
| کد طرح | 10126 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی تاثیر دیابت نوع یک و مکمل کورکومین در دوره بارداری بر هیپوکسی – ایسکمی نوزاد در موشهای صحرایی |
| عنوان لاتین طرح | The effect of type 1 diabetes and curcumin supplementation during pregnancy on neonatal hypoxia-ischemia in rats |
| نوع طرح | بنیادی-کاربردی |
| محل اجرای طرح | دانشگاه علوم پزشکی زاهدان |
| رسته مطالعاتی | مطالعه تجربی (Experimental)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| منصور کرجی بانی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | مشاور تخصصی | دکترای تخصصی | mkarajibani@yahoo.com |
| حامد فنائی | استاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویی | مشاور تخصصی | دکترای تخصصی | fanaeih@yahoo.com |
| فرزانه منتظری فر | مشاور | مشاور علمی | دکترای تخصصی | fmontazerifar@gmail.com |
| زهرا آزادبخت | دانشجو | نظارت بر اجرای طرح | کارشناسی ارشد | zahraazadbakht16@gmail.com |

| عنوان | متن | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی تاثیر دیابت نوع یک و مکمل کورکومین در دوره بارداری بر هیپوکسی – ایسکمی نوزاد در موشهای صحرایی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | The effect of type 1 diabetes and curcumin supplementation during pregnancy on neonatal hypoxia-ischemia in rats | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | هیپوکسی - ایسکمی به معنی کمبود اکسیژن تعریف شده است که قبل، هنگام یا بعد از تولد می افتد (1). آسیب مغزی یکی از دلایل عمده مرگ و میر نوزادان و ناتوانی های مزمن عصبی است (2). هیپوکسی - ایسکمی ناشی از اختلال در خونرسانی مغز، کمبود متعاقب اکسیژن و گلوکز به منطقه آسیب دیده است و یکی از دلایل اصلی افزایش خطر مرگ و ناتوانی مادام العمر مانند نقص بینایی، نقص یادگیری، صرع، عقب ماندگی ذهنی، نابینایی و فلج مغزی است (3). هیپوکسی - ایسکمی مسئول 23 درصد از کل مرگ و میر نوزادان در سراسر جهان است و سالانه 7/ 0 تا 1/2 میلیون نوزاد در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار می دهد (4). بین 20 تا 50 درصد از نوزادان مبتلا به هیپوکسی- ایسکمی، دچار انسفالوپاتی در دوره نوزادی می شوند (5). در هیپوکسی- ایسکمی نوزادی یک تا شش نوزاد در هر هزار تولد زنده در کشورهای با درآمد بالا و تقریبا 20 نوزاد در هر هزار تولد زنده در کشورهای کم درآمد و متوسط می میرند یا یک آسیب مغزی مادام العمر ایجاد می کنند. این آمار تقریباً یک میلیون مرگ در سال است (6). پیشگیری و درمان این بیماری با عواقب مالی جهانی به عنوان یک مسئله جدی پزشکی باقی مانده است (7). در طی هیپوکسی - ایسکمی دوره پری ناتال، بدن از اکسیژن و گلوکز محروم می شود و فرآیندهای تخریبی از جمله نکروز، آپوپتوز، تولید گونه های اکسیژن واکنش پذیر پذیر (Reactive oxygen species (ROS)) و پراکسیداسیون لیپیدها را آغاز می کند.که این فرآیند می تواند منجربه آنسفالوپاتی هیپوکسی- ایسکمی شود (8). مطالعات بالینی و تجربی نشان می دهد که استرس اکسیداتیو نقش مهمی در فرآیند هیپوکسی و ایسکمی ایفا می کند و باعث تولید سیتوکین هایی نظیر فاکتور نکروز دهنده - آلفا ( TNF-α) و اینترلوکین - 6 ( IL-6) می شود،که باشدت هیپوکسی- ایسکمی ارتباط مستقیمی دارد (9). فاکتور نکروز دهنده - آلفا (TNF-α) با القاء نفوذ نوتروفیل، افزایش نفوذپذیری اندوتلیوم و فعال کردن متالوپروتئینازهای ماتریسی، که نقش مهمی در سد خونی مغزی (Blood - Brain Barrier (BBB)) دارد منجر به تورم و دژنراسیون سلولهای عصبی و سلولهای گلیال می شود،که نقش مهمی درپیشرفت هیپوکسی- ایسکمی ایفا می کند (10).هیپوکسی- ایسکمی باعث آسیب به بافت های مغزی و هم چنین افزایش سطح CRP می شود (11). پروتئین واکنش پذیر CRP) c) حساس ترین شاخص التهابی می باشد، در پاسخ به فاکتورهای آزاد شده توسط ماکروفاژها و سلول های ایمنی توسط کبد ترشح می شود. CRP یک نشانگر حساس واکنش های التهابی است، زیرا سطح آن در پاسخ به التهاب افزایش می یابد (12). CRP در هیپوکسی- ایسکمی نوزادی به تدریج افزایش می یابد و در روز چهارم پس از تولد به حداکثر میزان خود می رسد (13). ریسک فاکتورهای متعددی مانند عوارض هنگام تولد و چندین بیماری زمینه ای مادر در بروز هیپوکسی - ایسکمی نوزاد، نقش دارد. در میان بیماری های زمینه ای در مادر باردار، دیابت چاقی، عفونت ها و فشارخون شریانی و دیابت ریسک فاکتورهای بالقوه ای برای بروز هیپوکسی - ایسکمی در نوزادان هستند (14). بیماری دیابت یکی از شایع ترین اختلالات متابولیکی در سراسر جهان است که شیوع آن در حال افزایش است و به یکی از نگرانی های سلامت عمومی در قرن21 تبدیل شده است (15). شیوع T1DM در سطح جهان در حال افزایش است، به طور کلی حدود 2 تا 3 درصد در سال افزایش می یابد (17-16). سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال 2000 شیوع دیابت را حدود 171 میلیون نفر اعلام کرده است و هم چنین براورد کرده است که تا سال 2030 این تعداد به 438 میلیون نفر می رسد، بررسی ها نشان می دهد 3/5-2 میلیون نفر یا به عبارتی بیش از 5 درصد از جمعیت ایرانی ها مبتلا به دیابت هستند (18). T1DM حدود 0/2 - 0/1 درصد از کل حاملگی ها را تحت تأثیر قرار می دهد (19). همچنین گزارش شده، خطر عوارض ناشی از هیپوکسی- ایسکمی نوزادی در فرزندان مادران مبتلا به دیابت نوع 1 بیش از سه برابر افزایش می یابد (20). علاوه بر این، در بارداری مادران مبتلا به دیابت نوع 1، خطرات ناشی از هیپوکسی مزمن جنین و نوزادان افزایش می یابد (21). این عوارض شدید ممکن است ناشی از آسفیکسی در نوزادان ترم متولد شده در زنان مبتلا به دیابت نوع یک باشد (22). این امکان وجود دارد که تغییرات در ساختار و عملکرد قلب، همراه با هیپرگلیسمی داخل رحمی و هیپرانسولینمی منجر به افزایش حساسیت به هیپوکسی در جنین مادران مبتلا به دیابت نوع یک شود. یکی دیگر از عوامل موثر در افزایش خطرات ناشی از هیپوکسی - ایسکمی در فرزندان مادران مبتلا به دیابت نوع یک مربوط به ساختار و عملکرد غیر طبیعی جفت است. جفت های حاصل از بارداری مادران مبتلا به دیابت نوع 1 به طور کلی بزرگتر از حد معمول است (23). شواهد نشان می دهدکه عوارض دیابت در بیماران دیابتی تا حدی تحت تأثیر استرس اکسیداتیو قرار دارند (24). دیابت نوع یک در موش های باردار می تواند باعث اختلالات شناختی و افزایش استرس اکسیداتیو در نوزاد موش شود. برای پیشگیری یا درمان این عارضه، مداخلات بالینی مؤثر لازم است (25). همچنین طبق مطالعـات تغییـر نفوذپـذیری سـد خونی مغز نسبت به انتقال یون های مختلف درعارضه دیابتی کـه در اثر استرپتوزوتوسین و آلوکسان ایجـاد شـده وجـود دارد بـه طوری کـه افزایش غلظت الکترولیـت هـا در نـوزادان متعلـق بـه مـادران دیابتی باعث زیاد شدن اسمولالیته مایع مغزی نخاعی شـده و در پـی آن مولکـول هـای آب بـه سـمت ایـن مـایع حرکـت می کنند و باعث افزایش حجم مغز می شوند (26). شاید دیابت یـک عامـل خطـر بـرای هیدروسـفالی و ادم مغزی باشـد (27). شواهد مستندی نشان می دهد که اختلال در تعادل ظرفیت بین اسیدان و آنتی اکسیدان ها منجربه آسیب های احتمالی و افزایش گونه های اکسیژن واکنشی (ROS) و استرس اکسیداتیو می شود (28). بهم خوردن تعادل پروکسیدان / آنتی اکسیدان از طریق تولید بیش ازحد ROS نقش مهمی در آسیب های مغزی دارد (29). در مطالعه Giuseppe و همکاران که در سال 2001 انجام شد نشان دادند، رادیکال های آزاد مولکول های شیمیایی بسیار واکنش پذیر هستند، که با تولید بیش از اندازه بشکل مهمی می تواند باعث آسیب به سلول و بافت ها می شود و واکنش های رادیکال های آزاد منجر به اکسیداسیون لیپیدها، پروتئین ها و پلی ساکاریدها می شود و بنابراین دامنه وسیعی از اثرات زیان بار بیولوژیکی دارند. نوزادان در معرض خطر استرس اکسیداتیو هستند و مستعد آسیب اکسیداتیو رادیکال آزاد هستند. مغز نوزادان در معرض آسیب بیشتری توسط رادیکال های آزاد قرار می گیرد، زیرا غشاهای عصبی سرشار از اسیدهای چرب اشباع نشده هستند (30). در مطالعه Suhail و همکاران که در سال 2010 انجام شد نشان دادند که دیابت نوع یک در بارداری باعث افزایش پراکسیداسیون لیپید و کاهش قابل توجهی در ظرفیت آنتی اکسیدانی تام (Total Antioxidant Capacity (TAC)) می شود (31). TAC تعادل بین آنتی اکسیدان ها (سیستم های خنثی کننده) و اکسیدان ها (استرس اکسیداتیو) را نشان می دهد. آنتی اکسیدان هایی مانند کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، β کاروتن، ویتامین C، ویتامین E و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) برای محافظت در برابر اثرات نامطلوب گونه های فعال اکسیژن و مشتقات آنها شناخته شده است (32). وضعیت تام اکسیدان(Total oxidant status) در نوزادان مبتلا آنسفالوپاتی هیپوکسی - ایسکمی نسبت به نوزاد سالم بیشتر می باشد (33). افزایش توده چربی احشایی با مقاومت به انسولین، التهاب و لیپوتوکسیک همراه است که می تواند منجر به استرس اکسیداتیو و اختلال عملکرد اندوتلیال در بافت های مادر، جفت انسان و هیپوکسی نوزاد شود (34). در مطالعه Yokoyama و همکاران که در سال 2004 انجام شد نشان دادند که آسیب میتوکندری باعث ناهنجاری پروتئین زنجیره تنفسی و سنتز بیشتر ROS و کاهش ظرفیت آنتی اکسیدانی تام می شود و در نهایت منجربه صدمات بعدی مغزی در نوزاد موش می شود (35). بسیاری از مطالعات بالینی نشان داده اند که آنتی اکسیدان ها در به حداقل رساندن بسیاری از بیماری های مزمن نقش اساسی دارند. یکی از این آنتی اکسیدان ها کورکومین (Curcumin)است (36)، که یک ترکیب فنلی شناخته شده و بیولوژیکی فعال است، کورکـومین مـاده اصـلی زردچوبـه است و خواص درمـانی زردچوبـه از آن ناشـی مـی شـود و به رنگ زرد می باشد که از ریزوم خشک گیاه Curcuma Longa L. (خانواده Zingibrceae ) برداشته می شود (37). ایـن ترکیب خاصیت ضدالتهابی، ضد ویروسی، ضـد باکتریـایی، ضـد قــارچی، ضــد ســرطانی، آنتی اکسیدانی (بدلیل مهار مؤثرROS، افزایش فعالیت های آنتی اکسیدانی وکاهش اکسیداسیون لیپید) واثر کاهندگی قند خون دارد. اثــرات حفاظت عصبی کورکومین اثبات شـده اسـت ونـشان داده شـده کـه ایـن مـاده موجب بهبود بیماری های آلزایمر، پارکینسون، صرع، ایـسکمی مغزی و افسردگی شده وهمچنین آسیب هـای مغـزی ناشـی از سکته مغزی راکاهش می دهد (39-38). کورکومین به عنوان یک مکمل در دوران بارداری توصیه شده است (40). کورکومین در درمان چندین اختلال که معمولاً در زنان باردار اتفاق می افتد مانند بی اشتهایی، سرفه و سینوزیت مفید است (41). کورکومین بسیار لیپوفیلیک است و قادر به عبور از سد خونی- مغزی است، پس از مصرف خوراکی کورکومین در دوره بارداری، غلظت بالای آن در مغز جنین تایید شده است (42). نقش کورکومین در هیپوکسی- ایسکمی نوزادی به دلیل فراهمی زیستی پایین و حلالیت محدود در آب به طور گسترده مورد مطالعه قرار نگرفته است. جوزف و همکاران در سال 2018 با بررسی اثر کورکومین بر هیپوکسی- ایسکمی نوزادی از طریق تزریق تک دوز به داخل صفاق به شکل کورکومین محلول در نانوذرات یا دی متیل سولفوکسید (DMSO) نشان دادند ترکیب کورکومین با نانو ذرات می تواند پارامترهای فارماکوکینتیک مربوطه کورکومین را افزایش دهد و امکان انتقال موثر دارو به مغز را فراهم کند.ترکیب کورکومین با نانو ذرات در مدل هیپوکسی- ایسکمی نوزادی موش، قادر به غلبه بر سد خونی مغزی آسیب دیده است و یک اثر محافظتی در مغز نوزاد آسیب دیده ایجاد می کند (43). پیش درمانی کورکومین با 100 میکروگرم بر گرم وزن بدن به طور قابل توجهی باعث کاهش نشت عروق مغزی ناشی از هیپوکسی می شود (44). شــواهد تحقیقاتــی نشــان می دهــد تجویــز طولانی مــدت کورکومیــن موجــب کاهــش درد نوروپاتیــک محیطــی، در بیمــاران دیابتــی می شــود. اثــر ضـد دردی کورکومیـن تـا حـدی مربـوط بـه کاهـش سـطح متابولیت هــای نیتریــک اکســید نظیــر نیتریــت و نیترات در بافــت مغــز و بخشــی هــم می تواند بــه علــت کاهــش ســطح TNF-α و ســیتوکین های التهابــی (اینترکولین -6 و...) می باشــد (45). درمان با کورکومین در موش ها باعث کاهش سیتوکینهای التهابی TNF-α، IL-6، CRP و افزایش TAC در سرم خون می شود (46).کورکومین یک ماده آنتی اکسیدانی و ضد التهابی است که به طور گسترده برای محافظت در برابر التهاب و استرس اکسیداتیو در مدل های حیوانی استفاده می شود (47). مروری بر مطالعات انجام شده داخل کشور: خاکسار و همکاران در سال 2010 با بررسی اثر دیابت بارداری بر تغییرات هیستومورفومتریک (ریخت شناسی) مخچه نوزادان موش صحرایی نشان دادندکه هیپرگلسیمی مادری اثرات زیانباری بر ساختار مخچه جنین دارد و سبب هیپوپلازی یا عدم تشکیل ( Agenesis) مخچه در نوزادان موش می شود (48). در مطالعه بهاری و همکاران که در ساله 2013 انجام شد نشان دادند که موش های صحرایی با دریافت رژیم پرچرب قبل و در دوران بارداری باعث افزایش میزان لپتین و فاکتور های التهابی مثل؛TNF- α در مغز نوزادان موش صحرایی پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود (49). در مطالعه حسین زاده و همکاران در 2011 با بررسی اثر کورکومین بر میزان فاکتور نورون زایی مشتق شده از مغزneurotrophic factor (BDNF)) (Brain-derivedو روند تعادل پرواکسیدان / آنتی اکسیدان هیپوکامپ موش های صحرایی در معرض استات سرب نشان دادند که مصرف کورکومین در موش های صحرایی نژاد ویستار منجر افـزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی در مقایسه با گروه های دیگر شد (50). در مطالعه حسین زاده و همکاران در 2011 با بررسی اثر کورکومین بر میزان فاکتور نورون زایی مشتق شده از مغز (Brain – derived neurotrophic factor (BDNF)) و روند تعادل پروکسیدان / آنتی اکسیدان هیپوکامپ موش های صحرایی در معرض استات سرب نشان دادند که مصرف کورکومین در موش های صحرایی نژاد ویستار منجربه افزایش ظرفیت آنتی اکسیدانی در مقایسه با گروه های دیگر شد (50). در مطالعه پناهی و همکاران که در سال 2016 انجام شد نشان دادند که مکمل کورکومینوئیدها، با دوز 1000 میلی گرم در روز و برای مدت 3 ماه ، می تواند به طور قابل توجهی مالون دی آلدئید (MDA) سرم را کاهش دهد و ظرفیت آنتی اکسیدانی را در بیماران مبتلا به T2DM افزایش دهد (51). در مطالعه محمدی و همکاران که در سال 2017 انجام شد نشان دادند که کورکومین دارای اثرات مهاری بر بیان و میزان TNF-α ، IL-6 و CRP سرم می باشد (52). مروری بر مطالعات انجام شده خارج کشور: در مطالعه Schwartz و همکاران که در سال 2000 بر روی تعداد زیادی از زنان باردار مبتلا به دیابت نوع یک انجام شد نشان دادندکه جنین آنها مستعد عوارض پری ناتال مربوط به هیپرگلیسمی مادر هستند و همچنین دیابت نوع یک در دوره بارداری منجربه ناهنجاری های مادرزادی، ماکروزومی و هیپوکسی– ایسکمی می شود (53). در مطالعه Bonnefont و همکاران که در سال 2000 انجام شد نشان دادند که افزایش غلظت گلوکز خارجی و درون سلولی باعث افزایش استرس اکسیداتیو می شود. استرس اکسیداتیو باعث بروز DMT1 به ویژه از طریق آپوپتوز سلولهای بتا لوزالمعده می شود،که کنترل گلوکز نقش مهمی درظرفیت تام آنتی اکسیدانی ایفا می کند (54). در مطالعه Ghoneim و همکاران که در سال2002 انجام شد، نشان دادند که درمان با کورکومین ادم مغزی ناشی از ایسکمی را در مغز قدامی موش کاهش می دهد (55). در مطالعه Noor و همکاران که در سال 2005 انجام شد نشان داد که تولید رادیکال های آزاد منجر به آپوپتوز، نکروز مغزی می شود و مهم ترین عامل آسیب در حین و بعد از ایجاد هیپوکسی-ایسکمی و در نهایت منجربه مرگ سلولی می شود (56). در مطالعه Allin و همکاران که در 2008 انجام شد مشاهده نمودند که ادم مغزی درنوزادان موش زایمان شده از مادران دیابتی واضح می باشند و آنـالیز داده هـا اختلاف معنـی داری را بـین حجـم بطـن هـای جـانبی مغـز در نوزادان حاصل از مادران دیابتی و نوزادان مادران شاهد نشان داد، ادم بطـن مغزی سـبب کـشیدگی بافت های مغزی اطراف بطـن هـا شـده که احتمـالا مـی توانـد ســبب ایجــاد اخــتلالات بــسیاری در عملکــرد و ســاختار بخشهای مختلف سیستم عصبی جنین و نوزاد موش گردد (57). در مطالعه کینگ و همکاران که در سال 2011 انجام شد،گزارش شده که درمان با کورکومین به طور قابل توجهی تجمع آب در فضای داخل سلولی یا خارج سلوی در مغز را کاهش داده و ادم مغز را در مدل سکته مغزی خونریزی دهنده بهبود می دهد (58). در مطالعه کور و همکاران که در سال 2013 انجام شد نشان دادندکه تولید بیش از حد TNF-α ممکن است به آکسون ها آسیب برساند و ساخت میلین در موش های نوزاد تحت هیپوکسی- ایسکمی را به تأخیر اندازد (59). در مطالعه گائو و همکاران که در سال 2013 انجام شد نشان دادند که کورکومین از طریق فعال سازی مسیر فاکتور هسته ای تنفسی- 2 (Nrf-2) می تواند ظرفیت آنتی اکسیدانی را در موش های دارای آسیب اکسیداتیو افزایش دهد (60). در مطالعه Kanitkar و همکاران در سال 2008 و مطالعه Zhang و همکاران در 2016 با بررسی اثرکورکومین بر روی موش های دارای DMT1 نشان دادند، علاوه بر اثرات قدرتمند آن در برابر اکسیداسیون ، التهاب و مقاومت به انسولین ، کورکومین با دوز بالا می تواند مانع متابولیسم گلوکز وتجمع لیپید در سلول های پیش سازچربی( 3T3-L1 ) شوند (62-61). در مطالعه Bong Jae و همکاران بر روی موش های صحرایی که در سال 2016 انجام شد نشان داد که میزان BDNF در نوزادان موش صحرایی که تحت هیپوکسی – ایسکمی کمتر از نوزاد موش سالم است، و افزایش بیان BDNF باعث کاهش حجم انفارکت و آسیب های ناشی از هیپوکسی- ایسکمی درنوزاد موش های صحرایی می شود (63). در مطالعه Li وهمکاران که در سال 2016 انجام شد نشان دادندکه کورکومین می تواند بیان TNF-a را در بافت جفت مهار کند و باعث کاهش واکنش التهابی در بدن نوزاد موشها شود وعلاوه بر این، کورکومین تأثیر مهمی در مهار پراکسیداسیون لیپیدها، حفظ فعالیت های مختلف آنزیم آنتی اکسیدانی و حذف رادیکال های آزاد بدن (ROS) دارد (64). در مطالعه Sven و همکاران که در سال 2017 انجام شد نشان دادند که میزان عوارض شدید ناشی از هیپوکسی – ایسکمی نوزادی در نوزادان مادران مبتلا به دیابت نوع 1 و 2 قابل توجه بوده و به طور قابل توجهی میزان بروز هیپوکسی- ایسکمی نوزادی بالاتر از نوزادان مادران فاقد دیابت بودند. همچنین خطر عوارض ناشی از هیپوکسی- ایسکمی نوزادی در نوزادان مادران مبتلا به دیابت نوع یک، سه برابر بیشتر از خطر عوارض ناشی هیپوکسی - ایسکمی نوزادی در نوزدان مادران مبتلا به دیابت نوع دو بودند (65). در مطالعه Liu و همکاران که در سال 2017 انجام شد نشان دادند که درمان با کورکومین در مدل سکته مغزی موش، باعث کاهش فعالیت میکروگلیا (مهار فعالیت میکروگلیا یک استراتژی مهم در کاهش آسیب های نوروتوکسیک وارده به سیستم عصبی مرکزی است) و کاهش حجم انفارکته ناحیه آسیب دیده نسبت به گروه کنترل می شود (66). در مطالعه Eridan Rocha و همکاران که در سال 2019 انجام شد نشان دادند که کورکومین دارای اثرات مثبت بر استرس اکسیداتیو و میلینه شدن، التهاب و رونویسی(STAT3 Y705) و اختلال عملکرد میتوکندری سلول های عصبی (STAT3 S727 و PHB) می باشد (67). در مطالعه Xuehong و همکاران در سال 2019 نشان دادند که تجویز کورکومین می تواند مقاومت به انسولین و افزایش قند خون در موش های مبتلا به دیابت بارداری را بهبود بدهد (68). در مطالعه yilmaz وهمکاران که در سال 2020 با بررسی تأثیر کورکومین بر رشد استخوان نوزاد تازه متولد شده در موش های بارداری که به آنها نیکوتین داده شده نشان دادند که دریافت کورکومین باعث افزایش TAC و کاهش معنی داری TOS در نوزاد موش ها می شود (69). با در نظر گرفتن اثر چاقی و رژیم پرچرب در دوره بارداری بر هیپوکسی – ایسکمی نوزاد موش و همچنین با توجه به شیوع بیماری دیابت نوع یک در دوران بارداری و عوارض ناشی از آن بر جنین، و نیز ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـه ﺑﻪ اﺛﺮات آﻧﺘـﯽ اﮐﺴـﯿﺪاﻧﯽ ﮐﻮرﮐـﻮﻣﯿﻦ و ﻧﻘـﺶ آن درﮐﺎﻫﺶ ﻗﻨﺪ ﺧﻮن، و از آنجایی که مطالعات محدودی مبنی بر بررسی تاثیر دیابت نوع یک و مصرف مکمل کورکومین بر هیپوکسی- ایسکمی نوزاد موش صحرایی صورت گرفته است، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دیابت نوع یک و مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری بر هیپوکسی – ایسکمی درنوزاد موش های صحرایی طراحی شده است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | 1- دیابت نوع یک در دوران بارداری باعث تفاوت سطح فاکتور TNF-α مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 2- دیابت نوع یک در دوران بارداری باعث تفاوت سطح CRP مغز نوزادان موش درگروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 3- دیابت نوع یک در دوران بارداری باعث تفاوت ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (TAC) مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی-ایسکمی می شود. 4- دیابت نوع یک در دوران بارداری باعث تفاوت وضعیت تام اکسیدانی (TOS) مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 5- دیابت نوع یک در دوران بارداری باعث تفاوت سطح ادم مغزی در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 6- دیابت نوع یک در دوران بارداری باعث تفاوت اندازه ناحیه انفارکته مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 7- دیابت نوع یک در دوران بارداری باعث تفاوت عملکرد عصبی نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 8- مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری موش های دیابتی نوع یک باعث تفاوت سطح ادم مغزی در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 9- مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری موش های دیابتی نوع یک باعث تفاوت عملکرد عصبی نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 10- مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری موش های دیابتی نوع یک باعث تفاوت اندازه ناحیه انفارکته مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 11- مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری موش های دیابتی نوع یک باعث تفاوت سطح فاکتور TNF-α در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 12- مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری موش های دیابتی نوع باعث تفاوت سطح فاکتور CRP در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 13- مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری موش های دیابتی نوع باعث تفاوت ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (TAC) در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. 14- مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری موش های دیابتی نوع باعث تفاوت وضعیت تام اکسیدانی (TOS) در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی می شود. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | تعیین تاثیر دیابت نوع یک و مصرف مکمل کورکومین در دوره بارداری بر هیپوکسی – ایسکمی نوزاد در موش های صحرایی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی | 1- مقایسه سطح فاکتور TNF-α مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 2- مقایسه سطح فاکتور CRP مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 3- مقایسه ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (TAC) مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 4- مقایسه وضعیت تام اکسیدانی (TOS) مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 5- مقایسه سطح ادم مغزی در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 6- مقایسه اندازه ناحیه انفارکته مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 7- مقایسه عملکرد عصبی نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 8- مقایسه اثر مکمل کورمین در موش های باردار دیابت نوع یک برسطح ادم مغزی در مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 9- مقایسه اثر مکمل کورکومین در موش های باردار دیابت نوع یک بر عملکرد عصبی نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 10- اثر مکمل کورکومین در موش های باردار دیابت نوع یک بر اندازه ناحیه انفارکته مغز نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 11- مقایسه اثر مکمل کورکومین در موش های باردار دیابت نوع یک بر سطح CRP نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 12- مقایسه اثر مکمل کورکومین در موش های باردار دیابت نوع یک برسطح فاکتور TNF- α نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 13- مقایسه اثر مکمل کورکومین در موش های باردار دیابت نوع یک بر ظرفیت تام آنتی اکسیدانی (TAC) نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی 14- مقایسه اثر مکمل کورکومین در موش های باردار دیابت نوع یک بر وضعیت تام اکسیدانی (TOS) نوزادان موش در گروه های مختلف مورد مطالعه پس از هیپوکسی - ایسکمی
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف كاربردی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و نتایج این تحقیق می تواند برای تحقیقات بعدی در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی که بر روی بیماری هیپوکسی - ایسکمی نوزادان کار می کنند مفید باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | دیابت نوع یک (Type 1 Diabetes ( : دیابت نوع یک (وابسته به انسولین) یکی از رایج ترین بیماری های مزمن متابولیک است که در سنین کم شایع تر است و در اثر وراثت یا نقص اکتسابی در تولید انسولین به وجود می آید .در بدن مبتلایان به دیابت نوع یک انسولین یا اصلاً تولید نمی شود یا بسیار ناچیز ساخته می شود که برای جبران آن باید انسولین تزریق شود (70). کورکومین((Curcumin :ک ترکیب فنلی شناخته شده و بیولوژیکی فعال است، کورکـومین مـاده فعال زردچوبـه است و خواص درمـانی زردچوبـه از آن ناشـی مـی شـود و به رنگ زرد می باشد که از ریزوم خشک گیاه Curcuma Longa L.(خانواده Zingibrceae ) برداشته می شود (37). استرس اکسیداتیو(Oxidative Stress) : استرس اکسیداتیو به مفهوم به هم خوردن توازن بین گونه های فعال و سیستم آنتی اکسیدانی بدن به نفع گونه های فعال و رادیکال های آزاد است که باعث آسیب اکسیداتیو، فعال شدن مسیرهای سیگنالی و پیشرفت وضعیت های پاتولوژیک از قبیل بیماری قلبی- عروقی ،سندروم متابولیک ومقاومت انسولینی میشود (71). التهاب(Inflammation): التهاب مجموعه ای از مکانیسم های بیولوژیک است که در ارگانیسم های چند سلولی تکامل یافته و عوامل عفونی و آسیب زای دیگری را که وارد بافت ها می شوند را خنثی می کند. التهاب ممکن است در نتیجه بی نظمی سیستم ایمنی در اختلالات خود ایمنی یا بدخیم ایجاد شود. سیتوکین ها ، از جمله فاکتور نکروز تومور، اینترلوکین-1، اینترلوکین -6، اینترفرون-γ و CRP توسط سلول های التهابی در اولین ساعات پس از شروع التهاب تولید می شوند (72). هیپوکسی - ایسکمی نوزادی (Neonatal hypoxia-ischemia): هیپوکسی - ایسکمی نوزادی ناشی از اختلال در خونرسانی مغز، کمبود متعاقب اکسیژن و گلوکز به منطقه آسیب دیده است و یکی از دلایل اصلی افزایش خطر مرگ و ناتوانی مادام العمر مانند نقص بینایی، نقص یادگیری، صرع، عقب ماندگی ذهنی، نابینایی و فلج مغزی است (2). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | مداخله ای از نوع تجربی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | نوزادان موش صحرایی نژاد ویستار وموش های صحرایی ویستار باردار معیارهای ورود : 1- موش ماده -3 ماهه با وزن 200تا220 گرم 2- نوزادان موش صحرایی نژاد ویستار باسن 8 روزه معیارهای خروج : بیمار شدن حیوان باردار نشدن موش های صحرایی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | حجم نمونه مطابق رفرانس پیوست ( Siavash Ahmadi-Noorbakhsh .Sample Size Calculation for Animal Studies with emphasis on the Ethical Principles of Reduction of Animal Use. Research in Medicine 2018; Vol.42; No.3; 144-153 The Quarterly journal of School of Medicine, Shahid Beheshti University of Medical ) در مطالعات حیوانی براساس تجربیات قبلی پژوهشگر و مطالعات قبلی تعیین میگردد. همچنین با استناد به مطالعه مشابه (73) حجم نمونه 16 سر در 8 گروه و مجموعا 128 سر در نظر گرفته شده است. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | حیوانات بطور تصادفی به 4 گروه تقسیم می شوند. ﮔﺮوه اول : ﻣﻮشﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ ﮔﺮوه کنترل ﺑﻪﺻﻮرت داﺧﻞ ﺻﻔﺎﻗﯽ 0/5 میلی لیتر محلول DMSO به ازاء هر روز ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺣﻼل دارو درﯾﺎﻓﺖ خواهند کرد. ﮔﺮوه دوم: ﻣﻮشﻫﺎی ﺻـﺤﺮاﯾﯽ ﮔـﺮوه دﯾـﺎﺑﺘﯽ ﺗﯿﻤـﺎر ﻧﺸﺪه ﭘﺲ از اﻟﻘﺎء دﯾﺎﺑﺖ ﺗﺠﺮﺑﯽﺗﻮﺳﻂ آﻟﻮﮐﺴﺎن ﻣﻮﻧﻮﻫﯿﺪرات((Aldrich, USA- Sigma) به میزان 150 میلی گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن) ﺑﻪﺻﻮرت داﺧﻞ ﺻﻔﺎﻗﯽ 0/5 میلی لیتر محلول DMSO به ازاء هر روز ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺣﻼل دارو درﯾﺎﻓﺖ خواهند کرد . ﮔﺮوه ﺳﻮم : ﻣﻮشﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ ﭘـﺲ از اﻟﻘـﺎء دﯾﺎﺑـﺖ تجربی ازکورکومین ((کد 820354 شرکت مرک) 200 میلی گرم ﺑﻪ ازاء ﻫﺮ ﮐﯿﻠـﻮﮔﺮم وزن ﺑـﺪن در روز) به میزان 0/5 ﻣﯿﻠـﯽ ﻟﯿﺘـﺮ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت داﺧﻞ ﺻـﻔﺎﻗﯽ درﯾﺎﻓﺖ خواهند کرد. ﮔﺮوه ﭼﻬﺎرم : ﻣﻮشﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ گروه کنترل ﺑﻪ ﻣﺪت 25 روز ازکورکومین (200میلی گرم ﺑﻪ ازاء ﻫﺮ ﮐﯿﻠـﻮﮔﺮم وزن ﺑـﺪن در روز) به میزان 0/5 ﻣﯿﻠـﯽ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت داﺧﻞ ﺻﻔﺎﻗﯽ درﯾﺎﻓﺖ. نمونه گیری بر اساس معیارهای ورود و خروج می باشد، معیار ورود بشرح زیر است: 1. سن رت ها 12 هفته باشد. 2. وزن تقریبی 200 تا220 گرم باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | اطلاعات مربوط به اندازه گیری متغیرهای ابتدایی در گروه های مورد بررسی(پیوست1) درج می شود. اندازه گیری پروتیین واکنش پذیر- C (CRP) ، وضعیت اکسیدان تام ((TOS، ظرفیت آنتی اکسیدان تام ((TAC و فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا ((TNF-α با استفاده از کیت آزمایشگاهی، اندازه گیری سایز ناحیه انفارکتوس با استفاده از نرم افزار Image J و ارزیابی اختلالات عصبی نیز با استفاده از تست های اجتناب از لبه پرتگاه و تست گرانش منفی در گروه های مورد بررسی انجام خواهد شد(پیوست2) (81). | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | در این مطالعه مجموعا از 64 سر موش ماده ، نژاد ویستار در محدوده ی وزنی 220 - 200 گرم از مرکز تحقیقات حیوانات ازمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان تهیه می شود. یک هفته قبل از شروع آزمایش جهت سازگاری با محیط، حیوانات در شرایط محیطی کنترل شده در مرکز تحقیقات حیوانات آزمایشگاهی با دسترسی آزاد به آب و غذا، رعایت چرخه 12ساعت تاریکی – روشنایی و درجه حرارت 2±22 نگهداری خواهند شد. سپس جهت ایجاد حاملگی2 حیوان ماده با 1 حیوان نر در یک قفس نگهداری خواهند شد سپس هر روز صبح از واژن حیوانات ماده جهت پیدا کردن اسپرم، گسترش لام گرفته خواهد شد و حیوانات ماده ای که تست اسپرم آنها مثبت باشد به قفس دیگری انتقال داده خواهند شد و روز یک حاملگی در نظر گرفته می شود(74). سپس حیوانات ماده به چهار گروه تقسیم می شوند : ﮔﺮوه اول : ﻣﻮشﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ ﮔﺮوه کنترل که ﺑﻪﺻﻮرت داﺧﻞ ﺻﻔﺎﻗﯽ 0/5 میلی لیتر محلول DMSO به ازاء هر روز ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺣﻼل دارو درﯾﺎﻓﺖ خواهند کرد (از نوزادان این حیوانات، گروه شم و گروه هیپوکسی- ایسکمی(HI) انتخاب می شوند). ﮔﺮوه دوم : ﻣﻮشﻫﺎی ﺻـﺤﺮاﯾﯽ ﮔـﺮوه دﯾـﺎﺑﺘﯽ ﺗﯿﻤـﺎر ﻧﺸﺪه ﭘﺲ از اﻟﻘﺎء دﯾﺎﺑﺖ ﺗﺠﺮﺑﯽﺗﻮﺳﻂ آﻟﻮﮐﺴﺎن ﻣﻮﻧﻮﻫﯿﺪرات ( (Aldrich, USA- Sigma) به میزان 150 میلی گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن) ﺑﻪﺻﻮرت داﺧﻞ ﺻﻔﺎﻗﯽ 0/5 میلی لیتر محلولDMSO به ازاء هر روز ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺣﻼل دارو درﯾﺎﻓﺖ خواهند کرد (از نوزادان این موش ها برای گروه HI + دیابت و گروه شم + دیابت استفاده می شود). ﮔﺮوه ﺳﻮم : ﻣﻮشﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ ﭘـﺲ از اﻟﻘـﺎء دﯾﺎﺑـﺖ تجربی ازکورکومین((کد 820354 شرکت مرک) 200میلی گرم ﺑﻪ ازاء ﻫﺮ ﮐﯿﻠـﻮﮔﺮم وزن ﺑـﺪن در روز) به میزان 0/5 ﻣﯿﻠـﯽ ﻟﯿﺘـﺮ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت داﺧﻞ ﺻـﻔﺎﻗﯽ درﯾﺎﻓﺖ خواهند کرد (از نوزادان این موش ها برای گروه HI + دیابت+کورکومین و گروه شم + دیابت+کورکومین استفاده می شود). ﮔﺮوه ﭼﻬﺎرم: ﻣﻮشﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ گروه کنترل ﺑﻪ ﻣﺪت 25روز ازکورکومین(200میلی گرم ﺑﻪ ازاء ﻫﺮ ﮐﯿﻠـﻮﮔﺮم وزن ﺑـﺪن در روز) به میزان 0/5 ﻣﯿﻠـﯽ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت داﺧﻞ ﺻﻔﺎﻗﯽ درﯾﺎﻓﺖ خواهندﮐﺮد (از نوزادان این موش ها برای گروه HI + کورکومین و گروه شم + کورکومین استفاده می شود) (75-76). اﻟﻘﺎء دﯾﺎﺑﺖ ﺗﺠﺮﺑﯽ در ﻣﻮشﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ ﻣﺪلﺗﺠﺮﺑﯽ دﯾﺎﺑﺖ نوع یک (واﺑﺴﺘﻪ ﺑـﻪ اﻧﺴـﻮﻟﯿﻦ) در ﻣـﻮش ﻫﺎی ﺻﺤﺮاﯾﯽ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻧﺎﺷﺘﺎﯾﯽ شبانه در روز 2 باردارداری ﺑـﺎ ﯾـﮏ ﺑـﺎر ﺗﺰرﯾﻖ داﺧﻞ صفاقی آﻟﻮﮐﺴﺎن ﻣﻮﻧﻮﻫﯿﺪرات ( Aldrich, USA- Sigma) ﺑﻪﻣﯿـﺰان 150 ﻣﯿﻠـﯽ ﮔـﺮم ﺑـﻪ ازای ﻫﺮ ﮐﯿﻠﻮﮔﺮم وزن ﺑﺪن اﯾﺠﺎد خواهد شد (از محلول pH=7Nacl استفاده خواهد ﺷﺪ). ﺗﺰرﯾﻖ آﻟﻮﮐﺴﺎن ﺑﻪ ﮔـﺮوه دﯾـﺎﺑﺘﯽ ﺗﯿﻤـﺎر ﻧﺸﺪه و ﮔﺮوهﻫ ای دﯾﺎﺑﺘﯽ ﺗﺤﺖ ﺗﯿﻤﺎر ﺑـﺎ ﻏﻠﻈـﺖ 200ﻣﯿﻠﯽﮔﺮم ﺑﺮ ﮐﯿﻠﻮﮔﺮم ﮐﻮرﮐﻮﻣﯿﻦ ﺻﻮرت خواهد ﮔﺮﻓﺖ. با توجه به اینکه مطالعه روی دیابت مزمن میباشد، حدود 2 یا 3 روز پس از تزریق آلوکسان جهت تأیید القاء دیابت تجربی با استفاده از خون محیطی خون گیری انجام و با تخمین فتومتریک قند خون ، با استفاده از گلوکومتر دیجیتال برای سنجش قند خون استفاده خواهد شد وﻫﻤﭽﻨﯿﻦ موشهای با گلوکز خون بالای 200 میلی گرم در دسی لیتر یا 11/1 میلی مول در لیتر) به عنوان شاخص دیابتی شدندر نظر گرفته می شود (77). بعد از تولد نوزادان به 8 گروه 16 تایی تقسیم می شوند.که گروه ها به شرح زیر است : 1- گروه شم: در این گروه جراحی انجام می شود اما جریان خون مغز متوقف نمی شود و همچنین القای هیپوکسی صورت نمیگیرد. 2- گروه هیپوکسی-ایسکمی (HI) : حیوانات این گروه جراحی شده و شریان کاروتید مشترک راست مسدود می شود همچنین به مدت 90 دقیقه در معرض اکسیژن 8 درصد قرار داده می شوند. 3- گروه دیابت + HI : حیوانات این گروه از مادران دیابتی انتخاب میشوند جراحی شده و شریان کاروتید مشترک راست مسدود می شود. همچنین به مدت 90 دقیقه در معرض اکسیژن 8 درصد قرار داده می شوند. 4- گروه شم + دیابت : حیوانات این گروه از مادران دیابتی انتخاب میشوند جراحی شده اما جریان خون مغز متوقف نمی شود و همچنین القای هیپوکسی صورت نمی گیرد. 5- گروه شم+کورکومین : در این گروه جراحی انجام می شود اما جریان خون مغز متوقف نمی شود و همچنین القای هیپوکسی صورت نمیگیرد. 6- گروه هیپوکسی-ایسکمی) HI( +کورکومین : حیوانات این گروه جراحی شده و شریان کاروتید مشترک راست مسدود می شود همچنین به مدت 90 دقیقه در معرض اکسیژن 8 درصد قرار داده می شوند. 7- گروه دیابت + HI +کورکومین : حیوانات این گروه از مادران دیابتی که کورکومین تزریق می شود انتخاب می شوند جراحی شده و شریان کاروتید مشترک راست مسدود میشود همچنین به مدت 90 دقیقه در معرض اکسیژن 8 درصد قرار داده می شوند. 8- گروه شم + دیابت+کورکومین : حیوانات این گروه از مادران دیابتی که کورکومین تزریق می شود انتخاب میشوند جراحی شده اما جریان خون مغز متوقف نمی شود و همچنین القای هیپوکسی صورت نمی گیرد. برای ا لقاء هیپوکسی- ایسکمی از روش Rice – Vannucci استفاده می شود(79-78). در روز هشتم پس از تولد نوزادان توسط کتامین (100 mg/kg) و زایلازین (10mg/kg) بیهوش می شوند سپس یک برش طولی به اندازه 1 میلی متر در راستای خط میانی مهره گردنی بر روی قسمت جلویی پوست گردن ایجاد می شود و شریان کاروتید مشترک[1] (CCA) راست توسط نخ سیلک 0-6 مسدود می شود یک ساعت بعد از بهبودی نوزادان به مدت 5/1 ساعت در معرض اکسیژن 8 درصد قرار داده میشوند(80). 7 روز بعد از هیپوکسی ایسکمی ابتدا تست های عصبی- رفتاری انجام گرفته سپس بافت مغز برای اندازه گیری میزان ادم مغزی، حجم ناحیه انفارکته، فاکتورهای التهابی و استرس اکسیداتیو خارج خواهد شد. ارزیابی اختلالات عصبی تست اجتناب از پرتگاه (Cliff avoidance test) آزمون اجتناب از پرتگاه بر روی حیوانات 15 روز جهت بررسی یکپارچگی ورودی های بیرونی حسی و خروجی حرکتی حیوانات انجام خواهد شد. موش ها در لبه یک پلت فرم (30 سانتی متر × 30 سانتی متر × 30 سانتی متر) با چهار اندام قرار می گیرند و سینه آنها بر لبه پرتگاه پلت فرم قرار می گیرد. مدت زمان تاخیر در برگشتن یا دور شدن از لبه پلت فرم ثبت خواهد شد. اگر موش از لبه پرت شود یا در مدت 60 ثانیه پاسخ ندهد، مدت زمان 60 ثانیه ثبت خواهد شد (81). تست گرانش منفی (Negative geotaxis test) آزمون گرانش منفی عملکرد حسی- حرکتی موش های صحرایی نوزاد را بررسی می کند. توله های موش صحرایی روی سطحی زبر با شیب 30 درجه قرار خواهند گرفت. سر توله ها به سمت پایین شیب سطح قرار خواهد گرفت. تاخیر در چرخش 180 درجه به سمت بالا ثبت خواهد شد. حداکثر زمان ثبت شده 90 ثانیه خواهد بود (81). ارزیابی ادم مغزی و حجم ناحیه انفارکته پس از انجام تستهای رفتاری، حیوانات بیهوش و سر از بدن جدا میگردد مغز از جمجمه خارج شده سپس مغز توسط ماتریس مغز موش صحرایی برش های مغزی با ضخامت 2 میلی متر تهیه و در محلول 2 درصد , تری فنیل تترازولیوم کلرید(TTC) قرار خواهند گرفت. تصاویر برشها توسط اسکنر(Scanjet, Hewlett-Packard, USA )تهیه خواهد شد.تصاویر بدست آمده توسط نرم افزار Image j مورد ارزیابی قرار گرفتند و مساحت ناحیه ایسکمیک اندازه گیری می شود.در نهایت فرمول زیر برای محاسبه حجم ناحیه ایسکمیک مورد استفاده قرار خواهد گرفت : حجم ناحیه ایسکمیک (82): (حجم نیمکره سمت مقابل- حجم ناحیه غیر ایسکمیک در نیمکره ایسکمیک)\حجم نیمکره سمت مقابل ×100 ازفرمول مقابل برای اندازه گیری ادم مغزی استفاده خواهد شد: ادم= (حجم نیمکره ایسکمیک – حجم نیمکره غیر ایسکمیک)\ حجم نیمکره غیر ایسکمیک (83) اندازهگیری سطوح فاکتور التهابی و استرس اکسیداتیو بافت مغز در یک بافر سرد قرار می گیرد سپس توسط دستگاه هموژنایزر هموژنیزه می شود. سپس, فاکتور نکروز دهنده ی توموری TNF-α، CRP، TAC و TOSبا استفاده ازکیت های اختصاصی اندازه گیری می شود. [1] Common carotid artery | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | برای بررسی داده ها از نرم افزار Graphpad prism 7 استفاده خواهد شد. آنالیز داده ها با روش آماری ANOVA یک طرفه و تست متعاقب Bonferoni انجام خواهد شد.داده ها بصورت میانگین ± خطای استاندارد میانگین نشان داده خواهد شد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | بررسی ها بر اساس پروتکل ها و دستور العمل های توصیه شده دانشگاه برای نگه داری و استفاده از حیوانات آزمایشگاهی انجام خواهد شد و روش انجام کار به تایید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی زاهدان خواهد رسید.همچنین چک لیست کار با حیوانات آزمایشگاهی مصوب وزارت متبوعه تکمیل وپیوست-3 می شود. تمام موارد ذیل با رعایت ملاحظات اخلاقی انجام خواهد شد. -امکانات فیزیکی : اتاق های نگهداری،شرایط محیط نگهداری مثل تهویه، دما، رطوبت، روشنایی، سروصدای . -پرسنل آموزش دیده -شرایط نگهداری : تامین غذا،آب،بهداشت -روش انجام تحقیق مثل تزریق ، خون گیری و یوتانزی.
پیوست-3: چک لیست کار با حیوانات آزمایشگاهی براساس کدهای راهنمای کار باحیوانات ابلاغی وزارت بهداشت
وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان معاونت پژوهشی
چک لیست کار با حیوانات آزمایشگاهی براساس کدهای راهنمای کار باحیوانات ابلاغی وزارت بهداشت
مقدمه: حیوانات نقش بسیار مهمی در ارتقاء علومپزشکی داشته و مبانی اخلاقی و تعالیم ادیان الهی حکم میکنند که به حقوق حیوانات پایبندباشیم، اگرچه ممکن است در زمینههای مختلف علمی پژوهشی حقوق انسانها نیز رعایت نشده و گهگاه اعمال ضد اخلاقی دیده شود ولی بهرحال هرچه به سمت توسعه بالنده و پایدار قدم برمیداریم ضرورتهای همراه آن را باید پذیرفته و رعایت حقوق حیوانات در زمینه پژوهشی هم از جمله آنها میباشد بر این اساس محققین می بایست در پژوهشهایی که بروی حیوانات صورت می گیرد ،اصول اخلاقی پژوهش حیوانات را رعایت کنند. در این خصوص چک لیست کار با حیوانات آزمایشگاهی برای هر یک از طرحهای مرتبط می بایست تکمیل و همراه پروپوزال طرح ارایه گردد.
عنوان پژوهش :
شرایط حمل ونقل و نگهداری حیوانات آزمایشگاهی :
- قفس ها امکان استراحت حیوان را دارند . بلی خیر
- حیوانات در مجاورت حیوانات شکارچی خود قرار نگرفتهاند . بلی خیر
-قفس مناسب برای مشاهده توسط فرد مراقب می باشد. بلی خیر
- امکان فرار از قفس وجود ندارد . بلی خیر
- امکان آسیب و جراحت حیوان در اثر جابجایی وجود ندارد . بلی خیر
- تغذیه مناسب حیوان صورت میگیرد بلی خیر
-شرایط تنظیم حرارت و برودت ،نور و هوای تنفسی تا حمل به محل دایم حیوان فراهم میباشد بلی خیر
- وسیله نقلیه حمل حیوان دارای شرایط و مجوز لازم برای محل حیوان میباشد . بلی خیر
-فضا و قفس مناسب با گونه حیوان وجود دارد بلی خیر
تهویه وتخلیه فضولات بنحویکه بوی آزار دهنده وامکان آلرژیزایی و انتقال بیماری نباشد وجود دارد بلی خیر
-ذخایر آب و غذا، روشنایی و رنگ مناسب در محل نگهداری حیوانات بکار رفته است بلی خیر
- فضا برای ذخیره سازی اجساد و لاشه حیوانات و دفع آنها وجود دارد بلی خیر
- فضای کافی وراحت برای پرسنل اداری و تخصصی و تکنیسین ها وجود دارد بلی خیر
- فضای کافی برای استراحت مراقبین و ... وجود دارد بلی خیر
- سلامت حیوان توسط فرد تحویل گیرنده کنترل میشود بلی خیر
-از حیوانات بیمار یا دارای شرایط ویژه مثل بارداری وشیردهی استفاده نمیشود بلی خیر
-فرصت لازم برای سازگاری حیوان با محیط و افراد قبل از پژوهش فراهم میشود بلی خیر
- قبل از ورود حیوانات، براساس نوع و گونه شرایط لازم نگهداری وجود داشته است بلی خیر
- در صورت نگهداری درفضای باز حیوان دارای پناهگاه میباشد بلی خیر
- در فضای بسته شرایط لازم از نظر نور ، اکسیژن، رطوبت ،دما ، فراهم میباشد . بلی خیر
-قفسها و دیوار کف و سایر بخشهای ساختمانی قابل شستشو وضد عفونی میباشد بلی خیر
-شستشو و ضدعفونی کردن فضای نگهداری انجام میشود بلی خیر
-فضا و ساختمان نگهداری دارای امکانات لازم برای سلامت حیوانات میباشد بلی خیر
شرایط اجرای پژوهش های حیوانی :
- گونه خاص حیوانی برای آزمایش مناسب با تحقیق انتخاب شده است ؟ بلی خیر
-حداقل حیوان مورد نیاز برای صحت آماری و حقیقی پژوهش استفاده شده است؟ بلی خیر
-امکان استفاده از برنامههای جایگزینی بهینه بجای استفاده از حیوان وجود نداشته است ؟ بلی خیر
-حداقل آزار در مراحل مختلف تحقیق و در روش اتلاف حیوان پس از تحقیق بکار رفته است؟ بلی خیر
-درپروپوزالهای پژوهشی کدهای کار با حیوانات رعایت شده است ؟ بلی خیر
- درکل مدت مطالعه کدهای کار با حیوانات رعایت شده است ؟ بلی خیر
-نتایج تحقیق منجر به ارتقاء سلامت جامعه میگردد ؟ بلی خیر
نام و نام خانوادگی مجری طرح:زهرا آزادبخت
امضا : | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | دیابت نوع یک (Type 1 Diabetes ( /کورکومین ((Curcumin / استرس اکسیداتیو(Oxidative Stress) / التهاب(Inflammation) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | پیوست:1
پیوست-2 هیپوکسی- ایسکمی (HI)
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|