
| کد طرح | 9943 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی نقش اختصاصی و مشترک عوامل روانشناختی(اضطراب، افسردگی، حمایت اجتماعی و مهارتهای مقابله ای) در پیش بینی افکار و اقدام به خودکشی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس |
| عنوان لاتین طرح | Investigating the specific and common role of psychological factors (anxiety, depression, social support and coping skills) in predicting thoughts and attempting suicide in multiple sclerosis patients |
| نوع طرح | بنیادی |
| محل اجرای طرح | انجمن ام اس زاهدان |
| رسته مطالعاتی | توصیفی - تحلیلی(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| نورمحمد بخشانی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | تدوین طرح | دکترای تخصصی | nmbs14@yahoo.com |
| ذبیح اله هاشم زهی | مشاور | مشاور تخصصی | دکترای تخصصی | zabih1966@yahoo.com |
| محمد جواد لواف آرانی | دانشجو | جمع آوری نمونه ها | کارشناسی ارشد | javadlavvaf.cpsy@gmail.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی نقش اختصاصی و مشترک عوامل روانشناختی(اضطراب، افسردگی، حمایت اجتماعی و مهارتهای مقابله ای) در پیش بینی افکار و اقدام به خودکشی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Investigating the specific and common role of psychological factors (anxiety, depression, social support and coping skills) in predicting thoughts and attempting suicide in multiple sclerosis patients | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | بسیاری از اختلالات عصبی بر عملکرد جسمی و مهارت های شناختی افراد تأثیر می گذارد، و به طور بالقوه منجر به مشکلات رفتاری و ارتباطی می شود و عواقب دیگری از نظر کیفیت زندگی و خطر خودکشی به همراه دارد(1). مطالعات روی بیماران نورولوژیک نشان داده است که صدمات سر، سکته مغزی، صرع و مولتیپل اسکلروز(MS) با خودکشی ارتباط دارد(2-5). بیماری مولتیپل اسکلروزیس یا ام اس(MS) از شایعترین بیماریهای عصبی می باشد و درگیر کردن مناطق متعدد سیستم اعصاب مرکزی از مشخصه های اصلی این بیماری مزمن می باشد. این بیماری در جوانان در فاصله سنی 20 تا 40 سال شیوع فراوان دارد و با ایجاد علائم ناتوان کننده، سالها تداوم می یابد(6). این بیماری با مجموعه گسترده ای از علایم و نشانه ها همراه است. (7). علائم بیماری MS شامل محدود شدن و یا از دست دادن توانایی حسی و حرکتی است که با علایمی مانند خستگی، کوری، عدم تعادل، درد، اختلال شناختی و افسردگی همراه می باشد(8-10). بیماری MS ماهیت پیشرونده دارد و بر جنبه های مختلف زندگی فرد تاثیر می گذارد بطوریکه فرد در بهترین شرایط زندگی خود که نیاز به فعالیت اجتماعی، اشتغال و تشکیل خانواده دارد با ابتلا به این بیماری و عوارض غیرقابل پیش بینی آن، زندگی طبیعی و عادی او مختل می شود(11). شواهد اپیدمیولوژیک فعلی نشان می دهد که مبتلایان به MS در معرض خطر خودکشی هستند. مطالعه اولیه 3126 بیمار مراجعه کننده به کلینیک های MS در کانادا طی مدت 16 سال نشان داد که میزان مرگ و میر بوسیله خودکشی 5/7 برابر جمعیت عمومی است و 1/15 درصد از کل مرگ ها در بین افراد مبتلا به MS را خودکشی تشکیل می دهد(12). بیشترین خطر خودکشی در میان مردان جوان و در سالهای اولیه پس از تشخیص می باشد و جنسیت مرد، تا حدی بخاطر ارتباط با سوء مصرف الکل یک عامل خطر کاملاً شناخته شده برای خودکشی است(13). خودکشی اقدامی آگاهانه در آزار به خود است که به مرگ منتهی می شود(14). مطابق با نظریه ادوین اشنایدمنخودکشی با نیازهای برآورده نشده یا ناکام، احساس درماندگی و ناامیدی، تعارض های دوگانه بین ماندن و تحمل استرس غیرقابل تحمل و نیاز به فرار رابطه دارد(15). براساس گزارش های سازمان بهداشت جهانی در هر سال حدود یک میلیون انسان در جهان خودکشی می کنند. آمار خودکشی در جهان 16 نفر به ازای هر صدهزار نفر است و به طور متوسط در هر 40 ثانیه یک نفر خودکشی می کند(16). خودکشی و اقدام به خودکشی را می توان به عنوان یک پدیده پیچیده روانی در نظر گرفت که تحت تاثیر متقابل عوامل شخصی و محیطی قرار دارند(17). اختلالات روانی به خصوص افسردگی، سوء مصرف مواد مخدر، از مهمترین علل زمینه ساز اقدام به خودکشی هستند(18). خودکشی در موقعیت هایی از قبیل مشکلات خانوادگی، مرگ، بیماریهای طبی مزمن، و استرس های عمده مثل سوء استفاده های جنسی و ورشکستگی و شکست عاطفی با فراوانی بیشتری مشاهده می شود. به نظر می رسد تقریباً از هر ده نفر که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند 9 نفر آنان مبتلا به اختلال روانی هستند(19). مطالعات روانشناختی نشان داده است که افسردگی شایعترین اختلالی است که در نیمی تا دو سوم مواردی که منجر به خودکشی می شود رخ می دهد(19). افسردگی که غالبأ از آن به عنوان سرماخوردگی روانی یاد می شود، می تواند آستانه تحمل فرد و توانایی او را در بازدازی تکانه ها کاهش و در نهایت احتمال اقدام به خودکشی در فرد مبتلا را افزایش دهد(20). از نظر فراوانی، اختلالات خلقی مهمترین اختلالات روانشناختی در بیماران MS می باشد و بیش از 50% از بیماران از افسردگی رنج می برند(21). نگران کننده ترین مسئله این است که بیماران مبتلا به MS با علائم افسردگی بیشتر در معرض خودکشی هستند. شواهد کنونی نشان میدهد که خطر خودکشی در بیماران MS که به افسردگی مبتلا هستند بین 6/1 تا 3/2 برابر بیشتر از جمعیت عمومی است. حدود یک چهارم افراد مبتلا به MS همیشه افکار خودکشی را در خود دارند(22). همچنین بررسی ها نشان داده که بین 25 تا 41 درصد از این بیماران از اضطراب شدید رنج می برند. آن دسته از بیمارانی که به اضطراب دچارند اکثرا خانم هستند که از افسردگی رنج می برند و یا بیش از اندازه الکل مصرف می کنند و دارای استرس های بزرگ اجتماعی، حمایت اجتماعی کمتر هستند و بیشتر به خودکشی فکر می کنند(23).