
| کد طرح | 9534 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی مقایسه ای ترومای دوران کودکی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی |
| عنوان لاتین طرح | Comparative study of trauma in childhood and emotion regulation in individuals with mood disorders and borderline personality disorder |
| نوع طرح | کاربردی |
| محل اجرای طرح | |
| رسته مطالعاتی | مطالعه مورد/شاهد(Case/control)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | عضو هیچکدام از مراکز نمی باشم. |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| هانیه محمدی زاده | دانشجو | تدوین طرح | کارشناسی ارشد | haniya.mhz95@gmail.com |
| نورمحمد بخشانی | استاد راهنما | بررسی متون | دکترای تخصصی | nmbs14@yahoo.com |
| عزیزالله مجاهد | مشاور | مشاور علمی | دکترای تخصصی | azizmojahed@gmail.com |
| زهرا قیاسی | مشاور | مشاور تخصصی | متخصص | linooshghiasi@gmail.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی مقایسه ای ترومای دوران کودکی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Comparative study of trauma in childhood and emotion regulation in individuals with mood disorders and borderline personality disorder | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | اختلال شخصیت مرزی(BPD)، یک اختلال جدی است که اغلب کمتر تشخیص داده میشود(1). و طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی(DSM-5) بهعنوان نقص قابل توجه در عملکرد فردی( هویت یا جهتدهی خود) و عملکرد بینفردی( همدلی یا صمیمیت) بعلاوه ویژگیهای پاتولوژیک شخصیت درسه حوزه: هیجانپذیری منفی(شایستگی هیجانی، اضطراب، ناامنی ناشی از رهاشدگی، افسردگی)، عدم بازداری (تکانشگری و ریسکپذیری) و خصومت تعریف میشود(2). اختلال شخصیت مرزی شایعترین اختلال شخصیت همزمان در بیماران مبتلا به اختلال خلقی میباشد(,43)و اکثر بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(83%)، دارای یک یا چند اپیزود اختلال خلقی در طول عمرشان هستند(5).اختلالات خلقی، بیماریهای روانی مزمن و عودکنندهای هستند(6) که از شایعترین و جدیترین اختلالات روانی هستند(7) و میلیونها نفر در سراسر جهان را مبتلا میسازند(6). اختلالات خلقی به گروهی از اختلالها در DSM-5 اشاره دارد که هسته مرکزی آنها اختلال در خلق میباشدو شامل علایم خلق بالا مثل مانیا و هیپومانیا و همچنین خلق و خوی افسرده میباشد که بر اساس تظاهرات بالینی، ویژگیهای غالب و دورهای اختلال، به چندین نوع تقسیم شدهاند(7). آسیبشناسی روانی مرتبط با اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی به طور بالینی از سن بلوغ تا بزرگسالی آشکار میشود، و اغلب همزمان رخ میدهند، میتوانند یکدیگر را تقویت کنند، و تمایزشان از لحاظ بالینی دشوار است(8). این بهمپیوستگی پیچیده از ویژگیهای بالینی، عوامل خطر مشترک، پیشسازهای هردو اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی، ارزیابی بالینی، پیشگیری، و درمان این اختلالات را پیچیده میکند(8).اگرچه ما سببشناسی اختلالات روانی را معمولا چند عاملی در نظر میگیریم، عوامل ژنتیکی و وقوع رویدادهای تروماتیک در تاریخچه زندگی بیماران بهعنوان عوامل اولیه مرتبط با آسیبپذیری در ایجاد اختلالات روانپزشکی شناسایی شدهاند. شواهد رابطه بین استرسهای اولیه زندگی و ایجاد اختلال شخصیت مرزی (9) و اختلالات خلقی (10) را نشان میدهند. ترومای کودکی شامل آسیبهای جنسی، سواستفاده شدید بدنی و کلامی، شاهد بهرهکشی خانوادگی، بیتوجهی، و رهاشدگی میباشد(17-11). برخلاف استرسهای اولیه زندگی که تجربیات گذشته هستند، بدتنظیمی هیجانی یک آسیبشناسی روانی است که BPD را از اختلال افسردگی اساسی (18) و اختلال دو قطبی(19) متمایز میکند. هرگونه توجه به بدتنظیمی هیجانی ابتدا نیازمند توجه به آنچیزی میباشد که تحت عنوان تنظیم هیجان معنی میشود که شامل یک ساختار چندبعدی است که فرایندهای مسئول ارزیابی، اصلاح و نظارت بر واکنشهای هیجانی را در بر میگیرد(19). باتوجه به مطالب فوق و با وجود انجام مطالعاتی در زمینهی رویدادهای استرسآمیز اولیه زندگی، تنظیم هیجانی و ارتباطشان با اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی، مطالعهای که بصورت منسجم این دو متغیر را در سه گروه افراد مبتلا به اختلالات خلقی، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و افراد مبتلا به همبودی اختلال شخصیت مرزی و اختلالات خلقی بسنجد، انجام نشدهاست لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسهای ترومای دوران کودکی اولیه و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی میباشد. و از آنجایی که ترومای دوران کودکی یکی از عوامل موثر در ابتلا به اختلالات روانپزشکی است میتوانیم با آموزش خانوادهها گامی موثر در راستای پیشگیری از اختلالات روانپزشکی در آینده برداریم و همچنین با آموزش مهارتهای تنظیم هیجان به افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی گامی در جهت کاهش علائم و افزایش عملکرد اجتماعی این افراد برداریم. در مطالعهای Mazer و همکاران در سال 2019 با هدف ارزیابی و مقایسه اختلال دوقطبی(BD) و اختلال شخصیت مرزی بر اساس تاریخچه استرسهای اولیه زندگی و مقیاسهای روانی غدد درونریز نشان دادند بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی با علائم شدیدتر روانپزشکی از جمله اضطراب، تکانشگری، افسردگی، ناامیدی و افکارخودکشی نسبت به بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی مواجه شدهاند. آنها همچنین نشان دادند تاریخچه استرسهای اولیه زندگی در بیماران(BPD و BD) به میزان قابل توجهی بیشتر و شدیدتر از گروه کنترل بود. نتایج نشان داد که بدرفتاری هیجانی، بیتوجهی هیجانی و بیتوجهی فیزیکی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بیشتر از بیماران مبتلا به اختلال دو قطبی است. و بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شدت بیشتری از استرس های اولیه زندگی را تجربه کردهاند(9).
Kim و همکاران در در مطالعهای در سال 2018 با هدف مقایسه استرسهای اولیه زندگی، تابآوری و بدتنظیمی هیجانی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و افراد مبتلا به همبودی اختلال شخصیت مرزی و اختلال افسردگی اساسی، نشان دادند تجربیات بدرفتاری هیجانی در اوایل زندگی و نقص در خودتنظیمی هیجانی بطور معناداری با گروه دوم(افراد مبتلا به همبودی اختلال شخصیت مرزی و اختلال افسردگی اساسی) و شدت اختلال شخصیت مرزی ارتباط دارد و همچنین نشان دادند بدتنظیمی هیجانی در گروهی که همزمان به هر دو اختلال مبتلا بودند به طور معناداری از گروه دیگر بیشتر بود(18).
در مطالعهای Bayes و همکاران در سال 2016 با هدف بررسی مقایسهای بدتنظیمی هیجانی در افراد مبتلا به اختلال دو قطبی، اختلال شخصیت مرزی و افراد مبتلا به همبودی به اختلال شخصیت مرزی و اختلال دوقطبی، نشان دادند که افراد مبتلا به همبودی هردو اختلال، بیشترین نقص را در راهبردهای تنظیم هیجان و افراد مبتلا به اختلال دوقطبی، کمترین نقص را داشتند(19).
پورشهریار و همکاران در سال 1397 با هدف بررسی نقش واسطهای سبکهای دلبستگی و تنظیم هیجانی در رابطه بین آزار هیجانی دوران کودکی و ویژگیهای اختلال شخصیت مرزی، نشان دادند که سبک دلبستگی ناایمن مضطرب و مشکلات در تنظیم هیجانی میتواند بهطور کامل، رابطه بین آزار هیجانی دوران کودکی و ویژگیهای اختلال شخصیت مرزی را تبیین کند(20).
هاشمی و همکاران در سال1395 در پژوهشی با هدف تعیین نقش راهبردهای شناختی تنظیمهیجان در نشانههای شخصیت مرزی، با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان ( CERQ )نشان دادند که راهبرد سرزنش دیگران به طور مثبت و راهبردهای دیدگاهگیری، برنامهریزی، ارزیابی مجدد مثبت، سرزنش خود و تمرکز مجدد مثبت به صورت منفی، تغییرات نشانههای شخصیت مرزی را پیشبینی میکند(21). در پژوهش دیگری که توسط صالحی و همکاران در سال 1394 با هدف تعیین نقش راهبردهای شناختی تنظیم هیجان در پیشبینی علائم افسردگی انجام شد با استفاده از پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان(گارنفسکی وهمکاران، 2002) نشان دادند که از بین 9 مقیاس راهبرد شناختی تنظیم هیجان، به ترتیب؛ فاجعه بارخواندن، پذیرش، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و نشخوارفکری همراه با استرس اخیر بر افسردگی تاثیر داشتهاند و پیشبینی کننده معنادار آن هستند. اما راهبردهای سرزنش خود، سرزنش دیگران، بازارزیابی مثبت، تمرکز مجدد مثبت و کماهمیت شماری بر افسردگی تاثیر نداشته است(22). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
فرضیات:
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | تعیین میزان و مقایسه ترومای دوران کودکی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | بیمارستان های روانپزشکی، کلینیک های روانشناسی و روانپزشکی، محققین | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | ترومای دوران کودکی: آسیبهای دوران کودکی میتواند بهعنوان یک تجربه مهم و منفی استرسزا در اوایل زندگی مثل تجاوز جنسی، سوء استفاده فیزیکی، بیتوجهی هیجانی، غفلت هیجانی، از دست دادن والد یا والدین و یا جدایی از آنها تعریف شود(10).
تنظیمهیجان: تنظیم هیجان به فرایندی اطلاق میشود که فرد بداند تحت تاثیر چه هیجاناتی است، چگونه آن را تجربه میکند و به چه صورت میتواند آن را مدیریت کند. مشکل در تنظیم هیجانی باعث میشود فرد نتواند از راهبردهای موثر برای مدیریت هیجانات استفاده کند(20).
اختلالات خلقی: ختلالات خلقی به گروهی از تشخیصات اشاره دارد که هسته مرکزی آنها اختلال در خلق میباشدو شامل علایم خلق بالا مثل مانیا و هیپومانیا و همچنین خلق و خوی افسرده میباشد که بر اساس تظاهرات بالینی، ویژگیهای غالب و دورهای اختلال، به چندین نوع تقسیم شدهاند. با توجه به نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، اختلالات خلقی به دو طبقه اختلالات دوقطبی و اختلالات افسردگی تقسیم میشوند. اختلال دو قطبی با دورههای مکرر هیپومانیا، مانیا یا افسردگی مشخص میشود. یک نوع شدید این بیماری، اختلال دوقطبی تندچرخی است با حضور حدقل چهار دوره خلقی در هر سال مشخص میشود. شکل اصلی اختلال افسردگی، اختلال افسردگی اساسی است که با دورههایی از افسردگی مشخص میشود(10).
اختلال شخصیت مرزی: اختلال شخصیت مرزی یک وضعیت روانپزشکی است با بدتنظیمی هیجانی، اختلال در رفتار، حساسیت بین فردی، آشفتگی هویت و اشکال در عملکرد مشخص شدهاست(24). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | پژوهش حاضر یک مطالعه موردی-شاهدی است که به صورت مقطعی انجام خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | جمعیت مورد مطالعه را افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی مراجعه کننده به بیمارستان روانپزشکی بهاران تشکیل خواهند داد.
معیارهای ورود: -افراد مبتلا به اختلالات خلقی و افراد مبتلا اختلال شخصیت مرزی و افراد مبتلا به همبودی دو اختلال -داشتن حداقل تحصیلات پایان ابتدایی -نداشتن اختلالهای اسکیزوفرنی، دلیریوم و دمانس -داشتن سن 50-18 سال
معیارهای خروج: -عدم رضایت به شرکت و همکاری در مطالعه -دلیریوم و دمانس و اختلالات سایکوتیک همبود -دارا بودن مشکلات حاد پزشکی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن |
در تحقیق صبری و همکاران(24)، تعداد افراد نمونه 75نفر(25 نفرافراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، 25نفر افراد مبتلا به اختلال دوقطبی و 25 نفرافراد بهنجار) و در تحقیق سعیدی و حاتمی(25)، تعداد افراد 60نفر (هرگروه 30نفر) می باشد لذا با توجه به تحقیقات قبلی و محاسبه فرمول مقایسه میانگین ها در پژوهش حاضر تعداد افراد نمونه را 90 نفر(30 نفر افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، 30نفر افراد مبتلا به اختلالات خلقی، 30نفر افراد مبتلا به همبودی دو اختلال) تشکیل خواهند داد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) |
نمونهگیری به روش غیر احتمالی آسان (نمونههای در دسترس) خواهد بود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | جهت جمعآوری دادهها از آزمون ترومای دوران کودکی، پرسشنامه تنظیم هیجان، پرسشنامه شخصیت میلون استفاده خواهد شد.
پرسشنامه تروما دوران کودکی ( CTQ) : به منظور سنجش تروماهای دوران کودکی از این پرسشنامه استفاده خواهد شد. این پرسشنامه توسط برنشتاین و همکاران در سال 1994 طراحی شد و در سال 1995 نسخه دوم 53 مادهای از آن ارائه شد. در سال 1998 فرم نهایی آزمون با 34 سوال طراحی شد. آزمودنی پس از خواندن هر سوال دور عددی را که به بهترین نحو او را توصیف میکند، خط میکشد. هرکدام از سوالات در 5 سطح( هرگز، به ندرت، گاهی اوقات، اغلب اوقات و همیشه) طبقهبندی شدهاست. این پرسشنامه، آزاردیدگی را در پنج خرده مقیاس سواستفاده جسمانی، سو استفاده هیجانی، غفلت یا نادیده گرفتن جسمانی، غفلت یا نادیده گرفتن هیجانی، و سواستفاده کلی را به دست میدهد. این پرسشنامه دارای اعتبار و روایی نسبتا بالایی میباشد. برنشتاین و همکاران(1994) پایایی عوامل مختلف پرسشنامه ترومای دوران کودکی را با روش بازآزمایی و آلفای کرونباخ بین 79/0. تا 94/0. گزارش کردهاند. این ضرایب بیانگر اعتبار بسیار بالای پرسشنامه ترومای دوران کودکی میباشد.
پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان(DERS): مقیاس دشواری در تنظیم هیجانی، مقیاسی 36 مادهای است که گراتز و رومر(2004) آن را طراحی کردهاند و یک نمره کلی و شش نمره اختصاصی در زیر مقیاسهایی به نام عدم پذیرش پاسخهای هیجانی، دشواری دست زدن به رفتار هدفمند، دشواری کنترل تکانه، فقدان آگاهی هیجانی، دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجانی و فقدان شفافیت هیجانی دارد که مربوط به ابعاد مختلف دشواری در تنظیم هیجانی است. مقیاس پاسخگویی این پرسشنامه پنج درجهای(تقریبا هرگز=1، تا تقریبا همیشه=5) است. نمرات بالاتر نشاندهنده دشواری در مقوله تنظیم هیجان است. در ایران، پایایی و اعتبار این مقیاس با دو روش آلفای کرونباخ و تصنیف محاسبه شدهاست. نمرات به دست آمده به ترتیب برابر 86/0. و 74/0. است که این نتایج حاکی از اعتبار مناسب این مقیاس در فرهنگ ایرانی است. ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کلی این مقیاس 88/0. به دست آمد.
پرسشنامه شخصیت میلون: آزمون بالینی چندمحوری میلون-3 ( ام.سی.ام.آی-3) یک مقیاس خودسنجی است که برای بزرگسالان 18 سال به بالا که برای درمان یا ارزیابی روانشناختی به مراکز سلامت روان مراجعه میکنند، استفاده میشود. ام.سی.ام.آی-3 در سال1994 در گردهمایی انجمن روانشناسی آمریکا معرفی شد. این آزمون نسخه تجدیدنظر شده ام.سی.ام.آی-2 است که یکی از مهمترین ابزارهای سنجش عینی نشانگان بالینی مطرح شده در محور یک و اختلالات شخصیت محور دو راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی-4 است. مطالعات مختلف نشاندهنده پایایی نسبتا خوب این پرسشنامه است. برای مقیاسهای اختلال شخصیت، همبستگیهای متوسطی از 58/0. تا 93/0. با متوسط 78/. به دست آمده است. مقیاس شخصیت مرزی این پرسشنامه 16 گویه دارد و آسیب ساختاری شدیدتر را میسنجد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | در این مطالعه با هدف بررسی مقایسهای ترومای دوران کودکی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی، پس از تصویب طرح در پژوهش دانشکده پزشکی، از بین افراد مراجعه کننده به کلینیک و بیمارستان روانپزشکی بهاران، نمونه به صورت در دسترس با توجه به مصاحبه تشخیصی روانپزشک و روانشناس بر اساس ملاکهای تشخیصی DSM-5 انتخاب خواهد شد و افراد در سه گروه (افراد مبتلا به اختلال خلقی، افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و افراد مبتلا به همبود اختلال شخصیت مرزی و اختلال خلقی) تقسیم و افراد براساس محدوده سنی، تحصیلات و جنسیت همسان خواهند شد. پژوهشگر پس از توضیح فرایند پژوهش برای شرکتکنندهها و کسب رضایت آنها، پرسشنامه ترومای دوران کودکی و تنظیم هیجانی در میان افراد به صورت انفرادی توزیع خواهد کرد. به کلیه افراد گفته خواهد شد که اطلاعات آنان کاملا محرمانه خواهد ماند. افرادی که تشخیص اختلال شخصیت مرزی گرفتهاند، پرسشنامه شخصیت میلون را نیز پرخواهند کرد. پس از جمعآوری اطلاعات دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و انتخاب روشهای آمار متناسب با اهداف پژوهش مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | جهت تجزیه و تحلیل دادهها از شاخصهای توصیفی(میانگین و انحراف استاندارد) و آزمون تحلیل واریانس استفاده خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | شرکت در پژوهش با رضایت آگاهانه خواهد بود و دادهها به صورت گروهی و بدون اطلاعات شناسانده مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت و اطلاعات فردی محرمانه خواهند بود. کدهای زیر مصوب کمیته کشوری اخلاق طبق دفترچه راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران رعایت خواهد شد. 1.هدف اصلی هر پژوهش باید ارتقای سلامت انسان ها، توام با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد . 2.در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنیها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است. 3.پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیهپذیر است که منافع بالقوهی آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد. در پژوهشهای دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار میگیرد نباید بیشتر از آنچه باشد که مردم عادی در زندگی روزمرهی خود با آن مواجه میشوند. حصول اطمینان از این امر برعهدهی طراحان، مجریان وهمکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایشکنندهی پژوهش از جمله کمیتهی اخلاق در پژوهش است. 4.مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینه ی پایین تر و یا صرفا عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هرگونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود. 5. قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی ، باید اقدامات اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنیها و تامین سلامت آنها انجام گیرد. 7. اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود. 8. طراحی و اجرای پژوهشهایی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرند باید منطبق با اصول علمی پذیرفته شده بر اساس دانش روز و مبتنی بر مرور کامل منابع علمی موجود و پژوهشهای قبلی آزمایشگاهی، و در صورت لزوم، حیوانی مناسب باشد. مطالعات حیوانی باید با رعایت کامل اصول اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی انجام شوند. 10.هر پژوهشی باید بر اساس و منطبق بر یک طرحنامه (پروپوزال) به انجام برسد. در کارآزماییهای بالینی باید علاوه بر طرح نامه، دستورالعمل (پروتکل) نیز تهیه و ارائه شود. طرحنامه و دستورالعمل باید شامل تمامی اجزای ضروری باشد. از جمله بخش ملاحظات اخلاقی، اطلاعات مربوط به بودجه، حمایت کنندهها، وابستگیهای سازمانی، موارد تعارض منافع بالقوهی دیگر، مشوقهای شرکت کنندگان، پیش بینی درمان و یا جبران خسارت افراد آسیب دیده در پژوهش .در مواردی که لازم است رضایتنامهی آگاهانه بهصورت کتبی اخذ شود، فرم رضایتنامه باید تدوین و به طرحنامه پیوست شده باشد. پیش از تصویب یا تأیید طرحنامه از سوی کمیتهی مستقل اخلاق در پژوهش، نباید اجرای پژوهش شروع شود. 11. کمیتهی اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرحها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد. اطلاعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیتهی اخلاق درخواست میشود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود. 12. انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد. 13.کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا می شود، الزامی است . این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه غیرممکن یا قابل صرف نظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیته اخلاق منتقل شود. در صورت تایید کمیته اخلاق ، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. 14. اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد. 15.پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، بهنحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است بهکار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروهمورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانی شود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این موارد باید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود. 16.پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا ، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی می شود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد –نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده- داده شود، همچنین، در پژوهش هایی که پزوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوه جذب آزمودنی باید توس کمیته اخلاق تایید شود. در یان موارد شخص ثالث و معتمدی بایدرضایت را دریافت کند. 17.پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. 18.پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائهی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطلاعرسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است. 20.در پژوهشهایی که از مواد بدنی (شامل بافتها و مایعات بدن انسان) یا دادههایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمعآوری، تحلیل، ذخیرهسازی و /یا استفادهی مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود. در مواردی که اخذ رضایت غیرممکن باشد یا اعتبار پژوهش را خدشهدار کند، میتوان در صورت بررسی مورد و تصویب کمیتهی اخلاق ، از دادهها یا مواد بدنی ذخیره شده، بدون اخذ رضایت آگاهانه استفاده کرد. 19. عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود. 20.در مواردی که آگاه کردن آزمودنی دربارهی جنبهای از پژوهش باعث کاهش اعتبار پژوهش می شود، ضرورت اطلاعرسانی ناکامل از طرف پژوهشگر باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود. بعد از رفع عامل این محدودیت، باید اطلاعرسانی کامل به آزمودنی انجام گیرد. 21. برخی از افراد یا گروههایی از مردم، نظیر ناتوانان ذهنی، کودکان، جنین و نوزاد، بیماران اورژانسی، یا زندانیانکه ممکن است بهعنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کنند، نمیتوانند برای دادن رضایت، آگاهی یا آزادی لازم را داشته باشند. این افراد یا گروهها آسیبپذیر دانسته میشوند و باید مورد حفاظت ویژه قرار گیرند. 22. از گروههای آسیبپذیر هیچگاه نباید (به دلایلی چون سهولت دسترسی ) به عناون آزمودنی ترجیحی استفاده شود. پژوهش پزشکی با استفاده از گروهها یا جوامع آسیبپذیر تنها در صورتی موجه است که با هدف پاسخگویی به نیازهای سلامت و اولویتهای همان گروه یا جامعه طراحی و اجرا شود و احتمال معقولی وجود داشته باشد که همان گروه یا جامعه از نتایج آن پژوهش سود خواهد برد. 23. در پژوهش بر روی گروههای آسیبپذیر، وظیفهی اخذ رضایت آگاهانه مرتفع نمیشود. در مورد افرادی که سرپرست قانونی دارند، پژوهشگر موظف است که علاوه بر اخذ رضایت آگاهانه از سرپرست قانونی، متناسب با ظرفیت خود فرد، از وی رضایت آگاهانه اخذ کند. در هر حال، باید به امتناع این افراد از شرکت در پژوهش احترام گذاشته شود. 24. اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامهی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود. 25. پژوهشگر مسوول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنی ها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین پژوهشگر موظف است ، که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار داده ها یا اطلاعات به دست آمده از بیماران باید براساس رضایت آگاهانه انجام گیرد . 26. هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوهی تحقق این امر ترجیحاً بهصورت پوشش بیمهای نامشروط باشد. 27. در پایان پژوهش هر فردی که بعنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که درباره نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات و روش هایی که سودمندی شان در آن مطالعه مشخص شده است بهره مند شود . 28. پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند. 29. نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد. 30. گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کردهاند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند. 31. روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها |
احتمال عدم همکاری و رضایت جهت شرکت در طرح وجود خواهد داشت. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | اختلال شخصیت مرزی- اختلالات خلقی- تنظیم هیجان- ترومای دوران کودکی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | بررسی مقایسهای ترومای دوران کودکی و تنظیم هیجان در افراد مبتلا به اختلالات خلقی و اختلال شخصیت مرزی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | در این پژوهش خون گیری صورت نمی گیرد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | افزایش آگاهی در ارتباط با برخی عوامل زمینه ای در اختلال شخصیت مرزی و اختلالات خلقی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | تکمیل پرسشنامه عوارض جانبی ندارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ندارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | هزینه تکثیر اوراق هزینه تایپ و تکثیر طرح و گزارش نهایی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | نتایج این نمونه گیری کاملا محرمانه خواهد بود و نتایج کلیه پرسشنامه ها جمع می گردد و جهت توصیف کلی بکار می رود و در نهایت نتایج تحقیق به اطلاع خواهد رسید. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | از وظایف یک پژوهشگر است که به سوالات دقیق پاسخ گوید. شماره تماس 09178332373 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | افراد حق عدم شرکت در پژوهش حاضر یا انصراف از همکاری با پژوهشگر را در تمامی مراحل تحقیق دارند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | اینجانب...............نسبت به مفاد این پرسشنامه آگاهی کامل دارم و با رضایت کامل به پرسش ها پاسخ می دهم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | 1-پرسشنامه تروما دوران کودکی (CTQ)
2-پرسشنامه دشواری تنظیم هیجانی (DERS)
3-پرسشنامه شخصیت میلون
1. اخیرا، حتی صبح ها احساس ضعف و بی حالی می کنم. 2. برای قوانین و مقررات احترام زیادی قائلم ، زیرا از حقوق افراد حمایت می کنند. 3. به قدری از انجام دادن کارهای مختلف لذن می برم، که نمی توانم تصمیم بگیرم ، کدام یک را اول انجام بدهم. 4. بیشتر وقت ها احساس ضعف و خستگی می کنم. 5. چون فکر می کنم آدم بزرگ و مهمی هستم برایم مهم نیست که دیگران در مورد من چه فکری می کنند. 6. دیگران به اندازه کافی قدر کارها و زحمات مرا نمی دانند. 7. اگر خانواده ام به من زور بگویند احتمالا عصبانی می شوم و در برابر خواست آنها مقاومت می کنند. 8. مردم پشت سرم در مورد قیافه و رفتارم حرف می زنند و مسخره ام می کنند. 9. اغلب اگر کسی اذیتم کندبه شدت از او انتقاد می کنم. 10. به ندرت تحت تاثیر چیزی قرار می گیرم. 11. هنگام راه رفتن نمی توانم تعادلم را حفظ کنم. 12. به آسانی و به سرعت احساساتم را بروز می دهم. 13. استعمال مواد مخدر اغلب مرا به دردسر می اندازد. 14. گاهی اوقات با خانواده ام بسیار تند و خشن برخورد می کنم. 15. خوشی های من دوام چندانی ندارند. 16. من آدمی خیرخواه و فروتن هستم. 17. در نوجوانی به خاطر رفتار بدی که در مدرسه داشتم دچار دردسرهای فراوانی می شدم. 18. از ارتباط نزدیک با دیگران می ترسم، زیرا ممکن است رسوا شوم و مسخره ام کنند. 19. دوستانی را انتخاب می کنم که بدی هایم را به من گوشزد کنند. 20. اغلب از دوره کودکی افکار غم انگیزی به خاطر دارم. 21. من ارتباط با جنس مخالف را دوست دارم. 22. بسیار دمدمی مزاج هستم، دایم نظرات و احساساتم را تغییر می دهم. 23. هرگز مصرف مواد مخدر، مشکل جدی در کارم به وجود نیاورده است . 24. چندسالی است که احساس می کنم در زندگی شکست خورده ام. 25. نمی دانم چرا اغلب دچار پشیمانی و احساس گناه می شوم. 26. دیگران نسبت به قدرت من حسادت می کنند. 27. اگر حق انتخاب داشته باشم ترجیح می دهم تنها کار کنم. 28. فکر می کنم نظارت و کنترل دقیق بر اعضای خانواده ام لازم و ضروری است. 29. دیگران مرا آدمی گوشه گیر و منزوی می دانند. 30. اخیرا دلم می خواهد چیزها را بشکنم. 31. من با جذابیت خودم می توانم توجه هر فرد خاصی را به خودم جلب کنم. 32. من همیشه دنبال این هستم که دوستان جدیددی پیدا کنم و با افراد تازه ای نشست و برخاست کنم. 33. اگر کسی از من انتقاد کند فورا خطاها و عیب های او را بیان می کنم. 34. تازگی ها به کلی خرد شده ام. 35. اغلب از انجام کار دست می کشم، زیرا می ترسم آن را درست انجام ندهم. 36. اغلب خشم و عصبانیتم را بروز می دهم و بعد پشیمان می شوم. 37. گاهی قدرت حس کردن را در بعضی از قسمت های بدنم از دست می دهم. 38. من بدون توجه به این که انجام کاری چه اثری بر دیگران دارد کارم را انجام می دهم. 39. مصرف مواد مخدر ممکن است عاقلانه نباشد ولی در گذشته حس می کردم به آن احتیاج دارم. 40. من آدم آرام و ترسویی هستم. 41. اغلب احمقانه و بی مقدمه رفتار می کنم به طوری که بعدا مرا به دردسر می اندازد. 42. هرگز کسی را که از من سوء استفاده کرده نمی بخشم، یا موقعیت دردناکی را که تحمل کرده ام فراموش نمی کنم. 43. اغلب بعد از آن که حادثه برایم اتفاق افتاد احساس ناراحتی و تنش می کنم. 44. اکثر اوقات احساس افسردگی و ناراحتی وحشتناکی دارم. 45. همیشه سعی می کنم دیگران را از خود خشنود کنم حتی اگر از آنها بدم بیاید. 46. در مقایسه با دیگران ، همیشه کمتر به مسائل جنسی علاقه نشان داده ام. 47. وقتی اتفاق بدی می افتد، احساس گناه می کنم. 48. از خیلی وقت پیش، صلاح خود را در این دیده ام که با دیگران کمتر رابطه داشته باشم. 49. از بچگی مواظب بودم کسی سرم کلاه نگذارد. 50. از آدم هایی که خیال می کنند هر کاری را می توانند بهتر از من انجام دهند متنفرم. 51. وقتی حوصله ام سر برود ، دوست دارم به کار پر هیجانی دست بزنم. 52. اعتیاد من مشکلاتی برای من و خانواده ام به وجود آورده است. 53. تنبیه هرگز مانع انجام کاری که دوست دارم نشده است. 54. بارها بی دلیل ، شادی و هیجان بیش از حد به من دست داده است. 55. چند هفته است که بی دلیل احساس خستگی و فرسودگی می کنم. 56. مدتی است که هیچ کاری را درست انجام نمی دهم و به این دلیل شدیدا احساس گناه می کنم. 57. فکر می کنم آدمی اجتماعی و خونگرم هستم. 58. اخیرا بسیار کم رو و خجالتی شده ام. 59. برای روزهای تنگدستی پس انداز می کنم. 60. من به اندازه دیگران در زندگی شانس ندارم. 61. دائم افکار و اندیشه ها ، در ذهنم موج می زنند و رهایم نمی کنند. 62. چند سالی است که از زندگی کاملا دلسرد و ناامید شده ام. 63. چند سالی است که افراد زیادی در مورد زندگی خصوصی ام جاسوسی می کنند. 64. نمی دانم چرا ولی گاهی حرفهای بد می زنم، صرفا برای این که دیگران را رنجیده خاطر کنم. 65. در سال گذشته، بیش از 30 بار بر فراز اقیانوس اطلس پرواز کرده ام. 66. در گذشته اعتیاد به مواد مخدر باعث شده شغلم را از دست بدهم. 67. فکر های مهمی در سر دارم که مردم این زمانه آن را نمی فهمند. 68. اخیرا مجبورم بدون دلیل در مورد چیزی مکررا فکر کنم. 69. از اکثر موقعیت های اجتماعی دوری می کنم زیرا می ترسم مردم از من انتقاد کنند یا مرا طرد کنند. 70. بیشتر وقتها فکر می کنم شایسته موفقیت هایی که نصیبم شده است نبوده ام. 71. اغلب وقتی تنها هستم، احساس می کنم کسی کنارم نشسته که دیده نمی شود. 72. اغلب به دیگران اجازه می دهم تصمیم های مهمی برایم بگیرند. 73. احساس بی هدفی می کنم و نمی دانم در زندگی به کجا می روم. 74. ظاهرا نمی توانم بخوابم و بعد از خواب هم به اندازه قبل از خواب خسته ام. 75. اخیرا خیلی عرق می کنم و کلافه ام. 76. پیوسته فکرهای عجیبی به سرم می زند کاش می توانستم از شر آنها خلاص شوم. 77. حتی وقتی بیدارم متوجه آدم هایی که دور و برم هستند، نمی شوم. 78. برایم مشکل است که بر هوس مشروب خواری خود غلبه کنم. 79. من اغلب اوقات افسرده و غمگین هستم. 80. پیدا کردن دوست برایم کار ساده ای است. 81. از سوء استفاده ای که در کودکی از من شده شرمنده ام. 82. همیشه نگرانم که کارهایم خوب برنامه ریزی و تنظیم باشد. 83. ظاهرا اغلب خلق و خویم از روزی به روز دیگر تغییر زیادی می کند. 84. می ترسم ریسک کنم و چیزهای جدید را امتحان کنم. 85. سوء استفاده کردن از کسی که خود اجازه چنین کاری را می دهد عیب نمی دانم. 86. مدتی است غمگین و گرفته ام و نمی توانم از این حالت خلاص شوم. 87. اغلب از دیدن آدم هایی که کند کار می کنند عصبانی می شوم. 88. در مهمانی ها هیچوقت گوشه گیر نیستم. 89. من آن چه اعضای خانواده ام انجام می دهند را زیر نظر دارم تا به چه کسی می توان اعتماد کرد. 90. گاهی در برابر مهربانی مردم دستپاچه و عصبانی می شوم. 91. استعمال مواد مخدر باعث درگیری خانوادگی برایم شده است. 92. اکثر اوقات تنها هستم و این تنهایی را ترجیح می دهم. 93. بعضی از اعضای خانواده ام می گویند که خودخواه هستم و فقط به خودم فکر می کنم. 94. مردم خیلی راحت می توانند نظرم را نظرم را عوض کنند حتی اگر تصمیم نهایی را خودم گرفته باشم. 95. بیشتر وقت ها به دیگران دستور می دهم و آنها را عصبانی می کنم. 96. قبلا دیگران به من گفته اند که به خیلی چیزها بیش از حد شور و علاقه نشان داده ام. 97. بهتر است آدم زود بخوابد و زود بیدار شود. 98. احساس من نسبت به افراد مهم زندگی ام اغلب بین محبت و نفرت در نوسان است. 99. در جمع و موقعیت های اجتماعی همیشه مضطرب و کلافه ام. 100. من هر روز مشروب می خورم. 101. قبول دارم که مسئولیت های خانوادگی را جدی نمی گیرم ، ولی باید آن ها را جدی بگیرم. 102. از همان کودکی بتدریج رابطه خودم را با واقعیت از دست داده ام. 103. افراد آب زیرکاه اغلب سعی دارند کاری را که من انجام داده ام یا فکرش از من بوده است را به اسم خودشان تمام کنند. 104. من نمی توانم شادی زیادی تجربه کنم چون احساس می کنم لیاقتش را ندارم. 105. علاقه چندانی به دوست پیدا کردن و رفاقت ندارم. 106. بارها در زندگیم وقتی شاد بودم و فعالیت زیادی داشتم حالت افسردگی به من دست داده است. 107. اشتهایم را به کلی از دست داده ام. 108. من از تنهایی و بی کسی و از این که به خودم متکی باشم می ترسم. 109. خاطره یک تجاوز وحشتناک در گذشته، دائم فکر مرا پریشان می کند. 110. در سال گذشته عکس من روی جلد مجله های زیادی چاپ شد. 111. ظاهرا علاقه ام را به اکثر فعالیت های لذت بخش مثل رابطه جنسی از دست داده ام. 112. در یکی دو سال گذشته بسیار غمگین و دلسرد بوده ام. 113. یکی دوبار با قانون مشکل داشته ام. 114. بهترین راه اجتناب از اشتباه ، تجربه داشتن است. 115. مردم به خاطر کاری که انجام نداده ام، به من تهمت می زنند. 116. اکثر اوقات عادت دارم برخی از مردم را اذیت کنم. 117. گاهی مردم فکر می کنند من عجیب و غریب صحبت می کنم و صحبت های من برای آنها غریب و نا آشناست. 118. دوره هایی در زندگی من وجود داشته است که قادر به خرید مواد مخدر نبوده ام. 119. مردم تلاش دارند مرا بگیرند چون فکر می کنند من دیوانه ام. 120. من هرکاری لازم باشد انجام می دهم تا فردی که دوستش دارم مرا ترک نکند. 121. یکی دوبار در هفته پرخوری می کنم. 122. فکر می کنم تمام فرصت های خوبی که برایم پیش آمد را از دست داده ام. 123. هیچ وقت نتوانستم از احساس غم و اندوه رهایی یابم. 124. وقتی تنها و دور از خانه هستم اغلب احساس اضطراب و هراس می کنم. 125. گاهی مردم از دست من عصبانی می شوند زیرا فکر می کنن من زیاد حرف می زنم یا تند صحبت می کنم. 126. امروزه اکثر افراد موفق ، یا خوش شانس اند یا کلاه بردار. 127. من نمی خواهم با دیگران رابطه نزدیک پیدا کنم چون مطمئنم به من علاقه مند می شوند. 128. بدون علت مشخصی احساس افسردگی می کنم. 129. بعد از سالها همچنان در مورد حادثه ای که واقعا زندگی ام را تهدید می کرد، خواب های وحشتناک می بینم. 130. توان انجام کارهای روزمره ام را ندارم. 131. وقتی به کمک احتیاج دارم الکل می نوشم. 132. من از فکر کردن در مورد این که چگونه در کودکی مورد سوء استفاده قرار گرفته ام متنفرم. 133. وقتی همه کارها خوب پیش می رود دائم نگرانم، بزودی حادثه بدی اتفاق خواهد افتاد. 134. وقتی حادثه بدی در زندگی ام اتفاق می افتد گاهی احساس ناتوانی می کنم و تقریبا دیوانه می شوم. 135. واقعا از تنهایی و درماندگی و از دست دادن حمایت نزدیکانم که من به آنها وابسته ام، می ترسم. 136. می دانم که پول زیادی برای مواد مخدر خرج کرده ام. 137. همیشه قبل از شروع انجام کاری، باید اطمینان پیدا کنم که آن کار در آن مدت محدود تمام می شود. 138. می دانم که مردم پشت سرم صحبت می کنند. 139. من در گرفتن عفو و بخشش دیگران مهارت دارم. 140. می دانم که برایم نقشه کشیده اند. 141. احساس می کنم که بیشتر مردم افکار پست و زشتی در مورد من دارند. 142. اغلب احساس تنهایی و پوچی می کنم. 143. گاهی بعد از غذا خوردن خودم را مجبور به استفراغ می کنم. 144. من معتقدم که همه را خوشحال می کنم و دیگران مرا به خاطر کارهایی که انجام می دهم و حرف هایی که می زنم تحسین می کنند. 145. دائم نگران کسی یا چیزی هستم. 146. همیشه بی جهت فریب می خورم، به ویژه وقتی کسی خودش را برتر از من نشان می دهد. 147. دائم افکار اضطراب برانگیز به ذهنم می آید. 148. در زندگی ام چیزهای کمی وجود دارد که واقعا مرا حوشحال کند. 149. وقتی به سرنوشت دردناکی که در گذشته داشته ام فکر می کنم احساس ناکامی کرده و به مرگ می اندیشم. 150. از این که خیلی زود بیدار می شوم و دیگر نمی توانم بخوابم ناراحتم. 151. من هرگز قادر به ابراز احساساتم نیستم چون در نظر مردم ارزشی ندارم. 152. من مشکل اعتیاد دارم و تلاشم برای کنارگذاشتن آن ناموفق بوده است. 153. عده ای تلاش می کنند افکارم را کنترل کنند. 154. قبلا تلاش کرده ام خودم را بکشم. 155. من گرسنگی می کشم تا از همین هم که هست لاغر تر شوم. 156. نمی دانم چرا برخی از مردم به من می خندند. 157. در ده سال گذشته هیچ ماشینی ندیده ام. 158. از آدم هایی که مرا لمس می کنند شدیدا می ترسم چون فکر می کنم آنها ممکن است به من صدمه بزنند. 159. چون آن ها از توانایی های فوق العاده من خبردارند می خواهد مرا دستگیر کنند. 160. دائم فکرم درگیر حادثه ای است که برایم اتفاق افتاده است. 161. ظاهرا کاری می کنم که دیگران فکر کنند می خواهم به خودم صدمه بزنم. 162. اغلب آن قدر غرق افکارم می شوم که متوجه نمی شوم اطرافم چه می گذرد. 163. مردم به من می گویند لاغر هستم ، اما من احساس می کنم خیلی چاقم. 164. وقایع هولناک گذشته دائم به فکر و خواب من می آیند. 165. من به جز اعضای خانواده ام هیچ دوستی ندارم. 166. من اغلب کارهایم را سریع انجام می دهم و در مورد چیزهایی که باید انجام دهم فکر نمی کنم. 167. من به گونه ای حمایت دوستانم را جلب کرده ام که دیگران نمی توانند از من سوء استفاده کنند. 168. اغلب به وضوح چیزهایی می شنوم که مرا ناراحت می کند. 169. من همیشه برای نزاع با دیگران خودم را مجهز نگه می دارم زیرا از برخورد تندشان می ترسم. 170. من هر کار را چند بار انجام می دهم . گاهی به خاطر کاهش نگرانیم و گاهی به خاطر این که مطمئن شوم حادثه بدی اتفاق نمی افتد. 171. تازگی ها به طور جدی به این فکر افتاده ام که به زندگیم خاتمه دهم. 172. مردم مرا آدمی منظم و مقرراتی می دانند. 173. وقتی به حادثه دردناکی که سالها پیش برایم اتفاق افتاد فکر می کنم دچار ترس و اضطراب می شوم. 174. اگر چه من از دوست پیدا کردن می ترسم ولی مایلم دوستان بیشتری داشته باشم. 175. واقعیت این است که مردم می خواهند با من دوست شوند تا مرا خرد کنند.
|

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|