلات روانی آموزشی گروهی را دریافت کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که دو گروه به طور معنی داری از نظر افسردگی، اضطراب و استرس تجربه شده متفاوت بودند و مداخلات آموزشی روانی گروهی می تواند شدت فشار مراقب، اضطراب و افسردگی را کاهش دهد[75].

 

  1. در مطالعه ای که توسط شجاعی و همکاران (2013) با عنوان بررسی مقایسه آموزش به بیمار و پیگیری تلفنی توسط پرستار بر میزان اضطراب بیماران مبتلا به نارسایی قلبی انجام شد. 189 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی به طور تصادفی در سه گروه ( دو گروه مداخله و یک گروه کنترل)  قرار گرفتند. گروه اول حین ترخیص به مدت یکساعت آموزش حضوری و یک کتابچه آموزشی را دریافت کردند. گروه دوم، علاوه بر دریافت یک ساعت آموزش حضوری ویک کتابچه آموزشی، بمدت 3 ماه توسط پرستار پیگیری تلفنی بعد از ترخیص دریافت کردند. ماه اول هفته ای 3 تماس و ماه دوم هفته ای2 تماس و ماه سوم هفته ای یک تماس گرفته می شد که مدت تماسها 20 دقیقه بود. ابزار جمع آوری: پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه اضطراب بک بود. نتایج حاصله نشان داد بعد از سه ماه پیگیری تلفنی توسط پرستار میزان اضطراب در بیماران کاهش معناداری داشت. این نوع مداخله پیگیری کم هزینه پس از ترخیص میتواند منجر به کاهش اضطراب در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی شود[76].

 

  1. در مطالعه ای که توسط امانی و همکاران (2017) با عنوان بررسی تاثیر آموزش از طریق پیام کوتاه بر کنترل قند خون زنان باردار پره دیابتیک انجام شد. 100 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی منتخب شهر اهواز انتخاب شدند. نمونه ها به دو گروه مساوی کنترل و آزمون تقسیم شدند.گروه کنترل تحت آموزش حضوری و گروه آزمون علاوه بر آموزش حضوری، آموزش از طریق پیامک نیز دریافت کردند. در هر دو گروه قند خون ناشتا قبل از آموزش(بین هفته 14-12 بارداری) و بعد از آموزش (بین هفته 26-24بارداری) و تست تحمل گلوکز خوراکی بعد از آموزش بررسی شد. یافته ها نشان داد میانگین قندخون ناشتا و تست تحمل گلوکز خوراکی یک ساعته و دو ساعته در دو گروه اختلاف آماری معناداری نداشت اما میزان قندخون درگروه آموزش از طریق سرویس پیام کوتاه کمتر از گروه آموزش حضوری بود. نتایج نشان داد هر دو روش آموزش از طریق سرویس پیام کوتاه و آموزش چهره به چهره اثری مشابه دارند و می توانند باعث کاهش قندخون زنان باردار پره دیابتیک شوند، اگرچه در گروه آموزش از طریق سرویس پیام کوتاه این تاثیر بیشتر بود

مطالعات خارجی

1-در مطالعه ای که توسط Deep و همکاران(2015) با عنوان مداخله آموزش روانی با گوشی همراه بر بهبود بیماران دوقطبی انجام گردید. 82 بیمار مبتلابه اختلال دوقطبی که به صورت سرپایی به کلنیکهای روانپزشکی سن دیگو مراجعه می کردند، انتخاب شدند. آموزش روانشناختی چهار جلسه ای را به مدت ده هفته بر روی این بیماران انجام دادند و در مورد اختلال دوقطبی، علائم افسردگی - مانیک و همچنین علائم هشداردهنده زود هنگام آموزش داده شدند سپس یک گروه حالت خلق خود را با استفاده از دستگاه تلفن همراه و گروه دوم وضعیت خلقی خود را بوسیله کاغذ و قلم ثبت کردند. شرکت کنندگان درابتدای کار، 6 هفته، 12 هفته و 24 هفته بعد از مداخله با ابزار افسردگی بالینی، مقیاس مانیا وعملکرد خود گزارش دهی مورد ارزیابی قرارگرفتند.. نتایج حاصله نشان داد که رضایت بیماران دراستفاده از گوشی همراه در مقایسه با کاغذ و قلم در 12  هفته بعد از مداخله 93% بود و اینکه  مداخله تلفن همراه قابل قبول و امکانپذیر است و سبب کاهش علائم افسردگی دراختلال دوقطبی می گردد. و بازخورد رضایت شرکت کنندگان در رابطه با استفاده از دستگاه تلفن همراه درمدیریت علایم بسیار مثبت بود[56].

2-در مطالعه ای که توسط ملکوتی و همکاران(2016) با عنوان مطالعه مقایسه ای مراقبت موردی و پیگیری تلفنی پرستاران بر نتایج درمان بیماران مبتلا به بیماری روانی شدید انجام شد ،  182 بیمار که 65% تشخیص اختلال دوقطبی و 35% تشخیص اسکیزوفرن داشتند بصورت سرپایی و یا بلافاصله پس از ترخیص ازبیمارستان از چهار مرکز روانپزشک (بیمارستانهای حضرت رزاقی،امام حسین،طالقانی و رسول ) مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران به طورتصادفی به سه گروه تقسیم شدند: 1- گروه بازدید از خانه (60 نفر) 2-گروه پیگیری تلفن (61 نفر)و3- گروه مراقبت معمول (61 نفر)..نتایج حاصله نشان داد میزان بستری شدن بیمار در بیمارستان و همچنین دانش، وضعیت سلامتی عمومی، رضایت، کیفیت زندگی مراقبان بیشترین متغیرهای بالینی بودند که درهردوگروه مداخله (بازدید از خانه و پیگیری تلفنی ) نسبت به گروه کنترل بهبود یافتند. درطی یکسال پیگیری، میزان بستری مجدد برای گروه پیگیری تلفن وگروههای معمول به ترتیب 1.5 و 2.5 برابر بیشتر از گروه بازدیدهای خانگی بود. نتایج نشان داد که پرستاران بالینی آموزش دیده قادر به ارائه خدمات مراقبت مداوم به بیماران و خدمات پیگیری تلفن هستند و همچنین میتوانند تاثیر مثبتی بر بیماران و مراقبین آنها و همچنین شبکه سیستم بهداشتی با توجه به مقرون به صرفه بودن داشته باشند و علاوه بر ان چنین خدماتی میتواند سلامت روانی بیماران و اعضای خانواده آنها را بهبود ببخشد [72].

3-مطالعه ای که توسط schomerus و همکاران(2016) با عنوان ارائه اطلاعات بوسیله مداخله آنلاین بر روی پیوستار سلامت روان – بیماری روان برای کاهش استیگما انجام شد . مداخله آنلاین دریک جمعیت همگن شده از نظر سن، جنس و منطقه (1679n= ) ودر میان افراد بالای 15 سال در آلمان انجام شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول  اطلاعات را بصورت مداوم و به شکل پیوستار دریافت کردند، گروه دوم مطالبی موردی در مورد سلامت روان و بیماری روانی دریافت کردند که بصورت مداوم نبود و گروه سوم هیچ اطلاعاتی دریافت نکردند.گروه اول یک متن برای توضیح پدیده بیماری روانی – سلامت روانی ، گروه دوم یک متن با موضوع مشابه مربوط به بیماری روانی  و گروه سوم یک پیام متفاوت از موضوع بیماریهای روانی را دریافت کردند. و سپس نگرش افراد بوسیله پرسشنامه ارزیابی شد. نتایج نشان داد مداخله در هر دو گروه تاثیرات معناداری بر باورها و نگرشهای آنها نسبت به بیماری های روانی داشت ارایه مطالب در مورد سلامت روان و بیماری روانی بصورت مداوم و حتی در گروه دوم بصورت غیر مداوم ، باعث افزایش نگرش مثبت و افزایش پذیرش اجتماعی نسبت به وضعیت پیام متفاوت، شد. یافته ها نشان داد که باورها و نگرشهای مثبت را با ارایه اطلاعات مناسب بصورت انلاین در مورد بیماری روانی و سلامت روانی میتوان افزایش داد و این افزایش میتواند باعث کاهش چشمگیر استیگما شود. درواقع استیگما نسبت به یک فرد مبتلا به بیماری روانی می تواند با ارایه اطلاعات در مورد آن بیماری بهبود یابد[77].

