تسهیل گرهای ارایه مراقبت تسکینی به بیماران روان از دیدگاه پرستاران بخش های روانپزشکی: یک مطالعه کیفی

Facilitators of providing palliative care to mental patients from view point of nurses in psychiatric departments: a qualitative study


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: نسرین رضائی

کلمات کلیدی: مراقبت تسکینی، پرستار، اختلال روانی

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 11133
عنوان فارسی طرح تسهیل گرهای ارایه مراقبت تسکینی به بیماران روان از دیدگاه پرستاران بخش های روانپزشکی: یک مطالعه کیفی
عنوان لاتین طرح Facilitators of providing palliative care to mental patients from view point of nurses in psychiatric departments: a qualitative study
نوع طرح بنیادی-کاربردی
محل اجرای طرح دانشکده پرستاری و مامایی
رسته مطالعاتی ترکیبی(مطالعه کیفی)
دانشکده/مرکز دانشکده پرستاری ومامایی زاهدان
زمان اجرا -روز 300

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
نسرین رضائیمجریتدوین طرحدکترای تخصصی nasrin_rezaee2005@yahoo.com
مهناز قلجهمشاورمشاور تخصصیدکترای تخصصی ghaljeh.m@gmail.com
فرزانه میریهمکارجمع آوری نمونه هاکارشناسی ارشدfarzane.miri64@yahoo.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی

خدمات مراقبت تسکینی به عنوان یکی از حقوق انسان­ها، تاکید بر ارائه این خدمات بدون در نظر گرفتن تفاوت­های میان آنان دارد. در حوزه اختلالات روانی و در مددجویان مبتلا، امید به زندگی افت می یابد و عاملی جهت مرگ و میر آنان به شمار می آید. مددجویان مبتلا به اختلالات روانی شدید، 25-20 سال زودتر از جمعیت عمومی، فوت می کنند. ارائه مراقبت های تسکینی برای این مددجویان، کیفیت زندگی آنان را ارتقا می دهد و به آنان استقلال می بخشد. از آن جا که حوزه های مراقبت تسکینی در حال گسترش می باشند، فراهم نمودن مراقبت های پایان زندگی، همگام با درمان های جسمی و روانی برای مبتلایان به اختلالات روانی مزمن، نیازمند توجه است. مراقبت تسکینی در بخش های روانپزشکی برای مددجویان مبتلا به افسردگی، اضطراب، دلیریوم و سایر علائم روانی مفید است. با توجه به این که تاکنون در بافت فرهنگی و اجتماعی ایران مطالعه کیفی در خصوص تحلیل محتوای درک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی از تسهیل­گرهای ارائه مراقبت تسکینی برای مبتلایان به اختلالات روانی انجام نشده است، انجام پژوهشی در این زمینه مناسب می باشد زیرا به نظر می رسد ادراک پرستاران در این خصوص، تحت تاثیر زمینه و بافت فرهنگی و تفاوت های فرهنگی موجود در آن قرار می گیرد. هدف مطالعه حاضر، تبین تسهیل­گرهای ارایه مراقبت تسکینی به مددجویان مبتلا به اختلالات روانی از دیدگاه پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی می باشد.

خلاصه طرح به لاتین

Palliative care services, as one of the human rights, emphasize on providing these services without considering the differences between them. In the field of mental disorders and in patients who seek help, life expectancy decreases and is considered a factor in their mortality. Clients with severe mental disorders die 20-25 years earlier than the general population. Providing palliative care for these clients improves their quality of life and gives them independence. Since the areas of palliative care are expanding, providing end-of-life care along with physical and psychological treatments for people with chronic mental disorders needs attention. Palliative care in psychiatric wards is useful for clients with depression, anxiety, delirium and other psychiatric symptoms. According to the fact that so far in the cultural and social context of Iran, a qualitative study has not been conducted regarding the content analysis of the understanding of nurses working in psychiatric departments about the facilitators of providing palliative care for patients with mental disorders, it is appropriate to conduct a research in this field because It seems that nurses' perception in this regard is influenced by the cultural context and cultural differences in it. The aim of this study is to explain the facilitators of providing palliative care to clients with mental disorders from the perspective of nurses working in psychiatric departments.

بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش

بیان مساله

مراقبت تسکینی، یک مراقبت کل نگر، انسانی و مشارکتی برای ارتقای کیفیت زندگی بیمار و خانواده وی است که با در نظر گرفتن جنبه های جسمی، روانی، معنوی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی بیماران به حمایت از ایشان اقدام می نماید و در همه بیماری ها و در تمام طول زندگی افراد حتی در شرایط دشوار زندگی مانند بروز قحطی ها ارائه می گردد و انحصاراً مراقبتی برای پایان زندگی نیست( Negarandeh و همکاران، 2015). در همین رابطه، دولت ها می توانند با توسعه سیاست های بهداشتی، نیازهای بیماران در این خصوص را مورد شناسایی قرار داده و برنامه مراقبت های تسکینی جامع را در نظام مراقبت بهداشتی مستقر نمایند و از دستیابی برابر همه بیماران به این خدمات، اطمینان حاصل نمایند(Radbruch و همکاران، 2013). این مراقبت ها برای تمام بیماران نیازمند، در برخی از کشورها مثل انگلستان و آلمان ارائه می گردند(Radbruch  و Kern، 2014). در آمریکای لاتین و در کاستاریکا نیز مراقبت تسکینی در برنامه های نظام سلامت عمومی ادغام شده است و به این ترتیب تلاش شده است تا دریافت این گونه خدمات قالب همگانی به خود گیرد(Hannon و همکاران، 2016). از طرفی، وجود برخی موانع مثل مشکلات مالی منجر به دسترسی نابرابر به این مراقبت­ها برای بیماران می­گردد(Radbruch  و Kern، 2014). به طوری که در شرایط کنونی، 42% از کشورهای جهان از دسترسی به خدمات مراقبت تسکینی محروم هستند و تنها 9% از کشورهای پردرآمد جهان سطوح پیشرفته مراقبت تسکینی را در خدمات بهداشتی خود لحاظ نموده اند. به عبارت دیگر، حتی در میان کشورهای پردرآمد جهان، دستیابی به خدمات مراقبت تسکینی متغیر است. در بین کشورهای کم درآمد نیز علی رغم تلاش هایی که صورت گرفته اما باز هم نابرابری هایی در خصوص دریافت مراقبت تسکینی وجود دارد. مثلا در هند، همه مردم به این مراقبت دسترسی ندارند. عامل دیگری که در کشورهای کم درآمد به عنوان مانعی عمده در جهت دریافت خدمات مراقبت تسکینی عمل می نماید، آموزش های ناکافی است. با این حال در قاره آفریقا در کشورهای آفریقای جنوبی و اوگاندا و در قاره آسیا در کشورهایی مانند بنگلادش و میانمار، دوره های تکمیلی عالی در این زمینه برای کارکنان درمانی، طراحی شده است. در برخی از مناطق جهان به ویژه در قاره آفریقا نیز تابوهای فرهنگی مثل افسانه هایی که درباره مرگ و پایان زندگی وجود دارد، به عنوان مانعی برای دریافت مراقبت های تسکینی در کشورهای کم درامد است، به طوری که در برخی از کشورهای آفریقایی حتی صحبت کردن درباره مرگ، تابو به شمار می آید(Hannon و همکاران، 2016).

خدمات مراقبت تسکینی به عنوان یکی از حقوق انسان­ها، تاکید بر ارائه این خدمات بدون در نظر گرفتن تفاوت­های میان آنان دارد، در عین حال کمبود ارائه خدمات مراقبت تسکینی در برخی از مناطق، به عنوان یک چالش اساسی مطرح است. حتی در کشورهایی که این گونه مراقبت ها به خوبی توسعه پیدا کرده اند، بیماران دسترسی متفاوتی به مراقبت تسکینی داشته اند که منتج از عواملی مثل سن، نژاد و وضعیت اقتصادی اجتماعی بوده است. چنین مواردی، این پیش فرض را که ارائه خدمات مراقبت تسکینی با نابرابری هایی مواجه است، تقویت می نماید(Burt، 2012). در این زمینه، یکی از ویژگی های افراد که به نظر می رسد، دسترسی به خدمات مراقبت تسکینی را به طور برابر محدود می نماید، متغیر سن است به طوری که افراد سالمند در مقایسه با افراد جوان دسترسی کمتری به این مراقبت ها دارند البته چنین شرایطی منتخب سالمندان نیست و به معنای نیاز کمتر آنان برای دریافت مراقبت های تسکینی نیز نمی باشد. لذا ارائه مراقبت تسکینی باید بدون در نظر گرفتن سن آنان باشد( Burt و همکاران، 2010). با این حال، شواهدی در دسترس است که نشان می دهد ارائه مراقبت تسکینی در خانه­های سالمندان در ایالات متحده آمریکا ناکافی است(Ersek  وCarpenter ، 2013).

در حوزه اختلالات روانی و در مددجویان مبتلا، امید به زندگی افت می یابد و عاملی جهت مرگ و میر آنان به شمار می آید (Blomqvist و همکاران، 2018). مددجویان مبتلا به اختلالات روانی شدید، 25-20 سال زودتر از جمعیت عمومی، فوت می کنند. بنابراین، دریافت مراقبت های تسکینی برای این مددجویان الزامی است(Morgan، 2016). ارائه مراقبت های تسکینی برای مبتلایان به اختلالات روانی، زمانی ضرورت می یابد که ماهیت بیماری سبب می شود تا آثار منفی ناشی از آن بر کیفیت زندگی افراد، پدیدار گردد (Lindblad و همکاران، 2019). به علاوه، آن چه ضرورت ارائه مراقبت تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی مزمن را دوچندان می نماید، وجود داغ اجتماعی مرتبط با این اختلالات است که بر کیفیت مراقبت ها و دسترسی به مراقبت ها برای آنان، اثر می گذارد. همچنین، مسائل مرتبط با تصمیم گیری های مربوط به پایان زندگی این مددجویان در این حوزه، بسیار مهم است که در قالب مراقبت های تسکینی باید به آن ها پرداخت (Relyea و همکاران، 2019).

