
| کد طرح | 10222 |
| عنوان فارسی طرح | مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های rs266729 و rs2241766 ژن آدیپونکتین در مبتلایان به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد و ارتباط آن با چاقی و خطر سرطان پاپیلاری تیروئید |
| عنوان لاتین طرح | Comparison of the frequency of rs266729 and rs2241766 polymorphisms of adiponectin gene in patients with papillary thyroid cancer and the control group and its relationship with obesity and the risk of papillary thyroid cancer |
| نوع طرح | بنیادی |
| محل اجرای طرح | مدیریت توسعه فناوری سلامت |
| رسته مطالعاتی | مطالعه مورد/شاهد(Case/control)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 360 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| محسن ملکی | دانشجو | انجام آزمایشات | کارشناسی ارشد | malekimohsen6695@gmail.com |
| منصور کرجی بانی | استاد راهنمای اول پایان نامه دانشجویی | تدوین طرح | دکترای تخصصی | mkarajibani@yahoo.com |
| محسن سراوانی | استاد راهنمای دوم پایان نامه دانشجویی | مشاور تخصصی | دکترای تخصصی | moh.saravani@gmail.com |
| فرزانه منتظری فر | مشاور | مشاور علمی | دکترای تخصصی | fmontazerifar@gmail.com |

| عنوان | متن | ||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های rs266729 و rs2241766 ژن آدیپونکتین در مبتلایان به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد و ارتباط آن با چاقی و خطر سرطان پاپیلاری تیروئید | ||||||||||||||||||||||||||||||
| خلاصه طرح به لاتین | Comparison of the frequency of rs266729 and rs2241766 polymorphisms of adiponectin gene in patients with papillary thyroid cancer and the control group and its relationship with obesity and the risk of papillary thyroid cancer | ||||||||||||||||||||||||||||||
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | سرطان ها ناشی از جهش هایی هستند که ممکن است به ارث ارتباط داشته باشند، این جهش ها می توانند ناشی از عوامل محیطی، یا ناشی از خطاهای همانند سازی DNA باشند(1). طی چندین دهه مشخص شده است که فعالیت های جهش زا نقش مهمی در بروز سرطان داشته اند، این جهش پذیری می تواند ناشی از آسیب مستقیم به DNA از طریق یک ماده شیمیایی واکنش دهنده با آن و یا از طریق تاثیرات غیر مستقیم، مانند تولید رادیکال های اکسیژن که با DNA واکنش می دهند باشد(2). سرطان پاپیلاری تیروئید(PTC) [1] شایع ترین بدخیمی غدد درون ریز است که %90-85 از کل سرطانهای تیروئید را تشکیل می دهد، این سرطان از نظر بافت شناسی شامل چندین نوع مختلف می باشد که متداول ترین آنها سرطان پاپیلاری تیروئید معمولی و نوع سرطان پاپیلاری تیروئید فولیکولی، و همچنین نوع سلولهای بلند سرطان پاپیلاری تیروئید (نوعی تهاجمی تر از PTC می باشد که بیشتر در سنین بالاتر دیده شده و با گسترس خارج تیروئیدی همراه است) می باشند که اکثر سرطانهای پاپیلاری تیروئید را شامل می شوند(3). اکثر بیماران مبتلا به PTC با درمان های بالینی سنتی مانند تیروئیدکتومی، ید رادیو اکتیو یا سرکوب TSH[2] درمان می شوند، اگرچه میزان بقای کلی 5 ساله بیماران PTC حدود 95٪ است ، تومورها می توانند در اندام های دور و غدد لنفاوی متاستاز کنند، در نتیجه در برخی بیماران احتمال پیش آگهی ضعیف و عود مجدد زیاد است. بنابراین بررسی مکانیسم های مولکولی به جهت بهبود تشخیص و پیش آگهی بیماران PTC از اهمیت بالایی برخوردار است(4). شیوع سرطان تیروئید در حال افزایش است و پیش بینی می شود این بیماری به چهارمین نوع سرطان در سرتاسر جهان تبدیل شود، از سال 1990 تا 2013، میزان بروز جهانی سرطان تیروئید با استاندارد سازی جهانی 20٪ افزایش یافته است(5). سرطان تیروئید، به عنوان شایع ترین سرطان غدد درون ریز، حدود 1٪ از بیماری های بدخیم جدید را در سراسر جهان تشکیل می دهد(6). یافته های یک مطالعه انجام شده در ایران نشان داد که کارسینومای پاپیلاری تیروئید) ( PCT7%/79 موارد را شامل می شو ، انواع فولیکولی، آناپلاستیک و مدولاری به ترتیب فقط 8/8، 9/7 و 6/3 درصد از کل موارد را تشکیل می دهند(7). درک صحیح از پاتوژنز مولکولی PTC از شناسایی تغییرات ژنتیکی در مسیرهای مختلف سیگنالینگ ناشی شده است، جهش های BRAF[3] متداولترین تغییرات ژنتیکی موجود در PTC و به دنبال آن بازآرایی گیرنده تیروزین می باشند و این جهش ها در بیش از 70 درصد سرطانهای پاپیلاری تیروئیدی یافت می شوند(8). در مطالعه ای نشان داده شد که ژن های مخصوص چاقی، در توسعه پاتولوژیک سرطان تیروئید نقش دارند(9). در یک مطالعه کوهورت طی سالهای 2015- 1995 تعداد 331 فرد 71-50ساله مورد بررسی قرار گرفتند که مشخص شد اضافه وزن و چاقی ممکن است در بروز PTC نقش مهمی داشته باشد(10). چاقی به عنوان یک عامل پیش التهابی مزمن و سیستمیک در بافت چربی و محیط میکروسکوپی تومور موضعی مطرح می باشد و در توسعه تومور نقش دارد(11). مطالعات اپیدمیولوژیک قبلی و مطالعات همگروهی آینده نگر نیز