4- مطالعه ای توسط Mazzei وهمکاران(2016) با عنوان آموزش روانی در اختلالات دوقطبی با استفاده از برنامه های گوشی های هوشمند که امکانپذیری، پذیرش و رضایتمندی این برنامه ها را ارزیابی می کرد، انجام شد. 51 بیمار سرپایی که با تشخیص دوقطبی به یک کلینیک بهداشت روان در بارسلونا مراجعه کردند وارد مطالعه شدند. داده ها در ابتدا و 3 ماه بعد از مداخله ثبت شدند. پس از نصب برنامه توسط محقق در گوشی هوشمند شرکت کنند گان، توضیح مختصری در مورد برنامه ارایه شد. با توجه به پروتکل تحقیق در صورت وجود شرایط اورژانسی (یعنی ایده های خودکشی ) یک هشدارکه توسط برنامه کاربردی شناسایی شده بود ،فعال می گردید که در این مواقع یک ایمیل هشدار به روانپزشک داده می شد که با بیمار تماس بگیرد . پیامهای روانشناختی متناسب با وضعیت بالینی ،عود بیماری و شرایط خطر بود . و اگر بیمار به سوال درباره افکار خودکشی پاسخ مثبت می داد یک ایمیل هشدار خودکار به تیم تحقیقاتی فرستاده می شد و تماس با بیمار در مواقع اضطراری  بوسیله تلفن هوشمند پیشنهاد می شد. نتایج تاکید میکند که این شکل از مداخلات امکانپذیر است و نشان دهنده ی این است که ابزار مناسب و قابل قبولی برای خود مدیریتی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی میباشد .همچنین این ابزارمی تواند یک وسیله معتبر برای نظارت بر خلق و خو باشد و به جلوگیری از خودکشی کمک کند و نتایج نشان داد که در حدود 86% شرکت کنندگان موافق استفاده از این نرم افزار بودند [78].

5-در مطالعه ای که توسط Euhadar و همکاران (2014) با عنوان تاثیر برنامه آموزش روانی در کاهش استیگمای درونی شده در بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی که بر روی 47 بیمار سرپایی مبتلا به این اختلال انجام شد. بیماران به دو گروه مداخله (24 نفر) و گروه کنترل (23 نفر) تقسیم شدند و برای اطمینان از همگن بودن، روشهای تطبیقی و تصادفی  با هم در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. ابزار مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامه ویژگیهای جمعیت شناختی و مقیاس استیگمای احساسی درونی شده و پرسشنامه عملکرد بیماران بودند. آموزش روانشناختی طی 7 جلسه و هر هفته یک جلسه به مدت 90 دقیقه برگزار گردید که محتوی جلسات شامل : تعریف بیماری دوقطبی و علایم ،حالت جنون، افسردگی و علایم ،علل اختلال دوقطبی و شدت و اپیزود بیماری ،تاثیر الکل و استفاده از مواد، درمان دارویی و تاثیرات جانبی بود. در پایان برنامه آموزش روانشناختی  کاهش آشکاری در نمرات استیگما ملاحظه شد. نتایج نشان داد برنامه آموزش روانی طراحی شده برای استیگمای درونی، تاثیرات قابل توجهی برکاهش سطح استیگمای درونی بیماران با اختلالات دوقطبی دارد [79].

نقد مطالعات

همانگونه که مرور متون فوق نشان می دهد مطالعاتی که تاکنون جهت بررسی آموزش روانی انجام شده است عمدتا برروی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی بوده و در مطالعاتی که خانواده بیماران مورد توجه بوده اند نیز بیشتر متغیرهای تاثیرگذار برروی بیمار را بررسی کرده اند و به مشکلاتی که مشخصا خود فرد مراقبت کننده با آن درگیر است کمتر توجه شده است و یا اینکه مطالعه در زمان بستری بیمار در بیمارستان انجام شده است که مراقبین فشار مراقبتی کمتری را تجربه می کردند. همچنین با مرور متون مطالعه ای که با استفاده از فناوری تلفن همراه در داخل کشور به بررسی متغیرهای روانشناختی بر روی خانواده بیماران دوقطبی پرداخته باشد نیز یافت نشد و بیشتر برروی بیماران و یا مراقبین مبتلا به اختلالات جسمی و بیماری های مزمن بوده است که تاثیر مثبت اینگونه مداخلات را گزارش کرده اند. مطالعات محدودی که در خارج از کشور نیز با استفاده از نرم افزارها و بصورت انلاین با تلفن همراه برروی بیماران دوقطبی انجام شده است نیز نتایج مثبتی را برای بیماران دربرداشته اند و قابل قبول بودن این نوع مداخلات را نشان داده است. بنابراین خلا مطالعاتی برای اجرای آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه بر انگ اجتماعی و استرس مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی، آنهم در خارج ازبخش روانپزشکی و پس از ترخیص و درمنزل که مراقب فشار مراقبتی بالایی را درک می کند احساس می شود.

مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟
روش های موجود کدامها هستند؟
پیشنهاد اول نحوه کاربرد
محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق
سوالات و / یا فرضیات پژوهش

1- انگ اجتماعی درمراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده پس از آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه در دو گروه مداخله و کنترل متفاوت است.

2- استرس درمراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده پس از آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه در دو گروه مداخله و کنترل متفاوت است.

هدف کلی طرح

تعیین تاثیر آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه بر انگ اجتماعی و استرس مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان روانپزشکی زاهدان در سال 1398

منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟
چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟
اهداف اختصاصی

 

  1. تعیین و مقایسه میانگین نمره انگ اجتماعی قبل و بعد از آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه در مراقبین خانوادگی  بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده در دو گروه مداخله و کنترل
  2. تعیین و مقایسه میانگین نمره استرس قبل و بعد از آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه در مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده در دو گروه مداخله و کنترل
پیشنهاد دوم نحوه کاربرد
محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح

دانشگاه علوم پزشکی -دانشکده پرستاری-بیمارستان بهاران -مراقبین خانوادگی بیماران روانی

پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟
برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟
تعریف واژه های تخصصی

تعریف نظری آموزش روانی: آموزش روانی از جمله مداخلاتی است که در راستای ارتقای آگاهی ،تغییر نگرش خانواده ها از ماهیت بیماری ،نحوه درمان آن،افزایش مهارتهای حل مسأله به کار گرفته می شود[74].

تعریف عملی آموزش روانی: منظور مداخله ای است با ساختار 10 تماس تلفنی و 20 پیامک تلفنی که محتوای آموزشی مرتبط با مباحث انگ اجتماعی و استرس را با بهره گیری از آموزش روانی با استفاده از تلفن همراه بصورت برقرای تماس و ارسال پیامک در اختیار مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی قرار میدهد.

تعریف نظری انگ اجتماعی:  انگ اجتماعی به مجموعه ای از نگرشها،عقاید و تفکرات منفی نسبت به یک وضعیت خاص ،در اینجا به اختلال روانی گفته می شود که علاوه بر فرد مورد نظر،خانواده را نیز شامل می شود[74].

تعریف عملی انگ اجتماعی: منظور از انگ اجتماعی  در این مطالعه نمره ای است که مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی از پرسشنامه 17 سوالی استیگمای احساسی درونی شده بدست می آورند و دامنه بین حداقل 17 و حداکثر 68 خواهد داشت.

تعریف نظری استرس: استرس کنشی متقابل است که بین شخص و محیطی تنش زا حاصل می شود.در واقع واکنش در مقابل یک تهدید ادراک شده (واقعی یا خیالی)نسبت به سلامت روانی ،جسمانی و معنوی فرد است که منجر به یک سلسله پاسخها و واکنشهای سازگار فیزیولوژیکی شود[80, 81].

 

تعریف عملی استرس: منظور از استرس در این مطالعه نمره ای است که مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی از پرسشنامه 14 گویه ای  استرس ادراک شده ی کوهن بدست می آورندو دامنه بین حداقل صفر و حداکثر 56 خواهد داشت.

تعریف نظری مراقبین بیمار:  مراقبین منبع اولیه مراقبت برای مبتلایان ( در اینجا به اختلال شدید روانی گفته میشود) هستند و حمایت مالی، همراهی، حمایت عاطفی و همینطور خدمات بهداشتی را برای بستگان بیمار خود فراهم میکنند[6]. و اغلب عهده دار ارایه حمایتهای قابل توجه به عضوی از خانواده هستند که نیاز به مراقبت در خانه دارد[82].

تعریف عملی مراقبین بیمار: منظور از مراقبین بیمار، پدر، مادر، همسر، فرزند، خواهر و برادری است که با بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی رابطه نزدیکی داشته و مراقب اصلی او بوده و حتی الامکان با بیمار در یک منزل ساکن باشد

پیشنهاد سوم نحوه کاربرد
محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق
نوع مطالعه

 این مطالعه مداخله ای از نوع نیمه تجربی دو گروهه با طرح پیش آزمون پس آزمون است.

جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)

کلیه مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان روانپزشکی بهاران زاهدان ،جامعه مورد مطالعه این پژوهش را تشکیل خواهند داد.

معیار ورود بیماران

  1. تشخیص قطعی اختلال دوقطبی توسط روانپزشک
  2. نداشتن اختلال شخصیت
  3. نداشتن عقب ماندگی ذهنی
  4. نداشتن بیماری جسمی
  5. سپری شدن حداقل شش ماه از زمان تشخیص بیماری
  6. داشتن سابقه حداقل یک نوبت بستری قبلی در مرکز روانپزشکی

 

معیارهای ورود مراقبین

  1. وابسته درجه یک و مراقب اصلی بیمار
  2. سن بین 18 تا 60 سال
  3. عدم ابتلا به بیماری روانپزشکی یا بیماری جسمی
  4. عدم سابقه سوء مصرف مواد
  5. داشتن خط تلفن همراه
  6. تکلم به زبان فارسی
  7. آشنایی به استفاده از پیام کوتاه
  8. عدم اختلال در تکلم و شنوایی
  9. تحصیلات حداقل سیکل
  10. تجربه مراقبت از بیمار حداقل 6 ماه
  11. عدم تجربه بحران دیگری مثل طلاق و مرگ عزیزان در شش ماه گذشته

معیارهای خروج از مطالعه

  1. عدم تمایل به مشارکت
  2. پاسخگو نبودن به بیش از 4 تماس تلفنی و دریافت نکردن بیش از 4 پیامک ارسالی
  3. شرکت در برنامه آموزشی دیگری در طول پژوهش

 

پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد
حجم نمونه و روش محاسبه آن

حجم نمونه بر اساس میانگین و انحراف معیار نمره استرس به عنوان پیامد اولیه،  در مطالعه پهلوان زاده  و همکاران 2010 (رفرنس) و با حدود اطمینان 95 درصد و توان آزمون آماری 95 درصد و بر اساس فرمول زیر در هر گروه تعداد 41  نفر برآورد گردید. با در نظر گرفتن 20درصد ریزش احتمالی ، در این مطالعه در هر گروه 45 نفر و در مجموع 90  نفر حجم نمونه تعیین شد.[34]

 

n = =41/55            

       = 1/96             = 4.86                = 1.28             = 7.52        d=5

روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)

افراد واجد شرایط ورود به مطالعه به شیوه در دسترس انتخاب می شوند. سپس افراد منتخب به طور تصادفی سازی از نوع محدود به دو گروه مداخله و کنترل اختصاص خواهند یافت. قبل از نمونه گیری به تعداد کل افراد مورد مطالعه گوی رنگی آبی(کنترل) و قرمز (مداخله)  تهیه و به شکل تصادفی از ظرف خارج شده و تعلق گروهی هر یک از افراد  بر روی برگه ای لیست خواهد شد. ( این روش تصادفی سازی از نوع محدود بوده . به نام قانون تخصیص تصادفی شناخته میشود)

روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)

 

 

ابزار جمع آوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه ای متشکل از سه بخش خواهد بود.

بخش اول: شامل اطلاعات مربوط به مراقب مانند سن، جنس، تحصیلات، تاهل، نسبت با بیمار و مربوط به بیمار مانند سابقه قبلی بیماری ، تعداد دفعات بستری، سابقه خانوادگی  خواهد بود. بخش دوم را پرسشنامه استیگما با 17 آیتم و بخش سوم را پرسشنامه استرس ادراک شده با 14 آیتم تشکیل خواهد داد.

 جهت ارزیابی میزان انگ اجتماعی از پرسشنامه تعدیل شده ی استیگمای احساسی بیمار روانی که توسط Ritcher ، 2003  ساخته شده است، استفاده خواهد شد. که شامل 17سوال است که میزان استیگما را در 4 زیر مقیاس  که عبارتند از : تنهایی 4 سوال، تایید تصورات قالبی 4 سوال، تجربه تبعیض اجتماعی  4 سوال، کناره گیری از اجتماع 5 سوال بررسی می کند.نمره گذاری هر سوال به صورت عبارتهای : کاملا موافقم (4)، موافقم (3)، مخالفم(2) و کاملا مخالفم (1) بوده است.در این مقیاس حداقل نمره استیگما 17و حداکثر آن 68 می باشد.هر قدر نمره کسب شده از این پرسشنامه بالاتر باشد، نشان دهنده استیگمای بیشتر است. روایی ترجمه پرسشنامه استیگما در مطالعه قانعیان و همکاران (2011)را یک روانشناس و روانپزشک متخصص در زمینه زبان انگلیس انجام داده بودند[82]. پایایی این ابزار در مطالعه صادقی و همکاران (20150.93 (  گزارش شده است [83]که مجددا در مطالعه حاضر نیز پایایی آزمون به روش الفای کرونباخ محاسبه خواهد شد.

 استرس ادراک شده توسط پرسشنامه استرس ادراک شده، که توسط کوهن و همکاران، 1983 ساخته شده است مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت .این مقیاس دارای 14 گویه است با یک مقیاس لیکرت چهار درجه­ای (هرگز-کم-متوسط-زیاد - خیلی زیاد) و هر ماده دارای ارزشی بین 0 تا 4 است. حداقل امتیاز ممکن 0 و حداکثر 56 خواهد بود. نمره بین  0 تا 18  میزان استرس ادراک شده در حد پایین، نمره بین 18 تا  36 میزان استرس ادراک شده در حد متوسط و نمره بالاتر از 36 میزان استرس ادراک شده در حد بالا میباشد روایی و پایایی این مقیاس در پژوهش سعادت و همکاران 1394 و توسط اساتید و متخصصان این حوزه تایید شده است.پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ بالای 70% به دست آمده است [84].در مطالعه حاضر نیز پایایی آزمون به روش الفای کرونباخ محاسبه خواهد شد.

روش جمع آوری داده ها از طریق خود گزارش دهی بصورت تکمیل کردن پرسشنامه خواهد بود

روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)

 پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی دوگروه با طرح پیش آزمون- پس آزمون است که پس از اخذ معرفی نامه از معاونت تحقیقات وفناوری دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و هماهنگی با مسئولان مرکز آموزشی- درمانی بهاران انجام خواهد گرفت.

ابتدا پژوهشگر  در زمان بستری بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی در بیمارستان روانپزشکی بهاران (که سابقه بستری قبلی دارد)، به مراقب بیمار که حائز شرایط براساس معیارهای ورود و خواستار شرکت در مطالعه هستند، اطلاعاتی در مورد مطالعه داده و آنها را از داوطلبانه بودن شرکت در مطالعه آگاه خواهند نمود. سپس از انها رضایت نامه آگاهانه اخذ میشود. افراد واجد شرایط ورود به مطالعه به شیوه در دسترس انتخاب می شوند. سپس افراد منتخب به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل اختصاص خواهند یافت. قبل از نمونه گیری به تعداد کل افراد مورد مطالعه گوی رنگی آبی(کنترل) و قرمز (مداخله)  تهیه و به شکل تصادفی از ظرف خارج شده و تعلق گروهی هر یک از افراد بر روی برگه ای لیست خواهد شد. سپس با شناسایی افراد واجد شرایط به مطالعه به ترتیب، تخصیص بیماران به گروه کنترل و مداخله برابر لیست انجام خواهد شد.

ابتدا به کمک پرسشنامه اطلاعات فردی و پرسشنامه استیگما و استرس پیش آزمون از هر دو گروه مداخله و کنترل به عمل خواهد آمد.در گروه مداخله روز ترخیص بیمار، پژوهشگر یک جلسه حضوری انفرادی 90 دقیقه ای در محل کلاس آموزشی بخش و یا اتاق پزشک با مراقب اصلی بیمار با هدف آشنایی بیشتر با مراقب اصلی و توضیح روش پژوهش و اهمیت نقش مراقب برگزار خواهد نمود، سپس از آنان درخواست می کند که تمایل خود را برای برقراری تماس تلفنی پس از ترخیص بیمارشان اعلام نمایند و در صورت تمایل دو شماره تلفن همراه از مراقب اصلی دریافت می گردد و اولین جلسه آموزش بصورت حضوری با همان محتوای تماس های تلفنی ارائه میگردد. برای جلب حمایت و مشارکت مراقب بیمار، یک کارت شارژ تلفن 1000 تومانی در جلسه حضوری در اختیار مراقب قرار خواهد گرفت .از فردای روز ترخیص به مدت 20 روز و بصورت یک روز در میان یک تماس تلفنی و ما بین تماسها دو پیامک ( در مجموع 10 تماس تلفنی و 20 پیامک ) با مراقب بیمار برقرار خواهد شد. تماسهای تلفنی بین20-10 دقیقه در فاصله زمانی بین ساعت7 صبح تا 2 بعدازظهر از طریق تلفن اداری ، طبق هماهنگی قبلی و با نظر مراقبین خواهد بود. در هرتماس علاوه بر ارائه محتوای آموزشی به سئوالات بیمار در رابطه با مطالب قبلی نیز پاسخ داده میشود. و پیامهای کوتاه نیز بصورت یک روز در میان ( ما بین روزهای برقراری تماس تلفنی) دو پیام (یکی درساعت 8صبح و دیگری 8 شب) برای مراقب ارسال خواهد شد که شامل مضمون اصلی محتوی آموزشی بوده و جملات بصورت جذاب، سلیس و قابل فهم خواهد بود. تلفن همراه مراقبین از نظر داشتن منوی فارسی چک خواهد شد و نحوه استفاده از سرویس پیام کوتاه به آنها توضیح داده خواهد شد و به اشکالات و سوالات موجود پاسخ داده میشود. برای اطمینان از ارسال پیامها، پژوهشگر گزینه تحویل داده شد را در گوشی تلفن همراه خود فعال نموده و با دریافت کردن یک پیام کوتاه مبنی بر پیام دریافت شد توسط مراقبین، از دریافت به موقع و صحیح پیامها توسط شرکت کنندگان اطمینان حاصل خواهد کرد. به هر کدام از پیامهای ارسال شده شماره داده خواهد شد و به ازای هر پیام تحویل داده شد به مراقبین، جلوی پیام مزبور علامت زده میشود. درصورتیکه بیش از دو پیام توسط مراقبین ارسال نگردید با شماره ثابت مراقب مورد نظر جهت علت عدم پاسخگویی تماس گرفته میشود علاوه براین در تماس های روزانه با مراقب بیمار از دریافت پیامکهای روز قبل اطمینان حاصل خواهد شد. بعد از گذشت 40 روز از پایان مداخله ،زمانیکه مراقب و بیمار جهت ویزیت روانپزشک و تجویز داروها مراجعه میکنند مجددا پرسشنامه های پژوهش به عنوان پس آزمون تکمیل خواهد شد. گروه کنترل در این مدت مداخلات معمول را دریافت میکنند و در همان فاصله زمانی گروه مداخله پس آزمون برای آنها نیز انجام می شود. چنانچه مراقب بیماری به هر دلیل از مطالعه خارج شود، مراقب دیگری جایگزین خواهد شد.

محتوای آموزشی اولیه جهت ارائه در هر تماس تلفنی و پیامک و جلسه حضوری با در نظر گرفتن مقالات مداخله ای و کارآزمایی های بالینی مرتبط و کتب معتبر تهیه و برای افزایش اعتبار علمی از نظر متخصصان مربوطه در حوزه روانپزشکی، روانپرستاری مشاوره و روانشناس بالینی استفاده خواهد شد و پس از جمع بندی و اعمال نظرات متخصصان فرمت نهایی محتوای آموزشی جلسه حضوری، تماسهای تلفنی و پیامهای کوتاه آماده خواهد شد.

 به منظور رعایت اخلاق پژوهش بعد از اتمام مداخله در صورت موثر بودن، محتویات آموزشی بصورت کتابچه در اختیار بخش های بیمارستان بهاران جهت استفاده احتمالی بعدی قرار خواهد گرفت

خلاصه­ای از محتویات آموزش روان­شناختی تلفنی ارایه شده به مراقبین خانگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی

تماسها

              محتوای تماسها       

           جزییات  تماسها وپیامکها                                       

اول

آشنایی با اهداف تماسها و نقش خانواده در حفظ و توسعه سلامت اعضا

 مروری بر ویژگیهای خانواده سالم، بیان احترام به شخصیت خود و بیمار، روبرو شدن با واقعیتهای اجتماعی و زندگی، مقابله با مشکلات عاطفی

دوم

آشنایی با علل و عوامل موثر بر ایجاد اختلال روانی

عوامل زیستی(زمینه ژنتیک)، عوامل اجتماعی-فرهنگی(طبقه اجتماعی-حمایت اجتماعی-رویدادهای استرس زای زندگی-فرهنگی)، عوامل روانشناختی( تجارب ناگوار دوران کودکی-ناکامی و تعارضات حل نشده) + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                                                      

سوم

آشنایی با اختلال دوقطبی : تعریف ،علایم و نشانه ها

تعریف مختصری از اختلال دوقطبی، بیان علایم خلق بالا و علایم خلق پایین + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                                  

چهارم

شیوه ارتباط با بیمار روانی

پذیرش و توجه به ویژگیهای بالینی بیماری، اهمیت داشتن صبر و شکیبایی در برخورد با بیمار، عدم تحقیر ، ترحم و توصیه مرتب برای انجام کارها نسبت به بیمار + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                  

