بررسی فراوانی جهش حذف اگزون 2 ژن SGCB در بیماران مبتلا به دیستروفی عضلانی Limb-gridle در استان سیستان و بلوچستان

evaluation of the Frequency of Exon 2 Deletion in the SGCB Gene Among Patients with Limb-Girdle Muscular Dystrophy in Sistan and Baluchestan Province


چاپ صفحه
پژوهان
صفحه نخست سامانه
مجری و همکاران
مجری و همکاران
اطلاعات تفضیلی
اطلاعات تفضیلی
دانلود
دانلود
علوم پزشکی زاهدان
علوم پزشکی زاهدان

مجریان: آنوش نقوی

کلمات کلیدی: دیستروفی عضلانی کمربندی( (LGMD، سارکوگلایکوپاتی، ژن SGCB، حذف اگزون 2، LGMDR4

اطلاعات کلی طرح
hide/show

کد طرح 12026
عنوان فارسی طرح بررسی فراوانی جهش حذف اگزون 2 ژن SGCB در بیماران مبتلا به دیستروفی عضلانی Limb-gridle در استان سیستان و بلوچستان
عنوان لاتین طرح evaluation of the Frequency of Exon 2 Deletion in the SGCB Gene Among Patients with Limb-Girdle Muscular Dystrophy in Sistan and Baluchestan Province
نوع طرح کاربردی
محل اجرای طرح مرکز تحقیقات ژنتیک در بیماریهای غیرواگیر
رسته مطالعاتی سایر
دانشکده/مرکز دانشکده پزشکی زاهدان
زمان اجرا -روز 240

اطلاعات مجری و همکاران
hide/show

نام و نام‌خانوادگی سمت در طرح نوع همکاری درجه‌تحصیلی پست الکترونیک
آنوش نقویمجریتفسیر آزمایشاتدکترای تخصصی anooshnaghavi@yahoo.com
علی خواجههمکارارزیابی بیماراندکترای تخصصی drkhajehneuro@gmail.com
زهرا عباسیهمکارانجام تستهای آزمایشی بر روی نمونه هاکارشناسی ارشدabasi.z2015@gmail.com

اطلاعات تفضیلی
hide/show

عنوان متن
خلاصه طرح به فارسی

دیستروفی‌های عضلانی کمربندی (LGMDs) گروهی ناهمگن از اختلالات نوروموسکولار ارثی هستند که با ضعف پیشرونده عضلات پروگزیمال مشخص می‌شوند و سارکوگلایکوپاتی‌ها یکی از مهم‌ترین و شایع‌ترین زیرگروه‌های آن‌ها محسوب می‌گردند. جهش در ژن SGCB که کدکننده β-سارکوگلایکان است، موجب بروز LGMDR4 می‌شود؛ فرمی شدید که غالباً با شروع زودهنگام، پیشرفت سریع، و درگیری قلبی و تنفسی همراه است. شناسایی جهش‌های رایج، از جمله حذفاگزون ۲ ژن SGCB، در جمعیت‌های بومی برای افزایش دقت تشخیص، برنامه‌ریزی درمانی و ارائه مشاوره ژنتیک دقیق ضروری است. با توجه به نرخ بالای ازدواج خویشاوندی در استان سیستان و بلوچستان و گزارش موارد متعدد LGMD، بررسی فراوانی این حذف ژنی اهمیت اپیدمیولوژیک و بالینی ویژه‌ای دارد. این مطالعه با طراحی توصیفی ـ تحلیلی و به‌صورت گذشته‌نگر و آینده‌نگر، به تعیین فراوانی حذف اگزون ۲ در بیماران مشکوک به LGMD مراجعه‌کننده به مراکز ژنتیک استان می‌پردازد. نتایج طرح می‌تواند الگوی جهش منطقه‌ای را روشن ساخته و زمینه‌ساز ارتقای توان تشخیصی، کاهش هزینه‌های آزمایشگاهی، و برنامه‌ریزی برای اقدامات پیشگیرانه و توسعه درمان‌های نوین در آینده باشد.

خلاصه طرح به لاتین

Limb-girdle muscular dystrophies (LGMDs) are a clinically and genetically heterogeneous group of hereditary neuromuscular disorders characterized by progressive proximal muscle weakness. Sarcoglycanopathies represent an important subset of autosomal recessive LGMDs, with mutations in the SGCB gene causing LGMDR4, one of the most severe forms associated with early onset and frequent cardiac and respiratory involvement. Identifying population-specific pathogenic variants, particularly the exon 2 deletion of the SGCB gene, is essential for improving diagnostic accuracy, genetic counseling, and future therapeutic planning. Given the high rate of consanguineous marriages and the reported cases of LGMD in Sistan and Baluchestan Province, investigating the frequency of this deletion has significant epidemiological and clinical relevance. This descriptive–analytical study, conducted retrospectively and prospectively, aims to determine the frequency of SGCB exon 2 deletion among patients suspected of LGMD referred to regional genetics centers. The findings will provide valuable insights into mutation patterns in the province and contribute to enhanced diagnostic efficiency, reduced costs, and better preparation for emerging molecular therapies.

بيان مسئله تحقيق/اهمیت پژوهش

دیستروفی‌های عضلانی کمربندی[1](LGMDs) گروهی از اختلالات نوروموسکولار ارثی و پیشرونده هستند که عمدتاً عضلات پروگزیمال کمربند شانه‌ای و لگنی را درگیر می‌کنند و با ضعف تدریجی و تحلیل عضلانی مشخص می‌شوند. این بیماری‌ها از نظر بالینی و ژنتیکی بسیار ناهمگن‌اند و بر اساس الگوی وراثت به دو دسته‌ی اتوزومی غالب (LGMD1) و اتوزومی مغلوب(LGMD2) تقسیم می‌شوند؛ حدود ۹۰٪ موارد شناخته‌شده، الگوی مغلوب دارند(1, 2). از نظر کلینیکی، بیماران مبتلا به LGMD معمولاً با ضعف تدریجی عضلات لگنی و شانه، دشواری در برخاستن از زمین، بالا رفتن از پله و انجام فعالیت‌های روزمره مراجعه می‌کنند. تظاهرات همراه شامل پس‌رفت حرکتی، اسکولیوز، هایپرلوردوز کمری، هیپرتروفی عضلات ساق، اسکاپولار وینگیگ، افزایش شدید CK سرم، کاهش دامنه حرکتی مفاصل، و در برخی انواع، درگیری قلبی و تنفسی است(1, 3, 4).

تقریبا تا کنون جهش در ۳۲ ژن در ایجاد انواع مختلف LGMD نقش شناخته‌شده‌ای دارد و در این میان، سارکوگلایکوپاتی‌ها (Sarcoglycanopathies) یکی از شایع‌ترین گروه‌های LGMD نوع مغلوب هستند (3). این زیرگروه شامل جهش در چهار ژن SGCA (LGMDR3/2D)، SGCB (LGMDR4/2E)، SGCG (LGMDR5/2C) و SGCD (LGMDR6/2F) است (1, 5). پروتئین‌های حاصل از این ژن‌ها یعنی α، β، γ و δ-سارکوگلایکان، گلیکوپروتئین‌های غشایی هستند که به‌صورت یک کمپلکس چهارگانه در غشای سارکولما قرار می‌گیرند و از طریق اتصال با کمپلکس دیستروفین ـ دیستروگلیکان نقش حیاتی در حفظ یکپارچگی و پایداری غشای عضله طی چرخه‌های انقباض و استراحت دارند (1, 3, 5). اختلال در هر یک از این ژن‌ها موجب ناپایداری کمپلکس و آسیب عضلانی پیش‌رونده می‌شود.

