
| کد طرح | 10608 |
| عنوان فارسی طرح | بررسی تغییرات ساختاری و متابولیک در هسته بینابینی کاجال و منطقه حرکتی اولیه کورتکس بیماران اسکلروز جانبی آمیوتروفیک با استفاده از مورفومتری و طیف سنجی رزونانس مغناطیسی |
| عنوان لاتین طرح | Evaluation of Structural and Metabolic Changes in Interstitial Nucleus of Cajal and Primary Motor Area of Cortex in Patients with Amyotrophic Lateral Sclerosis using Morphometry and Magnetic Resonance Spectroscopy |
| نوع طرح | بنیادی-کاربردی |
| محل اجرای طرح | مدیریت توسعه فناوری سلامت |
| رسته مطالعاتی | مطالعه مورد/شاهد(Case/control)(مطالعه کمی) |
| دانشکده/مرکز | دانشکده پزشکی زاهدان |
| زمان اجرا -روز | 480 |

| نام و نامخانوادگی | سمت در طرح | نوع همکاری | درجهتحصیلی | پست الکترونیک |
|---|---|---|---|---|
| زهرا حیدری | مجری اول | تدوین طرح | دکترای تخصصی | histology_iri@yahoo.com |
| حمیدرضا محمودزاده ثاقب | مجری دوم | تدوین طرح | دکترای تخصصی | histology@ymail.com |
| انعام الحق چرخت گرگیچ | دانشجو | طراحی | دکترای تخصصی | Enam.gorgich@yahoo.com |
| اعظم عاصمی راد | همکار | مشاور علمی | دکترای تخصصی | az_arad@yahoo.com |
| ایوب رستم زاده | همکار | مشاور علمی | دکترای تخصصی | auob2020rustamzade@gmail.com |
| آرش شعبانی | همکار | انجام آزمایشات | دکترای تخصصی | shabani.mcmri@yahoo.com |
| داریوش افشاری | همکار | ارزیابی بیماران | متخصص | afshari_d@yahoo.com |
| فرزاد فاتحی | همکار | ارزیابی بیماران | فلوشیپ | fatehifa@gmail.com |

| عنوان | متن |
|---|---|
| خلاصه طرح به فارسی | بررسی تغییرات ساختاری و متابولیک در هسته بینابینی کاجال و منطقه حرکتی اولیه کورتکس بیماران اسکلروز جانبی آمیوتروفیک با استفاده از مورفومتری و طیف سنجی رزونانس مغناطیسی |
| خلاصه طرح به لاتین | Evaluation of Structural and Metabolic Changes in Interstitial Nucleus of Cajal and Primary Motor Area of Cortex in Patients with Amyotrophic Lateral Sclerosis using Morphometry and Magnetic Resonance Spectroscopy |
| بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش | اسکلروز جانبی آمیوتروفیک Amyotrophic lateral sclerosis (ALS) یک اختلال عصبی پیشرونده، با سیر سریع و کشنده است که مشخصه اصلی آن دژنراسیون نورون های حرکتی فوقانی و تحتانی در قشر مغز، نخاع و ساقه مغز می باشد، با این حال مکانیسم مرگ نورون های حرکتی در این اختلال هنوز ناشناخته باقی مانده است (1, 2). به دنبال این رخداد دژنراتیو، افراد مبتلا دچار کاهش تدریجی قدرت عضلانی در اندام ها، دیسآرتری، ترشح آب دهان، تحلیل رفتن زبان و دیسفاژی، ضعف عضلات تنفسی و نهایتا مرگ می شوند (2). این بیماری یکی از شایعترین اختلالات نورودژنراتیو در بزرگسالان می باشد. مطالعات اپیدمیولوژیک موجود در رابطه با ALS نشان دهنده تنوع در شیوع و بروز ALS در بین جمعیت های مختلف، به ویژه از نظر سن و جنس است (3). ALS دارای بروز 2 تا 3 مورد از هر 100،000 نفر و شیوع 6 تا 7 مورد از هر 100،000 نفر در اروپا است (4). در 90 تا 95 درصد موارد هیچ ارتباط ژنتیکی مشخصی وجود ندارد (ALS اسپورادیک، sALS)، در حالی که 5 تا 10 درصد بقیه موارد دارای سابقه خانوادگی هستند (ALS فامیلیال، fALS). به طور کلی، اولین علائم در میانگین سن 50 سالگی برای fALS و 60 سال برای sALS ظاهر می شود، اگرچه شروع بیماری می تواند در سنین جوانی رخ دهد (4). اگرچه میزان بروز در مردان و زنان در fALS تقریباً یکسان است اما بروز SALS در مردان بیشتر از زنان است (نسبت 1.5 مرد به 1 زن) و با افزایش سن میزان شیوه و بروز آن افزایش می یابد (3, 5). با توجه به سرعت بالای پیشرفت بیماری، اغلب بیماران تنها 2 تا 4 سال پس از تشخیص زنده می مانند. با این حال، با داروها و مداخلات بالینی مناسب میزان بقای بیماران را می توان چندین ماه افزایش داد (6). تشخیص زودهنگام ALS و طبقهبندی به زیرگروههای بیماری تا حد زیادی می تواند تریاژ سریعتر بیماران را به منظور دریافت مراقبتهای مناسب را تسهیل کند و همچنین امکان انجام مداخلات درمانی را ممکن میسازد. تشخیص زودهنگام در ALS از آن جهت حائز اهمیت می باشد که مراحل اولیه بیماری زمانی است که بیمار بیشترین پتانسیل را برای بهره مندی از درمان و پاسخ به درمان را دارد (6-8). ALS را میتوان بر اساس ناحیه شروع علائم نیز طبقهبندی کرد. شروع علائم در اندام (Limb onset)، ضایعه در قشر مخ است و شایعترین فنوتیپ ALS می باشد و با ضعف و تحلیل عضلانی پیشرونده، کاهش وزن بدن، فاسیکولاسیون، بیحسی عاطفی و اختلال عملکرد شناختی همراه است. در شروع بولبار (Bulbar onset)، ضایعه در ساقه قرار دارد و تقریباً در 30 درصد از موارد ALS تظاهر می کند، بیماری با مشکلات در گفتار و بلع (دیس آرتری و دیسفاژی) شروع می شود و به دنبال آن علائم اندام دیده می شود (9). از جمله عوامل خطر ابتلا به ALS می توان به شیوه زندگی، از جمله سیگار کشیدن و رژیم غذایی نامناسب و فعالیت بدنی پایین اشاره کرد (10). علاوه بر این، ریسک فاکتورهای محیطی همراه با شرایط کار (مانند شرایط کاری در کارگران ساختمانی، نجار و کشاورزان، تکنسینهای آزمایشگاه و ورزشکاران به دلیل قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین، حلالها، آفتکُشها و مواد شیمیایی) میتوانند در ایجاد مکانیسمهای پاتوژنیک ALS نقش داشته باشند و خطر ابتلا به ALS را افزایش دهند (11). با توجه به پیچیدگی پاتوژنز ALS، تا به امروز هیچ دارویی برای درمان بیماران وجود ندارد. با این وجود، چندین استراتژی برای تسکین علائم و وضعیت عمومی بیماران ALS پیشنهاد شده است. تنها داروی تأیید شده توسط FDA، ریلوزول (2-آمینو-6-تری فلوئورومتوکسی بنزوتیازول که به عنوان ریلوتک نیز شناخته میشود) است که با مسدود کردن کانالهای سدیم وابسته به ولتاژ، به عنوان مهارکننده گلوتامات هنگام خروج از پایانههای پیشسیناپسی عمل میکند و از این طریق مسمومیت ناشی از گلوتامات را کاهش میدهد. (12). استفاده بالینی از ریلوزول (100 میلی گرم در روز) عمر بیماران را تا 3 ماه افزایش می دهد، اگرچه نتایج به دست آمده در آزمایشات بالینی اغلب بحث برانگیز است (13). اگر چه در ALS هر دو هسته های حرکتی فوقانی و تحتانی بطور قابل ملاحظه ای مورد هدف دژنراسیون قرار می گیرند، اما میزان درگیری این هسته ها به یک میزان نمی باشد و برخی از این هسته در مقابل آسیب ناشی از ALS در امان می مانند و نسبتا مقاوم اند. دلیل این امر هنوز ناشناخته مانده است، اما دلایل احتمالی آناتومیکی و عملکردی از قبیل موقعیت جسم سلولی نورون ها، نوع نوروترانسمیترهای ترشحی، داشتن رونوشت های متمایز و پروفایل های متابولیکی و تکاملی ویژه می تواند در حساسیت و مقاومت نسبت به دژنراسیون نورونی ناشی از ALS نقش داشته باشند. در این میان نورون های حرکتی نخاع و هسته هیپوگلوسال جزو اولین مواردی هستند که دچار دژنراسیون می شوند، بنابراین توانایی صحبت کردن، نفس کشیدن و حرکت در اوایل بیماری از بین میرود. با این حال، نورون های حرکتی چشم تا مرحله پایانی بیماری در امان می مانند، در نتیجه، بیماران عملکرد طبیعی بینایی را در طول دوره بیماری حفظ می کنند. (14-16). نورون های حرکتی فوقانی موجود در قشر حرکتی بیماران ALS از اولین مناطقی هستند که تحت تاثیر قرار می گیرند. در ساقه مغز، الگوی دژنراسیون متفاوت و انتخابی وجود دارد به گونه ای که هسته های حرکتی تری ژمینال، فاسیال و آمبیگوس دچار تغییرات دژنراتیو می شوند اما گروهی دیگر از نورون های حرکتی ساقه مغز از جمله نورون های حرکتی کنترل کننده حرکات چشمی تا پایان مراحل بیماری نیز از آسیب در امان می مانند (17). مطالعات تصویربرداری عصبی نشان داده است که تغییرات آناتومیکی و عملکردی در بیماران ALS نه تنها شکنج پیش مرکزی و مسیر کورتیکواسپاینال رخ می دهد، بلکه به قشر پیشانی، تالاموس و هسته های قاعده ای نیز گسترش مییابد (18). از سوی دیگر آسیب شناسی ساقه مغز به عنوان 'مرحله اول' در سیستم مرحله بندی پاتولوژیک چهار مرحله ای پیشنهادی بر اساس الگوهای پاتولوژیک (TDP-43) TAR DNA-binding protein 43 در نظر گرفته می شود (19). در حالی که دژنراسیون عمده مسیر کورتیکوبولبار، نورون های حرکتی تحتانی، پیرامیدال و فرونتوتمپورال زمینه ساز علائم بالینی گسترده ALS است، اما هنوز مشخص نیست که چگونه مسیرهای دیگر مانند سیستم بینایی در ALS از آسیب در امان می مانند (20). این هسته ها و مسیرهای محافظت شده بخصوص در ساقه مغز بخوبی مورد مطالعه قرار نگرفته اند و تعداد کمی از مطالعات تصویربرداری عصبی به تغییرات مورفولوژیکی و عملکردی در ساقه مغز و مناطق فرعی آن در بیماران ALS پرداختهاند. هسته بینابینی کاجال Interstitial nucleus of Cajal (INC) بزرگترین و مهمترین گروه سلولی موجود در فاسیکول طولی داخلی (MLF) ساقه مغز هستند که مسئول حفظ کنترل اکولوموتور، حرکات عمودی چشم و حفظ وضعیت سر می باشند (21) که نسبت به دژنراسیون در بیماری ALS تا حد زیادی از خود مقاومت نشان می دهند اما اتیولوژی آن بطور کامل شناخته نشده است (15, 22). عملکرد هسته های بینابینی کاجال در یکپارچه سازی سیگنالهای سرعت از سیستم کنترل نگاه Gaze control system به سیگنالهای موقعیت هنگام حفظ وضعیت چشم و سر ضروری است. این هسته ها در سمت خارج هسته ادینگروست فال در بخش روسترال مغز میانی قرار دارند و حاوی نورون هایی با اندازه های متوسط و کوچک می باشند که الیاف آنها از طریق MLF به هسته های مختلف دهلیزی، اکولوموتور، ابدوسنس، زیتونی پره تکتال می روند (23). از اینرو از این هسته از طریق ارتباطات خود با سایر هسته های حرکتی حرکات چشم از قبیل هسته های اکولوموتور، تروکلئار برای حرکات عمودی چشم، رفلکس های وستیبولواکولار و حرکات اپتوکینتیک ضروری می باشد. (24, 25). هسته بینابینی Cajal همچنین دستورات سرعت را از سیستم کنترل نگاه به سیگنال های موقعیت برای وضعیت چشم و سر ترکیب می کند (23). ALS فراتر از مرزهای سیستم عصبی مرکزی گسترش می یابد و تغییرات متابولیکی در سطح سیستمیک و سلولی را به وجود می آورد. اگرچه نقش و تاثیر اختلالات متابولیک در ALS تا حد زیادی بررسی شده است، اما استفاده از بیومارکرهای متابولیسم در ALS تا حد زیادی در دست بررسی است. با توجه به ماهیت پیچیده ALS، تشخیص و پیگیری پیش آگهی آن همچنان مشکل است. معیارهای تشخیصی فعلی ALS ترکیبی از معاینات عصبی بالینی و ارزیابی های کیفی مبتنی بر تصاویر رادیولوژیکی آن هم تنها برای رد سایر علل پاتولوژیکی می باشد (26, 27). با این حال، این روش ها اساسا دارای محدودیت هستند بطوریکه ALS در درجه اول یک اختلال عصبی است و مشاهدات بالینی نشان دهنده تغییرات 'پایین دستی' ناشی از بیماری است تا فرآیند خود بیماری. از طرف دیگر، علائم تصویربرداری مرسوم ALS که در رادیولوژی بالینی فعلی استفاده می شود مانند افزایش شدت ماده سفید و آتروفی مسیرهای عصبی کورتیکواسپاینال بسیار غیر اختصاصی هستند و نشان دهنده تغییرات مراحل انتهایی بیماری هستند (28). بنابراین، بررسی راههایی برای تشخیص مستقیمتر تغییرات ریزساختاری که در مراحل اولیه ALS رخ میدهد، ضروری است. اگر اینچنین تغییراتی قابل اندازهگیری باشد ممکن است منجر به تشخیص زودتر یا قطعیتر شوند و یا حتی ممکن است راههای دقیقتر و مشخصتری برای ردیابی پیشرفت بیماری در طول زمان ارائه دهند. این امر به نوبه خود باعث شروع و انجام به موقع و موثرتر استراتژی های مدیریتی و درمانی خواهد شد. در نتیجه، محققان سعی کرده اند از طیف وسیعی از بیومارکرها به عنوان وسیله ای برای تشخیص و فالوآپ پیشرفت بیماری استفاده کنند. . میانگین تاخیر 1 ساله از شروع علائم تا مراجعه به نورولوژیست به این معنی است که اکثر بیماران شرح حال واضحی از ضعف پیشرونده همراه با علائم بالینی قابل تشخیص از دژنراسیون UMN و LMN را ارائه میدهند. اگرچه چندین عامل محتمل ساختاری یا متابولیکی تقلید کننده بیماری ALS وجود دارد اما می توان آن را به طور کامل بر مبنای علائم بالینی تشخیص داد (29). بنابراین، تعیین و پایهگذاری بیومارکرهای استاندارد جهت افتراق ALS از دیگر بیماریهای مشابه حائز اهمیت است. کراتینکیناز، آنزیمی که با آسیب و تحلیل عضلات ارتباط دارد، در ALS مورد مطالعه قرار گرفته است. اگرچه کراتینکیناز یک نشانگر متابولیک نیست، اما می تواند به عنوان مدولاتور مهم ترکیب بدن در نظر گرفته شود. این آنزیم به طور غیرمستقیم بر فرآیندهای متابولیک سیستمیک تأثیر میگذارد. مطالعات متعددی افزایش سطح کراتینکیناز در بیماران مبتلا ALS است (30-33) به ویژه در بیماران با شروع اندام به عنوان یک مارکر مهم نشان دادهاند (34). MRI معمولی از مغز و نخاع عمدتاً برای رد سایر پاتولوژی هایی که ممکن است با علائم درگیرکننده UMN و LMN ظاهر شوند، انجام می شود. آن دسته از بیماری هایی که علائم ساختاری ALS را تقلید می کنند شامل تومورهای قاعده جمجمه، میلوپاتی اسپوندیلوتیک نخاع گردنی، ناهنجاریهای مخروطی انتهایی نخاع و رادیکولوپاتی توراکولومبار است (35). چندین مطالعه یافتههای غیرطبیعی را در تصاویر روتین MRI در بیماران ALS گزارش کردهاند. سکانسهای استاندارد توربو اسپین-اکو T2W و FLAIR شدت بالای سیگنال را در راه کورتیکواسپاینال (CST) از ناحیه سنتروم سمیاووال تا ساقه مغز نشان داد (35, 36). در تصاویر T2W بیماران ALS یک حاشیه (rim) با شدت سیگنال پایین در قشر پرهسنترال دیده میشود (37, 38). این احتمالاً به رسوب آهن مربوط میشود، زیرا افزایش رسوب آهن به شکل فریتین در میکروگلیاهای فعال در لایههای میانی و عمقی قشر حرکتی، در نمونه های پاتولوژی مغز بیماران پس از مرگ اثبات شده است (37). به طور خلاصه، حساسیت و ویژگی گزارش شده بیومارکرهای کیفی MRI برای تشخیص ALS در مطالعات مختلف بسیار متفاوت است که ناشی از تفاوت در متدولوژی پروژه است. در ارزیابی بیماران ALS با MRI روتین، بهترین شاخصها ارزیابی راه کورتیکواسپاینال در ماده سفید زیر کورتکس پرهسنترال و در بازوی خلفی کپسول داخلی در تصاویر FLAIR است (38). با توجه به محدودیت های ذکر شده در بیومارکرهای کیفی MRI، یک مارکر تصویربرداری معتبر، حساس و کمی برای بررسی اختلالات عملکرد UMN مورد نیاز است که هم برای تحقیقات پاتوفیزیولوژیک و هم برای اقدامات بالینی قابل استفاده باشد (39). در سالهای اخیر، بسیاری از تکنیک های مختلف MRI با ویژگیها و مولفههای مختلف گسترش یافته اند که شامل تصویربرداری ساختاری (مورفومتری بر اساس وکسل- VBM)، تصویربرداری تنسور دیفیوژن (DTI)، طیفسنجی مغناطیسی (MRS)، توالیهای حساس به آهن (T2* و SWI) و تصویربرداری عملکردی (fMRI) هستند که امکان ارزیابی دژنراسیون، تغییرات عملکردی، ساختاری و متابولیتی سیستم عصبی در ALS را فراهم میکنند (39, 40). MRS یک روش تحلیلی است که امکان شناسایی و تعیین کمی متابولیت های منطقه ای مغز را فراهم می کند. ممکن است از هسته های زیادی مانند هیدروژن 1 (به اصطلاح پروتون)، فسفر 31، کربن 13 و سدیم 23 برای بدست آوردن طیف MR استفاده شود. MRS با استفاده از پروتون (H-MRS) به دلیل فراوانی طبیعی هیدروژن در بافت های زنده و حساسیت بالای آن به میدان مغناطیسی به طور گستردهای برای MRS بالینی استفاده می شود. طیف MRS با گراف نشان داده می شود که در آن محور x فرکانسهای متابولیتهای نمونه را بصورت قسمت در میلیون نشان میدهد، در حالی که محور y بیانگر غلظت آنها است. طیفها یا از یک ناحیه انتخابی مغز (طیفسنجی تکوکسل) یا از چندین ناحیه (طیفسنجی مولتیوکسل) بدست میآیند (41). تکنیکهای تصویربرداری عصبی (نوروایمیجینگ) نقش مهمی در ارزیابی بالینی ALS برای تشخیص زودرس، تشخیص افتراقی، نظارت و پیگیری بر فعالیت بیماری دارند (42). تکنیک H-MRS آسیب بافتی را در مراحل ابتدایی برخلاف تکنیکهای تصویربرداری مورفولوژیکی (تصویربرداری روتین) نشان میدهد. دقت این تکنیک توسط ارتباط بیومارکرهای MR متابولیک با میزان شدت بالینی و نوروپاتولوژیک در اختلالات نورودژنراتیو مانند بیماری آلزایمر نشان داده شده است (43). امروزه تکنیکهای نوروایمیجینگ به عنوان ابزاری ضروری که قادر است نه تنها تغییرات ساختاری در مغز بیماران ALS را به تصویر بکشد، بلکه میتواند تغییرات عملکردی در in vivo را نشان دهد (44, 45). برخی متابولیتهای رایج H-MRS وجود دارند که بعنوان بیومارکر در فرآیند بیماریهای نورولوژیک ارزیابی میشوند. یکی از متابولیتهای مورد مطالعه، ان- استیل آسپارتات N-Acetylaspartate (NAA) است که در غلظتهای نسبتاً زیاد در سلولهای زنده مغزی وجود دارد و تقریباً به طور انحصاری در CNS وجود دارد (46). همانطور که NAA در سلولهای عصبی سنتز میشود، سطح آن نشاندهنده دوام و تراکم نورونها است، در حالی که کاهش سطح آن نشاندهنده فقدان یکپارچگی نورونها است (47). کولین (Cho) که اغلب همراه با کراتین[1] (Cr) گزارش میشود، اغلب در هنگام آسیب بالا میرود و نشاندهنده شکست غشای سلول است (46). در ALS سطح میواینوزیتول (mI) Myo-inositol افزایش مییابد. mI متابولیتی است که در انتقال سیگنالهای سلولی از طریق تنظیم نوروترانسمیترها و هورمونهای استروئیدی نقش دارد (45). مطالعات نشان میدهد که غلظت متابولیت NAA در بیماران ALS به طور مداوم کاهش مییابد (48). علاوه بر این، در قشر حرکتی متابولیتهایی مانند mI (49) و نسبتهای Glu/Cr و Glx/Cr (50)، و mI/Cr (51) افزایش مییابند، در حالی که غلظت GABA کاهش مییابد (52). کاهش سطح GABA نشان میدهد که اختلال عملکرد GABAergic میتواند نقش مهمی در فرآیند نورودژنراسیون در ALS داشته باشد. علاوه بر این، سطوح پایین تک متابولیت NAA و کاهش نسبت NAA/Cr در کرونا رادیاتا و ماده سفید پریونتریکولار (53)، در بازوی خلفی کپسول داخلی (50) و در کل مسیر کورتیکواسپاینال مشاهده شده است(54). بیماران ALS با ضعف شدید بولبار یا فلج اسپاستیک دارای غلظت پایین نسبت NAA/Cr در ساقه مغز هستند، در حالی که این مارکر در بیماران با ضعف LMN تقریباً طبیعی است (55). علاوه بر این، نسبت پایین NAA/Cho ارتباط مستقیم با کاهش طول عمر دارد (56). در حالی که غلظت NAA ، Cr و Cho در طول زمان در قشر حرکتی کاهش می یابد، این متابولیتها در مناطق غیرحرکتی بدون تغییر باقی میمانند. MRS برای نظارت و میزان اثربخشی داروهایی مانند ریلوزول، کراتین و مینوسیکلین در گروههای کوچکی از بیماران مبتلا به ALS استفاده شده است (57, 58). مطالعه Vora و همکاران (2016) نشان داد که نسبت متابولیت های NAA/Cr و NAA/Ch در کارپوس کالوزوم و مسیر کورتیکواسپاینال در بیماران ALS نسبت به افراد سالم پایین تر است (59). یک مطالعه محوری نشان داد که NAA/Cr در کورتکس حرکتی اولیه (PMC) بیماران ALS در مقایسه با بیماران که دچار آتروفی عضلانی نخاعی هستند، کاهش می یابد (60). مطالعات مختلف نسبت متابولیت های متفاوتی را در PMC بیماران مبتلا به ALS گزارش کرده اند که شامل کاهش 8 تا 23 درصدی متابولیت NAA (61, 62) و افزایش 13 تا 20 درصدی متابولیت Cho است (63). مطالعه Kalra و همکاران (1998) اثر ریلوزول را بر متابولیت های مغزی در ALS ارزیابی کردند و نشان دادند که تجویز سه هفته ای باعث افزایش 6 درصدی نسبت NAA/Cr در PMC بیماران ALS می شود، در حالی که این نسبت در بیمارانی که دارو نگرفته اند 4 درصد کاهش می یابد (64). مطالعات MRS نشان داد که نسبت NAA/Cho در مناطق خارج از کورتکس حرکتی مانند تالاموس و هستههای قاعدهای (65)، قشر سینگولیت (66) و لوبهای پاریتال (67) بیماران ALS کاهش مییابد. مطالعه Atassi و همکاران (2010) نشان داد که درمان 19 روزه با کراتین خوراکی باعث افزایش 8 درصدی متابولیت کراتین و کاهش 18 درصدی گلوتاتیون (glutamate + glutamin) در قشر فرونتال بیماران ALS میشود (68) در رابطه با تغییرات حجمی در مغز بیماران ALS مطالعه Kim و همکاران نشان داد که تغییرات ساختاری در ساختارهای کورتیکال و حتی ساب کورتیکال بیماران روی می دهد که این تغییرات با فنوتیپ بیماری مرتبط است. به طوریکه در بیماران با شروع بولبار آتروفی بصورت وسیعتری در بخش های مختلف کورتکس حرکتی روی داده و این کاهش حجم بر خلاف بیماران با شروع اندام به ساختارهای ساب کورتیکال نیز گسترش یافته است. این تغییرات حجمی (آتروفی) در مقایسه با افراد سالم مورد مطالعه بطور معناداری تفاوت داشت (69). در مطالعه دیگری که توسط Ellis و همکارانش انجام شد، حاکی از کاهش ماده خاکستری در کورتکس فرونتال مغز تمامی بیماران مبتلا به ALS بود. آنها شواهدی از تخریب آکسونی در ماده سفید نواحی ساب کورتیکال در منطقه حرکتی بیماران با شروع بولبار یافتند. از طرف دیگر در گروه مبتلایان به ALS، کاهش حجم دو طرفه در ماده خاکستری مناطق 8، 9 و 10 برودمن نسبت به گروه کنترل گزارش کردند (70). مطالعه Dadar و همکاران در بیماران مبتلا به ALS، حاکی از آتروفی مغزی در بخش های مختلف قشر حرکتی و مسیر کورتیکواسپاینال با درگیری هر دو ماده سفید و ماده خاکستری بود. نتایج انها همچنین نشان داد که آتروفی در بیماران ALS به میزان کمتری حتی نواحی غیر حرکتی را نیز درگیر کرده بود (71). با توجه به وجود مکانیسمهای مختلف در پاتوژنز ALS نیاز به یافتن مسیرها و نقاط مهم دخیل در القاء و وقوع این بیماری است چنان که برخی از هستههای مغزی مانند هستههای کنترل کننده حرکات چشم در برابر این بیماری مقاوم هستند و کمتر درگیر میشوند، بنابراین منطقی به نظر میرسد که بدانیم از لحاظ نوروبیولوژی، نوروبیوشیمی و سیگنالینگ این هستهها چه ویژگیهایی دارند که در هستهها و نورونهای ناحیه حرکتی کورتکس دیده نمیشود. چرا که با یافتن این ویژگیها در میتوان عوامل درمانی، دارویی و مداخلهای را به صورت هدفمند و دقیقتر طراحی نمود. لذا هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات ساختاری و متابولیتی در هسته بینابینی کاجال و منطقه حرکتی اولیه کورتکس در بیماران اسکلروز جانبی آمیوتروفیک و مقایسه با گروه کنترل با استفاده از روش مورفومتری و طیف سنجی رزونانس مغناطیسی می باشد.
|
| مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟ | |
| محل اول بکارگیری نتایج تحقیق | |
| پیشنهاد اول نحوه کاربرد | |
| روش های موجود کدامها هستند؟ | |
| منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟ | |
| سوالات و / یا فرضیات پژوهش | 1- حجم هسته بینابینی کاجال در گروه های مورد مطالعه تفاوت دارد 2- حجم ناحیه حرکتی اولیه کورتکس در گروه های مورد مطالعه تفاوت دارد 3- غلظت متابولیت های (لاکتات، کولین، میواینوزیتول، ان استیل آسپارتات و کراتین) در هسته بینابینی کاجال در گروه های مورد مطالعه تفاوت دارد 4- غلظت متابولیت های (کولین، میواینوزیتول، ان استیل آسپارتات و کراتین) در ناحیه حرکتی اولیه کورتکس در گروه های مورد مطالعه تفاوت دارد 5- نسبت متابولیت های (NAA/Cr, mI/Cr, Cho/Cr) در گروه های مورد مطالعه تفاوت دارد |
| هدف کلی طرح | تعیین تغییرات ساختاری و متابولیک در هسته بینابینی کاجال و منطقه حرکتی اولیه کورتکس بیماران اسکلروز جانبی آمیوتروفیک با استفاده از مورفومتری و طیف سنجی رزونانس مغناطیسی |
| محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| پیشنهاد دوم نحوه کاربرد | |
| اهداف اختصاصی | 1- تعیین و مقایسه حجم هسته بینابینی کاجال در گروه های مورد مطالعه 2- تعیین و مقایسه حجم ناحیه حرکتی اولیه کورتکس در گروه های مورد مطالعه 3- تعیین و مقایسه غلظت متابولیت های (لاکتات، کولین، میواینوزیتول، ان استیل آسپارتات و کراتین) در هسته بینابینی کاجال در گروه های مورد مطالعه 4- تعیین و مقایسه غلظت متابولیت های (لاکتات، کولین، میواینوزیتول، ان استیل آسپارتات و کراتین) در ناحیه حرکتی اولیه کورتکس در گروه های مورد مطالعه 5- تعیین و مقایسه نسبت متابولیت های (NAA/Cr, mI/Cr, Cho/Cr) در گروه های مورد مطالعه |
| چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟ | |
| پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟ | |
| سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح | موسسات آموزشی و پژوهشی مرتبط با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مراکز خدمات بهداشتی –درمانی و مراکز بازتوانی بیماران ALS |
| محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| اهداف كاربردی | 1- تعیین و مقایسه حجم هسته بینابینی کاجال در گروه های مورد مطالعه 2- تعیین و مقایسه حجم ناحیه حرکتی اولیه کورتکس در گروه های مورد مطالعه 3- تعیین و مقایسه غلظت متابولیت های (لاکتات، کولین، میواینوزیتول، ان استیل آسپارتات و کراتین) در هسته بینابینی کاجال در گروه های مورد مطالعه 4- تعیین و مقایسه غلظت متابولیت های (لاکتات، کولین، میواینوزیتول، ان استیل آسپارتات و کراتین) در ناحیه حرکتی اولیه کورتکس در گروه های مورد مطالعه 5- تعیین و مقایسه نسبت متابولیت های (NAA/Cr, mI/Cr, Cho/Cr) در گروه های مورد مطالعه |
| پیشنهاد سوم نحوه کاربرد | |
| تعریف واژه های تخصصی | - اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) یک بیماری عصبی نادر است که عمدتاً سلولهای عصبی (نورونها) مسئول کنترل حرکت ارادی ماهیچهها (عضلاتی که ما برای حرکت انتخاب میکنیم) را تحت تأثیر قرار میدهد. ماهیچه های ارادی حرکاتی مانند جویدن، راه رفتن و صحبت کردن را ایجاد می کنند. این بیماری پیشرونده است، به این معنی که علائم با گذشت زمان بدتر می شوند. در حال حاضر، هیچ درمانی برای ALS وجود ندارد و هیچ درمان موثری برای متوقف کردن یا معکوس کردن پیشرفت بیماری وجود ندارد. - طیفسنجی رزونانس مغناطیسی (MRS) تکنیک و ابزاری تحلیلی است که امکان تشخیص و تعیین کمیت متابولیتهای بافت را بصورت غیرتهاجمی از طریق سیگنالهای الکترومغناطیسی فرکانس رادیویی که توسط هستههای اتمی درون مولکولها تولید میشوند را فراهم میکند. می توان از آن برای به دست آوردن اندازه گیری غلظت In situ مواد شیمیایی خاص در نمونه های پیچیده مانند مغز زنده استفاده کرد. - مورفومتری مبتنی بر وکسل Voxel-based morphometry (VBM): تکنیکی است که با استفاده از MRI امکان بررسی تفاوتهای کانونی در آناتومی مغز را با استفاده از رویکرد آماری نقشهبرداری پارامتریک فراهم میکند. در این تکنیک، حجم کل مغز یا قسمت های مختلف آن با ترسیم مناطق مورد نظر Regions of interest (ROIs) روی تصاویر اسکن و محاسبه حجم ناحیه دلخواه اندازهگیری میشود. |
| برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟ | |
| نوع مطالعه | مورد – شاهدی(Case-Control) |
| محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق | |
| پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد | |
| جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند) | جامعه مورد مطالعه شامل بیمار ان مبتلا به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک (ALS) بر اساس معیارهای اصلاح شده ال اسکوریال (72) revised El Escorial و افراد داوطلب سالم به عنوان گروه کنترل سالم که به مطب متخصصین مغز و اعصاب همکار در طرح مراجعه نموده اند با توجه به معیارهای ورود و خروج از مطالعه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. شرکت کنندگان در گروه کنترل سالم از بین افرادی داوطلبی انتخاب خواهند شد که همراه سایر مراجعین به مطب متخصص مغز و اعصاب و یا مرکز تصویربرداری سعادت آباد تهران مراجعه کرده اند و وابستگی با افراد گروه بیماران مبتلا به ALS ندارند. محل انجام مطالعه و تصویربرداری MRI (مرکز تصویربرداری سعادت آباد) از مغز شرکت کنندگان در استان تهران، شهر تهران خواهد بود.
در این مطالعه شاخص توده بدنی (BMI) به عنوان یک عامل مخدوش کننده در نظر گرفته شده است که جهت حداقل رساندن اثر را بر یافته های مطالعه، شرکت کنندگان از بین افرادی انتخاب خواهند شد که از نظر این شاخص در محدوده نرمال باشند. الف) گروه بیمار معیارهای ورود به مطالعه:
معیار های خروج از مطالعه:
ب) گروه کنترل معیارهای ورود به مطالعه:
معیار های خروج از مطالعه:
|
| حجم نمونه و روش محاسبه آن | حجم نمونه با استفاده از نرمافزار G*Power 3 محاسبه شد (73). بر این اساس و مطالعه Attasi و همکاران (74) بر اساس مقایسه میانگین و انحراف از معیار شاخص متابولیت NAA بین دو گروه افراد مبتلا به ALS و افراد کنترل سالم که در مطالعه فوق به ترتیب برابر با 8.29±1.43 و 9.98±1.21 بود، حجم نمونه با در نظر گرفتن حداقل اندازه اثر برابر 2/1، خطای آلفا برابر 05/0، ضریب اطمینان %95 و ضریب توان مطالعه برابر 8/0 و نسبت کنترل به مورد 1 به 2 تعداد 8 نفر داوطلب سالم و تعداد 16 نفر بیمار مبتلا به ALS محاسبه گردید. در هر گروه 2 نفر برای ریزش بیماران در نظر گرفته شدهاند. بدین ترتیب حجم نمونه در این مطالعه تعداد 28 نفر تعیین گردید که 10 نفر برای گروه کنترل و 18 نفر بیمار مبتلا به ALS در نظر گرفته شد. |
| روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود) | در گروه بیماران ALS شرکت کنندگان از بین بیمارانی انتخاب خواهند شد که تشخیص قطعی بالینی بیماری توسط دو متخصص مجرب نورولوژی داده شود و شاخص های ورود به مطالعه را داشته باشند و فاقد شاخص های خروج از مطالعه باشند.افراد گروه کنترل نیز از بین افراد داوطلب سالم با لحاظ معیارهای ورود و فاقد معیارهای خروج از مطالعه باشند انتخاب و با در نظر گرفتن همسان سازی سن و جنسیت در دو گروه انجام خواهد گرفت. |
| روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود) | در ابتدا با استفاده از پرسشنامه، اطلاعات جمعیت شناختی شرکت کنندگان اخذ خواهد شد. معاینات بالینی و نمره دهی ALSFRS انجام خواهد شد. سپس از شرکت کنندگان تصویربرداری MRI انجام می گیرد و با استفاده از مورفومتری تغییرات حجمی تعیین می شود و با استفاده از آنالیز MRS غلظت متابولیت های لاکتات، کولین، میواینوزیتول، ان استیل آسپارتات و کراتین در هسته بینابینی کاجال و منطقه حرکتی اولیه کورتکس در بیماران مبتلا به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک و مقایسه با گروه کنترل انجام خواهد پذیرفت. فرم های اطلاعاتی در پایان پروپوزال ضمیمه شده است. -برای بررسی سطح متابولیتهای مغزی (شامل Lac، Asc، Cho، mI، NAA و Cr و همچنین سه نسبت (Ratio) کلیدی NAA/Cr، mI/Cr و Ch/Cr از دستگاه MRI با قدرت میدان 1.5 تسلا استفاده میشود و با کمک نرمافزارهای پردازش تصویر (مانند jMRUI)، طیفهـا و غلظت متابولیتها محاسـبه میگردد. |
| روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود) | الف) جمع آوری اطلاعات جمعیت شناختی از تمامی شرکت کنندگان یا همراهان خواسته میشود پرسشنامه مطالعه را تکمیل کنند. این پرسشنامه برای اخذ اطلاعات دموگرافیک بکار میرود. ب) کسب اطلاعات بالینی از طریق مقیاس رتبه بندی بیماران ALSFRS چک لیستALSFRS ابزاری برای ارزیابی وضعیت عملکردی بیماران مبتلا به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک است. می توان از آن برای نظارت بر تغییرات عملکردی در بیمار در طول زمان استفاده کرد که جنبه عملکرد فیزیکی را می سنجد. این چک لیست توانایی های فردی شامل 1) گفتار، 2) ترشح بزاق، 3) بلعیدن، 4) دقت در نوشتن و خط، 5) نحوه غذا خوردن و کار با ظروف غذایی، 6) فعالیت لباس پوشیدن و انجام بهداشت فردی، 7) چرخیدن و غلتیدن در خواب، 8) راه رفتن، 9) بالا رفتن از پله و 10) تنفس را ارزیابی می کند. برای هر عملکرد از 4 (نرمال) تا 0 (بدون توانایی) نمره دهی می شود و جمع تمام این 10 آیتم حداکثر نمره 4 و حداقل نمره 0 امتیاز است. ج) بررسی تغییرات حجمی به روش مورفومتری وکسل Voxel based morphometry (VBM) با استفاده از تصاویر MRI با استفاده از دستگاه MRI GE 1/5T از مغز افراد گروه مورد و شاهد تصاویر بالینی معمول در تصویربرداری های عصبی MRI T1-weighted مغز در جهات آگزیال، فرونتال تهیه خواهد شد. اصلاح تصاویر MRI نمونه ها در هر دو گروه از قبیل قطعه بندی مغز (segmentation)، ثبت فضای Talaraich، سطح نرم شامه ای و تعیین حدود ماده سفید و خاکستری انجام خواهد شد. سپس حجم هسته بینابینی کاجال و منطقه حرکتی اولیه کورتکس با استفاده از نرم افزار Freesurfer (http://surfer.nmr.mgh.harvard.edu./) اندازه گیری و در فرم اطلاعاتی مربوطه ثبت خواهد شد. اسکن تصاویر MRI با ضخامت 7mm و فاصله تصاویر 1.5cm در نظر گرفته شده است. د) تعیین غلظت متابولیت ها بیماران با MRI و مولتیوکسل 1H-MRS (دستگاه 1.5 تسلا، مدل Siemens)، که دارای قابلیت طیفسنجی است با استفاده از کویل سر استاندارد مورد بررسی قرار می گیرند. طیفهای MRS با استفاده از سه صفحه توالی 3D T1-FSPGR با وضوح بالا برای بهینهسازی لوکالیزاسیون از قشر هیپوکامپ بدست میآید. طیف MR آب ساپرسشده با استفاده از توالی لوکالیزاسیون PRESS به دست میآید. هر طیف MRS توسط متخصص تصویربرداری پزشکی براساس پردازش سیگنال و نرمافزارهای پردازش تصویر (مانند jMRUI)، نرمالایز میشود. برای این مراحل ابتدا فرمت NIfTI از دادههای PACS تهیه میشود، سپس فیلترینگ سلکتیو برای سیگنالها مانند حذف آب اضافی (Residual water)، تصحیح آرتیفکتهای جریان گردابی (Eddy current)، تقویت نسبت سیگنال به نویز کادزو (Cadzow signal/noise ratio)، پیش بینی خطی (Linear prediction)، پیوند و اتصال غیرخطی (Non-linear fitting) برای کمی سازی متابولیتها انجام میشود. متابولیتهای پایه شامل لاکتات (Lac)، آسپارتات (Asc)، کولین (Cho)، میواینوزیتول (mI)، N-استیل-آسپارتات (NAA) و کراتین (Cr) و همچنین سه نسبت (Ratio) کلیدی یعنی NAA/Cr، mI/Cr و Ch/Cr پردازش میشوند. تصاویر و طیفهای MR مغز به دست آمده از هر فرد توسط یک نورورادیولوژیست مجرب بررسی میشود. |
| روش تجزیه، تحليل و توصیف دادهها (نمونهاي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی) | دادهها پس از جمع آوری وارد نرمافزار SPSS نسخه 20 شده و بعد از مشخص شدن توزیع نرمال/غیرنرمال بودن دادهها با استفاده از آزمون Independent’s t-test و در صورت لزوم از آزمون غیر پارامتری معادل استفاده خواهد شد. برای رسم نمودارها و گرافهای دادهها از نرم افزار Prism استفاده میشود. حداکثر خطای مورد پذیرش معادل 0.05 به عنوان سطح معناداری در نظر گرفته خواهد شد. |
| ملاحظات اخلاقی | آگاهی های لازم درباره روش وچگونگی اجرای طرح به بیماران اسکلروز جانبی آمیووتروفیک و افراد شاهد سالم شرکت کننده در طرح داده شد ،وکدهای اخلاقی(1،2،3،5،6،7،8،10،14،15،17،19،20،21،24) از دفترچه راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران دراجرای طرح رعایت خواهد شد، و فرم رضایت آگاهانه توسط آن ها تکمیل شد. توضیح داده شد که انجام طرح هزینه اضافی به بیمار تحمیل نمی کند و اطلاعات مربوط به بیماری افراد محرمانه خواهد ماند. |
| محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها | - جلب رضایت جمعیت بیمار و همچنین افراد سالم مورد مطالعه و هزینه زیاد انجام روش از محدودیت های طرح حاضر هستند. - افزایش مدت زمان انجام طرح با توجه به یافتن بیماران مطابق با معیارهای طرح - عدم یافتن بیماران بیماران ALS با شروع بولبار که در این صورت فقط بیماران ALS با شروع اندام در گروه مورد، بررسی خواهند شد. - عدم تامین به موقع بودجه. |
| کلمات کلیدی | اسکلروز جانبی آمیوتروفیک، مورفومتری، طیف سنجی رزونانس مغناطیسی، هسته بینابینی کاجال، منطقه حرکتی اولیه، تغییرات ساختاری |
| فهرست منابع و مراجع |
44. Kalra S. Magnetic resonance spectroscopy in ALS. Frontiers in neurology. 2019;10:482. |
| معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش (عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود. | با توجه به وجود مکانیسم های مختلف در پاتوژنز ALS نیاز به یافتن مسیرها و نقاط مهم دخیل در القاء و وقوع این بیماری است چنان که برخی از هسته های مغزی مانند هسته های کنترل کننده حرکات چشم در برابر این بیماری مقاوم هستند و کمتر درگیر میشوند، بنابراین منطقی به نظر می رسد که بدانیم از لحاظ نوروبیولوژی و نوروبیوشیمی این هسته ها چه ویژگی هایی دارند که در هسته ها و نورون های ناحیه حرکتی کورتکس دیده نمی شود. چرا که با یافتن این ویژگی ها در آینده می توان عوامل درمانی، دارویی و مداخله ای را به صورت هدفمند و دقیقتر طراحی نمود. امکان بررسی های ساختاری و متابولیک با استفاده از روش MRI جذابیت تحقیقات در این حوزه را افزایش داده است که هدف مطالعه حاضر نیز بررسی تغییرات مورفومتریک و طیف سنجی رزونانس مغناطیسی در هسته بینابینی کاخال و منطقه حرکتی اولیه کورتکس بیماران اسکلروز جانبی آمیوتروفیک در مقایسه با گروه کنترل می باشد. |
| خون گیری (آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر) | ندارد |
| نحوه همکاری/ مزایا ی طرح (در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد) | امکان استفاده از این اطلاعات برای طراحی مداخلات درمانی و پیش آگهی و حتی بازتوانی بیماران مبتلا به ALS |
| عوارض جانبی (منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است) | با توجه به اینکه افرادی که به هر دلیل برای انجام تصویربرداری MRI کنترا اندیکاسیون دارند در این مطالعه شرکت داده نمی شود، عوارضی نیز وجود ندارد. |
| جبران عوارض احتمالی (برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينههاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود. | - |
| هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی (تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. ) | کلیه هزینه های مربوط به آماده سازی های مربوط به تصویر برداری و انجام تصویر برداری و کرایه ایاب و ذهاب شرکت کنندگان بر عهده مجریان خواهد بود و شرکت کنندگان متحمل پرداخت هزینه ای نخواهند بود. |
| روش های جایگزین در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد | - |
| محرمانه بودن بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگهداشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی ميتواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد. | کلیه اطلاعات شخصی و مربوط به تصویربرداری های پزشکی شرکت کنندگان محرمانه خواهند ماند. |
| پاسخگویی به پرسش ها در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود | شرکت کنندگان می توانند پرسش های خود را در مورد روش های به کار رفته جهت تشخیص یا بروز عوارض احتمالی آن روش ها از طریق مجریان و همکاران پژوهش مطرح و مشاوره دریافت نماید. آدرس: بزرگراه خلیج فارس –پردیس دانشگاه علوم پزشکی ، دانشکده پزشکی ، بخش بافت شناسی داخلی 1047 |
| حق نپذیرفتن یا انصراف بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبتهاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش ميتواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد. | شرکت من در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان که مایل بودم بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شوم. |
| رضایت او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوقالذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام ميکنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد ميگردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم | با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام. |
| تخصص | |
| عنوان پیام پژوهشی ( حداکثر 20 کلمه) | |
| پیام کلیدی (حداکثر 80 کلمه) | |
| متن پیام پژوهشی ( حداکثر240 کلمه) | |
| اهمیت موضوع(50 کلمه) | |
| مهمترین نتایج طرح به زبان غیر تخصصی(70 کلمه) | |
| موارد کاربرد نتایج طرح (80 کلمه) | |
| تأثیرات و کاربردها | |
| محدودیتهای شواهد چه بودند؟ | |
| آیا این خبر میتواند از نظر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، ارزش های دینی و قوانین سازمان غذا و دارو، تبعاتی داشتهباشد؟ | |
| در صورتی که این طرح منتج به مقاله شده است لینک مقاله درج شود | |
| منابع و مراجع : حداکثر چهار مرجع اصلی استفاده شده در طرح تحقیقاتی مورد نظر را ذکر نمایید | |
| پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی | مقیاس رتبه بندی بالینی بیماران ALSFRS |

| نام فایل | تاریخ درج فایل | اندازه فایل | دانلود |
|---|---|---|---|
| 1.pdf | 1400/12/16 | 1853337 | دانلود |
| 2.jpg | 1400/12/16 | 79216 | دانلود |
| 3.jpg | 1400/12/16 | 113506 | دانلود |
| 4.jpg | 1400/12/16 | 140806 | دانلود |
| 5.jpg | 1400/12/16 | 46676 | دانلود |
| 6.jpg | 1400/12/16 | 204146 | دانلود |
| 7.jpg | 1400/12/16 | 305717 | دانلود |
| 8.jpg | 1400/12/16 | 57013 | دانلود |
| 9.jpg | 1400/12/16 | 61649 | دانلود |