پنجم

چگونگی برخورد با علایم و نشانه های هذیان و توهم

به رسمیت شناختن بیمار در خانواده، حفظ آرامش و پرهیز از سرزنش، توهین و قضاوت عجولانه، آشنا کردن بیمار با واقعیت و دورکردن وسایل خطرناک از دسترس بیمار هنگام توهم و هذیان، عدم تایید یا رد ادراکات و هذیانات بیمار، پرهیز از هرگونه بحث به منظور تغیر اعتقادات غلط بیمار + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                  

ششم

چگونگی برخورد با علایم پرخاشگری

حفظ خونسردی و خودداری از نزدیک شدن به بیمار و دست زدن به وی، شناخت عوامل برانگیزنده خشم بیمار، اجازه ابراز عواطف بیمار و نشان دادن همدردی با بیمار، خودداری از اهانت، بی احترامی، صحبت کردن با صدای بلند و خندیدن به بیمار، روشن صحبت کردن و روراست بودن با بیمار، کمک گرفتن از اورژانس پزشکی و پلیس در موارد شدید + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                  

هفتم

پیشگیری از خودکشی و ایمن سازی محیط و ارجاع به مراکز درمانی

جدی گرفتن فرد مستعد خودکشی، کمک کردن قبل از دیر شدن هنگام رفتار خودکشی گرایانه، شنونده خوبی بودن، سوال کردن از بیمار در مورد افکار خودکشی

تنها رها نکردن فرد مستعد خودکشی، دور کردن ابزار تیز و برنده و خطرناک از دسترس بیمار ، کمک گرفتن از اورژانس پزشکی در موارد شدید + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                  

هشتم

آشنایی با دارو درمانی، عوارض، اهمیت و نقش آن در پیشگیری از عود

دانستن نام داروه­های مصرفی بیمار ، اهمیت کامل کردن دوره درمان و مصرف به موقع دارو ، خودداری از مصرف بیشتر از مقدار تجویز شده، آشنا شدن با عوارض دارو و راهکارهایی جهت کاهش عوارض، نظارت کامل بر مصرف داروی بیمار و خودداری از قطع ناگهانی وخودسرانه دارو جهت جلوگیری از عود بیماری، مراجعه منظم به پزشک به منظور بررسی پیشرفت درمان و تنظیم دوز دارو + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                  

نهم

چگونگی انگ زدایی

ارتقا آگاهی و اطلاعات در مورد ماهیت بیماری ، پیامدها ، پیش آگهی ، پیشرفت و عود بیماری، ایجاد نگرش مثبت و تصحیح عقاید و باورهای اشتباه، رفتار کردن با بیمار روانی مانند رفتار با بیمار جسمی جهت افزایش عزت نفس، بهبود سطح درک خانواده ها در مورد اختلالات روانی + پاسخ به سوالات تماس قبلی و تایید دریافت پیامکهای ارسالی                  

دهم

مروری بر مطالب ارایه شده قبلی، نتیجه گیری، اختتامیه و یادآوری و تاکید جهت مراجعه به موقع و ادامه روند درمان بیمار

 

روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)

داده ها پس از جمع آوری و کد گذاری توسط نرم افزار 21-spss مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت. ابتدا فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، حداقل و حداکثر به کمک آمار توصیفی تعیین خواهد شد. جهت بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون شاپیرو-ویلکز و در ادامه برای مقایسه میانگین های  دو گروه مداخله و کنترل از آزمون تی مستقل، مقایسه میانگین های قبل و بعد در هر گروه  از آزمون تی زوجی و در صورت نرمال نبودن از معادل ناپارامتری آزمون ها مانند یومن ویتنی و ویلکاکسون و جهت مقایسه فراوانی متغیرهای کیفی دو گروه از آزمون کای دو و برای تعیین اثربخشی مداخله با کنترل همزمان برخی متغیرهای مخدوش کننده از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده خواهد شد. سطح معناداری در این مطالعه 0/05 میباشد.

 

ملاحظات اخلاقی

'راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران سال 1392'

1-هدف اصلی هر پژوهش باید ارتقای سلامت انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد

2-در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنیها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی  بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است.

16-پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی  داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق  تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند.

25-پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار داده ها یا اطلاعات به دست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. .

28-پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی  سازمانی، و تعارض منافع در صورت وجود باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ  گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافته هایی که از نظر حمایت کننده ی پژوهش  مطلوب نیست، بپذیرند.

محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها

-قطع شدن تلفن تماس  مراقب به هر دلیل ،که سعی میشود دو شماره تلفن همراه و یک شماره تلفن ثابت از مراقب گرفته شود

- عدم موفقیت در تماس با مراقب ،که در صورت وقوع با جایگزین کردن بیمار واجد شرایط دیگری مشکل رفع خواهد شد

- عدم اطمینان از درک مطلب و محتوای تماسها (با توجه به غیرحضوری بودن ) که به این دلیل میزان تحصیلات حداقل سیکل در نظر گرفته خواهد شد.

کلمات کلیدی

آموزش­روانی، تلفن همراه، انگ اجتماعی، استرس، اختلال دوقطبی، مراقبین خانوادگی

Psyhco-education , mobaile phone, stigma,  stress , Bipolar disorder, family caregivers

فهرست منابع و مراجع

 

1.            Sadock  BJ,  Sadock VA, Kaplan and Sadock's synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry. 2011; Lippincott Williams & Wilkins.

2.            Mojarrad khahani A, GHanbari B, Modares M. The efficacy of group psycho educational interventions in promoting quality of life and quality of relationships on family of patients with bipolar disorders. 2012; 2(23): p.114-123.

3.            Hidalgo-Mazzei D, Mateu A, Reinares M, et al. Psychoeducation in bipolar disorder with a SIMPLe smartphone application: feasibility, acceptability and satisfaction. Journal of affective disorders, 2016; 200: p. 58-66.

4.            Arki M, Abasi AA, Naderi H. determine the efficacy of cognitive–behavior therapy Group with role-playing in patients with bipolar disorder,2013; 5(3): p.549

5.            Dashtbozorgi B, GHadirian F,KHajeddin N, et al. Effect of family psychoeducation on the level of adaptation and improvement of patients with mood disorders. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 2009; 15(2): p. 193-200.

6.            Rahmani F, Ebrahimi H, Ranjbar F, et al. The effect of group psychoeducational program on attitude toward mental illness in family caregivers of patients with bipolar disorder. Journal of hayat, 2016; 21(4): p. 65-79.

7.            Ogilvie  AD, Morant N, Goodwin GM. The burden on informal caregivers of people with bipolar disorder. Bipolar disorders, 2005; 7: p. 25-32.

8.            Rea MM, Tompson MC, Miklowitiz DJ ,et al., Family-focused treatment versus individual treatment for bipolar disorder: results of a randomized clinical trial. Journal of consulting and clinical psychology, 2003; 71(3): p. 482-492

9.            Rouget BW,  Aubry JM.  Efficacy of psychoeducational approaches on bipolar disorders: a review of the literature. Journal of affective disorders, 2007; 98(1-2): p. 11-27.

10.          Melissa CH, Marvaki CH, Gourni M, et al., People's attitudes towards patients with mental illness in Greece,ICUS Nursing Web Journal.2006; 27:1-12.

11.          Shamsaei F, Mohammakhan S , Vanaki Z . Survey of family caregiver needs of patients with bipolar disorder,2010; 3(57): p.57-63.

12.          Meiser B, Schofield PR, Trevena L, et al., Cluster randomized controlled trial of a psycho-educational intervention for people with a family history of depression for use in general practice. BMC psychiatry, 2013; 13(1): p. 325.

13.          Hudson P, Quinn K, Kristjanson L, et al. Evaluation of a psycho-educational group programme for family caregivers in home-based palliative care. Palliative medicine, 2008; 22(3): p. 270-280.