ژن SGCB مسئول کد کردن- βسارکوگلایکان است که یکی از اجزای اصلی کمپلکس سارکوگلایکان محسوب می‌شود. حذف یا جهش در اگزون‌های مختلف این ژن، از جمله اگزون ۲، سبب اختلال در مونتاژ صحیح کمپلکس و در نتیجه بروز فنوتیپ عضلانی پیشرونده می‌شود. اهمیت β-سارکوگلایکان به‌حدی است که فقدان آن موجب ناکارآمدی کل کمپلکس و بروز یکی از بدخیم‌ترین انواع LGMDموسوم به LGMDR4 می‌شود(5). این نوع سارکوگلایکوپاتی که معمولاً از اوایل کودکی با ضعف پیشرونده عضلات کمربندی آغاز شده و در بسیاری از موارد با درگیری قلبی (کاردیومیوپاتی گشادشونده) و اختلالات تنفسی همراه است. بیش از ۶۰٪ بیماران LGMDR4 دچار کاردیومیوپاتی می‌شوند و نارسایی تنفسی نیز یکی از علل مهم مرگ‌ومیر در این بیماران گزارش شده است (4, 5).

روش‌های تشخیصی در سارکوگلایکوپاتی‌ها مجموعه‌ای مرحله‌به‌مرحله از ارزیابی‌های بالینی، بافت‌شناسی و ژنتیکی را شامل می‌شود که به‌صورت مکمل، تشخیص دقیق زیرگروه‌های LGMD را امکان‌پذیر می‌سازند. در مرحله نخست، یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی شامل ضعف پیشرونده عضلات پروگزیمال، افزایش قابل توجه CK و الگوهای چربی‌گزینی و فیبروز در تصویربرداری عضلانی، مسیر تشخیصی را هدایت می‌کنند. سپس ایمونوهیستوشیمی عضله با بررسی میزان و الگوی بیان پروتئین‌های سارکوگلایکان سرنخ‌هایی در مورد نقص کمپلکس فراهم می‌آورد، هرچند به دلیل تداخل فنوتیپی و اثرات متقابل پروتئین‌ها، نمی‌تواند تشخیص قطعی را تضمین کند (1). نهایتاً، آزمون‌های ژنتیک مولکولی به‌عنوان استاندارد طلایی، از جمله MLPA برای شناسایی حذف‌ها و دوپلیکاسیون‌های اگزونی، Targeted Sequencing ژن‌های سارکوگلایکان و در صورت لزوم Whole Exome Sequencing، امکان تأیید قطعی نوع سارکوگلایکوپاتی را فراهم می‌سازند. این فرآیند یکپارچه، پایه تشخیص صحیح و برنامه‌ریزی درمانی و مشاوره ژنتیک را تشکیل می‌دهد. البته پیشرفت LGMDR4 معمولاً سریع‌تر از سایر انواع سارکوگلایکوپاتی‌هاست و به دلیل گستره وسیع فنوتیپ و همپوشانی علائم، تمایز دقیق LGMDR4 از سایر انواع LGMD تنها بر اساس معاینات بالینی یا تصویربرداری ممکن نیست (5).

از نظر شیوع، سارکوگلایکوپاتی‌ها در سراسر جهان پراکندگی دارند و شیوع آن‌ها حدود ۱:۱۸۰۰۰۰تا ۱:۳۷۰۰۰۰ برآورد شده است (1). با این حال، الگوی توزیع جهش‌ها در جمعیت‌های مختلف یکسان نیست و عواملی نظیر ازدواج‌های خویشاوندی سبب افزایش بروز انواع مغلوب LGMD، از جمله سارکوگلایکوپاتی‌ها، در مناطق خاص می‌شود (5).

Alavi وهمکاران در سال 2017 مطالعه ای که بر روی 25 بیمار مبتلا به سارکوگلایکوپاتی ایرانی انجام دادند که در این مطالعه 15 جهش مختلف در ژن های SGCA, SGCB, SGCG, SGCDشناسایی شد که از این بینLGMD2E شایع ترین نوع سارکوگلایکوپاتی در این جمعیت بیماران ایرانی بود. البته در این مطالعه بیمارانی از استان سیستان و بلوچستان نیز حضور داشتند که یک حذف بزرگ در اگزون 2 ژن SGCB داشتند (1).

ten Dam و همکاران در سال 2019 مطالعه ای برروی بیماران مبتلا به فرم مغلوب limb-gridle و MMD[2] در هلند انجام دادند و در نتایج این مطالعه مشخص شد که LGMD2E تنها 6 درصد از بیماران را شامل میشود ولی LGMD2A شایع ترین نوع دراین جمعیت بود (6).

Mojbafan و همکاران در سال 2020 مطالعه ای را بر روی 112 بیمار مبتلا به فرم مغلوب limb-gridle انجام دادند. در این مطالعه جهش های مختلفی بر روی ژن های متعددی از جملهCAPN3, DYSF, SGCA,SGCB شناسایی شد که از این بین حذف اگزون 2 در ژن SGCB شایع ترین نوع جهش در این گروه بود (7).

Alonso-Pe´rez و همکاران در سال 2020 مطالعه ی کوهورتی را بر روی بیماران اروپایی مبتلا به سارکوگلایکوپاتی ها انجام دادند و طیف بالینی و ژنتیکی گروه بزرگی از بیماران اروپایی را تعیین کردند (3).

با وجود گستردگی مطالعات جهانی در زمینه سارکوگلایکوپاتی‌ها، اطلاعات مربوط به طیف جهش‌های ژنSGCB و به‌ویژه فراوانی جهش حذف اگزون ۲ در جمعیت‌های مختلف، به‌ویژه جوامع با ساختار ژنتیکی خاص مانند استان سیستان و بلوچستان، بسیار محدود است. این در حالی است که شناسایی جهش‌های شایع در جمعیت‌های بومی، نقش کلیدی در ارتقای دقت تشخیص، مشاوره ژنتیک، امکان تشخیص پیش از لانه‌گزینی (PGD) و برنامه‌ریزی راهبردهای درمانی آینده‌نگر از جمله ژن‌درمانی دارد.

از سوی دیگر، LGMDR4 یکی از شدیدترین فرم‌های سارکوگلایکوپاتی‌هاست و بروز زودهنگام ضعف عضلانی، همراه با درگیری قلبی و تنفسی، کیفیت زندگی بیماران و خانواده‌های آنان را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد (5). در بسیاری از موارد، پیشرفت بیماری سریع بوده و از دست رفتن توان حرکتی پیش از نوجوانی رخ می‌دهد (3). بنابراین شناسایی زیرگروه دقیق بیماران و جهش مسئول بیماری به‌طور مستقیم با پیش‌آگهی، پایش عملکرد تنفسی و قلبی و نیز مدیریت درمانی بیماران ارتباط دارد. از طرفی تشخیص الگوی جهش مختص استان باعث کاهش هزینه های تشخیص و افزایش سرعت روند تشخیص می شود که به نوبه ی خود می تواند تاثیر به سزایی در کاهش آمار بیماران جدید در استان شود.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که در برخی جمعیت‌ها، وجود Founder Mutationsموجب افزایش قابل‌توجه فراوانی برخی جهش‌های خاص شده است. اما تاکنون هیچ مطالعه نظام‌مند درباره وجود یا نبود چنین الگوهایی در ژن SGCB در جمعیت سیستان و بلوچستان انجام نشده است. با توجه به نرخ بالای ازدواج‌های خویشاوندی در این استان و بروز موارد متعدد LGMD در کلینیک‌های عصبی ـ عضلانی منطقه، بررسی فراوانی حذف اگزون ۲ ژن SGCB می‌تواند ارزش تشخیصی و اپیدمیولوژیک بسیار بالایی داشته باشد.