ارتباطی بین چاقی و خطر سرطان تیروئید را نشان داده اند مکانیسم های اساسی ارتباط بین چاقی و سرطان تیروئید هنوز مشخص نشده است اما ناهنجاری های متابولیکی مرتبط با چاقی در این ارتباط پیشنهاد شده است(12). علیرغم برخی از داده های بحث برانگیز قبلی ، امروزه چاقی به عنوان یک عامل خطر در پاتوژنز سرطان تیروئید و به ویژه نوع سرطان پاپیلاری(PCT) در نظر گرفته می شود(13). بافت چربی به عنوان عضوی پیچیده دارای نقشهای درون ریز و متابولیک می باشد، این بافت انواع مختلفی از مولکول ها به نام آدیپوکین ترشح می کند که در پاتوژنز انواع مختلف بدخیمی ها نقش ایفا می کند(14). آدیپونکتین یکی از این آدیپوکین ها است که دارای خواص ضد آپوپتوز است که توسط بافت چربی ترشح می شود(15). آدیپونکتین در چاقی کاهش یافته و سطح آدیپونکتین در گردش خون با افزایش بافت چربی بدن در بزرگسالان ارتباط معنی داری دارد که پس از کاهش وزن افزایش قابل توجهی دارد.(16). شواهد نشان می دهد پلی مورفیسمهای تک نوکلئوتید ژن آدیپو نکتین با سطوح پلاسمائی آدیپو نکتین ارتباط دارند(17, 18). شواهد جمع آوری شده نشان می دهد که آدیپونکتین از طریق دو مکانیسم اثرات ضد نئوپلاستی را اعمال می کند مورد اول اینکه می تواند با تحریک مسیرهای سیگنالینگ با واسطه گیرنده، مستقیماً روی سلولهای سرطانی اثر بگذارد، دوم اینکه ممکن است با تعدیل حساسیت انسولین در محل بافت هدف، تنظیم پاسخهای التهابی و اثر بر رگ زایی تومور، اثرات خود را به طور غیر مستقیم اعمال کند(19). مکانیسم عمل آدیپو نکتین شامل افزایش حساسیت به انسولین، کاهش ترشح سایتو کینهای پیش التهابی می باشد، از جمله سایر مکانیسم ها می توان به کاهش سطوح فسفو اینوزیتید 3کیناز(PI3K) ,و پروتئین کینازB (AKT )، و همچنین رسپتورهای هدف داروی راپامایسین در پستانداران( mTOR) که در رشد و تمایز سلولی شرکت دارند اشاره کرد. کاهش کیناز تنظیم شونده توسط سیگنال خارج سلولی (ERK)سارکوم موش(RAS)، وپروتئین کیناز فعال شده با میتوژن (MAPK) که در تمایز سلولی نقش دارند نیز از جمله مکانیسمهای عمل آدیپو نکتین هستند. علاوه بر این نشان داده شده است که آدیپو نکتین نقش سرکوب کنندگی تومور دارد(20, 21). مطالعات نشان داده اند که که سطح آدیپونکتین سرم به طور معکوس با خطر ابتلاء به سرطان تیروئید و سرطان پاپیلاری تیروئید آن ارتباط دارد(22). AdipoR1[4] و AdipoR25 به عنوان گیرنده های آدیپونکتین در سال 2003 شناسایی شدندAdipoR1 در ماهیچه های اسکلتی و کبد بیان شده و دارای توزیع بافتی گسترده ای می باشد ، در حالی که AdipoR2 بطور اختصاصی در کبد بیان می شود(23). درنتایج مطالعه Cheng و همکاران که در سال 2013 انجام شد نشان داده شد که سطح پروتئین AdipoR1 و AdipoR2به عنوان گیرنده های آدیپو نکتین در برخی از بافتهای تومور سرطان تیروئید افزایش می یابد. سرطان پاپیلاری تیروئید با بیان منفی برای گیرنده آدیپونکتین، با پیش آگهی نامطلوب و احتمال بقای کمتر بیمار همراه است، به همین علت بررسی پیامدهای درمانی مدولاسیون گیرنده نیاز به بررسی بیشتر دارد .مشخص شده است که بین بیان AdipoR1و AdipoR2در نمونه های تومور همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد(24). در مطالعه ای دیگر توسط Mitsiades و همکاران که در سال 2011 انجام شد به بررسی وجود mRNA گیرنده آدیپونکتین سلولهای سرطانی تیروئید و نمونه های بافت انسانی پرداخته شد، در آنالیز ایمونوهیستوشیمی وجود گیرنده های آدیپونکتین 1 و 2 در سطح بافت های سرطان تیروئید انسان نشان داده شد و در نتایج مشخص شد کهPTC میزان پایین تری از mRNA برای هر دو گیرنده را درمقایسه با بافت طبیعی بیان می کند(25). پلی مورفیسم اختلاف توالی بازهای DNA در افراد یا گروه های مختلف می باشد و همچنین پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی(single nucleotide polymorphism:SNP): وارینت ژنتکی است که در اثر جابجایی یک نوکلئوتید درتوالی DNA در افراد جامعه بروز می کند در صورتی که شیوع آن بیش از 1% باشد. عوامل ژنتیکی ، اپی ژنتیکی و محیطی تنوع فنوتیپی را تعیین می کنند ، حساسیت به بیماری یا نتیجه درمان توسط پلی مورفیسم هایی که توالی اسیدهای آمینه را در مناطق برنامه نویسی تغییر می دهند به راحتی قابل تشخیص هستند. مشخص شده است که پلی مورفیسمها دارای نقش تنظیمی در تکامل و تغییرپذیری فنوتیپی انسان می باشند و همچنین در پردازش mRNA(پیرایش ، بلوغ، پایداری ، انتقال) و ترجمه نقش دارند(26). آدیپونکتین با توده چربی بدن و چربی احشایی رابطه معکوس دارد، همچنین چاقی از طریق تنظیم نامنظم آدیپوسیتوکین ها از جمله افزایش تولید لپتین آدیپوکین انکوژن همراه با کاهش تولید آدیپونکتین، در پیشرفت سرطان نقش دارد(27). در نتایج مطالعه Chang و همکاران در سال 2018 آلل T پلی مورفیسم آدیپونکتین T45G، به عنوان یکی از عوامل مرتبط با بروز چاقی که از نظر متابولیکی غیر طبیعی می باشند(چاقی همراه با سندرم متابولیک) بیان شده است (28). ژن کد کننده آدیپو نکتین(AdipoQ) در موقعیت کروموزومی 3q27.3 واقع شده و دارای 3 اگزوژن و 2 انترون است. آدیپونکتین پروتئین کوچکی است که از 224 اسید آمینه تشکیل شده و دارای غلظت پلاسمایی 2 تا 10 میکروگرم در میلی لیتر می باشد (29). rs 2241766 یک پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی (SNP)در ADIPOQ می باشد. MAF rs2241766 بر اساس پروژه 1000 ژنوم G=0.1513 است. chr3:186853103(GRCh38.p12) موقعیت دقیق این SNP بوده، جابجایی نوکلئوتیدی در این SNP شامل T>A / T>C / T>G می باشد که حالت T>A رایجتر است. ژن آدیپونکتین، دارای بیش از 160 پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی (SNP) است. نشان داده شده است کهSNP rs2241766 (+ 45T / G) در اگزون 2 ژن ADIPOQ یک هاپلوتیپ مرتبط با چاقی و مقاومت به انسولین تولید می کند(30). نتایج یک مطالعه متا انالیز مشخص کرده است که آلل G از پلی مورفیسم ADIPOQ rs2241766 G/T بر اساس مطالعات مورد - شاهدی مبتنی بر جمعیت به طور قابل توجهی با کاهش رشد سلولهای سرطانی همراه بوده است (31). rs266729 یک SNP در ژن آدیپونکتین (ADIPOQ) است که ممکن است به روشن شدن ارتباط بین چاقی و برخی انواع سرطان کمک کند(32)MAF rs266729. بر اساس پروژه 1000 ژنومG=0.2264 است. chr3:186841685 (GRCh38.p12) موقعیت دقیق این SNP بوده، جابجایی نوکلئوتیدی در این SNP شامل C>A / C>G / C>T می باشد که حالت C>G رایجتر است. rs266729 آلل(G) ، که ممکن است مربوط به کاهش آدیپو نکتین باشد با بیماری کبد چرب غیر الکلی به ویژه در افراد سیگاری ارتباط دارد(33). نشان داده شده است که آلل G ADIPOQ rs266729 باعث افزایش خطر دیابت نوع دو می شود(34).
بررسی متون:
مطالعه ای متا آنالیز توسط jiema و همکاران در سال 2015 بر روی21 مطالعه انجام شد که یافته های مطالعه نشان داد که چاقی با افزایش خطر سرطان تیروئید (سرطان پاپیلاری تیروئید ، سرطان فولیکولار تیروئید و سرطان تیروئید آناپلاستیک) به جز سرطان تیروئید مدولار همراه است(35). در مطالعه مروریDi Zazzo و همکاران در سال 2019 تحت عنوان آدیپونکتین به عنوان عامل ارتباطی بین بافت چربی، یافته ها نشان دادند که آدیپونکتین ممکن است نقش مهمی در توسعه و پیشرفت سرطان تیروئید داشته باشد و سطح گردش آدیپونکتین به شدت در چاقی کاهش می یابد و آدیپونکتین به عنوان یک عامل ارتباطی بین چاقی و سرطان مطرح می باشد(36). در مطالعه ای موردی – شاهدی توسط Mele و همکاران در سال 2019 با عنوان آدیپوکین های در گردش و نقش آنها در تنظیم متابولیسم در سرطان تمایز یافته تیروئید ، 77 نفر شامل ۳۰ نفر مبتلا به سرطان تیروئید تمایز یافته ، ۲۷ نفر مبتلا به بیماران خوش خیم تیروئید، و ۲۰ فرد سالم وارد مطالعه شدند. نتایج آنها نشان داد که آدیپو نکتین به عنوان یکی از آدیپو کاینهای در گردش دارای ارتباط با فنوتیپ سرطان تیروئید می باشد(37). در مطالعه Mitsidesو همکاران در سال2011، سطح پلاسمائی آدیپونکتین در 175 بیمار کارسینوم تیروئید و 107 فرد کنترل اندازه گیری شد. در این مطالعه بیان گیرنده های آدیپونکتین (AdipoR1) و (AdipoR2) در 82 بافت کارسینوم تیروئید بررسی شد و در نتیجه مطالعه مشخص شد که آدیپونکتین در گردش به طور مستقل و معکوس با خطر سرطان تیروئید ارتباط دارد(25). در مطالعه موردی- شاهدی Fadel و همکاران در سال 2020 که تحت عنوان ارتباط پلی مورفیسم rs2241766 ژن آدیپونکتی با حساسیت و پیش آگهی بیماران مصری مبتلا به بدخیمی های هماتولوژیک انجام شد و در یافته ها مشخص شد که بین rs2241766 و بروز سرطان خون ارتباط مثبت وجود دارد. علاوه بر این نشان داده شد که ارتباط معنی داری بین آلل G این پلی مورفیسم و شیوع بالای هایپرگلیسمی و دیس لیپیدمی در بیماران مبتلا به سرطان خون وجود دارد(38). در مطالعه متا آنالیز که توسط Jiang و همکاران در سال 2018 بروی 19106 نفر ازگروه مورد و 31629 نفر ازگروه کنترل از 65 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که پلی مورفیسم rs2241766 با افزایش خطر بیماری قلبی عروقی در مدل های ژنتیکی (آللی ، غالب ، مغلوب ، هتروزیگوت و هموزیگوت) همراه بود(39). مطالعه ای توسط Ranjzad و همکاران در سال 2011 انجام شد که جامعه مورد مطالعه شامل 181 زن مبتلا به PCOS (سندرم تخمدان پلی کیستیک) (محدوده سنی 15 تا 40 سال) و 181 زن کنترل (سن ، 45- 18 سال) بودند که اطلاعات خود را به موسسه رویان (ایران) گزارش می دادند، نتایج این مطالعه ارتباط بین پلی مورفیسم rs2241766 ژن آدیپونکتین و خطرابتلا به PCOSرا نشان داد (40). در مطالعه ای متاآنالیز Zhou و همکاران در سال 2016، 21 مقاله را مورد بررسی قرار دادند نتایج حاصل از این متاآنالیز ارتباط بین پلی مورفیسم ADIPOQ rs2241766 و بیماری مالتیپل اسکلوروزیس را در جمعیت چین نشان می دهد .در این مطالعه آلل G ADIPOQ rs2241766 خطر ابتلا به این بیماری را افزایش داد(41). Divella و همکاران در سال 2017در نتایج مطالعه ای نشان دادند که پلی مورفیسم rs266729 G / C با سطح آدیپو نکتین پایین تری در بیماران سرطان کلورکتال همراه است و کاهش سطح آدیپو نکتین در گردش ممکن است یک عامل خطر تعیین کننده برای سرطان کلورکتال در بیماران دارای سندرم متابولیک باشد(42).
در مطالعه Beltcheva و همکاران که در سال 2014 انجام شد 130 زن باردار دیابتی در مقایسه 134 زن باردار به عنوان گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند، که نتایج نشان داد پلی مورفیسم آدیپونکتین rs266729 با دیابت بارداری ارتباط دارد و به نظر می رسد که آلل G یک عامل محافظتی در برابر دیابت بارداری است. این اثر احتمالاً به دلیل تأثیر این پلی مورفیسم در تنظیم رونویسی آدیپونکتین در دوران بارداری می باشد(43).
در نتایج مطالعه Guanji و همکاران مشخص شد که SNP rs266729 (−11377C / G)درمنطقه پروموتور ژن آدیپونکتین ممکن است به خطر ژنتیکی حساس به نمک و واکنش پتاسیم کمک کند(44).
با توجه به نقش آدیپونکتین در بروز چاقی و سرطان، هدف از مطالعه حاضر مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های rs2241766 و rs266729 ژن ADIPOQدر مبتلایان به PTC و گروه کنترل بوده و همچنین ارتباط بین چاقی عمومی با پلی مورفیسم های مورد مطالعه و PTC مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های موجود کدامها هستند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | فراوانی پلی مورفیسم ژن ADIPOQ (rs2241766) در افراد مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق متفاوت است.
فراوانی پلی مورفیسم ژن ADIPOQ(rs266729) در افراد مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق متفاوت است.
توزیع فراوانی چاقی عمومی در بیماران مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و افراد سالم به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق متفاوت است.
بین پلی مورفیسمهای rs266729 و rs2241766 ژن آدیپونکتین با چاقی در بیماران مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق ارتباط وجود دارد.
پ ن: بر اساس کامنت شماره سه اصلاح شد.
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف کلی طرح | تعیین فراوانی پلی مورفیسمهای rs2241766 ژنADIPOQ ، rs266729 ژن ADIPOQ و چاقی عمومی در مبتلایان به سرطان پاپیلاری تیروئید(PTC) و گروه کنترل به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق.
پ ن: اصلاح در پاسخ کامنت شماره سوم
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف اختصاصی | مقایسه فراوانی پلی مورفیسم ژن ADIPOQ (rs2241766) در افراد مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق.
مقایسه فراوانی پلی مورفیسم ژن ADIPOQ(rs266729) در افراد مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق.
تعیین ارتباط توزیع فراوانی چاقی عمومی در بیماران مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق.
تعیین ارتباط پلی مورفیسمهای rs266729 و rs2241766 ژن آدیپونکتین با چاقی در بیماران مبتلا به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد به تفکیک در گروه چاق و غیر چاق. اصلاح در پاسخ کامنت شماره سوم
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| اهداف كاربردی | |||||||||||||||||||||||||||||||
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | وزارت بهداشت | ||||||||||||||||||||||||||||||
| تعریف واژه های تخصصی | سرطان پاپیلاری تیروئید(PTC): نوعی از سرطان تیروئید می باشد که از سلولهای فولیکولی تیروئید که مسئول سنتز و ترشح هورمونهای تیروئیدی هستند منشاء می گیرد.
پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی: اختلاف فقط یک باز در Single nucleotide polymorphism ساده ترین و شایع ترین نوع پلی مورفیسم می باشد. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | |||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مطالعه | موردی-شاهدی | ||||||||||||||||||||||||||||||
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | معیارهای ورود: مطالعه حاضر بروی 131 بیمار مبتلاء به PTC و 144 فرد سالم که از لحاظ سن و جنس همسان سازی انجام خواهد شد. معیار انتخاب حجم نمونه بر اساس مطالعات مشابه می باشد. بیماران بر اساس نتایج سیتولوژی تایید شده توسط دو پاتولوژیست انتخاب و به کلینیک اندوکرینولوژی بیمارستان علی ابن ابیطالب زاهدان معرفی می شوند. در گروه شاهد نیز افرادی که فاقد سابقه بدخیمی، دیابت ملیتوس، اختلالات خودایمن، اختلالات کبدی و کلیوی و هر اختلالی که بر عملکرد تیروئید موثر باشد وارد مطالعه می شوند.
معیارهای خروج: همه شرکت کنندگان با سابقه ابتلاء به انواع دیگر سرطان ها، سابقه پرتودرمانی در ناحیه سر و گردن، سایر اختلالات تیرویید از مطالعه حذف می شوند. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | |||||||||||||||||||||||||||||||
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | مطالعه حاضر بروی 134 بیمار مبتلاء به PTC و 155 فرد سالم که از لحاظ سن و جنس همسان سازی انجام خواهد شد. معیار انتخاب حجم نمونه بر اساس مطالعات مشابه می باشد(45).