مراقبت تسکینی در بخش های روانپزشکی برای مددجویان مبتلا به افسردگی، اضطراب، دلیریوم و سایر علائم روانی مفید است. این گونه از مراقبت، کیفیت زندگی مددجویان را ارتقا می دهد و به آنان استقلال می بخشد (Trachsel و همکاران، 2016). مراقبت تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی در مقایسه با سایر اختلالات غیرروانی، بیشتر بر مراقبت های روانی، اجتماعی و معنوی متمرکز است(Evenblij و همکاران، 2016) و این نوع از مراقبت برای مددجویان مبتلا به این دسته از اختلالات، عموما همراه با درمان های دارویی و روان درمانی، ارائه می شود(Riordan و همکاران، 2018).  با این حال، برخی از مددجویان مبتلا به اختلال افسردگی به درمان های دارویی و روان درمانی پاسخ نمی دهند که در این جا می توان از مراقبت های تسکینی برای این گروه از مددجویان سود برد (Alladin، 2018). ارائه مراقبت های تسکینی برای مبتلایان به اختلالات شناختی مانند دمانس، منجر به کاهش تنش های روانشناختی برای مراقبین خانوادگی آنان می گردد. این امر سودمندی خدمات مراقبت تسکینی را برای خانواده ها نشان می دهد(Abreu و همکاران، 2018).

نتایج مطالعه ای در سوئد بیان داشت که 50 درصد مددجویان مبتلا به اختلالات روانی شدید در معرض بیماری های قلبی عروقی هستند و از نظر سلامت جسمی مورد توجه قرار می گیرند. این امر ضرورت ارائه مراقبت های تسکینی در حیطه مراقبت های جسمی را مورد تاکید قرار می دهد (Blomqvist و همکاران، 2018)؛ لیکن از آن جا که حوزه های مراقبت تسکینی در حال گسترش می باشند، فراهم نمودن مراقبت های پایان زندگی، همگام با درمان های جسمی و روانی برای مبتلایان به اختلالات روانی مزمن، نیازمند توجه است(Regard، 2018). علی رغم سودمندی هایی که مراقبت تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی و خانواده های آنان دارد، نتایج مطالعه ای در هلند، نشان داد که ویژگی های فردی مددجویان مبتلا به اختلالات روانی و کم توجهی به مراقبت های تسکینی، موانعی برای ارائه مراقبت تسکینی به آنان می باشد(Evenblij و همکاران، 2016). افزون بر این، یافته های مطالعه ای در نیوزلند حاکی از آن بود که مددجویان مبتلا به اختلالات روانی شدید از خدمات مراقبت تسکینی در مراحل پایان زندگی، در حد مطلوب استفاده نمی کنند(Butler  و O'Brien، 2018). همچنین، نتایج مطالعه ای در ایالات متحده امریکا بیان داشت که از دیدگاه پرستاران، خدمات مراقبت تسکینی در مراحل پایان زندگی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی شدید از عواملی مانند داغ اجتماعی ناشی از اختلال روانی، نظام های خانوادگی از هم پاشیده، نیاز برای حمایت شدن از سوی جامعه و نداشتن جای مناسب برای مرگ، تاثیر می پذیرد(Morgan، 2016).

خدمات مراقبت تسکینی به عنوان یکی از حقوق انسان­ها، تاکید بر ارائه این خدمات بدون در نظر گرفتن تفاوت­های میان آنان دارد، در عین حال کمبود ارائه خدمات مراقبت تسکینی در برخی از مناطق، به عنوان یک چالش اساسی مطرح است. حتی در کشورهایی که این گونه مراقبت ها به خوبی توسعه پیدا کرده اند، بیماران دسترسی متفاوتی به مراقبت تسکینی داشته اند که منتج از عواملی مثل سن، نژاد و وضعیت اقتصادی اجتماعی بوده است. چنین مواردی، این پیش فرض را که ارائه خدمات مراقبت تسکینی با نابرابری هایی مواجه است، تقویت می نماید

با توجه به مطالب بیان شده، به نظر می رسد، ادراک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی از تسهیل­گرهای ارائه مراقبت تسکینی برای مبتلایان به اختلالات روانی متاثر از عوامل فرهنگی و جامعه شناختی باشد. در این رابطه، استفاده از روش تحقیق کیفی که به تبیین دیدگاه های پرستاران مذکور و عوامل دخیل در این زمینه با استناد به بیانات خود آن ها در یک عرصه طبیعی و واقعی بپردازد، قابل توجه می باشد. به عبارت دیگر، استفاده از روش تحقیق کیفی به پژوهشگر یاری می رساند تا با وارد شدن به دنیای درون ذهن این گروه از پرستاران و دریافت نقطه نظرات آن ها به شناسایی دیدگاه های ایشان از مفهوم تسهیل­گرهای ارائه مراقبت تسکینی برای مبتلایان به اختلالات روانی اقدام نماید. لذا با توجه به این که تاکنون در بافت فرهنگی و اجتماعی ایران مطالعه کیفی در خصوص تحلیل محتوای درک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی از تسهیل­گرهای ارائه مراقبت تسکینی برای مبتلایان به اختلالات روانی انجام نشده است، انجام پژوهشی در این زمینه مناسب می باشد زیرا به نظر می رسد ادراک پرستاران در این خصوص، تحت تاثیر زمینه و بافت فرهنگی و تفاوت های فرهنگی موجود در آن قرار می گیرد.