علاوه بر این، از آنجا که تاکنون تنها درمان‌های علامتی برای این بیماری‌ها در دسترس است و درمان‌های مولکولی نوین از جمله ژن‌درمانی، ویرایش ژنی در مرحله تحقیقاتی هستند، وجود داده‌های دقیق ژنتیکی برای انتخاب بیماران مناسب و طراحی مطالعات آینده اهمیت بنیادین دارد (4).

بنابراین، انجام پژوهش حاضر نه‌تنها به روشن شدن الگوی جهش‌های بیماری‌زا در منطقه کمک می‌کند، بلکه می‌تواند گامی اساسی در جهت توسعه امکانات تشخیصی، کاهش بار بیماری در جمعیت، و افزایش کیفیت مراقبت از بیماران مبتلا به LGMD در کشور باشد.



[1] Limb-girdle muscular dystrophies

[2] Miyoshi muscular dystrophy

مشکل جاری که سیاست گزار با آن مواجه است کدام است؟
محل اول بکارگیری نتایج تحقیق
پیشنهاد اول نحوه کاربرد
چارچوب و فلسفه پژوهش و پارادایم
روش های موجود کدامها هستند؟
منافع و مضرات روشهای موجود کدامند؟
سوالات و / یا فرضیات پژوهش

1.فراوانی حذف اگزون ۲ ژن SGCB در پرونده‌های گذشته‌نگر بیماران مبتلا به LGMD در جمعیت موردمطالعه بر اساس سن شروع بیماری، جنسیت، قومیت و سابقه خانوادگی چقدر بوده است؟

2.چه درصدی از بیماران با اختلال ایمونوهیستوشیمی سارکوگلایکان، در ارزیابی ژنتیکی دارای حذف اگزون ۲ هستند ؟

3.آیا حذف اگزون ۲ شایع‌ترین نوع جهش در بیماران سارکوگلایکوپاتی استان سیستان و بلوچستان است؟

هدف کلی طرح

تعیین فراوانی جهش حذف اگزون 2 ژن SGCB در بیماران مبتلا به دیستروفی عضلانی Limb-gridle در استان سیستان و بلوچستان

محل دوم بکارگیری نتایج تحقیق
پیشنهاد دوم نحوه کاربرد
اهداف اختصاصی

1. تعیین فراوانی حذف اگزون ۲ ژن SGCBدر بیماران مبتلا به LGMD ارجاع‌شده به مراکز تخصصی ژنتیک و نورولوژی استان سیستان و بلوچستان بر اساس سن شروع بیماری، جنسیت ، قومیت و سابقه خانوادگی

2. تحلیل همبستگی بین یافته‌های ژنتیکی و فنوتیپی برای ایجاد یک الگوی تشخیصی کاربردی جهت بیماران مشکوک به LGMDR4

4.تدوین یک الگوریتم پیشنهادی تشخیص مولکولی در سارکوگلایکوپاتی‌ها با تأکید بر نقش حذف اگزون ۲ ژن SGCB در جمعیت سیستان و بلوچستان.

چرا پیام تحقیق شما حلال مشکل جاری است؟
پیام تحقیق شما چه منافعی از نظر هزینه، کارایی و بهره وری برای مدیر دارد؟
سازمانها، مراکز و موسسات و سایر بهره برداران بالقوه دستاوردهای طرح

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

بیمارستان‌ها و کلینیک‌های نورولوژی و طب فیزیکی

دانشگاه های علوم پزشکی سراسر کشور به خصوص استان سیستان و بلوچستان

مراکز مشاوره ژنتیک و آزمایشگاه های تشخیص ژنتیک پزشکی

اداره کل بهزیستی

شبکه های بهداشت ودرمان

سازمان‌های ارائه‌دهنده خدمات درمانی حمایتی (از جمله انجمن‌های بیماران عضلانی)

محل سوم بکارگیری نتایج تحقیق
اهداف كاربردی

این پژوهش با هدف شناسایی فراوانی جهش حذف اگزون ۲ ژن SGCB در بیماران مبتلا به دیستروفی عضلانی کمربندی در استان سیستان و بلوچستان انجام می‌شود تا با تعیین الگوی جهشی بومی، دقت و سرعت تشخیص ژنتیکی به‌طور قابل‌توجهی افزایش یابد. نتایج طرح، زمینه‌ساز کاهش هزینه‌های تشخیص، ارتقای کیفیت مشاوره ژنتیک، و امکان اجرای غربالگری هدفمند در خانواده‌های پرخطر خواهد بود. همچنین شناسایی جهش‌های شاخص منطقه می‌تواند مسیر انجام PGD و انتخاب بیماران مناسب برای مداخلات نوین، مانند ژن‌درمانی، را تسهیل کرده و در نهایت موجب کاهش بار بیماری در استان شود.

پیشنهاد سوم نحوه کاربرد
تعریف واژه های تخصصی

1.دیستروفی عضلانی کمربندی (Limb-Girdle Muscular Dystrophy; LGMD)
گروهی از بیماری‌های ژنتیکی پیشرونده که عمدتاً با ضعف عضلات پروگزیمال، به‌ویژه عضلات کمربند شانه‌ای و لگنی، مشخص می‌شوند و به‌صورت اتوزومال غالب یا مغلوب به ارث می‌رسند.

۲. سارکوگلایکان‌پاتی‌ها
زیرمجموعه‌ای از LGMDهای اتوزومال مغلوب که ناشی از جهش در ژن‌های کدکننده پروتئین‌های سارکوگلایکان( SGCA، SGCB، SGCG، SGCD) هستند و منجر به نقص کمپلکس سارکوگلایکان در سارکولم می‌شوند.

3. LGMDR4 (LGMD2E)
نوعی از سارکوگلایکان‌پاتی‌ها که به‌علت جهش در ژن SGCBرخ می‌دهد و با فقدان یا کاهش β-سارکوگلایکان همراه است؛ معمولاً فنوتیپ شدید با شروع در کودکی دارد.

4. بیماری‌های اتوزومال مغلوب (Autosomal Recessive Disorders)
اختلالات ژنتیکی که تنها در صورت وجود دو نسخه جهش‌یافته از ژن بروز می‌کنند. این الگوی وراثت در جمعیت‌های با ازدواج فامیلی بیشتر دیده می‌شود.

5. ژن SGCB
ژن کدکننده پروتئین β-سارکوگلایکان، یکی از اجزای اصلی کمپلکس سارکوگلایکان در عضلات اسکلتی و قلبی که نقش اساسی در پایداری غشای سلول عضلانی دارد.

۵. اگزون (Exon)
بخش کدکننده ژن که پس از فرایند پردازش RNA در پروتئین ترجمه می‌شود. حذف یک اگزون ممکن است باعث تولید پروتئین ناقص یا غیرفعال شود.

۶. حذف اگزونی (Exonic Deletion)
نوعی تغییر ساختاری ژنی که طی آن یک یا چند اگزون به‌طور کامل از ژن حذف می‌شود و می‌تواند منجر به اختلال عملکرد پروتئین شود.

برای اجرای راه حل پیشنهادی شما چه موانع و حمایتهایی وجود دارند؟
نوع مطالعه

توصیفی–تحلیلی

محل چهارم بکارگیری نتایج تحقیق
پیشنهاد چهارم نحوه کاربرد
جامعه مورد مطالعه(معرفی مشارکت کنندگان)/ محیط پژوهش(معیارهای ورود و خروج ذکر شوند)

جامعهی هدف این پژوهش شامل تمامی بیمارانی است که با تظاهرات بالینی مشکوک به دیستروفی عضلانی کمربندی (LGMD) از طرف متخصصان نورولوژی یا دیگر پزشکان مرتبط (کلینیک‌های نوروموسکولار، مراکز ژنتیک، واحدهای توان‌بخشی) به بخش ژنتیک ارجاع شده‌اند. مطالعه دارای دو مؤلفه است:

  • بخش گذشته‌نگر: پرونده‌های بیماران مراجعه‌کننده طی دورهی مشخص گذشته (1400-1403) که قبلاً تحت ارزیابی بالینی و تست ژنتیک قرار گرفته‌اند و اطلاعات بالینی و مولکولی آن‌ها در دسترس است.
  • بخش آینده‌نگر: بیماران جدیدی که در طول دورهی اجرای مطالعه (از تاریخ آغاز تا پایان مطالعه) به بخش ژنتیک ارجاع می‌شوند و تحت پروتکل مطالعه قرار می‌گیرند.

معیار های ورود:

1. ارجاع از سوی پزشک متخصص: بیمارانی که توسط متخصصین مرتبط به واحد ژنتیک ارجاع شده‌اند.

2. تشخیص بالینی مشکوک به LGMD

3.در دسترس بودن نمونه یا اطلاعات ژنتیکی:

برای بخش گذشته‌نگر: وجود پرونده بالینی کامل و نتایج آزمایش‌های ژنتیک

  • برای بخش آینده‌نگر: موافقت برای نمونه‌گیری و انجام آزمایش‌های مولکولی طبق پروتکل مطالعه.

4. سکونت یا محل تولد/اصل خانوادگی: ساکن یا دارای ریشهیخانوادگی در استان سیستان و بلوچستان (برای تحلیل‌های اپیدمیولوژیک منطقه‌ای).

5. رضایت آگاهانه: در بخش آینده‌نگر، کسب رضایت کتبی بیمار یا ولی قانونی (در افراد کمتر از سن قانونی) برای شرکت در مطالعه و نمونه‌گیری.

معیار های عدم ورود و یا خروج

1. تشخیص قطعی غیر :LGMD بیمارانی که تشخیص قطعی بیماری عضلانی دیگری (مثلاً دیستروفی دوشن/بکر با تأیید مولکولی، میوپاتی التهابی، میوپاتی متابولیک) دارند.

2. عدم وجود داده‌های کلیدی در پرونده (برای گذشته‌نگر): پرونده‌های ناقص که فاقد اطلاعات لازم باشند.

3. عدم موافقت برای شرکت (برای آینده‌نگر): بیمار یا ولی قانونی که رضایت آگاهانه را امتناع کند.

4.نمونهی نامناسب برای تحلیل مولکولی: نمونه‌های بیولوژیک با کیفیت پایین یا کافی نبودن مقدار DNA برای انجام روش‌های مولکولی مورد نظر.

حجم نمونه و روش محاسبه آن

کلیه بیماران معرفی شده از سال 1400 تا 1405

روش نمونه گیری(نحوه تخصیص تصادفی و همسانسازی در صورت لزوم ذکر شود)

در دسترس

روش و ابزار جمع آوري داده ها / صحت و استحکام داده ها (پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی ضمیمه شود)

فرم اطلاعاتی مستخرج از پرونده

روش اجرای طرح(با جزئیات بطور کامل شرح داده شود)

بیماران معرفی شده با تشخیص لیمب گردل جهت بررسیهای مولکولی انتخاب می گردند. پس از کسب رضایت نامه اخلاقی،  تکمیل پرسشنامه و جمع آوری اطلاعات، از هر فرد شرکت کننده در مطالعه  حداقل5   میلی لیتر خون محیطی گرفته شده و در لوله های حاوی EDTA در دمای 20- درجه سانتیگراد تا زمان استخراج DNAنگهداری میشود. استخراج  DNA  از لنفوسیتهای خون محیطی با استفاده از روش استاندارد Salting out انجام می شود.

با استفاده از پرایمرهای اختصاصی جهت تعیین حذف اگزون 2 ژن SGCB PCR انجام و محصول PCR  بر روی ژل آگارز 2% الکتروفورز میگردد

همچنین اطلاعات بالینی و نتایج تست از پرونده‌های بیماران مراجعه‌کننده از سال (1400 تا 1403) که قبلاً تحت ارزیابی بالینی قرار گرفته‌اند و تست ژنتیک برای آنها انجام شده است استخراج و در فرم اطلاعاتی ثبت میگردند

روش تجزیه، تحليل و توصیف داده‌ها (نمونه‌اي از جدول توخالي ضميمه شود و روش هاي آماري مورد استفاده به طور كامل توضيح داده شود)(کیفی و کمی)

بخش توصیفی نتایج از طریق جدول آمار های توصیفی ، میانگین ،انحراف معیار ،درصد فراوانی و جداول و نمودارها بیان می شود و برای تحلیل نتایج از آزمون کای دو استفاده میکنیم . سطح معناداری آزمون ها 0.05 تعریف می‌شود

ملاحظات اخلاقی

راهنمای اخلاقی پژوهشهای ژنتیک پزشکی در جمهوری اسلامی ایران:

کدهای 1،2،5،6،7،8،9،10،11،13،14،15، مد نظر قرار خواهد گرفت.

1- پژوهش‌های ژنتیک بر روی آزمودنی انسانی تنها در صورتی از نظر اخلاقی مجاز به‌شمار می‌آیند که با هدف ارتقا یا پیشرفتِ حداقل یکی از موارد زیر طراحی شده باشند:

1-1ـ تشخیص، طبقه‌بندی یا غربالگری بیماری‌ها یا ناتوانی‌هایی که منشأ ژنتیک دارند.

2-1 ـ بررسی یا تشخیص استعداد ابتلا به بیماری‌.

3-1 ـ ارائه‌ی مشاوره به افراد یا زوج‌ها جهت تعیین خطر ابتلای فرزند آن‌ها به بیماری‌ها یا معلولیت‌های دارای منشأ ژنتیک

4-1 ـ پیشگیری یا درمان بیماری‌ها یا توان‌بخشی

5-1 ـ بررسی‌های حقوقی، جنایی، مدنی و دیگر اقدامات قضایی و پزشکی قانونی

6-1 ـ پژوهش‌های ژنتیک جمعیت‌شناختی

2- انجام هر گونه پژوهش که دربردارنده‌ی موارد یا با اهداف زیر باشد، از نظر اخلاقی نادرست است:

1-2- به‌نژادی (یوژنیکز)

2-2 - شبیه‌سازی تولید مثلی انسان

3-2 - تبعیض یا انگ زنی (Stigmatization) فردی یا گروهی

4-2 - نقض کرامت انسانی یا حقوق و آزادی‌های بنیادین انسان

3- هر گونه مطالعه یا دستکاری بر روی ژنوم انسان باید بعد از بررسی دقیق و جامع خطرات و عوارض احتمالی آن برای فرد آزمودنی و نسل‌های بعد و حصول اطمینان از فقدان عوارض جدی و غالب بودن منافع احتمالی به خطرات احتمالی به انجام برسد.