پاسخ کامنت شماره هفت: بر اساس تغییررفرنس فوق(45) حجم نمونه تغییر داده شد، لازم به ذکر است بر اساس فرمول امکان جمع آوری با حجم محاسبه شده با فرمول امکان پذیر نبوده و به همین علت به مطالعات قبلی انجام شده رفرنس دادیم. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | به صورت سرشماری و آسان در دسترس بر اساس معیارهای ورود و خروج مطالعه انتخابی خواهند شد. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | بیمار ابتدا با ندول تیروئید به کلینیک غدد مراجعه می کند و بعد از بررسی در صورتی که اندیکاسیون داشته باشد تحت FNA قرار می گیرد و بر اساس سیستولوژیتشخیص PTC مطرح می شود که در پاتولوژیعمل جراحی توتال تیروئید کتومی به تایید می رسد و بعد از کسب رضایت از بیماران و گروه شاهد برای بررسی پلی مورفیسم نمونه خون تام تحت شرایط استریل به مقدار 2 سی سی گرفته و در لوله حاوی ماده ضد انعقاد EDTA ریخته و در 20- درجه سانتی گراد تا زمان آزمایش نگهداری می شود. DNA نمونه خون افراد گروه شاهد و مورد به روش salting out تخلیص می شود. پرایمرهای اختصاصی جهت تعیین پلی مورفیسم ژنی به روش PCR-RFLP از منابع مناسب انتخاب خواهند شد. در مرحله بعد شرایط PCR برای تعیین این پلی مورفیسم ها بهینه شده و پس از انکوبه کردن نمونه ها در روش PCR-RFLP به مدت 16 ساعت با آنزیمهای برش دهنده ی مناسب نمونه ها در ژل آگارز 2 درصد بررسی می شوند و فراوانی ژنوتیپهای مختلف برای هر دو جایگاه ژنی با این مورد ارزیابی قرار می گیرد. پ ن:پاسخ کامنت شماره هشت با هایلایت اصلاح شد | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | بعد از کسب رضایت از بیماران و گروه شاهد برای بررسی پلی مورفیسم نمونه خون تام تحت شرایط استریل به مقدار 2 سی سی گرفته و در لوله حاوی ماده ضد انعقاد EDTA ریخته و در 20- درجه سانتی گراد تا زمان آزمایش نگهداری می شود. DNA نمونه خون افراد گروه شاهد و مورد به روش Ssalting out تخلیص می شود. پرایمرهای اختصاصی جهت تعیین پلی مورفیسم ژنی به روش PCR-RFLP از منابع مناسب انتخاب خواهند شد. در مرحله بعد شرایط PCR برای تعیین این پلی مورفیسم ها بهینه شده و پس از انکوبه کردن نمونه ها در روش PCR-RFLP به مدت 16 ساعت با آنزیمهای برش دهنده ی مناسب نمونه ها در ژل آگارز 2 درصد بررسی می شوند و فراوانی ژنوتیپهای مختلف برای هر دو جایگاه ژنی با این مورد ارزیابی قرار می گیرد.. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | برای انجام آزمونهای آماری از نرم افزار spss23 استفاده می گردد. ابتدا امارهای توصیفی شامل فراوانی،درصد،میانگین و انحراف معیار مورد بررسی قرار می گیرد. برای مقایسه متغیرهای پارامتریک بین دو گروه در صورت نرمال بودن داده ها، از آزمون T-test و در صورت غیر نرمال بودن داده ها از تست Whitney Maan استفاده می شود. برای مقایسه متغیرهای غیر پارامتریک از آزمون دقیق فیشر استفاده می شود. جهت بررسی اثر ژنوتیپهابر ریسک ابتلا به بیماری ، آزمون Binary Logistic regression انجام می شود.( محاسبه پارامترOdsds OR Ratios با فاصله اطمینان 95% و P valueکمتر از 0.05 معنی دار در نظر گرفته می شود. . نمونه جدول خام داده بشرح زیر میباشد.
پ ن: پاسخ کامنت شماره پنج با هایلایت
جدول 1: توزیع فراوانی ژنوتیپیهای پلی مورفیسم های ژن آدیپونکتین در گروههای مورد مطالعه
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| ملاحظات اخلاقی | استفاده از کدهای دفترچه راهنمای عمومی دارای آزمودنی انسانی هدف اصلی هر پژوهش باید ارتقای سلامت انسانها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد. 2- در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنیها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزماییهای بالینی بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است. 3- پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیهپذیر است که منافع بالقوهی آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد. در پژوهشهای دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار میگیرد نباید بیشتر از آنچه باشد که مردم عادی در زندگی روزمرهی خود با آن مواجه میشوند. حصول اطمینان از این امر برعهدهی طراحان، مجریان و همکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایشکنندهی پژوهش از جمله کمیتهی اخلاق در پژوهش است. 4- مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینهی پایینتر و/ یا صرفاً عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی در معرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود. 5- قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی ، باید اقدامات اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنیها و تامین سلامت آنها انجام گیرد. 7- اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود. 9- در پژوهشهای پزشکی که ممکن است به محیط زیست آسیب برسانند، باید احتیاطهای لازم در جهت حفظ و نگهداری و عدم آسیب رسانی به محیط ریست انجام گیرد. 11- کمیته ی اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرحها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد. اطلاعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیتهی اخلاق درخواست میشود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود. 12- انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد. 13- کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود. 14- اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد. 15- پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، بهنحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است بهکار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروهمورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانی شود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این موارد باید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود. 16- پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند. 17- پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائهی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطلاعرسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است. 18- در پژوهشهایی که از مواد بدنی (شامل بافتها و مایعات بدن انسان) یا دادههایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمعآوری، تحلیل، ذخیرهسازی و /یا استفادهی مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود. در مواردی که اخذ رضایت غیرممکن باشد یا اعتبار پژوهش را خدشهدار کند، میتوان در صورت بررسی مورد و تصویب کمیتهی اخلاق ، از دادهها یا مواد بدنی ذخیره شده، بدون اخذ رضایت آگاهانه استفاده کرد. 19- عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود. 20- در مواردی که آگاه کردن آزمودنی دربارهی جنبهای از پژوهش باعث کاهش اعتبار پژوهش می شود، ضرورت اطلاعرسانی ناکامل از طرف پژوهشگر باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود. بعد از رفع عامل این محدودیت، باید اطلاعرسانی کامل به آزمودنی انجام گیرد. 21- برخی از افراد یا گروههایی از مردم، نظیر ناتوانان ذهنی، کودکان، جنین و نوزاد، بیماران اورژانسی، یا زندانیانکه ممکن است بهعنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کنند، نمیتوانند برای دادن رضایت، آگاهی یا آزادی لازم را داشته باشند. این افراد یا گروهها آسیبپذیر دانسته میشوند و باید مورد حفاظت ویژه قرار گیرند. 22- از گروههای آسیبپذیر هیچگاه نباید (به دلایلی چون سهولت دسترسی ) به عناون آزمودنی ترجیحی استفاده شود. پژوهش پزشکی با استفاده از گروهها یا جوامع آسیبپذیر تنها در صورتی موجه است که با هدف پاسخگویی به نیازهای سلامت و اولویتهای همان گروه یا جامعه طراحی و اجرا شود و احتمال معقولی وجود داشته باشد که همان گروه یا جامعه از نتایج آن پژوهش سود خواهد برد. 23- در پژوهش بر روی گروههای آسیبپذیر، وظیفهی اخذ رضایت آگاهانه مرتفع نمیشود. در مورد افرادی که سرپرست قانونی دارند، پژوهشگر موظف است که علاوه بر اخذ رضایت آگاهانه از سرپرست قانونی، متناسب با ظرفیت خود فرد، از وی رضایت آگاهانه اخذ کند. در هر حال، باید به امتناع این افراد از شرکت در پژوهش احترام گذاشته شود. 24- اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامهی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود. 25- پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد. 26- هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوهی تحقق این امر ترجیحاً بهصورت پوشش بیمهای نامشروط باشد. 27- در پایان پژوهش، هر فردی که بهعنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که دربارهی نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهرهمند شود. 28- پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند. 29- نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد. 30- گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کردهاند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند. 31- روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد.
در مطالعه حاضر کد های ۱، ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸ و ۹و10و11و12 از دفترچه راهنمای اخلاق پژوهش بروی عضو وبافت انسانی رعایت می شود. 1- پژوهشگر باید به این امر مهم توجه داشته باشد که بافتها و اعضای مورد استفاده، دارای منشأ انسانیاند و کرامت انسانی اقتضا میکند که جمعآوری، نگهداری، استفاده و نابودسازی آنها توأم با رعایت ملاحظات و شؤون مرتبط باشد. 2- از اجزای بدنی دارای منشأ انسانی باید تنها در پژوهشهایی استفاده شود که اهداف ارزشمندی را در راستای مبارزه با بیماریها و ارتقای سلامت انسانها دنبال میکنند. 3- تمامی پژوهشها بر روی عضو و بافت انسانی، پیش از اجرا، باید مورد تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش مرتبط قرار گیرد. کمیتهی اخلاق در پژوهش حق دارد که در تمامی مراحل پژوهش بر آن نظارت داشته باشد. پژوهشگران باید در این زمینه با کمیتهی اخلاق در پژوهش همکاری کنند. 4- رضایت آگاهانهی فرد دهندهی عضو یا بافت، یا جانشین قانونی او، شرط اساسی در تأیید اخلاقی هر پژوهش بر روی عضو و بافت انسانی است. رضایتنامه باید با رعایت تمامی اصول مرتبط تهیه و هنگام ارسال طرحنامه برای تصویب، به آن پیوست شده باشد. 5- در مواردی که اخذ رضایت آگاهانه از دهندهی نمونهی ذخیرهشده یا جانشین قانونی او امکانپذیر نباشد، بهشرط وجود رضایت کلی اولیه بر استفادهی پژوهشی، در صورت تأیید کمیتهی اخلاق در پژوهش میتوان از آن نمونه برای پژوهش استفاده کرد. در چنین مواردی باید از نمونههایی استفاده شود که به نحو برگشتناپذیر بینام شده باشد. 6- تمامی اطلاعاتی که از صاحبان عضو یا بافت مورد پژوهش، جمعآوری و ثبت میشود، راز حرفهای تلقی میشود؛ از این رو، تمامی اصول و ملاحظات مربوط به رازداری و حفظ حریم شخصی، باید در مورد آنها مراعات شود. 7- مرکز انجام دهندهی پژوهش بر روی عضو و بافت باید مهارت و امکانات لازم برای حفظ رازداری را داشته باشد؛ در غیر این صورت، اطلاعات باید به شکل بینام و غیرقابل ردیابی ثبت و ذخیره شود. 8- پژوهشگر باید از اعضاء و بافتهایی که به منظور پژوهش در اختیار او قرار میگیرد استفادهی بهینه کرده، از هدر رفتن آنها جلوگیری کند 9- پژوهشگر موظف است که تمهیدات لازم ایمنی، از جمله آزمونهای غربالگری و وسایل محافظتکننده را برای جلوگیری از انتقال آلودگی از اجزای بدنی مورد استفاده به هر فرد دیگر، اعم از پژوهشگران، آزمودنیها یا سایر افرادی که در فرایند پژوهش با این مواد سروکار خواهند داشت، پیشبینی و تأمین کند. 10- پژوهش بر روی عضو و بافت ممکن است به ایجاد روشها و محصولاتی منجر شود که به استفادهی تجاری از آنها بینجامد. حقوق مالکیت معنوی نتایج حاصل از اینگونه پژوهشها باید مورد تأیید و حمایت قرار گیرد. احتمال استفادهی تجاری از نتایج پژوهش و اشخاصی که احتمالاً از آن منتفع خواهند شد باید در رضایتنامهآورده شود. 11- زمان، نحوه و میزان اطلاع آزمودنیها از نتایج پژوهش باید در رضایتنامه آورده شود. در هر حال، آزمودنی یا نمایندهی قانونی او باید به تمامی اطلاعاتی که در طول پژوهش دربارهی او بهدست میآید، دسترسی داشته باشد. 12- در صورت کمبود بافت یا عضو، باید استفادههای درمانی بر استفادههای پژوهشی اولویت داده شود. و استفاده از کدهای مرتبط با تحقیق از دفترچه ژنتیک پزشکی | ||||||||||||||||||||||||||||||
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | عدم همکاری بیمار مشگل تهیه مواد و امکان طولانی شدن دریافت آنها در صورت عدم همکاری بیمار، افراد جدید جایگزین می شوند | ||||||||||||||||||||||||||||||
| کلمات کلیدی | Papilary Thyroid Cancer, Adiponectin, Gene, polymorphism | ||||||||||||||||||||||||||||||
| فهرست منابع و مراجع | 1.Tomasetti C, Li L, Vogelstein B. Stem cell divisions, somatic mutations, cancer etiology, and cancer prevention. Science. 2017;355(6331):1330-4. 2.Preston RJ, Williams GM. DNA-reactive carcinogens: mode of action and human cancer hazard. Critical reviews in toxicology. 2005;35(8-9):673-83. 3.Shi X, Liu R, Basolo F, Giannini R, Shen X, Teng D, et al. Differential clinicopathological risk and prognosis of major papillary thyroid cancer variants. The Journal of Clinical Endocrinology. 2016;101(1):264-74. 4.Feng J, Zhou Q, Yi H, Ma S, Li D, Xu Y, et al. A novel lncRNA n384546 promotes thyroid papillary cancer progression and metastasis by acting as a competing endogenous RNA of miR-145-5p to regulate AKT3. Cell death & disease. 2019;10(6):1-14. 5.Kim J, Gosnell JE, Roman SA. Geographic influences in the global rise of thyroid cancer. Nature Reviews Endocrinology. 2020;16(1):17-29. 6.Tolou Ghamari Z. Thyroid cancer in Isfahan province, Iran; prevalence and demographic characteristics. Jundishapur Journal of Chronic Disease Care. 2019;8(1). 7.Farhood B, Raei B, Malekzadeh R, Shirvani M, Najafi M, Mortezazadeh T. A review of incidence and mortality of colorectal, lung, liver, thyroid, and bladder cancers in Iran and compared to other countries. Contemporary Oncology. 2019;23(1):7. 8.Lee M-Y, Ku BM, Kim HS, Lee JY, Lim SH, Sun J-M, et al. Genetic alterations and their clinical implications in high-recurrence risk papillary thyroid cancer. Cancer research and treatment: official journal of Korean Cancer Association. 2017;49(4):906. 9.Chen J, Cao H, Lian M, Fang J. Five genes influenced by obesity may contribute to the development of thyroid cancer through the regulation of insulin levels. PeerJ. 2020;8:e9302. 10.Kitahara CM, Pfeiffer RM, Sosa JA, Shiels MS. Impact of overweight and obesity on US papillary thyroid cancer incidence trends (1995–2015). JNCI: Journal of the National Cancer Institute. 2020;112(8):810-7. 11.Bradley D. Obesity, Thyroid Nodularity, and Thyroid Cancer: Epiphenomenon or Cause? The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism. 2020;105(8):e3010-e2. 12.Kwon H, Chang Y, Cho A, Ahn J, Park SE, Park C-Y, et al. Metabolic obesity phenotypes and thyroid cancer risk: a cohort study. Thyroid. 2019;29(3):349-58. 13.Matrone A, Ferrari F, Santini F, Elisei R. Obesity as a risk factor for thyroid cancer. Current Opinion in Endocrinology, Diabetes and Obesity. 2020;27(5):358-63. 14.Tumminia A, Vinciguerra F, Parisi M, Graziano M, Sciacca L, Baratta R, et al. Adipose tissue, obesity and adiponectin: role in endocrine cancer risk. International journal of molecular sciences. 2019;20(12):2863. 15.Reneau J, Goldblatt M, Gould J, Kindel T, Kastenmeier A, Higgins R, et al. Effect of adiposity on tissue-specific adiponectin secretion. PloS one. 2018;13(6):e0198889. 16.Diwan AG, Kuvalekar AA, Dharamsi S, Vora AM, Nikam VA, Ghadge AA. Correlation of serum adiponectin and leptin levels in obesity and type 2 diabetes mellitus. Indian journal of endocrinology and metabolism. 2018;22(1):93. 17.Gui M-H, Li X, Jiang S-F, Gao J, Lu D-R, Gao X. Association of the adiponectin gene rs1501299 G> T variant, serum adiponectin levels, and the risk of coronary artery disease in a Chinese population. Diabetes research and clinical practice. 2012;97(3):499-504. 18.Hashemi M, Bojd HH, Nasab EE, Bahari A, Hashemzehi NA, Shafieipour S, et al. Association of adiponectin rs1501299 and rs266729 gene polymorphisms with nonalcoholic fatty liver disease. Hepatitis monthly. 2013;13(5). 19.Gulcelik MA, Colakoglu K, Dincer H, Dogan L, Yenidogan E, Gulcelik NE. Associations between adiponectin and two different cancers: breast and colon. Asian Pac J Cancer Prev. 2012;13(1):395-8. 20.Carbone F, La Rocca C, Matarese G. Immunological functions of leptin and adiponectin. Biochimie. 2012;94(10):2082-8. 21.Hagman DK, Larson I, Kuzma JN, Cromer G, Makar K, Rubinow KB, et al. The short-term and long-term effects of bariatric/metabolic surgery on subcutaneous adipose tissue inflammation in humans. Metabolism. 2017;70:12-22. 22.Kwon H, Park SE, Yun J-S, Park C-Y. Serum Adiponectin and progranulin level in patients with benign thyroid nodule or papillary thyroid cancer. Endocrinology and Metabolism. 2020;35(2):396-406. 23.Okada-Iwabu M, Iwabu M, Yamauchi T, Kadowaki T. Structure and function analysis of adiponectin receptors toward development of novel antidiabetic agents promoting healthy longevity. Endocrine journal. 2018:EJ18-0310. 24.Cheng S-P, Liu C-L, Hsu Y-C, Chang Y-C, Huang S-Y, Lee J-J. Expression and biologic significance of adiponectin receptors in papillary thyroid carcinoma. Cell biochemistry and biophysics. 2013;65(2):203-10. 25.Mitsiades N, Pazaitou-Panayiotou K, Aronis KN, Moon H-S, Chamberland JP, Liu X, et al. Circulating adiponectin is inversely associated with risk of thyroid cancer: in vivo and in vitro studies. The Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism. 2011;96(12):E2023-E8. 26.Johnson AD, Zhang Y, Papp AC, Pinsonneault JK, Lim J-E, Saffen D, et al. Polymorphisms affecting gene transcription and mRNA processing in pharmacogenetic candidate genes: detection through allelic expression imbalance in human target tissues. Pharmacogenetics and genomics. 2008;18(9):781. 27.Parida S, Siddharth S, Sharma D. Adiponectin, obesity, and cancer: Clash of the bigwigs in health and disease. International journal of molecular sciences. 2019;20(10):2519. 28.Chang C-S, Lu Y-J, Chang H-H, Hsu S-H, Kuo P-H, Shieh C-C, et al. Role of adiponectin gene variants, adipokines and hydrometry-based percent body fat in metabolically healthy and abnormal obesity. Obesity Research & Clinical Practice. 2018;12(1):49-61. . 29Barbe A, Bongrani A, Mellouk N, Estienne A, Kurowska P, Grandhaye J, et al. Mechanisms of adiponectin action in fertility: an overview from gametogenesis to gestation in humans and animal models in normal and pathological conditions. International journal of molecular sciences. 2019;20(7):1526. 30.Li P, Liu H, Li C, Yang B, Kong Q, Zheng W, et al. An updated meta-analysis of the association between ADIPOQ rs2241766 polymorphism and colorectal cancer. Tumor Biology. 2014;35(3):2491-6. 31.Zhou W, Liu Y, Zhong D-W. Adiponectin (ADIPOQ) rs2241766 G/T polymorphism is associated with risk of cancer: evidence from a meta-analysis. Tumor Biology. 2013;34(1):493-504. 32.Kaklamani VG, Wisinski KB, Sadim M, Gulden C, Do A, Offit K, et al. Variants of the adiponectin (ADIPOQ) and adiponectin receptor 1 (ADIPOR1) genes and colorectal cancer risk. Jama. 2008;300(13):1523-31. 33.Kato A, Li Y, Ota A, Naito H, Yamada H, Nihashi T, et al. Smoking results in accumulation of ectopic fat in the liver. Diabetes, Metabolic Syndrome and Obesity: Targets and Therapy. 2019;12:1075. 34.Sun P, Liu L, Chen J, Chen Y, Shi L, Imam MU, et al. The polymorphism of rs266729 in adiponectin gene and type 2 diabetes mellitus: a meta-analysis. Medicine. 2017;96(47). 35.Ma J, Huang M, Wang L, Ye W, Tong Y, Wang H. Obesity and risk of thyroid cancer: evidence from a meta-analysis of 21 observational studies. Medical science monitor: international medical journal of experimental and clinical research. 2015;21:283. 36.Di Zazzo E, Polito R, Bartollino S, Nigro E, Porcile C, Bianco A, et al. Adiponectin as link factor between adipose tissue and cancer. International journal of molecular sciences. 2019;20(4):839. 37.Mele C, Samà MT, Bisoffi AA, Caputo M, Bullara V, Mai S, et al. Circulating adipokines and metabolic setting in differentiated thyroid cancer. Endocrine Connections. 2019;8(7):997-1006. 38.Fadel HH, Hefny NE, Yousef AI, Sadek NA, Attea E, El-Sewedy T. The association of adiponectin polymorphism (rs2241766) with susceptibility and prognosis of Egyptian patients with haematological malignancies: A case-control study. 39.Kanu JS, Qiu S, Cheng Y, Li R, Kou C, Gu Y, et al. Associations between three common single nucleotide polymorphisms (rs266729, rs2241766, and rs1501299) of ADIPOQ and cardiovascular disease: a meta-analysis. Lipids in health and disease. 2018;17(1):126. 40.Ranjzad F, Mahmoudi T, Shemirani AI, Mahban A, Nikzamir A, Vahedi M, et al. A common variant in the adiponectin gene and polycystic ovary syndrome risk. Molecular biology reports. 2012;39(3):2313-9. 41.Zhou JM, Zhang M, Shu W, Wang BY, Han CY, Ren YC, et al. Association of the ADIPOQ Rs2241766 and Rs266729 Polymorphisms with Metabolic Syndrome in the Chinese Population: A Meta-analysis. Biomedical and Environmental Sciences. 2016;29(7):505-15. 42.Divella R, Daniele A, Mazzocca A, Abbate I, Casamassima P, Caliandro C, et al. ADIPOQ rs266729 G/C gene polymorphism and plasmatic adipocytokines connect metabolic syndrome to colorectal cancer. Journal of Cancer. 2017;8(6):1000. 43.Beltcheva O, Boyadzhieva M, Angelova O, Mitev V, Kaneva R, Atanasova I. The rs266729 single-nucleotide polymorphism in the adiponectin gene shows association with gestational diabetes. Archives of gynecology and obstetrics. 2014;289(4):743-8. 44.Guanji W, Jianjun M, Qiong M. A11013 Association of Adiponectin Gene Single Nucleotide Polymorphism rs266729 (− 11377C/G) with Blood Pressure Responses to Dietary Sodium and Potassium Intervention. Journal of Hypertension. 2018;36:e61 45. R Maruei milan,Z heidari,A Arian and etal. Long non-coding RNA ANRIL polymorphisms in papillary thyroid cancer and its severity British Journal of Biomedical Science.2020.18199823
پ ن: تغییر رفرنس براساس کامنت شماره ششم. .
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | فرم رضایت آگاهانه شرکت در طرح تحقیقاتی
فرم اطلاعاتی(پرسشنامه) پروژه تحقیقاتی مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های rs266729 و rs2241766 ژن آدیپونکتین در مبتلایان به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد
نام و نام خانوادگی: کد: گروه: مورد⃝ شاهد⃝
سن(سال): جنس: الف) مرد⃝ ب) زن⃝
وزن(کیلوگرم): قد(سانتی متر): شاخص توده بدن(KG/m2 ) :
پلی مورفیسم: الف) rs2241766⃝ ب) rs266729⃝
پرسشگر:
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | مقایسه فراوانی پلی مورفیسم های rs266729 و rs2241766 ژن آدیپونکتین در مبتلایان به سرطان پاپیلاری تیروئید و گروه شاهد | ||||||||||||||||||||||||||||||
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ازکلیه افرادی که در مطالعه وارد شده اند 2 میلی لیتر خون در لوله های حاوی جمع آوری میگردد | ||||||||||||||||||||||||||||||
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | از نقش احتمالی تغییرات ژنتیکی بر بروز بیماری مطلع میشویم
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | - | ||||||||||||||||||||||||||||||
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | - | ||||||||||||||||||||||||||||||
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | کلیه هزینه های طرح به عهده مجری یا مجریان طرح خواهد بود و بیمار هزینه ای را پرداخت نخواهد کرد. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | - | ||||||||||||||||||||||||||||||
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج بصورت کاملاً محرمانه و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و هویت بیماری وی در چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند. | ||||||||||||||||||||||||||||||
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | اساتیدراهنما ومحقق پاسخگو میباشند | ||||||||||||||||||||||||||||||
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت من در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان که مایل بودم بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شوم.
| ||||||||||||||||||||||||||||||
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام. | ||||||||||||||||||||||||||||||

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|