مرور متون

به منظور بررسی دانش موجود درباره موضوع مورد مطالعه، جستجو در Pubmed و Scopus  و پایگاه های داخلیSID ,Irandoc با استفاده از کلید واژه های مراقبت تسکینی، پرستاری سلامت روانی، مددجویان مبتلا به اختلالات روانی، تسهیل­گرها و معادل انگلیسی psychiatric patients,  palliative care, mental health nursing, facilitators در محدوده زمانی 10 سال اخیر به صورت جداگانه و ترکیبی انجام شد. خلاصه ای از برخی مقالات، به این شرح گزارش می شوند:

Negarandeh و همکاران(2015)، مطالعه ای کیفی با هدف تحلیل مفهوم مراقبت تسکینی و شناسایی ویژگی ها، پیشایندها و پیامدهای آن در بافت فرهنگی ایران انجام دادند. نویسندگان در مطالعه خود برای شفاف سازی مفهوم مراقبت تسکینی از الگوی هیبرید مشتمل بر سه مرحله نظری، کار در عرصه و تحلیل نهایی استفاده نمودند. در مرحله نظری، پایگاه های اطلاعاتی PubMed, CINAHL,Sciencedirect  و Google scholar را در محدوده سال های 2004 تا 2013 میلادی مورد جستجو قرار دادند. در مرحله کار در عرصه از 8 کارشناس پرستاریِ شاغل در مراکز وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونه گیری هدفمند، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند به عمل آوردند. در مرحله آخر با ترکیب دو مرحله قبل، تحلیل نهایی انجام دادند. طبقات اصلی استخراج شده در زمینه تحلیل مفهوم مراقبت تسکینی از دیدگاه پرستاران مشتمل بر مدیریت درد، مراقبت کل نگر و مراقبت مبتنی بر معنویت و مذهب بودند. یافته های مطالعه مذکور نشان داد که مراقبت تسکینی جنبه مهمی در پرستاری بالینی به شمار می آید. همچنین، نتایج گویای آن بود که این مراقبت یک مراقبت کل نگر، انسانی و مشارکتی برای ارتقای کیفیت زندگی بیمار و خانواده وی است که با در نظر گرفتن جنبه های جسمی، روانی، معنوی، مذهبی، فرهنگی و اجتماعی بیماران به حمایت از ایشان اقدام می نماید و در همه بیماری ها و در تمام طول زندگی افراد حتی در شرایط دشوار زندگی مانند بروز قحطی ها ارائه می گردد و انحصاراً مراقبتی برای پایان زندگی نیست. این مطالعه حاکی از آن است که مراقبت تسکینی  در همه بیماری ها ارائه می گردد. بر این اساس، مددجویان مبتلا به اختلالات روانی نیز در این امر سهیم هستند.

مطالعه ای توسط Wlodarczyk و همکاران(2018) در جنوب استرالیا، به منظور تحلیل تجارب پزشکان عمومی در خصوص ارائه مراقبت تسکینی به مددجویان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل درون مایه ای و با مشارکت 12 پزشک عمومی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند گردآوری شده و به شیوه تحلیل درون مایه ای، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این مطالعه گویای آن بود که موانع و چالش هایی در خصوص ارائه مراقبت تسکینی به مددجویان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی موجود است که می توان به پیچیدگی های بالینی و دشواری هایی که در رفتار این مددجویان وجود دارد، اشاره داشت. همچنین، رابطه پزشک- بیمار و فقدان سیستم های حمایتی در این خصوص، حائز اهمیت می باشند. محققان چنین اظهار نمودند که پزشکان جهت ارائه مراقبت تسکینی به این گروه از مددجویان مبتلا به اختلالات روانی، باید مورد حمایت قرار گیرند که این امر می تواند از طریق توسعه مهارت های لازم برای ارائه مراقبت های تسکینی جهت پزشکان رخ دهد.

مطالعه ای ترکیبی(دارای بخش های کمی و کیفی) توسط Evenblij و همکاران(2016) در هلند، پیرامون چگونگی ارائه مراقبت های تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی از دیدگاه پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی، انجام دادند. در بخش کمی از این مطالعه 137 پرستار مشارکت داشتند و یک پیمایش صورت گرفت. طبق نتایج این پیمایش، 36 درصد پرستاران اظهار داشتند که مراقبت تسکینی برای مبتلایان به اختلالات روانی را در قالب مراقبت های جسمی انجام می دهند. همچنین، 46 درصد پرستاران بیان داشتند که مراقبت تسکینی ارائه شده توسط آنان به صورت مراقبت های روانی و اجتماعی بوده است و 33 درصد نیز گزارش دادند که مراقبت معنوی برای مبتلایان به اختلالات روانی ارائه داده اند. به علاوه، نتایج بخش کمی، حاکی از آن بود که در91 درصد موارد، مراقبت تسکینی به صورت مشارکتی اجرا شده است. در بخش کیفی از این مطالعه، با 9 پرستار، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختارمند به صورت فردی انجام شد و داده های گردآوری شده از مصاحبه ها به شیوه تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند. یافته های این بخش از مطالعه نشان داد، مراقبت تسکینی در بخش های روانپزشکی از یک رویکرد چندرشته ای برخوردار است که با شناخت اولیه از بیمار و در نظر داشتن خانواده وی ارائه می گردد. محققان تاکید داشتند که آموزش به روانپرستاران در جهت برقراری پیوند بین مراقبت های جسمی و روانی با مراقبت تسکینی در زمینه مراقبت از مددجویان مبتلا به اختلالات روانی، ضرورت دارد.