4- هر گونه دستکاری ژنتیک در انسان‌که قابل انتقال به نسل‌های آتی باشد از نظر اخلاقی نادرست است، مگر مواردی که ماهیت درمانی (شامل پیشگیری، درمان، یا توانبخشی) داشته باشند.

5- اخذ رضایت آزادانه و آگاهانه از آزمودنی- یا نماینده‌ی قانونی او در موارد لزوم - باید همانند دیگر انواع پژوهش‌ها بر روی آزمودنی انسانی، منطبق با مندرجات راهنمای عمومی و سایر راهنماهای اختصاصی اخلاق در پژوهش کشور انجام گیرد.

6- در مواردی که داده‌های ژنتیک انسانی یا نمونه‌های بیولوژیک با هدف پژوهشی جمع‌آوری شده باشند، آزمودنی این اختیار را دارد که رضایت اولیه‌ی خود را لغو کند، مگرآن‌که این اطلاعات به‌طور غیر قابل بازگشت به هیچ فرد مشخصی قابل استناد نباشد. لغو رضایت نباید موجب خسارت یا جریمه‌ای برای آزمودنی شود.

7- اگر پژوهش شامل انجام آزمون‌(ها)یی باشد که ممکن است نتایج پیش‌گویی‌کننده‌ای در ارتباط با سلامت یا سایر جنبه‌های زندگی آزمودنی داشته باشند، علاوه بر حصول اطمینان از درک مناسب ماهیت و پی‌آمدهای آزمون از سوی آزمودنی در طی فرایند اخذ رضایت، باید مشاوره‌ی‌ ژنتیکی مناسب برای او فراهم شود. مشاوره‌ی ژنتیک ‌باید غیرجهت‌دار، بدون پیش‌داوری، بدون قضاوت‌، شاملرهنمود‌های متناسب با شرایط فرهنگی فرد و دربرگیرنده‌ی حداکثر منافع وی باشد.

8- هنگامی که پژوهش شامل آزمون‌(ها)یی باشد که ممکن است نتایج پیش‌گویی‌کننده‌ای در ارتباط با سلامت یا سایر جنبه‌های زندگی بستگان یا نزدیکان آزمودنی داشته باشد، باید نحوه‌ی اطلاع‌رسانی احتمالی به ایشان –یا محرمانه ماندن نتایج – در طی فرایند اخذ رضایت مورد بحث قرار گیرد و در رضایت‌نامه درج شود.

9- به بیمارانی که دچار معلولیت یا بیماری ارثی هستند و هم‌چنین به حاملان بدون علامت بیماری، یا افراد مستعد (ثابت‌شده یا مشکوک) ‌باید در زمان مناسب و به روش مناسب، آگاهی لازم در مورد امکانات موجود در زمینه‌ی بیماری داده شود. ضمناً اگر به دلایلی، درمان یکی از بستگان بیمار لازم باشد، پزشک ‌باید پس از اخذ رضایت فرد مورد مطالعه یا نماینده‌ی قانونی وی, به بستگان او اطلاعات لازم را ارائه کند.

10- هیچ فردی را نباید از دسترسی به داده‌های ژنتیکی خود منع کرد.

11- داده‌های ژنتیک و نمونه‌های بیولوژیک جمع‌آوری شده، نباید برای هدف دیگری که با مفاد رضایت کسب شدهمغایرت دارد به‌کار گرفته شوند.

12- اگر ارتباط داده‌های ژنتیک انسانی با فرد به‌طور برگشت‌ناپذیر قطع شده باشد، این داده‌ها را مشروط به کسب مجوز کمیته‌ی اخلاق می‌توان مورد استفاده قرار داد.

13- دستاوردهای حاصل از پژوهش بر داده‌های ژنتیکی انسانی باید در اختیار جامعه قرار گیرد.

14- مطالعه بر روی ژنوم انسانی در شکل طبیعی آن نباید منجر به کسب منافع انحصاری فردی شود.

15- تشخیص ژنتیکی پیش از تولد باید تنها در صورتی انجام ‌شود که برای سلامت جنین یا مادر سودمند باشد.

همچنین از کدهای دفترچه راهنمای عمومی عضو و بافت نیز استفاده می گردد

کدهای 1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12

'راهنمای عمومی اخلاق در پژوهش های علوم پزشکی دارای آزمودنی انسانی در جمهوری اسلامی ایران سال '1392-

کدهای اخلاق 1-2-3-4-5-6-7-8-9-11-12-13-14-15-16-16-17-18-19-20-21-22-23-24-25-26-27-28-29-30-31 مد نظر قرار خواهد گرفت.

  1. هدف اصلی هر پژوهش‌باید ارتقای سلامت انسان‌ها توأم با رعایت کرامت و حقوق ایشان باشد.

  2. در پژوهش بر آزمودنی انسانی، سلامت و ایمنی فرد فرد آزمودنی‎ها در طول و بعد از اجرای پژوهش، بر تمامی مصالح دیگر اولویت دارد. هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی انجام می‌گیرد، باید توسط افرادی طراحی و اجرا شود که تخصص و مهارت بالینی لازم و مرتبط را داشته باشند. در کارآزمایی‌های بالینی بر روی بیماران یا داوطلبهای سالم نظارت پزشک دارای مهارت و دانش متناسب الزامی است.

  3. پژوهش بر انسان فقط در صورتی توجیهپذیر است که منافع بالقوهی آن برای هر فرد آزمودنی بیشتر از خطرهای آن باشد. در پژوهشهای دارای ماهیت غیر درمانی، سطح آسیبی که آزمودنی در معرض آن قرار میگیرد نباید بیشتر از آنچه باشد که مردم عادی در زندگی روزمرهی خود با آن مواجه میشوند. حصول اطمینان ازاین امر برعهدهی طراحان، مجریان و همکاران پژوهش و تمامی شوراهای بررسی یا پایشکنندهی پژوهش از جمله کمیتهی اخلاق در پژوهش است.

  4. مواردی از قبیل سرعت، سهولت کار، راحتی پژوهشگر، هزینهی پایینتر و/ یا صرفاً عملی بودن آن به هیچ وجه نباید موجب قرار دادن آزمودنی درمعرض خطر یا زیان افزوده یا تحمیل هر گونه محدودیت اختیار اضافی به وی شود.

  5. قبل از آغاز هر پژوهش پزشکی ، باید اقدامات اولیه جهت به حداقل رساندن زیان احتمالی وارده به آزمودنیها و تامین سلامت آنها انجام گیرد.

  6. در کارآزمایی های بالینی دوسوکور که آزمودنی از ماهیت دارویی یا مداخلهای که برای وی تجویزشده بیاطلاع است، پژوهشگر باید تدابیر لازم جهت کمکرسانی به آزمودنی در صورتلزوم و در شرایط اضطراری را تدارک ببیند.

  7. اگر در حین اجرای پژوهش مشخص شود که خطرات شرکت در این پژوهش برای آزمودنیها بیش از فواید بالقوهی آن است، باید آن پژوهش بلافاصله متوقف شود.

  8. طراحی و اجرای پژوهشهایی که بر روی آزمودنی انسانی انجام میگیرند، باید منطبق با اصول علمی پذیرفته شده بر اساس دانش روز و مبتنی بر مرور کامل منابع علمی موجود و پژوهشهای قبلی آزمایشگاهی، و در صورت لزوم، حیوانی مناسب باشد. مطالعات حیوانی باید با رعایت کامل اصول اخلاقی کار با حیوانات آزمایشگاهی انجام شوند.

  9. در پژوهشهای پزشکی که ممکن است به محیط زیست آسیب برسانند، باید احتیاطهای لازم در جهت حفظ و نگهداری و عدم آسیب رسانی به محیط ریست انجام گیرد.

  10. هر پژوهشی باید بر اساس و منطبق بر یک طرحنامه (پروپوزال) به انجام برسد. در کارآزماییهای بالینی باید علاوه بر طرح نامه، دستورالعمل (پروتکل) نیز تهیه و ارائه شود. طرحنامه و دستورالعمل باید شامل تمامی اجزای ضروری باشد. از جمله بخش ملاحظات اخلاقی، اطلاعات مربوط به بودجه، حمایت کنندهها، وابستگیهای سازمانی، موارد تعارض منافع بالقوهی دیگر، مشوقهای شرکت کنندگان، پیش بینی درمان و یا جبران خسارت افراد آسیب دیده در پژوهش .در مواردی که لازم است رضایتنامهی آگاهانه بهصورت کتبی اخذ شود، فرم رضایتنامه باید تدوین و به طرحنامه پیوست شده باشد. پیش از تصویب یا تأیید طرحنامه از سوی کمیتهی مستقل اخلاق در پژوهش، نباید اجرای پژوهش شروع شود.

  11. کمیتهی اخلاق در پژوهش علاوه بر بررسی و تصویب طرحنامه و دستورالعمل، این حق را دارد که طرح‌‌ها را در حین و بعد از اجرا را از نظر رعایت ملاحظات اخلاقی مورد پایش قرار دهد. اطلاعات و مدارکی که برای پایش از سوی کمیتهی اخلاق درخواست میشود، باید از سوی پژوهشگران در اختیار این کمیته گذاشته شود.

  12. انتخاب آزمودنیهای بالقوه از میان جمعیت بیماران یا هر گروه جمعیتی دیگر، باید منصفانه باشد، بهنحوی که توزیع بارها (خطرات یا هزینهها) و منافع شرکت در پژوهش، در آن جمعیت و کل جامعه، تبعیضآمیز نباشد.

  13. کسب رضایت آگاهانه و آزادانه در هر پژوهشی که بر روی آزمودنی انسانی اجرا میشود، الزامی است. این رضایت باید به شکل کتبی باشد. در مواردی که اخذ رضایت آگاهانهی کتبی غیر ممکن یا قابل صرفنظر باشد، باید موضوع با ذکر دلایل به کمیتهی اخلاق منتقل شود. در صورت تأیید کمیتهی اخلاق، اخذ رضایت کتبی قابل تعویق یا تبدیل به رضایت شفاهی یا ضمنی خواهد بود.

  14. اگر در طول اجرای پژوهش تغییری در نحوه اجرای پژوهش داده شود یا اطلاعات جدیدی به دست آید که احتمال داشته باشد که بر تصمیم آزمودنی مبنی بر ادامهی شرکت در پژوهش تاثیر گذار باشد، باید موضوع به اطلاع کمیتهی اخلاق رسانده شود و در صورت موافقت کمیته با ادامهی پژوهش، مراتب به اطلاع آزمودنی رسانده شود و رضایت آگاهانه مجددا اخذ گردد.

  15. پژوهشگر باید از آگاهانه بودن رضایت اخذشده اطمینان حاصل کند. برای این منظور، در تمامی پژوهشهای پزشکی، اعم از درمانی و غیردرمانی، پژوهشگر موظف است فرد در نظر گرفته شده بهعنوان آزمودنی را از تمامی اطلاعاتی که میتوانند در تصمیمگیری او مؤثر باشند، بهنحو مناسبی آگاه سازد. این اطلاعات مشتملند بر: عنوان و اهداف پژوهش، طول مدت پژوهش، روشی که قرار است بهکار گرفته شود (شامل احتمال تخصیص تصادفی به گروهمورد یا شاهد)، منابع تأمین بودجه، هر گونه تعارض منافع احتمالی، وابستگی سازمانی پژوهشگر، و فواید و زیانهایی که انتظار میرود مطالعه در بر داشته باشد. همچنین، هر آزمودنی باید بداند که میتواند هر لحظه که بخواهد از مطالعه خارج شود و باید دربارهی خطرات و زیانهای بالقوهی ناشی از ترک زودرس پژوهش آگاه و پشتیبانیشود. پژوهشگر همچنین باید به تمامی سؤالات و دغدغههای این افراد، با حوصله و دقت پاسخ بدهد. این موارد باید در رضایتنامهی آگاهانه منعکس شود.

  16. پژوهشگر باید از آزادانه بودن رضایت اخذ شده اطمینان حاصل کند. رفتارهایی که به هر نحوی متضمن تهدید، اغوا، فریب و یا اجبار باشد موجب ابطال رضایت آزمودنیمیشود. به فرد باید فرصت کافی برای مشاوره با افرادی که مایل باشد – نظیر اعضای فامیل یا پزشک خانواده - داده شود. همچنین، در پژوهشهایی که پژوهشگر مقام سازمانی بالاتری نسبت به آزمودنی داشته باشد، دلایل این شیوهی جذب آزمودنی، باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود، در این موارد شخص ثالث و معتمدی باید رضایت را دریافت کند.

  17. .پژوهشگر ارشد مسؤول مستقیم ارائهی اطلاعات کافی و به زبان قابل فهم برای آزمودنی ، اطمینان از درک اطلاعات ارائه شده، و اخذ رضایت آگاهانه است. در مواردی که بنا بهدلیلی، نظیر زیاد بودن تعداد آزمودنیها، این اطلاعرسانی از طریق شخص دیگری انجام میگیرد، این پژوهشگر ارشد است که مسؤول انتخاب فردی آگاه و مناسب برای این کار و حصول اطمینان از تأمین شرایط مذکور در این بند است.

  18. در پژوهشهایی که از مواد بدنی (شامل بافتها و مایعات بدن انسان) یا دادههایی استفاده میشود که هویت صاحبان آنها معلوم یا قابل کشف و ردیابی است، باید برای جمعآوری، تحلیل، ذخیرهسازی و /یا استفادهی مجدد از آنها رضایت آگاهانه گرفته شود. در مواردی که اخذ رضایت غیرممکن باشد یا اعتبار پژوهش را خدشهدار کند، میتوان در صورت بررسی مورد و تصویب کمیتهی اخلاق ، از دادهها یا مواد بدنی ذخیره شده، بدون اخذ رضایت آگاهانه استفاده کرد.

  19. عدم قبول شرکت در پژوهش، یا ادامه ندادن به همکاری، نباید هیچگونه تأثیری بر خدمات درمانی که در همان مؤسسه – نظیر بیمارستان – به فرد ارائه میشود، داشته باشد. این موضوع باید در فرایند اخذ رضایت آگاهانه، به آزمودنی اطلاع داده شود.

  20. در مواردی که آگاه کردن آزمودنی دربارهی جنبهای از پژوهش باعثکاهش اعتبار پژوهش می شود، ضرورت اطلاعرسانی ناکامل از طرف پژوهشگر باید توسط کمیتهی اخلاق تأیید شود. بعد از رفع عامل این محدودیت، باید اطلاعرسانی کامل به آزمودنی انجام گیرد.

  21. برخی از افراد یا گروههایی از مردم، نظیر ناتوانان ذهنی، کودکان، جنین و نوزاد، بیماران اورژانسی، یا زندانیانکه ممکن است بهعنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کنند، نمیتوانند برای دادن رضایت، آگاهی یا آزادی لازم را داشته باشند. این افراد یا گروهها آسیبپذیر دانسته میشوند و باید مورد حفاظت ویژه قرار گیرند.

  22. از گروههای آسیبپذیر هیچگاه نباید (به دلایلی چون سهولت دسترسی ) به عناون آزمودنی ترجیحی استفاده شود. پژوهش پزشکی با استفاده از گروهها یا جوامع آسیبپذیر تنها در صورتی موجه است که با هدف پاسخگویی به نیازهای سلامت و اولویتهای همان گروه یا جامعه طراحی و اجرا شود و احتمال معقولی وجود داشته باشد که همان گروه یا جامعه از نتایج آن پژوهش سود خواهد برد.

  23. در پژوهش بر روی گروههای آسیبپذیر، وظیفهی اخذ رضایت آگاهانه مرتفع نمیشود. در مورد افرادی که سرپرست قانونی دارند، پژوهشگر موظف است که علاوه بر اخذ رضایت آگاهانه از سرپرست قانونی، متناسب با ظرفیت خود فرد، از وی رضایت آگاهانه اخذ کند. در هر حال، باید به امتناع این افراد از شرکت در پژوهش احترام گذاشته شود.

  24. اگر در حین اجرای پژوهش، آزمودنی دارای ظرفیت، ظرفیت خود را از دست بدهد یا آزمودنی فاقد ظرفیت، واجد ظرفیت شود، باید با توجه به تغییر حاصله، رضایت آگاهانه برای ادامهی پژوهش از سرپرست قانونی یا خود فرد اخذ شود.

  25. پژوهشگر مسؤول رعایت اصل رازداری و حفظ اسرار آزمودنیها و اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از انتشار آن است. همچنین، پژوهشگر موظف است که از رعایت حریم خصوصی آزمودنیها در طول پژوهش اطمینان حاصل کند. هرگونه انتشار دادهها یا اطلاعات بهدست آمده از بیماران باید بر اساس رضایت آگاهانه انجام گیرد.

  26. هر نوع آسیب یا خسارت ناشی از شرکت در پژوهش باید بر طبق قوانین مصوب جبران خسارت شود. این امر باید در هنگام طراحی پژوهش لحاظ شده باشد. نحوهی تحقق این امر ترجیحاً بهصورت پوشش بیمهای نامشروط باشد.

  27. در پایان پژوهش، هر فردی که بهعنوان آزمودنی به آن مطالعه وارد شده است، این حق را دارد که دربارهی نتایج مطالعه آگاه شود و از مداخلات یا روشهایی که سودمندیشان در آن مطالعه نشان داده شده است، بهرهمند شود.

  28. پژوهشگران موظفند که نتایج پژوهشهای خود را صادقانه ، دقیق، و کامل منتشر کنند. نتایج، اعم از منفی یا مثبت، و نیز منابع تأمین بودجه، وابستگی سازمانی، و تعارض منافع – در صورت وجود – باید کاملاً آشکارسازی شوند. پژوهشگران نباید در هنگام عقد قرارداد انجام پژوهش، هیچ گونه شرطی را مبنی بر حذف یا عدم انتشار یافتههایی که از نظر حمایت کنندهی پژوهش مطلوب نیست، بپذیرند.

  29. نحوهی گزارش نتایج پژوهش باید ضامن حقوق مادی و معنوی تمامی اشخاص مرتبط با پژوهش، از جمله خود پژوهشگر یا پژوهشگران، آزمودنیها و مؤسسهی حمایت کنندهی پژوهش باشد.

  30. گزارشها و مقالات حاصل از پژوهشهایی که مفاد این راهنما را نقض کردهاند، نباید برای انتشار پذیرفته شوند.

  31. روش پژوهش نباید با ارزشهای احتماعی، فرهنگی و دینی جامعه در تناقض باشد.

محدودیتهای اجرائی طرح و پیش بینی جهت حل آنها

. ناقص یا پراکنده بودن پرونده های گذشته نگر

راهکار: تدوین فرم استخراج داده استاندارد و مینیمال و آموزش تیم استخراج داده قبل از آغاز کار، استفاده از روش های آماری برای مدیرت داده های مفقود

2. کیفیت پایین یا ناکافی بودن نمونه های بیولوژیک

راهکار: درصورت امکان تماس با بیماران جهت اخذ نمونه جدید

3.خطای انتخاب نمونه (بیماران ارجاع شده به بخش ژنتیک ممکن است نماینده تمام بیماران استان نباشند)

راهکار: گسترش همکاری با کلینیک‌های متعدد در استان (شبکه‌سازی با بیمارستان‌های شهرستانی) برای افزایش پوشش نمونه‌ها.

کلمات کلیدی

دیستروفی عضلانی کمربندی( (LGMD، سارکوگلایکوپاتی، ژن SGCB، حذف اگزون 2، LGMDR4

فهرست منابع و مراجع

1.            Alavi A, Esmaeili S, Nilipour Y, Nafissi S, Tonekaboni SH, Zamani G, et al. LGMD2E is the most common type of sarcoglycanopathies in the Iranian population. J Neurogenet. 2017;31(3):161–9.

2.            Wicklund MP, Kissel JT. The limb-girdle muscular dystrophies. Neurologic clinics. 2014;32(3):729–49.

3.            Alonso-Pérez J, González-Quereda L, Bello L, Guglieri M, Straub V, Gallano P, et al. New genotype-phenotype correlations in a large European cohort of patients with sarcoglycanopathy. Brain. 2020;143(9):2696–708.

4.            Bouchard C, Tremblay JP. Limb-Girdle Muscular Dystrophies Classification and Therapies. J Clin Med. 2023;12(14).

5.            Marchetti GB, Valenti L, Torrente Y. Clinical Determinants of Disease Progression in Patients With Beta-Sarcoglycan Gene Mutations. Front Neurol. 2021;12:657949.

6.            Ten Dam L, Frankhuizen WS, Linssen W, Straathof CS, Niks EH, Faber K, et al. Autosomal recessive limb-girdle and Miyoshi muscular dystrophies in the Netherlands: The clinical and molecular spectrum of 244 patients. Clin Genet. 2019;96(2):126–33.

7.            Mojbafan M, Bahmani R, Bagheri SD, Sharifi Z, Zeinali S. Mutational spectrum of autosomal recessive limb-girdle muscular dystrophies in a cohort of 112 Iranian patients and reporting of a possible founder effect. Orphanet J Rare Dis. 2020;15(1):14.

حق نپذیرفتن یا انصراف
بیمار باید بداند که شرکت اودر اين پژوهش کاملاً داوطلبانه است و مجبور به شرکت در اين پژوهش نيست و در صورت عدم شرکت از مراقبت‌هاي معمول تشخيصي و درماني محروم نخواهد شد او باید بداند كه حتي پس از موافقت با شركت در پژوهش مي‌تواند هر وقت كه بخواهد، پس از اطلاع به مجري، از پژوهش خارج شود و خروج اواز پژوهش باعث محرومیت از دریافت خدمات درمانی معمول برای اونخواهد شد.

شرکت من در مطالعه کاملاً اختیاری است و آزاد خواهم بود که از شرکت در مطالعه امتناع نموده یا هر زمان که مایل بودم بدون آنکه تغییری در نحوه رفتار پزشک درمانگر یا نحوه درمان و مراقبت از بیماری اینجانب ایجاد شود از پژوهش مذکور خارج شوم.

رضایت
او باید بداند که اگر اشکال يا اعتراضي نسبت به دست اندركاران يا روند پژوهش دارد مي تواند با كميته اخلاق در پژوهش دانشگاه تماس گرفته و مشکل خود را به صورت شفاهي يا كتبي مطرح نمايد. در انتهای فرم قید گردد : اينجانب موارد فوق‌الذکر را خواندم و فهميدم و بر اساس آن رضايت آگاهانه خود را براي شركت در اين پژوهش اعلام مي‌کنم. اينجانب ……………… خود را ملزم به اجراي تعهدات مربوط به مجري در مفاد فوق دانسته و متعهد مي‌گردم در تأمين حقوق و ايمني شركت كننده در اين پژوهش تلاش نمايم

با توجه به اطلاعات موجود در این فرم و توضیحات حضوری مجری یا همکاران طرح موافقت خود را با شرکت در این مطالعه اعلان می نمایم. یک نسخه از این فرم به من داده شده و فرصت خواندن آن را داشته ام

معرفی پژوهش/ اهداف پژوهش
(عین عبارت هدف پروپوزال را کپی نکنید. بلکه با جملاتی که برای مردم قابل فهم باشد (برای سواد حدود پنجم ابتدایی )هدف را برای شرکت کنندگان توضیح دهید.) در تمام این متن در صورتیکه شرکت کننده کودک یا فرد فاقد ظرفیت تصمیم گیری است باید مواردیکه منظور از "من"، فرد شرکت کننده بوده است به "کودک" یا "فرد تحت سرپرستی من" اصلاح شود و مواردیکه منظور از "من"، رضایت دهنده است به من به عنوان "ولی" یا "قیم قانونی" اصلاح شود.

در این پژوهش قصد داریم با استفاده از نمونه ی خون بیماران مشکوک به دیستروفی عضلانی LGMD حذف اگزون 2 ژن SGCB بررسی کنیم و در نهایت فراوانی این جهش را در جمعیت بیماران استان سیستان و بلوچستان اندازه گیری کنیم

خون گیری
(آیا طرح شما نیاز به خونگیری دارد یا خیر)

بعد از کسب رضایت از بیماران 5 سی سی خون ازبیماران گرفته خواهد

نحوه همکاری/ مزایا ی طرح
(در این بخش برای شرکت کنندگان به زبان ساده توضیح دهید که: چه مداخله ای بر روی آنها صورت میگیرد. چه اقدامات پاراکلینیکی بر روی آنها انجام میشود. چه نمونه ای و با چه حجمی از آنها میگیرید در این مدت چند نوبت مراجعه باید داشته باشند و به چه فواصلی چه اقداماتی را در پیگیری آنها انجام میدهید. (حتی میتوانید سود بالقوه ای که شرکت کنندگان میتوانند از شرکت در این پژوهش ببرند بنویسید. این سود میتواند شرح احتمال درمان یا تشخیص بهتر بیماریشان، دریافت خدمات سلامت رایگان و یا پرداخت مشوق مالی در ازای جبران همکاریشان باشد)

از میزان فراوانی این جهش در جمعیت استان سیستان و بلوچستان مطلع خواهیم شد و از این نتایج برای تسریع در تشخیص بیماران و ناقلان استفاده خواهد شد تا بتوان از تولد بیمار جدید جلوگیری کرد

عوارض جانبی
(منظور عوارض و میزان احتمال بروز آنها در این مطالعه است)

ندارد

جبران عوارض احتمالی
(برای آنکه شرکت کننده بتواند ارزیابی مناسبی از سود و زیان شرکت در پژوهش شما داشته باشد لازم است بتواند سود و زیان مداخلات معمول و مداخلات این پژوهش را مقایسه کند. به عنوان مثال میزان موفقیت و میزان عوارض هریک را مقایسه کند.) - او باید بداند كه اگر در حين و بعد از انجام پژوهش هم هر مشكلي اعم از جسمي و روحي به علت شرکت در اين پژوهش برایش پيش آمد درمان عوارض، و هزينه‌هاي آن و غرامت مربوطه بر عهده مجري خواهد بود.

ندارد

هزینه های مربوط به انجام طرح تحقیقاتی
(تمام مداخلات پژوهشی باید برای بیمار رایگان باشد و بیمار بداند شامل چه مواردی هستند. )

طرح فاقد هزینه می باشد

روش های جایگزین
در صورت عدم تمایل به شرکت در مطالعه چه روش های درمانی برای بیمار ارائه خواهد شد

ندارد

محرمانه بودن
بیمار باید بداندکه دست اندر كاران اين پژوهش، كليه اطلاعات مربوط به او را نزد خود به صورت محرمانه نگه‌داشته و فقط اجازه دارند نتايج كلي و گروهي اين پژوهش را بدون ذکر نام و مشخصات بیمار منتشر كنند. و كميته اخلاق در پژوهش با هدف نظارت بر رعایت حقوق وی مي‌تواند به اطلاعات ایشان دسترسي داشته باشد.

نتایج آزمایشها و روشهای به کار رفته به اطلاع بیمار خواهد رسید و این نتایج بصورت کاملاً محرمانه و صرفاً جهت مقاصد پژوهش به کار خواهد رفت و  بیماری وی در چارچوب قانون و جامعه و خانواده محرمانه خواهد ماند.

پاسخگویی به پرسش ها
در این بخش نام و اطلاعات دسترسی فردی از عوامل پژوهش را که بتواند اطلاعات صحیح و کافی در اختیار شرکت کنندگان قرار دهند و در مورد عوارض و نگرانیها راهنمایی لازم را ارائه دهند ذکر شود

مجریان طرح پاسخگو میباشند.

تخصص
عنوان پیام پژوهشی ( حداکثر 20 کلمه)
پیام کلیدی (حداکثر 80 کلمه)
متن پیام پژوهشی ( حداکثر240 کلمه)
اهمیت موضوع(50 کلمه)
مهمترین نتایج طرح به زبان غیر تخصصی(70 کلمه)
موارد کاربرد نتایج طرح (80 کلمه)
تأثیرات و کاربردها
محدودیت‌های شواهد چه بودند؟
آیا این خبر می‌تواند از نظر اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بهداشتی، ارزش های دینی و قوانین سازمان غذا و دارو، تبعاتی داشته‌باشد؟
در صورتی که این طرح منتج به مقاله شده است لینک مقاله درج شود
منابع و مراجع : حداکثر چهار مرجع اصلی استفاده شده در طرح تحقیقاتی مورد نظر را ذکر نمایید
پرسشنامه یا فرم اطلاعاتی

این طرح فرم اطلاعاتی ندارد


پیوست ها
hide/show

نام فایل تاریخ درج فایل اندازه فایل دانلود
12020-12026.docx1404/12/19462370دانلود
12026-1.docx1405/02/05507685دانلود