گزارش های آکادمی نورولوژی آمریکا نشان می دهد که یکی از مهمترین عوامل تشدید کننده بیماری MS ، استرس های ناشی از رویدادهای زندگی است(24). در این زمینه برخی پژوهش ها بین شدت بیماری MS و سطح اضطراب، ارتباط نشان داده اند(25). قانع کننده ترین دلیل برای بررسی مسائل روانشناختی در این بیماران، بالا بودن آمار خودکشی های انجام شده در بیماران MS است. در بررسی های انجام شده در بین خودکشی های صورت گرفته بیماران MS ، مهمترین عامل برای خودکشی، افسردگی شناخته شده است(26). همچنین بررسی ها نشان داده است، تشخیص و درمان به موقع اختلالات خلقی و اضطرابی در بیماران MS ، از اهمیت بالایی برخوردار است، عدم توجه به مسائل روانشناختی این بیماران عواقبی همچون نافرمانی از روند درمان، افت عملکرد و کیفیت زندگی را در بر دارد(23). عوامل جانبی و زمینه ای زیادی می توانند بر وضعیت سلامت روانی و کیفیت زندگی بیماران مولتیپل اسکلروزیس تاثیر بگذارند. طبق تحقیقات انجام شده در این زمینه، حمایت اجتماعی از جمله عوامل مهم تاثیرگذار بر این امر می باشد(27). حمایت اجتماعی، تبادلات بین فردی در میان اعضای شبکه اجتماعی است که به صورت روابط دوسویه، غیر رسمی، معمولا خودبه خود و سودمند است(28, 29). حمایت اجتماعی رفتارهای ارتقای سلامتی را تسهیل می کند و حوادث تنش زای زندگی را کاهش می دهد(30). این حمایت می تواند بصورت حمایت رسمی، یعنی برخورداری از حمایت ادارات دولتی و خصوصی و یا به شکل غیر رسمی که بوسیله خانواده، دوستان، همسایه ها یا همکاران تأمین می شود باشد(31). در زمینه رفتارهای ارتقادهنده سلامت، مطالعات پیشین دلالت بر این دارد که روابط بین فردی در بیماران MS دچار آسیب می شود و بیماران منابع حمایتی خود را از دست می دهند و از دست دادن منابع حمایتی با علایم افسردگی و عود بیماری رابطه دارد(32). هرچه میزان حمایت اجتماعی افزایش یابد، سطح سلامتی نیز افزایش پیدا می کند و برعکس. قدسی به نقل از لاندمن و همکاران می گوید که سطوح بالاتر حمایت اجتماعی با سطوح پائین تر افسردگی و اضطراب مرتبط است(33). ظریف نژاد به نقل از جینا پی ستولکا نوشته است که حمایت اجتماعی ممکن است بین استرس و افسردگی مانند سپر محافظ عمل کند. آنها دریافتند استرس و حمایت اجتماعی رابطه معنی داری با افسردگی دارد(34). لازاروس راهبردهای مقابله ای را به عنوان مجموعه ای از پاسخ های شناختی و رفتاری که هدفشان به حداقل رساندن فشار روانی ناشی از موقعیت های استرس زاست، تعریف می کند(35). او در تئوری خود به دو نوع سبک مقابله اشاره می کند: سبک مسئله مدار و سبک هیجان مدار. روشهای مقابله ای مسئله مدار عموما زمانی بروز پیدا می کند که شخص احساس کند می تواند موقعیت را کنترل کند و یا تغییر دهد. بر خلاف آن، روشهای مقابله ای هیجان مدار در موقعیت هایی دیده می شود که فرد احساس کند موقعیت، غیرقابل تغییر و کنترل است. بنابراین در مقابل آن واکنش هیجانی نشان میدهد یا سعی در تحمل آن دارد(36). پژوهش های اخیر حاکی از آن است که راهبردهای مقابله ای و تاب آوری مبتلایان به بیماری MS می تواند، سلامت روانی و جسمی آنها را تحت تاثیر قرار دهد(37). داشتن مهارت بیشتر در کنترل استرس موجب اضطراب کمتر و کاهش میزان افسردگی و در مجموع ارتقای کیفیت زندگی خواهد شد(38). در مطالعه ای که در سال 2017 در کرمانشاه بر روی 87 بیمار مبتلا به MS با هدف تعیین شیوع افسردگی، اضطراب و استرس به صورت مقطعی و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انجام شد نتایج نشان داد که از این تعداد 41 نفر(1/47٪) دارای افسردگی متوسط، 34 نفر(1/39٪) اضطراب متوسط و 39 نفر(44.8٪) دارای استرس متوسط بودند. 21 بیمار(1/24٪) دارای افسردگی شدید و 41 نفر(1/47٪) دارای افسردگی متوسط بودند، بیماران با دامنه سنی 40-20 سال و افراد بالای 50 سال به ترتیب بیشترین و کمترین میزان افسردگی را داشتند. بین افسردگی و شغل، تحصیلات و وضعیت اقتصادی شرکت کنندگان رابطه معنی داری وجود داشت. همچنین ارتباط قابل توجهی بین وضعیت اقتصادی شرکت کنندگان و اضطراب وجود داشت. اما بین استرس و متغیرها رابطه معنی داری مشاهده نشد(39). در مطالعه ای که در سال 2016 در شهر نهاوند و ملایر بر روی79 بیمار مبتلا به MS به منظور تعیین شیوع افکار خودکشی و همبستگی حمایت اجتماعی و دیدگاه زمان با افکار خودکشی به روش مقطعی انجام شد، نتایج بدست آمده حاکی از آن است که 3/30 درصد از بیماران مبتلا به MS از افکار خودکشی رنج می بردند. همبستگی منفی بین حمایت اجتماعی (شامل خانواده ، دوستان و سایر افراد مهم)، جهت گیری گذشته مثبت وآینده و همبستگی مثبت بین جهت گیری گذشته منفی و افکار خودکشی وجود داشت. حمایت اجتماعی افراد مهم و گذشته مثبت به طور منفی پیش بینی کننده افکار خودکشی در بیماران مبتلا به MS است(40). همچنین در پژوهش دیگری که در سال 2019 در کشور رومانی روی 349 ( 112 مرد و 237 زن) بیمار مبتلا به MS با هدف تعیین شیوع نگرانی های خودکشی و ارزیابی عوامل اصلی که در وقوع آنها نقش دارد انجام شد. نتایج بیانگر آن بود که افکار خودکشی در مردان بیشتر بود، در حالی که قصد خودکشی در زنان. همچنین بین افکار خودکشی و افسردگی، گسترش وضعیت ناتوانی ، تعداد کل عودهای بیماری، مدت بیماری و سطح تحصیلات همبستگی مثبت وجود داشت و نشان داده شد نوع درمان اصلاح کننده بیماری ، وضعیت زناشویی و شغلی و حضور کودکان بر حضور افکار خودکشی تأثیر نمی گذارد(41). همچنین در یک مطالعه مقطعی که در سال 2020 در کشور اسلواکی با هدف ارزیابی ارتباط بین خستگی، حمایت اجتماعی و افکار خودکشی(SI) روی 156 بیماران مبتلا به MS انجام شد و در آن سن، جنس، مدت بیماری، ناتوانی عملکردی و کیفیت خواب متغیرها کنترل شدند و داده ها با استفاده از رگرسیون چند خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت نتایج پژوهش ها نشان داد افکار خودکشی با کیفیت خواب پایین و چهار نوع خستگی همراه بود: عمومی ، روانی ، کاهش فعالیت و کاهش انگیزه. خستگی جسمی با افکار خودکشی ارتباط معنی داری نداشت. حمایت اجتماعی با افکار خودکشی در همه نمونه ها ارتباط منفی داشت، تجزیه و تحلیل همبستگی نشان داد که کیفیت خواب با انواع مختلف خستگی همبستگی متوسطی دارد در حالی که این همبستگی با حمایت اجتماعی منفی بود(42).
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | تعیین نقش اختصاصی و مشترک عوامل روانشناختی(اضطراب، افسردگی، حمایت اجتماعی و مهارتهای مقابله ای) در پیش بینی افکار و اقدام به خودکشی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف كاربردی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | انجمن بیماران ام اس و بیمارستانهای زاهدان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | مولتیپل اسکلروزیس مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری التهابی و مزمن سیسنم اعصاب مرکزی است که به عنوان یک بیماری خودایمن شناخته می شود(43). این بیماری پیشرونده بوده و نقاط مختلف میلین را تحت تاثیر قرار می دهد و از شایعترین بیماری های دمیلیزاسیون به شمار می رود(44).که باعث ایجاد تاری دید، دوبینی، ضعف عضلانی، اختلال در تعادل و هماهنگی، اختلال در درک حس های مختلف، افسردگی، درد، اختلال شناختی، فراموشی، نقصان درتمرکز، خستگی، لرزش، سرگیجه، نارسایی عملکرد روده ها، مثانه و عملکرد جنسی در بیمار می شود(45). افسردگی طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت روان، افسردگی نوعی از اختلالات شایع و جدی خلقی است که موجب علائم حاد میشود و چگونگی تفکر، احساس و کنترل فعالیتهای روزمره همچون خواب، تغذیه یا فعالیتهای شغلی و لذتبخش را تحت تأثیر قرار میدهد. نشانههای رفتاری افسردگی شامل حوزههای هیجانی، انگیزشی شناختی و فیزیولوژیکی میشود(46). اضطراب اضطراب یک احساس هیجان آمیز عمومی و مبهم ازدلواپسی است که با یک یا چند احساس جسمی(تنگی نفس،تپش قلب، فشارخون بالاو...) و درصورت تداوم با مشکلات روانی دیگر همراه می گردد(47). مهارتهای مقابله ای سبک های مقابله ای، به عنوان تلاشهای رفتاری و شناختی افراد به منظور فائق آمدن بر یک عامل استرس زای درونی یا بیرونی( متمرکز بر مسئله) یا ایجاد تسکین هیجانی و عاطفی( متمرکز بر هیجان) تعریف می شوند(48). حمایت اجتماعی حمایت اجتماعی میزان برخورداری از محبت، توجه و مساعدت اعضای خانواده و دوستان و سایر افرادی می باشد که فرد از آنها برخوردار است(49). خودکشی امیل دورکیم (Emil Dorkheim) جامعه شناس برجسته، در تعریف خودکشی گفته است 'اصطلاح خودکشی به مرگ هایی اطلاق می شود که بطور مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از عمل مثبت یا منفی فردی است که می داند انجام این عمل منجر به مرگ وی می شود' دورکیم این تعریف را به منظور تفکیک خودکشی از مرگ های حادثه ای به کار برده است(50). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | مقطعی (توصیفی- تحلیلی) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | تمام مردان و زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس که در نیمسال دوم 1399 به انجمن بیماران ام اس و همچنین بیمارستانهای خاتم الانبیا و علی ابن ابیطالب شهر زاهدان مراجعه می کنند. که حدود 170 نفر می باشند. معیارهای ورود: سن بالای 18 سال(یا دامنه سنی18 تا 55 سال)، تشخیص بیماری ام اس به وسیله متخصص مغز و اعصاب(دارا بودن پرونده پزشکی یا عضویت در انجمن بیماران ام اس)، رضایت آگاهانه، عدم ابتلا به سایر بیماریهای خودایمنی و مزمن دیگر( یا فاقد معلولیت و بیماری جسمانی ناتوان کننده )، توانایی خواندن و نوشتن. معیارهای خروج: عدم تکمیل پرسشنامه بصورت کامل، ابتلا به اختلالات شناختی و سایکوتیک با توجه به سابقه و مصاحبه تشخیصی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | نتایج یک مطالعه مرتبط توسط Pavol Mikula و همکاران که درسال2020 در اسلواکی روی 156 بیمار مبتلا به ام اس انجام شد، مبنای محاسبه حجم نمونه این مطالعه قرار گرفت .(42)با توجه به ماهیت مطالعه و اندازه عدم پاسخ دهی احتمالی 10 الی 15 درصدی که انتظار می رود، حجم نمونه که به صورت سرشماری حدود 170 الی 180 نفر است انتخاب می شوند و جنانچه تعداد مراجعین کمتر شود مراجعین فروردین و اردیبهشت هم انتخاب خواهند شد .در این مطالعه بیمارانی که تشخیص بیماری ام اس به وسیله متخصص مغز و اعصاب(دارا بودن پرونده پزشکی یا عضویت در انجمن بیماران ام اس) در مورد آنها داده شده است با رضایت شخصی غربالگری شده و پرسشنامه های پیوست شده بین آنها توزیع می گردد و پس از تکمیل نمودن آن توسط این افراد، آن را تحویل گرفته و به کلیه افراد گفته خواهد شد که نیازی به نوشتن نام و نام خانوادگی نبوده و به آنان اطمینان داده خواهد شد که به منظور حفظ حریم شخصی آنها این اطلاعات کاملا محرمانه خواهد ماند.لازم به ذکر است که همه پرسشنامه های ذکر شده خودایفا بوده و توسط خود فرد پر می شود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | نمونه گیری در دسترس | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | فرم اطلاعاتی شامل ویژگیهای دموگرافیکی افراد و نیز پرسشنامه های زیراستفاده خواهد شد. 1) پرسشنامه افسردگی بک – ویرایش دو)BDI- II( این پرسشنامه شکل بازنگری شده پرسشنامه افسردگی بک است که جهت سنجش شدت افسردگی تدوین شده است. این ویرایش تمام عناصر افسردگی بر اساس نظریه شناختی را پوشش میدهد و دارای 21 سؤال لیکرت چهار گزینه ای است و نمره کلی در دامنه ای از0 تا 63 قرار می گیرد و نمرات صفر تا 13 نشان دهنده هیچ یا افسردگی حداقل، 14 تا 19 نشان دهنده افسردگی خفیف، 20 تا 28 نمایانگر افسردگی متوسط و نمره 29 تا 63 نمایانگر افسردگی شدید است. نتایج پژوهش بک و همکاران نشان داد که این پرسشنامه ثبات درونی بالایی دارد. همچنین مطالعه دیگری ضریب آلفا91/0 ، ضریب همبستگی میان دو نیمه 89/0 و ضریب باز آزمایی به فاصله یک هفته 94/0را برای آن گزارش نمود(51). 2)پرسشنامه اضطراب بک)BAI( جهت سنجش میزان اضطراب از پرسشنامه استاندارد بک استفاده می شود که شامل21 عبارت 4 گزینه ای (از صفر تا 3) می باشد. هر یک از ماده های این پرسشنامه یکی از علایم اضطراب ( علایم ذهنی، بدنی، هراس) را توصیف می کند. نمره کلی در دامنه ای از 0 تا 63 قرار می گیرد و نمره 0 تا 7 به معنی هیچ یا کمترین اضطراب، نمره 8 تا 15 به معنی اضطراب خفیف، نمره 16 تا 25به معنی اضطراب متوسط و نمره 26 تا 63 به معنی اضطراب شدید است. در مطالعه ای از بک و همکاران، همسانی درونی مقیاس را برابر با 92/0 و اعتبار بازآزمایی یک هفته ای آن را 75/0 گزارش کرده اند(52). 3) پرسشنامه افکار خودکشی بک)BSSI( پرسشنامه افکار خودکشی بک (BSSI) توسط آرون بک برای سنجش میزان مستعد بودن فرد به خودکشی ساخته شد. این مقیاس، برآوردی از شدت ایده پردازی و امیال خودکشی گرایانه فراهم می کند و مشتمل بر 19 گویه است که روی یک مقیاس سه نقطه ای از صفر (کمترین شدت) تا 2 ( بیشترین شدت) درجه بندی میشود پایایی و روایی این مقیاس در پژوهش های مختلف تائید شده است. در پژوهش دانیتز(53) آلفای کرونباخ این مقیاس 89% به دست آمده است. همچنین روایی همزمان آزمون با مقیاس سنجش خطر خودکشی، 69% گزارش شده است(54). در ایران نیز انیسی و همکاران (1383) پایایی مقیاس را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر 95% و با روش دونیمه سازی، 75% گزارش کرده اند. 4) پرسشنامه استاندارد راهبردهای مقابله ای بیلینگ و موس این پرسشنامه شامل 32 سوال و 5 خرده مقیاس شامل مقابله مبتنی بر حل مسأله، مقابله مبتنی بر ارزیابی شناختی(از مجموعه نمره نهایی این دو خرده مقیاس، مقابله مسأله مدار به دست می آید)، مهار هیجانی، مهار جسمانی کردن و جلب حمایت اجتماعی(که از مجموع نمره نهایی این 3 خرده مقیاس، مقابله هیجان مدار بدست می آید) بود. پاسخ ها به صورت طیف درجه بندی لیکرت هرگز(0)، گاهی(1)، اغلب(2)، همیشه(3) تنظیم شده است. دامنه نمره آزمودنی در این پرسشنامه صفر تا 96 می باشد. پایایی این پرسشنامه در مطالعه قدمگاهی (1997) به شیوه همسانی درونی محاسبه شده و ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس مقابله مبتنی بر حل مسأله 90%، مقابله مبتنی بر ارزیابی شناختی 68%، مقابله مبتنی بر هیجان 65%، مقابله مبتنی بر جلب حمایت اجتماعی 90% و مقابله مبتنی بر جسمانی کردن 90% بدست آمده است(55). 5) پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت این پرسشنامه، یک مقیاس 12 سوالی است که میزان حمایت اجتماعی ادراک شده فرد را از سوی خانواده، دوستان و سایر افراد مهم زندگی فرد می سنجد و دارای سه خرده مقیاس حمایت اجتماعی دریافت شده از سوی خانواده(گویه های 3، 4، 8، 11)، حمایت اجتماعی دریافت شده از سوی دوستان(گویه های 6، 7، 9، 12) و حمایت اجتماعی دریافت شده از سوی دیگران( گویه های 1 ،2 ، 5، 10) است. پایایی درونی این ابزار با استفاده از آلفای کرونباخ برای خرده مقیاس ها 86 تا 90 درصد و برای خود مقیاس 86% درصد گزارش شده است. در نمونه های ایرانی نیز آلفای کرونباخ بین 82 تا 89 درصد گزارش شده است(56, 57). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | در این مطالعه که با هدف بررسی اضطراب، افسردگی، مهارتهای مقابله ای و حمایت اجتماعی و ارتباط آن با افکار و اقدام به خودکشی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس که بیماری ام اس آنها به وسیله متخصص مغز و اعصاب(دارا بودن پرونده پزشکی یا عضویت در انجمن بیماران ام اس) مورد تائید قرار گرفته است و در انجمن ام اس شهر زاهدان غربالگری می شوند، انجام می شود پژوهشگر پس از تصویب طرح، مجوز دانشگاه و تاییدیه کمیته اخلاق به معرفی خود، بیان اهداف پژوهش و جلب رضایت آگاهانه جهت مشارکت در پژوهش و اخذ رضایت نامه کتبی ( درصوت نیاز) از جامعه مورد پژوهش خود می پردازد و سپس فرم دموگرافیک(سن، جنس، وضعیت تاهل، تحصیلات، تعداد سالهای ابتلا) و نیز پرسشنامه های استاندارد بک (جهت سنجش میزان اضطراب، افسردگی و افکار خودکشی)، پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت (جهت سنجش درک بیمار از حمایت اجتماعی دریافت شده) و همچنین پرسشنامه راهبردهای مقابله ای بیلینگ و موس(جهت سنجش نوع راهبردهایی که بیمار به کمک آن به مقابله با موقعیت ها و شرایط سخت می پردازد) را بین بیمارانی که تشخیص بیماری ام اس در مورد آنها داده شده است توزیع نموده و پس از تکمیل نمودن آن توسط این افراد آن را تحویل خواهد گرفت و به کلیه افراد گفته خواهد شد که نیازی به نوشتن نام و نام خانوادگی نبوده و به آنان اطمینان داده خواهد شد که به منظور حفظ حریم شخصی آنها این اطلاعات کاملا محرمانه خواهد ماند و در جایی ثبت نمی شود.همچنین لازم به ذکر است که تمامی معیارهای مورد مطالعه از جمله افکار و اقدام به خودکشی توسط پرسشنامه های استاندارد ذکر شده و با توجه به نمره به دست آمده آنها که توسط خود فرد پر می شود ارزیابی می گردد. قابل ذکر است که همه پرسشنامه های ذکر شده خودایفا بوده و توسط خود فرد پر می شود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | برای توصیف متغیرها از آمار توصیفی (میانگین، درصد و فراوانی و همبستگی) استفاده خواهد شد. برای تعیین اثر اختصاصی و مشترک متغیرهای پیش بین روی متغیر ملاک از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده خواهد شد. نتایج بصورت فاصله اطمینان 95 درصد گزارش خواهد شد. سطح معنی داری آزمون ها 0/05 در نظر گرفته می شود. برای تحلیل اطلاعات از نرم افزارSPSS استفاده می گردد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | 1. هدف اصلی هر پژوهشباید ارتقای سلامت انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد. 2. در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد آزمودنیها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است. 4. مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینهی پایینتر و/ یا صرفاً عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود. 13. کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. 16. پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. 19. عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود. 24. اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامهی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود. 25. پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | عدم تمایل برخی از بیماران برای شرکت در مطالعه که سعی می شود با ارائه توضیحات کافی در مورد اهداف پژوهش، آن ها را برای شرکت در پژوهش ترغیب کرد. تکمیل ناکامل پرسشنامه ها که در این صورت حجم نمونه را افزایش می دهیم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی |
Multiple sclerosis, suicidal ideation and attempts, Depression, Anxiety, Social support, Coping skills | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1. Stenager E. Disease, pain, and suicidal behavior: Routledge; 2018. 2. Stenager EN, Koch-Henriksen N, Stenager E. Risk factors for suicide in multiple sclerosis. Psychotherapy and psychosomatics. 1996;65(2):86-90. 3. Tian N, Cui W, Zack M, Kobau R, Fowler KA, Hesdorffer DC. Suicide among people with epilepsy: A population-based analysis of data from the US National Violent Death Reporting System, 17 states, 2003–2011. Epilepsy & Behavior. 2016;61:210-7. 4. Christensen J, Vestergaard M, Mortensen PB, Sidenius P, Agerbo E. Epilepsy and risk of suicide: a population-based case–control study. The Lancet Neurology. 2007;6(8):693-8. 5. Madsen T, Erlangsen A, Orlovska S, Mofaddy R, Nordentoft M, Benros ME. Association between traumatic brain injury and risk of suicide. Jama. 2018;320(6):580-8. 6. Krupp LB, Tardieu M, Amato MP, Banwell B, Chitnis T, Dale RC, et al. International Pediatric Multiple Sclerosis Study Group criteria for pediatric multiple sclerosis and immune-mediated central nervous system demyelinating disorders: revisions to the 2007 definitions. Multiple Sclerosis Journal. 2013;19(10):1261-7. 7. Thornton AE, DeFreitas VG. The neuropsychology of multiple sclerosis. Neuropsychological Assessment of Neuropsychiatric and Neuromedical Disorders New York: Oxford. 2009:280-305. 8. Aronson KJ. Quality of life among persons with multiple sclerosis and their caregivers. Neurology. 1997;48(1):74-80. 9. Weinshenker BG. The natural history of multiple sclerosis. Neurologic clinics. 1995;13(1):119-46. 10. Siegert R, Abernethy D. Depression in multiple sclerosis: a review. Journal of Neurology, Neurosurgery & Psychiatry. 2005;76(4):469-75. 11. Morgante L. Hope in multiple sclerosis: a nursing perspective. International Journal of MS Care. 2000;2(2):9-15. 12. Sadovnick A, Eisen K, Ebers GC, Paty DW. Cause of death in patients attending multiple sclerosis clinics. Neurology. 1991;41(8):1193-. 13. Fredrikson S, Cheng Q, Jiang G-X, Wasserman D. Elevated suicide risk among patients with multiple sclerosis in Sweden. Neuroepidemiology. 2003;22(2):146-52. 14. Amos T, Appleby L. Suicide and deliberate self-harm. Appleby, DM Forshaw, T Amos, & H Barker, Postgraduate psychiatry: Clinical and scientific foundations. 2001:347-57. 15. Sadock B, Sadock V. eds. Compre-hensive Textbook of Psychiatry, 9th edn: Phila-delphia. Lippincott Williams Wilkins; 2009. 16. Animasahun R, Animasahun V. Psychosocial predictors of suicide mission among Nigerian youths. African Journal for the Psychological Studies of Social Issues. 2016;19(1):79-103. 17. Mann JJ, Waternaux C, Haas GL, Malone KM. Toward a clinical model of suicidal behavior in psychiatric patients. American journal of Psychiatry. 1999;156(2):181-9. 18. Ray A. Suicide; psychiatric emergencies. Comprehensive text book of psychiatry 7th ed Philadelphia: Lippincott Williams and Wilkins. 2000:2031-40. 19. Hawton K, i Comabella CC, Haw C, Saunders K. Risk factors for suicide in individuals with depression: a systematic review. Journal of affective disorders. 2013;147(1-3):17-28. 20. Oquendo M, Brent DA, Birmaher B, Greenhill L, Kolko D, Stanley B, et al. Posttraumatic stress disorder comorbid with major depression: factors mediating the association with suicidal behavior. American Journal of Psychiatry. 2005;162(3):560-6. 21. Feinstein A, Pavisian B. Multiple sclerosis and suicide. Multiple Sclerosis Journal. 2017;23(7):923-7. 22. Viner R, Patten SB, Berzins S, Bulloch AG, Fiest KM. Prevalence and risk factors for suicidal ideation in a multiple sclerosis population. Journal of psychosomatic research. 2014;76(4):312-6. 23. Chwastiak LA, Ehde DM. Psychiatric issues in multiple sclerosis. Psychiatric Clinics of North America. 2007;30(4):803-17. 24. Buljevac D, Hop W, Reedeker W, Janssens A, Van der Meche F, Van Doorn P, et al. Self reported stressful life events and exacerbations in multiple sclerosis: prospective study. Bmj. 2003;327(7416):646. 25. Pandya R, Metz L, Patten SB. Predictive value of the CES-D in detecting depression among candidates for disease-modifying multiple sclerosis treatment. Psychosomatics. 2005;46(2):131-4. 26. Ghaffar O, Feinstein A. The neuropsychiatry of multiple sclerosis: a review of recent developments. Current opinion in psychiatry. 2007;20(3):278-85. 27. Lehto U, Ojanen M, Dyba T, Aromaa A, Kellokumpu-Lehtinen P. Baseline psychosocial predictors of survival in localised breast cancer. British journal of cancer. 2006;94(9):1245-52. 28. جهانبخش ا, حقیقتیان م, روانمهر ف, حسینپور ک. بررسی ارتباط حمایتهای اجتماعی با کیفیت زندگی بیماران مولتیپل اسکلروزیس در شهر اصفهان. تحقیقات نظام سلامت. 2013;9(4):403-11. 29. Zamanzadeh V, Heidarzadeh M, Ashvandi K, Lakdizji S. The relationship between perceived social support and quality of life of diabetic patients. Med J Tabriz Univ Med Sci. 2007;29(1):49-54. 30. Rodakowski J, Skidmore ER, Rogers JC, Schulz R. Role of social support in predicting caregiver burden. Archives of physical medicine and rehabilitation. 2012;93(12):2229-36. 31. Hsiao C-Y, Van Riper M. Research on caregiving in Chinese families living with mental illness: a critical review. Journal of Family Nursing. 2010;16(1):68-100. 32. Mohr DC, Classen C, Barrera M. The relationship between social support, depression and treatment for depression in people with multiple sclerosis. Psychological medicine. 2004;34(3):533-41. 33. Ghodsi A. Association between social support and depression in elderly people in Amir Kola city: MSc. thesis]. Tehran: Tarbiat Modares niversity; 2004. 34. Zarifnejad G, SaberiNoghabi E, DelshadNoghabi A, Koshyar H. The Relationship between social support and morale of elderly people in Mashhad in 2012. Journal of Rafsanjan University of Medical Sciences. 2014;13(1):3-12. 35. Shakery J. The role of life events and coping styles in relapse of post-traumatic stress disorder in a sample of war injured (Kermanshah 1380 in Hajri Calender). Journal Mil Med. 2003;5(2):111-6. 36. BESHARAT MA, Pourang P, SADEGHPOUR TA, POURNAGHASH TS. The relationship between coping styles and psychological adaptation in the recovery process: patients with coronary heart disease. 2008. 37. Mikaeili N, MOKHTARPOUR HE, MEYSAMI BS. The role of perceived social support, coping strategies and resilience in the prediction of the quality of life in patients with multiple sclerosis. 2012. 38. Faul LA, Jim HS, Williams C, Loftus L, Jacobsen PB. Relationship of stress management skill to psychological distress and quality of life in adults with cancer. Psycho‐Oncology. 2010;19(1):102-9. 39. Karimi S, Andayeshgar B, Khatony A. Prevalence of anxiety, depression, and stress in patients with multiple sclerosis in Kermanshah-Iran: a cross-sectional study. BMC psychiatry. 2020;20:1-8. 40. Ariapooran S, Rajabi M, Goodarzi A. Relationship between social support, time perspective and suicide ideations in patients with multiple sclerosis. Asian Social Science. 2016;12(8):192. 41. Romaniuc A, Bălaşa R, Ştirbu N, Maier S, Andone S, Bajko Z, et al. The Main Determinants for Suicidal Ideation in a Romanian Cohort of Multiple Sclerosis Patients. Behavioural Neurology. 2020;2020. 42. Mikula P, Timkova V, Linkova M, Vitkova M, Szilasiova J, Nagyova I. Fatigue and suicidal ideation in people with multiple sclerosis: the role of social support. Frontiers in psychology. 2020;11:504. 43. Sospedra M, Martin R. Immunology of multiple sclerosis. Annu Rev Immunol. 2005;23:683-747. 44. Davis WM. Multiple sclerosis: continuing mysteries and current management. Drug Topics. 2000;144(12):93-. 45. مدنی, پور ن, روزبیانی, نسب م, سیدنورالدین. تاثیر آموزش برنامه خودمراقبتی بر عوارض ناشی از بیماری در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS). مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی بیرجند.15(2):54-9. 46. Blum K, Cull JG, Braverman ER, Comings DE. Reward deficiency syndrome. American Scientist. 1996;84(2):132-45. 47. Nojomy.Sadegy.Rezvantalab, . Prevalence of anxiety in the high school teacher. Journal of Research. 2002:3. pp:47-53.[Text in Persian]. 48. Lazarus RS, Folkman S. Stress, appraisal, and coping: Springer publishing company; 1984. 49. Cobb S. Social support as a moderator of life stress. Psychosomatic medicine. 1976. 50. Thompson A, Kenneth A. Emile Durkheim London. Tavistock Publications violent suicide rate, ambient temperature and the lightdark span Acta Psychiatr Scand. 1982;90:391-6. 51. Dabson K, MOHAMMAD KP. Psychometric characteristics of Beck depression inventory–II in patients with major depressive disorder. 2007. 52. Beck AT, Epstein N, Brown G, Steer RA. An inventory for measuring clinical anxiety: psychometric properties. Journal of consulting and clinical psychology. 1988;56(6):893. 53. Danitz M. Suicide an unnecessary death. London: UK. 2001;114. 54. Ducher J, Dalery J. Concurrent validation of the suicidal risk assessment scale (RSD) with the Beck's suicidal ideation scale. L'Encephale. 2004;30(3):249-54. 55. Rezaei Ardani A, Mazlom S, Alizadeh F. The relationship of Self-Differentiation with Stress-Coping Strategies and Suicide in Patients with Mood Disorders. Journal of Torbat Heydariyeh University of Medical Sciences. 2017;5(1):17-25. 56. Rashid S, Khorramdel K, Gholami F, Senobar L. The relationship between interpersonal psychological theory of suicide constructs (Loneliness, Perceived Social Support, Thwarted Belongingness and Burdensomeness) and suicidal behavior among Iranian students. Health Education & Health Promotion. 2016;4(2):35-48. 57. Salimi A, JOUKAR B, NIKPOUR R. Internet and communication: Perceived social support and loneliness as antecedent variables. 2009. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | سوالات دموگرافیک و پرسشنامه ها 1- جنسیت : زنN مردN 2- سن: ........... سال 3- تحصیلات: بی سوادN ابتداییN سیکلN دیپلمN فوق دیپلمN لیسانسN فوق لیسانس و بالاترN 4- وضعیت تاهل: مجرد متاهل طلاق گرفته 4- تعداد سال های بیماری: ..........سال 5- شغل: بیکار کارمندN کارگرN خانه دارN بازنشسته آزادN 6- میزان درآمد ماهیانه خانوار: کمتر از 500هزار تومان بین 500 تا 1میلیون تومان 1تا 2 میلیون 2تا 3میلیون 3تا 5 میلیون بالاتر از5 میلیون تومان
پرسشنامه راهبردهای مقابله ای بیلینگز و موس
پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت
پرسشنامه اضطراب بک
پرسشنامه افسردگی بک
پرسشنامه افکار خودکشی بک
1-علاقه من به زندگی کم است. 2-علاقه ای به زندگی ندارم. 2) 0 – دوست دارم زنده باشم. 1- کمی میل به مردن درمن وجود هست.
3) 0- اصرارمن برای زندگی کردن بیشترازمردن است. 1- برای من زندگی کردن ومردن تقریبا یکسان است. 2- اصرارمن برای مردن بیشتر از زندگی کردن است. 4) 0 –هنگامی که درشرایط دشوار و خطرناک قرارمیگیرم سعی میکنم جان خود را حفظ کنم. 1- هنگامی که درشرایط دشوار باشم برایم مهم نیست که زنده بمانم یا بمیرم. 2- هنگامی که درشرایط دشوارباشم برای حفظ جانم هیچ کوششی نمیکنم. 5) 0 –هیچ میلی به خودکشی ندارم. 1- کمی تمایل به خودکشی دارم. 2- میل شدیدی به خودکشی دارم. درصورتی که درمورد پرسش شماره 5 دور (0) را دایره کشیده اید،لازم نیست که پرسش های بعدی را پاسخ دهید. درصورتی که در مورد پرسش شماره 5 دورعدد (1) یا (2) را دایره کشیده ویا علامت زده اید حتما پرسش های صفحه بعد را پاسخ دهید. 6) 0–زمان کوتاهی به فکرخودکشی میافتم که به سرعت از ذهنم میگذرد. 1- گاهی کم و بیش به فکر خودکشی میافتم. 2- مدتهای طولانی فکرخودکشی را در ذهنم دارم. 7) 0 –بندرت درباره خودکشی فکرمیکنم. 1-گهگاهی درباره خودکشی فکرمیکنم. 2-تقریباً همیشه درباره خودکشی فکرمیکنم. 8) 0- فکر درباره خودکشی را قبول ندارم. 1- فکر درباره خودکشی را نه قبول دارم و نه رد میکنم. 2- فکر درباره خودکشی را قبول دارم. 9) 0- اگر قصد خودکشی داشته باشم قادربه کنترل خودم هستم. 1- مطمئن نیستم که بتوانم خودم را از ارتکاب به خودکشی کنترل کنم. 2- اگر قصد خودکشی داشته باشم قادربه کنترل خودم نیستم. 10) 0- به خاطرخانواده، دوستان، مذهب ومجروحیت ناشی ازخودکشی ناموفق قصد خودکشی ندارم. 1- به خاطرخانواده، دوستان، مذهب ومجروحیت ناشی ازخودکشی ناموفق،نسبت به اقدام خودکشی تا اندازه ای نگران هستم. 2- نسبت به اقدام به خودکشی نگران خانواده،دوستان،مذهب ومجروحیت ناشی ازخودکشی ناموفق نیستم. 11) 0–دلیل اصلی من ازاقدام به خودکشی تأثیرگذاشتن بر دیگران است به طوری که به من توجه شود. 1- منظورمن از اقدام به خودکشی فقط تأثیرگذاشتن برافراد نیست،بلکه راه حلی برای حل مشکلاتم میباشد. 2-منظوراصلی من ازاقدام به خودکشی فرارکردن ازمشکلات است. 12) 0 –طرح وبرنامه خاصی برای اینکه چطور خودکشی کنم ندارم. 1- راه های خودکشی را بررسی کرده ام، اما روی جزئیات آن فکرنکرده ام. 2- طرح و برنامه خاصی برای اینکه چطور خودکشی کنم درذهنم دارم. 13) 0 –به یک روش و یا فرصت مناسبی که خودکشی کنم دسترسی ندارم. 1- روشی را که قصد دارم برای خودکشی به کار ببرم وقت زیادی میخواهد ومن فرصت بکارگیری این روش را ندارم. 2- روشی را برای خودکشی انتخاب کرده ام و برای عملی کردن آن منتظرفرصت مناسب هستم. 14) 0 –جرأت یا توانایی اقدام به خودکشی را ندارم. 1- مطمئن نیستم که جرأت و توانایی ارتکاب به خودکشی را داشته باشم. 2- جرأت یا توانایی اقدام به خودکشی را دارم. 15) 0 –گمان نمیکنم که قصد خودکشی داشته باشم. 1- مطمئن نیستم که بخواهم خودکشی کنم. 2- مطمئنم که خودکشی خواهم کرد. 16) 0 –هیچ وسیله ای برای اقدام به خودکشی آماده نکرده ام. 1- اندکی وسایل برای اقدام به خودکشی آماده کرده ام. 2- تقریباً برای اقدام به خودکشی وسایل لازم را آماده کرده ام. 17) 0–درباره خودکشی ام تاکنون مطلبی ننوشته ام. 1- درباره یادداشت خودکشی ام فکر کرده و یا شروع به نوشتن آن کرده ام،اما کامل نیست. 2- یادداشت خودکشی ام را کامل کرده ام. 18) 0 –درمورد حوادث ومسایل پس ازخودکشی هیچ برنامه مشخصی ندارم. 1- درمورد حوادث ومسایل پس ازخودکشی تا حدودی برنامه هارا مشخص کرده ام. 2- درمورد حوادث و مسایل پس ازخودکشی بطور دقیق برنامه ریزی کرده ام. 19) 0 –دیگران ازقصد خودکشی من آگاه هستند. 1- درمورد قصد خودکشی خود به دیگران چیزی نگفته ام. 2- دیگران از قصد خودکشی من آگاه نیستند.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | ابتدا اهداف پژوهش برای جامعه هدف توضیح داده خواهد شد و پس از جلب رضایت آنها برای همکاری، فرم اطلاعاتی و پرسشنامه را بین آنها توزیع نموده و بعد ازتکمیل نمودن آن توسط افراد آن را تحویل گرفته و به کلیه افراد گفته خواهد شد که نیازی به نوشتن نام و نام خانوادگی نیست. قابل ذکر است که همه پرسشنامه های ذکر شده توسط خود فرد پر خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | کمک به افزایش آگاهی افراد نسبت به نقش عوامل روانشناختی در آسیب پذیری بیماران ام اس در برابر افکار و اقدام به خودکشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | در این پژوهش تمام هزینه ها بر عهده مجریان طرح است و بیمار هیچ هزینه ای پرداخت نخواهد کرد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ندارد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | نتایج پرسشنامه به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج به صورت کاملا محرمانه صرفا جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیماری وی در چارچوب قانون، جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | آدرس مجریان طرح : زاهدان، بیمارستان روانپزشکی بهاران، کلینیک شماره تلفن دکتر بخشانی: 09153411424 شماره تلفن دکتر هاشم زهی: 09151493279 شماره تلفن مالک طرح:09389257330 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت من در مطالعه کاملا اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمانی که مایل بودم بدون آن که تغییری در نحوه رفتار پژوهشگر ایجاد شود از پژوهش مذبورخارج شوم. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح، موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلام می نمایم و یک نسخه از این فرم من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|