Morgan (2016)، مطالعه ای کیفی در ایالات متحده آمریکا در خصوص تبیین دیدگاه های پرستاران در زمینه نیاز به مراقبت برای افراد مبتلا به اختلالات روانی شدید در مرحله پایان زندگی، انجام داد. این مطالعه با رویکرد پدیدارشناسی و با مشارکت 20 پرستار شاغل در بخش های روانپزشکی و پرستاران مراقبت تسکینی انجام شد. مصاحبه های نیمه ساختارمند و عمیق به صورت فردی برای گردآوری داده ها انجام شد. یافته ها نشان داد که مطابق تجارب پرستاران، مراقبت های پایان زندگی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی شدید از عواملی مانند داغ اجتماعی ناشی از اختلال روانی، نظام های خانوادگی از هم پاشیده، علائم اختلالات روانی، اعتماد، ارتباط، نیاز برای حمایت شدن و نداشتن جای مناسب برای مرگ، تاثیر می پذیرد. مشارکت کنندگان به منظور ارتقای حمایت از این مددجویان بر لزوم تداوم همیاری ها میان پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی و پرستاران شاغل در واحدهای مراقبت تسکینی، تاکید نمودند.

Giesbrecht و همکاران (2012) در کانادا، مطالعه ای کیفی با رویکرد تحلیل محتوا به منظور تبیین دیدگاه های مراقبین بیماران در مراحل پایان زندگی در خصوص دریافت عادلانه خدمات حمایتی و تسکینی انجام دادند. این مطالعه با مشارکت 50 نفر از ارائه دهندگان مراقبت های تسکینی و حمایتی از جمله پزشکان، پرستاران و مددکاران اجتماعی انجام شد. مصاحبه های نیمه ساختارمند به مدت 30 دقیقه طی 59 جلسه با مشارکت کنندگان صورت گرفت. مضمون عمده ای که از تحلیل داده ها به دست آمد، 'گوناگونی' بود که این گوناگونی در زیرمضامین فرهنگ، جنسیت، جغرافیا و منابع مادی، نمود یافت. در زیرمضمون فرهنگ، مشکلات زبانی سبب دریافت ناعادلانه خدمات حمایتی و تسکینی می شد به گونه­ای که در ایالات فرانسوی­زبان در مقایسه با ایالات انگلیسی­زبان، رفع نیازهای اطلاعاتی برای بیماران در مراحل پایان زندگی با محدودیت مواجه بود. در زیرمضمون جنسیت بر این امر صحه گذاشته شد که به طور سنتی ارائه مراقبت وابسته به جنس زن شناخته شده است. به علاوه در زیرمضمون جغرافیا به این نکته اشاره شد که در مناطق دارای مهاجرین کمتر، دریافت مراقبت­های تسکینی بهتر صورت می گیرد و در زیرمضمون منابع مادی نیز چنین نتیجه­گیری شد که با وضعیت اقتصادی بهتر، بیشتر می توان به مواردی مثل داروها دسترسی داشت. لذا سیاست های بهداشتی باید به گونه ای اعمال گردند که نیازهای بیماران دریافت کننده خدمات تسکینی و حمایتی به صورت عادلانه مرتفع گردند.

مرور متون انجام شده نشان می دهد که پرداختن به مفهوم مراقبت تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی در خارج کشور با بهره گیری از رویکردهای کیفی، مد نظر پژوهشگران بوده است و این پژوهشگران تلاش نموده اند تا سودمندی ها و چالش های ارائه مراقبت تسکینی برای این مددجویان را مورد ارزیابی قرار دهند. با این حال، مطالعه ای که با رویکرد کیفی در ایران به شناسایی تسهیل­گرهای موجود در این زمینه اقدام نموده باشد، تاکنون انجام نشده است. بر این اساس، مطالعه حاضر بر آن است تا شکاف دانش موجود در این زمینه را شناسایی نماید.

محل اول بکارگیری نتایج تحقیق
مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟
روش های موجود کدامها هستند؟
پیشنهاد اول نحوه کاربرد
محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق
منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟
سوالات و / یا فرضیات پژوهش

مطابق درک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی، چه تسهیل­گرهایی برای ارایه مراقبت تسکینی به مددجویان مبتلا به اختلالات روانی وجود دارد؟

هدف کلی طرح

تبیین درک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی از تسهیل­گرهای ارایه مراقبت تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی

اهداف اختصاصی

مطالعه کیفی است.

چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟
پیشنهاد دوم نحوه کاربرد
محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق
پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟
اهداف كاربردی

تبیین درک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی از تسهیل­گرهای ارایه مراقبت تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی به متولیان و مدیران نظام سلامت کمک می نماید تا در جهت ایجاد بستر لازم به منظور ارائه این گونه از مراقبت ها برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی که از گروه های آسیب پذیر جامعه به شمار می آیند، برنامه ریزی های لازم را انجام دهند.

سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح

بخش های روانپزشکی و کلیه مراکز ارائه خدمات به مددجویان با اختلالات روان

تعریف واژه های تخصصی

ندارد

برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟
پیشنهاد سوم نحوه کاربرد
محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق
نوع مطالعه

 مطالعه از نوع کیفی و با رویکرد تحلیل محتوا ی قراردادی خواهد بود.

جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)

روش نمونه گیری در این مطالعه روش نمونه گیری هدفمند خواهد بود. شرکت کنندگان این مطالعه، پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی خواهند بودند که در مراکز روانپزشکی زاهدان، انجام وظیفه می نمایند و دارای تجارب غنی در زمینه مراقبت از مددجویان فوق الذکر می باشند.

نمونه گیری از پرستاران با حداکثر تنوع( از جمله سن، جنس، وضعیت تاهل و سابقه کار) انجام می گردد.

پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد
حجم نمونه و روش محاسبه آن

در مطالعات کیفی حجم نمونه از قبل مشخص نیست. نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه خواهد یافت.

روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)

روش نمونه گیری در این مطالعه روش نمونه گیری هدفمند خواهد بود. 

روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)

در این مطالعه، داده ها  از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند به صورت چهره به چهره  جمع آوری خواهند شد  و متن مصاحبه ها با استفاده از تحلیل محتوای قراردادی مورد تحلیل قرار خواهد گرفت

روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)

در این مطالعه کیفی که با رویکرد تحلیل محتوا انجام می شود، پژوهشگر پس از اخذ مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و با در نظر گرفتن افرادی که معیارهای ورود به پژوهش را دارند، اقدام به انجام مطالعه خواهد نمود. این مطالعه با مشارکت پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی انجام خواهد شد که در مراکز روانپزشکی زاهدان انجام وظیفه می نمایند. در صورت تمایل افراد به شرکت در پژوهش، فرم رضایت آگاهانه توسط آنان تکمیل می شود. این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی با بهره گیری از مصاحبه های نیمه ساختارمند و با مشارکت پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی انجام خواهد شد. تحلیل داده ها همزمان با گردآوری داده ها انجام می گیرد. برای تحلیل داده ها، بعد از دستنویس کردن مصاحبه ها، چندین بار مصاحبه های دستنویس شده خوانده خواهد شد و سپس کدهای اولیه استخراج  خواهند شد. در مرحله بعد کدهای اولیه که مربوط به هم باشند در یک گروه قرار خواهند گرفت. بعد از آن هر یک از کدهای به دست آمده با گفته های مشارکت کنندگان مطابقت داده خواهد شد. در مرحله آخر کدهای به دست آمده، بازنگری خواهند شد. سپس با تهیه فهرستی از این کدها، شباهت ها در معنی و مفهوم آن ها بازنگری خواهند گردید و بر اساس محوریت در یک زیر طبقه قرار خواهند گرفت. در مرحله بعد با مرور مجدد زیر طبقات، زیرطبقات مربوط به هم در یک طبقه قرار می گیرند. در نهایت، به منظور صحت و استحکام یافته ها از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا(1985) کمک گرفته می شود. طول مصاحبه 45-30 دقیقه خواهد بود. 

روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)

برای تحلیل داده ها، بعد از دستنویس کردن مصاحبه ها، چندین بار مصاحبه های دستنویس شده خوانده خواهد شد و سپس کدهای اولیه استخراج  خواهند شد. در مرحله بعد کدهای اولیه که مربوط به هم باشند در یک گروه قرار خواهند گرفت. بعد از آن هر یک از کدهای به دست آمده با گفته های مشارکت کنندگان مطابقت داده خواهد شد. در مرحله آخر کدهای به دست آمده، بازنگری خواهند شد. سپس با تهیه فهرستی از این کدها، شباهت ها در معنی و مفهوم آن ها بازنگری خواهند گردید و بر اساس محوریت در یک زیر طبقه قرار خواهند گرفت. در مرحله بعد با مرور مجدد زیر طبقات، زیرطبقات مربوط به هم در یک طبقه قرار می گیرند(Graneheim  و Lundman، 2004).

 در تحقیقات کیفی برای صحت و دقت داده ها از طریق قابلیت وابستگی[1]، اعتبار[2]، قابلیت انتقال[3] و تاییدپذیری[4] قضاوت می نمایند(Lincoln  و Guba، 1985). قابلیت وابستگی، معیاری است که وقتی محقق اعتبار یافته ها را اثبات کرده باشد، به آن دست می یابد و این ویژگی  به دنبال حسابرسی دقیق و مقایسه مداوم  یافته ها به دست می آید. اعتبار به معنی باورپذیری یافته ها می باشد یعنی محقق تا چه حد تلاش در ارائه تصویری واضح از حقیقت داشته است. از روش هایی که برای تایید اعتبار به کار می روند می توان به کارکردن در درازمدت با موضوع تحقیق و وارسی توسط عضو [5] اشاره نمود. قابلیت انتقال  به این معنی است که یافته های تحقیق در موقعیتی دیگر، معنایی مشابه ایجاد می کنند؟ تایید پذیری یافته ها نیز معیاری است که از طریق حسابرسی دقیق تحقیق حاصل می گردد. در مطالعه حاضر نیز پژوهشگر برای صحت و استحکام داده ها، مقبولیت داده ها را با استفاده از مطالعه و بررسی پیوسته داده ها یعنی پیاده کردن متن مصاحبه ها بر روی کاغذ و بررسی و مرور آن ها تا پیدایش طبقات اصلی، بازبینی تحلیل های انجام شده توسط همکاران و بازنگری نوشته ها توسط مشارکت کنندگان مورد تایید قرار خواهد داد. عینیت پذیری داده ها نیز با بهره گیری از کار کردن طولانی مدت با داده ها در همه مراحل تحقیق انجام خواهد شد. به علاوه محقق سعی خواهد نمود تا حد امکان پیش فرض های خود را در روند تحلیل داده ها دخالت ندهد.

 

[1]  Dependability

[2]  Credibility

[3]  Transferability

[4]  Confirmability

[5]  Member Check

ملاحظات اخلاقی

'راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران سال 1392'

13-کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیته ی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیته ی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود.

16-پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنی میشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی  داشته باشد، دلایل این شیوه ی جذب آزمودنی، باید توسط کمیته ی اخلاق  تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند.

25-پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد.

28-پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی  سازمانی، و تعارض منافع در صورت وجود باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ  گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافته هایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش  مطلوب نیست، بپذیرند

محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها

عدم امکان انجام مصاحبه در طی شیفت کاری پرستار از محدودیت مطالعه خواهد بود  از این رو  از پرستاران جهت همکاری تقاضا می شود در خارج وقت ادراری در محل بیمارستان جهت انجام مصاحبه در ساعتی که با همکاهنگی انان خواهد بود جهت انجام مصاحبه حاضر شوند.

کلمات کلیدی

مراقبت تسکینی، پرستار، اختلال روانی

palliative care , ,mental disorder , nurses

فهرست منابع و مراجع

منابع

Abreu W, Rodrigues T, Sequeira C, Pires R, Sanhudo A.2018. The experience of psychological distress in family caregivers of people with dementia: A cross-sectional study. Perspect Psychiatr Care. 54(2):317-323. doi: 10.1111/ppc.12240.

 

Alladin A.2018. Cognitive hypnotherapy for psychological management of depression in palliative care. Ann Palliat Med. 7(1):112-124. doi: 10.21037/apm.2017.08.15.

 

Blomqvist M, Ivarsson A, Carlsson IM, Sandgren A, Jormfeldt H.2018. Health Risks among People with Severe Mental Illness in Psychiatric Outpatient Settings. Issues Ment Health Nurs. 39(7):585-591. doi: 10.1080/01612840.2017.1422200.

Burt J. 2012.Back to basics: researching equity in palliative care. Palliat Med. 26(1):5-6. doi: 10.1177/0269216311431370.

Burt J, Plant H, Omar R, Raine R. 2010. Equity of use of specialist palliative care by age: cross-sectional study of lung cancer patients. Palliat Med. 24(6):641-50. doi: 10.1177/0269216310364199.

Butler H, O'Brien AJ.2018. Access to specialist palliative care services by people with severe and persistent mental illness: A retrospective cohort study. Int J Ment Health Nurs. 27(2):737-746. doi: 10.1111/inm.12360.

 

Ersek M, Carpenter JG. 2013. Geriatric palliative care in long-term care settings with a focus on nursing homes. J Palliat Med. 16(10):1180-7. doi: 10.1089/jpm.2013.9474.

 

Evenblij K, Widdershoven GA, Onwuteaka-Philipsen BD, de Kam H, Pasman HR.2016. Palliative care in mental health facilities from the perspective of nurses: a mixed-methods study. J Psychiatr Ment Health Nurs. 23(6-7):409-18. doi: 10.1111/jpm.12320.

 

Giesbrecht M, Crooks VA, Williams A, Hankivsky O. 2012.Critically examining diversity in end-of-life family caregiving: implications for equitable caregiver support and Canada's Compassionate Care Benefit. Int J Equity Health. 11:65. doi: 10.1186/1475-9276-11-65.

Graneheim UH, Lundman B. 2004. Qualitative content analysis in nursing research: concepts, procedures and measures to achieve trustworthiness. Nurse Educ Today 2004;24: 105–12.

Hannon B, Zimmermann C, Knaul FM, Powell RA, Mwangi-Powell FN, Rodin G. 2016.Provision of Palliative Care in Low- and Middle-Income Countries: Overcoming Obstacles for Effective Treatment Delivery. J Clin Oncol. 34(1):62-8. doi: 10.1200/JCO.2015.62.1615. E

Lincoln YS, Guba EG. 1985. Naturalistic Inquiry. Sage Publications Inc, London.

Lindblad A, Helgesson G, Sjöstrand M.2019. Towards a palliative care approach in psychiatry: do we need a new definition? J Med Ethics. 45(1):26-30. doi: 10.1136/medethics-2018-104944.

 

Morgan BD.2016. 'No Right Place to Die': Nursing Attitudes and Needs in Caring for People With Serious Mental Illness at End-of-Life. J Am Psychiatr Nurses Assoc. 22(1):31-42. doi: 10.1177/1078390316629960.

 

Negarandeh R, Mardani Hamooleh M, Rezaee N. Concept Analysis of Palliative Care in Nursing: Introducing a Hybrid Model. J Mazandaran Univ Med Sci. 2015; 25 (130) :40-5.

 

Radbruch L, de Lima L, Lohmann D, Gwyther E, Payne S.2013. The Prague Charter: Urging governments to relieve suffering and ensure the right to palliative care. Palliat Med. 27(2):101–102. doi: 10.1177/0269216312473058.

Radbruch L, Kern M. 2014.Until the very end: is there equity in palliative care? J Palliat Med. 17(3):262-3. doi: 10.1089/jpm.2014.9445.

Regard L.2018. Psychiatry and palliative care, collaboration for the benefit of the patient. Rev Infirm. 67(237):36-37. doi: 10.1016/j.revinf.2017.11.013.

Relyea E, MacDonald B, Cattaruzza C, Marshall D.2019. On the Margins of Death: A Scoping Review on Palliative Care and Schizophrenia. J Palliat Care. 34(1):62-69. doi: 10.1177/0825859718804108.

Riordan P, Briscoe J, Kamal AH, Jones CA, Webb JA.2018. Top Ten Tips Palliative Care Clinicians Should Know About Mental Health and Serious Illness. J Palliat Med. 21(8):1171-1176. doi: 10.1089/jpm.2018.0207.

 

Trachsel M, Irwin SA, Biller-Andorno N, Hoff P, Riese F.2016. Palliative psychiatry for severe persistent mental illness as a new approach to psychiatry? Definition, scope, benefits, and risks. BMC Psychiatry. 16:260. doi: 10.1186/s12888-016-0970-y.

 

Wlodarczyk J, Lawn S, Powell K, Crawford GB, McMahon J, Burke J, Woodforde L, Kent M, Howell C, Litt J.2018. Exploring General Practitioners' Views and Experiences of Providing Care to People with Borderline Personality Disorder in Primary Care: A Qualitative Study in Australia. Int J Environ Res Public Health. 15(12). pii: E2763. doi: 10.3390/ijerph15122763.

 

پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

سئوالات راهنمای مصاحبه به این شرح می باشند:

 مراقبت تسکینی برای مددجوی مبتلا به اختلال روانی را چگونه توصیف می کنید؟

 فکر می کنید، چه راهکارهایی به شما کمک می کنند تا بتوانید این مراقبت را برای بیمار انجام دهید؟

 جه ساختارهایی را برای ارائه این مراقبت ضروری می دانید؟

فکر می کنید، بیمارستان چه تسهیلاتی را می تواند برای ارائه مراقبت تسکینی توسط شما فراهم کند؟

. افزون بر این سئوالات، از سئوالات و عبارات پیگیری کننده به این شرح نیز استفاده خواهد شد: لطفا در این رابطه بیشتر توضیح دهید. منظورتان از ....چیست؟ لطفا در این رابطه مثالی بیاورید.

معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.

خدمات مراقبت تسکینی به عنوان یکی از حقوق انسان­ها، تاکید بر ارائه این خدمات بدون در نظر گرفتن تفاوت­های میان آنان دارد. در حوزه اختلالات روانی و در مددجویان مبتلا، امید به زندگی افت می یابد و عاملی جهت مرگ و میر آنان به شمار می آید. ارائه مراقبت های تسکینی برای این مددجویان، کیفیت زندگی آنان را ارتقا می دهد و به آنان استقلال می بخشد. از آن جا که حوزه های مراقبت تسکینی در حال گسترش می باشند، فراهم نمودن مراقبت های پایان زندگی، همگام با درمان های جسمی و روانی برای مبتلایان به اختلالات روانی مزمن، نیازمند توجه است. مراقبت تسکینی در بخش های روانپزشکی برای مددجویان مبتلا به افسردگی، اضطراب، دلیریوم و سایر علائم روانی مفید است. با توجه به این که تاکنون در بافت فرهنگی و اجتماعی ایران مطالعه کیفی در خصوص تحلیل محتوای درک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی از تسهیل­گرهای ارائه مراقبت تسکینی برای مبتلایان به اختلالات روانی انجام نشده است، انجام پژوهشی در این زمینه مناسب می باشد زیرا به نظر می رسد ادراک پرستاران در این خصوص، تحت تاثیر زمینه و بافت فرهنگی و تفاوت های فرهنگی موجود در آن قرار می گیرد.

 

خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)

ندارد

نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)

تبیین درک پرستاران شاغل در بخش های روانپزشکی از تسهیل­گرهای ارایه مراقبت تسکینی برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی به متولیان و مدیران نظام سلامت کمک می نماید تا در جهت ایجاد بستر لازم به منظور ارائه این گونه از مراقبت ها برای مددجویان مبتلا به اختلالات روانی که از گروه های آسیب پذیر جامعه به شمار می آیند، برنامه ریزی های لازم را انجام دهند.

عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)

ندارد

جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.

عارضه ندارد

هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )

هیچ هزینه ای برای افراد شرکت کننده در مطالعه ندارد.

روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد

ندارد.

محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.
  • اطمینان دادن به مشارکت کنندگان در خصوص محرمانه ماندن اطلاعات و اطلاع رسانی نتایج حاصل از مطالعه 
پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود

به سوالات مشارکت کنندگان پاسخ داده خواهد شد.

حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.

حق شرکت و یا انصراف برای مشارکت کنندگان مد نظر خواهد بود.

رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم

رضایت آگاهانه کتبی از شرکت کنندگان اخذ می گردد


پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود