
| کد طرح | 9756 |
| عنوان فارسی طرح | مقایسه ی فراوانی پلی مورفیسم های rs631090 و rs294179 ژن C1Q در مبتلایان به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل |
| عنوان لاتین طرح | Comparison of C1Q (rs631090 and rs294179) gene polymorphisms frequency in systemic lupus erythematosus and control group |
| نوع طرح | بنیادی |
| محل اجرای طرح | معاونت تحقیقات و فنآوری دانشگاه |
| رسته مطالعاتی | مطالعه مورد/شاهد(Case/control)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| مهناز صندوقی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | انجام مراحل بالینی | فوق تخصص | mahnazsandoughi@gmail.com |
| محسن سراوانی | استاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویی | بررسی آزمایشگاهی نمونه ها | دکترای تخصصی | moh.saravani@gmail.com |
| حسن دانا | دانشجو | بررسی متون | پزشکی عمومی | sasan.dana.m@gmail.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | مقایسه ی فراوانی پلی مورفیسم های rs631090 و rs294179 ژن C1Q در مبتلایان به لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل | |||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Comparison of C1Q (rs631090 and rs294179) gene polymorphisms frequency in systemic lupus erythematosus and control group | |||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | لوپوس اریتماتوز سیستمیک بیماری ایمونولوژیک و التهابی با واسطه ی لنفوسیت های B می باشد که با تولید آنتی بادی بر علیه آنتی ژن های هسته ای و واکنش ازدیاد حساسیت نوع III مشخص می گردد. SLE بیماری پلی ژنیک و پیچیده بوده که بر هم کنش فاکتور های ایمنی و دیگر عوامل هورمونی و سلولی منجر به بروز پاسخ التهابی شدید شده که آسیب های بافتی را در پی دارد. عمده ی بافت های درگیر التهاب و تخریب عبارتند از : پوست ، سیستم عصبی ، مفاصل و عضلات و کلیه (۱). اتیولوژی SLE به طور کامل مشخص نمی باشد (۲)، با این حال هر دو عامل ژنتیکی و محیطی در بروز آن نقش دارند (۳). ارتباط بین سن ، جنس ، موقعیت جغرافیایی و نژاد با SLE نشان داده شده است (۴) . اختلال کلیوی مهم ترین علت مرگ و میر در مبتلایان بوده به طوری که ۳۰ تا ۷۰ درصد مبتلایان به بیماری کلیوی مبتلا می شوند (۱و۵). مطالعات ارتباط بین اپوپتوز و بروز SLE را پیشنهاد نمودهاند (۶). مبتلایان به SLE سطوح مختلفی از ناهنجاری در مرگ سلولی شامل افزایش میزان اپوپتوز، نکروز و اتوفاژی و همچنین کاهش کلیرانس اپوپتوتیک بادی ها را نشان می دهند (۷). اپوپتوز یا مرگ برنامه ریزی شده سلول در طی فرایند های بیولوژیک فیزیولوژیک و پاتولوژیک سلول رخ داده و در نهایت سلولهای اپوپتوتیک توسط سیستم فاگوسیتیک حذف میگردند تا از بروز پاسخهای التهابی و ایمنی ممانعت گردد (۸و۹). اختلال در عملکرد فاکتورهای دخیل در اپوپتوز در مدلهای حیوانی SLEنشان داده شده است. اختلال در اپوپتوز منجر به تجمع سلولها و کروماتینهای اپوپتوتیک شده که تشکیل اتوآنتیبادی های هستهای را در پی دارد (۱۰).C1q سلول های آپوپتوتیک را اپسونیزه می کند وکاهش آن موجب اختلال در کلیرانس سلول های آپوپتوتیک می شود(11) . C1q با تاثیر بر فرایند بلوغ لنفوسیت های B و ارائه ی آنتی ژن های خودی به آنها موجب افزایش تحمل لنفوسیت های B نسبت به آنتی ژن های خودی می شود(12) .بنابراین کاهش C1q منجر به ایجاد لنفوسیت هایی می شود که علیه سلول های خودی واکنش می دهند، اتفاقی که در SLE دیده می شود (۱۳). C1q هم چنین با اتصال به کمپلکس های ایمنی مانع از ترشح اینترفرون-آلفا و سایر سایتوکاین های التهابی توسط سلول های دندریتیک پلاسماسیتوئید و مونوسیت ها شده و تمایز و فعالیت این دو سلول را مختل می کند (۱۴). نقص C1q اگر چه نادر است یک ریسک فاکتور بسیار قوی برای SLE بوده و افراد با این کمبود دچار علایم شبه لوپوس می گردند (۱۵). ارتباط پلی مورفیسم های ژنتیکی C1q با ریسک ابتلا به بیماری های اتوایمیون مانند آرتریت روماتوئید نیز گزارش شده است (۱۶). C1q در بیماری های اتوایمیون تیروئید هم نقش هایی را ایفا می کند به طوری که اتوآنتی بادی برعلیه C1q درخون افراد مبتلا به بیماری های اتوایمیون تیروئید نسبت به گروه کنترل شایع تر است (۱۷). C1q یک کمپلکس ماکرومولکولی متشکل از ۱۸ زنجیره ی پلی پپتیدی بوده که در آن ۶ زنجیره ی A توسط ژن C1QA،۶ زنجیره ی Bتوسط ژن C1QB و۶ زنجیره ی C توسط ژن C1QC کد می شوند . هر کدام از این ژن ها دو اگزون دارند که توسط یک اینترون از هم جدا شده اند . ژن C1Q روی بازوی کوتاه کروموزوم شماره ی یک قرار دارد (۱۸). پلی مورفیسم rs631090 در دومین اینترون ژن C1QB و پلی مورفیسم rs294179 پایین تر از ناحیه ی 3’UTR در ژن C1QC قرار گرفته است (19). در سال ۲۰۰۹ martens و همکاران و در سال ۲۰۱۸ Yunxia و همکاران ارتباط پلی مورفیسم rs631090 ژن C1Q با بیماری لوپوس اریتماتوزسیستمیک را گزارش نمودند (۲۰ و ۲۱). در سال ۲۰۱۱ zakharyan و همکاران عدم ارتباط پلی مورفیسم rs631090 ژن C1Q با بیماری اسکیزوفرنیا را در جمعیت بیماران آمریکایی گزارش نمودند (۲۲). در سال ۲۰۱۵ radanova و همکاران عدم ارتباط پلی مورفیسم های rs631090 و rs294179 ژن C1Q با بیماری نفریت لوپوسی را در جمعیت بیماران بلغاری گزارش نمودند (۲۳). در سال ۲۰۱۷ yao و همکاران عدم ارتباط پلی مورفیسم rs294179 ژن C1Q با بیماری های اتوایمیون تیروئید (تیروئیدیت هاشموتو و گریوز) را در جمعیت بیماران چینی گزارش نمودند (۲۴).
به علت این که ژن C1Q یکی از ژن های دخیل در بروز بیماری های اتوایمیون می باشد، هدف از مطالعه ی حاضر بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم های rs631090 و rs294179 ژن C1Q با بیماری SLE می باشد. | |||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
| |||||||||||||||
| هدف کلی طرح | مقایسه ی فراوانی پلی مورفیسم های rs631090 وrs294179 ژن C1Q در مبتلایان یه لوپوس اریتماتوز سیستمیک و گروه کنترل آن | |||||||||||||||
| اهداف اختصاصی |
| |||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||
| اهداف كاربردی | ||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | دانشگاه علوم پزشکی زاهدان | |||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی (SNP): جابجایی ثابت یک تک باز است که فراوانی بیش از 1% در یک جمعیت داشته باشد. C1q کمپلمان :یک کمپلکس پروتئینی در سیستم کمپلمان است که با اتصال به کمپلکس آنتی ژن – آنتی بادی موجب فعال شدن مسیر کلاسیک سیستم کمپلمان می گردد . کاهش C1q زمینه ساز بروز لوپوس اریتماتوز سیستمیک می باشد. لوپوس اریتماتوز سیستمیک :یک بیماری خود ایمن مزمن است که اندام های مختلف بدن مانند پوست، مفاصل، خون، کلیه ها ، سیستم عصبی و دستگاه گوارش را درگیر می کند. | |||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||
| نوع مطالعه | (case - control ) موردی شاهدی | |||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | گروه مورد مطالعه : افرادی که به درمانگاه روماتولوژی بیمارستان علی بن ابی طالب شهر زاهدان مراجعه کردند به شرط داشتن معیار های ورود و نداشتن معیار های خروج وارد مطالعه گشتند. معیار های ورود برای گروه بیمار : برای گروه بیمار به صورت داشتن کرایتریای تشخیصی SLICC که به صورت جدول زیر تعریف می گردد:
وجود ۴ معیار از معیار های بالا ( شامل حداقل یک معیار بالینی و یک معیار ایمونولوژیک ) اثبات کننده ی ابتلا بهSLE می باشد . معیارهای ورود برای گروه کنترل : افراد سالم مراجعه کننده به کلینیک بیمارستان امام علی که بر اساس سن و جنس نسبت به گروه بیمار همسان سازی شدند معیار های خروج برای گروه بیمار : بیمارانی که سایر بیماری های سیستمیک و اختلالات اتوایمیون و کم کاری تیروئید و بدخیمی داشتند از مطالعه خارج گردیدند. معیار های خروج برای گروه کنترل : افرادی که با بیماران لوپوسی نسبت فامیلی نزدیک داشتند و یا دارای سایر بیماری های سیستمیک بودند از مطالعه خارج گردیدند.
| |||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن |
بر اساس مطالعات مشابه بررسی پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی ، از ۱۴۰ نفر از بیماران مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک نمونه گیری انجام می شود، هم چنین از ۱۴۰ نفر گروه شاهد این مطالعه هم پس از همسان سازی از نظر سن و جنس نمونه گیری انجام می گردد
| |||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | به روش نمونه گیری آسان و در دسترس برای گروه مورد و کنترل | |||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | از طریق تشخیص بالینی و انجام آزمایشات واقدامات پاراکلنیک برای تشخیص بیماری و انجام PCR بر روی DNA خون افراد و شناسایی الل های موردنظر. | |||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | بعد از تشخیص لوپوس اریتماتوز سیستمیک در بیماران مراجعه کننده به کلینیک روماتولوژی بر اساس کرایتریای SLICC ، کلیه ی این بیماران و هم چنین گروه کنترل ، بعد از کسب رضایت ازاین افراد برای بررسی پلی مورفیسم ، برای گرفتن نمونه ی خون به آزمایشگاه بیمارستان ارجاع داده می شوند. نمونه خون تام تحت شرایط استریل به مقدار ۲ سی سی گرفته و در لوله ی حاوی ماده ی ضد انعقاد EDTA ریخته سپس در ۲۰- درجه ی سانتی گراد تا زمان آزمایش نگه داری می شود. DNA نمونه خون افراد گروه کنترل و مورد از لنفوسیت های خون محیطی به روش salting out تخلیص می شود. پرایمر های اختصاصی جهت تعیین پلی مورفیسم ژنی به روش PCR-RELF از منابع مناسب انتخاب خواهند شد. در مرحله ی بعد شرایط PCR برای تعیین این پلی مورفیسم ها بهینه شده و پس از انکوبه کردن نمونه ها در روش PCR-RELF به مدت ۱۶ ساعت با آنزیم های برش دهنده ی مناسب نمونه ها در ژل آگارز ۲ درصد بررسی می شوند و فراوانی ژنوتیپ های مختلف برای هر دو جایگاه ژنی مورد ارزیابی قرار می گیرد. | |||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | پس از گردآوری اطلاعات لازم، یافته ها در نرم افزار آماری SPSS وارد گشته و داده ها با استفاده از آزمونهای آماری χ2 و آزمون تی تست مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت.
| |||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی :
راهنمای اخلاقی پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی : 1- پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند و کرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد. 2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند. 3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند. 4- رضایت آگاهانهی فرد دهندهی عضو یا بافت، یا جانشین قانونی او، شرط اساسی در تأیید اخلاقی هر پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی است. رضایتنامه باید با رعایت تمامی اصول مرتبط تهیه و هنگام ارسال طرحنامه برای تصویب، به آن پیوست شده باشد. 5- در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهندهی نمونهی ذخیرهشده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، بهشرط وجود رضایت کلی اولیه بر استفادهی پژوهشی، در صورت تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش میتوان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید از نمونههایی استفاده شود که به نحو برگشتناپذیر بینام شده باشد. 6- تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند. 10- پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود.
فصل 3 ـ پژوهشهای شامل پیوند عضو یا بافت از دهندهی زنده
راهنمای اخلاقی پژوهش های ژنتیک پزشکی در جمهوری اسلامی ایران
مقدمه : با توجه به پیشرفت روزافزون علم ژنتیک و حساسیت های ویژه ی داده های ژنتیک انسانی : همچنین با آگاهی از ملاحظات و نگرانی های اخلاقی مهمی ک هبا پژوهش های ژنتیک انسانی همراه اند و با تاکید بر اهمیت پژوهش های ژنتیک در ارتقای سلامت عمومی و درمان بیماری ها، رعایت أصول و موازین اخلاقی در پژوهش های ژنتیک ضروری است. بنابراین ، راهنمای اخلاقی پژوهش های ژنتیک به شرح زیر ارائه می شود. مقررات این راهنما ناظر به جمع اوری ، پردازش ، استفاده و ذخیره سازی داده های ژنتیک ، پروتئومیک و سایر اطلاعات سلولی انسانی و نمونه های زیستی با هدف پژوهشی است. در این راهنما داده های ژنتیک ، پروتئومیک وسایر اطلاعات سلولی انسانی به اختصار تحت عنوان داده های ژنتیک مورد اشاره قرار می گیرند. این راهنما به استفاده هایی که ماهیت پژوهشی ندارند ، نظیر بررسی های پلیسی و قضایی که با هدف کشف جرم ، تعیین نسب با موارد مشابه به انجام می رسند ، تعمیم پیدا نمی کند. پژوهشگران موظف اند که علاوه بر این راهنما ، از راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی و سایر قوانین ، مقررات و راهنماهای رسمی کشور در مورد پژوهشی که انجام می دهند ، آگاه باشند و آن ها را رعایت کنند. ۱-پژوهش های ژنتیک بر روی آزمودنی انسانی تنها در صورتی از نظر اخلاقی مجاز به شمار می آیند که با هدف ارتقا یا پیشرفت حداقل یکی از موارد زیر طراحی شده باشند. ۱-۱ :تشخیص طبقه بندی یا غربالگری بیماری ها یا ناتوانی هایی که منشا ژنتیک دارند. ۱-۲ : بررسی یا تشخیص استعداد ابتلا به بیماری. ۱-۳ : ارائه ی مشاوره به افراد یا زوج ها جهت تعیین خطر ابتلای فرزند آن ها به بیماری ها یا معلولیت های دارای منشا ژنتیک ۱-۴ : پیشگیری یا درمان بیماری ها یا توان بخشی ۱-۵ : بررسی های حقوقی ، جنایی ، مدنی و دیگر اقدامات قضایی و پزشکی قانونی ۱-۶ : پژهش های ژنتیک جمعیت شناختی ۲- انجام هر گونه پژوهش که در بر دارنده ی موارد یا با اهداف زیر باشد ، از نظر اخلاقی نادرست است . ۲-۱ : به نژادی ( یوژکینز) ۲-۲ : شبیه سازی تولید مثلی انسان ۲-۳ : تبعیض یا انگ زنی (stigmatization) فردی یا گروهی ۲-۴ : نقض کرامت انسانی یا حقوق و آزادی های بنیادین انسان ۳- هر گونه مطالعه یا دستکاری بر روی ژنوم انسان باید بعد از بررسی دقیق و جامع خطرات و عوارض احتمالی آن برای فرد آزمودنی و نسل های بعد و حصول اطمینان از فقدان عوارض جدی و غالب بودن منافع احتمالی به خطرات احتمالی به انجام برسد. ۴- هر گونه دستکاری ژنتیک در انسان که قابل انتقال به نسل های آتی باشد از نظر اخلاقی نادرست است ، مگر مواردی که ماهیت درمانی ( شامل پیشگیری ، درمان ، یا توانبخشی) داشته باشند. ۵- اخذ رضایت آزادانه و آگاهانه از آزمودنی – یا نماینده ی قانونی او در موارد لزوم – باید همانند دیگر انواع پژوهش ها بر روی آزمودنی انسانی ، منطبق با مندرجات راهنمای عمومی و سایر راهنماهای اختصاصی اخلاق در پژوهش کشور انجام گیرد. ۶- در مواردی که داده های ژنتیک انسانی یا نمونه های بیولوژیک با هدف پژوهشی جمع آوری شده باشند ، آزمودنی این اختیار را دارد مه رضایت اولیهی خود را لغو کند ، مگر آنکه این اطلاعات به طور غیر قابل بازگشت به هیچ فرد مشخصی قابل استناد نباشد. لغو رضایت نباید موجب خسارت یا جریمه ای برای آزمودنی شود. ۷- اگر پژوهش شامل انجام آزمون ها یی باشد که ممکن است نتایج پیشگویی کننده ای در ارتباط با سلامت یا سایر جنبه های زندگی آزمودنی داشته باشند. علاوه بر حصول اطمینان از درک مناسب ماهیت و پیامد های آزمون از سوی آزمودنی در طی فرایند اخذ رضایت ، باید مشاوره ی ژنتیکی مناسب برای او فراهم شود. مشاوره ی ژنتیک باید غیر جهت دار ، بدون پیشداوری ، بدون قضاوت ، شامل رهنمود های متناسب با شرایط فرهنگی فرد و در بر گیرنده ی حداکثر منافع وی باشد. ۸- هنگامی که پژوهش شامل آزمون ( ها ) یی باشد که ممکن است نتایج پیشگویی کننده ای در ارتباط با سلامت یا سایر جنبه های زندگی بستگان یا نزدیکان آزمودنی داشته باشد ، باید نحوه ی اطلاع رسانی احتمالی به ایشان – یا محرمانه ماندن نتایج – در طی فرایند اخذ رضایت مورد بحث قرار گیرد و در رضایت نامه درج شود. ۹- به بیمارانی که دچار معلولیت یا بیماری ارثی هستند و هم چنین به حاملان بدون علامت بیماری ،یا افراد مستعد ( ثابت شده یا مشکوک) باید در زمان مناسب و به روش مناسب ، آگاهی لازم در مورد امکانات موجود در زمینه ی بیماری داده شود. ضمنا اگر به دلایلی ، درمان یکی از بستگان بیمار لازم باشد ، پزشک باید پس از اخذ رضایت فرد مورد مطالعه یا نماینده ی قانونی وی ، به بستگان او اطلاعات لازم را ارائه کند. ۱۰- هیج فردی را نباید از دسترسی به داده های ژنتیکی خود منع کرد. ۱۱- داده های ژنتیک و نمونه های بیولوژیک جمع آوری شده ، نباید برای هدف دیگری که با مفاد رضایت کسب شده مغایرت دارد ب کار گرفته شوند. ۱۲- اگر ارتباط داده های ژنتیک انسانی با فرد به طور برگشت ناپذیر قطع شده باشد ، این داده ها را مشروط به کسب مجوز کمیته ی اخلاق می توان مورد استفاده قرار داد. ۱۳- دستاورد های حاصل از پژوهش بر داده ای ژنتیکی انسانی باید در اختیار جامعه قرار گیرد. ۱۴- مطالعه بر روی ژنوم انسانی در شکل طبیعی آن نباید منجر به کسب منافع انحصاری قردی شود. ۱۵- تشخیص ژنتیکی پیش از تولد باید تنها در صورتی انجام شود که برای سلامت جنین یا مادر سودمند باشد | |||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | عدم همکاری بیمار، نوسانات نرخ ارز و ایجاد مشکل در تامین مواد و کیت های مورد نیاز مشکل تهیه مواد وامکان طولانی شدن زمان دریافت آنها | |||||||||||||||
| کلمات کلیدی | Systemic lupus erythematosus (SLE) – C1q complement – Gene- polymorphism | |||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1. Gottschalk TA, Tsantikos E, Hibbs ML. Pathogenic inflammation and its therapeutic targeting in systemic lupus erythematosus. Frontiers in immunology. 2015;6:550. 2. Kamen DL. Environmental influences on systemic lupus erythematosus expression. Rheumatic Disease Clinics. 2014;40(3):401-12. 3. Petri M. Treatment of systemic lupus erythematosus: an update. American family physician. 1998;57(11):2753-60. 4. Maidhof W, Hilas O. Lupus: an overview of the disease and management options. Pharmacy and Therapeutics. 2012;37(4):240. 5. Saxena R, Mahajan T, Mohan C. Lupus nephritis: current update. Arthritis research & therapy. 2011;13(5):240. 6. Andrade F, Casciola-Rosen L, Rosen A. Apoptosis in systemic lupus erythematosus: clinical implications. Rheumatic Disease Clinics of North America. 2000;26(2):215-27. 7. Colonna L, Lood C, Elkon KB. Beyond apoptosis in lupus. Current Opinion in Rheumatology. 2014;26(5):459-66. 8. Shao W-H, Cohen PL. Disturbances of apoptotic cell clearance in systemic lupus erythematosus. Arthritis research & therapy. 2011;13(1):202. 9. Munoz LE, van Bavel C, Franz S, Berden J, Herrmann M, Van Der Vlag J. Apoptosis in the pathogenesis of systemic lupus erythematosus. Lupus. 2008;17(5):371-5. 10. Dieker JW, van der Vlag J, Berden JH. Deranged removal of apoptotic cells: its role in the genesis of lupus. Nephrology Dialysis Transplantation. 2004;19(2):282-5. 11. Leffler J, Bengtsson AA, Blom AM. The complement system in systemic lupus erythematosus: an update. Annals of the rheumatic diseases. 2014;73(9):1601-6. 12. Prodeus AP, Goerg S, Shen L-M, Pozdnyakova OO, Chu L, Alicot EM, et al. A critical role for complement in maintenance of self-tolerance. Immunity. 1998;9(5):721-31. 13. Carroll MC. A protective role for innate immunity in systemic lupus erythematosus. Nature Reviews Immunology. 2004;4(10):825-31. 14. Son M, Diamond B, Santiago-Schwarz F. Fundamental role of C1q in autoimmunity and inflammation. Immunologic research. 2015;63(1-3):101-6. 15. Deng Y, Tsao BP. Genetic susceptibility to systemic lupus erythematosus in the genomic era. Nature Reviews Rheumatology. 2010;6(12):683. 16. Trouw L, Daha N, Kurreeman F, Böhringer S, Goulielmos G, Westra H, et al. Genetic variants in the region of the C 1 q genes are associated with rheumatoid arthritis. Clinical & Experimental Immunology. 2013;173(1):76-83. 17. Potlukova E, Jiskra J, Limanova Z, Kralikova P, Smutek D, Mareckova H, et al. Autoantibodies against complement C1q correlate with the thyroid function in patients with autoimmune thyroid disease. Clinical & Experimental Immunology. 2008;153(1):96-101. 18. Chew C, Chua K, Lian L, Puah S, Tan SY. PCR-RFLP genotyping of C1q mutations and single nucleotide polymorphisms in Malaysian patients with systemic lupus erythematosus. Human Biology. 2008;80(1):83-93. 19. national center for biotechnology information. Dbsnp short genetic variations 2019, July 9 [Available from: https://www.ncbi.nlm.nih.gov/snp/rs631090. 20. Martens H, Zuurman M, de Lange A, Nolte I, Van Der Steege G, Navis G, et al. Analysis of C1q polymorphisms suggests association with systemic lupus erythematosus, serum C1q and CH50 levels and disease severity. Annals of the rheumatic diseases. 2009;68(5):715-20. 21. Yu Y, Zhu C, Zhou S, Chi S. Association Between C1q, TRAIL, and Tim-1 Gene Polymorphisms and Systemic Lupus Erythematosus. Genetic testing and molecular biomarkers. 2018;22(9):546-53. 22. Zakharyan R, Khoyetsyan A, Arakelyan A, Boyajyan A, Gevorgyan A, Stahelova A, et al. Association of C1QB gene polymorphism with schizophrenia in Armenian population. BMC medical genetics. 2011;12(1):126. 23. Radanova M, Vasilev V, Dimitrov T, Deliyska B, Ikonomov V, Ivanova D. Association of rs172378 C1q gene cluster polymorphism with lupus nephritis in Bulgarian patients. Lupus. 2015;24(3):280-9. 24. Yao Q, Li J, An X, Jiang W, Qin Q, Song R, et al. Association between C1q gene polymorphisms and autoimmune thyroid diseases. Archives of endocrinology and metabolism. 2017;61(4):337-42. 25. Petri M, Orbai AM, Alarcón GS, Gordon C, Merrill JT, Fortin PR, et al. Derivation and validation of the Systemic Lupus International Collaborating Clinics classification criteria for systemic lupus erythematosus. Arthritis & Rheumatism. 2012;64(8):2677-86.
| |||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | پرسشنامه طرح تحقیقاتی :
نام و نام خانوادگی: جنسیت : سن : قومیت : وزن: قد:
وضعیت پزشکی: DLE □ مالارش □ زخم دهان □ مالارش □ آرتریت □ سروزیت □ درگیری کلیه □ تشنج □ سایکوز □ لکوپنی □ ترومبوسیتوپنی □ آنمی همولیتیک □ ترومبوز □ سقط □ ADA+ □ ANA+ □ آنتی کاردیولیپین □ آنتی فسفولیپید□ غیره ...... | |||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | در مطالعه حاضر ما به بررسی اثر احتمالی چند تغییر ژنتیکی بر احتمال ابتلا به لوپوس می پردازیم | |||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ازکلیه افرادی که در مطالعه وارد شده اند 2 میلی لیتر خون در لوله های حاوی جمع آوری میگردد | |||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | از نقش احتمالی تغییرات ژنتیکی بر بروز بیماری مطلع میشویم
| |||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ندارد | |||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ندارد | |||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | کلیه ی هزینه های طرح توسط معاونت پژوهشی پرداخت خواهد شد و بیمار هزینه ای را پرداخت نخواهد کرد. | |||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ندارد | |||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج بصورت کاملاً محرمانه و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیماری وی در چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند. | |||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | پاسخ گویی به پرسش های بیماران بر عهده ی مجریان طرح می باشد. | |||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت من در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان که مایل بودم بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شوم.
| |||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام. | |||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|