14.          Navidian A, Bahari F, Zaheden. Burden experienced by family caregivers of patients with mental disorders. Pakistan Journal of Psychological Research,PJPR 2008; 23(1-2):19-28

15.          Ahmadiye A, Al davoud SA. Family participation in treatment and rehabilitation of chronic mental patients. Iran, 2008;persian

16.          Chan SW. Global perspective of burden of family caregivers for persons with schizophrenia. Archives of psychiatric nursing, 2011; 25(5): p. 339-349.

17.          Riebschleger J, Scheid J, Luz C, et al. How are the experiences and needs of families of individuals with mental illness reflected in medical education guidelines? Academic Psychiatry, 2008; 32(2): p. 119-126.

18.          McKenry, Patrik C, SHaron J.  Families and change: Coping with stressful events and transitions. 2005; Sage.

19.          Pinto-Foltz MD, LoqsdonMC.  Reducing stigma related to mental disorders: initiatives, interventions, and recommendations for nursing. Archives of psychiatric nursing, 2009; 23(1): p. 32-40.

20.          Mak  WW, Cheung RY. Psychological distress and subjective burden of caregivers of people with mental illness: The role of affiliate stigma and face concern. Community Mental Health Journal, 2012; 48(3): p. 270-274.

21.          Larson  JE, Corrigan p. The stigma of families with mental illness. Academic psychiatry, 2008; 32(2): p. 87-91.

22.          Girma E, Moller-Leimkuhler AM, Muller N, et al. Public stigma against family members of people with mental illness: findings from the Gilgel Gibe Field Research Center (GGFRC), Southwest Ethiopia. BMC international health and human rights, 2014; 14(2): p. 2-7

23.          Sanden  RL, Bos AER, Stutterheim SE, et al., Experiences of stigma by association among family members of people with mental illness. Rehabilitation Psychology, 2013; 58(1): p. 73-80

24.          Mak  WW, Cheung  RY. Affiliate stigma among caregivers of people with intellectual disability or mental illness. Journal of Applied Research in Intellectual Disabilities, 2008; 21(6): p. 532-545.

25.          Karamlou  S, Borjali A, Mottaghipour Y, et al. Components of stigma experience in families of patients with severe psychiatric disorders: A qualitative study.summer 2015; 187-202

26.          Shahveisi  B, Shojashafti  S, Fadaei  F, et al. Comparison of Mental Illness Stigmatization in Families of Schizophernic and Major Depressive Disorder Patients without Psychotic Features. Archives of Rehabilitation, 2007; 8(29): 21-27,persian.

27.          Sadeghi  M,  Kaviani H, Rezai R. Stigma of mental disorder among families of patients with major depressive disorder, bipolar disorder and schizophrenia. 2003; 5(2),persian.

28.          Baheri  N,Attar Bashi M,Gharche M, et al. The survey of relationship between job burnout and health status of midwives and nurses. 2003; 9(1):99-104.persian

29.          Mojarrad Khahani A,  Ghanbart B. The efficacy of group psycho educational interventions on family performance of patients with mood disorders. 2012; 399-412

30.          Coker F, Williams A, Hamann G,et al., Exploring the needs of diverse consumers experiencing mental illness and their families through family psychoeducation. Journal of mental health, 2016; 25(3): p. 197-203.

31.          Sin  G,Gordan CD, Barley EA, et al. Psychoeducation for siblings of people with severe mental illness. Cochrane Database of Systematic Reviews, 2015; 8(5)

32.          Stang P,Frank C,Wells K, et al. Impact of bipolar disorder: results from a screening study. Primary care companion to the Journal of clinical psychiatry, 2007; 9(1): p. 42-47

33.          Miklowitz, DJ, Axelson DA, Birmaher B,et al. Family-focused treatment for adolescents with bipolar disorder. Journal of affective disorders, 2008; 65(9): 1053-1061.

34.          Bhattacharjee D, Kumar Rai A,Kumar Singh N, et al. Psychoeducation: A measure to strengthen psychiatric treatment. Delhi Psychiatry Journal, 2011; 14(1): p. 33-39.

35.          EMAMI  S, Kaikhavani S, Amirian K, et al. The effectiveness of family psychoeducation (Atkinson and Coia Model) on mental health family members of patients with psychosis. journal of ilam university of medical sciences  2016; 24(1) : 8-17

36.          Pahlavanzadeh S,  Navidian A,  Yazdani M . The effect of psycho-education on depression, anxiety and stress in family caregivers of patients with mental disorders. 2010; 3(47):228-236.

37.          Karamlou  S,  MAZAHERI A,  Motaghipour Y. Effectiveness of family psycho-education program on family environment improvement of severe mental disorder patients. 2010; 123-128

38.          Fristad  MA,  Gavazzi SM,  Mackinaw-Koons B.  Family psychoeducation: an adjunctive intervention for children with bipolar disorder. Biological psychiatry, 2003; 53(11): p. 1000-1008.

39.          Caqueo-Urízar A, Gutiérrez-Maldonado G . Burden of care in families of patients with schizophrenia. Quality of Life Research, 2006; 15(4): p. 719-724.

40.          Corsentino, Elizabeth A,Molinari V, et al. Family caregivers' future planning for younger and older adults with serious mental illness (SMI). Journal of applied Gerontology, 2008; 27(4): p. 466-485.

41.          Honea  NJ, Brintnall R,Given B,et al., Putting Evidence Into Practice®: Nursing Assessment and Interventions to Reduce Family Caregiver Strain and Burden. Clinical journal of oncology nursing, 2008; 12(3):507-516

42.          Rummel-Kluge C, Pitschel-Walz C, Bauml  J,et al. Psychoeducation in schizophrenia—results of a survey of all psychiatric institutions in Germany, Austria, and Switzerland. Schizophrenia bulletin, 2006; 32(4): p. 765-775.

43.          Mottaghipour  Y, Tabatabaee M. Family and Patient Psychoeducation for Severe Mental Disorder in Iran: A Review. Iranian Journal of Psychiatry, 2019; 14(1): p. 84-108.

44.          Bird  VJ, Leboutillier C, Leamy M, et al. Evaluating the feasibility of complex interventions in mental health services: standardised measure and reporting guidelines. The British Journal of Psychiatry, 2014; 204(4): p. 316-321.

45.          Eassom E, Giacco D, Dirik A, et al. Implementing family involvement in the treatment of patients with psychosis: a systematic review of facilitating and hindering factors. BMJ open, 2014; 4(10): p. 1-11.

46.          Awad  AG, Voruganti  LN. The burden of schizophrenia on caregivers. Pharmacoeconomics, 2008; 26(2): p. 149-162.

47.          Sörensen  S,  Pinquart  M,  Duberstein P. How effective are interventions with caregivers? An updated meta-analysis. The gerontologist, 2002;  42(3): p. 356-372.

48.          Chien WT, Thompson DR, Norman I. Evaluation of a peer-led mutual support group for Chinese families of people with schizophrenia. American journal of community psychology, 2008; 42(1-2): p. 122-134.

49.          Kulhara P, Chakrabarti S, Avasthi A, et al. Psychoeducational intervention for caregivers of Indian patients with schizophrenia: a randomised‐controlled trial. Acta Psychiatrica Scandinavica, 2009; 119(6): p. 472-483.

50.          Karanci  AN.  Caregivers of Turkish schizophrenic patients: causal attributions, burdens and attitudes to help from the health professionals. Social Psychiatry and Psychiatric Epidemiology, 1995; 30(6): p. 261-268.

51.          Shamsaei  F,  Mohamad khan Kermanshahi  S, Vanaki  Z. Meaning of health from the perspective of family member caregiving to patients with bipolar disorder. Journal of Mazandaran University of Medical Sciences, 2012; 22(90): p. 52-65.

52.          Harangozo  J, Reneses B, Brohan E, et al. Stigma and discrimination against people with schizophrenia related to medical services. International Journal of Social Psychiatry, 2014; 60(4): p. 359-366.

53.          Jackson  CL ,Bolen S, Brancati FL, et al., A Systematic Review of Interactive Computer‐assisted Technology in Diabetes Care: Interactive Information Technology in Diabetes Care. Journal of general internal medicine, 2006; 21(2): p. 105-110.

54.          Hooshmandja M, Aliabadi  K, Mohammadi  A, et al., DESIGNING AND VALIDATION OF MOBILE-BASED INSTRUCTION MODEL FOR DIABETES SELF-CARE, 2017; 10(4) :312-321.

55.          Smith  AD, Rupp  WT. Managerial implications of computer-based online/face-to-face business education: a case study. Online Information Review, 2004;  28(2): p. 100-109.

56.          Depp  CA, Ceqlowski J, Wanq VC, et al. Augmenting psychoeducation with a mobile intervention for bipolar disorder: a randomized controlled trial. Journal of affective disorders, 2015; 15; 174: p. 23-30.

57.          Brian RM,  Ben-Zeev D. Mobile health (mHealth) for mental health in Asia: objectives, strategies, and limitations. Asian journal of psychiatry, 2014; 10: p. 96-100.

58.          Sadegi shermeh M, Ghafuri F, Tadrissi D.The effect of two methods, follow-up care by telephone and short message services on prothrombin time in patients with valve replacement surgery in hospitals of Tehran. Medical-Surgical Nursing Journal, 2012; 1(2): p.36-41.

59.          Zakerimoghadam M, Bassampour SH,Rjab A, et al., Effect of nurse-led telephone follow ups (tele-nursing) on diet adherence among type 2 diabetic patients. Journal of hayat, 2008; 14(2): p. 63-71.

60.          Khan MS,Omeara M, Stevermuer M, et al. Randomized controlled trial of asthma education after discharge from an emerge

ncy department. Journal of paediatrics and child health, 2004; 40(12): p. 674-677.

61.          Kamrani  F,Nikkhah S,Borhani F, et al., The effect of patient education and nurse-led telephone follow-up (telenursing) on adherence to treatment in patients with acute coronary syndrome. 2015; 4(3) :16-24

62.          Civljak M, Stead LF, Hartmann-Boyce J,et al. Internet‐based interventions for smoking cessation. Cochrane Database of Systematic Reviews, 2013 jul 10; (7): CD007078

63.          Hamel  LM,  Robbins LB, Wilbur J. Computer- and web-based interventions to increase preadolescent and adolescent physical activity: a systematic review. J Adv Nurs, 2011; 67(2): p. 251-268.

64.          Ebert  DD, Zarski AC, Christensen H,et al. Internet and computer-based cognitive behavioral therapy for anxiety and depression in youth: a meta-analysis of randomized controlled outcome trials. PLoS One, 2015; 10(3): p. e0119895.

65.          Richards D, Richardson T. Computer-based psychological treatments for depression: a systematic review and meta-analysis. Clin Psychol Rev, 2012; 32(4): p. 329-342.

66.          Marsch LA,  Carroll KM, Kiluk BD. Technology-based interventions for the treatment and recovery management of substance use disorders: a JSAT special issue. J Subst Abuse Treat, 2014; 46(1): p. 1-4.

67.          Alvarez-Jimenez M, Alcazar-Corcoles MA, Gonzalez-Blanch C,et al., Online, social media and mobile technologies for psychosis treatment: a systematic review on novel user-led interventions. Schizophr Res, 2014; 156(1): p. 96-106.

68.          Peimani M,  Rambod C,  Ghodsi R.  EFFECTIVENESS OF SHORT MESSAGE SERVICE-BASED INTERVENTION (SMS) ON SELF-CARE IN TYPE 2 DIABETES. Iranian Journal of Diabetes and Metabolism, 2016; 15(4): p. 267-276.

69.          Haghani  F,SHahidi SH,Manoochehri F, et al. The effect of distance learning via sms on knowledge & satisfaction of pregnant women. Iranian Journal of Medical Education, 2016; 16: p. 43-52.

70.          Baji  Z, Zaani F, SHakerinejad GH.  Comparing Gain and Loss Framed Message Texting (SMS) on Foot Self-Care Behaviors Among Women with Type 2 Diabetes. Shiraz E-Medical Journal, 2018; 19(Suppl).

71.          Estabrooks  PA,  Smith-Ray RL. Piloting a behavioral intervention delivered through interactive voice response telephone messages to promote weight loss in a pre-diabetic population. Patient education and counseling, 2008 ; 72(1): p. 34-41.

72.          Malakouti  SK, Nojomi M, Mirabzadeh A, et al., A comparative study of nurses as case manager and telephone follow-up on clinical outcomes of patients with severe mental illness. Iranian journal of medical sciences, 2016; 41(1): p. 19-27

73.          González-Ortega  I, Ugarte A, Ruiz de azue S, et al. Online psycho-education to the treatment of bipolar disorder: protocol of a randomized controlled trial. BMC psychiatry, 2016; 16(1): p. 452.

74.          Vaghee S,Salarhaji A, Asgharipour N, et al. Effects of psychoeducation on stigma in family caregivers of patients with schizophrenia: A clinical trial. Evidence Based Care, 2015; 5(3): p. 63-76.

75.          Frank E, Kupfer DJ,Thase ME, et al., Two-year outcomes for interpersonal and social rhythm therapy in individuals with bipolar I disorder. Archives of general psychiatry, 2005; 62(9): p. 996-1004.

76.          SHojaei  A, Nehrir B, naderi N,  et al., Comparison of patient education and follow up by nurse on anxiety in heart failure patients. 2014; 15(10): 1162-1172.

77.          Schomerus G, Anqermeyer MC,Baumeister SE, et al., An online intervention using information on the mental health-mental illness continuum to reduce stigma. European Psychiatry, 2016;  32: p. 21-27.

78.          Hidalgo-Mazzei  D, Mateu A, Reinares M, et al., Self-monitoring and psychoeducation in bipolar patients with a smart-phone application (SIMPLe) project: design, development and studies protocols. BMC psychiatry, 2015; 15(1): p. 52.

79.          Çuhadar D, Çam MO. Effectiveness of psychoeducation in reducing internalized stigmatization in patients with bipolar disorder. Archives of psychiatric nursing, 2014; 28(1): p. 62-66.

80.          Shoushi F,Jannati Y, Mousavinasab N, et al. The impact of family centered care on depression, anxiety and stress of family caregivers of patients undergoing open heart surgery. Iranian Journal of Rehabilitation Research, 2017; 3(2): p. 53-60.

81.          Movahedi M ,Mohammad Khani SH,  Hasani J . The relationship between the perceived stress and the quality of life among the women with breast cancer. Yafeh, 2018; 20(3): 100-109.

82.          Navidian A,

Pahlavanzadeh S, Yazdani M. The effectiveness of family training on family caregivers of inpatients with mental disorders. Iranian Journal of Psychiatry and Clinical Psychology, 2010; 16(2): p. 99-106.

83.          Ghanean H, Nojomi M, Jacobsson L.  Internalized stigma of mental illness in Tehran, Iran. Stigma Research and Action, 2011; 1(1): p. 11-17.

84.          Taghva A, Earsi Z, Javanmard Y,et al .Strategies to reduce the stigma toward people with mental disorders in Iran: stakeholders’ perspectives. BMC psychiatry, 2017; 17(1): p. 17.

85.          Saadat S, Asghari F, Jazayeri R . The relationship between academic self-efficacy with perceived stress, coping strategies and perceived social support among students of University of Guilan. Iranian Journal of Medical Education, 2015; 15: p. 67-78.

 

1

 

1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.

مطالعه ای با عنوان بررسی تاثیر آموزش با استفاده از تلفن همراه بر استیگما و استرس مراقبین خانوادگی بیماران دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان روانپزشکی زاهدان در سال 1398  که کلیه مراقبین خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی ترخیص شده از بیمارستان بهاران زاهدان جامعه مورد مطالعه این پژوهش را تشکیل میدهد

خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)

ندارد

نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)

-برای کنترل علایم روانشناختی

-کنترل استرس

کاهش استیگما

عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)

ندارد

جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.

ندارد

هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )

هیچ هزینه ای ندارد

روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد

ندارد

محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.

کاملا محرمانه است و اصل رازداری و حفظ اسرار شما رعایت میشود

پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود

به سوالات پاسخ داده میشود  09132489980

حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.

دارد  هر زمان که خواستید میتوانید انصراف دهید

رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم

ابنجانب با علم و آگاهی به کلیه موارد رضایت خود را اعلام میدارم

پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

یسمه تعالی

سلام

پرسشنامه ای که در اختیار دارید به منظور انجام پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد تدوین شده است . خواهشمند است با اختصاص دقایقی از وقت خود ، ما را در انجام این پزوهش یاری نمایید. پیشاپیش از وقتی که صرف می کنید ، نهایت تشکر را داریم . لازم به ذکر است که شما کاملاً به طور تصادفی انتخاب شده اید و مشخصات شما در این پرسشنامه ذکرنخواهد شد .

 

پرسشنامه اطلاعات دموگرافیگ

اطلاعات مربوط به بیمار

 سن :       سال                 جنس: مرد     زن                وضعیت تاهل: مجرد        متاهل           جداشده                                           

تحصیلات: بیسواد       زیردیپلم       دیپلم       بالای دیپلم                              طول مدت بیماری :         ماه                    

 نوبت بستری: دوم       سوم        چهارم         بیشتر

 

 

اطلاعات مربوط به مراقب

سن :     سال                    جنس : مرد     زن               وضعیت تاهل : مجرد        متاهل     جداشده                                             

تحصیلات: سیکل         زیر دیپلم          دیپلم          بالای دیپلم

شغل: بیکار      کارمند       آزاد                               قومیت: فارس          غیرفارس                         

سابقه خانوادگی بیماری : دارد        ندارد                           زندگی با بیمار: زندگی میکند        زندگی نمیکند

نسبت با بیمار: پدر       مادر       همسر       فرزند       خواهر       برادر                                           

 

 

پرسشنامه تعدیل شده استاندارد استیگمای احساسی بیمار روانی ریتچر 2003 (17سوالی)

 

عبارت

کاملا مخالفم

مخالفم

موافقم

کاملا موافقم

1

بیماران روانی مستعد رفتار خشونت آمیز هستند

 

 

 

 

 

2

بخاطر حضور بیمار روانی در خانواده مورد تبعیض قرار می گیریم

 

 

 

 

 

3

من از برقراری ارتباط نزدیک با دیگران خودداری می کنم

 

 

 

 

 

4

من به خاطر داشتن بیمار مبتلا به بیماری روانی احساس خجالت می کنم

 

 

 

 

 

5

بیماران روانی نباید ازدواج کنند

 

 

 

 

 

6

از اینکه به مردم بگویم در خانواده فرد مبتلا به بیماری روانی دارم اجتناب میکنم

 

 

 

 

7

من در مقابل کسانیکه فرد مبتلا به بیماری روانی ندارند احساس حقارت میکنم

 

 

 

 

8

من فکر میکنم رفتارم عجیب به نظر میاید که با دیگران به علت داشتن فرد مبتلا به بیماری روانی معاشرت نمیکنم

 

 

 

 

 

9

افرادی که بیمار مبتلا به اختلال روانی دارند نمی توانند زندگی خوب و با ارزشی داشته باشند

 

 

 

 

 

10

من راجع به بیمارم که مبتلا به بیماری روانی است با دیگران صحبت نمیکنم تا فشار روانی ناشی از حرف دیگران به فشار روانی ناشی از بیماری اضافه نشود

 

 

 

 

 

11

تصورات در رابطه با بیماری روانی در مورد من نیز به علت داشتن بیمار مبتلا به بیماری روانی صدق میکند

 

 

 

 

12

در حضور افرادی که فرد مبتلا به بیماری روانی ندارد احساس بی کفایتی میکنم و یا محل را ترک میکنم

 

 

 

 

 

13

مردم اغلب با من رییس وار رفتار میکنند به این دلیل که بیمار من مبتلا به بیماری روانی است

 

 

 

 

 

14

داشتن بیمار مبتلا به بیماری روانی زندگی من را تباه کرده است

 

 

 

 

 

15

مردم اغلب من را نادیده میگیرند به این دلیل که بیمار من مبتلا به بیماری روانی است

 

 

 

 

 

16

هیچ کس علاقمند برقراری ارتباط نزدیک با من نیست به این دلیل که بیمار من مبتلابه بیماری روانی است

 

 

 

 

 

17

تصورات مربوط به بیماری روانی در مورد من هم اعمال می شود

 

 

 

 

 

 

 

پرسشنامه استاندارد استرس ادراک شده کوهن و همکاران 1983 (14 سوالی)

 

 

سوالات

هرگز

کم

متوسط

زیاد

خیلی زیاد

1- در طول ماه گذشته تا چه اندازه به دلیل پیش آمدن مساله ای که انتظارش را نداشته اید، ناراحت شده اید؟

 

 

 

 

 

2- در طول ماه گذشته تا چه اندازه ای احساس کرده اید که نمی توانید از عهده مسائل مهم که در زندگیتان وجود دارند، برآیید؟

 

 

 

 

 

3- در طول ماه گذشته تا چه اندازه عصبی یا دچار احساس تنش شده اید؟

 

 

 

 

 

4- در طول ماه گذشته تا چه اندازه احساس کرده اید که در برخورد با مشکلات و گرفتاری های روزمره زندگی موفق هستید؟

 

 

 

 

 

5- در طول ماه گذشته تا چه اندازه احساس کرده اید که در برخورد با تغییرات مهمی که در زندگیتان پیش آمده اند، عملکرد موثر داشته اید؟

 

 

 

 

 

6- در طول ماه گذشته تا چه اندازه هنگام حل مسائل شخصی خود نسبت به توانایی های خویش احساس اطمینان داشته اید؟

 

 

 

 

 

7- در طول ماه گذشته تا چه اندازه احساس کرده اید که امور مختلف بر وفق مرادتان است؟

 

 

 

 

 

8- در طول ماه گذشته تا چه اندازه متوجه شده اید که از عهده تمام کارهایی که باید انجام می دادید، نمی توانید برآیید؟

 

 

 

 

 

9- در طول ماه گذشته تا چه اندازه توانسته اید به خوبی با فراز و نشیب هایی که در زندگی تان پیش آمده اند کنار بیایید؟

 

 

 

 

 

10- در طول ماه گذشته تا چه اندازه احساس کرده اید که بر همه امور تسلط دارید؟

 

 

 

 

 

11- در طول ماه گذشته تا چه اندازه بوجود آمدن مساله ای که از کنترل شما خارج بوده، باعث ناراحتی تان شده است؟

 

 

 

 

 

12- در طول ماه گذشته تا چه اندازه نگران کارهایی بوده اید که باید آنها را کامل می کردید؟

 

 

 

 

 

13- در طول ماه گذشته تا چه اندازه توانسته اید به طوری که دلتان خواسته است وقتتان را بگذرانید؟

 

 

 

 

 

14- در طول ماه گذشته تا چه اندازه احساس کرده اید که مشکلات آنقدر روی هم جمع شده اند که نمی توانید از عهده آنها برآیید؟

 

 

 

 

 

 


پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود