مقایسه سطوح کورتیزول روزانه در افراد مبتلا به اختلال داغدیدگی پیچیده ی پایدار و افراد با سوگ طبیعی در طی 2 سالِ پس از فقدان و افراد معمولی

Comparison of Diurnal Cortisol Levels of Persistent Complex Bereavement disorder and Normal Grief during Two Years after Loss and Normal people


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان:

کلمات کلیدی: Persistent Complex Bereavement disorder, Normal Grief, Cortisol, Loss

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 9628
عنوان فارسی طرح مقایسه سطوح کورتیزول روزانه در افراد مبتلا به اختلال داغدیدگی پیچیده ی پایدار و افراد با سوگ طبیعی در طی 2 سالِ پس از فقدان و افراد معمولی
عنوان لاتین طرح Comparison of Diurnal Cortisol Levels of Persistent Complex Bereavement disorder and Normal Grief during Two Years after Loss and Normal people
نوع طرح کاربردی
محل اجرای طرح
رسته مطالعاتی توصیفی - تحلیلی(مطالعه کمی)
دانشکده/مرکز دانشکده پزشکی زاهدان
زمان اجرا -روز 360

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
محمد رضا هرمزیاستاد راهنماارزیابی بیماراندکترای تخصصی mrh5402099@gmail.com
محسن خسرویمشاورارزیابی بیماراندکترای تخصصی dr_khosravi2016@yahoo.com
عرفان ایوبی امیر آبادمشاورمشاور آماردکترای تخصصی aubi65@gmail.com
فرشاد صادقیدانشجوتدوین طرحمتخصصdr.farshad.sadeghi@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی مقایسه سطوح کورتیزول روزانه در افراد مبتلا به اختلال داغدیدگی پیچیده ی پایدار و افراد با سوگ طبیعی در طی 2 سالِ پس از فقدان و افراد معمولی
خلاصه طرح به لاتینComparison of Diurnal Cortisol Levels of Persistent Complex Bereavement disorder and Normal Grief during Two Years after Loss and Normal people
محل اول بکارگیری نتایج تحقیق
بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش

مردن را میتوان بهعنوان یکی از ملازمهای  رشدی زندگی و بخشی از پیوستار تولد تا مرگ تصور  نمود. زندگی ممکن است موارد متعددی از مرگهای کوچک را دربر بگیرد  .داغدیدگی« ، »سوگ«  اصطالحاتی هستند که به واکنش و »سوگواری« های روانی بازماندگان یک فقدان مهم  اطالق میشود .داغدیدگی یک واکنش »همگانی« است که به صورت از دست دادن شخص مورد عالقه به علت مرگ تعریف میشود سوگ نیز شایعترین واکنشی است که متعاقب داغدیدگی رخ میدهد. به عبارتی دیگر سوگ به احساس ذهنی ای اشاره دارد که در واکنش به داغدیدگی پدید میآید اگرچه اصطلاح سوگ و سوگواری به صورت مترادف به کار میروند ولی سوگواری در مفهوم دقیقتر خود به معنای فرآیند حل و فصل سوگ میباشد که درحقیقت بهعنوان ابزار اجتماعی رفتار و اعمال فرد پس از وقوع داغدیدگی است حل و فصل سوگ به بازمانده این امکان را میدهد که روابط خود با متوفی را مورد بازنگری قرار داده و ظرف 6 ماه تا یک سال با ایجاد تعاریف جدید به پیوندهای تازه و پایداری با وی دست پیدا کند اگرچه سوگ مراحل و تظاهرات گوناگونی را نشان میدهد ولی به خودی خود یک اختلال روانی به حساب نیامده و انتظار میرود فرد داغدیده طی چند هفته به سر کار و یا تحصیل خود بازگردد با این وجود، 9 تا 5 21 درصد از جمعیت عمومی یک داغدیدگی طوالنی و حل نشده تحت عنوان »سوگ پیچیده« را تجربه میکنند این اصطالح که متمایز از اختالل افسردگی اساسی میباشد، در ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختالالت روانی 5-DSM  تحت عنوان »اختالل داغدیدگی پیچیدهی  پایدار« به منظور دلالت  بر داغدیدگیهایی که بیش از یک سال ادامه مییابند، پیشنهاد شده است

اختالل داغدیدگی پیچیدهی پایدار« دارای علایم  و نشانه هایی است که ممکن است با اثرات سوء بر سلامت  روانی و عملکرد افراد داغدیده همراه گردد  در این باره میتوان به علایم  و نشانه هایی همچون احساس تنهایی، احساس بی ایمانی یا پوچی زندگی، کرختی هیجانی یا پذیرش ناگهانی مرگ، »تندی«، نشخوار افکار و یا تصاویر مرتبط با متوفی، دیدن متوفی و یا شنیدن صدای وی، انزوای اجتماعی، اضطراب، افسردگی بالینی، و نقص شناختی اشاره نمود که در بزرگساالن برای مدت حداقل  12 ماه پس از مرگ متوفی بهطول میانجامند .همچنین سوگ پیچیده ممکن است با خطر افزایش افکار خودکشی و مصرف الکل نیز مرتبط باشد .اگرچه دالیل بروز »اختالل داغدیدگی پیچیدهی پایدار« به خوبی مشخص نشده است ولی عوامل خطر گوناگونِ اجتماعی- روانی نظیر مرگ غیرمنتظره و یا خودکشیِ متوفی، فقدان حمایت اجتماعی، مهارتهای مقابله ای یا اعتقادات مذهبی ضعیف، وابستگی بیش از اندازه به متوفی و عدم پایبندی به درمان ممکن است در شکلگیری این اختالل دخیل باشند .مرگ عزیزان میتواند به واسطه ی اثرات روحی، روانی، هیجانی، رفتاری و جسمانی، یکی از شدیدترین استرسهایی باشدکه یک فرد ممکن است در طول زندگی متحمل شود .تحت شرایط استرس محور هیپوتاالموس- هیپوفیز- آدرنال )HPA )تحریک شده و ترشح کورتیزول را به داخل جریان خون فعال میسازد. به طور معمول استرسهای روانی- اجتماعی حاد با افزایش موقت ترشح کورتیزول موجب انطباق فرد با عامل استرسزا میشوند. اما آنچه که سالمت روانی و جسمی افراد را تهدید میکند، بدتنظیمی مزمن کورتیزول است .یک متاآنالیز اخیر نشان داده است که افراد با استرسهای مزمن یک بینظمی در ترشح کورتیزول را در قیاس با افراد عادی تجربه میکنند. این بینظمی بهصورت کاهش ترشح صبحگاهی کورتیزول و افزایش مقادیر آن در 7 ساعات باقیمانده ی شبانه روز که منجر به ایجاد یک »الگوی یکنواخت روزانه« میشود، مشخص میگردد .مطالعات قبلی در زمینه ی سوگ و کورتیزول نشان دادهاند که تجربه ی فقدان یک عزیز با بینظمی بیشترِ الگوهای کورتیزول و افزایش مرگ و میر افراد داغدیده همراه است .در این راستا، مطالعات اندکی به بررسی رابطه ی میان سوگ پیچیده و کورتیزول پرداخته اند. برای مثال اُکانر و 8 همکاران در سال 2142 با مقایسه ی »شیب کورتیزول« در 42 زن مبتال به سوگ پیچیده و 42 زن بدون سوگ پیچیده دریافتند که افراد مبتلا به سوگ پیچیده با کنترل متغیرهایی همچون سطح تحصیلات  و شاخص توده ی بدنی نسبت به گروه کنترل شیب یکنواختتری را در طول روز نشان میدهند . هلند و همکاران نیز در سال 2141 با بررسی 56 فرد سالمند در سه گروهِ  افسرده و غیرداغدیده؛  افسرده و داغدیده بدون سوگ طول کشیده؛ و افسرده و داغدیده با سوگ طول کشیده، دریافتند که گروه دوم و سوم نسبت به گروه اول الگوهای بینظم تری از کورتیزول را نشان می دهند که در این میان نقش علایم سوگ طول کشیده قابل اغماض بود. آنها در ادامه بیان کردند که بینظمی کورتیزول در افراد بیوه به مراتب بیشتر از سایر افراد داغدیده است .در مطالعه ی دیگری که توسط ساوِدرا پِرِز و همکاران در سال 2147 با بررسی 2118 شرکت کننده ی بالای 55 سال شامل 4922 فرد غیرداغدیده، 434 فرد با سوگ طبیعی و 34 فرد با سوگ پیچیده )در طی 2 سال گذشته دریافتند که افراد با سوگ پیچیده در مقایسه با افراد با سوگ طبیعی، سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانهی پایینتری از کورتیزول را علیرغم شیب مشابه آن در دو گروه نشان میدهند. این محققان سه دلیل را برای هیپوکورتیزولیسم افراد مبتال به سوگ پیچیده عنوان کردند: 1 )کاهش بیوسنتز کورتیزول بهعنوان  بخشی از »تنظیم کاهشیِ انطباقی« ؛ 2 )افزایش حساسیت محور HPA به فیدبک منفی و افزایش )CRF)؛ 3 )از بین رفتن تنظیم مهاریِ محور آزادسازی »فاکتور آزادکنندهی کورتیکوتروپین« HPA توسط آمیگدال و هیپوکامپ به دلیل بروز آتروفی در این نواحی. آنها در ادامه ی مطالعه ی خود نشان دادند که میان الگوهای ترشح کورتیزول در افراد با سوگ طبیعی و افراد غیرداغدیده تفاوت معناداری وجود ندارد .ماسون و همکارانش نیز در سال 2148 در یک متاآنالیز تحت عنوان 'سوگ پیچیده و پاسخ کورتیزول'، با بررسی 5 مقاله در این زمینه نشان دادند که سوگ پیچیده میتواند بر سطوح کورتیزول و الگوهای روزانه ی آن تأثیرگذار باشد از آنجایی که کورتیزول ممکن است کارکرد شناختی )نظیر عملکرد حافظه و کارکرد اجرایی( و نظم پاسخ ایمنی را تحت الشعاع قرار داده و افراد را مستعد نقایص شناختی، افسردگی و مشکالت طبی کند .لذا مطالعه ی حاضر به منظور بررسی و مقایسه ی سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانه کورتیزول در سه گروه افراد غیرداغدیده، افراد با سوگ طبیعی و افراد با »اختالل داغدیدگی پیچیدهی پایدار« طراحی و به مرحلهی اجرا درآمد

مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟
روش های موجود کدامها هستند؟
پیشنهاد اول نحوه کاربرد
محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق
سوالات و / یا فرضیات پژوهش

1 -سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانه ی کورتیزول در گروههای مورد مطالعه  افراد با سوگ طبیعی،افراد با سوگ پیچیده و افراد معمولی چگونه است ؟

2 -سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانه ی کورتیزول در گروههای مورد مطالعه  افراد با سوگ طبیعی، و افراد با سوگ پیچیده و افراد معمولی متفاوت است

3 -مقایسه ی سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانهی کورتیزول در گروههای مورد مطالعه  افراد با سوگ طبیعی، و افراد با سوگ پیچیده و افراد معمولی  بر حسب متغیرهای مخدوشگر متفاوت است

 

هدف کلی طرح

مقایسه ی تأثیر سوگ پیچیده و سوگ طبیعی بر سطوح کورتیزول روزانه در طی 2 سالِ پس از فقدان با افراد معمولی 

منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟
چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟
اهداف اختصاصی

1-تعیین سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانه ی کورتیزول در گروههای مورد مطالعه ) افراد با سوگ طبیعی،افراد با سوگ پیچیده و افراد معمولی 

2 -مقایسه ی سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانه ی کورتیزول در گروههای مورد مطالعه ) افراد با سوگ طبیعی، وافراد با سوگ پیچیده و افراد معمولی 

3 -مقایسه ی سطوح صبحگاهی و سطوح کلی روزانه ی کورتیزول در گروههای مورد مطالعه ) افراد با سوگ طبیعی، و افراد با سوگ پیچیده و افراد معمولی  بر حسب متغیرهای مخدوشگر مانند سن، تحصیالت و...

پیشنهاد دوم نحوه کاربرد
محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح

دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، بیمارستان روانپزشکی بهاران، مراکز تحقیقاتی، روانپزشکان، روانشناسان، افراد داغدیده

پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟
برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟
تعریف واژه های تخصصی

اختلال  داغدیدگی پیچیده ی پایدار (Bereavement Complex Persistent disorder :)سوگ پیچیده که با اصطلاحات دیگری همچون سوگ نابهنجار، غیرعادی، تحریف شده، مرضی، تروماتیک یا حل نشده نیز شناخته میشود به داغدیدگی هایی اشاره دارد که بیش از یک سال به طول میانجامند و با  علایمی همچون اشتیاق یا حسرت پایدار برای متوفی، اندوه و رنج هیجانی در پاسخ به مرگ مزبور، اشتغال ذهنی با متوفی، اشتغال ذهنی با شرایط مرگ متوفی، دشواری آشکار در پذیرش مرگ مزبور، ناباوری یا بهتزدگی، تندی یا خشم، سرزنش خود، تمایل به مرگ برای پیوستن به متوفی، دشواری در اعتماد کردن به افراد از زمان مرگ متوفی، احساس تنهایی یا جدایی از  دیگران از زمان مرگ متوفی، احساس بیمعنی یا پوچ بودن زندگی بدون فرد متوفی، تضعیف حس هویت، و اکراه نسبت به پیگیری عالیق از زمان وقوع فقدان مشخص میگردد 

سوگ طبیعی (Grrief Normal :)سوگ شایعترین واکنشی است که متعاقب داغدیدگی رخ میدهد. به عبارتی دیگر سوگ به احساس ذهنی  اشاره دارد که در واکنش به داغدیدگی پدید میآید .اگرچه اصطلاح سوگ و سوگواری به صورت مترادف بهکار میروند ولی سوگواری در مفهوم دقیقتر خود بهمعنای فرآیند حل و فصل سوگ میباشد که درحقیقت بهعنوان ابزار اجتماعی رفتار و اعمال فرد پس از وقوع داغدیدگی است .

کورتیزول(Cortisol :)کورتیزول که بهعنوان هورمون استرس نیز شناخته میشود یک گلوکوکورتیکوئید تولید شده در غدد فوق کلیوی است که در پاسخ به استرس و تحت کنترل محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال )HPA )ترشح میگردد. سطوح بالای  کورتیزول به واسطه ی افزایش ضربان قلب، افزایش فشارخون، افزایش قند خون و افزایش تنفس و تون  عضلانی به افراد این امکان را میدهد که با آمادگی بیشتر به مقابله با استرس بپردازند

پیشنهاد سوم نحوه کاربرد
محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق
نوع مطالعه

مطالعه مقطعی (توصیفی – تحلیلی)

جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مراجعه کنندگان به بیمارستان روان پزشکی بهاران شهر زاهدان و کلینیک های آن  و مراکز مشاوره و کلینیک های روان پزشکی در سطح شهر زاهدان به هر دلیل روانپزشکی که مستقیما یا به صورت غیر مستقیم با سوگ مرتبط باشد و یا افراد داغداری که در آرامستان زاهدان برای داغداری حاضر می شوند در سال 1398 است. لازم به ذکر است افراد معمولی ( گروه کنترل ) دقیقا از مکانهای اشاره شده فوق انتخاب خواهند شد.

افراد مورد مطالعه بالای 18 سال داشته و بیش از 12 ماه است که فرد عزیز خود را از دست داده اند

. معیار های ورود: داشتن سن بالای 18  سال و تحصیلات  حداقل پنجم ابتدایی به منظور توانایی پاسخ به پرسشنامه و عدم سابقه اختلال  روانی و همچنین بیماری های مزمن رضایتمندی از شرکت در این طرح

معیارهای خروج از مطالعه: سوگ پیچیده ناکامل ، کسانی که از کورتیکواستروئیدها استفاده می کنند، افراد مبتلا  به سوگ پیچیده کمتر از 12  ماه پس از از دست رفتن عزیزان و یا سوگواران بیش از 2 سال و مبتلایان به  اختالالت طبی که با درگیری محور HPA همراهند مانند سندرم کوشینک، کم کاری یا پرکاری غده فوق کلیوی، ادنوم هیپوفیز و غیره همراه است  و نیز افرادی که در طی 24  ماه بعد از  سوگ دچار یک واقعه استرس زا و اضطراب آور  شدید دیگر در زندگی خود گشته اند .

پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد
حجم نمونه و روش محاسبه آن

برای محاسبه حجم نمونه از مقاله مشابه و مرتبط توسط Saavedra Pérez و همکاران (رفرنس) استفاده شد. 
در این مطالعه اختلاف میانگین (95درصد فاصله اطمینان) کورتیزول در افراد بدون سوگ و سوگ نرمال برابر -3.46 (-6.78, -0.13)  و این اندازه برای افراد سوگ نرمال و سوگ پیچیده برابر -4.25 (-7.87, -0.62) بود. برای مقایسات میانگین بین دو گروه لازم است که انحراف معیار نیز برآورد شود اما با توجه به اینکه مقدار دقیق انحراف معیار کورتیزول در گروههای مورد مطالعه از طریق مطالعه مشابه قابل استخراج نبود و مبنای منطقی و کلینیکی برای برآورد آن میسر نبود. از طریق رابطه زیر بر مبنای مطالعه توسط Saavedra Pérez و همکاران (رفرنس) اندازه انحراف معیار برآورد گردید

 

در مطالعه Saavedra Pérez و همکاران حجم نمونه N برای گروه no grief  برابر 1922، گروه grief برابر 131  و برای complicated grief برابر 31 نفر بود پس برای الف) مقایسه کورتیزول در افراد بدون سوگ و سوگ نرمال برابر حجم نمونه برابر 2053  و ب) برای مقایسه کورتیزول برای افراد سوگ نرمال و سوگ پیچیده برابر 162 می باشد. در نتیجه اندازه انحراف معیار برای حالت الف و ب به ترتیب برابر  76/86 و 23/52 برآورد شد. با فرض برابری واریانس برای گروههای مطالعه، توان 80 درصد و فاصله اطمینان 95 درصد برای اختلاف میانگین دو گروه با توجه به فرمول مقایسه میانگین در دو جامعه مستقل 

 


حداقل حجم نمونه برای مقایسه کورتیزول در گروههای مطالعه برای مثال حداقل 300 نفری و بالاتر لازم می باشد بهرحال با توجه به محدودیت های انتخاب افراد مورد مطالعه، هزینه، بودجه و زمان انجام پژوهش برای هریک از گروههای مطالعه تعداد 20 نفر و در مجموع 60 نفر انتخاب خواهند شد. این را مدنظر خواهیم داشت که در این مطالعه با توجه به تعداد نمونه های انتخاب شده، اهمیت بالینی clinical importance (مقایسه اختلاف میانگین کورتیزول بین گروههای مطالعه) نسبت به اهمیت آماری statistical significance مقدم تر خواهد بود. 
 

روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)

روش نمونه گیری از نوع آسان و در دسترس خواهد بود

.جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مراجعه کنندگان به بیمارستان روانپزشکی بهاران زاهدان و کلینیک های آن و مراکز مشاوره و کلینیک های روان پزشکی در سطح شهر زاهدان به هر دلیل روانپزشکی که مستقیما یا به صورت غیر مستقیم با سوگ مرتبط باشد و یا افراد داغداری که در آرامستان زاهدان برای داغداری حاضر می شوند می باشد . بعلاوه  مطالعه گر به صورت خودانگیخته در آرامستان شهر زاهدان حضور یافته و از افراد داغداری که در آرامستان زاهدان برای داغداری حاضر می شوند دعوت به شرکت در مطالعه می نماید.

پس از  در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج یاد شده افراد هر گروه سوگ داغدیده و سوگ طبیعی و افراد معمولی از لحاظ فاکتورهای مخدوش کننده مانند سن جنس و وزن و غیره همسانسازی  می شوند .

روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)

1 -فرم اطالعات دموگرافیک: یک فرم پژوهشگر ساخته است که مشتمل بر اطالعات مربوط به سن، جنس، وضعیت تأهل، علت مرگ عزیزان، میزان تحصیالت، شغل، شاخص توده ی بدنی و مصرف سیگار شرکت کنندگان میباشد

. 2 -آزمون مختصر معاینه ی وضعیت  روانی MMSE :آزمون مختصر معاینه ی  روانی MMSE  توسط فولشتاین و همکاران جهت تبدیل دمانس  از یک  خصیصه کیفی به درجه ای کمی و عددی ساخته شده و شامل11  پرسش و 4 زیرمقیاس شامل حافظه و جهت یابی 16 نمره ، توجه و تمرکز 5 نمره، تواناییهای زبان و فهم 8 نمره و توانایی دیداری- فضایی 1 نمره میباشود .حداکثر نمره ی قابل اکتساب 30 است که نمره ی بالای  نقطه ی برش تا 30 ،افراد نرمال و نمره ی پایینتر از نقطه ی برش، افراد مبتلا  به اختلالات  شناختی را مشخص می سازد. با استفاده از منحنی ROC ،نمره ی 22 به عنوان نقطه ی برش در نظر گرفته شد که آزمون در این نمره، حساسیت90 درصد و ویژگی 93.5 درصد داشت. در مطالعات گوناگون خارجی همسانی این پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ بین 0.88 تا 0.94 گزارش شده است. پایایی این آزمون در مطالعات داخلی به ر وش بازآزمایی در فاصله ی زمانی 10 روز برابر با 0.73 محاسبه شد. همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای کل آزمون نیز 0.81 بهدست آمد.

3 -پرسشنامه ی سلامت روانی گلدبرگ 28-GHQ

این آزمون 28 سؤال دارد که چهار زیرمقیاس را در برمیگیرد. هر زیرمقیاس دارای هفت سؤال میباشد. سیستم نمره گذاری سؤلات از 0 تا 3 را دربرمیگیرد. نمره ی هر فرد در هر زیرمقیاس از 0 تا 21 متغیر است. نمره ی 0 تا 7 نشانهی وضع وخیم پاسخگو است. 7 تا 14 وضعیت در آستانه ی بیماری را نشان میدهد و نمرهی 14 تا 21نشانگر  وضع سلامتی سالم پاسخگو است. نمره ی کلی هر فرد از حاصل جمع نمرات چهار زیرمقیاس به دست میآید. فردی که در مجموع از چهار زیرمقیاس نمره ی 0 تا 28 دریافت میکند وضعیت وخیمی دارد. نمرهی 28 تا 56 وضعیت در آستانه ی بیماری پاسخگو را نشان میدهد و فردی که نمره ی 56 تا 84 را کسب میکند از وضعیت سلامتی خوبی برخوردار است. زیرمقیاس اول، شامل موادی درباره ی احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنها است و نشانه های بدنی را دربرمیگیرد. این زیرمقیاس دریافتهای حسی بدنی را که اغلب با برانگیختگی هیجانی همراهاند، ارزشیابی میکند. سؤالت 1تا 7 مربوط به این زیرمقیاس است. زیرمقیاس دوم شامل موادی است که با اضطراب و بیخوابی مرتبطند که سؤالات 8 تا 14 را دربرمیگیرد. زیرمقیاس سوم گستره ی توانایی افراد را در مقابله با خواسته های حرفه ای و مسائل زندگی روزمره میسنجد و احساسات آنها درباره ی چگونگی کنار آمدن با موقعیت های متداول زندگی را آشکار میسازد. سؤاالت 15تا 21 مربوط به این زیرمقیاس است. و بالاخره چهارمین زیرمقیاس دربرگیرنده ی مواردی است که با افسردگی وخیم و گرایش به خودکشی مرتبطند که سؤاالت 22 تا 28 را دربرمیگیرد. در پژوهش ابراهیمی و همکارانش، ضریب روایی ملاکی 0.78، ضریب پایائی تنصیف 0.90 و آلفای کرونباخ 0.97 به دست آمد

 

اندازه گیری نشانه های سوگ

مطالعه قبلی توسط عصاره و همکاران از طریق این چک لیست محقق ساخت برگرفته از  DSM برای اندازه گیری سوگ، شیوع انواع سوگ را در ایران برآورده کردند. همچنین حساسیت و اختصاصی بودن این ابزار طی این مطالعه نیز به ترتیب 86.14 درصد و 85.29 درصد بود. اعتبار محتوایی این ابزار توسط 2 متخصص روانپزشکی تأیید گردید.محققین پیشنهاد کردند که رویکرد استفاده شده دارای درجاتی پایایی و روایی محتوا می باشد. در مطالعه حاضر بر اساس رویکرد مطالعه اشاره شده بر مبنای بر مبنای v-DSM برای اندازه گیری نشانه های سوگ استفاده خواهد شد. معیارهای DSM 5 سوگ پیچیده پایدار مبتنی بر 5 مالک تشخیصی  A,B,C,D,E می باشد. در معیار A تعریف سوگ گنجانده شده است. معیارB چهار کرایتریا دارد که فرد حداقل یکی از آنها را می بایست دارا باشد و در معیارC ،دوازده کرایتریا مشخص شده که فرد حداقل شش معیار را می بایست حایز باشد. معیارD به عملکرد و معیار E به تناسب سوگ فرد با فرهنگی که فرد از آن برخاسته مربوط می شود. روایی صوری چک لیست سوالات  طراحی شده بر اساس معیارهای فوق از طریق گروه خبرگان شامل متخصصین بالینی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. برای بررسی پایایی چک لیست طراحی شده از ضریب توافق و ضریب کاپا استفاده خواهد شد. به این معنی که تعداد خاص از بیماران مورد ارزیابی دو متخصص روانپزشک قرار خواهد گرفت و در مورد توافق مشاهده شده و توافق ناشی از شانس دو روانپزشک قضاوت خواهد شد. ضریب کاپای باالی 70 درصد بیانگر پایایی روش استفاده شده از طریق متخصصین برای طبقه بندی نشانه های سوگ می باشد.

روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مراجعه کنندگان به بیمارستان روانپزشکی بهاران زاهدان و کلینیک های آن  و مراکز مشاوره و کلینیک های روان پزشکی در سطح شهر زاهدان به هر دلیل روانپزشکی که مستقیما یا به صورت غیر مستقیم با سوگ مرتبط باشد و یا افراد داغداری که در آرامستان زاهدان برای داغداری حاضر می شوند. لازم به ذکر است روش نمونه گیری از نوع آسان و در دسترس خواهد بود بعلاوه مطالعه گر به صورت خودانگیخته در آرامستان شهر زاهدان حضور یافته و از افراد داغداری که در آرامستان زاهدان برای داغداری حاضر می شوند دعوت به شرکت در مطالعه می نماید. افراد مورد مطالعه بالای 18 سال داشته و بیش از 12 ماه است که عزیزی  که با وی رابطه صمیمی داشته اند را از دست داده اند. پس از تایید طرح در شورای پژوهش، با توجه به معیار های ورود : داشتن سن بالای 18سال و تحصیالت حداقل پنجم ابتدایی به منظور توانایی پاسخ به پرسشنامه و عدم سابقه اختلال روانی و همچنین بیماری های مزمن و رضایتمندی از شرکت در این طرح و  معیارهای خروج از مطالعه:  سوگ پیچیده ناکامل ، کسانی که از کورتیکواستروئیدها استفاده می کنند، افراد مبتلا به سوگ پیچیده کمتر از 12 ماه پس از از دست رفتن عزیزان و یا سوگواران بیش از 2 سال و اختالالت طبی که با درگیری محور HPA همراهند مانند سندرم کوشینگ و کم کاری یا پرکاری غده فوق کلیوی، آدنوم هیپوفیز و...و نیز  حدوث وقایع استرس زا و اضطراب زای شدید  دیگر در زندگی در طول 24 ماه بعد از سوگ و عدم تمایل به شرکت در مطالعه، افراد واجد شرایط تا زمان رسیدن به حجم نمونه به60  نفر( 20 نفر در هر سه  گروه داغدیده و سوگ طبیعی و افراد معمولی )وارد مطالعه می شوند. اهداف مطالعه به شرکت کنندگان توضیح داده و رضایت نامه آگاهانه کتبی از مشارکت کنندگان اخد می شود. اطلاعات دموگرافیک بیمار شامل سن، جنس، سطح تحصیلات ، علت مرگ عزیزان ، وضعیت سیگار کشیدن، شاخص توده بدنی وهمچنین وضعیت روانی ، سلامت روانی مورد بررسی قرار می گیرد. افراد بر اساس معیارهای مخدوش کننده مانند سن و جنس و میزان تحصیلات و وزن همسان سازی می شوند. 

همانطور که قبال گفته شد اندازه گیری نشانه های سوگ بر مبنای مطالعه قبلی توسط عصاره و همکاران  از طریق این چک لیست محقق ساخت برگرفته از DSM 5 برای اندازه گیری سوگ خواهد بود. حساسیت و اختصاصی بودن این ابزار به ترتیب 86.41 درصد و 85.29 درصد بوده است و اعتبار محتوایی این ابزار توسط 2 متخصص روانپزشکی تأیید گردیده است. محققین پیشنهاد کردند که رویکرد استفاده شده دارای درجاتی پایایی و روایی محتوا می باشد. در مطالعه حاضر بر اساس رویکرد مطالعه اشاره شده بر مبنای بر مبنای DSM 5 برای اندازه گیری نشانه های سوگ استفاده خواهد شد. روایی صوری چک لیست طراحی شده از طریق گروه خبرگان شامل متخصصین بالینی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. برای بررسی پایایی چک لیست طراحی شده از ضریب توافق و ضریب کاپا استفاده خواهد شد. به این معنی که تعداد خاص از بیماران مورد ارزیابی دو متخصص روانپزشک قرار خواهد گرفت و در مورد توافق مشاهده شده و توافق ناشی از شانس دو روانپزشک قضاوت خواهد شد. ضریب کاپای بالای 70 درصد بیانگر پایایی روش استفاده شده از طریق متخصصین برای طبقه بندی نشانه های سوگ می باشد. نهایتا شرکت کنندگان به سه گروه 20 نفره تقسیم خواهند شد؛ الف- افراد معمولی بدون سوگ ( گروه کنترل)ب-  افراد مبتلا به سوگ عادی و ج- افراد با سوگ پیچیده. از هر گروه نمونه های بزاقی در زمان بیداری T1, سی دقیقه پس از بیداریT2 ، در ساعت 11:5 بعد از ظهر T3 و در زمان خواب T4 جمع آوری می شود. غلظت کورتیزول بزاقی با استفاده از یک آزمایش ایمونولوژیک تجاری با کیت بزاقی تشخیصی  کورتیزول اندازه گیری خواهد شد.به منظور عدم تاثیر استرس های محیطی و روش نمونه گیری و دیگر عواملی که بر روی سطح  کورتیزول  موثر است، اندازه گیری کورتیزول به روش 'بزاقی' انتخاب گشت که در همان محیط زندگی فرد مثلا خانه و توسط خود فرد یا فردی از اطرافیان نزدیک وی به سادگی و در آرامش  قادر به انجام باشد. 

 

روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)

برای توصیف متغیرها با توجه به ماهیت آنها از میانگین (انحراف معیار) و تعداد (درصد) استفاده خواهد شد. از آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس ANOVA برای مقایسه میانگین کورتیزول و سایر متغیرهای کمی بین گروههای مطالعه  افراد با سوگ طبیعی، و افراد با سوگ پیچیده و افراد معمولی غیرداغدیده استفاده خواهد شد. برای بررسی رابطه بین متغیرهای کیفی و گروههای مطالعه  افراد با سوگ طبیعی، و افراد با سوگ پیچیده و افراد غیرداغدیده  از تحلیلی مجذور کای استفاده می شود. از تحلیلی رگرسیون خطی تک متغیره و چند متغیره برای بررسی ارتباط متغیرهای مورد بررسی روی سطح کورتیزول استفاده خواهد شد. سطح معنی داری آماری آزمون ها 0.05 لحاظ خواهد شد. تحلیل آماری از طریق نرم افزار spss انجام خواهد گرفت.

ملاحظات اخلاقی

- اطالعات تمام بیماران محرمانه تلقی گردیده و نزد مجری طرح باقی خواهد ماند. - بیماران پس از آگاهی در مورد مضرات احتمالی و فوائد طرح در صورت تمایل وارد مطالعه شده و از آنانی که وارد مطالعه می شوند رضایت کتبی گرفته می شود. - بیماران مختار بوده هر زمانی که مایل باشند از مطالعه خارج شوند. - نتایج این مطالعه در اختیار دانشگاه قرارخواهد گرفت. - ضمنا پژوهش فوق به نحوی طراحی شده که با کدهای راهنمای عمومی اخلاق در پژوهشهای علوم پزشکی دارای آزمودنی های انسانی )شماره کد 1 و2و3و4و 5و 8 و11و12 و13و14و15و و 16و 17و 18و19و 20و 22و 24و 25 و26و 27و 28و29و30 و31 )مصوب در پژوهش های علوم پزشکی که مبنای قضاوت اخلاقی در کمیته های منطقه ای اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی می باشد منافات نداشته و مطابق مفاد آن اجرا خواهد شد. - شرح کدها: - 1 -هدف اصلی هر پژوهش باید ارتقای سلامت  انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد. - 2 -در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنیها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی الزم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزمایی های بالینی بر روی بیماران یا داوطلب های سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است. - 3 -پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیه پذیر است که منافع بالقوه ی آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد. در پژوهشهای دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار می گیرد نباید بیشتر از آنچه باشد که مردم عادی در زندگی روزمره ی خود با آن مواجه می شوند . حصول اطمینان از این امر برعهده ی طراحان، مجریان و همکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایش کننده ی پژوهش از جمله کمیته ی اخالق در پژوهش است. - 4 -مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینه ی پایین تر و/ یا صرفاً عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود. - 5 -قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی ، باید اقدامات اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنی ها و تامین سالمت آنها انجام گیرد. - 8 -طراحی و اجرای پژوهش هایی که بر روی آزمودنی انسانی انجام می گیرند، باید منطبق با اصول علمی پذیرفته شده بر اساس دانش روز و مبتنی بر مرور کامل منابع علمی موجود و پژوهش های قبلی آزمایشگاهی، و در صورت لزوم، حیوانی مناسب باشد. مطالعات حیوانی باید با رعایت کامل اصول اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی انجام شوند . - 11 -کمیته ی اخلاقی  در پژوهش علاوه  بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرح ها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت مالحظات اخلاقی  مورد پایش قرار دهد. اطالعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیته ی اخلاقی  درخواست می شود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود. - 12 -انتخاب آزمودنی های بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، به نحوی که توزیع بارها )خطرات یا هزینه ها( و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیض آمیز نباشد. - 13 -کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا می شود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه ی کتبی غیرممکن یا قابل صرف نظر باشد، باید موضوع با ذکر دالیل به کمیته ی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیته ی اخلاق ، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. - 14 -اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامه ی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطالع کمیته ی اخلاق  رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامه ی پژوهش، مراتب به اطالع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد. - 15 -پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده به عنوان آزمودنی را از تمامی اطالاعاتی که میتوانند در تصمیم گیری او مؤثر باشند، به نحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است به کار گرفته شود ) شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروه مورد یا شاهد ، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار می رود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید درباره ی خطرات و زیان های بالقوه ی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانی شود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤاالت و دغدغه های این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد . این موارد باید در رضایتنامه ی آگاهانه منعکس شود. - 16 -پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند . رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی ببالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دالیل این شیوه ی جذب آزمودنی، باید توسط کمیته ی اخالق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. - 17 -پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائه ی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطالعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا به دلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطالع رسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است. - 18 -در پژوهشهایی که از مواد بدنی ( شامل بافتها و مایعات بدن انسان ) یا داده هایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمع آوری، تحلیل، ذخیره سازی و /یا استفاده ی مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود. در مواردی که اخذ رضایت غیرممکن باشد یا اعتبار پژوهش را خدشه دار کند، میتوان در صورت بررسی مورد و تصویب کمیته ی اخلاق ، از داده ها یا مواد بدنی ذخیره شده، بدون اخذ رضایت آگاهانه استفاده کرد. - 19 -عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطالع داده شود. - 20 -در مواردی که آگاه کردن آزمودنی دربارهی جنبه ای از پژوهش باعث کاهش اعتبار پژوهش می شود، ضرورت اطالع رسانی ناکامل از طرف پژوهشگر باید توسط کمیته ی اخلاق تأیید شود. بعد از رفع عامل این محدودیت، باید اطالع رسانی کامل به آزمودنی انجام گیرد. - 22 -از گروههای آسیب پذیر هیچگاه نباید )به دالیلی چون سهولت دسترسی ( به عناون آزمودنی ترجیحی استفاده شود. پژوهش پزشکی با استفاده از گروهها یا جوامع آسیب پذیر تنها در صورتی موجه است که با هدف پاسخگویی به نیازهای سالمت و اولویتهای همان گروه یا جامعه طراحی و اجرا شود و احتمال معقولی وجود داشته باشد که همان گروه یا جامعه از نتایج آن پژوهش سود خواهد برد. - 24 -اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامه ی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود. - 25 -پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنی ها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار داده ها یا اطالعات به دست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. - 26 -هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوه ی تحقق این امر ترجیحاً به صورت پوشش بیمه ای نامشروط باشد. - 27 -در پایان پژوهش، هر فردی که به عنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که درباره ی نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخالت یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهره مند شود. - 28 -پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کامالً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافته هایی که از نظر حمایت کننده ی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند. - 29 -نحوه ی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسه ی حمایت کننده ی پژوهش باشد. - 30 -گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کرده اند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند. - 31 -روش پژوهش نباید با ارزش های احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد.

محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها

- عدم رضایت بیماران برای شرکت در مطالعه، که با توضیح اینکه تمامی اطالعات محرمانه تلقی می گردد و نزد پژوهشگر باقی خواهد ماند می توان از آن کاست.

 - تکمیل حجم نمونه برآورد شده اولیه آماری یعنی حدود 300 نفر  محدودیت دیگر مطالعه می باشد که با حداقل در نظر گرفتن تعداد نمونه ها و کاستن تعداد آن ( یعنی 60 نفر ) و یا افزایش بازه زمانی مطالعه و نمونه گیری می توان این مشکل را برطرف کرد.

- گرفتن 4 نوبت نمونه بزاقی  در طول شبانه روز ممکن است برای بیماران ناخوشایند بوده و پس از شرح روند مطالعه از شرکت در مطالعه امتناع بورزند که سعی می شود با توضیح فوائد مطالعه و بررسی انجام شده ابعاد دیگری از مزیت های مطالعه شرح داده شود و بیماران دیدگاه مثبتی به طرح داشته باشند.

- از محدودیت های دیگر هزینه بالای  مطالعه می باشد که  می توان با انجام آزمایشات با تعرفه دولتی  و کمک گرفتن از بودجه های پژوهشی دانشگاه  سعی گردیده هزینه ها کاهش یابند

کلمات کلیدی

Persistent Complex Bereavement disorder, Normal Grief, Cortisol, Loss

فهرست منابع و مراجع

Kaplow JB, Saunders J, Angold A, Costello EJ. Psychiatric symptoms in bereaved versus nonbereaved youth and young adults: a longitudinal epidemiological study. Journal of the American Academy of Child & Adolescent Psychiatry. 2010 Nov 1;49(11):1145-54.

Beroud J, Ferry M, Henzen A, Sentissi O. Grief, evolution of new definitions. Revue medicale suisse. 2014 Mar; 10(420):565-8

Shah SN, Meeks S. Late-life bereavement and complicated grief: A proposed comprehensive framework. Aging & mental health. 2012 Jan 1; 16(1):39-56

Newson RS, Boelen PA, Hek K, Hofman A, Tiemeier H. The prevalence and characteristics of complicated grief in older adults. Journal of affective disorders. 2011 Jul 1; 132(1-2):231-8

 

American Psychiatric Association. Diagnostic and statistical manual of mental disorders (DSM-5®). American Psychiatric Pub; 2013 May 22

Shear MK, Simon N, Wall M, Zisook S, Neimeyer R, Duan N, Reynolds C, Lebowitz B, Sung S, Ghesquiere A, Gorscak B. Complicated grief and related bereavement issues for DSM‐5. Depression and anxiety. 2011 Feb; 28(2):103-17.

Tofthagen CS, Kip K, Witt A, McMillan SC. Complicated grief: risk factors, interventions, and resources for oncology nurses. Clinical journal of oncology nursing. 2017 Jun 1; 21(3):331-7

Prigerson HG, Shear MK, Jacobs SC, Reynolds CF, Maciejewski PK, Davidson JR, Rosenheck R, Pilkonis PA, Wortman CB, Williams JB, Widiger TA. Consensus criteria for traumatic grief: A preliminary empirical test. The British Journal of Psychiatry. 1999 Jan; 174(1):67-73

Lichtenthal WG, Nilsson M, Kissane DW, Breitbart W, Kacel E, Jones EC, Prigerson HG. Underutilization of mental health services among bereaved caregivers with prolonged grief disorder. Psychiatric Services. 2011 Oct; 62(10):1225-9

Stroebe M, Schut H, Stroebe W. Health outcomes of bereavement. The Lancet. 2007 Dec 8; 370(9603):1960-73

Lombardo L, Lai C, Luciani M, Morelli E, Buttinelli E, Aceto P, Lai S, D'Onofrio M, Galli F, Bellizzi F, Penco I. Bereavement and complicated grief: towards a definition of Prolonged Grief Disorder for DSM-5. Rivista di psichiatria. 2014; 49(3):106-14

 

Pérez HC, Direk N, Milic J, Ikram MA, Hofman A, Tiemeier H. The impact of complicated grief on diurnal cortisol levels two years after loss: A population-based study. Psychosomatic medicine. 2017 May 1; 79(4):426-33

Dickerson SS, Kemeny ME. Acute stressors and cortisol responses: a theoretical integration and synthesis of laboratory research. Psychological bulletin. 2004 May; 130(3):355

] Miller GE, Chen E, Zhou ES. If it goes up, must it come down? Chronic stress and the hypothalamic-pituitary-adrenocortical axis in humans. Psychological bulletin. 2007 Jan; 133(1):25

O’Connor MF, Wellisch DK, Stanton AL, Olmstead R, Irwin MR. Diurnal cortisol in complicated and non-complicated grief: Slope differences across the day. Psychoneuroendocrinology. 2012 May 1; 37(5):725-8

Holland JM, Rozalski V, Thompson KL, Tiongson RJ, Schatzberg AF, O’hara R, Gallagher-Thompson D. The unique impact of late-life bereavement and prolonged grief on diurnal cortisol. Journals of Gerontology Series B: Psychological Sciences and Social Sciences. 2013 Jun 5; 69(1):4-11

Mason TM, Duffy AR. Complicated Grief and Cortisol Response: An Integrative Review of the Literature. Journal of the American Psychiatric Nurses Association. 2018 Oct 2591078390318807966

Folstein MF, Folstein SE, McHugh PR. “Mini-mental state”: a practical method for grading the cognitive state of patients for the clinician. Journal of psychiatric research. 1975 Nov 1; 12(3):189-98.

Mystakidou K, Tsilika E, Parpa E, Galanos A, Vlahos L. Brief cognitive assessment of cancer patients: evaluation of the Mini‐Mental State Examination (MMSE) psychometric properties. Psycho‐Oncology: Journal of the Psychological, Social and Behavioral Dimensions of Cancer. 2007 Apr; 16(4):352-7

Seyedian M, Falah M, Nourouzian M, Nejat S, Delavar A & Ghasemzadeh H. Validity of the persian version of the mini-mental state examination. Journal of Medical Council of IRI 2008; 25(4): 408- 14[text in Persian]

Ebrahimi A, Molavi H, Moosavi G, Bornamanesh A, Yaghobi M. Psychometric Properties and Factor Structure of General Health Questionnaire 28 (GHQ-28) in Iranian Psychiatric Patients. Journal of Research in Behavioural Sciences 2007; 5(1): 5-11 [Text in Persian]

Assare M, Firouz Kohi Moghadam2 M, Karimi M, Hosseini M. Complicated grief: A descriptive cross-sectional prevalence study from Iran. Shenakht Journal of Psychology and Psychiatry. 2014; 1 (2) :40-46

معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.

در این مطالعه به مقایسه سطوح کورتیزول روزانه افراد  با  اختلال داغدیدگی پیچیده پایدار و سوگ طبیعی و افراد معمولی می پردازیم تا مشخص کنیم آیا سطح کورتیزول افرادی با این اختلال داغدیدگی پیچیده پایدار با دیگر گروه ها متفاوت است یا نه ؟

خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)

ندارد

نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)

نتایج این طرح به تشخیص آسانتر و سریعتر  اختلال داغدیدگی پایدار و بهبود شرایط و تعدیل عوامل مرتبط با این اختلال و کمک به  افراد درگیر با آن کمک شایانی می کند

عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)

ندارد

جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.

ندارد

هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )

هزینه این طرح بر عهده مجری طرح و کمک احتمالی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان خواهد بود .

روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد

ندارد

محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.

نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج به صورت کاملا محرمانه و صرفا جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیمار و تمام واگویه های وی در چارچوب قانون و جامعه و خانواده کاملا محرمانه خواهد ماند .

پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود

بر عهده مجری طرح خواهد بود 

حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.

شرکت در مطالعه کاملا اختیاری است و مطالعه شوندگان آزاد خواهند بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان که مایل بودند بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شود .

رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم

با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرگت در این مطالعه اعلام می نمایم .یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام 

 

متن فرم رضایت نامه آگاهانه دانشگاه پیوست می شود 

پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

اطلاعات دموگرافیک

آزمون مختصر معاینه ی وضعیت روانی MMSE

پرسشنامه ی سلامت روانی گلدبرگ

پرسشنامه سوگ پیچیده بر اساس DSM V

 


پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود